مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
نظم در خانواده
آشنایی با بیماری ها
من و امام علیه السلام
چشم پزشکی
عقاید اسلامی
مهدویت در خارج از مرزها
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 62    دوشنبه 24 فروردین 1388 

 ايمان آورده ها، ايمان بياوريد! (پرسمان ديني )

ايمان آورده ها، ايمان بياوريد! (پرسمان ديني )

خداوند در سوره نساء آيه 136 مي فرمايد: "يا ايها الذين آمنوا باالله..." كساني كه ايمان آورده اند چه نيازي به ايمان آوردن مجدد داشتند، يا ايمان مختلف است؟
 
سؤال فوق به دو پرسش قابل تفكيك است: اول آنكه آيا ايمان داراي اختلاف مراتب است؟ دوم آنكه آيا مفاد آيه 136 سوره نساء مبني بر آنكه ايمان آورده ها، ايمان بياوريد دلالت بر اختلاف مراتب ايمان دارد يا خير؟
در جواب سؤال اول، اگر در معنا و مفهوم "ايمان" دقت كنيم، به راحتي به جواب مي رسيم. رسوخ و استقرار عقيده در قلب را ايمان مي گويند(1) به گونه اي كه آن عقيده با جان و دل انسان معتقد و عالم عجين شود و در اوصاف نفساني و اعمال او جلوه كند(2). بنابراين، هيچ گاه صرف علم داشتن به چيزي يا حقيقتي را، ايمان داشتن به آن مطلب يا حقيقت نمي گويند. بعضي از آيات نيز بر اين مطلب دلالت مي كنند؛ مانند:
"كساني كه بعد از روشن شدن هدايت براي آنها، پشت به حق كردند."(3)
"آنان كه كافر شدند مردم را از راه خدا باز داشتند و پس از روشن شدن هدايت براي آنان باز به مخالفت با رسول خدا برخاستند، هرگز زياني به خدا نمي رسانند."(4)
و آن آيات الهي را از روي ظلم و سركشي انكار كردند، در حالي كه در دل به آن يقين داشتند.(5)
در اين آيات، خداوند متعال افراد كافر و مرتد و منكر را متصف به علم و يقين معرفي مي كند؛ يعني مي شود كسي به مطلبي علم داشته باشد و حتي يقين نيز داشته باشد، با اين حال نسبت به آن كافر و يا مرتد باشد. در صورتي كه كفر و ايمان نقيض همديگر هستند و هيچ گاه با هم جمع نمي شوند، و در نتيجه علم همان ايمان نيست و انسان عالم مي تواند بي ايمان نيز باشد.
با اين توضيح، معلوم مي شود كه مجرد علم به مطلبي و يقين به اين كه آن مطلب حق است و حصول ايمان كفايت نمي كند و صاحب آن علم را نمي شود مؤمن به آن چيز متصف كرد. بلكه در ايمان علاوه بر علم، فرد مؤمن بايد ملتزم به مقتضاي علم خود نيز باشد و به تعبيري بايد در برابر آن حقيقت تسليم باشد؛ تسليمي همراه با دلدادگي و داشتن عشق و علاقه به آن حقيقت، به گونه اي كه هر چند في الجمله و ناقص، آثار آن علم و اعتقاد در عمل او جلوه گر شود. به عنوان مثال، شخصي كه به يگانگي خداوند متعال در خالقيت و ربوبيت و در نتيجه در الوهيت او علم دارد، بايد آثار بندگي و عبادت در اعمال و اوصاف او ظاهر شود تا به او فرد مؤمن گفته شود. بنابراين، ايمان، علم همراه با رسوخ در قلب و ملتزم شدن به آثار آن علم است و واضح است كه هم علم و هم ملتزم شدن به آثار علم، قابليت زياد و كم شدن و يا شدت و ضعف را دارند. در نتيجه، ايمان نيز كه از اين دو جزء تشكيل شده است، قابليت زيادت و نقيصه و يا شدت و ضعف را دارد(6). در نتيجه، شخصي كه عملش نسبت به خداوند متعال و اوصاف او بيشتر است و از نظر كيفيت نيز تا مرحله يقين رسيده و همچنين در مقام عمل هيچ گاه خداوند را فراموش نمي كند و با اخلاص تمام به درگاه او بندگي مي كند، ايمانش به مراتب بيشتر از فردي است كه اجمالاً و به طور ظني علمي به وجود خداوند متعال دارد و در مقام عمل نيز بعضاً بندگي خدا را نمي كند و براي رضاي او عمل نمي كند و به عنوان مثال ايمان حضرت رسول(ص) و ائمه طاهرين(ع) با يك مسلمان و يك مؤمن معمولي قابل قياس نيست.
اكثر علما مراتب داشتن ايمان را پذيرفته اند و شواهد و دلايلي نيز در آيات و روايات وجود دارد مانند:
"تا بر ايمانشان بيفزايد."(7)
"و هنگامي كه آيات او بر آنها خوانده مي شود، ايمانشان افزون تر مي گردد."(8)
مرحوم مجلسي(ره) در جلد 69، باب 32 را مختص به رواياتي كرده كه درجات و مراتب ايمان را بيان مي كنند. از جمله اين روايات، روايت شماره 4 است كه امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند:
"همانا ايمان ده درجه دارد، مانند نردبان كه پله پله از آن بالا مي روند..." همچنين مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلد 1 "الميزان" ذيل آيات 130 تا 134 سوره بقره، 4 مرتبه براي اسلام و ايمان بيان مي كند.
جواب سؤال دوم: پس از آنكه معلوم شد ايمان داراي مراتب مختلفي است، در خصوص مفاد آيه 136 سوره نساء بايد گفت: مفسران در اطراف آن وجوهي را ذكر كرده اند.
نظر اول اين است كه "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به اهل كتاب است كه مدعي بودند ما فقط به آيين خود و اسلام ايمان مي آوريم و ديگر آيينها را قبول نداريم. خداوند در اين آيه آنها را به ايمان آوردن نسبت به تمام آيينها و پيامبر(ص) مي خواند كه ايمان صحيح اين نوع ايمان است(9). نظر دوم مي گويد: "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به منافقين و كساني است كه در ظاهر ايمان آورده اند و اين ايمان به قلبهايشان رسوخ نكرده است. بنابراين، خداوند به آنها خطاب مي كند كه ايمان قلبي و صحيح بياوريد(10).
بنا به دو تفسير بالا، اين آيه دلالتي بر مراتب ايمان ندارد زيرا ايماني كه در "يا ايها الذين آمنوا" آمده ايمان صحيح و واقعي نيست و فقط يك لفظ و اصطلاح براي آن افراد است و خداوند با "آمنوا" آنها را امر مي كند كه ايمان صحيح و حقيقي بياورند و مؤمن واقعي شوند نه مؤمن اسمي.
نظر سوم را مرحوم علامه طباطبائي(ره) در جلد 5 الميزان ذيل همين آيه مطرح مي كند كه "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به مؤمنان است و آنها را متوجه اين مطلب مي كند كه بايد ايمان اجمالي خود را نسبت به حقايقي كه در ادامه آيه مي آيد، ايماني تفصيلي كنند و به تك تك اين حقايق ايمان بياورند و به گونه اي نباشد كه به بعضي از اين معارف ايمان آورند و به بعضي ديگر نه، چرا كه اين معارف همه مرتبط و مستلزم يكديگرند و اگر كسي بخواهد به بعضي ايمان آورد و بعضي ديگر را رد كند، از صف مؤمنان خارج مي شود و در سلك منافقين و كفار درمي آيد(11).
با اين تفسير، شايد بتوان گفت كه اين آيه دلالت بر مراتب ايمان دارد و منظور از "يا ايها الذين آمنوا" مؤمناني هستند كه به صورت اجمال ايمان آورده اند و خداوند با "آمنوا" از آنها مي خواهد ايماني كامل تر و به صورت تفصيلي بياورند و مراقب باشند كه هيچ كدام از موارد ذكر شده در آيه را رد نكنند والا از صف مؤمنان خارج مي شوند.

پي نوشت ها

1) سيد محمدحسين طباطبائي(ره)، الميزان في تفسير القرآن، ج 1، ص 45
2) عبدا... جوادي آملي، تسنيم تفسير قرآن كريم، ج 2، ص 156
3) سوره محمد، آيه 25
4) سوره محمد، آيه 32
5) سوره نمل، آيه 14
6) سيد محمدحسين طباطبائي(ره)، الميزان في تفسير القرآن، ج 18، ص 260 و 259
7) سوره فتح، آيه 4
8) سوره انفال، آيه 2
9) مرحوم طبرسي(ره)، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 191
10) همان مأخذ
11) سيد محمدحسين طباطبائي(ره)، الميزان في تفسير القرآن، ج5، ص 112 و 111

روزنامه قدس

 
 
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
اگر درباره آينده نينديشيد، يقينا آينده اي هم نخواهيد داشت.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما