اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
پوست و مو
دمی با حافظ شیرازی
سینما
اشنایی با نهج البلاغه
آب و آبزیان
بارداری و زایمان

 مقالات برگزیده  
بسیاری ازما می پذیریم كه برداشتهای اولیه ای كه ما ازدیگران داریم، روند ارتباط ما را با آنان به صورتی حیاتی شكل خواهند داد...
در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست؛ بلکه مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بین آن ها بالاتر است و در واقع همین " بالاتر " مطرح است. قرآن کریم تعبیری دارد می فرماید...
 
  گريه در عزادارى     
   خانواده مشاوره پرسش های دینی

گريه در عزادارى

گريه در عزادارى

هدف از گريه كردن در مجالس عزادارى چيست؟

ابتدا بايد به اين نكته توجه كرد كه در جهان هستى، بسيارى مطالب از اسرار است و انسان‏ها از آنها بى‏خبرند. برخى نيز تنها به ظواهر پديده‏ها توجه دارند و هيچ‏گاه نمى‏انديشند كه در وراى امر ظاهرى، امرى مهم‏تر و عظيم‏تر نهفته است. گريه نيز از جمله همين امور است. بسيارى خيال مى‏كنند كه گريه صرفاً امرى است كه نشان‏دهنده تألم و عواطف آدمى است و برخى نيز كودكانه، گريه را به باد استهزا گرفته، آن را نشانه‏اى از ارتجاع تلقى مى‏كنند. عده‏اى ديگر، منتقدانه مى‏گويند: گريه جز خمودى، چيز ديگرى به ارمغان نمى‏آورد و حال آن كه دنياى امروز، دنياى تحرك و نشاط است و انسان جديد، طالب شادى است؛ نه تشنه آب چشم.
اميدواريم با توضيحى مختصر از ابعاد گوناگون اين پديده، ديدگاه تشيع در خصوص حقيقت و جايگاه گريه مشخص شود.

انواع گريه‏

گريه انواع و اقسامى دارد كه مهم‏ترين آنها با شرحى مختصر چنين است:
1. گريه ترس و هراس؛ اين نوع گريه غالباً در اطفال وجود دارد و كودك، با اين وسيله، ترس خويش را نمايان مى‏كند.
2. گريه جلب ترحم؛ اين گريه بر دو قسم است؛ «طبيعى» كه بسيار مؤثر و برانگيزاننده است؛ مانند گريه كودكى كه پدر و مادر خويش را از دست داده است و «تصنعى» كه شخص در ظاهر به ديگران مى‏خواهد بباوراند كه ناراحت و اندوهگين است.
3. گريه غم و اندوه؛ اين گريه، انعكاس ظلمتى است كه فضاى درون را فرا گرفته است. جنبه مثبت اين نوع گريه، تنها تخليه درون است و به همين جهت است كه پس از آن، آدمى كمى احساس آرامش مى‏كند.
4. گريه شوق و شادى؛ اين نوع گريه، ناشى از رقت قلبى است كه غالباً پس از دوره‏اى از يأس و نااميدى، درباره موضوعى نمودار مى‏گردد.
5. گريه تقوا و رشد روحانى؛ اين نوع گريه، مخصوص انسان‏هاى الهى است و بيان سوز درون و ابراز عجز و پشيمانى، پريشانى، توبه و عشق به معبود است. اين گريه، موجب پالايش روح و زمينه‏ساز قرب به خداوند است. گريه تقوا و پرهيزگارى، همان اشكى است كه اگر از سوز دل، بر گونه‏ها جارى گردد، توجه حضرت حق را به بنده خود جلب كرده، بستر رحم و فضل او را فراهم مى‏سازد.

گريه ارزشى‏

هر چند در خصوص انواع گريه‏هاى ديگر، منعى وارد نشده است، ولى آن چه كه در آموزه‏هاى قرآنى و روايى بر آن تأكيد شده، همان گريه تقوا و رشد روحانى است. گريه‏اى كه در اين سوى پرده، سوز دل و در آن سوى پرده، آرامش، لذت، ابتهاج و كرامت را به دنبال دارد.1
از ديدگاه قرآن و روايات، اين گريه، داراى خصايص ذيل است:
1. منشأ آن فهم و شعور است؛ گريه رشد روحانى از فهم و شعور سرچشمه مى‏گيرد و از روى تقليد و گمان، جارى نمى‏شود.
قرآن مى‏فرمايد: «اى رسول ما! به امت بگو: شما به اين كتاب ايمان بياوريد يا نياوريد (مرا يكسان است)؛ به درستى كه آنان كه پيش از اين به مقام علم و دانش رسيدند، هرگاه اين آيات برايشان تلاوت شود، همه با كمال خضوع و فروتنى، سر طاعت بر حكم آن فرود آورند و گويند: پروردگار ما، پاك و منزه است؛ البته وعده خداى ما محقق واقع خواهد شد و آنها با چشم گريان سر به خاك عبوديت نهاده، پيوسته بر خوف و ترسشان از خدا مى‏افزايد».2
از اين آيات به روشنى استفاده مى‏شود كه هر كس از علم، فهم و معرفت بالا بهره‏مند باشد، با شنيدن آيات قرآن، به حقايق پى مى‏برد و در اين حال در محضر ربوبى، صورت بر خاك مى‏نهد و با سوز دل، اشك مى‏ريزد؛ به اميد آن كه به اشك چشم او نظرى و عنايتى شود. بنابراين، آن كه نمى‏فهمد، نه سوزى در دل دارد و نه اشكى در چشم.
2. گريه، سرمايه جهاد اكبر، در جنگ با دشمن درونى است. اسلحه انسان، آه و گريه است؛ چنان كه حضرت على عليه‏السلام در دعاى شريف كميل فرموده است: «و سلاحه البكاء». خداوند اين اسلحه كارآمد را به همه داده است؛ ولى افسوس كه قدر و منزلت آن را نمى‏شناسيم.
3. گريه از انعام و تفضلات الهى است؛ خداوند متعال مى‏فرمايد: «آنان، كسانى از پيامبران بودند كه خداوند برايشان نعمت ارزانى داشت؛ از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح بر كشتى سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه آنان را هدايت نموديم و برگزيديم و هرگاه آيات خداى رحمان برايشان خوانده مى‏شد، سجده‏كنان و گريان به خاك مى‏افتادند».3
4. گريه از علائم الهى بودن عبد است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «و چون آياتى كه به رسول فرستاده شد، بشنوند، از ديدگان آنان اشك جارى مى‏شود؛ زيرا حقانيت آن چه بر رسول نازل شده، شناخته، گويند: بارالها! ما به رسول تو محمد و كتابت قرآن ايمان آورديم؛ ما را در زمره گواهان صديق او بنويس».4
5. باطنش خنده و شادى است؛ گريه ارزشى، از اسرار الهى است كه در اين سوى پرده، سوز و آتش است؛ ولى در آن سوى پرده، شادى، ابتهاج، لذت و لقاست.

گريه ارزشى در روايات‏

منزلت گريه ارزشى كه همان گريه رشد و تقواى روحانى است، از پاره‏اى روايات، روشن مى‏شود:
1. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «نزديك‏ترين حالت بنده نسبت به پروردگار عزوجل، حالتى است كه او در سجده با گريه است».5
2. امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هيچ قطره‏اى نيست كه نزد خداى عزوجل محبوب‏تر باشد از قطره اشك در ظلمت شب كه از خوف خدا باشد و غير از جانب او منظورى نباشد».6
3. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «اگر اشك چشمى نداشتى براى گريستن، حالت تباكى و حزن و اندوه داشته باش».7

برخى از روايات در خصوص گريه بر امام حسين عليه‏السلام عبارتند از:

1. امام معصوم عليه‏السلام فرمود: «هر چشمى در روز قيامت به جهت سختى‏ها، گريان است؛ مگر چشمى كه بر امام حسين عليه‏السلام گريسته باشد؛ اين چشم، خندان و بشاش است».8
2. امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد: «گريه بر امام حسين عليه‏السلام، گناهان بزرگ را محو مى‏كند».9
3. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «كسى كه به ياد امام حسين عليه‏السلام، به مقدار بال مگسى، اشك از چشمانش جارى شود، ثوابش بر خداوند است و خداوند به كمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».10
با توجه به آن چه كه در حقيقت گريه رشد روحانى و تقوا و نيز فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام مطرح است، مى‏توان گفت حكمت گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام دو امر مهم و اساسى است كه هر يك به نوبه خود اثر وضعى خاصى بر جاى مى‏گذارند:

1. بُعد اخلاقى‏

چنان كه روشن است، گريه ارزشى در فرهنگ شيعى، گريه‏اى است كه موجب تعالى و رشد روح است و سرچشمه آن معرفت است. گريه بر امام حسين عليه‏السلام، يا به جهت ياد كردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقيقى خداوند متعال است كه تجلى‏گاه اوصاف الهى بود و مؤمنان، بوى گل را از گلاب او استشمام مى‏كردند و يا به دليل عقب‏ماندگى روحى و نداشته‏هاى خود، در مقابل مناقب و فضايل آن بزرگوار و ياران باوفايش مى‏باشد. در واقع، گريه بر اين است كه حبيب‏بن مظاهر كه بود و چه مقامى داشت و من چه مقامى دارم. اشك ريختن بر على‏اكبر، ناله بر خود است كه آن جوان رشيد چه فضايلى را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلت‏ها را دارم و...
اگر گريه ما از اين منشأ دور است، بايد بكوشيم اشك و آه خود را به اين سمت سوق دهيم تا بر اثر آن، روحمان تعالى يابد. در حقيقت، اين گريه، نشان دادن دردى است كه انسان را به حركت و جوشش وامى‏دارد تا خود را به آن درجه از كمالات برسانيم و اين چنين اشكى، انسان‏ساز است.

2. بعد اجتماعى‏

اگر گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام، از سر معرفت باشد و منشأ آن نيز بعد اخلاقى اين حركت باشد، قطعاً اين حزن و اندوه، پس از آن كه موجب تحول درونى انسان مى‏گردد، زمينه را براى تحولات اجتماعى فراهم مى‏سازد. وقتى گريه بر امام حسين عليه‏السلام، گريه‏اى در جهت تعالى روح شد و موجب گرديد كه آدمى در فضايل اخلاقى و فردى خود، تأمل و تجديدنظر كند، قطعاً اين تحول درونى، زمينه را براى ساختن اجتماعى در راستاى اهداف متعالى اسلام فراهم خواهد ساخت.
زمانى كه انسان متوجه شد كه حضرت اباعبدالله عليه‏السلام براى چه، چرا و چگونه دست به قيام زد و آن اثر جاودانه را با قلم خون، بر صفحه تاريخ نگاشت، با اين معرفت، بر اثر گريه درونش، متحول مى‏شود و اين تغيير، به جامعه نيز سرايت مى‏كند و جلوى فساد و انحراف دين گرفته مى‏شود و آزادى، جوانمردى و ديندارى، نه تنها در روح فرد تأثير مى‏گذارد، بلكه بر جامعه نيز حكم‏فرما مى‏شود.
به بيان ديگر، در واقع گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام، با يك واسطه، زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پياده كردن آن فراهم مى‏سازد و به همين دليل، مى‏توان گفت كه يكى از حكمت‏هاى گريه بر امام حسين عليه‏السلام، ساختن جامعه، براساس الگوى ارائه شده از سوى اوست و شايد مقصود از جمله «ان الاسلام بدؤه محمدى و بقائه حسينى؛ همانا اسلام شروعش محمدى و بقايش حسينى است»، همين باشد كه بقاى مكتب اسلام - خصوصاً تشيع - وام‏دار گريه بر امام حسين عليه‏السلام است.

پی نوشت ها:

1. اصول كافى، ج 2، كتاب‏الدعاء، باب البكاء.
2. اسراء، آيه 107 - 109.
3. مريم، آيه 58.
4. مائده، آيه 83.
5. اصول كافى، ج 2، باب البكاء.
6. همان.
7. مرآة العقول، ج 12، ص 56.
8. الخصائص الحسينيه، ص 140.
9. مسند امام رضا، ج 2، ص 27.
10. بحارالانوار، ج 44، ص 291.

  دفعات نمایش : 213      تاریخ:  1386.10.23






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما