مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
دانلود اینترنت اکسپلورر 9
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 650    پنج شنبه 27 فروردین 1388 

چگونگى رفع اختلافات خانوادگى از نظر قرآن


چگونگى رفع اختلافات خانوادگى از نظر قرآن

اختلافات و مشاجرات و دعواهاى متداوم ، براى پيكر خانواده ، بيمارى است و لازم است بيمارى را هم از نظر پيشگيرى مورد بحث قرار دهيم و هم از نظر درمان.
گفتار پيش بر محور پيشگيرى اختلافات دور مى زد. اكنون مى خواهيم شمه اى نيز درباره كيفيت رفع اختلاف ودرمان سخن بگوييم؛ توجه به وظايف و مسؤوليت هاى خودو طرف مقابل و محدود كردن توقعات به آنچه وظيفه ديگرى است ، نه تنها عامل جلوگيرى از بروز اختلاف ، بلكه عامل رفع اختلاف نيز هست.
مبارزه با هواى نفس و خودخواهى و غرور خودپسندى ، نه تنها جلو بروز اختلاف را مى گيرد ، بلكه مي‌تواند اختلافات موجود را هم به صلح و آشتى و تفاهم تبديل كند.
گاهى چنين است كه هر يك از طرفين ،‌از ديگرى انتقاداتى دارد و هيچ يك نيز حاضر به پذيرفتن انتقادات ديگرى و برداشتن گامى در جهت تفاهم و توافق نيست.
گاهى چنين است كه يكى از زن و شوهر ،‌از انجام وظيفه خود تخلف مى ورزد ، يا زن از اطاعت همسر در محدوده زناشويى سرباز مي‌زند و حاضر نيست طبق گفته قرآن در برابر همسر خويش «قانت» باشد و يا در غياب او حافظ مال و ناموسش باشد. و يا مرد ، از دادن نفقه و حسن معاشرت ، خوددارى مي‌كند.
گاهى نيز چنين است كه هر يك از طرفين با سعه صدر ،‌به تذكرات و انتقادات ديگرى توجه مى كند و با صداقت وصميميت ، مسائل و مشكلات را حل مي‌كنند و نيازى به هيچ گونه توصيه و اقدامى از هيچ ناحيه اى نيست.
يكى از حالاتى كه شديداً‌ مورد توجه قرآن مجيد است و بايد براى آن چاره انديشى شود ، حالت «نشوز» زنان در زندگى خانوادگى است. اين حالت ، نقطه مقابل «قنوت» است. گفتيم: زن «قانت» ‌زنى است كه در محدوده زناشويى ، در برابر شوهر ،‌ مطيع و متواضع است. بنابراين ،‌زن «ناشزه» زنى است كه در همان محدوده ، به عصيان و سركشى روى مي‌آورد.
قرآن مجيد ، از مردان خواسته است كه سعى كنند طبيبانه ، در صدد علاج برآيند و گرمى و جذابيت را به كانون خانواده برگردانند و در اين راه ، استفاده از چند تاكتيك را تجويز و توصيه كرده است.
در اين باره مى گويد:
و اللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فى المضاجع واضربوهن1]؛ زنانى كه از نافرمانى آنها بيم داريد ، موعظه كنيد و آنها را در بستر ها ترك كنيد و بزنيد.
در حقيقت ،‌ قرآن مجيد توصيه فرموده است كه از تاكتيك هاى سه گانه موعظه و بى اعتنايى به آنها در بستر خواب و زدن استفاده شود.
به كار بردن اين‌ تاكتيك ها تدريجى است. در درجه اول بايد مرد سعى كند از راه ارشاد و موعظه ، زن را به راه آورد؛ اگر اين تاكتيك مؤثر واقع نشد به تاكتيك دوم و سوم ، روى مى آورد.
مقصود از رها كردن زن در بستر خواب كه دومين تاكتيك است و در صورت عدم تأثير موعظه و اندرز ، به كار گرفته مى شود ، چيست؟
يك احتمال ، ترك همخوابگى است و احتمال دوم ، اين است كه بدون ترك همخوابگى ،‌مرد در بستر نسبت به زن بى اعتنايى كند و او را مورد بى مهرى قرار دهد؛ البته احتمال دوم با توجه به كلمه «مضاجع» قوى تر است.
طبيعى است كه اين تاكتيك ها همه مقدمه آشتى و جذب و انجذاب است و نبايد به صورتى عمل شود كه به جاى جذب و انجذاب ، دافعه و گريز ، حاكم گردد.
زبان موعظه بايد زبانى شيرين و لحن آن بايد لحنى دل نشين باشد. موعظه كننده ، حتما بايد ثابت كند كه دلسوز و امين و خير خواه است و تسليم هواى نفس و اغراض و مقاصد شيطانى نيست.
مردى كه از اول او را موظف كرده اند كه واعظ باشد ،‌ چگونه قابل قبول است كه بلافاصله از او بخواهند كه به «قهر تمام عيار!» روى آورد و اقدام به ترك همخوابگى كند؟!
مگر در زندگى زناشويى قاعده صحيح اين نيست كه مرد مظهر احسان باشد؟!‌ آيا بهترين نوع احسان اين نيست كه اگر زن مرتكب خطا و جهالتى بشود ، مرد با گذشت و بزرگوارى در صدد اصلاح او برآيد؟ آيا راه اصلاح ، دورى كردن و فاصله گرفتن در حدى است كه راه آشتى و الفت باز بماند يا بستن اين راه؟!
بهتر است براى اين كه مرد بداند تا چه حد وظيفه او در قبال همسر و تحكيم روابط همسرى سنگين است ،‌به سخنى از امام صادق (عليه السلام) توجه كنيم.
از آن بزرگوار پرسيدند: حق زن بر مرد چيست كه اگر مرد آن حق را به جاى آورد ، مظهر احسان باشد؟
فرمود:
يشبعها و يكسوها و ان جهلت غفر لها2]؛ او را سير مى گرداند و بدنش را مى پوشاند و اگر جهالتى كند ، او را مورد گذشت قرار مى دهد.
زنى كه در برابر شوهر به نشوز روى آورده ، گرفتار نوعى جهالت شده است. جهالت را نبايد با جهالت پاسخ داد. مهم اين است كه اشخاصى كه به جهالت روى آورده اند ، اصلاح بشوند وراه اصلاح اين نيست كه جهالت را باجهالت پاسخ دهيم. چنين رويه‌اى هم براى زندگى خانوادگى مضر است و هم براى زندگى اجتماعى شيرينى زندگى خانوادگى و اجتماعى ، در تجاذب است نه در تدافع. جهالت را با جهالت پاسخ دادن ، تدافع است؛ اما پاسخ جهالت با وعظ و ارشاد و حداقل قهر – كه همان بى اعتنايى در بستر خواب است – زمينه ساز تجاذب است و اميد مي‌رود كه با به كار گرفتن اين گونه تاكتيك ها بار ديگر پيوند الفت و وحدت ، استحكام يابد و دفع و گريز و نفرت ، از كانون خانواده رخت بربندد.
با اين توضيحاتى كه داده شد ، در مورد تاكتيك سوم نيز معلوم است كه هدف ، اعمال قدرت و در هم كوبيدن جسم نحيف و اندام لطيف زن نيست.
شايد انسان با يك نظر ابتدايى در مورد سومين تاكتيكى كه در قرآن توصيه شده است ، فكر كند كه اسلام خواسته است دست مرد را باز بگذارد تا هر گونه بخواهد درباره زن اعمال قدرت كند و با كتك و مشت وسيلى و لگد او را در برابر خود تسليم نمايد ، در حالى كه هرگز چنين نيست.
بديهى است كه زدن مراتبى دارد . از يك پس گردنى بسيار معمولى و بى درد و رنج گرفته تا مرحله اى كه شخص از حركت بيفتد ، ولى نميرد ، همه زدن محسوب مى شود. تنها آن وقتى كه شخص بر اثر زدن ، قلب و پيكرش از كار بيفتد ، ديگر زدن نه ، بلكه كشتن گفته مي‌شود!‌
نكته مهم اين است كه حد و مرز زدن را چه كسى بايد مشخص كند؟ آيا مرد حق دارد درباره حد و مرز زدن خودش تصميم بگيرد و پيكر نحيف زن مظلومى كه گفتيم:‌اسلام ، «ريحانه» خلقت و گل زيبا و باطراوت بوستان هستى اش مى داند ، آن چنان در زير ضربات شلاق و مشت ولگد و سيلى و چوب درهم بكوبد كه پژمرده و ناتوان و رنجور گردد؟!‌
آيا زدن در چه موردى تجويز شده و آن جا كه تجويز شده ، چگونه زدنى مراد است؟! چه كسى بايد حد آن را تعيين كند؟ شوهر يا مقام ديگري؟‌!
ما قبلاً گفته ايم كه وجوب اطاعت زن از شوهر و به اصطلاح قرآنى «قنوت» زن ، صرفاً در محدوده زناشويى است و شوهر حق اين كه او را به جاروكشى و كهنه شويى و آشپزى و لباسشويى و اين گونه كارها وادار كند ندارد. اين ها چيزهايى است كه از راه تفاهم و صميميت و همكارى و همفكرى و گذشت و ايثار بايد به وسيله خود زن و شوهر حل شود و بنابراين ، شوهر در اين گونه امور حتى حق مؤاخذه هم ندارد ، ‌تا چه رسد به اين كه بخواهد قلدرى كند و با ضرب و جرح ، او را تسليم اراده خودسازد.
مرد بايد بداند كه كلفت يا كنيز به خانه نياورده ، بلكه همسر ، همكار ، همفكر و يار و مددكار به خانه آورده است و از او بايد فقط انتظار «قنوت» و «حفظ» داشته باشد.
بنابراين ، تاكتيك هاى سه گانه در محدوده خاص نشوز زن و ترك قنوت است و ربطى به مسائل و امورى كه معمولاً در محيط خانواده ، زنان به خاطر همكارى و همفكرى و همدلى انجام مى دهند ندارد. اين ، ‌پاسخ سؤال اول .
اما پاسخ سؤال دوم: يعني: حد و مرز زدن تا كجاست؟
خوشبختانه ، ‌در اين مورد ، اين مرد نيست كه هرگونه بخواهد عمل مي‌كند ، بلكه اسلام ، اين قدر او را در اين راه محدود كرده كه اگر بگويم:‌اين گونه زدن ها به نوازش كردن شبيه تر است تا تنبيه بدنى ،‌ گزاف نگفته ام.
زدنى كه اسلام تجويز كرده ، زدنى است دوستانه و آشتى انگيز ، نه قهر انگيز و رنج و رنجش آور.
وقتى مرد در برابر جهالت زن ، حق جهالت كردن ندارد و موظف است كه مظهر احسان باشد ، پر واضح است كه دست او براى زدن بسته شده و حق اعمال زور و قدرت مردانه خود را در اين مورد ندارد و بهتر است زور و قدرت خويش را براى جبهه هاى جنگ و دفاع از استقلال ميهن و مكتب نگاه دارى كند.
فقهاى ما مى گويند:‌
مرد حق ندارد زن خود را طورى بزند كه جاى آن بشكند ، يا زخم و جراحت ايجاد شود و حتى رنگ پوست كبود وسرخ بشود.
لازمه اين مطلب اين است كه:‌ اگر مردى زن خود را طورى بزند كه استخوان بكشند يا جاى آن مجروح شود يا كبود و سرخ گردد ، بايد قصاص شود يا ديه آن را طبق دستور اسلام به زن بپردازد.
از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است كه: «انه الضرب بالسواك3 مقصود ، زدن با مسواك است.»
معلوم است كه وقتى مرد براى زدن همسر ، از حربه اى چون مسواك بتواند استفاده كند ، تا چه اندازه حق اعمال قدرت پيدا مى كند؟!
در قرآن راجع به زدن زن داستان شيرينى داريم:‌
ايوب در آن حالت رنجورى و دردمندى به واسطه شكوه همسرش خشمگين شد و او را كه يگانه پرستار مهربانش بود ،‌از خود راند و سوگند ياد كرد كه اگر بهبود يابد ، صد ضربه شلاق به او بزند ، اما هنگامى كه بهبود يافت ، خداوند به او دستور داد:
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ 4 يك دسته گياه بردار و او را بزن و با سوگند خود مخالفت نكن.
معلوم است كه اين گونه زدن ، به نوازش كردن شبيه تر است تا آزردن و ناراحت كردن!‌
بدين ترتيب ، ‌بايد در برابر عظمت قرآن و رهبران اسلام سر تعظيم فرود آوريم كه در مسأله زدن زنان ، عاملى بازدارنده هستند ، نه عامل تحريك كننده!‌
زنى كه مى بيند شوهرش در برابر جهالت او ، موعظه و ارشاد مى كند و عكس العمل او در برابر اين جهالت ،‌در صورت عدم تأثير موعظه ، يك بى اعتنايى در بستر خواب است و در عين داشتن قدرت ، به هيج وجه حاضر به آزردن جسمى او نيست و همچون ايوب ، صبر و بردبارى پيشه مى كند ، چگونه واكنشى نشان مى دهد؟!
يقيناً اگر قابل اصلاح است ، با همين تاكتيك‌ها اصلاح مي‌شود ، و اگر قابل اصلاح نيست، آزردن جسم او نيز دردى را دوا نمى كند و بايد فكر ديگرى كرد.
يكى از نويسندگان مصرى ، در توجيه مسأله زدن زن گفته است: «بعضى دچار بيمارى مازوشيسم – كه در مقابل بيمارى ساديسم است – هستند. كسى كه بيمارى ساديسم دارد ، از آزار ديگران لذت جنسى مي‌برد و كسى كه بيمارى مازوشيسم دارد ، از آزار خويش!»
وى مى گويد: «با توجه به اين كه بعضى از زنان به يك بيمارى خفيف مازوشيسم مبتلا هستند ،‌قرآن كريم تجويز كرده است كه وقتى موعظه و بي‌اعتنايى در بستر خواب مؤثر واقع نشد ، او را بزنند.»
اگر مرد به اين بيمارى مبتلا شد ، چه بايد كرد؟ اگر يكى از اينها گرفتار ساديسم شدند ، تكليف چيست؟
وانگهى ، در صورتى كه اين خود آزارى زن مى تواند به حال او مفيد باشد كه واقعا مرد ،‌حق آزردن جسمى او را داشته باشد ، در حالى كه او حتى حق اين كه طورى او را بزند كه جاى آن سرخ شود نيز ندارد.
به علاوه ،‌اگر زن بيمار است بايد درمان شود و معلوم است كه زدن ، درمان بيمارى او نيست ، بلكه تشديد بيمارى است!‌
گمان من اين است كه تأثير عاطفى و اخلاقى اين گونه تغييرات ، به مراتب بيشتر از اين است كه صريحاً دستور نزدن داده بشود ، تا تو خواننده گرامى ،‌چگونه بينديشي؟! اما اگر مرد نتواند با اين گونه تاكتيك‌ها زن را به راه آورد ، چه بايد كرد؟ اگر خود مرد نيز مقصر باشد و زن هم نتواند با تذكرات ،‌او را متنبه سازد ،‌چاره چيست؟!
خلاصه ، اگر محبت ، جاى خود را به عداوت و گذشت ، جاى خود رابه شدت عمل و وحدت ،‌جاى خود را به كثرت داد ، چه كنيم؟‌

شقاق به جاى وفاق و سازگارى

آيا جامعه در برابر متلاشى شدن خانواده‌ها مى تواند بى تفاوت بماند؟ آيا محاكم خانوادگى وظيفه دارند گسيختن پيوند زناشويى و دادن اجازه نامه طلاق را اولين يا آخرين اقدام خود قرار دهند؟‌
اگر توجه كنيم كه اسلام ، طلاق را به عنوان يك «حلال منفور!» معرفى كرده است به هيچ وجه موافق متلاشى شدن خانواده ها نيست ، جواب همه سؤالات فوق روشن مي‌شود.
خوشبختانه ، باز خود قرآن ،‌كليد حل معما را به دست ما داده و در اين مورد فرموده است:
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا5]؛ اگر بيم داريد كه در ميان آنها عداوت و دشمنى واقع شود ، يك داور از بستگان شوهر و يك داور از بستگان زن ، مأمور حل اختلافات كنيد؛ اگر مايل به اصلاح باشند ، خداوند ميان آنها توافق برقرار مى كند.
در اين دستورالعمل قرآنى سه نكته ، جلب توجه مى كند:
1- داوران بايد از بستگان زن و شوهر باشند تا هم از مسائل خانوادگى آنها اطلاع بيشترى داشته باشند و هم طرح پاره اى از مسائل نزد آنها ، به شؤونات خانوادگى صدمه و لطمه اى نزند و زن و شوهر بتوانند سفره دل خود را پيش آنها بگشايند و داوران خانوادگى را در راه حل اختلاف ، يارى كنند.
در اين جا تكليف دادگاه هاى خانواده نيز روشن مى شود؛ اين گونه دادگاه ها ، در چنين مواردى وظيفه دارند براى حل اختلافات ،‌به داوران خانوادگى متوسل شوند تا در كار خود موفقيت بيشترى داشته باشند.
پيوند عاطفى موجود ميان زن و بستگان و همچنين شوهر و بستگان ،‌نقش مهم و مؤثرى مى تواند داشته باشد.
اسلام خواسته است براى التيام دادن ميان زن و شوهر و استوار داشتن بنيان مقدس خانواده ، از همه اين جنبه ها استفاده كند و با به ميان كشيدن پاى بستگان زن و شوهر ، از همه احتمالات و امكانات ، براى رام كردن دو قلب و دو روحى كه از يكديگر گريزان گشته و احياناً‌نسبت به هم نفرتى پيدا كرده اند ،‌استفاده كند.
با توجه به اين كه اسلام ، در تقويت عواطف خويشاوندى نيز نقش مؤثرى دارد ، بهتر مي‌توانيم به اهميت داورى هاى خانوادگى پى ببريم.
گاهى زن نسبت به برادر يا خواهر يا يكى از بستگان خود علاقه شديدى دارد و مرد نيز در بين بستگان ، فردى را بيشتر دوست مى دارد ، اين گونه افراد ، خوب مى توانند ميان زن و شوهر آشتى بدهند.
ريش سفيد‌هاى خانواده‌ها ، هنوز هم در جامعه ما ، سخت مورد احترامند. اسلام هم مي‌خواهد كه اين گونه افراد در ميان فاميل ، نقش پيامبر در ميان امت را داشته باشند. به يقين ، اينها مى توانند از تجارب و نفوذ كلام خود بهره گيرند و پيوند زناشويى را از پاره شدن حفظ كنند.
2- درست است كه داوران خانوادگى از نفوذ كلام و تجارب خود در راه حل اختلافات ،‌استفاده مى كنند ، اما خواست خود زن و شوهر ،‌از هر چيزى مؤثرتر است. وقتى كار زن يا شوهر يا هر دو به مرحله اى رسيده است كه اگر طرف مقابل ، خلق و خوى و جمال و صفاى حوران يا فرشتگان هم پيدا كند ، باز احساس علاقه و دلبستگى نمى كند ، چه مى شود كرد؟‌!
گاه است كه هر يك از طرفين اختلاف ، طرف مقابل را با شرايطى حاضر است بپذيرد ، اين جاست كه داوران خانوادگى مى توانند ميان آنها ايجاد توافق كنند؛ در حقيقت ، زمينه آشتى فراهم است ، فقط داوران خانوادگى بايد سعى كنند ، زمينه موجود را تقويت نمايند و مورد استفاده قرار دهند.
در اين جا خدا هم كمك مى كند؛ زيرا قرآن كريم مى فرمايد: «اگر زن و شوهر طالب اصلاح باشند ، خداوند ميان آنها توافق برقرار مى كند.»
اما گاهى هم هست كه يكى از آنها ديگرى را حاضر نيست به هيچ وجه بپذيرد ، اين جا ديگر از داوران كارى ساخته نيست و خدا نيزدخالتى نمى كند.‌
3- از آن جا كه ممكن است ريش سفيد‌ها و بزرگتر ها به جاى كوشش در ايجاد تفاهم و توافق سعى كنند به اجبار و تهديد ، آنها را رام و مقيد سازند و مخصوصاً چنين احتمالى در مورد بستگان بسيار قوى است ، قرآن ، رسيدن به آشتى و توافق را منوط به خواست هر دو آنها ساخته و براى هيچ كدام امتيازى قايل نشده و از هيچ يك نيز سلب اختيار نكرده است.
اين خود زن و شوهرند كه بايد طالب اصلاح و آشتى باشند. اصلاح و آشتى و تحميلى چه دردى را دوا مي‌كند؟!
همان طورى كه در بستن پيمان زناشويى ،‌زن و شوهر بايد آزادى كامل داشته باشند ، در آشتى و خاتمه دادن به جنگ و دعوا و دشمنى نيز بايد خودشان ، آزادى كامل داشته باشند.
همان طورى كه در بستن پيوند زناشويى ، بستگان زن و مرد ، نقش كدخدا منشى دارند و هيچ كس حق تحميل نظر و عقيده و سليقه خود بر آنها ندارد ، در اين مرحله نيز آنها بايد كدخدامنشانه عمل كنند و به هيچ وجه در كار آنها دخالت نداشته و از آنها سلب آزادى ننمايند.
چنين برخوردى با مسأله ، يك برخورد صد در صد قرآنى و اسلامى است و اگر همه اين تدبيرها بى نتيجه ماند ، راهى جز طلاق و متاركه ،‌باقى نمي‌ماند.

پی نوشتها :

1 ـ نساء, آيه 34.
2 - روضة المتقين: ج 8، ص 369.
3 - تفسير الميزان: ج 4, ص 371.
4ـ ص. آيه 44.
5 ـ نساء, آيه 35.

خانواده در قرآن

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما