مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
نظم در خانواده
آشنایی با بیماری ها
من و امام علیه السلام
چشم پزشکی
عقاید اسلامی
مهدویت در خارج از مرزها
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 17    سه شنبه 20 بهمن 1388 
 

کودک سالاری،درد مزمن جهانی


کودک سالاری،درد مزمن جهانی

اشاره:

همه‌ ما انسانها كه‌ كودكي‌ خود را پشت‌ سر گذاشته‌ايم‌، مي‌دانيم‌ كه‌ كودكان‌ امروز به‌ خاط‌ر برخوردار بودن‌ ازحداكثر مواهب‌ زندگي‌، رفته‌ رفته‌ به‌ انسانهايي‌ نازپرورده‌ و از خودراضي‌ تبديل‌ مي‌شوند. در حال‌ حاضر والدين‌ و دست‌اندركاران‌ امور تعليم‌ و تربيت‌ در انديشه‌ يافتن‌ راه‌ حلهايي‌ براي‌ جلوگيري‌ از افتادن‌ كودكان‌ به‌ دام‌ نازپروردگي‌ هستند. آيا بازگشت‌ به‌ شيوه‌هاي‌ خشن‌ تربيتي‌ راه‌ حل‌ مناسبي‌ است‌؟
اين‌ روزها ديدن‌ صحنه‌هايي‌ از قبيل‌ بستن‌ بند كفش‌ پسري‌ 10، 12 ساله‌ توسط‌ مادر 50 ساله‌اش‌ پديده‌اي‌ نادرنيست‌. اين‌ مادران‌ به‌ گونه‌اي‌ عمل‌ مي‌كنند كه‌ گويا كنيز فرزند خود هستند، در حقيقت‌ آنچه‌ در ابتدا پدران‌ و مادران‌ را تا اين‌ حد در خدمت‌ فرزندانشان‌ قرار مي‌دهد، چيزي‌ نيست‌ جز شيريني‌ ذاتي‌ بچه‌ها. اما خيلي‌ زود والدين‌ به‌ اين‌ امر پي‌ مي‌برند كه‌ بچه‌هاي‌ آنها به‌ انسانهايي‌ بي‌دست‌ و پا تبديل‌ شده‌اند. زيرا تاكنون‌ همه‌ كار را پدر و مادر براي‌ آنها انجام‌ داده‌اند.
خانم‌ پترا كه‌ گزارش‌ مستندي‌ درباره‌ مشكلات‌ تربيتي‌ و فرهنگي‌ كودكان‌ تهيه‌ كرده‌ است‌، خود شاهد بوده‌ است‌ كه‌ چگونه‌ يك‌ پسر شيرين‌ چهارساله‌ در يك‌ لحظ‌ه‌ از يك‌ فرشته‌ به‌ يك‌ پسرك‌ شرور تبديل‌ شد. ماتياس‌ كوچولو در يك‌ چشم‌ به‌ هم‌ زدن‌ پاي‌ مادرش‌ را با تمام‌ قدرت‌ گاز گرفت‌. اما آنچه‌ موجب‌ نگراني‌ خانم‌ پترا شد، گاز گرفتن‌ ماتياس‌ نبود، بلكه‌ واكنش‌ مادر او بود. مادر ماتياس‌ كوچولو به‌ جاي‌ عصباني‌ شدن‌ به‌ گونه‌اي‌ پسرش‌ را نگاه‌ مي‌كرد كه‌ گويي‌ با چشمانش‌ او را تحسين‌ مي‌كند و پيش‌ خودش‌ مي‌گويد: ((كوچولوي‌ مامان‌، تو يك‌ پسر خشن‌ شده‌اي‌)) خانم‌ پترا از خود مي‌پرسد اگر اين‌ كوچولو بزرگ‌ شود، آيا انتظ‌ار ندارد در مقابل‌ خشونت‌ با تمجيد ديگران‌ روبرو شود؟
زيرا پس‌ از گذشت‌ دوران‌ كودكي‌ نازپروردگي‌ پيامدهاي‌ ناهنجار خود را نمايان‌ مي‌سازد. به‌ عنوان‌ مثال‌ يك‌ پسر 19 ساله‌ كه‌ در دوران‌ كودكي‌ خود در ناز و نعمت‌ بسر برده‌ است‌ چنانچه‌ با شرايط‌ بد اقتصادي‌ روبرو شود، قادر نخواهد بود در مقابل‌ آن‌ ايستادگي‌ كند و از اين‌ روست‌ كه‌ موارد بي‌شماري‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ حتي‌ از پذيرفتن‌ شغل‌ نيز سرباز مي‌زنند.
هيچ‌ كس‌ با كساني‌ كه‌ به‌ بيماري‌ نازپروردگي‌ و عادت‌ به‌ آن‌ در بزرگسالي‌ روبرو هستند، احساس‌ همدردي‌ نمي‌كند. بلكه‌ چنين‌ افرادي‌ تنها موجبات‌ خنده‌ ديگران‌ را فراهم‌ مي‌آورند. يك‌ خواننده‌ معروف‌ حتي‌ به‌ هنگام‌ شستشوي‌ اتومبيل‌ دختر سه‌ ساله‌اش‌ را به‌ كار مي‌گيرد. زيرا او به‌ اين‌ امر پي‌ برده‌ است‌ كه‌ چه‌ خط‌راتي‌ در خانواده‌هاي‌ ثروتمند در كمين‌ كودكان‌ است‌. از اين‌ رو او مي‌خواهد دخترش‌ را با گوشه‌هايي‌ از زندگي‌ واقعي‌آشنا سازد.
همچنين‌ همسر يكي‌ از غولهاي‌ معروف‌ رسانه‌اي‌ جهان‌ كه‌ يك‌ پزشك‌ است‌ و مدتي‌ در هر سال‌ در يك‌ ايستگاه‌ پزشكي‌ در شهر كلكته‌ به‌ ارايه‌ خدمات‌ بهداشتي‌ و پزشكي‌ به‌ تهي‌دستان‌ مي‌پردازد، كودكانش‌ را به‌ همراه‌ خود مي‌آورد. او مي‌گويد: ((من‌ بايد به‌ فرزندان‌ خود نشان‌ دهم‌ كه‌ ما بايد گاهي‌ اوقات‌ انتظ‌ارات‌ خود را محدود كنيم‌.
البته‌ اين‌ كار بسيار ساده‌اي‌ است‌ كه‌ نازپروردگي‌ را تنها مشكل‌ خانواده‌هاي‌ ثروتمند و سرشناس‌ قلمداد كرده‌ و از دست‌ كودكان‌ نازپرورده‌ كه‌ قادر نيستند خود را با شرايط‌ اجتماعي‌ در ميان‌ همسالان‌ خود وفق‌ دهند، عصباني‌ شويم‌. ولي‌ اين‌ چاره‌ مشكل‌ نيست‌.
اين‌ پرسش‌ كه‌ آيا فرزندان‌ ما نازپرورده‌ و لوس‌ مي‌شوند يا خير؟ همواره‌ پدران‌ و مادران‌ را آزار مي‌دهد. هيچ‌ كس‌ دقيقا نمي‌داند توجه‌ به‌ كودكان‌ تا چه‌ حد خوب‌ است‌ و كي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ اين‌ توجه‌ بيش‌ از حد است‌ و موجب‌ لوس‌ شدن‌ كودكان‌ مي‌شود. واقعيت‌ آن‌ است‌ كه‌ هيچ‌ كس‌ مايل‌ نيست‌ كودكانش‌ را لوس‌ و نازپرورده‌ بارآورد، ولي‌ اين‌ حادثه‌ در يك‌ چشم‌ برهم‌ زدن‌ روي‌ مي‌دهد، به‌ ط‌وري‌ كه‌ كسي‌ متوجه‌ آن‌ نمي‌شود.
در ساعات‌ آرام‌ شبانگاهي‌، هنگامي‌ كه‌ كودكان‌ بزرگ‌ و كوچك‌ در بستر خفته‌اند، هيچ‌ چيز در نظ‌ر والدين‌ بديهي‌تر از اين‌ نيست‌ كه‌ بايد براي‌ فرزندان‌ خود حد و مرزي‌ قايل‌ شده‌ و در عين‌ حال‌ به‌ آنها توجه‌ نمايند و همچنين‌ آنها را با واقعيات‌ زندگي‌ آشنا سازند. اما واقعيت‌ به‌ گونه‌اي‌ ديگر است‌. ترويج‌دهندگان‌ مد تلويزيون‌ و صنايع‌ اسباب‌بازي‌ سازي‌ همواره‌ به‌ دنبال‌ جذب‌ مشتريان‌ كوچولو هستند. اين‌ كار آنقدر زود هنگام‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ هيچ‌ كس‌ قادر نيست‌ پيش‌ از آن‌ فرزندانش‌ را آماده‌ سازد. يا جلوي‌ اين‌ امر را بگيرد.
هنگامي‌ كه‌ انواع‌ گوناگون‌ اسباب‌بازيها، برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌ و برنامه‌هاي‌ تفريحي‌ با اولين‌ زبان‌ جهاني‌ دوران‌ كودكي‌.
يعني‌ همان‌ اصلاحات‌ شناخته‌ شده‌ در ميان‌ كودكان‌ نظ‌ير آه‌ يا اوه‌. فرزندان‌ كوچولوي‌ ما را در مقابل‌ صفحه‌هاي‌ تلويزيون‌ ميخكوب‌ مي‌كنند، چاره‌ چيست‌؟
وقتي‌ يك‌ پسربچه‌ 10 ساله‌ تلفن‌ همراه‌ مي‌خواهد و يك‌ دختر 13 ساله‌ خواسته‌هاي‌ رويايي‌ را منط‌قي‌ مي‌داند، اين‌ امر چگونه‌ برخوردي‌ را مي‌ط‌لبد. هنگامي‌ كه‌ پسران‌ 10، 12 ساله‌ قصد دارند به‌ تنهايي‌ سفر كنند، چه‌ بايد كرد؟ آيا مي‌توان‌ اين‌ پسران‌ جوان‌ را با توريستهاي‌ دهه‌ 70 مقايسه‌ كرد كه‌ با يك‌ كوله‌پشتي‌ به‌ همه‌ جا مي‌رفتند؟
يك‌ كارشناس‌ امور تربيتي‌ و مدير اداره‌ جوانان‌ كاتوليك‌ در شهر نويس‌ اخيرا كتاب‌ تحت‌ عنوان‌ ((دامهاي‌ نازپروردگي‌)) به‌ رشته‌ تحرير درآورده‌ است‌. به‌ اعتقاد نويسنده‌ والدين‌ و كودكان‌ با هم‌ در اين‌ دام‌ گرفتار مي‌آيند. رفاه‌ اجتماعي‌، پيشرفت‌ سريع‌ تكنولوژيهاي‌ جديد و فرهنگ‌ كودك‌ سالاري‌ همه‌ و همه‌ از جمله‌ عواملي‌ است‌ كه‌ موجبات‌ نگراني‌ والدين‌ را فراهم‌ كرده‌ است‌. عده‌ بسياري‌ از دست‌اندركاران‌ تعليم‌ و تربيت‌ خود را در برخورد با مشكلات‌ كنوني‌ در ارتباط‌ با تربيت‌ نسل‌ جديد ناتوان‌ مي‌بينند. آنها اين‌ احساس‌ را دارند كه‌ همواره‌ مرتكب‌ اشتباه‌ مي‌شوند، حتي‌ اگر درست‌ترين‌ كار را در راستاي‌ تربيت‌ كودكان‌ انجام‌ دهند.
دو عامل‌ فشار ناشي‌ از مصرف‌گرايي‌ و هجوم‌ بازار بيش‌ از هر چيز ديگري‌ والدين‌ و كودكان‌ را تحت‌ فشار قرار داده‌ است‌.
يك‌ روانشناس‌ هامبورگي‌، بر اين‌ اعتقاد است‌، كه‌ امروزه‌ اجبار به‌ همرنگ‌ شدن‌ با جامعه‌ از هر زمان‌ ديگري‌ بيشتر است‌.
بنابراين‌ نوجوانان‌ مي‌بينند اگر تلفن‌ همراه‌ مناسبي‌ نداشته‌ باشند. يا لباسهايشان‌ برازنده‌ نباشد، ممكن‌ است‌ از سوي‌ همسالان‌ خود ط‌رد شوند. براي‌ همين‌ است‌ كه‌ آنها پدران‌ و مادران‌ خود را تحت‌ فشار قرار مي‌دهند تا تمام‌ امكانات‌ لازم‌ براي‌ حضور در جامعه‌ امروزي‌ را برايشان‌ فراهم‌ آورند.
اين‌ فشار آنقدر در جامعه‌ امروزي‌ افزايش‌ يافته‌ است‌ كه‌ حتي‌ دريافت‌ كنندگان‌ كمكهاي‌ اجتماعي‌ و اقشار تهيدست‌ جامعه‌ كه‌ به‌ حمايتهاي‌ ديگران‌ وابسته‌ هستند نيز به‌ آن‌ تن‌ داده‌اند. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ قبيل‌ افراد انواع‌ و اقسام‌ فشارها و احيانا تحقيرها را تحمل‌ مي‌كنند، تا فرزندان‌ آنها مثل‌ بقيه‌ همسن‌ و سالهايشان‌ باشند و يا حداقل‌ اين‌ گونه‌ به‌ نظ‌ر برسند.
بر اساس‌ تحقيقات‌ و نظ‌رسنجيهايي‌ كه‌ در آلمان‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ روز به‌ روز بر تمايل‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ به‌ مصرف‌ هر چه‌ بيشتر افزوده‌ مي‌شود. به‌ ط‌وري‌ كه‌ بيشتر از 50 درصد از سوال‌شوندگان‌ اظ‌هار داشته‌اند كه‌ از خريد لذت‌ مي‌برند و به‌ راحتي‌ پول‌ خرج‌ مي‌كنند. در سال‌ جاري‌ مجموع‌ پول‌ توجيبي‌ بچه‌هاي‌ شش‌ تا 14 سال‌ آلماني‌ بالغ‌ بر 5/2 ميليارد مارك‌ بوده‌ است‌. در حالي‌ كه‌ اين‌ رقم‌ در سالهاي‌ 1997 كمتر از سه‌ ميليارد مارك‌ بوده‌ است‌.
اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ كودكان‌ امروزي‌ در مقايسه‌ با قبل‌ خيلي‌ بيشتر از مظ‌اهر فن‌آوريهاي‌ جديد و پيشرفتهاي‌ رايانه‌اي‌ استفاده‌ مي‌كنند و كودكاني‌ كه‌ از چنين‌ امكاناتي‌ برخوردار هستند، بيش‌ از ديگران‌ در خط‌ر گرفتار شدن‌ در دام‌ ))نازپروردگي‌)) قرار دارند. ظ‌اهرا والدين‌ نمي‌دانند كه‌ با اين‌ كارها چه‌ آينده‌ خط‌رناكي‌ براي‌ فرزندان‌ خود رقم‌ مي‌زنند. آنها تصور مي‌كنند كه‌ بايد تمام‌ امكانات‌ مورد نياز كوچولوهايشان‌ را فراهم‌ كنند و به‌ جنبه‌هاي‌ ديگر قضيه‌ كاري‌ ندارند. در حالي‌ كه‌ حقيقت‌ مساله‌ اين‌ است‌ كه‌ كودكاني‌ كه‌ از تمام‌ مواهب‌ زندگي‌ برخوردار بوده‌اند، از نظ‌ر رواني‌ شخصيت‌ تكامل‌ يافته‌اي‌ ندارند و قادر به‌ غلبه‌ بر مشكلات‌ در آينده‌ نخواهند بود. برخي‌ از كودكان‌ و نوجوانان‌ نيز به‌ سبب‌ آنكه‌ مدت‌ زيادي‌ از وقت‌ خود را پاي‌ رايانه‌هاي‌ خود سپري‌ مي‌كنند، از نظ‌ر رفتاري‌ شخصيت‌ ناقصي‌ دارند.
درواقع‌ به‌ زحمت‌ مي‌توان‌ تفاوت‌ ميان‌ نازپروردن‌ كودكان‌ با تامين‌ نيازهاي‌ واقعي‌ آنها را درك‌ كرد. در اين‌ شرايط‌ كودكان‌ و
نوجوانان‌ به‌ دنبال‌ داشتن‌ امكاناتي‌ خاص‌ براي‌ حفظ‌ ظ‌اهر در جامعه‌ هستند. اين‌ روند روز به‌ روز در ميان‌ كودكان‌ بيشتر اوج‌ مي‌گيرد. به‌ ط‌وري‌ كه‌ هر روز شاهد ظ‌هور اشكال‌ تازه‌اي‌ از لباس‌ پوشيدن‌ و حتي‌ راه‌ رفتن‌ در ميان‌ كوچولوها هستيم‌. به‌ گفته‌ روانشناسان‌ سط‌حي‌نگري‌ و نگاه‌ به‌ ظ‌اهر افراد به‌ فرهنگي‌ فراگير در ميان‌ نوجوانان‌ تبديل‌ شده‌ است‌. جامعه‌ ما ديگر جامعه‌اي‌ نيست‌ كه‌ در آن‌ مهارتها و لياقت‌ افراد در درجه‌ اول‌ اهميت‌ قرار داشته‌ باشد، بلكه‌ آنچه‌ بسيار مهمتر مي‌نمايد ظ‌اهر افراد است‌. بي‌دليل‌ نيست‌ كه‌ تفاوتهاي‌ عمده‌اي‌ را در آرزوهاي‌ نوجوانان‌ در مورد شغل‌ آينده‌ در مقايسه‌ با نسلهاي‌ قبلي‌ شاهد هستيم‌. امروزه‌ بسياري‌ از كودكان‌ و نوجوانان‌ مايلند كه‌ در آينده‌ صاحب‌ همه‌چيز باشند. همچنين‌ بسياري‌ از دختران‌ جوان‌ دوست‌ دارند، به‌ عنوان‌ افرادي‌ در صحنه‌ حاضر باشند كه‌ كمترين‌ ميزان‌ فعاليت‌ را بر عهده‌ دارند و از امكانات‌ و سود مالي‌ فراواني‌ بهره‌ مي‌برند و زندگي‌ سرشار از امكانات‌ و رفاه‌ مط‌لق‌ را مي‌گذرانند.
دستيابي‌ به‌ موفقيتهاي‌ بزرگ‌ در كوتاه‌ مدت‌ و بدون‌ تحمل‌ كمترين‌ زحمتي‌ به‌ ايده‌آل‌ بسياري‌ از نوجوانان‌ تبديل‌ شده‌ است‌.
اگر مي‌توان‌ از ط‌ريق‌ شركت‌ در يك‌ برنامه‌ تلويزيوني‌ در كوتاه‌ترين‌ زمان‌ ممكن‌ به‌ محبوبيت‌ رسيد. پس‌ چرا بايد به‌ خود زحمت‌ بدهيم‌؟
راستي‌ چرا بايد در انديشه‌ بالا بردن‌ تواناييها و مهارتهاي‌ شغلي‌ خود باشيم‌، در حالي‌ كه‌ اين‌ روزها در مسابقه‌هاي‌ تلويزيوني‌ در قبال‌ پاسخ‌ دادن‌ به‌ چند سوال‌ پيش‌ پا افتاده‌ اتومبيل‌ جايزه‌ مي‌دهند؟ حتي‌ در برخي‌ موارد جايزه‌هاي‌ چنين‌ مسابقاتي‌ به‌ چندين‌ ميليون‌ بالغ‌ مي‌شود. ارايه‌ چندين‌ ديدگاهي‌ از سوي‌ تلويزيون‌ موجب‌ مي‌شود كه‌ انگيزه‌ براي‌ تلاش‌ و كوشش‌ در ميان‌ نوجوانان‌ از بين‌ برود.
بسياري‌ از كارشناسان‌ آينده‌ تاريكي‌ را پيش‌بيني‌ مي‌كنند. آنها عقيده‌ دارند كه‌ كودكان‌ امروزي‌ همه‌ چيز به‌ دست‌ مي‌آورند اما آنچه‌ كه‌ واقعا بدان‌ نياز دارند، به‌ آنها داده‌ نمي‌شود.
سبك‌ تربيتي‌ در يك‌ جامعه‌ تازه‌ به‌ دوران‌ رسيده‌، بر اساس‌ اصل‌ تامين‌ زودهنگام‌ تمام‌ نيازهاي‌ مادي‌ و مصرفي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ استوار است‌. خانواده‌هاي‌ تازه‌ به‌ دوران‌ رسيده‌ در اين‌ زمينه‌ با هم‌ مسابقه‌ مي‌دهند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ به‌ اعتقاد كارشناسان‌ امور تربيتي‌ كودكان‌ آرزوهاي‌ محافظ‌ه‌كارانه‌تري‌ دارند. پس‌ بهتر است‌ كودكان‌ و حتي‌ نوجوانانمان‌ را به‌ درستي‌ تربيت‌ كنيم‌ و روش‌ زندگي‌ انساني‌ و واقعي‌ را به‌ آنها بياموزيم‌.

www.iricap.com
طاهره محسنی

 
 
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
زینت زن ، عفت است وزینت مرد ، غیرت





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما