احكام تغذيه در فقه اسلامى عبارتند از :
1- شير مادر و تأثير آن 2- مدت شير دهى 3- شير دايه 4- اجرت شير دهى 5- نماز و روزهء زن شيرده 6- شير دهى و خويشاوندى 7- خوردنى و نوشيدنى
شير مادر و تأثير آن
1- مستحب است نوزاد از شير مادر تغذيه كند, چون شير مادر بهترين شيراست . (1)
2- براى شير دادن كودك , مادر او از هر دايه اى بهتر است . (2)
3- رواياتى كه از پيشوايان معصوم (عليهم السلام ) رسيده و نيز تجربيات و آزمايشها, گوياى اين حقيقتند كه .شير, تأثير كامل در نوزاد شيرخوار دارد.(3)
4- در موارد زير شير دادن كودك , بر مادرش واجب است :
آغوز شير. (4)
زمانى كه نگهدارى نوزاد با غذايى غير از شير ممكن نبوده يا غذاى ديگر برايش زيان داشته باشد. (5)
زمانى كه شير دهنده اى غير از مادر موجود نباشد. (6)
5 در غير مواردى كه در مسأله قبل گفته شد, بر مادر واجب نيست فرزند خود را رايگان يا با گرفتن دستمزدشير دهد.(7)
مدت شير دهى
1- شير دهى كامل كودك , دو سال تمام است . (8)
2- در صورتى كه ممكن باشد, مستحب است كودك را دو سال تمام شير دهند. (9)
3- كودك را مى توانند بيش از دو سال شير دهند. (10)
4- هر چند به اندازهء دو يا سه ماه كمتر از دو سال هم جايز است به كودك شير دهند ولى نسبت به او ستم كرده اند. (11)
5- در صورتى كه ممكن باشد و ضرورتى در ميان نباشد, جايز نيست كمتر از بيست و يك ماه كودك را شيردهند.(12)
شير دايه و اجرت آن
1- مستحب است كه مرد, همسرش را از شيردادن به نوزادان متعدد باز دارد, چون ممكن است با گذشت زمان ,فراموش شود كه به چه كسانى شير داده و در نتيجه افرادى كه با شير خوردن محرم شده اند با هم ازدواج كنند. (13)
2- زنى كه براى شير دادن كودك انتخاب مى شود, مستحب است خصوصيات زير را دارا باشد:
-- مسلمان , عاقل , عفيف و زيبا باشد. (14)
-- شيعهء دوازده امامى باشد. (15)
-- داراى خصوصيات نيكو باشد. (16)
3- اجير كردن زن براى شير دادن كودك در مدت معين جايز است . (17)
4- اگر اجير كردن دايه براى شير دادن , منافاتى با حق شوهرش نداشته باشد, لازم نيست از شوهر او اجازه بگيرند. ولى اگر با حق او منافات داشته باشد, جايز نيست , مگر با اذن شوهرش . (18)
5- انتخاب چنين زنانى براى شير دهى كودك مكروه است :
-- زن كم عقل و زشت .
-- غير مسلمان .
-- غير داوازده امامى .
-- بداخلاق .
-- زنا زاده .
-- زنى كه شيرش از تولد نوزاد نامشروع به وجود آمده باشد.
-- زنى كه داراى خصوصيات نيكو نيست . (19)
6- استفاده از شير زنان كافر بسيار كراهت دارد. (20)
اجرت شيردهى
1- شوهر, مالك شير زن نيست , به همين جهت است كه زن مى تواند بابت شير دادن كودك خود مزدبخواهد.(21)
2- سزاوار است مادر كودك , براى شير دادن فرزند خود مزدى نخواهد; و خوب است كه پدر كودك به او مزدبدهد. (22)
3- اگر مادر كودك براى شير دادن فرزندش , مزد بخواهد بايد به او پرداخت شود. (23)
4- در موارد زير مى توان كودك را از مادرش گرفته و براى شير دادن به دايه سپرد:
-- دايه , بدون گرفتن دستمزد, او را شير دهد ولى مادر, دستمزد بخواهد.(24)
-- مادر كودك دستمزدى بيش از دستمزد دايه بخواهد.(25)
5- در مواردى كه شير دادن بر مادر واجب است ; مانند وقتى كه شير دهنده اى جز او نباشد, لازم نيست رايگان أشير دهد, بلكه مى تواند براى شير دادن فرزند خود دستمزد بخواهد.(26)
6- اگر كودك مال و ثروتى داشته باشد, مزد شير دهى , از مال خودش پرداخت مى شود. (27)
7- در صورتى كه كودك , مال و ثروت نداشته باشد, اجرت شير دهى بر عهدهء پدر است . (28)
8- اگر پدر هم نداشته باشد اجرت شير دهى بر عهدهء كسى است كه مخارج كودك بر او واجب است , مثلاً جدپدرى . (29)
نماز و روزهء زن شيرده
1- اگر ضرورت داشته باشد, مادر كودك مى تواند فرزندش را در حال نماز در آغوش گرفته و شير دهد.(30)
2- زنى كه كودكى را نگهدارى مى كند, با شرايطى مى تواند در لباس نجس نماز بخواند, كه تفصيل مسأله دربحث طهارت , ص 125خواهد آمد. (31)
3- زن شير دهى كه شير او كم است و روزه براى خودش يا كودكى كه شير مى دهد زيان دارد, روزه گرفتن بر اوواجب نيست , خواه زن شيرده مادر كودك شير خوار باشد, يا دايهء او. (32)
4- در واجب نبودن روزه , فرقى ندارد كه زن مزد بگيرد يا رايگان شير دهد. (33)
5- اگر كسى پيدا شود كه كودك را شير دهد, بايد كودك را به او سپرده و خودش روزه بگيرد.(34)
6- زن شير دهى كه به خاطر زيان روزه براى كودك شير خوارش روزه نگرفته :
-- قضاى روزه بر او واجب است . (35)
-- علاوه بر قضاى روز واجب است براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و احتياط مستحب آن است كه دومد طعام بدهد. (36)
7- زن شيردهى كه به خاطر زيان روزه براى خودش , روزه نگرفته : # قضاى روزه براو واجب است . (37)
-- علاوه بر قضاى روزه بايد براى هر روز يك مدطعام بابت كفاره به فقير بدهد.(38)
شيرى كه سبب محرميت مىشود
با چند شرط, اگر كودكى از زنى شير بخورد, موجب محرميت برخى افراد مى شود:
شرايط شيرى كه سبب محرميت است :
-- كودك شير زن زنده را بخورد. (39)
-- شير آن زن ازنطفهء حرام نباشد (شير مادرى كه از زنا حامله شده باشد تأثيرى در محرميت ندارد). (40)
-- كودك , شير را از پستان بمكد. (اگر شير را بدوشند و به او بدهند سبب محروميت نمى شود). (41)
-- شير خالص باشد. (با چيزى مخلوط نكرده باشند). (42)
-- دو سال كودك تمام نشده باشد. (يعنى 24ماه قمرى ). (43)
-- شير از آميزش يك شوهر و از يك زن پديد آمده باشد ـ نه از يك شوهر و دو زن ـ. (44)
-- شير از يك شوهر باشد. (زنى كه از شير خود كودكى را چند مرتبه شير دهد, بعد شوهر ديگرى اختيار كند و از آن شوهر نيز شيردار شود و شير دادن را تكميل كند, اينگونه شير دادن سبب محروميت نمى شود). (45)
-- يك شبانه روز, شير بخورد تا سير شود و در بين آن , غذا يا شير زن ديگرى را نخورد; يا 15مرتبه شير بخورد
و در بين 15مرتبه شير زن ديگرى را نخورد. يا مقدارى شير بخورد كه باعث رويش گوشت و محكم شدن استخوان كودك شود.(46)
كودكى كه با همهء شرايط گفته شده از دايه شير خورده باشد:
-- دايه مادر او,و شوهر دايه كه صاحب شير است پدر او مى شود.(49)
-- پدر و مادر دايه , و پدر و مادرش شوهرش , و نيز پدر بزرگ و مادر بزرگشان , پدر بزرگها و مادر بزرگهاى آن شير خوار مى شوند. (50)
-- برادران دايه و شوهرش , دايى و عموى شير خوار بوده , و خواهران آندو, عمه و خاله او مى شوند. (51)
-- فرزندان دايه و شوهر نيز برادران و خواهران شير خوار مى شوند. (52)
-- نوه هاى دايه و شوهرش , برادر زاده و خواهر زاده هاى شير خوار مى شوند. (13) نوه هاى شير خوار, نوه هاى دايه و شوهرش به شمار مى آيند. (14) افرادى كه نام برده شد تنها با كودكى كه شير خورده است و فرزندان او در آينده محرم مى شوند نه باخويشاوندان او .
خوردنى و نوشيدنى
1- خوراندن هر چيز مست كننده به كودك حرام است . (53)
2- خوراندن عين نجاسات به كودك حرام است . (54)
3- احتياط واجب است كه آب نجس را به كودك ننوشانند و بقيهء چيزهاى نجس نيز حكمشان مثل حكم آب نجس است . (55)
4- خوراندن غذايى كه براى كودك ضرر دارد, جايزنيست . (56)
پی نوشتها : 1- جامع عباسى , ص 304: س آخر ـ تحرير , ج 2 ص 312, م 14
2- ت . گ , ص 421 م 2496ـ ت . خ , ص 426 م 2496ـ منهاج , ج 2 ص 310, م 1386
3- تحرير , ج 2 ص 276, م 8
4- جامع عباسى , ص 304, س 20
5- تحرير , ج 2 ص 312, م 11
6- تحرير , ج 2 ص 312, م 11
7- تحرير , ج 2 ص 312, م 11
8- تحرير , ج 2 ص 312, م 15ـ منهج , ج 2 ص 310, م 1378
9- ت . گ , ص 422 م 2500ـ ت . خ , ص 427 م 2500
10- جامع عباسى , ص 304, س آخر. ـ منهاج , ج 2 ص 310, م 1387
11- جامع عباسى , ص 304, س آخر.
12- تحرير , ج 2 ص 312, م 15
13- ت . گ , ص 422 م 2498ـ ت . خ , ص 427 م 2498
14- منهاج , ج 2 ص 293 م 1284ـ ت . خ , ص 427 م 2497
15- ت . خ , ص 427 م 2497
16- تحرير , ج 2 ص 276, م 8
17- تحرير , ج 1 ص 581, م 32 عروه , ج 2 ص 618 م 7 منهاج , ج 2 ص 110, م 457
18- عروه , ج 2 ص 619 م 8ـ تحرير , ج 1 ص 581 م 32
19- تحرير , ج 2 ص 276, م 8ت .ج , ص 427 م 2497ـ ت . گ , ص 421, م 2497
20- تحرير , ج 2 ص 276, م 8
21- عروه , ج 2 ص 619 م 8
22- ت .گ , ص 421 م 2496ـ ت .خ , ص 426, م 2496ـ ت . خ , ص 426, م 2496
23- جامع عباسى , ص 304, س آخر ـ منهاج , ج 2 ص 310, م 1386
24- جامع عباسى , ص 304, س آخر ـ تحرير , ج 2 ص 312, م 12
25- جامع عباسى , ص 304, س آخر ـ ت .گ , ص 421, م 2496ت خ , ص 426 م 2496 تحرير , ج 2 ص312 م 12
26- تحرير , ج 2 ص 312, م 11
27- منهاج , ج 2 ص 310, م 1386ـ تحرير , ج 2 ص 312, م 11ـ جامع عباسى , ص 304 س 22
28- منهاج , ج 2 ص 310 م 1386ـ جامع عباسى , ص 304, س 22
29- منهاج ,ج 2 ص 310, م 1386
30- عروه , ج 1 ص 722 م 2
31- منهاج , ج 1 ص 125, الرابع ـ عروه , ج 1 ص 105 الخامس .
32- ت .گ , ص 294 م 1738, ت . خ , ص 295 م 1738ـ عروه , ج 2 ص 222 فصل 11ـ تحرير ,ج 1 ص 295 م 8و ص 296 م 9و 10ـ منهاج , ج 1 ص 293 ترخيص الافطار.
33- ت .گ , ص 294 م 1738, ت . خ , ص 295 م 1738ـ عروه , ج 2 ص 222 فصل 11ـ تحرير ,ج 1 ص 295 م 8و ص 296 م 9و 10.
34- ت .گ , ص 294 م 1738, ت . خ , ص 295 م 1738
35- ت .گ , ص 294 م 1737 1738, ت . خ , ص 295 م 1737ـ ت .خ , ص 295 م 1738ـ عروه , ج 2ص 222 فصل 11ـ تحرير ,ج 1 ص 295 م 8و 0 296م 9 10ـ منهاج , ج 1 ص 293 ترخيص الافطار.
36- تحرير, ج 1 ص 295 م 8و ص 296 م 9و 10
37- ت .گ , ص 294 م 1737 1738, ت . خ , ص 295 م 1737و 1378ص 295 م 1738ـ عروه , ج 2ص 222 فصل 11ـ تحرير ,ج 1 ص 295 م 8و 0 296م 9 10ـ منهاج , ج 1 ص 293 ترخيص الافطار.
38- ت .گ , ص 294, م 1738ـ عروه , ج 2 ص 222, فصل 11
39- تحرير , ج 2 ص 265, م 1
40- تحرير , ج 2 ص 265, القول ... .
41- منهاج , ج 2 ص 290, م 1271ـ تحرير , ج 2 ص 265, م 1
42- منهاج , ج 2 ص 291, م 1273ـ تحرير , ج 2 ص 267, م 4
43- تحرير , ج 2 ص 266, م 2
44- منهاج , ج 2 ص 291, م 1275
45- منهاج , ج 2 ص 291, م 1275.
46- منهاج , ج 2 ص 290, م 1271ـ تحرير , ج 2 ص 266, الشرط الخامس .
47- منهاج , ج 2 ص 291, م 1277ـ تحرير , ج 2 ص 268, م 7
48- تحرير , ج 2 ص 268, م 7
49- منهاج , ج 2 ص 291, م 1277ـ تحرير , ج 2 ص 268, م 7
50- منهاج , ج 2 ص 291, م 1277ـ تحرير , ج 2 ص 268, م 7
51- تحرير , ج 2 ص 268, م 7
52- منهاج , ج 2 ص 291, م 1277ـ تحرير , ج 2 ص 268, م 7
53- عروه , ج 1 ص 93 م 33
54- ت , گ , ص 25 م 142ـ عروه , ج 1 ص 93 م 33
55- عروه , ج 1 ص 46 م 10
56- ت . گ , ص 25 م 142 http://www.e-resaneh.com/ |