اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
ملاقات و دیدار
پوست و مو
دمی با حافظ شیرازی
سینما
اشنایی با نهج البلاغه
آب و آبزیان
بارداری و زایمان

 مقالات برگزیده  
چيزي به عنوان رابطه بدون تعارض وجود ندارد. تعارض و اختلاف بخشي از زندگي است و به‌عنوان واقعيت هر رابطه‌اي وجود دارد و ضرورتاً بد نيست.در حقيقت...
چگونه و چه موقع به کودک بدهیم و موضوع اصلی یعنی بی اشتهایی کودک را چگونه درمان کنیم . گام اول موفقیت : با حوصله طی مدت سه هفته یک لیست از خوراکی هایی ...
 
  تأثیر مكتب تشیّع و زن ایرانی     
   خانواده زنان زن در جامعه

تأثیر مكتب تشیّع و زن ایرانی

تأثیر مكتب تشیّع و زن ایرانی

مقدمه
در شكل‏دهی هویّت زن ایرانی، عوامل متفاوتی دخالت داشته‏اند كه از جمله این‏ها، می‏توان به عوامل طبیعی (محیط جغرافیایی)، عوامل فرهنگی و اجتماعی، مثل احكام، عقاید و باورها، آموزه‏های دینی و آداب و رسوم قبیله‏ای اشاره كرد. كتاب‏های زیادی نیز به توضیح و شرح بسیاری از این عوامل پرداخته‏اند.در مراجعه به كتاب‏ها، اثری كه اختصاصا به بررسی نقش آموزه‏های شیعی در زنان ایرانی پرداخته باشد، یافت نشد و حتی مقاله‏ای تحت این عنوان به دست نیامد. بدین‏روی، برای رفع این نقیصه، در این مقاله تلاش شده است تا نقش مكتب تشیّع بر زنان ایرانی در حد مقدور و به اختصار (در حد یك مقاله) شرح داده شود.برای انجام این كار، ابتدا به اجمال وضع ایران و زنان ایران پیش از رسمیت یافتن مذهب تشیّع تصویر شده و سپس تغییراتی كه در نتیجه رسمیت یافتن مذهب تشیّع در ایران و در وضعیت زنان ایرانی روی داده است، به اختصار مورد بررسی قرار می‏گیرند.اما به دلیل آن‏كه یكی از شاخصه‏های اختصاصی مكتب تشیّع برگزاری مراسم عزاداری ائمّه اطهار علیهم‏السلام و مجالس روضه‏خوانی می‏باشد، در این مقاله سعی شده است تا با تأكید بر نقش مجالس روضه خوانی در شكل‏گیری شخصیت و هویّت‏بخشی به زنان معاصر پرداخته شود.
دورنمایی از وضعیت زنان ایران پس از اسلام تا پیش از عصر صفویه
هرچند سرتاسر ایران تا سال 89 هجری به تصرف مسلمانان درآمد، ولی تا قبول اسلام از طرف همه ایرانیان سالیان زیادی به طول انجامید؛ زیرا پرداخت جزیه، آزادی اعمال دینی ساكنان زرتشتی، مسیحی و یهودی ایران زمین را تضمین می‏كرد. بنابراین، دین اسلام به تدریج زرتشتی‏گری را طرد كرد، بخصوص در زمان خلفای اموی (41ـ132ه.ق) كه اسلام به كندی و سستی در ایران رواج یافت و حتی در قرن چهارم هجری، هنوز عده كثیری زرتشتی در ایران می‏زیستند.(1) بنابراین، ایرانیان مسلمان، مسلمانان صدر اسلام را درك نكردند، بلكه اسلامی كه به ایرانیان عرضه شد، اسلام اموی ـ عباسی بود.
در دوره بنی‏امیّه، بزم‏آرایی و باده‏پیمایی رواج گرفت. مخنّثان، كه رابط بین مردان و زنان بودند، در شهرها فزونی یافتند و غزل‏سرایی و اظهار عشق بسیار شد. این درحالی است كه در صدر اسلام، كه هنوز اعراب از باده تنعم و پیروزی سرمست نشده بودند، حتی گرد كعبه، زن و مرد با هم ادای حج می‏كردند و در انجام این كار، عیبی نمی‏دیدند، اما همین‏كه زندگی تجمّلی میان عرب‏ها معمول شد و مردان كنیزان فراوان به خانه آوردند، در حقیقت به حیثیت و مقام زن در جامعه لطمه‏ای جبران‏ناپذیر وارد آوردند و عملاً فساد و خیانت را رواج دادند.
جرجی زیدان تغییر وضع و موقعیت اجتماعی زنان را در آن روزگار معلول كاهش عفّت و غیرت و زیاد شدن كنیزان و غلامان و باده‏پیمایی‏ها و عیّاشی‏ها و هرزگی مفرط بعضی از خلفا دانسته است.(2) برخی بزرگان و فرمانروایان مانند ابن طولون، تصویر محبوبه‏های خویش را بر دیوار تالارهای پذیرایی ترسیم می‏نمودند. البته فرمانروایان خردمند در ابتدا با این‏گونه اعمال مخالف بودند و تا می‏توانستند، ممانعت می‏كردند، اما همین‏كه از مقاومت عاجز ماندند، مالیاتی بر اعمال منافی عفّت وضع كرده، آن را مانند كسب‏های دیگر آزاد گذاردند.(3)
در ایران وضع و موقعیت زنان در همه جا یكسان نبود. آنان‏كه از ثروت بهره‏ای داشتند، مرفّه، ولی در كنج خانه‏ها محبوس بودند؛ و آنان كه در فقر مالی بودند، برای كمك به درآمد زندگی، همدوش مردان تلاش می‏كردند. در هر دو حال، زن آن‏چنان فعالیت اجتماعی و سیاسی نداشت و بیش‏تر به كارهای منزل و نگه‏داری فرزندان می‏پرداخت.(4) هرچند زنان عالمه را، كه به علم و دانش و قدرت و شجاعت شهرتی داشتند، نمی‏توان انكار كرد، اما این امر عمومیت نداشت.
در دوران چند صد ساله ظهور اسلام تا عصر صفوی، اقوام و سلسله‏های متفاوتی، اعم از فارس و ترك و مغول، بر ایران حكومت كردند، اما یك اصل در همه این‏ها مشترك بود و آن این‏كه كلیه اقوام و قبایل خارجی، كه در طول تاریخ ایران پس از اسلام به این سرزمین حمله‏ور شده، زمام امور سیاسی را در دست گرفتند، به تدریج آداب و سنن قومی خود را از كف دادند و با مختصات فرهنگ و تمدن ایران مأنوس شدند؛ چنان‏كه ـ فی‏المثل ـ مقام و موقعیت زن سلجوقی با تكامل زندگی بادیه‏نشینی به شهر نشینی، تغییر یافت. زنان این قوم طبق نوشته‏های مورّخان، در دوران زندگی بادیه‏نشینی چادر نداشتند و هنگام بروز جنگ، مانند مردان، به یاری پدران یا شوهرانشان با دشمن می‏جنگیدند. ولی پس از آن‏كه تركان سلجوقی بر مسلمانان ایران فایق آمدند، خواه ناخواه تحت تأثیر فرهنگ و تمدن كشور اسلامی ایران قرار گرفتند و دیری نگذشت كه تحت تأثیر محیط جدید و با قبول مذهب اسلام، سنن و عادات دیرین خود را فراموش كردند(5) و این از غنای فرهنگی ایرانیان و ضعف فرهنگی اقوام مهاجر بود، بخصوص كه پس از ورود اسلام به ایران، فرهنگ ایرانی از غنای بیش‏تری برخوردار شد.
ویژگی مشترك جامعه ایرانی در ادوار گوناگون
ویژگی عمومی جامعه ایرانی در قبل و بعد از صفویه به این صورت بود كه شیوه زندگی مردم و موءمنان از یك سو، تابع شرایط طبیعی (جغرافیایی) محیط و از سوی دیگر، عرف و عادات، آداب و رسومی كه به شدت متأثر از احكام دینی بود، شكل می‏گرفت و علم فقه نقشی كاملاً اجتماعی بر عهده داشت. بنابراین، دین رابطه میان ساختار فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی را معیّن می‏كرد،(6) به گونه‏ای كه حتی آداب و رسوم قبیله‏ای اقوام مهاجم، مهاجر و اقوام بومی ایران تغییر كرد و رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت. رسوماتی كه بعضا سابقه تاریخی آن‏ها به چند هزار سال نیز می‏رسید، به دلیل همین اصل، تقریبا شبیه به هم می‏باشند؛ مانند وضع پوشش زنان و مراسم ازدواج در بیش‏تر نقاط ایران با وجود اختلاف زبان و قومیّت.
تغییرات فرهنگی جامعه زنان پس از عصر صفویه
برای بررسی تغییرات عمده فرهنگی پس از صفویه، كه در جامعه زنان كشور روی داده است، ابتدا باید چگونگی رواج مذهب تشیّع و مؤلّفه‏های آن را شرح داد و سپس به تأثیر بعضی از عناصر فرهنگ تشیّع در فرهنگ عمومی زنان پرداخت:
روی كارآمدن صفویان صرفا یك دگرگونی سیاسی یا تعویض قدرت سیاسی خاندان حاكم بر ایران نبود. از دیدگاه تاریخ سیاسی ایران، دست كم در ایران پس از اسلام، معمولاً در جابه‏جایی قدرت از فردی به فرد دیگر و حتی از خاندانی به خاندان دیگر، در ساختار مذهبی، فرهنگی و دیوانی تغییری روی نمی‏داد؛ زیرا حكّام بعدی ادعای فرهنگی ویژه‏ای نداشتند، بلكه تنها هدف آن‏ها كسب قدرت سیاسی بود(7)، اما با روی كارآمدن صفویه، همه بنیان‏های فرهنگی كشور دچار تغییر شد؛ زیرا پیش از هر چیز، دعاوی فرهنگی خاص است كه سلسله صفویه را از سلسله‏های پیشین جدا می‏كرد.
با به دست گرفتن قدرت توسط شاه اسماعیل اول و اعلان رسمیت مذهب تشیع به عنوان آیین ملّی كشور، به یكباره مكتب تشیّع، دین رسمی كشور شد. اما تا ریشه دواندن این فرهنگ در عمق و جان مردم و آشنایی مردم ایران با آموزه‏های شیعه‏گری مدت زمانی به طول انجامید؛ زیرا هنگامی كه مذهب اثنی‏عشری به عنوان مذهب رسمی كشور اعلام شد، «صفویان با این مشكل روبه‏رو شدند كه مردم از احكام تشیّع اثنی عشری از مسائل مذهب حق جعفری و قواعد ائمّه اثنی‏عشری آگاهی نداشتند؛ ... زیرا از كتب فقه امامیه چیزی در میان نبود»(8)، به طوری كه برای ترویج این مذهب، با كمبود یا فقدان علما و كتب دینی مواجه شدند. بنابراین، تلاش كردند تا «دانشمندان عرب شیعه را از هر جا كه امكان داشت، به ایران آورند. این علما از دو ناحیه به ایران می‏آمدند: یكی بحرین و دیگری جبل عامل در سوریه.»(9)
با ورود علما به ایران، تبلیغات برای پیشرفت مذهب تشیّع نیز گسترش یافت و به تبع آن، عناصر فرهنگ تشیّع نیز گسترش یافتند كه از جهات گوناگون شایسته بحث و بررسی می‏باشد.
یكی از این عناصر فرهنگی خاص، كه تأثیر شگرفی بر فرهنگ عمومی زنان ایران گذاشت، به طوری كه در شناخت هویّت زن ایرانی معاصر، این عنصر را همواره باید مدّ نظر قرار داد، مسأله عزاداری برای امام حسین علیه‏السلام و برپایی مجالس روضه خوانی بود.
هرچند سوگواری برای امام حسین علیه‏السلام از مدت‏ها قبل ـ از زمان ائمّه اطهار علیهم‏السلام ـ كم و بیش به صورت پنهانی و نیمه پنهانی وجود داشت و در زمان سلاطین آل بویه (در سال 334 ه. ق و 963 م) نیز وسعت یافت و از دایره تنگ نوحه‏سرایی در خانه‏ها و مجالس خصوصی به بازارها و خیابان‏ها و مراسم سینه‏زنی و مانند آن مبدّل گردید،(10) اما هیچ‏گاه تا پیش از روی كارآمدن صفویه، به صورت یك نهاد اجتماعی قدرتمند درنیامد. با رفتن سلسله آل‏بویه، این سنّت‏ها نیز رو به اضمحلال نهادند و با روی كار آمدن سلجوقیان بكلی پایان یافتند.(11) بنابراین، با تغییر سیاست حكومت‏های محلی، كه در مناطق گوناگون ایران حكومت را به دست می‏گرفتند، تغییرات و دگرگونی‏هایی از نظر قوّت و ضعف، در مسأله اقامه عزاداری بر امام حسین علیه‏السلام روی می‏داد.(12) اما روی كار آمدن صفویه و تشكیل یك دولت مركزی مقتدر و اهتمام و كوششی كه در برگزاری عزای حسینی در داخل و خارج، در خانه‏ها، مساجد، تكیه‏ها، معابد و بازار داشتند،(13) موجب شد تا عزاداری امام حسین علیه‏السلام به صورت یك نهاد اجتماعی درآید؛ به این معنا كه پس از اضمحلال سلسله صفویه نه تنها این سنّت از بین نرفت، بلكه روز به روز بارورتر و تنومندتر شد و اگر در روز اول، كاركردی جز احیای عزاداری و سوگواری نداشت، به مرور ایّام كاركردهای دیگری به آن اضافه شدند.
تأثیر مجالس عزاداری امام حسین علیه‏السلام بر هویّت زن ایرانی
بررسی این تأثیر در دو موضوع حایز اهمیت است:
اول. مجالس عزاداری سالار شهیدان كاركردهای گوناگونی همچون تعلیمی، انسجام بخشی، شورآفرینی و سوگواری داشته است كه در این میان، كاركرد تعلیمی آن مورد بحث است.
ابتدا كاركرد تعلیمی مجالس محرّم و صفر چندان وسیع نبود؛ یعنی نوحه‏سرایان ، شاعران و مدیحه‏گران معمولاً به اطلاع‏رسانی در مورد حادثه كربلا و حداكثر حوادث كوفه وشام و مدینه اكتفا می‏كردند و تلاش در زنده كردن و زنده نگه‏داشتن اصل مراسم عزاداری محرم و صفر بود، به گونه‏ای كه از سال 334 ه. ق در روز «عاشورا» زن‏ها از خانه بیرون می‏آمدند، سیلی به صورتشان می‏زدند و بر امام حسین علیه‏السلام نوحه‏سرایی می‏كردند و این عادت هر سال در این روز (تا اواسط قرن ششم) استمرار داشت.(14) اعلان سیاه‏پوشی در دهه اول محرّم‏الحرام مهم‏ترین سنّتی بود كه «معزالدوله بویهی اول» آن را رسم كرد و این عادت مشهورترین عادات شیعه شد.(15) همچنین زن‏ها شبانه و مردان روزها با سر و پاهای برهنه برای عزاداری بیرون می‏آمدند و با تعزیت به همدیگر، تحیّت و سلام می‏كردند و برای حادثه غمبار كربلا محزون می‏شدند.(16) یا وقتی دعبل خزاعی اشعارش را در رثای آن بزرگوار می‏خواند، به وضوح پیداست كه تلاش دارد تنها عمق فاجعه را به حضّار نشان دهد.
اما در عصر قاجار، بخصوص اواخر عصر قاجار تا عصر حاضر، تغییرات عمده‏ای در مجالس عزاداری داده شد. یكی از آن تغییرات اطلاع‏رسانی و تبلیغ عمومی دین، اعم از احكام و فقه، كلام و سایر معارف دینی در مجالس عزاداری است. یكی از دلایل این امر می‏تواند این باشد كه در یكی دو قرن اخیر، مدّاحان و شاعران از روضه‏خوان‏ها و وعاظ تمایز یافته‏اند؛ یعنی اگر در قرون اولیه، دعبل هم شاعر بود، هم خواننده شعر و هم مصیبت‏خوان، امروزه این وظایف تقسیم شده‏اند و هركسی كار معیّنی انجام می‏دهد. از این‏رو، وعاظ فرصت بیش‏تری دارند تا معارف دینی را به عزاداران بیاموزند و مدّاحی و نوحه‏سرایی را به مدّاحان و نوحه‏سرایان واگذار كنند. همچنین به موازات پیشرفت‏های جهانی دو قرن اخیر، انتظارات مستمعان نیز بیش‏تر شده و وعّاظ هم مایلند تا از این فرصت، در تبلیغ دین به بهترین وجه استفاده كنند.
بنابراین، می‏بینیم كه در مجالس وعظ، بعضا مطالبی عنوان می‏شدند كه اصلاً ربطی به حادثه كربلا نداشتند و چه بسا مسائل روز در مجالس وعظ طرح و عنوان می‏گردیدند. برای نمونه، می‏توانید به روزنامه الجمال، كه متن سخنرانی‏های سید جمال الدین واعظ اصفهانی را در سال‏های 1323 و1324 ه.ق در تهران چاپ می‏كرد، مراجعه كنید.
دوم. شركت انبوه زنان ایران، بخصوص شهرها، در مجالس روضه‏خوانی از دوره قاجار به بعد است. هرچند زنان ایرانی در همه ادوار علاقه‏مند شركت در مجالس وعظ و سخنرانی و پی‏گیری امور اجتماعی بوده‏اند، اما شركت زنان در این‏گونه مجالس در قرون گذشته، با مشكلات زیادی همراه بوده است؛ چنان‏كه اسرارالتوحید در مورد مجلس وعظ ابوسعید ابوالخیر می‏نویسد: «... در همان زمان، دختر استاد بوعلی دقاق، كدبانو فاطمه، كه در حكم استاد امام ابوالقاسم قشیری بود، از استاد امام ابوالقاسم دستوری خواست تا به مجلس شیخ ما بوسعید برود. استاد امام در آن ایستادگی می‏نمود و اجازت نمی‏كرد. چون به كرات بگفت، استاد گفت: دستوری دادم، اما متنكروار و پوشیده شو و "ناونه" ـ به زبان نیشابوریان، یعنی: چادرشب كهنه ـ بر سر افكن تا كسی ظن نبرد كه تو كیستی. كدبانو فاطمه چنان كرد و چادری كهنه بر سرگرفت و پوشیده به مجلس شیخ ما آمد و در میان زنان، بر بام نشست.(17)
همچنین در مورد شركت در مج

رضا رمضان نرگسی/ معرفت>شماره 67

  دفعات نمایش : 66      تاریخ:  1387.4.1






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما