اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
پوست و مو
دمی با حافظ شیرازی
سینما
اشنایی با نهج البلاغه
آب و آبزیان
بارداری و زایمان

 مقالات برگزیده  
بسیاری ازما می پذیریم كه برداشتهای اولیه ای كه ما ازدیگران داریم، روند ارتباط ما را با آنان به صورتی حیاتی شكل خواهند داد...
در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست؛ بلکه مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بین آن ها بالاتر است و در واقع همین " بالاتر " مطرح است. قرآن کریم تعبیری دارد می فرماید...
 
  موسیقی در جامعه اسلامی     
   خانواده مشاوره پرسش های اجتماعی

موسیقی در جامعه اسلامی


موسیقی در جامعه اسلامی

پرسش: سؤال بنده در رابطه با هنر موسیقی و جایگاه آن در جامعه اسلامی می‏باشد و اینكه نظر فقها و علمای اسلامی راجع به آن چیست و چرا رسانه‏ها از جمله تلویزیون كه می‏تواند بزرگ‏ترین رسانه آموزشی در رابطه با موسیقی و تداوم این هنر سترگ باشد، بیگانگی عجیبی با آن دارد و از نشان دادن بعضی آلات موسیقی خودداری می‏كند. اگر این مسئله به احكام فقهی و تعالیم اسلامی برمی‏گردد از شما تقاضامند هستم كه در رابطه با جایگاه موسیقی در تعالیم اسلام به بنده توضیحاتی بدهید و بفرمایید آیا هر نوع موسیقی در اسلام حرام است و اگر این حكم در باره بعضی از آلات موسیقی صدق نمی‏كند، آن آلات كدامند؟
پاسخ: جواب پرسش فوق را ضمن چند شماره ذكر می‏كنیم.
1ـ از نشانه‏های حقانیت یك مكتب و مرام عرضه شده بر بشریت این است كه تعالیم و آموزه‏های آن بر پایه مصلحت‏ها و حكمت‏ها استوار باشد و از خرافه‏ها و پندارها به دور ماند و مسلكی كه ساخت بشر باشد به دشواری می‏تواند با سنت‏ها و مقبولات جامعه مقابله كند، بلكه اساسا می‏كوشد حتی‏الامكان از روبه‏رویی با خواسته‏ها و خواهش‏های نفسانی مردم دوری گزیند، بلكه در مواردی با آن همسویی نیز كند و با موج‏سواری هر چه سریع‏تر و با هزینه كمتر، جامعه را به
پذیرفتن خود وا دارد.
از ویژگی‏های اسلام این است كه تمامی تعلیمات آن بر مبنای منطقی محكم و برهانی قاطع استوار است و اكثر آن نیز با باورها و رسوم اجتماعی آن روز در تنافی و تقابل بوده است و در حقیقت بیشترین مخالفت‏ها و دشمنی‏ها كه از ناحیه مشركان متوجه آن می‏شد، از همین جانب بود و گرنه آنان رضایت داشتند كه پیامبر اكرم(ص) از خدای خود بگوید و به خدایان و رسوم اجتماعی غلط آنان كاری نداشته باشد.
باده‏گساری و تشكیل مجالس عیش و نوش همراه با ساز و آواز و غنا و رقص و پایكوبی، از هنجارهای اجتماعی آن روز مردم جاهلی بود، كه اسلام با آن به مخالفت برخاست و آن را با اینكه همسو با طبع حیوانی و غرایز بشر است، حرام اعلام كرد.
2ـ در مورد برخورد اسلام با اقسام هنر به نظر می‏رسد در هیچ موردی از آن، اسلام پایه‏گذار و مؤسس نبوده است و تنها از برخی انواع آن همچون نثر زیبا و فصاحت و بلاغت در كلام به منظور پیشبرد اهداف خود بهره جسته است و با برخی نیز برخوردی اصلاحی و پیرایشی داشته است و اصولاً رسالت دین در این باره همین است.
مطابق حدیثی كه ابن‏شعبه از حضرت صادق(ع) گزارش كرده است، تمام كارها و آلاتی كه در بر دارنده فسادند و قابلیتی جز آن ندارند، در اسلام حرامند، ولی آن ابزار و یا اموری كه هم كاربرد فسادآمیز دارند و هم در جهات مفید و مصلحت‏ها به كار می‏افتند، حرمت و یا حلال بودن آن، بسته به محتوا و جهتی است كه آن وسیله و یا كار دارد. و بدان علت كه در آن دوران آلات موسیقی كاربردی جز در جهت فساد و فحشا نداشته است در این روایت این گونه ابزارها از وجوه فساد محض شمرده شده و هر گونه كاری در این رابطه حرام معرفی شده است.(1) همچنان كه در روایات دیگر نیز به طور مطلق از استعمال و یا گوش دادن بدان نهی گردیده است،(2) ولی این بدان معنا نیست كه اگر در دورانی دیگر استفاده‏های سالم و دور از فسادهایی كه منظور روایاتند، از آن رایج شد باز هم بكارگیری آن به همان صورت حرام باشد و حتی استفاده سالم و به دور از فساد نیز از آن ممنوع باشد.
البته این نكته را نباید از نظر دور داشت كه آنچه گفتیم در صورتی است كه بهره‏گیری از آن در جهت صلاح و به دور از فساد، رواج اجتماعی داشته و حالت استثنایی و نادر نداشته باشد، و این رابطه‏ای مستقیم با نظامات حاكم بر جامعه دارد و به ویژه نظام سیاسی و عملكرد آن در این باره و وضعیت فرهنگ عمومی جامعه نقش تعیین‏كننده در این خصوص دارند.
3ـ با توجه به آنچه گفتیم غالب فقهای بزرگوار معاصر به طور مطلق از آن نهی نكرده‏اند، بلكه فتوای حضرت امام در پاسخ به استفتاهای گوناگون از ایشان این است كه شنیدن موسیقی مطرب و حتی یاد گرفتن و یاد دادن آن جایز نیست و غیر مطرب آن اشكال ندارد،(3) حضرت آیت‏اللّه‏ بهجت نیز تنها استماع موسیقی مطرب را جایز ندانسته‏اند(4) ولی حضرت امام(ره) و نیز مقام معظم رهبری شنیدن صداهای مشكوك یعنی آن صداهایی كه معلوم نیست مطربند یا غیر مطرب نیز جایز شمرده‏اند.(5)
بسیاری دیگر هم گفته‏اند آوازی كه مخصوص مجالس لهو و بازیگری است، حرام است.(6) كه البته تعبیرها مختلفند ولی مقصود یكی است و آهنگ مطرب همان است كه نوازندگان در مجالسی كه به منظور خوشگذرانی و لهو بر پا شده است می‏نوازند.
حضرت آیت ‏اللّه‏ خوئی ضمن استفتاهای متعددی كه از ایشان شده است نیز همین گونه پاسخ گفته‏اند و آواز و موسیقی‏ای كه لهوی، مطرب و مناسب مجالس عیش و نوش نباشد را حلال دانسته‏اند و به ویژه ایشان آهنگی را كه به منظور آرامش اعصاب از سوی پزشكان به شخصی توصیه می‏شود و نیز آهنگ‏های حماسی، انقلابی و نظامی را مجاز شمرده‏اند.(7)
[البته برخی فقهاء نیز اساسا برای خود موسیقی و غنا حرمت ذاتی قائل نیستند و حرمت آن را محتوایی می‏دانند. بنابراین اگر دارای محتوای حرام نباشد، حرام نخواهد بود. حضرت آیت‏اللّه‏ یوسف صانعی، چنین نظری دارند. ظاهرا مرحوم فیض كاشانی نیز همین نظر را داشته‏اند. ـ پیام زن]
در این بحث نكاتی قابل ملاحظه است:
1 ـ 3ـ در مورد آلات موسیقی گفته می‏شود برخی از آنها صرفا لهوی است و كاربرد دیگری غیر از آن ندارد در حالی كه برخی دیگر این گونه نیستند كه در مورد نخست به جایز نبودن استفاده از آن به هر صورتی فتوا داده شده(8) و حتی از بین بردن آن واجب دانسته شده است.(9) و گویا ساز، از دسته اول به حساب می‏آید.(10) البته تشخیص اینكه فلان ابزار صرفا استفاده لهوی داشته و دیگری كاربردی عام دارد، بر عهده عرف و اهل نظر در این خصوص است. كه در صورت انحصار كاربرد دستگاه خاصی در موارد لهوی استفاده از آن در غیر مورد لهوی نیز مجاز نخواهد بود.(11)
2ـ 3ـ در اینكه مطرب بودن با چه ملاك و معیاری تعیین می‏شود و آیا ملاك در مطرب بودن، آهنگ و آوازی به حالت شخص گوش‏كننده و یا نوازنده بستگی دارد و یا نوعی است، جای پرسش است. در صورت اول آهنگی حرام خواهد بود كه شخص را به طرب آورد گرچه همان آهنگ تغییر حالتی در افراد دیگر ایجاد نكند و در صورت دوم آوازی این چنین است كه برای نوع مردم طرب‏آور و محرك باشد، گرچه شخص خاصی را به جهت مسن بودن و یا جهات دیگر به طرب نیاورد. برخی مراجع گفته‏اند: میزان در مطرب بودن شأنی است نه فعلی(12) كه مقصود همان اطراب نوعی است نه شخصی. و گویا نظر سایر فقها نیز در این باره همین گونه است.
3ـ 3ـ نكته دیگر اینكه برخی از فقها تشخیص مطرب بودن آهنگی را از غیر آن، موكول به نظر عرف دانسته‏اند.(13) و برخی دیگر نظر شخص مكلف را در این زمینه معتبر شمرده‏اند.(14) بر این اساس مطابق نظریه نخست اگر داوری عرف در مورد آهنگی برای كسی روشن نباشد، آن آهنگ برای او جزء صداهای مشكوك به حساب خواهد آمد و مطابق نظریه دوم چنانچه بتواند خود او مطرب بودن شأنی آن را تشخیص دهد بر او حرام خواهد بود و در صورتی كه نتواند آن را احراز كند و برای شخص او نوع آن آهنگ معلوم نباشد، آن صدا برای او مشكوك شمرده می‏شود.
4ـ در روایات گوناگون آوازه‏خوانی‏ها و آهنگ‏های مبتذل و تحریك‏كننده مطرح شده و با نكوهش از آن برخی مفاسد و زیان‏های آن بیان شده است كه نمونه‏هایی از آن ذكر می‏شود:
1ـ 4ـ مفاد برخی روایات این است كه گوش دادن مداوم به موسیقی‏های مطرب موجب سلطه كامل شیطان بر وجود آدمی گردیده و روح غیرت را در او از بین می‏برد به گونه‏ای كه گاه حتی اگر به ناموس او هم تجاوز شود، چندان اهمیتی برایش نخواهد داشت.(15)
2ـ 4ـ در حدیثی كلیب صیداوی می‏گوید: «سمعت اباعبداللّه‏ علیه‏السلام یقول: ضرب الصیدان ینبت النفاق فی القلب كما ینبت الماء الخضرة؛ نواختن با عودها ـ از ابزار موسیقی لهوی ـ نفاق را در دل می‏رویاند همچنان كه آب موجب رویش سبزه می‏شود.»(16)
بی‏گمان گوش سپردن و یا نواختن مداوم این گونه آهنگ‏ها قلب را تیره و تار می‏كند و دریچه قلب را به روی شیطان و وسوسه‏های اغواگر و شهوانی او باز می‏كند و رفته رفته قلب را آلوده و فاسد می‏كند. این از یك سو و از سوی دیگر چنین انسانی همیشه می‏كوشد خود را در جامعه پاك‏قلب و خوش‏طینت وانمود سازد و آلودگی باطنی خود را برملا ننماید و با مردم با ظاهری آراسته و دلی خراب معاشرت كند و این خود عین نفاق است. و در حدیث دیگری همان حضرت این كار را مایه قساوت قلب معرفی كرده‏اند.(17)
3ـ 4ـ در قرآن كریم آمده است: «و من الناس من یشتری لهوی الحدیث لیضلّ عن سبیل اللّه‏ بغیر علم و یتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهین؛ برخی از مردم در پی سخن لهو می‏روند تا بدون بصیرت و بینش، مردم را از راه خدا گمراه كنند و آن را به استهزاء و مسخره گیرند، برای آنان عذابی خواركننده مهیا شده است.»(18)
در روایات معصومان(ع) «لهو الحدیث» به غنا و آهنگ‏های مطرب و فسادانگیز تفسیر شده است.(19) و اهل آن در آیه كریم به عذاب الهی تهدید شده‏اند.
4ـ 4ـ و نیز قرآن كریم می‏فرماید: «... فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزّور؛ از ـ پرستش ـ بت‏های پلید اجتناب كنید و از ـ روی‏آوری به ـ گفته زور بپرهیزید.»(20)
و نیز در همان دست روایات «قول زور» به نوازندگی‏ها و خوانندگی‏های هیجان‏انگیز و طرب‏آور معنا شده است.(21)
5 ـ 4ـ باز قرآن در وصف مؤمنان و بندگان شایسته خداوند می‏فرماید: «و الذین لا یشهدون الزّور و اذا مرّوا باللّغو مرّوا كراما؛ ـ آنان ـ كسانی‏اند كه در مجالس زور حاضر نمی‏شوند و هر گاه به كار لغوی برمی‏خورند با كرامت از آن می‏گذرند ـ و وارد آن نمی‏شوند ـ»(22)
مقصود از «زور» در این آیه نیز مطابق روایات، آهنگ‏ها و خوانندگی‏های مطرب و گمراه‏كننده است.(23)
در آیه پیش، نهی از گوش فرا دادن به لهو و آوازهای باطل در ردیف نهی از پرستش بتان قرار داده شده است، كه این خود حاكی از فساد عظیم آن و نقش بالای آن در گمراهی و ضلالت از پرستش خداوند و خضوع در برابر آئین الهی است و در حقیقت بساط ساز و آوازها و پایكوبی‏های لهوگونه و مطربانه، سفره بتان و بت‏پرستان اغواگر را پهن نگه می‏دارد و مجلس‏آرای آنها به شمار می‏رود. و كیست كه نداند امروزه مدعیان خدایی روی زمین و بت‏پرستان عهد جدید از راه ترویج همین دست نوازندگی‏ها و آهنگ‏های سرگرم‏كننده و مخرب و تسخیر افكار و تخدیر مغزها به ویژه نسل جوان، همواره بازار خود را گرم نگه می‏دارند و با مشغول ساختن آنان به غرایز حیوانی و اشباع كاذب آن، سعی در تحمیل سلطه شوم خود بر تمام جهات و شئون حیات مادی و معنوی آنان می‏كنند؟
و لذا در آیه دیگر تنها كسانی بنده حق شمرده شده‏اند كه می‏كوشند همواره خود را از نزدیك شدن به دام این گونه بتان به دور نگه دارند و با ترویج و اشاعه آن با دیدی بدبینانه بنگرند و از این آیه بدست می‏آید كسانی كه رو به آهنگ‏های مبتذل و موسیقی‏های مطرب دارند و به آن تمایل نشان می‏دهند، بندگی خدا نمی‏كنند و در حقیقت سر در آستانه بتان می‏سایند.
5ـ فیزیولوژیست‏ها، سلسله اعصاب نباتی انسان را شامل سیستم سمپاتیك و پاراسمپاتیك دانسته‏اند. اعصاب سمپاتیك از ابتدای ستون فقرات آغاز شده و به سایر اعضا پخش می‏شود و اعصاب پاراسمپاتیك از مغز و دماغ شروع می‏شود و از ستون فقرات می‏گذرد و به موازات سلسله سمپاتیك به تمام نقاط حساس بدن وارد می‏شوند. اعمال این دو دستگاه مخالف هم بوده و هر یك اثر خاصی بر روی اعضا دارند. كار سمپاتیك عبارت است از تنگ كردن رگ‏ها، انبساط عضلات صاف، جلوگیری از ترشح، بالا بردن فشار خون؛ و كار پاراسمپاتیك، گشاد كردن رگ‏ها، انقباض عضلات صاف، ایجاد ترشح، تقلیل فشار خون و مانند آن است. و در حقیقت عمل حساس اعصاب سمپاتیك ایجاد امور فعال بدن از قبیل بیداری و جدیت، فعالیت در كارها است، در حالی كه وظیفه اصلی اعصاب پاراسمپاتیك ایجاد سستی، بی‏حالی، خواب‏آلودگی، غفلت، سهو و نسیان، اندوه و بی‏هوشی است كه درست مخالف كار سلسله سمپاتیك است. این دو رشته كه به موازات هم در تمام اعضای بدن وارد شده و تأثیرگذاری می‏كنند تا هنگامی كه تحریكاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو در كنار هم به طور طبیعی عمل كنند، تعادل بدن را حفظ می‏كنند و این تعادل در صحت و سلامتی جسمی و روحی انسان دخالت تام دارد، ولی هر گاه یكی از این دو به علت تحریكات خارجی توازن خود را از دست دهد، شخص را دچار اختلالات جسمی و روانی می‏سازد.
بررسی‏های پزشكی و روان‏شناختی نشان می‏دهد چنانچه بشر بتواند برنامه زندگی خود را به گونه‏ای تنظیم كند كه تحریك بر روی این دو سیستم عصبی او وارد نشود و تعادل آن بر هم نخورد، همین كار، اعصاب انسانی را در برابر بسیاری از امراض گوناگون بیمه كرده و صحت و سلامت آنها را تضمین می‏كند و در نتیجه بشر از دچار شدن به انواع بیماری‏های جسمی و روانی ـ همچون، اضطرابات گوناگون، عصبانیت، سستی، بی‏ارادگی، سرگیجه، صداع، مالیخولیا، نفخ معده، تحریكات قلبی، تپش قلب، انقباضات عروقی، اختلالات غدد مترشحه داخلی (مخصوصا تیروئید و تخمدان)، آسم و مانند آن، كه منشأ تمامی آنها عدم تعادل و سلامت اعصاب است ـ مصون خواهد ماند.
تحقیقات نورولوژی و عصب‏شناسی، ضمن آزمایش‏های علمی نشان داده است كه یكی از عوامل مهم تحریك اعصاب كه موجب بر هم زدن تعادل اعصاب می‏شود و توازن و نظم آن را آشفته می‏سازد، موسیقی است؛ به ویژه اینكه اگر آهنگ‏های نشاط‏انگیز و مطربانه یا نواهای حزن‏آمیز و اندوه‏آور با ارتعاشات عجیب و غریب بعضی انواع آن همراه شود، تأثیری بسیار مخرب بر روی اعصاب و تعادل آن خواهد داشت و رفته رفته شخص را گرفتار بیماری‏هایی می‏كند كه علم پزشكی جدید را با تمام پیشرفت‏های حیرت‏انگیز آن در موارد بسیاری از معالجه آن ناتوان می‏سازد.(24) و لذا گذشته از آنچه گفتیم، همین تأثیرات منفی و زیانبار موسیقی‏های مطرب بر روان و اعصاب نیز كافی است كه آن را در ردیف گناهان بزرگ به شمار آوریم.
6ـ از آنچه گفتیم نباید این گونه استنباط كرد كه اسلام با اساس شادی و انبساط خاطر مخالف است و تعلیمات آن بیشتر مروج گرفتگی و انقباض است، و این، پندار اشتباهی است كه متأسفانه دامنگیر برخی، به ویژه جوانان شده و لذا برخی كه می‏خواهند متدین زندگی كنند، در اثر همین خیال غلط، همواره عبوس و با قیافه‏های گرفته ظاهر می‏شوند و شهد تدین و ایمان مذهبی را در كام خود و بخصوص اطرافیان خود تلخ می‏كنند و چهره دین را به دیگران، كریه و ناخوشایند جلوه می‏دهند؛ غافل از اینكه مطابق روایتی حضرت باقر(ع) فرمودند: «... ما عبد اللّه‏ بمثل إدخال السّرور علی المؤمن؛ خداوند با هیچ عبادتی همچون وارد كردن شادمانی در قلب مؤمن پرستش نشده است.(25) شاید پذیرفتن این سخن و تحمل آن برای برخی كه با منفی‏بافی و سخت‏گیری خو گرفته‏اند، دشوار باشد ولی این حقیقتی است كه بر زبان پاك امام معصوم صادر شده است. و حتی مطابق حدیثی از حضرت صادق(ع) شوخی و مزاح از اخلاق مؤمن دانسته شده(26) كه هیچ شخص باایمانی نباید از آن بی‏بهره باشد. البته بدیهی است كه ادخال سرور و مزاح و شوخی مؤمن هدفمند، به دور از غیبت و تهمت و اذیت دیگران و آلودگی‏های گفتاری و كرداری دیگر است. البته روایات و شواهد در این باره بسیار است.(27)
ذكر این مختصر بدان منظور است كه روح جدی‏بودن و برخورد قاطع اسلام با مفاسد ویرانگر، نباید زمینه پیدایش این گمان شود كه دین با سرور و شادی انسان مخالف است. و لذا با اینكه مطابق آنچه ذكر شد، غنا و آوازخوانی‏ها و موزیك‏های مطرب و فسادانگیز حرام اعلام شده است، صدای زیبا و نیكو به ویژه در قرائت قرآن پسندیده و حتی مستحب دانسته شده است. در حدیثی پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «لكل شی‏ء حلیة و حلیة القرآن الصوت الحسن؛ هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صوت زیبا است.»(28) و جالب است كه در حالات امام سجاد(ع) آمده است آن حضرت از همه كس نیكوتر تلاوت قرآن می‏كرد و همیشه سقاها كه از كنار خانه آن بزرگوار گذر می‏كردند و صوت زیبای ایشان را وقت خواندن قرآن می‏شنیدند، از حركت باز می‏ایستادند و به قرائت دلنشین و گیرای او گوش فرا می‏دادند.(29) و حتی مطابق روایتی، برخی با شنیدن صدای زیبای آن حضرت هنگام تلاوت قرآن از خود بی‏خود شده و بی‏هوش می‏گردیدند.(30) و اساسا نمی‏توان از نقش اساسی جلوه‏های زیبا و جاذب اسلام در گرایش اقشار زیادی از مردم به آن غافل ماند و یا از تأثیر منفی كریه جلوه دادن و ناخوشایند نمودن چهره آن در گریز دادن مردم از آن غفلت كرد و به گفته سعدی:
گر تو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی
7ـ از آنچه گفتیم روشن شد اینكه چرا تلویزیون و سایر رسانه‏ها برنامه خاصی برای تعلیم و ترویج و نشان دادن آلات موسیقی ندارند، بدین جهت است كه اساسا رسالت نظام جمهوری اسلامی كه رسانه‏هایی همچون صدا و سیما باید در آن جهت حركت كنند، ترویج و اشاعه موسیقی نیست؛ گرچه این گونه رسانه‏ها در برنامه‏های خود با رعایت حدود شریعت و با پرهیز از بكارگیری آلات لهوی محض، برخی انواع سالم آن را در جهت مقاصد سودمند و اصلاحی نظام به كار می‏گیرند، گو اینكه برخی از موزیك‏ها و خوانندگی‏هایی كه هم اكنون از طریق آن پخش می‏شود این گونه نیستند.

پی‏ نوشتها:

1 ـ وسائل الشیعه، مكتبة الاسلامیة، ج12، ص57.
2 ـ همان، ص235 ـ 232.
3 ـ استفتائات، امام خمینی، ج2، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص18 ـ 11.
4 ـ توضیح المسائل مراجع، ج2، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ص781.
5 ـ استفتائات، امام خمینی، همان؛ توضیح المسائل مراجع، همان، ص810.
6 ـ توضیح المسائل مراجع، همان، ص692، 803.
7 ـ منیة السائل، موسی مفیدالدین عاصی عاملی، قم، چاپخانه علمیه، چاپ سوم، ص184 ـ 178.
8 ـ همان، ص171.
9 ـ استفتائات، امام خمینی، ج2، ص17.
10 ـ همان، ص16.
11 ـ منیة السائل، همان، ص176.
12 ـ توضیح المسائل مراجع، همان.
13 ـ استفتائات، امام خمینی، همان، ص14؛ توضیح المسائل مراجع، همان، ص803.
14 ـ توضیح المسائل مراجع، همان، ص781.
15 ـ وسائل الشیعه، همان، ص232؛ مستدرك الوسائل، چاپ قدیم، ج2، ص458.
16 ـ وسائل الشیعه، همان، ص233.
17 ـ مستدرك الوسائل، همان، ص458.
18 ـ سوره لقمان، آیه 6.
19 ـ وسائل الشیعه، همان، ص231 ـ 226؛ مستدرك الوسائل، همان، ص458 ـ 457.
20 ـ سوره حج، آیه 30.
21 ـ وسائل الشیعه، همان؛ مستدرك الوسائل، همان.
22 ـ سوره فرقان، آیه 72.
23 ـ وسائل الشیعه، همان؛ مستدرك الوسائل، همان.
24 ـ برای مطالعه بیشتر در این باره ن.ك: «تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب»، حسین عبداللهی خوروش، بنگاه مطبوعاتی مطهر اصفهان، چاپ هشتم، 1353.
25 ـ وسائل الشیعه، ج8، ص484.
26 ـ همان، ص477.
27 ـ همان، ص479 ـ 477، 484 ـ 483، 513 ـ 503.
28 ـ همان، ج4، ابواب قرائة القرآن، باب 24، ح3، ص859.
29 ـ همان، ح4.
30 ـ همان، ح2.

سید مهدی موسوی ‏كاشمری - نشریه پیام زن شماره 131

  دفعات نمایش : 181      تاریخ:  1387.4.3






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما