يك نويسنده، يك كتاب
در آرزوي ديدن خورشيد
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي در سال 1345 هـ.ق در شهر شيراز ديده به جهان گشود. معظم له تحصيلات ابتدايي و دبيرستاني خود را در شهر شيراز به پايان رساند. هوش و حافظه قوي و استعداد سرشار وي را در مدرسه در رديف شاگردان بسيار ممتاز قرار داده بود. ايشان در حدود چهارده سالگي رسما دروس ديني را در مدرسه آقا باباخان شيراز آغاز كرد و در مدت اندكي به بسياري از علوم مانند صرف و نحو عربي، منطق، معاني و بيان و بديع تسلط يافت و سپس به آموختن دروس فقه و اصول پرداخت. وي به خاطر نبوغ فوق العاده اش مجموع دروس سطح هاي مقدماتي، متوسط و عالي را در مدتي نزديك به چهارسال به پايان رسانيد. ايشان در حالي كه هنوز بيش از 18 سال از عمر شريفش نگذشته بود با فكر نافذ و قلم روان حاشيه اي بر «كفايه الاصول» نوشت كه نقاط مبهمي از اين كتاب را روشن مي ساخت. وي در همين سن 18سالگي وارد حوزه علميه قم شد و نزديك به پنج سال از جلسات علمي و دروس اساتيد بزرگ هم چون حضرت آيت الله بروجردي و آيات بزرگوار ديگر بهره مند شد. سپس به حوزه علميه نجف رفت و در سن 24سالگي اجازه اجتهاد مطلق را از محضر دونفر از آيات بزرگ نجف كسب نمود. ايشان در سال 1330 هجري شمسي به ايران بازگشتند و به تدريس سطوح عالي و سپس خارج اصول و فقه پرداختند. هم چنين در مبارزات سياسي كه منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي گرديد حضور فعال و ارزنده داشت و به همين دليل چند بار به زندان هاي طاغوت افتادند و سه بار هم توسط رژيم به شهرهاي چابهار، مهاباد و انارك تبعيد شدند. ايشان در تدوين قانون اساسي در مجلس خبرگان اول نقش موثري داشتند. ايشان در طول حيات علمي پرثمرش فعاليت هاي گسترده، عميق و مدققانه اي داشته است كه از جمله آنها به انتشار نشريه ماهانه «مكتب اسلام» به اتفاق جمعي از دانشمندان مي توان اشاره كرد. اين نشريه در جهان تشيع بي سابقه بود و راه نويني را به روي فضلا و دانشمندان جوان حوزه گشود. از معظم له تاكنون بيش از يكصد جلد كتاب به چاپ رسيده كه برخي از آنها حدود 30 مرتبه تجديد چاپ شده اند و برخي از اين كتب به بيش از ده زبان زنده دنيا ترجمه و در كشورهاي مختلف منتشر شده اند كه حتي فقط ذكر عنوان هاي اين كتب هم از حوصله اين مختصر خارج است. يكي از اين كتاب هاي ارزشمند كتاب: «حكومت جهاني مهدي(عج)» مي باشد كه معظم له اين كتاب را در هنگام تبعيد به چابهار به رشته تحرير درآورده است. ايشان در مقدمه كتاب چنين نگاشته است: «مدت ها بود كه... يادداشت هايي تهيه كرده بودم، ولي تراكم اشتغالات در قم اجازه تشريح و تنظيم و تكميل آن را نمي داد... ولي دست حوادث مرا به نقطه اي كه هيچ گاه باور نمي كردم كشاند. بندر چابهار! يعني دورافتاده ترين و بدآب و هواترين نقطه ايران كه از تهران حدود 2300 كيلومتر فاصله دارد و امكانات آن براي زندگي بسيار محدود و اهالي به طور غيرقابل تصوري گرفتار محروميت ها هستند... در اين منطقه كويري... طبعا مجال و فرصت بيش تري براي مطالعه به دست آمد و با استفاده از اين فرصت غيرمنتظره يكي از نخستين بحث هايي را كه مورد بررسي قرار دادم همين بحث ها بود.» وي در مقدمه كتاب ابتدا با طرح سؤالاتي در زمينه آينده انسان و جهان و اين كه آيا سرنوشت آينده بشريت صلح و عدالت و امنيت است يا هرج و مرج و ظلم و بي عدالتي است؟ و اگر قرار است كه سرانجام جهان صلح و عدالت باشد، آيا تحقق اين امر به صورت تدريجي است و يا اين كه لازم است انقلابي صورت پذيرد؟ و اگر چنان چه لازم است انقلابي صورت پذيرد، آيا تنها از طريق قوانين مادي امكان پذير است؛ يا بدون استمداد از اصول معنوي و ارزش هاي اصل انساني ممكن نيست. رهبر اين انقلاب بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟ و آيا اين انقلاب الزاما به حكومت واحد جهاني مي انجامد؟ كنجكاوي خواننده را برانگيخته و در ادامه مي نويسد: «در اين كتاب كوشش شده به دور از تعصب ها و گرايش هاي افراطي و دور از پيش داوري هاي غيرمنتطقي به اين پرسش ها پاسخ گفته شود؛ پاسخ هايي كه از اعماق جان بجوشد و با خرد سازگار باشد و بتواند «عقل»، «عواطف»، «روح» و «جان» را سيراب سازد.» نويسنده در بخش اول كتاب آينده جهان و بشريت را بسيار روشن و پراميد توصيف كرده است. وي براي اثبات اين ادعا به پنج دليل علمي كه مورد پذيرش هر اهل فكر منصفي است اشاره كرده است. سير تكاملي جامعه انساني، هماهنگي با نظام عمومي آفرينش، قانون عكس العمل، الزام هاي اجتماعي و فطرت و صلح و عدل جهاني پنج دليلي است كه نويسنده به طور مفصل آنها را تبيين كرده است. نويسنده در بخش ديگري از اين كتاب به اعتقاد اقوام، مذاهب و اديان ديگر درخصوص مصلح بزرگ اشاره كرده و معتقد است كه تمام اقوام جهان در انتظار يك رهبر بزرگ انقلابي به سر مي برند كه هر كدام او را به نامي مي خوانند. وي در بخشي از كتاب چنين مي نويسد: «مسأله ايمان به ظهور يك نجات بخش بزرگ تنها در ميان مسلمانان نيست و حتي فقط اين مذاهب شرقي نيستند كه چنين اعتقادي دارند، بلكه اسناد و مدارك نشان مي دهد كه اين يك اعتقاد عمومي و قديمي در ميان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب است...» نويسنده در بخش ديگري از كتاب به تبيين مفهوم انتظار پرداخته است و انتظار انقلابي و آماده ساز را از انتظار مخرب و مخدر جدا كرده است. نويسنده درخصوص مفهوم انتظار مي نويسد: «انتظار يا آينده نگري به حالت كسي گفته مي شود كه از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتر تلاش مي كند... بنابراين مسأله انتظار حكومت جهاني مهدي(عج) در واقع مركب از دو عنصر است عنصر «نفي» و عنصر «اثبات». عنصر نفي همان بيگانگي با وضع موجود است و عنصر اثبات خواهان وضع بهتري بودن مي باشد. اگر اين دو جنبه در روح انسان به صورت ريشه دار حلول كند سرچشمه دو رشته اعمال خواهد شد. اين دو رشته اعمال عبارتند از ترك هرگونه همكاري و هماهنگي با عوامل ظلم و فساد و حتي مبارزه و درگيري با آنها از يك سو و خودسازي و خودياري و جلب آمادگي هاي جسمي و روحي و مادي و معنوي براي شكل گرفتن حكومت واحد جهاني و مردمي از سوي ديگر.» وي ضمن برشمردن ديدگاه قرآن و احاديث اهل سنت و شيعه درباره مصلح بزرگ جهاني به نشانه هاي آغازين انقلاب و ويژگي هاي مكتب شيعه درباره مهدي(عج) پرداخته است. نويسنده «فلسفه غيبت» را تبيين كرده و به بيان «نقش امام(ع) در دوران غيبت» پرداخته و «راه هاي پيروزي آن مصلح بزرگ» را ترسيم كرده است. «روش حكومت جهاني حضرت»، «نوسازي و وحدت اديان»، «مدعيان دروغين» هم از بخش هاي پاياني كتاب در حكومت جهاني مهدي(ع) را تشكيل مي دهد. دوري از تعصب و بيان مطالب به صورت علمي و منطقي و به دور از گرايش هاي افراطي يك مذهب خاص از ويژگي هاي كتاب است كه هر خواننده اهل نظر و منصفي را اقناع خواهد كرد. بدون شك مطالعه اين كتاب به وسعت ديدگاه اهل تحقيق و پژوهش و پرورش ايمان مؤمنان به ظهور مصلح بزرگ جهاني كمك شايان و قابل توجهي خواهد كرد. اميد است خداوند متعال بر ايمان ما به ظهور آخرين حجتش بيفزايد و ما منتظران واقعي آن حضرتش باشيم. ان شاءالله
حسين مولوي ده كوثري از اراك-روزنامه کیهان-شماره18831