برخي از دختران و زنان و احتمالاً گروهي از پسران ما امروزه خود را با ابزار و وسايل مختلف آرايش ميكنند و ميگويند زيبايي حُسن است، و همه از زيبا و زيبايي خوششان ميآيد، بلكه زيبايي دوستي به قول روان شناسان يكي از احساسات عمومي و فطري بشر است، و «إنّ الله جميل و يُحّب الجمال» از سوي ديگر براي حفظ شخصيت و آبروي خود و احترام به ديگران و كمك به شادابي و طراوت محيط و جامعه بسيار بجاست كه انسان به قيافه و لباس خود در برخورد با ديگران اهميت بدهد. حال سخن بر سر اين است كه آيا اين عمل صحيح است يا نه؟ و آيا اين توجيهات مورد پسند عقل و دين هست يا نه؟ آيا اين كار احترام به شخصيت خود و ديگران است يا ظلم به خود و ديگران ؟ آيا اين كار آرايش است يا آلايش؟ آيا معناي اين كار تميز بودن است يا كثيف كردن روح و ذهن خود و مردم؟ آيا بزك كردن، احترام به ديگران است يا تعدّي به حقوق معنوي و الهي بينندگان است؟ با توضيحاتي كه خواهد آمد جواب صحيح را خوانندة فهيم و منصف در خواهد يافت.
نكتة اوّل: ابتداءً بايد توجه كرد كه در مورد انسان و جهان دو ديدگاه اساسي وجود دارد: الف ـ محدود بودن انسان و جهان به دنياي مادي و حاضر و فعلي. ب ـ مشتمل بودن انسان بر دو بعد جسمي و روحي و وسعت جهان نسبت به دنياي مادي و آخرت. نكته و مقدمهي دوم: اگر ما انسان را خود سالار و آقا و صاحب خود و دنيا بدانيم و ديد اومانيستي (انسان مداري) داشته باشيم يك گونه قضاوت ميكنيم و اگر انسان را عبد و مخلوق و جامعة انساني را جامعهاي خداسالاري بدانيم و تمام جهان و مخلوقات و انسان را جلوه و لطفي از سوي خداوند كريم و جميل بدانيم به نحو ديگري داوري ميكنيم. بر اساس دو نكتهي گذشته نسبت به ديدگاه شخص اشكال كننده و آرايش كننده از يك سو و ناظرين يا فرد بيننده از سوي ديگر چهار حالت متصور است كه يك به يك بررسي ميكنيم: 1. اگر شخص معتقد به اين نظريه فردي ماديگرا يا سكولار و غير الهي باشد و بيننده هم موافق نظر او باشد مثلاً در جوامع غرب و سكولار يا لائيك، در اين صورت ما بحث و سخني نداريم و عمل اين دو بستگي به توافق و ميل خودشان دارد. 2. اگر فرد عامل و پرسشگر، الهي و متدين و غير مادي باشد و بيننده، شخص مادي باشد، در اين صورت اولاً شخص مادي و دنياگرا اعتراض و سخني ندارد. ثانياً اگر واقعاً كسي معتقد به وجود خداوند خالق باشد و آخرت را پيش رويش بداند، چنين عملي را مرتكب نميشود و قهراً موضوع منتفي ميشود توضيح ديدگاه شخص الهي خواهد آمد. 3. اگر فردي ماديگرا و دنيازده بود و خود را براي غير آرايش كرد، و بيننده يا برخي از بينندگان افرادي متدين و معتقد به مبدأ و معاد بودند يا اينكه؛ 4. آرايش كننده و بيننده هر دو افرادي دينباور و معتقد به مالكيت و خالقيت خداوند باشند و به فرامين الهي اهميت بدهند و حكم خدا را داراي مصلحت و فايده براي عموم بدانند، در اين دو صورت بايد گفت كه اين عمل عقلا و شرعاً مردود است. اگر شخصي معتقد به مبدأ و معاد هم نباشد، وقتي ميداند كه برخي ناظرين معتقد به دو بعد جسمي و روحي براي خود هستند و بايد سلامت معنوي خود را حفظ كنند تا در آخرت دچار عذاب گناهان نشوند، در اين صورت نبايد به حريم معنوي بيننده تجاوز كند، مراعات نكردن پوشش كامل و كافي يا آراستن سر و صورت و لباس و استفاده از اُدكلنهاي مختلف به نحوي كه موجب تحريك شهوت بيننده ميشود، اين عمل خود نوعي تعدّي به حقوق معنوي و واقعي بيننده است. اين نكته از حكمتهاي مهم حفظ حجاب و پوشش لازم است كه تك تك مرد و زن جامعه بايد در نظر داشته باشند. از جهت عرفي نيز دختران و پسران جوان ما بايد بدانند كه تا چند سال پيش به ندرت ديده ميشد كه دختري در سنين 12 ـ 13 سالگي يا بيشتر، قبل از آنكه ازدواج كند با آرايش به مدرسه و دانشگاه و اداره و خيابان و بازار برود. متأسفانه موج فزايندهاي نسبت به گرايش به آرايش كردن و آلوده كردن محيط پاك جامعه پيدا شده است. تعجب و تأسف بيشتر نسبت به خانمهاي تحصيلكردهاي است كه كار غلط و زشت ديگران را نسنجيده پيروي ميكنند. امّا راجع به اين جمله كه خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد و بايد به آراسته بودن خود توجّه كرد و نبايد ژوليده و نامرتب بود، بايد گفت بله نظافت و تميزي و آراستگي و زيبايي مطلوب است و در جايي كه ممكن باشد، مورد سفارش دين است امّا همان خداوندي كه امر به نظافت كرده و زيبايي را دوست دارد، اگر مفسده و مانعي و يا مصلحت مهمتري جلوي آن را گرفت، دستور به مراعات ساير امور نيز داده است، پس در اين صورت بايد هر دو يا سه جهت را ملاحظه كرد. همة نعمتهاي حلال الهي براي استفادة بندگان است، امّا اگر ميوه يا وسيله يا مالي به شخص خاصي تعلّق دارد، نميتوان به استناد اينكه مخلوق و نعمت الهي است در آن تصرف كرد. هميشه در قضاوت كردن نسبت به يك امر، بايد ابعاد و جوانب مسئله را بررسي كرد و سپس حكم جامعي صادر كرد. زيبا بودن و زيبا جلوه كردن خوب است امّا اگر موجب تحريك شهوت نامحرم و مقدمة عمل حرام باشد، در آن صورت ديگر مطلوب نيست. سلامت روحي جامعه امر مهمي است كه به هيچ بهانهاي نميتوان آن را از بين برد. اين نكته را نبايد دور از ذهن نگاه داشت كه آراستن و زيبايي مراتبي دارد و به تعبير روايات زينت ظاهري داريم و زينت باطني يا مخفي. زينت مجاز نسبت به افراد مختلف از همسر و محارم و ديگران متفاوت است. اصل نظافت و حسن ظاهر و لباس، امري مطلوب و مورد توجّه پيشوايان دين است امّا زيبايي اعضاي مختلف و يا به وسيلة ابزار كمكي و حداقلها و مرز آن، مسئلة دقيقي است كه تعيين كنندة آن خالق بشر و هادي انسان است. طبعاً آرايش محل بحث و اشكال، زيبايي خدادادي صورت و اصل نظافت و طهارت بدن و لباس مرد و زن نيست. و امّا مطلب اصلي و اساسي براي روشن شدن حكم الهي در مسئله و همچنين آشنايي بيشتر و بانوان عزيز، بررسي حكم خداوند متعال است:
حرمت آرايش كردن زن براي نامحرم براي اطلاع بيشتر خوانندگان محترم و معتقد به تعاليم ديني، در اينجا به طور مختصر دليل قرآني و روايي و فتواي فقها را در اين موضوع ذكر ميكنيم:
1. در سورهي احزاب، آية 33 خطاب به زنان پيامبر و نيز ساير بانوان ميفرمايد: «ولا تبَّرَجْنَ تَبُّرج الجاهلية الأولي» و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.» يعني با آرايش به ميان مردم نرويد.
و در سورهي نور، آيهي 31 ميخوانيم: «ولا يبدين زينَتَهنَّ إلاّ ما ظَهر منها و ليضرِبنَ بخمرهنَّ علي جيوبهنَّ و لا يبدينَ زنيَتَهُنَّ إلا لبعولتهنّ أو... (و به زنان با ايمان بگو) و زينت خود را جز آن مقدار كه نمايان است آشكار ننمايند و (اطراف) روسريهاي خود را بر سينهي خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهران خود و....» يعني آرايش كردن و زيباييهاي غير از دست و صورت فقط براي همسر و پدران و فرزندان و ساير محارم قابل ارائه و رؤيت است. 2. روايات زيادي دربارهي نهي از زينت كردن و خوشبو كردن و مراعات نكردن حجاب كامل وارد شده كه يك مورد را ذكر ميكنيم و خواننده را به موارد ديگر ارجاع ميدهيم. در حديث معروف مناهي از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است: «(نهي) أن تتزينَّ لغير زوجها فإن فَعَلتْ كان حقا علي الله أن يُحرقها بالنّار.[1]» پيامبر نهي فرمودند كه زن براي غير همسرش آرايش كند. پس اگر چنين كند، بر خداوند حق و ثابت است كه او را با آتش بسوزاند. 3. بر اساس آيات و روايات گفته شده و اصل مسلّم ديني و ضرورت بين مسلمانان، فقهاي بزرگوار نيز چنين استنباط كرده و فهميدهاند. از مجموع فتاواي علما به دست ميآيد كه اگر زني، دست و صورت خود را به نوعي تزيين كند به چيزهايي كه عرفاً زينت شمرده ميشود، در آن صورت بايد صورت و دست خود را از بيگانه و نامحرم بپوشاند و الاّ مرتكب عمل حرام خواهد شد. البتّه پر واضح است كه غير از صورت و دو دست تا مچ، بايد كاملاً پوشيده باشد و مسلّم است كه نبايد اعضاء ديگر را ظاهر كرد يا به گونهاي پوشاند كه موجب جلب توجه و تحريك ديگران باشد. در اينجا فقط به ذكر يك پرسش از محضر امام خميني (ره) بسنده ميكنم و خواننده را به رسالههاي احكام مراجع، ارجاع ميدهم. سؤال: چنانچه زن با خود زينت داشته باشد مانند اينكه حلقهي ازدواج يا انگشتري در دست كرده يا چهره آراسته كرده باشد، آيا واجب است وجه و كفين را بپوشاند؟ جواب: پوشاندن از نامحرم در فرض مذكور واجب است. و در پاسخ سؤال ديگري ميفرمايند: هر چه در نظر عرف مردم زينت محسوب ميشود، اظهار آن در برابر نامحرم جايز نيست.[2] خلاصة سخن: آرايش كردن زن براي غير محارم و در مجامع عمومي ممنوع و حرام و موجب شقاوت و خسران و عذاب الهي است ضمن اينكه برخوردهاي اجتماعي را هوسآلود و شهواني ميكند و در نتيجه موجب مفاسد اجتماعي زيادي ميشود مانند: الف ـ ازدياد فحشاء و منكرات و توجه مردان به زنان بيگانه و نيز توجه زنان به مردان بيگانه ب ـ افزايش طلاق و از هم پاشيده شدن خانوادهها ج ـ بالا رفتن سن ازدواج جوانان د ـ كم كردن ضريب امنيت اجتماعي زنان هـ ـ افزايش مصرف لوازم آرايش و ضرر اقتصادي و بهداشتي و ـ كاهش بازدهي فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي به دليل توجه به ظاهر جنسِ مخالف. نگارنده از عموم خواهران محترم و صاحب فهم انتظار دارد با خويشتنداري و حياي خود، به سلامت روحي و رواني خود و جامعه كمك كننده و خود را ارزان هدف آماج تيرهاي شهوت آلود چشمها قرار ندهند و به اين وسيله موجبات جلب رضايت خداوند متعال و ولي نعمت خود را فراهم آورند.
پی نوشتها : [1] . ر.ك به وسائل الشيعه، محمد بن حسن، شيخ حر عاملي، ج 14، باب 80، از ابواب مقدمات نكاح، روايت 6. و نيز روايت 1و 4. و نيز نهج البلاغه الفصاحه، ص 34، روايت 177، و نيز حديث معراج در بحارالانوار، ج 8.، ص 309 و... [2] . ر.ك، احكام بانوان، محمد وحيدي خراساني، ص 19 و نيز احكام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، چ 22،صص 109 ـ 117، قم، دفتر تبليغات، 1380 و رسالههاي توضيح المسائل اي استفتاآت از مراجع مختلف. حميد كريمي |