اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
علائم ظهور
هشدارهای تربیتی
اشعار مهدوی
گستره جغرافیایی شیعه
تغذیه رژیمی
آسیب شناسی تربیتی

 مقالات برگزیده  
حفظ قرآن آثار دنيوي و اخروي بسيار دارد و عبادت شمرده مي‌شود. بي‌ترديد اين آثار در پرتو عمل به قرآن و احكام الاهي نهفته در آن تحقق...
لازم است ابتدا مقدماتي كه حافظ قرآن بايد رعايت كند، يادآوري شود، زيرا اين پيشكردارها اگر چه ممكن است...
  رسالت عيسي (علیه السلام) و معجزات     
   معارف اسلامی آشنایی با قرآن داستانها ی قرآنی

رسالت عيسي (علیه السلام) و معجزات

رسالت عيسي (علیه السلام) و معجزات
حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در سي سالگي رسماً رسالت خود را به مردم اعلام نمود، و هر رسولي براي اثبات پيامبري و رسالت خود معجزه دارد. عيسي ـ عليه السلام ـ به بني اسرائيل گفت:
«اِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيةٍ مِنْ رَبِّكُمْ؛ من از طرف پروردگار شما نشانه‎اي برايتان آورده‎ام.»[1]
آن گاه پنج معجزة خود را به اين ترتيب بر شمرد:
1. من از گِل چيزي به شكل پرنده مي‎سازم، سپس در آن مي‎دمم، به فرمان خدا پرنده‎اي مي‎گردد.
2. كور مادر زاد را بينا مي‎كنم.
3. مبتلايان به بيماري برص (پيسي) را بهبود مي‎بخشم.
4. مردگان را زنده مي‎كنم.
5. و از آن چه مي‎خوريد و در خانة خود ذخيره مي‎نماييد، خبر مي‎دهم.
قطعاً در اينها نشانه‎اي براي شما به سوي حق است، اگر ايمان داشته باشيد.[2]
اي مردم! خداوند پروردگار من و شما است، او را بپرستيد، نه من و نه چيز ديگر را. اين است راه راست.[3]
گروهي عيسي ـ عليه السلام ـ را تصديق كرده، ايمان آوردند، ولي گروهي ديگر او را انكار كرده و معجزات او را سحر و جادو خواندند. عيسي ـ عليه السلام ـ هم چنان مردم را به سوي توحيد دعوت مي‎كرد، و با پند و اندرز، آنها را به راه راست هدايت مي‎نمود.
روزي با حواريون (ياران خاص خود) از سرزمين اردن به بيت المقدّس، حركت كردند. در بين راه هر كور و شَل را مي‎ديد به اذن خدا شفا مي‎بخشيد. به اين ترتيب مردم را با آيات و نشانه‎هاي الهي، از بت پرستي و انحراف بر حذر داشته و به سوي خداي بزرگ راهنمايي مي‎نمود.[4]
شخصي از او پرسيد: «سخت‎ترين چيز چيست؟» فرمود: «خشم خدا.» او پرسيد: «چه چيز موجب دور ماندن از خشم خدا است؟» فرمود: «ترك خشم خود.» به گفتة مولانا:
گفت عيسي را يكي هشيار سر
چيست در هستي ز جمله صعب‎تر
گفتش اي جان! صعب تو خشم خدا
كه از آن دوزخ همي لرزد چو ما
گفت از اين خشم خدا چبود امان
گفت: ترك خشم خويش اندرزمان
كظم غيظ است اي پسر خطّ امان
خشم حق ياد آور و در كش عنان[5]

مائدة آسماني، يكي از معجزات عيسي ـ عليه السلام ـ

حواريون دوازده نفر از ياران مخصوص حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ بودند كه بعضي از آنها لغزش پيدا كردند. نامهايشان چنين بود: پطرس، اندرياس، يعقوب، يوحنّا، فيلوپس، برترلولما، توما، متّي، يعقوب بن حلفا، شمعون ملقّب به «غيور»، يهودا برادر يعقوب، و يهوداي اسخريوطي كه به حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ خيانت كرد. آنها با اين كه ايمان آورده بودند مي‎خواستند با ديدن معجزة ديگري از عيسي ـ عليه السلام ـ كه آن هم مربوط به آسمان باشد قلبشان سرشار از يقين گردد، به عيسي ـ عليه السلام ـ عرض كردند: «آيا پروردگار تو مي‎تواند مائده‎اي از آسمان (يعني غذايي از آسمان) براي ما بفرستد؟»
اين تقاضا كه بوي شك مي‎داد، حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ را نگران كرد، به آنها هشدار داد و فرمود: «اگر ايمان آورده‎ايد از خدا بترسيد.»
حواريون گفتند: «ما مي‎خواهيم از آن غذا بخوريم تا قلبمان سرشار از اطمينان و يقين گردد و به روشني بدانيم كه آن چه به ما گفته‎اي راست است و بر آن گواهي دهيم.»
هنگامي كه عيسي ـ عليه السلام ـ از حسن نيت آنها آگاه شد، به خدا عرض كرد: «خدايا! مائده‎اي (سفره‎اي از غذا) از آسمان براي ما بفرست تا عيدي براي اوّل و آخر ما باشد، و نشانه‎اي از جانب تو محسوب شود، و به ما روزي ده كه تو بهترين روزي دهندگان هستي.»
خداوند به عيسي ـ عليه السلام ـ وحي كرد: «من چنين مائده‎اي را بر شما نازل مي‎كنم، ولي بايد متوجّه باشيد كه مسؤوليت شما بعد از نزول اين مائده، بسيار سنگينتر خواهد بود. اگر پس از مشاهدة چنين معجزة آشكاري هر كس از شما به راه كفر رود، او را آن چنان عذاب كنم كه هيچ كس را آن گونه عذاب نكرده باشم.»[6]
مائده نازل شد، و در ميان آن چند قرص نان و چند ماهي بود و چون مائده در روز يكشنبه نازل شد، مسيحيان آن روز را روز عيد ناميدند، و در دعاي حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ نيز آمده بود: «مائده موجب عيد براي ما شود.» يعني ما را به خويشتن و به وجدان و سرنوشت نخستينمان بازگرداند كه براساس توحيد و ايمان است.
روايت شده: پس از چند بار نزول مائده، خداوند به عيسي ـ عليه السلام ـ وحي كرد: «مائده را براي تهيدستان قرار بده نه ثروتمندان.» عيسي ـ عليه السلام ـ چنين كرد، ثروتمندان به شك و ترديد افتادند، و مردم را در مورد معجزه بودن مائده به شك انداختند. خداوند 333 نفر از مردان آنها را به صورت خوك،‌ مسخ نمود كه حركت مي‎كردند و كثافات را مي‎خورند. بستگان آنها گريه كردند و دست به دامن حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ شدند، ولي آنها بعد از سه روز به هلاكت رسيدند.[7]

نمونه‎اي تواضع حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ

روزي عيسي ـ عليه السلام ـ به حواريون (اصحاب نزديك و خاص) خود فرمود: من كاري با شما دارم، آن را انجام دهيد.» (از آن جلوگيري نكنيد.)
حواريون: كارت را انجام بده، ما آماده هستيم.
حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ برخاست و پاهاي آنها را شست، آنها عرض كردند: «اي روح خدا! ما سزاوارتر به اين كار هستيم.»
حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود: سزاوارترين انسان به تواضع و فروتني، «عالِم» است، من اين گونه به شما تواضع نمودم، تا بعد از من، شما نسبت به مردم، اين گونه تواضع كنيد.» آن گاه عيسي ـ عليه السلام ـ افزود:
«بِالتَّواضُعِ تَعْمُرُ الْحِكْمَةُ لا بِالتَّكَبُّرِ؛ وَ كَذلِكَ فِي السَّهْلِ ينْبُتُ الزَّرْعُ لا فِي الْجَبَلِ؛ بناي حكمت با تواضع ساخته مي‎شود، نه با تكبر، و هم چنين زراعت در زمين نرم مي‎رويد، نه در زمين سخت.»[8]

مجازات همسفر عيسي، بر اثر خودبيني

يكي از مهم‎ترين كارهاي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ براي تبليغ دين برنامة سياحت و بيابانگردي بود. در يكي از اين سياحت‎ها، يكي از دوستانش كه قد كوتاه بود و همواره در كنار حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ ديده مي‎شد، به همراه عيسي ـ عليه السلام ـ به راه افتاد، تا با هم به دريا رسيدند. عيسي با يقين خالص و راستين گفت: بسم الله، سپس بر روي آب حركت كرد، بي‎آنكه غرق شود.
آن شخص قد كوتاه هم وقتي كه عيسي ـ عليه السلام ـ را ديد كه بر روي آب راه مي‎رود، با يقين خالصانه گفت: بسم الله، و سپس بر روي آب به راه افتاد، بي‎آنكه غرق بشود، تا به عيسي ـ عليه السلام ـ رسيد. ولي در همين حال، «خودبيني» او را گرفت و با خود گفت: «اين عيسي روح الله است كه بر روي آب، گام بر مي‎دارد، من نيز روي آب حركت مي‎كنم، فَما فَضْلُهُ عَلَي؟ بنابراين، عيسي ـ عليه السلام ـ چه برتري بر من دارد؟» همان دم زير پايش بي‎قرار شد و در آب فرو رفت و فرياد زد: «اي روح الله! دستم به دامنت، مرا بگير و از غرق شدن نجات بده.»
عيسي ـ عليه السلام ـ دست او را گرفت و از آب بيرون كشيد و به او فرمود: «اي كوتاه قد! مگر چه گفتي؟» (كه در آب فرو رفتي)
كوتاه قد: گفتم، اين روح الله است كه بر روي آب مي‎رود، من نيز بر روي آب مي‎روم. (بنابراين چه فرقي بين ما هست)، خودبيني مرا فرا گرفت (و در نتيجه به مكافاتش رسيدم).
عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود: «تو خود را (بر اثر خودبيني) در مقامي كه خدا آن را براي تو قرار نداده، نهادي. خداوند بر تو غضب كرد، اكنون از آن چه گفتي، توبه كن.»
او توبه كرد، آن گاه به مرتبه‎اي كه خدا برايش قرار داده بود، بازگشت.[9]

گفتگوي عيسي با مردة زنده شده در روستاي بلا زده

روزي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و حواريون در سير و سياحت خود به روستايي رسيدند، ديدند اهل آن روستا و پرندگان و حيوانات آن، همه به طور عمومي مرده‎اند. عيسي ـ عليه السلام ـ به همراهان فرمود: «معلوم است كه اينها به عذاب عمومي الهي كشته شده‎اند. اگر آنها به تدريج مرده بودند، همديگر را به خاك مي‎سپردند.»
حواريون: اي روح خدا، از خداوند درخواست كن تا اينها را زنده كند تا علت عذابي را كه به سراغ آنها آمده، براي ما بيان كنند، تا ما از كرداري كه موجب عذاب الهي مي‎شود، دوري كنيم.
حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ از درگاه خدا خواست تا آنها را زنده كند، از جانب آسمان به عيسي ـ عليه السلام ـ ندا شد كه: «آنان را صدا بزن.»
عيسي ـ عليه السلام ـ شبانه بالاي تپّه‎اي از زمين رفت و فرمود: «اي مردم روستا!»
يك نفر از آنها زنده شد و گفت: «بلي، اي روح و كلمة خدا!»
عيسي: «واي به حال شما، كردار شما چه بوده؟» (كه اين گونه شما را دستخوش بلاي عمومي نموده است)
مرد زنده شده: چهار چيز ما را مشمول عذاب الهي كرد:
1. پرستش طاغوت
2. دلبستگي به دنيا با ترس اندك از خدا
3. آرزوي دور و دراز
4. غفلت و سرگرمي به بازيهاي دنيا
عيسي: دلبستگي شما به دنيا چه اندازه بود؟
مرد زنده شده: همانند علاقة كودك به مادرش. هنگامي كه دنيا به ما رو مي‎آورد شاد و خوشحال مي‎شديم، و هنگامي كه دنيا به ما پشت مي‎كرد، گريه مي‎كرديم و محزون مي‎شديم.
عيسي: طاغوت را چگونه مي‎پرستيديد؟
مرد زنده شده: ما از گنهكاران پيروي مي‎كرديم.
عيسي: عاقبت كارتان چگونه پايان يافت؟
مرد زنده شده: شبي با خوشي به سر برديم، صبح آن در «هاوِية» افتاديم.
عيسي: هاويه چيست؟
مرد زنده شده: هاويه، سجّين است.

پی نوشتها:

[1]. آل عمران، 48.
[2]. با توجه به اين كه در عصر عيسي ـ عليه السلام ـ علوم طب و درمان پيشرفت فوق العاده كرده بود، معجزات عيسي ـ عليه السلام ـ در اين راستا بود كه بر درمان همة اطبّا، برتري داشت.
[3]. آل عمران، آية 48 و 51.
[4]. تاريخ انبياء، ص 731.
[5]. ديوان مثنوي به خط ميرخاني، ص 327.
[6]. مضمون آيات 112 تا 115، سورة مائده.
[7]. بحار، ج 14، ص 292 و صفحة 260 تا 265.
[8]. اصول كافي، ج 1، ص37.
[9]. اصول كافي، ج 2، ص 306.

  دفعات نمایش : 56      تاریخ:  1387.3.13






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما