اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
راه های بهبود زندگی
هنر اصفهان
آسیب شناسی تربیتی
فضائل اخلاقی
قلمرو و اختیارات ولی‏فقیه
ایمنی غذایی

 مقالات برگزیده  
امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و...
امام حسن(علیه السلام)در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديده شد به شهادت رسيد و جلوه هاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و...
  دانشجوى سياسى     
   تاریخ و سیاست انقلاب اسلامی و چشم اندازها دکترین انقلاب اسلامی

دانشجوى سياسى


دانشجوى سياسى

مشاركت سياسى، يكى از مهم‏ترين و اساسى‏ترين مطالبات دانشجويى كشور است. مقام معظم رهبرى همواره بر ضرورت فعاليت سياسى دانشجويان و شركت فعال و مثبت آنان در مباحث سياسى، تأكيد دارند. بر اين اساس، «تبيين دقيق سياسى بودن دانشجو، ضرورت و ويژگى‏ها و حدود آن در نظام اسلامى»، موضوع اصلى نوشتار حاضر مى‏باشد. در اين زمينه تلاش مى‏شود تا از مباحثى پيرامون چيستى مشاركت سياسى و عوامل و سطوح مختلف آن، زندگى سياسى دانشجويان و عوامل و زمينه‏هاى مؤثر بر آن، كاركردها و نقش دانشگاه و دانشجو، آموزه‏هاى اسلامى پيرامون ضرورت و چگونگى مشاركت سياسى و... استفاده شود.
 

تبيين سياسى بودن دانشجو

دانشجوى سياسى مطلوب در نظام اسلامى، به كسى اطلاق مى‏شود كه در دانشگاه به درجه بالايى از بينش و درك سياسى رسيده، در قبال سرنوشت خود، جامعه و مسائل سياسى، حساسيت لازم را داشته باشد. سياسى بودن دانشجو، بدين معناست كه يك دانشجوى متعهد، تنها نبايد در محور مسائل فردى و شخصى خود متمركز باشد و از رويدادهاى جامعه و جهان غافل گرديده، نسبت به آنها بى‏تفاوت باشد؛ بلكه بايد با اصول و مبانى منطقى و معقول، به تحليل حوادث و رويدادهاى جهانى و داخلى بپردازد و موضع مناسب و قاطع اتخاذ كرده، حساسيت لازم را دارا باشد؛ آن گونه كه حضرت امام (ره)، همواره از دانشجويان و دانشگاهيان انتظار داشتند كه همچون ناظرى بصير و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه، عملكردها و تصميم‏گيرى‏ها را مورد توجه قرار دهند و با نقادى دلسوزانه، خطا و لغزش احتمالى را گوشزد نمايند و همچون مشاوران و كارشناسانى امين، مساعدت خويش را از دست‏اندركاران و مجريان امور دريغ نكنند. همچنين در رخدادها و مراحل حساس و تعيين‏كننده‏اى همچون انتخابات، همراه با ديگر بازوان فكرى جامعه، با ارائه ملاك‏ها و معيارهاى صحيح، مردم را براى مشاركت و حضور مؤثر در سرنوشت خويش مدد رسانند و با جهت‏گيرى‏ها و خلق بسترهاى اجتماعى - فرهنگى، تسهيل كننده راه تحكيم مقاومت ملى و انقلابى امت اسلام، در برابر جهان‏خواران باشند و به مدد قدرت فنى و دانش خويش، در تشخيص و افشاى ترفندهاى دشمنان، لحظه‏اى درنگ به خود راه ندهند.1 حضرت آيةالله خامنه‏اى نيز چنين تصريح مى‏كند: «مسئوليت بزرگ دانشجويان بسيجى، تحليل درست، بررسى كارشناسانه و ريشه‏يابى مسائل اساسى كشور و جهان اسلام و حضور هوشيارانه، بانشاط و فعال در صحنه است».2

مشاركت سياسى‏

مهم‏ترين و اساسى‏ترين خواست دانشجوى سياسى، مشاركت سياسى است؛ مشاركت سياسى )Political Participation(در اصطلاح سياسى، به معناى تلاش شهروندان، براى انتخاب رهبران خويش، شركت موثر در فعاليت‏ها و امور اجتماعى و سياسى و تأثير گذاشتن بر صورت‏بندى و هدايت سياست دولت مى‏باشد.3 در واقع، مشاركت سياسى، مجموعه‏اى از فعاليت‏ها و اعمالى است كه شهروندان به وسيله آن، در جست‏وجوى نفوذ يا حمايت از حكومت و سياست خاصى هستند.4 افراد يك جامعه، به سه گونه مختلف با نظام سياسى رابطه دارند؛
1. بعضى صرفاً به حمايت و حفاظت از دولت عمل مى‏پردازند و رفتار خود را بر اساس نيازها و تقاضاهاى حكومت تنظيم مى‏كنند و در واقع، مشاركت حمايتى )Support participation(دارند.
2. برخى در تلاش براى اصلاح يا تغيير نظام و يا حداقل تصميم و جهت نظام حكومتى هستند.
3. برخى ديگر نيز برخلاف دو گروه فوق، مواضع انفعالى )Passive(و يا بى‏طرفانه دارند.
بعضى از نويسندگان، سه نوع رفتار سياسى فوق را به دو دسته مشاركت فعال و مشاركت انفعالى، تقسيم كرده‏اند.5

سطوح مشاركت سياسى‏

مشاركت سياسى شهروندان، مفهومى داراى سلسله مراتب است كه از سطوح متعددى تشكيل شده و تعيين‏كننده ميزان شدت و ضعف مشاركت سياسى افراد مى‏باشد.6 در يك جمع‏بندى، مهم‏ترين اين سطوح عبارتند از:
1. رأى دادن و شركت در گزينش و انتخاب مسئولين سياسى و اجتماعى.
2. آزادى بيان و شركت در تشكل‏هاى فعال سياسى و نقد و ارزيابى عملكرد نهادها، مسئولين و ساختار حكومتى.
3. نامزد شدن جهت پست‏ها و كرسى‏هاى سياسى و فعاليت آزاد انتخاباتى.
4. دخالت و مشاركت در تغييرات و اصلاحات درون‏ساختارى.
5. اقدام و عمل براى تغييرات بنيادين نهادها و ساختارهاى نظام حكومتى.
از آن جا كه ميزان تحقق سطح پنجم مشاركت سياسى در مقايسه با سطوح ديگر، بسيار اندك مى‏باشد و معمولا مشاركت سياسى، دخالت‏ها، فعاليت‏ها و مشاركت‏ها، در درون ساختار و نظام سياسى است، از اين رو، واژه «مشاركت سياسى»، غالباً در يكى از چهار سطح نخست مشاركت به كار مى‏رود.7

عوامل مشاركت سياسى‏

عوامل متفاوتى در ميزان مشاركت سياسى افراد و جوامع مختلف، تأثيرگذار مى‏باشند.8 براساس مدارك و شواهد فراوان، مشاركت سياسى در تمام سطوح، بر طبق پايگاه اجتماعى- اقتصادى، تحصيلات، شغل، جنسيت، سن، مذهب، قوميت، ناحيه و محل سكونت، شخصيت و محيط سياسى يا زمينه‏اى كه در آن مشاركت صورت مى‏گيرد، فرق مى‏كند.9 اين عوامل معمولاً در محورهايى نظير وضعيت اقتصادى، سيستم سياسى، فرهنگ سياسى، آداب و رسوم و باورهاى دينى و مذهبى جمع‏بندى مى‏گردد.10

دانشجويان و سياست‏

بررسى رابطه دانشجويان با سياست و شناسايى عوامل و زمينه‏هاى موثر بر آن، از ابعاد مختلف، قابل تحليل و ارزيابى است. از ديدگاه ماركوزه، هابرماس و فوكو، دانشجويان، داراى سه ويژگى و خصيصه اصلى هستند كه مى‏توانند پتانسيل و ظرفيت جنبش‏هاى اجتماعى جديد باشند كه عبارتند از:
1. خصيصه سنتى؛ دانشجويان جوان هستند و جوانى براى خود ويژگى‏هايى دارد. عمده‏ترين ويژگى جوانى، اين است كه جوانى، سن هيجان‏ها و انرژى‏هاى متراكم است و جوان مى‏خواهد تا اين انرژى متراكم و هيجان انباشته را در جايى تخليه كند و از اين جهت، سن دانشجويى، مقتضى تحرك و حركت‏هاى انقلابى است.
2. ويژگى معرفتى؛ چون دانشجو با معرفت‏ها و اطلاعات تازه سر و كار دارد و از لحاظ روشى نيز روش انتقادى و تحليلى را دنبال مى‏كند، از اين رو، به وضع موجود، رضايت نمى‏دهد و با آن درگير است؛ پرسش‏گر و انتقادگر است و اين ويژگى باعث مى‏شود تا دانشجو به عنوان محور اصلى تحركات اجتماعى شناخته شود.
3. دانشجو، محافظه‏كار نيست. افرادى مثل ماركوزه و ديگران مى‏گفتند كه طبقات اجتماعى به علت وابستگى به كار، شغل و درآمد، محافظه‏كارند؛ اما دانشجو چون كار و اشتغال ندارد، محافظه‏كار نيست؛ آرمان‏خواه است و در راه آرمانش، هزينه مى‏كند و خيلى آسان، به هزينه كردن رو مى‏آورد.11
از نظر اقتصادى و اجتماعى، دانشجويان در جوامع معاصر، گروه‏هاى حاشيه‏نشينى هستند كه در طى دوران دانشجويى، جايگاهى در درون شيوه توليد و متن روابط اقتصادى جامعه ندارند و به عنوان نيروى كار فوق العاده آينده، از منابع بخش عمومى يا بخش خصوصى استفاده مى‏كنند. از ديدگاه اجتماعى، ويژگى‏هاى زندگى دانشجويى عبارتند از: دور افتادگى از خانواده، احساس گسيختگى و آزادى در انتخاب راه زندگى، زندگى دسته‏جمعى در خوابگاه‏ها، زندگى نامطلوب جنسى و تراكم انرژى جنسى- حياتى و دورافتادگى از متن واقعى زندگى اجتماعى.12 چنين شرايطى، در كنار بهره‏مندى از سن جوانى، همراه با شور و هيجان و تحرك، وارد شدن در جرگه روشنفكرى، به دليل شروع تحصيلات عالى و آشنايى نزديك و نسبتاً نظام‏مند با مسائل اجتماعى و سياسى، بهره‏مندى از فرصت تحليل‏هاى دسته‏جمعى خوابگاهى، پيرامون شرايط اجتماعى و سياسى داخلى و جهانى و...، جنبش‏هاى دانشجويى را در وضعيتى قرار مى‏دهد كه اغلب خصلتى آرمان‏گرايانه پيدا مى‏كنند.13 اساساً نوع زيست دانشجويى به گونه‏اى است كه زمينه‏اى مساعد براى پيدايش جنبش‏هاى اجتماعى ضد سنتى، عدالت‏خواهانه و آرمان‏گرايانه، پديد مى‏آورد.14 در حقيقت، تجمعِ بخشى از نيروهاى آگاه جامعه كه از سطح تحصيلى نسبتا بالا و روحيه كنكاش و بررسى علمى برخوردارند، وضعيت سياسى، اقتصادى، فرهنگى و روند مناسبات اجتماعى را در معرض نقادى قرار مى‏دهد. ذهن نقّاد و حسّاس دانشجو، وى را به تفكر و تامّل نسبت به مشكلات جامعه مى‏كشاند؛ به اين معنى كه ميزان مشكلات موجود در جامعه، بر ميزان شدت و يا كاهش انتقادها، اعتراض‏ها و فعاليت سياسى دانشجويان تأثير مى‏گذارد. هر چه مشكلات اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى بيشتر باشد، ميزان اعتراض‏ها و انتقادهاى دانشجويان نيز بيشتر و شديدتر خواهد بود و برعكس، اگر ميزان مشكلات بزرگ در جامعه كمتر باشد، جنبش‏هاى دانشجويى نيز اصلاحات و انتقادهاى محدودترى خواهند داشت.15
از ديدگاه فرهنگى و سياسى نيز در جوامعى كه نظام ارزشى، اجتماعى و سياسى آنان آميختگى تنگاتنگى با دين و آموزه‏هاى دينى داشته باشد و دخالت در سياست را از وظايف فردى و اجتماعى بداند و نظام حاكم نيز بر مشاركت و حساسيت دانشجويان در امور سياسى تأكيد داشته، زمينه‏هاى مناسب را فراهم آورد، بر ارتقاى كمى و كيفى مشاركت سياسى آنان به شدت تأثيرگذار مى‏باشد و دانشجويان انگيزه بيشتر و جدى‏ترى در قبال تحولات سياسى خواهند داشت.

ضرورت سياسى بودن دانشجو

در مورد سياسى بودن دانشجو و اين كه آيا لازم است دانشجو علاوه بر فعاليت‏هاى علمى و پژوهشى خويش، مشاركت سياسى داشته باشد، سه تفكر وجود دارد كه عبارتند از:
1. عده‏اى مخالف سياسى بودن دانشجو و هرگونه فعاليت سياسى او هستند. مقام معظم رهبرى مى‏گويد: «در محيط دانشگاه، بعضى‏ها حوصله حركت ندارند؛ مى‏گويند بگذار كارهايمان را بكنيم؛ درسمان را بخوانيم؛ زودتر اين ورق پاره را بگيريم و مثلاً دنبال كارى برويم... اينها مشمول... بيدارى، خيزش و حركتى كه عنوان دانشجويى دارد، نيستند».16
2. برخى دانشجوى سياسى پيرو و كاملاً فاقد درك و بينش سياسى را مى‏خواهند تا به عنوان ابزارى، افكار آنها را در سطح دانشگاه تبليغ كند و به اصطلاح، به عنوان «توپخانه ومهمات سياسى»17 عمل كند. ترويج‏كنندگان چنين تفكرى، اغلب جريان‏هاى سياسى، احزاب و باندهايى هستند كه درصدد كسب قدرت، به هر وسيله بوده و با استفاده از جايگاه مهم دانشگاه و موقعيت حساس دانشجويان، اهداف نامشروع و غيرقانونى خود را، حتى با ناديده گرفتن امنيت ومنافع ملى، در جهت تضعيف نظام اسلامى و مردمى كشورمان تعقيب مى‏كنند.
3. دسته سوم با رويكردى واقع‏بينانه، با توجه به جايگاه دانشگاه و دانشجو و نقش مهم آن در ساختار اساسى كشور، بر ارتقاى سطح بينش و تحليل سياسى دانشجويان، حفظ استقلال و مشاركت سياسى مناسب با نقش و كاركردهاى دانشجويى، تأكيد و اهتمام دارند.

مهم‏ترين دلايل‏

در يك جمع‏ بندى، مهم‏ترين دلايل ضرورت سياسى و لزوم مشاركت سياسى دانشجويان، عبارتند از:

1. آموزه‏هاى اسلامى‏

در نگاه دينى و با مراجعه به منابع و مبانى اسلامى، مشاركت سياسى و حساسيت نسبت به امور جامعه، به عنوان يك حق، وظيفه و تكليف همگانى، مورد اهتمام آموزه‏هاى دين مبين اسلام مى‏باشد و در آموزه‏هاى متعددى نظير مقام خليفه‏اللهى انسان، بيعت با حاكم، امر به معروف و نهى از منكر، عنصر مشورت، پاسخ‏گويى حاكمان به مردم و نظارت بر قدرت سياسى و...، تبيين گرديده است.18 براساس جهان‏بينى اسلامى و آيه شريفه «اِنِّى جَاعِلٌ فِى الاَرضِ خَليِفَه»؛19 انسان، جانشين خدا در زمين و موجودى آزاد و خودمختار است و اين آزادى و اختيار، آن گاه كه با آگاهى و قدرت همراه گردد، مسئوليت را به بار مى‏آورد. از اين منظر انسان در برابر خدا، خود، انسان‏هاى ديگر و طبيعت مسئول است. شهيد صدر در تفسير آيه فوق مى‏نويسد: «خلافت انسان درقرآن، در حقيقت، شالوده حكومت انسان بر هستى است و حكومت ميان مردم، همه از ريشه همان خلافت سرچشمه مى‏گيرد... حق حاكميت ملى نيز به عنوان خليفةالله بودن انسان‏ها، مى‏تواند مشروع و قانونى باشد».20 اين مسئوليت، از سويى سبب مى‏شود تا انسان در قبال سرنوشت، كمال و سعادت خويش، احساس وظيفه كند و از سويى ديگر، چون به تعامل و تأثير و تأثّر خود با اجتماع واقف است، خود را نسبت به اجتماع مسئول بداند. پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏وآله مى‏فرمايد: «اَلَا كُلُّكُم رَاعٌ وَ كُلُّكُم مَسئُولٌ عَن رَعيتِه؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يكديگر، مسئول هستيد». علامه محمدتقى جعفرى، آموزه دينى شورا و مشورت را نشانه جايگاه خاص مردم در تعيين سرنوشتشان مى‏داند.21 برخى مفسرين نيز نقش اراده و اختيار انسان در تعيين سرنوشت سياسى خويش را فراتر از بحث شورا، در تمام مباحث اجتماعى قرآن و فقه سياسى جارى مى‏دانند.22
از سوى ديگر، مشروعيت حكومت دينى، امرى الهى بوده، بستگى به قبول و نفى مردم ندارد؛ اما در عين حال، مقبوليت حكومت كه از رهگذر رضايت عمومى و مشاركت همگانى و در قالب بيعت مردم با رهبر جامعه تحقق مى‏يابد، همواره مورد اهتمام پيشوايان دينى بوده، در فقه سياسى اسلام مورد توجه و بحث قرار گرفته است؛23 چنان كه حضرت على عليه‏السلام هنگام بيعت مردم با وى، حق حاكميت و تعيين حاكم را از حقوق اختصاصى و مسلم مردم عنوان كرده، فرمود: «اى مردم! تعيين حاكم، جزء حقوق شماست و كسى نمى‏تواند بر مسند حكومت بنشيند؛ مگر آن كه شما او را انتخاب كنيد. من به عنوان حاكم، تنها امين و كليددار شما هستم».24 حضرت امام (ره) نيز چنين تصريح مى‏كند: «از حقوق اوليه هر ملتى است كه بايد سرنوشت و تعيين شكل و نوع حكومت خود را در دست داشته باشد».25
سرانجام اين كه يكى ديگر از مهم‏ترين حقوق‏هاى دولت بر مردم و از وظايف سياسى افراد در جامعه، مسئوليت نظارت و نصيحت زمامداران و حكومت اسلامى است.26 بنابراين، از ديدگاه دينى و با مراجعه به منابع و مبانى اسلامى، مشاركت سياسى فعّال و حساسيت نسبت به سرنوشت خود و جامعه، نه تنها يك حق، بلكه يك تكليف حتمى، ضرورى و «ارزشى مطلوب» براى دانشجويان و عموم جامعه است.27

2. حقوق اساسى

در اصول متعدد قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، مشاركت سياسى عموم مردم، به رسميت شناخته شده و راهكارهاى تحقق آن، در نظر گرفته شده است.28 در اصل پنجاه و ششم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، چنين مى‏خوانيم: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان، از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمى‏تواند اين حق الهى را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهى خاص قرار دهد و ملت، اين حق خداداد را از طرقى كه در اصول بعد مى‏آيد، اعمال مى‏كنند». در اصل ششم نيز آمده‏است: «در جمهورى اسلامى ايران، امور كشور بايد به اتكاى آراى عمومى اداره شود؛ از راه انتخاب رئيس‏جمهور، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى شوراها و نظاير اينها يا از راه همه‏پرسى». اصل بيست و ششم قانون اساسى نيز اين‏گونه مقرر مى‏دارد: «احزاب، جمعيت‏ها، انجمن‏هاى سياسى و صنفى و انجمن‏هاى اسلامى يا اقليت‏هاى دينى شناخته شده، آزادند؛ مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند؛ هيچ كس را نمى‏توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكى از آنها مجبور ساخت».

3. كاركردهاى اجتماعى‏

تبيين كاركردهاى دانشگاه، به عنوان يكى از مهم‏ترين بخش‏هاى ساختار فرهنگى كشور و نقشى كه دانشجو در اين زمينه به عهده دارد؛ به خوبى مبين ضرورت مشاركت سياسى دانشجويان مى‏باشد. از ديدگاه انديشمندان علوم اجتماعى و سياسى و با توجه به نظريه مشهور «ساختارگرا كاركردى»، دانشگاه، كاركرد و نقش مؤثرى برساير ساختارهاى جامعه ايفا مى‏نمايد؛ چنان كه تالكوت پارسونز، با ترسيم يك نظام سلسله مراتبى سيبرنتيك، معتقد است كه كار ويژه نظام فرهنگى، كنترل و نظارت از طريق توليد دانش و اطلاعات است؛ كه با ايفاى نقش فرهنگى مطلوب خويش، نظام سياسى را جهت‏دهى و هدايت مى‏كند و براى نظام اقتصادى نيز قابليت‏هاى لازم را تأمين و نيروى انسانى مورد لزوم را تربيت مى‏كند و ظرفيت انطباق نظام را با محيط افزايش مى‏دهد. همچنين براى نظام اجتماعى نيز الگو و راهنماى عمل خواهد بود. به عبارت ديگر، كاركرد نظام اجتماعى، حفظ انسجام و ثبات يك جامعه است و كاركرد نظام سياسى، تحقق اهداف تعهدآور يك نظام است و نظام اقتصادى، به دنبال انطباق نظام با محيط اطراف مى‏باشد و دانشگاه محلى است كه ظرفيت انطباق با محيط، اعم از فيزيكى و اجتماعى را افزايش داده و عوامل تسلط و كنترل بر آن، به منظور رفع نيازهاى انسانى را فراهم مى‏سازد و نيز نقش مهمى در اهداف سياسى و استراتژى نظام سياسى و تأمين الگوى ثبات اجتماعى برعهده دارد.29 بر اين اساس، دانشگاه، جزيره‏اى مستقل از جامعه نيست و ضمن تأثيرپذيرى از نظام سياسى، توانايى مهمى در تأثيرگذارى بخش‏هاى مختلف آن دارد. هنگامى تحصيل كرده يك محيط علمى قادر خواهد بود براى سامان دادن به مديريت نظام اجتماعى،سياسى، اقتصادى و...، كارايى علمى مطلوب و مؤثرى داشته باشد كه همگام با كسب دانش‏هاى روز، نسبت به موضوعات اساسى كشور و نحوه مديريت آن، حساسيت لازم را داشته باشد و از نزديك با مشكلات و مسائل اجتماعى جامعه خود نيز آشنا باشد و عملاً مشكلات را شناسايى كند و راه رسيدن به اين مقصود، حضور و مشاركت فعال دانشجويان در دل اجتماع است و در صورت آگاهى از مناسبات فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى به تبع آن احساس مسئوليت براى هدايت جامعه و انسان است كه بدين وسيله، يافتن راه درمان دردها با استمداد از آموخته‏ها و تجربيات نظرى و علمى، براى دانشجو ميسر مى‏شود.30
از سوى ديگر، يكى از كاركردهاى دانشجويان، ايفاى نقش الگويى براى هم سن وسالان خويش است؛ زيرا آنان از توانايى قابل توجهى در تأثيرگذارى بر اطرافيان و خانواده‏هاى خود برخوردارند و مهم‏تر آن كه بسيارى از دانش‏آموختگان دانشگاه، وارد بازار كار و عرصه اجرايى و مديريتى كشور خواهند شد؛ از اين رو، نوع رفتار و جهت‏گيرى‏هاى آنان در قبال مسائل سياسى كشور، از اهميت ويژه‏اى برخوردار مى‏باشد.

4. توسعه و كارآمدى نظام‏

امروزه مشاركت و هميارى در زمينه‏هاى گوناگون اجتماعى، از ملاك‏هاى توسعه، پيشرفت و كارآمدى نظام محسوب مى‏گردد. هر اندازه مردم و به خصوص طبقات تحصيل كرده، در تصميم‏سازى‏ها، و تصميم‏گيرى‏ها و برعهده گرفتن مسئوليت‏ها، سهم بيشترى داشته باشند، توسعه، پيشرفت و كارآمدى، بيشتر خواهد بود. ارتباط مشاركت سياسى با بحث توسعه سياسى به حدى است كه برخى از متفكران، عامل اصلى توسعه سياسى را مشاركت سياسى دانسته، بر اين اساس، نظام‏هاى سياسى را تقسيم كرده‏اند.31

ويژگى‏هاى دانشجوى سياسى‏

دانشجوى سياسى مطلوب، در جهت انجام مشاركت سياسى خود در سطح دانشگاه و جامعه اسلامى، از خصوصيات ممتازى برخوردار مى‏باشد؛ برخى از ويژگى‏ها عبارتند از :

1. كسب بينش و تحليل سياسى‏

مشاركت سياسى و حساسيت نسبت به امور سياسى، نيازمند بينش و آگاهى‏هاى سياسى دقيق، تحليل صحيح و منطقى قضايا و تفسير و تأويل رفتار شخصيت‏ها، دولت‏ها و جريانات، شرايط داخلى و بين المللى مى‏باشد. امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد : «مَن عَرَفَ الاَيام لَم يغفل عَن الِاستِعدَاد؛ كسانى كه آشنايى با شرايط و اوضاع زمانه دارند، از فراهم كردن و كسب آمادگى‏هاى لازم، غافل نمى‏شوند».32 مقام معظم رهبرى نيز در اين زمينه مى‏فرمايد: «يك نكته اساسى... كه من هميشه در مواجهه با دانشجويان، روى آن تكيه مى‏كنم و آن، پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريان‏هاى مهم كشور است. سياست در دانشگاه‏ها - كه بنده هميشه روى آن تأكيد كرده‏ام - به اين معناست. ما دو كار سياسى داريم؛ سياست‏زدگى و سياست‏بازى. اين، يك جور كار است. اين را من به هيچ وجه، تأييد نمى‏كنم؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه؛ به خصوص در دانشگاه؛ يكى هم سياست‏گرى است؛ يعنى حقيقتاً فهم و قدرت تحليل سياسى پيدا كردن كه يكى از وظايف تشكل‏هاى دانشجويى اين است. من تأكيد مى‏كنم؛ تشكل‏هاى دانشجويى... نوع برنامه‏ريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو، قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را به آسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند. اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است. ما غالباً چوب اين را خورده‏ايم؛ نه ما، بلكه ملت‏هاى ديگر هم بر اثر خطاها و خبطهايى در فهم سياسى‏شان، گاهى مشكلات بزرگى را از سر گذرانده‏اند. اين، يك مسئله مهم است».33 بر اين اساس، داشتن قدرت تحليل سياسى و قبل از آن، آگاهى صحيح و دقيق از پديده‏هاى اجتماعى و اتخاذ موضع آگاهانه، صحيح، مناسب و برخاسته از مبانى اسلامى و عدم تبعيت از هواى نفس، از ديگر ويژگى‏هاى دانشجوى سياسى است».34

2. ارتقاى معرفت دينى و معنويت

دانشجوى سياسى، همواره درصدد ارتقاى سطح معرفت دينى و معنويت خويش و محيط دانشگاه و جامعه است. از اين ديدگاه، يك دانشجوى سياسى وظيفه دارد تا پس از شناخت مبانى فكرى اسلام، به خودسازى و تهذيب نفس خود كه از مهم‏ترين زمينه‏هاى رشد و توسعه سياسى فرد و جامعه است، بپردازد و پس از آن است كه مى‏تواند به فرهنگ و جامعه خود، خدمت كند. مقام معظم رهبرى با تأكيد بر «عمق بخشيدن به معرفت دينى» در بين دانشجويان، مى‏فرمايد: «بايد كار معرفتى عميق انجام بگيرد... براى اين كه ما بتوانيم به اين آينده‏هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ باهمتِ پُرانگيزه مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه بلد داريم. يكى از شرايط اصلى‏اش، مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اين كه مى‏گوييم تشكل‏هاى اسلامى و محيطهاى دانشجويى، معارف و معرفت اسلامى را در خودشان عمق ببخشند، براى اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند؛ والّا نمى‏شود. اين، نكته و حرف اصلى ما با مجموعه‏هاى دانشجويى است».35

3. آرمان‏گرايى‏

دانشجوى سياسى به واسطه بيدارى و آگاهى دينى وخصيصه آرمان‏خواه خود، همواره در پى زنده كردن آرمان‏هاى مقدس انسانى و اسلامى است. گاهى به واسطه گذشت زمان و ظهور نسل جديد، ارزش‏هايى همچون عدالت‏خواهى، آزادى‏خواهى، مساوات‏طلبى و برابرى انسانى، آزادى، مبارزه با تبعيض، انحصارطلبى و استكبار، كم‏رنگ و يا فراموش مى‏شوند؛ در اين جاست كه دانشجوى سياسى مى‏تواند ارزش‏ها و آرمان‏هاى مقدس را متذكر شده، جامعه را از حركت‏هاى واپس‏گرايانه، رهايى بخشد. بر اين اساس، رهبر معظم انقلاب، دانشجويان و حركت‏هاى دانشجويى را به آرمان‏گرايى رهنمون ساخته، چنين مى‏فرمايد: «طبيعت دانشجو، آرمان‏گرايى است؛ بايد هم آرمان‏گرا باشد. اگر آرمان‏گرا نباشد، اين حركت، متوقف خواهد شد. در زمينه، علم هم بايد آرمان‏گرا باشد. در زمينه جامعه و مسائل جارى خودش هم بايد آرمان‏گرا باشد. اصلاً آرمان‏گرايى جوان، مايه پيشرفت است. اگر آرمان‏گرايى را در جوانان خفه كردند و كوبيدند و از بين بردند - يا زشت شمردند - اشكال بزرگى متوجه خواهد شد. اين، نبايد باشد». و در جايى ديگر چنين تذكر مى‏دهد: «ممكن است دسترسى به يك آرمان، ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم جايز نباشد؛ لذا نگاه آرمانىِ شما و توقعاتى كه ناشى از اين نگاه هست، اين براى ما مطلوب است. اين را مى‏خواهيم و بايد باشد».36

4. پرسش‏گرى و انتقاد

بى‏ترديد، پرسش‏گرى و انتقاد سازنده، لازمه تفكر، پويايى و پيشرفت است. دانشجو در دانشگاه مى‏آموزد كه در برابر هر چه مى‏شنود و مى‏بيند، چون و چرا بگذارد؛ اما و اگر كند؛ بپرسد و علت‏يابى كند؛ هر خواسته يا نكته‏اى را بى‏دليل نپذيرد و با شك، به امور بنگرد. دانشجو، در دانشگاه، فرا مى‏گيرد كه در مقابل هر رويدادى، مكث و تأمل كند؛ در پس هر حادثه، ريشه‏ها و علل آن را ارزيابى كند و هر اتفاقى را تجزيه و تحليل نمايد. اين روحيه كه خصيصه ارزشمند اذهان زنده و فعال است، به دانشجو هويت مستقل فكرى مى‏بخشد و او را در زمره قشر روشنفكر و منتقد جامعه قرار مى‏دهد.37 از اين رو، دانشجوى سياسى به عنوان فعال‏ترين و حساس‏ترين عضو دانشگاه، پرسش‏گر بوده، زبانى انتقادى و طلبكارانه دارد و به گفته مقام معظم رهبرى «مبادا كسى تصور كند كه اگر اين زبان انتقادى حتّى يك كمى تلخ هم باشد، حالا بنده كه اين جا نشسته‏ام، ناراحت خواهم شد؛ نه، اتفاقاً خودِ اين زبان انتقادى هم برخاسته از همان نگاه و توقعات آرمانى است. راضى نبودن به آن چه كه داريم، معنايش ميل و گرايشِ رسيدن به آن چيزى است كه نداريم و اين، درست همان چيزى است كه ما مى‏خواهيم».38 از اين رو، دانشجويان بايد انتقادات و نظرات انقلابى خود را به دور از هرگونه مصلحت‏انديشى و با صداقت كامل، مطرح كنند؛ زيرا اگر دانشجو مصلحت‏انديش باشد، مسئولين جامعه - نيز به طريق اولى - در تصميم‏گيرى‏هاى خود مصلحت‏انديش مى‏شوند.

5. توليد علم، نوآورى و خلاقيت‏

با توجه به اهميت توسعه علمى كه مبناى توسعه پايدار و همه‏جانبه در كشور است، وظيفه اول و حرفه‏اى دانشجوى سياسى، ارتقاى سطح علمى، تحقيقاتى و پژوهشى مى‏باشد. دانشجويان بايد در مقام شناسايى و برجسته نمودن مطالبات، خواسته‏ها و نيازهاى واقعى جامعه برآمده، با استفاده از تحرك، شادابى و پويايى دوران جوانى خويش، در مسير ارائه راه‏حل‏هاى علمى و خلق ايده‏هاى نو، براى نيل به مطالبات و خواسته‏هاى مردم، گام بردارند. مقام معظم رهبرى در اين باره مى‏فرمايد: «يكى از فرايض حتمى براى اين نسل، عبارت از تقويت بُنيه علمى كشور است. اگر علم نداشته باشيم، اقتصادمان، صنعتمان، حتى مديريت و مسائل اجتماعى‏مان عقب خواهد ماند. براى مقابله با آنها (دشمنان)، علم لازم است. اگر بخواهيد از لحاظ علمى پيش برويد، بايد جرأت نوآورى داشته باشيد. استاد و دانشجو، بايد از قيد و زنجير، جزم‏گيرى تعريف‏هاى علمى القا شده و دائمى دانستن آنها خلاص شوند... آن وقتى كه علم با هدايت، ايمان و عواطف صحيح و معرفت روشن‏بينانه و آگاهانه همراه شود، معجزه‏هاى بزرگى مى‏كند و كشور ما مى‏تواند در انتظار اين معجزه‏ها بماند».39 بر اين اساس، حركت در مسير نظريه‏پردازى و نظريه‏سازى علمى، ضرورت مى‏يابد.

6. هوشيارى و حساسيت‏

يكى از رسالت‏هاى دانشجويان، دقت و كندوكاو پيرامون پديده‏هايى است كه در دانشگاه‏ها به صورت جريانى، جناحى و غيرواقعى مطرح مى‏شوند. دانشجوى سياسى، با هوشيارى، صفا، صداقت و فراست خود، هدف از طرح برخى مسائل سياسى و جريان‏سازى‏هاى انحرافى را كه به دنبال بى‏تفاوت نمودن دانشجويان يا كشاندن آنان به صف مخالفين و معترضين و تبديل دانشجو به عنوان پياده نظام جريان‏هاى سياسى هستند، به خوبى درمى‏يابد و موضع مناسب را اتخاذ مى‏نمايد. رهبر فرزانه انقلاب، در اين زمينه مى‏فرمايد: «مجموعه‏هاى دانشجويى - كه پايه اسلامى و پايه معرفتى دارند - در داخل دانشگاه، كارى نكنند كه رقابت‏هاى آنها يا معارضه‏هايى كه به نام رقابت انجام مى‏گيرد، به تضعيف قواى اين مجموعه‏هاى مؤمن بينجامد. اين مجموعه‏ها، همديگر را حفظ كنند. من نمى‏گويم همه يك جور فكر كنند؛ همه يك جور سليقه داشته باشند؛ نه ممكن است، نه لازم؛ ليكن از معارضه و تضعيف يكديگر، جداً خوددارى كنند. امروز... دشمن به طور ويژه، بر روى جريان‏هاى دانشجويى، سرمايه‏گذارى مى‏كند تا بتوانند در محيطهاى دانشجويى نفوذ و رخنه كنند و براى خودشان سربازانى را در آن جا تدارك ببينند. اين كار، با نام‏هاى مختلف دارد انجام مى‏گيرد. امروز سرويس‏هاى جاسوسى امريكا و اسرائيل حتّى حرفى ندارند كه به تشكل‏هايى در دانشگاه‏هاى ايران، كمك مالى بكنند كه اين تشكل، به حسب ظاهر، وابسته به توده‏اى‏هاى سابقند...يعنى براى معارضه با جريان دانشجويى اصيل و سالم - كه همان جريان اسلامى و پايبند به معنويت و مفتخر به ايرانى بودن خود است - حاضرند زير هر نامى، دانشجو را فعّال كنند؛ زير نام توده‏اى، سلطنت‏طلب و نام‏هاى گوناگون. شماها، بايد متوجه باشيد».40

7. مستقل بودن‏

از آن جا كه در مشاركت سياسى، مباحثى نظير كسب قدرت، اعمال نفوذ و... مطرح است، دانشجوى سياسى، بدون ملاحظه نفوذها و فشارهاى بيرونى و خواست مراكز قدرت، هدف و مسير خود را به صورت مستقل و متناسب با نقش و جايگاه دانشگاه، شناسايى و ترسيم نموده، به اتخاذ سياست‏ها و مواضع خويش مى‏پردازد و اجازه نمى‏دهد تا گروه‏ها و افراد فرصت‏طلب، فرصتِ نفوذ در دانشگاه و تغيير اهداف جريان‏هاى اصيل دانشجويى را پيدا كنند. جريان اصيل دانشجويى، با تكيه بر عوامل سنجيده و خودآگاه، تنها به جوشش و پويايى درونى دانشگاه و پيشرفت و كارآمدى نظام اسلامى فكر مى‏كند و سخن‏گو و نماينده منافع عمومى مردم مى‏باشد؛ نه ابزار گروه‏هاى سياسى. بر اين اساس، دانشگاه، به عنوان نهادى كه متعلق به همه مردم است، به هيچ وجه قابل مصادره توسط هيچ يك از احزاب، گروه‏ها و جريان‏هاى سياسى نيست؛ زيرا در اين صورت، دانشگاه‏ها تبديل به باشگاه‏هاى سياسى مى‏شوند. جريان اصيل دانشجويى كه برخاسته از واقعيات و دانشگاه باشد، به واسطه دارا بودن شجاعت، صداقت و نجابت، به هيچ وجه حاضر نخواهد بود كه با گره خوردن با قدرت و ثروت، منزلت، اعتبار و نقش خود را تنزل دهد.41

8. رعايت اصول اخلاقى و ارزش‏هاى دينى‏

رفتارها، نوع كنش و واكنش دانشجوى سياسى، براساس رعايت اصول اخلاقى، ارزش‏هاى دينى، احترام متقابل، ادب سياسى و عقلانيت است؛ اصولى كه لازمه فرهنگ سياسى مشاركتى دينى مى‏باشند. در واقع، رعايت اصول اخلاقى و ارزش‏هاى دينى ، حفظ حريم كرامت همه افراد مى‏باشد. از اين رو، لازم است تا رفتار سياسى دانشجويان، براساس هنجارهاى اجتماعى و دينى، ضابطه‏مند باشد. و از آن جا كه قشر فرهيخته و دانشجوى ايرانى نيز برخاسته از متن چنين جامعه‏اى است، مى‏توان احترام به اصول اخلاقى، ارزش‏ها و باورهاى دينى و حركت در اين مسير را از آنان انتظار داشت.

9. قانون مدارى‏

حاكميت قانون، در تمامى اركان نظام و سطوح مختلف جامعه، از اهداف و آرمان‏هاى مهم دانشجوى سياسى است. بر اين اساس، يكى ديگر از ويژگى‏هاى دانشجوى سياسى، آگاه بودن از چهارچوب‏هاى قانونى و حقوقى فعاليت‏هاى سياسى و رعايت اين ضوابط در تمام فعاليت‏هاى خويش مى‏باشد. بديهى است كه التزام به رفتار قانونى از يك‏سو نمايان‏گر مشروع پنداشتن نظام‏ها و از سويى حاكى از عقلانيت رفتاركنندگان است و هر نوع حركتى خارج از ضوابط پذيرفته شده و قانونى، نظير خشونت و عدم تحمل سياسى و...، نه تنها با واكنش لايه‏ها و سطوح مختلف جامعه مواجه خواهد شد، بلكه آثار زيان بارى را نيز براى دانشگاه، مجموعه‏هاى دانشجويى و نظام اسلامى به دنبال خواهد داشت. بررسى حوادث تاريخى نيز به خوبى بيان‏گر اين واقعيت است كه بيشترين خطر و آفت براى نهضت‏هاى الهى و مردمى، اقدامات غيرقانونى و افراط و تفريطهاست. از اين رو، نظام اسلامى همواره با حركت‏هاى خودسرانه و غيرقانونى، مخالف بوده است. رهبر معظم انقلاب در اين زمينه مى‏فرمايد: «بارها گفته‏ام؛ باز هم تكرار مى‏كنم؛ من معتقدم كه جوان مملكت، بايستى در همه ميدان‏ها حضور و آمادگى داشته باشد. منتها با انضباط. اين گونه حركاتى كه ملاحظه شد، كسانى به دانشگاه حمله كنند، ناشى از بى‏انضباطى است و با هر نامى انجام بگيرد، غلط و محكوم است. اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‏ام كه در اجتماعاتِ كسانى كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت‏آميز داشته باشد؛ چون اين كار، دشمن را خوشحال مى‏كند...».42

جمع بندى‏

سياسى بودن دانشجو و مشاركت سياسى دانشجويان با توجه به مؤلفه‏هايى نظير جايگاه، نقش و كاركردهاى مهم دانشجو در سطح نظام سياسى و جامعه از يك سو و توجه به آموزه‏هاى اسلامى پيرامون ضرورت و ضوابط مشاركت سياسى و بالاخره حدود و مقررات قانونى، تبيين و لزوم آن، اثبات مى‏گردد. حد لازم سياسى بودن، به معناى حساسيت در برابر سرنوشت خود و جامعه خويش، داشتن بينش و تحليل سياسى پيرامون مسائل داخلى و خارجى و جريان‏هاى موجود است و در مرحله بعد، تلاش فكرى و عملى براى بهبود و پيشرفت كشور، از طريق فرايندهاى مختلف علمى، پژوهشى، سياسى، فرهنگى و...مى باشد. از اين رو، «افراط كارى سياسى» و يا «انفعال و بى‏تفاوتى سياسى»، مغاير حقوق، وظايف و جايگاه دانشجو مى‏باشد و با آموزه‏هاى اسلامى، اصول نظام، منافع و امنيت ملى، استقلال، توسعه و پيشرفت مادى و معنوى كشور، در تضاد است. اين موضوع را با سخن مقام معظم رهبرى، در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى، به پايان مى‏رسانيم :
«مسئوليت شما سنگين است؛ هم بايد درس را بخوانيد، هم محيط سياسى‏تان را بشناسيد، هم روى محيط سياسى اثر بگذاريد و هم خودتان را از لحاظ فكرى و روحى، آماده كنيد؛ براى فردايى كه بلاشك وزن اين نظام متكى به معنويت - يعنى نظام جمهورى اسلامى - در معادلات جهانى بين المللى، ده برابر امروز خواهد شد. مطمئن باشيد كه ما چنين روزى را در پيش داريم و شما جوان‏هاى امروز، آن روز را خواهيد ديد. على‏القاعده آن روز، ماها نيستيم؛ اما شماها هستيد و خواهيد ديد آن روزى را كه وزن و ثقل و اهميت جمهورى اسلامى در معادلات جهانى - چه از لحاظ سياسى، چه از لحاظ علمى و چه از لحاظ بيان افكار سازنده - ده برابر امروز است. بايد خودتان را ان شاءاللَّه براى آن روز، آماده كنيد».43

پی نوشت ها:

1. ر.ك: عسگرى آملى، جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها، مجله پگاه حوزه، ش 106.
2. خلاصه بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با جمعى از اعضاى بسيج دانشجويى دانشگاه‏هاى سراسر كشور.
3. ر.ك: على آقابخشى، فرهنگ علوم سياسى، نشر چاپار، تهران 1383، ص 522.
4. poltical participation, Lester W.Milbrath P 2.
5. حسين سيف‏زاده، تحول از مشاركت منفعلانه به مشاركت فعالانه، تأمل نظرى، فصلنامه دانشكده حقوق و علوم سياسى، تيرماه 1373، شماره 32.
6. ر. ك: مايكل رايش، جامعه و سياست، ترجمه منوچهر صبورى، سمت، تهران 1383، صص 124-130.
7. سيد محمدناصر تقوى، تأثير مشروعيت در مشاركت سياسى، فصلنامه حكومت اسلامى، ش 20.
8. ر.ك: مرتضى شيرودى، مشاركت سياسى: فرآيندها و برآيندها، مجله رواق انديشه، ش 41.
9. جامعه و سياست، ص 131.
01. Political Sociology, Robert E.Dows, London, p 692.
11. سيد عباس صالحى، جنبش دانشجويى و تأثير بر تحولات اجتماعى، باشگاه انديشه.
12. ر.ك: حسين بشيريه، جامعه‏شناسى سياسى، نشر نى، تهران 1378، ص 260.
13. محمدباقر خرمشاد، تاريخ جنبش دانشجويى ايران، تهيه و تنظيم حسين قويدل معروفى، انتشارات نجم‏الهدى، 1385، ص 37.
14. جامعه‏شناسى سياسى، ص 261.
15. ر.ك: جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها.
16. بيانات مقام معظم رهبرى در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتى شريف، آذر 1378.
17. روزنامه شرق، 16 آذر 1383.
18. ر.ك: على ربانى گلپايگانى، دين و دولت؛ محمدجواد نوروزى، نظام سياسى اسلام، فصلنامه كتاب نقد، ش 21؛ سيدموسى ميرمدرس، جامعه برين، مجله حوزه و دانشگاه، ش 1.
19. بقره، آيه 30.
20. ر.ك: سيد محمدباقر صدر، خلافت انسان و گواهى انبيا، ترجمه دكتر جمال موسوى، انتشارات روزبه، تهران 1359، ص 1-10.
21. محمدتقى جعفرى، حاكميت خداوندى و حكمت اصول سياسى اسلام، مجموعه مقالات دهمين كنفرانس بين‏المللى وحدت اسلامى، مجمع جهانى اهل بيت، تهران 1377، ص 314.
22. محمدحسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج 4، ص 22.
23. سيد عبدالقيوم سجادى، مبانى فقهى مشاركت سياسى، فصلنامه علوم سياسى، ش 8.
24. مبانى حاكميت مردمى در اسلام و انديشه امام خمينى (مجموعه مقالات حكومت دينى در انديشه امام)، ج 1، ص‏367.
25. صحيفه امام، ج 3، ص 42.
26. ر. ك: مبانى فقهى مشاركت سياسى.
27. ر. ك: شريف لك‏زايى، بررسى تطبيقى نظريه‏هاى ولايت فقيه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، قم 1385، ص 139 - 181؛ محمد منصورنژاد، مبانى دينى مشاركت سياسى، فصلنامه حكومت اسلامى، ش 37.
28. ر.ك: اصول 1، 3، 6، 7، 19، 20، 21، 23، 24، 26 و 27 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران.
29. ر. ك: سيدحسين سيف‏زاده، مدرنيته و نظريه‏هاى جديد علم سياست، نشر دادگستر، تهران 1379، ص 149.
30. خبرگزارى مهر، گفت‏وگو با مهندس محمدرضا طورانى، نايب دبير مجمع اسلامى دانشجويان و دانش آموختگان ايران.
31. عبدالعلى قوام، توسعه سياسى و تحول ادارى، نشر قومس، تهران 1373، ص 8-12.
32. محمدرضا حكيمى، الحياه، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ج 1، ص 135.
33. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى.
34. ر. ك: جواد منصورى، شناخت و تحليل سياسى، انتشارات آستان قدس رضوى، مشهد 1372.، ص 120.
35. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى.
36. همان.
37. جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها.
38. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى.
39. مقام معظم رهبرى در ديدار با دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير.
40. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى.
41. خبرگزارى مهر، گفت‏وگو با مهندس محمدرضا طورانى.
42. مقام معظم رهبرى، روزنامه جمهورى اسلامى، 22 تير 1378، ص 2.
43. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل‏هاى مختلف دانشجويى.

ماه نامه پرسمان/ش51

  دفعات نمایش : 43      تاریخ:  1387.2.3






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما