| منكران عقيده ظهور حضرت مهدي عليه السلام، به خدشههايي كه توسط ابن خلدون به احاديث «مهدويت» وارد شده، تمسك كرده و چنين نتيجه ميگيرند كه همه اين احاديث بياعتبار است. استادِ الازهر، سعد محمدحسن، شاگرد احمد امين دربارة اين احاديث ميگويد:علماي حديث و نقادان و حديث پژوهان به تفصيل و نقد و بررسي اين مجموعه از احاديث پرداختهاند وعلامه ابن خلدون به شدت آنها را رد كرده است.1همين برداشت را نزد استاد وي احمد امين نيز مييابيم. ابوزهره، محمد فريد و جدي و ديگراني مثل جبهان و سائح ليبي هم اين نظر را دارند:«ابن خلدون اين احاديث را نقادانه پيگيري كرده و تك تك آنها را ضعيف شمرده است».2
پاسخ: حقيقت تضعيفهاي ابن خلدون ابن خلدون برخي از احاديث «المهدي» را صحيح ميداند؛ چنان كه برخي ديگر را ضعيف ميشمارد. به نظر ميرسد كه احمد امين و شاگردانش، به تصريح ابن خلدون، به صحّت برخي از اين احاديث توجه نكرده و تنها تضعيفهاي وي را ديده و از آنها ياد كردهاند!نكتة ديگر اينكه آيا تصريح علماي درايه به «صحت» و «تواتر» اين احاديث كافي نيست؛ به ويژه آنكه تخصص ابن خلدون تاريخ و جامعهشناسي بوده است، نه علم حديث!افزون بر اين، مگر شمار احاديثي كه ابن خلدون ضعيف شمرده، چه قدر است كه عمل وي چنين بزرگ نمايي ميشود. اوتنها نوزده حديث از مجموع 23 حديث اين باب را تضعيف كرده و اين تمامي رواياتي است كه وي بررسي و نقد كرده است. او تنها از هفت نفر نام برده كه احاديث «المهدي عليه السلام» را روايت كردهاند؛ يعني، ترمذي، ابوداود، بزّاز، ابن ماجه، حاكم، طبراني و ابوعلي موصلي.3 به همين دلايل ابن خلدون مورد مواخذة شديد قرار گرفت و ابوالفيض، كتاب «ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون» را در رد او نوشت. علاوه بر اين خود ابن خلدون چهار حديث زير را صحيح دانسته است. 1.روايت حاكم از طريق عون اعرابي، از ابوصديق ناجي، از ابوسعيد خدري؛ 2.روايت حاكم ازطريق سليمان بن عبيد، از ابو صديق ناجي، از ابوسعيد خدري ( ابن خلدون دربارهاش ميگويد: «اسنادش صحيح » است). 3.روايت حاكم از حضرت علي عليه السلام دربارة ظهور مهدي عليه السلام (ابن خلدون اسناد آن را صحيح مي شمارد). 4.روايت ابو داود سجستاني، از صالح بن خليل، از ام سلمه (ابن خلدون دربارهاش ميگويد: «داراي رجال صحيحي است كه غيرموثق و مجهول در ميان آنان به چشم نميخورد».)4
نتيجه با پژوهش در احاديث امام مهدي عليه السلام در منابع روايي شيعي و سني، روشن ميشود كه هر دو مكتب، در مسألة مهدويت و اصول و امور كلي آن با همديگر متحد و متفق هستند. با اين حال، به نظر ميرسد كه احاديث اهل سنت دربارة امام مهدي عليه السلام، از دو ويژگي برخودار است: 1. احاديث مهدويت اهل سنت از جهت تعداد، كمتر از احاديث شيعي است، 2. اين احاديث، بيشتر به امور كلي پرداخته و كمتر مسائل جزئي مهدويت را در نظر گرفته است. اين وضعيت، بيشتر از آن نشأت ميگيرد كه آنان فقط به احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و صحابه اكتفا كردند و در اثر خودداري از تمسّك به اهل بيت عليهم السلام، از احاديث آنان محروم شدند. علاوه بر اينكه حدود يكصد سال از احاديث پيامبر صلي الله عليه وآله نيز جدا افتادند؛ در حالي كه شيعه و محدثان شيعي هميشه با خاندان وحي مرتبط بودهاند. بنابراين با توجه به روايات ائمه عليهم السلام ـ كه حجت و معتبر بوده و ميتواند دوشادوش كلام پيامبر صلي الله عليه و آله به تشريح و تبيين احكام و معارف بپردازد ـ ميتوان تصويري كامل از مهدي موعود، به جهانيان عرضه كرد و قلوب آنان را مالامال از محبت امام زمان عليه السلام نمود و آنها را پيروي از حضرتش آماده كرد.
پی نوشت: 1. المهديه في الاسلام، ص69. 2 . مجله الدعوة الاسلامية، ش10، مقاله تراثنا و موازين النقد، ص185. 3 . تاريخ ابن خلدون، ج1، فصل 52، ص555. 4 . براي توضيح بيشتر ر.ك:المهدي المنتظر في الفكر الاسلامي و در انتظار ققنوس از کتاب انتظار 4 ،امام مهدي در احاديث شيعه و سني-محمدامين بالادستيان ، سيدمحمد روحاني ، جواد جعفري ، مهدي يوسفيان -www.isfahan.mahdi313.org |