مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
رژیم غذایی
احکام نماز
بهداشت در خانواده
پیوندهای ویژه  
مهرورزی در سیره رفتاری پیامبر...
رابطه محکم نماز شب و افزایش...
نقش انسان در ساختن بهشت و دوزخ...
روزه ماه مبارك رمضان با ما چه...
جهان از پرتو نور حضرت محمد صلی...
ضجه های جهنم از اهل ریا
نمازهاى وارده در شبهای ماه مبارک...
شرح ازدواج پیامبر (صلی الله...
آرامش و همدلی بعداز تشویش و...
ازدواج نامطلوب
مسئولیت پذیری در خانواده
مادران و نگرانی های رایج از...
حقوق والدین و فرزندان
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
مشکل بینایی فرزندتان را تشخیص...
ازدواج نامطلوب
مسئولیت پذیری در خانواده
مادران و نگرانی های رایج از...
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه عذرخواهي را به فرزندمان...
در سختی ها، یار و همدم باشید...
روزه در بیماران دیابت ی و قلبی
موسسه فرهنگی و پژوهشی ثارالله
راه هایی ساده برای محافظت از...
سیگار کشیدن تفریحی
چگونه خواب راحت و به موقعی داشته...
قصه وقصه پردازي درمثنوي مولوي
کدام بدتر است: سیگار، پیپ یا...
امام انسان مافوق است یا مافوق...
آیا تأخیر در فرج،موجب قساوت...
فرق بین غیبت و عدم وجود
حق واجب امام چیست؟
نیابت امام زمان (عچ)
مبنای قرآنی توسل به امام زمان...
حکومت حضرت سید الشهداء پس از...
برخورد امام زمان (عج) با اهل...
حزب جمهوری اسلامی و مدارا با...
نگاهی مختصر به نقاط مثبت و...
چرا کشف حجاب؟
دلیل نام گذاری حماسی سال ۱۳۹۲...
سخنرانی امام، ۱۵ خرداد و همه...
امام خمینی فرمان عفو عمومی داد...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
اسلام ستیزی، جریانی سازمان یافته...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
هر ایرانی سالی 340 قرص می خورد
عضو انجمن هیات مدیره انجمن داروسازان ایران هشدار داد : ایران از نظر میزان مصرف خودسرانه دارو سه برابر...
رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش‌بس در غزه موافقت کرد
منابع موثق از موافقت مقامات رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش بس در غزه خبر می دهند.
کرمی: می‌خواهم سومین مدال بازی‌های آسیایی را بگیرم/ باید به اتفاقات خوب در اینچئون فکر کنیم
کاپیتان تیم‌ ملی تکواندو گفت: می‌خواهم برای چهارمین بار در بازی‌های آسیایی شرکت کنم و سومین مدال خوشرنگ...
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 2540    سه شنبه 30 تیر 1388 

چگونگی انتقال مفاهیم دینی برای کودکان و نوجوانان


چگونگی انتقال مفاهیم دینی برای کودکان و نوجوانان

قسمت دوم

اشاره:

در بخش نخست این نوشتار، ضمن تقسیم بندی کودکان و نوجوانان به سه مقطع سنی، گروه سنی 5 تا 9 سال مورد توجه قرار گرفته و شیوه های بیان عقاید، شامل خداشناسی، اصول دین و صفات خداوند، برای این گروه سنی بیان شد.

نبوت

برای بیان بحث نبوت و تشریح فلسفه ی ارسال پیامبران در این مقطع (گروه سنی 5 تا 9 سال)، دو هدف عمده ی «ارسال رُسُل» که در قرآن کریم به آن اشاره شده و قابل بسط و توضیح برای کودکان این دوره می باشد، پیشنهاد می شود. این دو هدف یا برنامه انبیا یعنی مبارزه با طاغوت (نحل/36) و راهنمایی مردم (انبیا/73) قابلیت تشریح به زبان ساده و تبیین آن را استفاده از زبان تمثیل و با مدد از حکایات تاریخی را دارد.
شیوه های دیگری برای بیان فلسفه ی نبوت وجود دارد که برای کودکان دوره بعد و یا نوجوانان مناسب است که در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت. اما اکنون این دو موضوع که به عنوان دو شیوه در نظر گرفته شده است، به تفصیل بیان می شود:

1. مبارزه با طاغوت

تاریخ زندگی بشر مملو از رویدادهایی است که حاکی از ظلم زورمندان به مردم طبقه پایین و افراد ضعیف جامعه و به قول قرآن کریم «مستضعفان» می باشد. در هر دوره تاریخی عده ای که قدرت و ثروت را در اختیار داشتند به مدد این دو ابزار بر مردمان دیگر ستم روا داشته و آنان را استثمار می کردند؛ حال یا با ابزار ثروت و یا قدرت و یا با هر دو ابزار توأمان. این روند آنچنان گسترده و فراگیر شد که موضوع اختلاف طبقاتی به وجود آمد و عده ای به شکلی موروثی حاکم و قدرتمند و عده ای دیگر ضعیف و فرمانبردار محسوب می شدند. نمونه این تفاوت طبقاتی در تاریخ فراوان است، از جمله اختلاف طبقاتی در زمان فرعون میان فرعونیان و بنی اسرائیل و دوره های مختلف از جمله در ایران قبل از اسلام.
حاکمان ظالم در تمام دوران حکومت خود هیچ مانعی بر سر راه خود احساس نمی کردند و ظالمانه مردم را از ابتدایی ترین حقوقشان محروم می کردند. اما در این میان تنها علمداران مبارزه با ظلم و فساد حکومتی، پیامبران بودند که علیرغم نداشتن قدرت و امکانات مادی تنها در سایه ایمان و توکل به خدا در مقابل این ستمکاران و طاغوت ها قد علم می کردند.
برای تبیین بحث فلسفه ارسال رسل از سوی خداوند می توان به موضوع جذاب ذیل اشاره کرده و از این زاویه کودکان را با ضرورت آمدن پیامبران آشنا کرد. به عنوان مثال می توان با این تشبیه مسئله را عنوان کرد:
اگر در مدرسه یک نفر آدم قلدر باشد که با همه بچه ها دعوا می کند و همه بچه ها را می زند، خوراکی های بچه ها را از دستشان می گیرد و می خورد، اگر کسی حرفی بزند او را کتک می زند. هیچ یک از بچه ها جزئت ندارند که به او نزدیک شوند چون او دوستانی دارد که از او حمایت می کنند. در این وضعیت تنها یک راه باقی می ماند و آن این است که مدیر مدرسه یک نفر از بچه ها را که هم زور و قدرت دارد و هم دلسوز بچه های ضعیف است مأمور کند که مواظب آن دانش آموز قلدر باشد و نگذارد که بچه ها را اذیت کند. این دانش آموز خوب که در مقابل آن آدم زورگو بایستد، بچه های دیگر هم جرئت پیدا می کنند و از او حمایت می کنند. چون می دانند یک نفر هست که از آن ها حمایت می کند. چون می دانند که او فکرش کار می کند و می تواند در مقابل حیله های آن دانش آموز بایستد و دستش را بخواند. وقتی که این اتفاق افتاد و دانش آموز زورگو فهمید که بچه ها دیگر از او نمی ترسند و در مقابل او می ایستند، یا دیگر کاری به کار بچه ها ندارد و یا این که مجبور است از آن مدرسه برود.
این مثال را می توان به شیوه نمایش مدرسه ای اجرا و ضبط کرد و پس از آن که این موضوع برای بچه ها تبیین شد و ضرورت جلوگیری از ستم و مقاومت در مقابل ظلم برایشان تفهیم شد، آنگاه بحث تاریخی زورمداران و ظالمان تاریخ و پیامبران بزرگی که از طرف خداوند آمده اند و در مقابل آن ها ایستادند، بیان می شود و با پیام های کوتاه نکات مهم بحث نبوت به بچه ها گوشزد می شود که: بله بچه ها خداوند برای آن که مردم و بندگانش را دوست دارد (مثل همان آقا مدیر که دانش آموزان را دوست داشت)، کسانی را فرستاد که در مقابل افراد زورگو بایستند. این افراد پیامبر نامیده می شوند یعنی کسانی که پیام خدا را برای مردم می آورند و از آن ها می خواهند که در مقابل ظالم ها بایستند.
پیرامون موضوع ظلم ظالمان و ایستادگی پیامبران در مقابل آنان شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد که می توان از آن ها برای زیبا شدن برنامه استفاده کرد. داستان هایی مانند داستان ظلم قوم ثمود و حضرت صالح، قوم عاد و سرکشی و تکبرشان، کفر قوم حضرت الیاس، قوم لوط، قوم شعیب، ظلم نمرود، ظلم فرعون، ستم یهودیان در زمان حضرت عیسی و زنده به گور کردن دختران توسط اعراب جاهلی در زمان پیامبر.
از میان داستان های فوق، داستان ظلم نمرود و مقابله ابراهیم با او، ستم فرعون و کشتن نوزادان و ظلم اعراب جاهلی به زنان و دختران، شواهد بسیار زیبایی است که می تواند ریشه فلسفه ارسال پیامبر را به خوبی برای کودکان روشن کند:

نمونه

در زمان های قدیم در شهر بابِل – که الآن در عراق است – پادشاهی زندگی می کرد که نامش «نمرود» بود. او چراگاه های بزرگ، گله های دام، سکه های طلا، ارتش مجهز و خیلی چیزهای دیگر داشت. و برای همین به مردم زور می گفت و آن ها را مجبور می کرد که هر چه پول دارند به او بدهند. نمرود یک کار دیگر هم می کرد. او برای این که مردم را گول بزند، به یک مجسمه ساز ماهر و با تجربه پول می داد که برایش مجسمه های بزرگ و زیبا بسازد. آن وقت آن مجسمه ها را در جاهای مختلف شهر می گذاشت و به مردم می گفت که این ها خدای شما هستند. شما باید این ها را بپرستید. مردم هم که آن مجسمه های زیبا را می دیدند گول می خورند و آن مجسمه ها را می پرستیدند و هر چه پول و ثروت داشتند به پای آن مجسمه ها می ریختند. نمرود هم آن پول ها را جمع می کرد و برای خودش خانه های بزرگ می ساخت و خوشگذرانی می کرد. و اگر هم چند نفر از مرد گول نمرود را نمی خوردند و مجسمه ها را نمی پرستیدند و پول نمی دادند، نمرود آن ها را می کشت یا از شهر بیرون می کرد.
مدت ها گذشت تا این که خداوند برای این که مردم را از دست نمرود نجات دهد، حضرت ابراهیم را مأمور مقابله با نمرود کرد. حضرت ابراهیم جوانی شجاع و نترس و خیلی زرنگ بود. او به وسیله خداوند به پیامبری انتخاب شد و از نمرود خواست که دست از کارهای بدش بردارد، و مردم را گول نزند. نمرود که قدرت و ثروت زیادی داشت، حرف حضرت ابراهیم را قبول نکرد و خواست او را مجازات کند اما نتوانست. وقتی که مردم دیدند نمرود نتوانست حضرت ابراهیم را از بین ببرد، از او حمایت کردند و نمرود قدرتش کمتر و کمتر شد تا این که دیگر هیچ کس به او اعتنا نمی کرد و با ناراحتی و غصه و در حالی که اطرافیانش هم حرف او را گوش نمی کردند، مرد.
نکته 1: داستان فوق می تواند به شکل های مختلف نمایشی به این صورت که بچه ها ماسک شخصیت های مختلف داستان را به صورت بزنند. و یا به صورت انیمیشن (به همین اختصاری که ذکر شده و نه به صورت مفصل و ذکر جزییات قصه حضرت ابراهیم) و یا به صورت تصویر نقاشی و نریشن کار شود.
نکته 2: با توجه به این که هدف از نقل این داستان، بیان یکی از فلسفه های ارسال انبیا بود از ذکر تفصیلی داستان و بیان جزییات، که کودک را از درک هدف کلی باز می دارد، خودداری شده است و سعی شده نمای کلی و ساده ای از یک حادثه و نتیجه ی آن ذکر شود.

2. راهنمایی مردم

موضوع دیگر که می توان از طریق آن فلسفه و هدف پیامبران را برای کودکان بیان کرد، موضوع «راهنمایی مردم» است. در این باره همانند شیوه قبل ابتدا با یک مثال ملموس از زندگی روزمره کودکان مسئله بیان می شود و سپس با القای پیام ساده و کوتاه، شاهد یا شواهد تاریخی این موضوع عرضه می شود. به عنوان مثال در یک یا چند ساختار مختلف تلویزیونی که قابلیت بیان این موضوع وجود دارد، این داستان بیان می شود.

نمونه

کودکی برای خرید یا کار دیگر به خیابان آمده و رفته رفته تا این که چند خیابان از خانه اش دور شده. هنگام برگشتن، راه خانه اش را کم می کند و هر چه می گردد نمی تواند خانه اش را پیدا کند. او وقتی خسته و درمانده شده از ترس گریه می کند. در همین حین یک نفر جلو می آید و می گوید: «چی شده؟ گم شدی؟»
کودک باز هم گریه می کند و حرفی نمی زند. آن شخص جلو می آید و می پرسد: «خانه تان کجاست؟ بچه کی هستی؟»
کودک نشانی خانه شان و نام پدرش را می گوید. آن شخص جلو می آید تا دستش را بگیرد و می گوید: «بیا تا من خانه تان را پیدا کنم».
اما کودک می ترسد و نمی پذیرد چون او قبلاً شنیده بود که عده ای هستند که بچه ها را می دزدند. مرد اصرار می کند و می گوید خانه شان را بلد است و نشانی کوچه شان را که مثلاً یک درخت دارد می دهد. اما کودک باز هم می ترسد و قبول نمی کند. مرد می گوید که دوست پدرش است و پدرش را می شناسد و نشانی پدرش را می دهد. کودک از این حرف مطمئن می شود و همراه او به راه می افتد و خانه شان را پیدا می کند.
موضوع گم شدن و راهنمایی بزرگترها، که اغلب بچه ها آن را تجربه کرده اند، می تواند مفهوم فلسفه ارسال پیامبران را برای کودکان قابل فهم تر سازد. در نمونه فوق نشانه هایی که مرد راهنما می دهد، برای تشبیه به معجزات پیامبران است تا نشان دهد که آنان از طرف خدا آمده اند و بدین طریق از مدعیان پیامبری و کسانی که به جای هدایت گمراه می کنند، باز شناخته شوند. پس از آن که این طرح با پرداخت خاص در قالب یک برنامه درآمد، می توان شواهد تاریخی پیرامون راهنمایی های پیامبران را برای مخاطبان باز گفت و به کودکان القا کرد که خداوند هم برای انسان هایی که راه راست را گم کرده اند راهنماهایی می فرستد. چون آن ها را دوست دارد و می خواهد که راهشان را پیدا کنند و آن ها همان «پیامبران» هستند. از جمله شواهد تاریخی می توان به دعوت اغلب پیامبران اشاره کرد، اما داستان پیامبرانی که قومشان دعوت آن ها را پذیرفتند برای کودکان این سن مناسب تر است. به عنوان مثال دعوتِ حضرت یونس و ایمان آوردن قومش (بدون اشاره به تنبیه الهی در حق حضرت یونس) و یا داستان پذیرش دعوتِ سلیمان از سوی ملکه سبا و هم چنین پذیرش دعوت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی مردم مکه و مدینه. پس از بیان یک یا چند نمونه تاریخی، می توان این هدف را در یک پیام کوتاه به همه پیامبران تعمیم داد و نام پیامبرانِ معروف و بزرگِ دارای کتاب را برد و ذهن کودکان را برای دانستن نکات بیشتری از پیامبران آماده کرد.

نمونه

در سال های دور در جایی دور از اینجا مردمی در شهری زندگی می کردند. مردم این شهر افراد ساده و نادانی بودند، و برای همین کارهای بدی می کردند، به همدیگر فحش می دادند، دعوا می کردند و خیلی کارهای بدِ دیگر. آن ها فکر می کردند که زندگیِ خوب همان طوری است که آن ها دارند. فکر می کردند راه درست زندگی کردن را بلدند.
مدتی که گذشت خداوند مردی به نام حضرت یونس (علیه السلام) را مأمور کرد که نزد مردم آن شهر برود و به آن ها یاد بدهد که چگونه زندگی کنند. به آن ها بفهماند که آن ها راه درست را و راه راست را گم کرده اند. حضرت یونس نزد مردم آن شهر رفت، اما هر چه با آن ها صحبت کرد آن ها به حرفش گوش ندادند. مردم فکر می کردند که راه درست را بلدند و فکر می کردند که یونس می خواهد آن ها را گول بزند. یونس هر چه گفت آن ها گوش نکردند حتی یک نفر هم حرف او را نپذیرفت. حضرت یونس از دست آن ها خسته شد و از شهر بیرون رفت و گفت: خدایا حتی یک نفر از مردم این شهر حرف مرا نمی پذیرند.
مدتی گذشت. مردم که هر روز به چهره یونس و صدای او عادت کرده بودند. دیگر او را نمی دیدند اول خوشحال شدند که او را نمی بینند، اما مدتی که گذشت نگرانش شدند. بعد نشستند و به حرف هایش فکر کردند. وقتی به دقت به حرف هایش فکر کردند فهمیدند که یونس حرف های خوبی زده بود. فهمیدند که یونس می خواست آن ها را راهنمایی کند که بهتر زندگی کنند. آن ها فهمیدند که اگر دزدی نکنند همه خیالشان راحت است و زندگی آرامی دارند و مطمئن هستند که دیگر پولشان گم نمی شود. آن ها فهمیدند که اگر به همدیگر دروغ نگویند راحت تر زندگی می کنند، با هم مهربان تر می شوند و دوستان بیشتری پیدا می کنند.
مردم وقتی بیشتر به حرف های یونس فکر کردند بیشتر ناراحت می شدند که چرا یونس را ناراحت کردند و او از شهر رفت. برای همین منتظر ماندند، اما از یونس خبری نشد. آن ها چند نفر را به دنبال یونس به اطراف شهر فرستادند. اما باز هم نتوانستند او را پیدا کنند.
از آن طرف خداوند به یونس خبر داد که مردم می خواهند حرف تو را گوش کنند و از کارهای قبلی خود پشیمانند. یونس خوشحال شد و به شهر آمد. مردم از او استقبال کردند. و از آن روز با گوش دادن به حرف های یونس که از طرف خداوند برایشان صحبت می کرد راه راست را پیدا کردند و به زندگی خوبی همراه با مهربانی رسیدند.
برای پربارتر کردن بحث نبوت، می توان از داستان های پیامبران به صورت های مختلف استفاده کرد و تلاش نمود که پیامبران بزرگ را به صورت اجمالی و در حد فهم کودکان برای آنان معرفی کرد.
شناخت پیامبران اوالعزم، شناخت حاکمان عصر هر پیامبر، شناخت اقوام معاصر هر پیامبر و کلیاتی درباره ویژگی های شخصیتی پیامبران مانند صبور بودن، مهربان بودن با مردم بودن و دیگر ویژگی هایی که در فصل قبل در بخش معرفی انبیا آمده است، می تواند شناخت بهتر و عمیق تری از پیامبران در ذهن کودک ایجاد کند، بخصوص که در کنار آن، پیام های اخلاقی به صورت غیرمستقیم به آنان القا می شود.

نبوت خاصه

در بحث نبوت خاصه می توان به خلاصه ای از زندگی پیامبران اسلام شامل تولد، پدر، مادر، شرایط اجتماعی زمان، نوجوانی و جوانی، بعثت، هجرت، جنگ های مهم، دوستان و دشمنان و رحلت اشاره کرد هم چنین مختصری از بحث دین اسلام و اینکه ما پیرو این دین و پیرو این پیامبر هستیم، «با انگیزه ایجاد تعلق و دلبستگی به آن بزرگوار» نیز می تواند از موضوعات قابل طرح برای کودکان این دوره باشد.
بیان خصوصیات فردی ایشان، ارتباط با کودکان، عبادت، اخلاق فردی و اجتماعی نیز از مهم ترین موضوعات قابل طرح برای کودکان است.
آنچه که در این باره باید یاد آور شد این سات که نباید پیامبر گرامی اسلام را موجودی فرا واقعی و روحانی صرف و فرشته گونه، که هیچ گونه سنخیتی با موجودات زمینی و انسان ها ندارد، معرفی کرد؛ به گونه ای که کودکان نتوانند با ایشان ارتباط برقرار کنند. باید پیامبر را انسانی مثل همه انسان ها که زندگی می کرد، می خوابید، غذا می خورد، با صفات خوب و اخلاق الهی معرفی کرد، تا کودکان بتوانند الگوگیری و همانند سازی نمایند.

نمونه 1

ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
- ژولیدگی را خویش نمی داشت. خویشتن را در آینه می نگریست و موی خود را شانه می زد و مرتب می کرد.
- روزهای جمعه ناخنش را می گرفت.
- پس از غذا، دست هایش را به خوبی می شست.
- هر گاه عطسه می کرد، دست یا گوشه لباسش را مقابل چهره اش می گرفت و عطسه می کرد.
- چون خمیازه می کشید، دستش را برابر دهانش می نهاد.
- مردم، آن حضرت را به بوی خوشی که از وی به مشام می رسید، می شناختند.
- هرگز از غذایی ایراد نگرفت، اگر میل داشت می خورد وگرنه ترک می کرد.
- خنده او بیشتر و همیشه به صورت لبخند بود.
- خوشرو و خوش برخورد بود. بدون این که بخندد، همیشه لبخندی بر لب داشت.
- هنگامی که از کاری غمگین می شد، به خواندن نماز و عبادت پروردگار پناه می برد.
- شوخی می کرد اما جز حق نمی گرفت.
- اگر کسی هدیه ای برای حضرت می آورد و دیگری آنجا حاضر بود، تا آن شخص از آن هدیه نمی خورد، آن حضرت میل نمی فرمود.
- در کار منزل به اهل خانه کمک می کرد.
- خانه را جارو می کرد.
- با فرزندان اصحاب بازی می کرد و آن ها را کنار خود می نشاند.
- هرگاه میوه خوبی برای آن حضرت می آوردند... از آن میوه به کودکانی که نزدش بودند، می داد.
- می فرمود: «بوی فرزند از بوهای بهشت است. فرزندانتان را زیاد ببوسید». (1)

قرآن:

قرآن یکی از موضوعات بحث نبوت خاصه است که به دلیل اهمیت آن به عنوان معجزه پیامبر و کتاب آسمانی ما مسلمانان، لازم است که به کودکان معرفی شود. به این منظور می توان معرفی کلی از قرآن ارایه داد و برخی از مفاهیم را که برای کودکان جذاب است برای آنان بیان کرد مانند داستان های قرآنی، پیامبر در قرآن، معماهای قرآنی، حیوانات در قرآن و...

نمونه 1
کتاب زندگی

من کتاب آسمانی مسلمانان هستم. 114 سوره دارم. کوچک ترین سوره ام «کوثر» است و 3 آیه بیشتر ندارم؛ اما بزرگ ترین سوره ام «بقره» است و 286 آیه دارد.
من ساده و صمیمی هستم. هر کس مرا بخواند می تواند استفاده کند؛ اما برای آن که مرا بهتر بفهمید، شمرده و آرام مرا بخوانید. شاید بدانید که من به سی بخش مساوی تقسیم شده ام که به هر یک از آن ها «جزء» می گویند و هر قسمتم چهار بخش کوچک تر به نام «حزب» دارد؛ اما من دارای شگفتی های دیگری نیز هستم که باید دقت کرد تا آن ها را فهمید.
یک سال چند روز است؟ بله کلمه «یوم» به معنی روز، 365 بار برابر با تعداد روزهای سال در من تکرار شده است. اگر بفهمید که به اندازه ماه های سال یعنی 12 بار کلمه «ماه» در من آمده است، باز هم شگفت زده می شوید.
من داستان های شیرین و پند آموز بسیاری در بر دارم. شما با خواندن آن ها با سرگذشت کسانی که هزاران سال پیش می زیسته اند، آشنا می شوید. من در طول 23 سال بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر اسلام نازل شده ام. جبرئیل اولین بار بخش هایی از مرا در غار «حراء» بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خواند. او غروب بیرون رفت. کلمه هایی که خداوند برایش فرستاده بود، برایش عجیب بود. او به شهر رفت و مخفیانه مرا برای دوستان نزدیکش خواند من چنان شیرین و دلنشین بودم که هر کس مرا می شنید شیفته ام می شد. تا این که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فرمان خدا دعوت خود را آشکار کرد و سوره هایم را با صدای بلند در اطراف کعبه خواند و بت پرستان را به خدا پرستی دعوت کرد. بیشتر سوره های من در مکه در طول 13 سال نازل شد. سوره های آن شهر را «مکی» می گویند. بعد که مشرکین می خواستند پیامبر را بکشند او به مدینه هجرت کرد و من آنجا 10 سال دیگر بر پیامبر نازل شدم و تکمیل گردیدم. سوره های آن شهر را هم «مدنی» می گویند. امروز من با 6236 آیه در اختیار شما هستم. مسلمانان به من احترام زیادی می گذارند. در هر خانه ای هستم. شما هم هر بار که مرا می خوانید سعی کنید تا مرا بهتر بفهمید؛ چون من کتاب زندگی هستم. من در مشکلات می توانم کمکتان کنم. من «قرآن کریم» هستم. (2)

امامت

موضوع امامت اگر چه در مقایسه با دیگر موضوعات قرآنی به اختصار و به صورت کلی در قرآن آمده است، ولی با توجه به اهمیت آن به عنوان یکی از اصول مذهب، می بایست به صورت کلی در حد آشنایی کودکان با فلسفه امامت و نیاز ما به امام و هم چنین شناخت اجمالی ائمه ارایه شود.
برای تبیین نیازمندی ما به امام، دو محور کلی وجود دارد: نخست همان مباحثی که درباره ی نیاز انسان به پیامبران مطرح شد که می توان در این بحث نیز از آن ها استفاده کرد و دیگری موضوع جانشینی است که باید تجربیات کودکان را در این زمینه محور بحث قرار داد، مانند این که اگر معلم کلاس نتواند به عللی در کلاس حضور پیدا کند، آیا می توان کلاس درس را بدون معلم برگزار کرد؟ اگر این طور شود چه پیش می آید؟ چه کسی می تواند جانشین او شود و همان وظایف معلم را بر عهده داشته باشد؟ او باید چه شرایط و ویژگی هایی داشته باشد. (3) سپس از این راه فلسفه امامت و علت نیاز به امام برای کودکان بیان می شود.
برای شناخت ائمه نیز باید تنها به ذکر نام امام و این که امام چندم است بسنده کرد و از ذکر تاریخ و ولادت، شهادت و یا محل ولادت و شهادت خودداری کرد. البته می توان خصوصیات فردی هر امام را به صورت ساده به گونه ای که قابل فهم برای کودک باشد، بیان کرد.

نمونه ی 1
بیان کلیاتی از زندگی ائمه

نخستین امام ما، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. پیغمبر بزرگ اسلام، به فرمان خدا حضرت علی (علیه السلام) را به مردم معرفی کرد و سرپرستی امّت اسلامی را به او سپرد، تا بعد از خودش امام و پیشوای مردم باشد و آنان را رهبری کند.
حضرت علی (علیه السلام) پسر باهوش و زرنگی بود. گفته های پیغمبر را خوب می فهمید و عمل می کرد. هرگز دورغ نمی گفت، با ادب و شیرین زبان بود. به مردم احترام می گذاشت درستکار و پاکیزه بود. در کارها به پیغمبر کمک می کرد. پسر شجاع و نیرومندی بود. با کودکان دوست و مهربان بود. آن ها را اذیّت نمی کرد، اما هیچ کس هم جزئت نداشت او را اذیّت کند.
حضرت علی (علیه السلام) نخستین مردی بود که دعوت پیامبر اسلام را پذیرفت در آن وقت تقریباً ده سال داشت، اما آن قدر باهوش بود که خوب و بد را کاملاً می فهمید و می دانست که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) راست می گوید و از طرف خدا، پیغمبر شده است.
پس از آن، در تمام دوران پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، در غم و شادی در کنار او بود و در جنگ های بسیاری نبرد کرد و بارها جان پیغمبر را از خطر نجات داد. حضرت علی (علیه السلام) نزدیک سی سال بعد از پیغمبر، زندگی کرد. (4)

نمونه 2
بیان خصوصیات اخلاقی ائمه

حضرت علی (علیه السلام)، با همه کودکان – مخصوصاً با کودکان یتیم – بسیار مهربان بود. او اگر کودکی را می دید که گریه می کند، به آن کودک سلام می کرد، اشک هایش را پاک می کرد. او را نوازش می کرد و از او می پرسید: چرا گریه می کنی؟ چه کسی تو را اذیت کرده است؟ بیا با هم به منزل برویم. او را به منزل می برد، مانند یک پدر مهربان از او پذیرایی می کرد. اگر شیرینی یا عسل یا میوه ای در منزل داشت برایش می آورد و حتی گاهی خودش آن ها را در دهان کودک می گذاشت. (5)
حضرت امام حسن (علیه السلام) با مردم فقیر، دوست و مهربان بود. روزی در راه، چند نفر فقیر را دید که روی زمین نشسته اند و غذا می خورند. غذای آن ها چند تکّه نان خشک بود. هنگامی که آن ها حضرت امام حسن (علیه السلام) را دیدند گفتند: بفرمایید با ما غذا بخورید. امام حسن (علیه السلام) از اسب پیاده شد و پیش آن ها روی زمین نشست. سپس فرمود: ای برادران! من دعوت شما را قبول کردم، حال خواهش می کنم شما هم مهمان من شوید و به منزل من بیایید. آنان هم دعوت امام را قبول کردند.
امام حسن به منزل رفت و فرمود: من مهمان های عزیزی دارم، بهترین غذاها را برایشان تهیّه کنید. مهمان ها به منزل امام آمدند و حضرت امام حسن (علیه السلام) با احترام، از آن ها پذیرایی کرد و آن ها هم بسیار خوشحال شدند. (6)

معاد

برای بیان موضوع معاد باید دو نکته را برای دانش آموزان مطرح ساخت. ابتدا امکان وقوع معاد و این مسئله که انسان ها پس از مرگ دوباره برانگیخته و زنده می شوند و دنیا در واقع یک دوره ی موقت است و زندگی پس از این دوره دوباره جریان می یابد. برای بیان این نکته و قابل فهم بودن این مسئله می توان از شواهد مختلفی استفاده کرد:
- زنده شدن درختان در فصل بهار پس از خواب (یا مرگ) موقت در زمستان (روم/50).
- بیدار شدن حیواناتی که خواب زمستانی طولانی دارند مانند خرس، سنجاب و... .
- بیان خواب انسان ها که به نوعی مرگ است و نشانی از مرگ است.
برای بیان دو شاهد اول می توان از تصاویر زیبای درختان و حیوانات جنگل استفاده کرد. و پس از جا افتادن مسئله، پیام نهایی را به کودکان القا کرد. هم چنین پیرامون شواهد تاریخی از برنامه های داستانی و یا انیمیشن می توان بهره کافی برد.

نمونه
قیامت

بوته ای که می میرد
بار و دانه ای دارد
باز دانه را دستی
توی خاک می کارد
مرگ بوته هرگز نیست
عمر بوته را پایان
مثل آن، پس از مردن
زنده می شود انسان
زندگی اگر این بود
پست بود و بیهوده
زندگانی ما بود
قصه ای غم آلوده
مثل بوته بعد از مرگ
رشد دیگری داریم
در بهار رستاخیز
عمر بهتری داریم
بوته ی بدی حتماً
میوه بدی دارد
خوش به حال آن کس که
بذر خوب می کارد (7)
موضوع دیگری که پیرامون مسئله معاد باید مطرح شود، لزوم معاد و برانگیخته شدن انسان ها و حسابرسی روز قیامت است. در این باره می توان از این تمثیل ها استفاده کرد:
- با توجه به روایت «دنیا مزرعه ی آخرت است». تصویری از دانه فشاندن و رشد گیاهان برای مخاطبان ارائه می شود و این نکته گوشزد می گردد که دانه ها با توجه به ظرفیتشان و استعدادشان محصول خاص می دهند: گندم از گندم بروید، جو ز جو. بنابراین هر کس که دانه ای بکارد همان را دِرو می کند. هر کس بدی بکارد، بدی و هر کس نیکی بکارد، نیکی درو می کند. و بدن طریق بحث اعمال بد و خوب انسان ها مطرح می گردد.
- توجه به موضوع انعکاس صدا و نمایش تصویری این مسئله علمی و سپس استفاده بجا از این مسئله می تواند موضوع جزا و پاداش را برای کودکان قابل باور نمود. به عنوان مثال اگر کسی به کوه فحش بدهد فحش می شنود و اگر حرف خوب بزند حرف خوب می شنود.
- بیان وضعیت دو انسان به صورت فیلم داستانی و تلاششان در یک زمین زراعی که یکی کار و تلاش می کند و نتیجه اش را در فصل تابستان برداشت می کند و دیگری هیچ محصولی دریافت نمی کند چون تلاش نکرده و دانه ای نیفشانده است.
- بیان موقعیت دانش آموزانی که در کلاس مشغول تحصیل هستند و عده ای که تلاش نموده اند و درس بهتری خوانده اند نمرات خوبی می گیرند و عده ای که تلاش نکرده اند نمره قبولی نمی گیرند.
در این باره برخی از آیات قرآن که قابلیت تصویر شدن را دارند نیز می تواند مورد استفاده و استناد قرار گیرد مانند آیه های:
فأمّا من اوتی کتابه بیمینه فیقولُ هاؤُم اقرؤُا کتابیَه.
لیس للانسان الا ما سعی.
فمن یعمل مثقال ذرّهٍ خیراً یرهُ و من یعمل مثقال ذرّهٍ شرّاً یرهُ.

نمونه 1

من در کمر کش کوه
خوشحال می دویدم
ناگاه از دل کوه
صدای پا شنیدم
وقتی که ایستادم
دیگر صدا نیامد
همراه ناله باد
صدای پا نیامد
وقتی که می دویدم
بر سنگ های انبوه
صدای پای خود را
من می شنیدم از کوه
مثل صدا و کوه است
اعمال ما و دنیا
آید به سوی ما باز
هر کار زشت و زیبا (8)

نمونه 2

آخر سال، وقتی که دانش آموزان کارنامه های خود را می گیرند، عدّه ای خوشحال و خندان هستند.
آن ها کارنامه خود را به دیگران نشان می دهند و همه به آن ها تبریک و آفرین می گویند. این بچه ها کوشش کرده اند و قبول شده اند.
ولی بعضی از آن ها تا کارنامه ی خود را می گیرند ناراحت می شوند و سرشان را پایین می اندازد و با خود می گویند: ای کاش درس می خواندیم! ای کاش کوشش می کردیم! و ای کاش...
در روز قیامت هم، عده ای خوشحال و خندانند و کارنامه خود را با دست راست می گیرند و به بهشت می روند و در آن باغ های پر میوه و خرّم، با دوستان خوب زندگی می کنند. این بهشت زیبا، پاداش خوبی و نیکوکاری آن هاست.
ولی بعضی از مردم، کارنامه خود را با دست چپ می گیرند، این ها ناراحت و گریانند و سرشان را پایین می اندازند و با خود می گویند: ای کاش در دنیا خوب بودیم! ای کاش به کسی آزار نمی رساندیم. (9)

بهشت و جهنم

برای تشریح بحث بهشت می توان از تشبیه جوایزی که برای افراد شرکت کننده در یک مسابقه در نظر گرفته می شود، یا هدایایی که در آخر سال به دانش آموزان داده می شود استفاده کرد. هم چنین می توان آن را به دستمزد کارگری که مدتی برای کسی کارکرده است تشبیه نمود. و سپس به نعمت های مختلفی برای اهالی بهشت در نظر گرفته شده به توصیف بهشت پرداخت. در باب بحث جهنم صرفاً در حد یادآوری باید بسنده نمود و این نکته را نیز یادآور شد که جهنم برای افراد بد و دشمنان خدا و کسانی است که به مردم ظلم و ستم می کرده اند. و هرگز کودک را به عنوان مخاطب مستقیم از این موضوع قرار نداد.

پی نوشت ها:

1. سیدی، حسین، تصویری از بهار، صفحات متعدد.
2. مسلم ناصری، پوپک، شماره 82.
3. آموزش مفاهیم دینی، همگام با روانشناسی رشد، ص 189.
4. تعلیمات دینی، سال سوم دبستان، 1375.
5. همان، سال دوم دبستان، 1375.
6. همان.
7. مصطفی رحماندوست.
8. جعفر ابراهیمی (شاهد).
9. تعلیمات دینی، دوم دبستان، 1375.

محسن ربانی جویباری
منبع: قاصدک، شماره 29، صص 24 – 9.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   
م
عالی
پنج شنبه 28 بهمن 1389
m.m
حرف های جدیدی داشت که نیاز به بحث دارد ممنون
چهارشنبه 22 دی 1389
سرباز ولایت
با تشکر عالی بود.
سه شنبه 23 اسفند 1390








ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما