پاسخ: جواب پرسش فوق را ضمن چند شماره ذكر میكنیم. 1ـ از نشانههای حقانیت یك مكتب و مرام عرضه شده بر بشریت این است كه تعالیم و آموزههای آن بر پایه مصلحتها و حكمتها استوار باشد و از خرافهها و پندارها به دور ماند و مسلكی كه ساخت بشر باشد به دشواری میتواند با سنتها و مقبولات جامعه مقابله كند، بلكه اساسا میكوشد حتیالامكان از روبهرویی با خواستهها و خواهشهای نفسانی مردم دوری گزیند، بلكه در مواردی با آن همسویی نیز كند و با موجسواری هر چه سریعتر و با هزینه كمتر، جامعه را به پذیرفتن خود وا دارد. از ویژگیهای اسلام این است كه تمامی تعلیمات آن بر مبنای منطقی محكم و برهانی قاطع استوار است و اكثر آن نیز با باورها و رسوم اجتماعی آن روز در تنافی و تقابل بوده است و در حقیقت بیشترین مخالفتها و دشمنیها كه از ناحیه مشركان متوجه آن میشد، از همین جانب بود و گرنه آنان رضایت داشتند كه پیامبر اكرم(ص) از خدای خود بگوید و به خدایان و رسوم اجتماعی غلط آنان كاری نداشته باشد. بادهگساری و تشكیل مجالس عیش و نوش همراه با ساز و آواز و غنا و رقص و پایكوبی، از هنجارهای اجتماعی آن روز مردم جاهلی بود، كه اسلام با آن به مخالفت برخاست و آن را با اینكه همسو با طبع حیوانی و غرایز بشر است، حرام اعلام كرد. 2ـ در مورد برخورد اسلام با اقسام هنر به نظر میرسد در هیچ موردی از آن، اسلام پایهگذار و مؤسس نبوده است و تنها از برخی انواع آن همچون نثر زیبا و فصاحت و بلاغت در كلام به منظور پیشبرد اهداف خود بهره جسته است و با برخی نیز برخوردی اصلاحی و پیرایشی داشته است و اصولاً رسالت دین در این باره همین است. مطابق حدیثی كه ابنشعبه از حضرت صادق(ع) گزارش كرده است، تمام كارها و آلاتی كه در بر دارنده فسادند و قابلیتی جز آن ندارند، در اسلام حرامند، ولی آن ابزار و یا اموری كه هم كاربرد فسادآمیز دارند و هم در جهات مفید و مصلحتها به كار میافتند، حرمت و یا حلال بودن آن، بسته به محتوا و جهتی است كه آن وسیله و یا كار دارد. و بدان علت كه در آن دوران آلات موسیقی كاربردی جز در جهت فساد و فحشا نداشته است در این روایت این گونه ابزارها از وجوه فساد محض شمرده شده و هر گونه كاری در این رابطه حرام معرفی شده است.(1) همچنان كه در روایات دیگر نیز به طور مطلق از استعمال و یا گوش دادن بدان نهی گردیده است،(2) ولی این بدان معنا نیست كه اگر در دورانی دیگر استفادههای سالم و دور از فسادهایی كه منظور روایاتند، از آن رایج شد باز هم بكارگیری آن به همان صورت حرام باشد و حتی استفاده سالم و به دور از فساد نیز از آن ممنوع باشد. البته این نكته را نباید از نظر دور داشت كه آنچه گفتیم در صورتی است كه بهرهگیری از آن در جهت صلاح و به دور از فساد، رواج اجتماعی داشته و حالت استثنایی و نادر نداشته باشد، و این رابطهای مستقیم با نظامات حاكم بر جامعه دارد و به ویژه نظام سیاسی و عملكرد آن در این باره و وضعیت فرهنگ عمومی جامعه نقش تعیینكننده در این خصوص دارند. 3ـ با توجه به آنچه گفتیم غالب فقهای بزرگوار معاصر به طور مطلق از آن نهی نكردهاند، بلكه فتوای حضرت امام در پاسخ به استفتاهای گوناگون از ایشان این است كه شنیدن موسیقی مطرب و حتی یاد گرفتن و یاد دادن آن جایز نیست و غیر مطرب آن اشكال ندارد،(3) حضرت آیتاللّه بهجت نیز تنها استماع موسیقی مطرب را جایز ندانستهاند(4) ولی حضرت امام(ره) و نیز مقام معظم رهبری شنیدن صداهای مشكوك یعنی آن صداهایی كه معلوم نیست مطربند یا غیر مطرب نیز جایز شمردهاند.(5) بسیاری دیگر هم گفتهاند آوازی كه مخصوص مجالس لهو و بازیگری است، حرام است.(6) كه البته تعبیرها مختلفند ولی مقصود یكی است و آهنگ مطرب همان است كه نوازندگان در مجالسی كه به منظور خوشگذرانی و لهو بر پا شده است مینوازند. حضرت آیت اللّه خوئی ضمن استفتاهای متعددی كه از ایشان شده است نیز همین گونه پاسخ گفتهاند و آواز و موسیقیای كه لهوی، مطرب و مناسب مجالس عیش و نوش نباشد را حلال دانستهاند و به ویژه ایشان آهنگی را كه به منظور آرامش اعصاب از سوی پزشكان به شخصی توصیه میشود و نیز آهنگهای حماسی، انقلابی و نظامی را مجاز شمردهاند.(7) [البته برخی فقهاء نیز اساسا برای خود موسیقی و غنا حرمت ذاتی قائل نیستند و حرمت آن را محتوایی میدانند. بنابراین اگر دارای محتوای حرام نباشد، حرام نخواهد بود. حضرت آیتاللّه یوسف صانعی، چنین نظری دارند. ظاهرا مرحوم فیض كاشانی نیز همین نظر را داشتهاند. ـ پیام زن] در این بحث نكاتی قابل ملاحظه است: 1 ـ 3ـ در مورد آلات موسیقی گفته میشود برخی از آنها صرفا لهوی است و كاربرد دیگری غیر از آن ندارد در حالی كه برخی دیگر این گونه نیستند كه در مورد نخست به جایز نبودن استفاده از آن به هر صورتی فتوا داده شده(8) و حتی از بین بردن آن واجب دانسته شده است.(9) و گویا ساز، از دسته اول به حساب میآید.(10) البته تشخیص اینكه فلان ابزار صرفا استفاده لهوی داشته و دیگری كاربردی عام دارد، بر عهده عرف و اهل نظر در این خصوص است. كه در صورت انحصار كاربرد دستگاه خاصی در موارد لهوی استفاده از آن در غیر مورد لهوی نیز مجاز نخواهد بود.(11) 2ـ 3ـ در اینكه مطرب بودن با چه ملاك و معیاری تعیین میشود و آیا ملاك در مطرب بودن، آهنگ و آوازی به حالت شخص گوشكننده و یا نوازنده بستگی دارد و یا نوعی است، جای پرسش است. در صورت اول آهنگی حرام خواهد بود كه شخص را به طرب آورد گرچه همان آهنگ تغییر حالتی در افراد دیگر ایجاد نكند و در صورت دوم آوازی این چنین است كه برای نوع مردم طربآور و محرك باشد، گرچه شخص خاصی را به جهت مسن بودن و یا جهات دیگر به طرب نیاورد. برخی مراجع گفتهاند: میزان در مطرب بودن شأنی است نه فعلی(12) كه مقصود همان اطراب نوعی است نه شخصی. و گویا نظر سایر فقها نیز در این باره همین گونه است. 3ـ 3ـ نكته دیگر اینكه برخی از فقها تشخیص مطرب بودن آهنگی را از غیر آن، موكول به نظر عرف دانستهاند.(13) و برخی دیگر نظر شخص مكلف را در این زمینه معتبر شمردهاند.(14) بر این اساس مطابق نظریه نخست اگر داوری عرف در مورد آهنگی برای كسی روشن نباشد، آن آهنگ برای او جزء صداهای مشكوك به حساب خواهد آمد و مطابق نظریه دوم چنانچه بتواند خود او مطرب بودن شأنی آن را تشخیص دهد بر او حرام خواهد بود و در صورتی كه نتواند آن را احراز كند و برای شخص او نوع آن آهنگ معلوم نباشد، آن صدا برای او مشكوك شمرده میشود. 4ـ در روایات گوناگون آوازهخوانیها و آهنگهای مبتذل و تحریككننده مطرح شده و با نكوهش از آن برخی مفاسد و زیانهای آن بیان شده است كه نمونههایی از آن ذكر میشود: 1ـ 4ـ مفاد برخی روایات این است كه گوش دادن مداوم به موسیقیهای مطرب موجب سلطه كامل شیطان بر وجود آدمی گردیده و روح غیرت را در او از بین میبرد به گونهای كه گاه حتی اگر به ناموس او هم تجاوز شود، چندان اهمیتی برایش نخواهد داشت.(15) 2ـ 4ـ در حدیثی كلیب صیداوی میگوید: «سمعت اباعبداللّه علیهالسلام یقول: ضرب الصیدان ینبت النفاق فی القلب كما ینبت الماء الخضرة؛ نواختن با عودها ـ از ابزار موسیقی لهوی ـ نفاق را در دل میرویاند همچنان كه آب موجب رویش سبزه میشود.»(16) بیگمان گوش سپردن و یا نواختن مداوم این گونه آهنگها قلب را تیره و تار میكند و دریچه قلب را به روی شیطان و وسوسههای اغواگر و شهوانی او باز میكند و رفته رفته قلب را آلوده و فاسد میكند. این از یك سو و از سوی دیگر چنین انسانی همیشه میكوشد خود را در جامعه پاكقلب و خوشطینت وانمود سازد و آلودگی باطنی خود را برملا ننماید و با مردم با ظاهری آراسته و دلی خراب معاشرت كند و این خود عین نفاق است. و در حدیث دیگری همان حضرت این كار را مایه قساوت قلب معرفی كردهاند.(17) 3ـ 4ـ در قرآن كریم آمده است: «و من الناس من یشتری لهوی الحدیث لیضلّ عن سبیل اللّه بغیر علم و یتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهین؛ برخی از مردم در پی سخن لهو میروند تا بدون بصیرت و بینش، مردم را از راه خدا گمراه كنند و آن را به استهزاء و مسخره گیرند، برای آنان عذابی خواركننده مهیا شده است.»(18) در روایات معصومان(ع) «لهو الحدیث» به غنا و آهنگهای مطرب و فسادانگیز تفسیر شده است.(19) و اهل آن در آیه كریم به عذاب الهی تهدید شدهاند. 4ـ 4ـ و نیز قرآن كریم میفرماید: «... فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزّور؛ از ـ پرستش ـ بتهای پلید اجتناب كنید و از ـ رویآوری به ـ گفته زور بپرهیزید.»(20) و نیز در همان دست روایات «قول زور» به نوازندگیها و خوانندگیهای هیجانانگیز و طربآور معنا شده است.(21) 5 ـ 4ـ باز قرآن در وصف مؤمنان و بندگان شایسته خداوند میفرماید: «و الذین لا یشهدون الزّور و اذا مرّوا باللّغو مرّوا كراما؛ ـ آنان ـ كسانیاند كه در مجالس زور حاضر نمیشوند و هر گاه به كار لغوی برمیخورند با كرامت از آن میگذرند ـ و وارد آن نمیشوند ـ»(22) مقصود از «زور» در این آیه نیز مطابق روایات، آهنگها و خوانندگیهای مطرب و گمراهكننده است.(23) در آیه پیش، نهی از گوش فرا دادن به لهو و آوازهای باطل در ردیف نهی از پرستش بتان قرار داده شده است، كه این خود حاكی از فساد عظیم آن و نقش بالای آن در گمراهی و ضلالت از پرستش خداوند و خضوع در برابر آئین الهی است و در حقیقت بساط ساز و آوازها و پایكوبیهای لهوگونه و مطربانه، سفره بتان و بتپرستان اغواگر را پهن نگه میدارد و مجلسآرای آنها به شمار میرود. و كیست كه نداند امروزه مدعیان خدایی روی زمین و بتپرستان عهد جدید از راه ترویج همین دست نوازندگیها و آهنگهای سرگرمكننده و مخرب و تسخیر افكار و تخدیر مغزها به ویژه نسل جوان، همواره بازار خود را گرم نگه میدارند و با مشغول ساختن آنان به غرایز حیوانی و اشباع كاذب آن، سعی در تحمیل سلطه شوم خود بر تمام جهات و شئون حیات مادی و معنوی آنان میكنند؟ و لذا در آیه دیگر تنها كسانی بنده حق شمرده شدهاند كه میكوشند همواره خود را از نزدیك شدن به دام این گونه بتان به دور نگه دارند و با ترویج و اشاعه آن با دیدی بدبینانه بنگرند و از این آیه بدست میآید كسانی كه رو به آهنگهای مبتذل و موسیقیهای مطرب دارند و به آن تمایل نشان میدهند، بندگی خدا نمیكنند و در حقیقت سر در آستانه بتان میسایند. 5ـ فیزیولوژیستها، سلسله اعصاب نباتی انسان را شامل سیستم سمپاتیك و پاراسمپاتیك دانستهاند. اعصاب سمپاتیك از ابتدای ستون فقرات آغاز شده و به سایر اعضا پخش میشود و اعصاب پاراسمپاتیك از مغز و دماغ شروع میشود و از ستون فقرات میگذرد و به موازات سلسله سمپاتیك به تمام نقاط حساس بدن وارد میشوند. اعمال این دو دستگاه مخالف هم بوده و هر یك اثر خاصی بر روی اعضا دارند. كار سمپاتیك عبارت است از تنگ كردن رگها، انبساط عضلات صاف، جلوگیری از ترشح، بالا بردن فشار خون؛ و كار پاراسمپاتیك، گشاد كردن رگها، انقباض عضلات صاف، ایجاد ترشح، تقلیل فشار خون و مانند آن است. و در حقیقت عمل حساس اعصاب سمپاتیك ایجاد امور فعال بدن از قبیل بیداری و جدیت، فعالیت در كارها است، در حالی كه وظیفه اصلی اعصاب پاراسمپاتیك ایجاد سستی، بیحالی، خوابآلودگی، غفلت، سهو و نسیان، اندوه و بیهوشی است كه درست مخالف كار سلسله سمپاتیك است. این دو رشته كه به موازات هم در تمام اعضای بدن وارد شده و تأثیرگذاری میكنند تا هنگامی كه تحریكاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو در كنار هم به طور طبیعی عمل كنند، تعادل بدن را حفظ میكنند و این تعادل در صحت و سلامتی جسمی و روحی انسان دخالت تام دارد، ولی هر گاه یكی از این دو به علت تحریكات خارجی توازن خود را از دست دهد، شخص را دچار اختلالات جسمی و روانی میسازد. بررسیهای پزشكی و روانشناختی نشان میدهد چنانچه بشر بتواند برنامه زندگی خود را به گونهای تنظیم كند كه تحریك بر روی این دو سیستم عصبی او وارد نشود و تعادل آن بر هم نخورد، همین كار، اعصاب انسانی را در برابر بسیاری از امراض گوناگون بیمه كرده و صحت و سلامت آنها را تضمین میكند و در نتیجه بشر از دچار شدن به انواع بیماریهای جسمی و روانی ـ همچون، اضطرابات گوناگون، عصبانیت، سستی، بیارادگی، سرگیجه، صداع، مالیخولیا، نفخ معده، تحریكات قلبی، تپش قلب، انقباضات عروقی، اختلالات غدد مترشحه داخلی (مخصوصا تیروئید و تخمدان)، آسم و مانند آن، كه منشأ تمامی آنها عدم تعادل و سلامت اعصاب است ـ مصون خواهد ماند. تحقیقات نورولوژی و عصبشناسی، ضمن آزمایشهای علمی نشان داده است كه یكی از عوامل مهم تحریك اعصاب كه موجب بر هم زدن تعادل اعصاب میشود و توازن و نظم آن را آشفته میسازد، موسیقی است؛ به ویژه اینكه اگر آهنگهای نشاطانگیز و مطربانه یا نواهای حزنآمیز و اندوهآور با ارتعاشات عجیب و غریب بعضی انواع آن همراه شود، تأثیری بسیار مخرب بر روی اعصاب و تعادل آن خواهد داشت و رفته رفته شخص را گرفتار بیماریهایی میكند كه علم پزشكی جدید را با تمام پیشرفتهای حیرتانگیز آن در موارد بسیاری از معالجه آن ناتوان میسازد.(24) و لذا گذشته از آنچه گفتیم، همین تأثیرات منفی و زیانبار موسیقیهای مطرب بر روان و اعصاب نیز كافی است كه آن را در ردیف گناهان بزرگ به شمار آوریم. 6ـ از آنچه گفتیم نباید این گونه استنباط كرد كه اسلام با اساس شادی و انبساط خاطر مخالف است و تعلیمات آن بیشتر مروج گرفتگی و انقباض است، و این، پندار اشتباهی است كه متأسفانه دامنگیر برخی، به ویژه جوانان شده و لذا برخی كه میخواهند متدین زندگی كنند، در اثر همین خیال غلط، همواره عبوس و با قیافههای گرفته ظاهر میشوند و شهد تدین و ایمان مذهبی را در كام خود و بخصوص اطرافیان خود تلخ میكنند و چهره دین را به دیگران، كریه و ناخوشایند جلوه میدهند؛ غافل از اینكه مطابق روایتی حضرت باقر(ع) فرمودند: «... ما عبد اللّه بمثل إدخال السّرور علی المؤمن؛ خداوند با هیچ عبادتی همچون وارد كردن شادمانی در قلب مؤمن پرستش نشده است.(25) شاید پذیرفتن این سخن و تحمل آن برای برخی كه با منفیبافی و سختگیری خو گرفتهاند، دشوار باشد ولی این حقیقتی است كه بر زبان پاك امام معصوم صادر شده است. و حتی مطابق حدیثی از حضرت صادق(ع) شوخی و مزاح از اخلاق مؤمن دانسته شده(26) كه هیچ شخص باایمانی نباید از آن بیبهره باشد. البته بدیهی است كه ادخال سرور و مزاح و شوخی مؤمن هدفمند، به دور از غیبت و تهمت و اذیت دیگران و آلودگیهای گفتاری و كرداری دیگر است. البته روایات و شواهد در این باره بسیار است.(27) ذكر این مختصر بدان منظور است كه روح جدیبودن و برخورد قاطع اسلام با مفاسد ویرانگر، نباید زمینه پیدایش این گمان شود كه دین با سرور و شادی انسان مخالف است. و لذا با اینكه مطابق آنچه ذكر شد، غنا و آوازخوانیها و موزیكهای مطرب و فسادانگیز حرام اعلام شده است، صدای زیبا و نیكو به ویژه در قرائت قرآن پسندیده و حتی مستحب دانسته شده است. در حدیثی پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «لكل شیء حلیة و حلیة القرآن الصوت الحسن؛ هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صوت زیبا است.»(28) و جالب است كه در حالات امام سجاد(ع) آمده است آن حضرت از همه كس نیكوتر تلاوت قرآن میكرد و همیشه سقاها كه از كنار خانه آن بزرگوار گذر میكردند و صوت زیبای ایشان را وقت خواندن قرآن میشنیدند، از حركت باز میایستادند و به قرائت دلنشین و گیرای او گوش فرا میدادند.(29) و حتی مطابق روایتی، برخی با شنیدن صدای زیبای آن حضرت هنگام تلاوت قرآن از خود بیخود شده و بیهوش میگردیدند.(30) و اساسا نمیتوان از نقش اساسی جلوههای زیبا و جاذب اسلام در گرایش اقشار زیادی از مردم به آن غافل ماند و یا از تأثیر منفی كریه جلوه دادن و ناخوشایند نمودن چهره آن در گریز دادن مردم از آن غفلت كرد و به گفته سعدی: گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی 7ـ از آنچه گفتیم روشن شد اینكه چرا تلویزیون و سایر رسانهها برنامه خاصی برای تعلیم و ترویج و نشان دادن آلات موسیقی ندارند، بدین جهت است كه اساسا رسالت نظام جمهوری اسلامی كه رسانههایی همچون صدا و سیما باید در آن جهت حركت كنند، ترویج و اشاعه موسیقی نیست؛ گرچه این گونه رسانهها در برنامههای خود با رعایت حدود شریعت و با پرهیز از بكارگیری آلات لهوی محض، برخی انواع سالم آن را در جهت مقاصد سودمند و اصلاحی نظام به كار میگیرند، گو اینكه برخی از موزیكها و خوانندگیهایی كه هم اكنون از طریق آن پخش میشود این گونه نیستند.
پی نوشتها: 1 ـ وسائل الشیعه، مكتبة الاسلامیة، ج12، ص57. 2 ـ همان، ص235 ـ 232. 3 ـ استفتائات، امام خمینی، ج2، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص18 ـ 11. 4 ـ توضیح المسائل مراجع، ج2، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ص781. 5 ـ استفتائات، امام خمینی، همان؛ توضیح المسائل مراجع، همان، ص810. 6 ـ توضیح المسائل مراجع، همان، ص692، 803. 7 ـ منیة السائل، موسی مفیدالدین عاصی عاملی، قم، چاپخانه علمیه، چاپ سوم، ص184 ـ 178. 8 ـ همان، ص171. 9 ـ استفتائات، امام خمینی، ج2، ص17. 10 ـ همان، ص16. 11 ـ منیة السائل، همان، ص176. 12 ـ توضیح المسائل مراجع، همان. 13 ـ استفتائات، امام خمینی، همان، ص14؛ توضیح المسائل مراجع، همان، ص803. 14 ـ توضیح المسائل مراجع، همان، ص781. 15 ـ وسائل الشیعه، همان، ص232؛ مستدرك الوسائل، چاپ قدیم، ج2، ص458. 16 ـ وسائل الشیعه، همان، ص233. 17 ـ مستدرك الوسائل، همان، ص458. 18 ـ سوره لقمان، آیه 6. 19 ـ وسائل الشیعه، همان، ص231 ـ 226؛ مستدرك الوسائل، همان، ص458 ـ 457. 20 ـ سوره حج، آیه 30. 21 ـ وسائل الشیعه، همان؛ مستدرك الوسائل، همان. 22 ـ سوره فرقان، آیه 72. 23 ـ وسائل الشیعه، همان؛ مستدرك الوسائل، همان. 24 ـ برای مطالعه بیشتر در این باره ن.ك: «تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب»، حسین عبداللهی خوروش، بنگاه مطبوعاتی مطهر اصفهان، چاپ هشتم، 1353. 25 ـ وسائل الشیعه، ج8، ص484. 26 ـ همان، ص477. 27 ـ همان، ص479 ـ 477، 484 ـ 483، 513 ـ 503. 28 ـ همان، ج4، ابواب قرائة القرآن، باب 24، ح3، ص859. 29 ـ همان، ح4. 30 ـ همان، ح2. سید مهدی موسوی كاشمری - نشریه پیام زن شماره 131 |