سخن از «جوان» و ارائه بینشها و شیوههای ارتباط با نسل ها، نیازمند بازشناسی روحیات و رفتار جوانان است و در جهانی كه سرعت تغییر مبادلات و معادلات فكری ـ فرهنگی در چهار سوی آن به گونهای است كه ثانیهها، نقشی تأثیرگذار در رفتار و مناسبات اخلاقی ـ اجتماعی نسل جوان دارد، این وظیفه، كاری دشوار و پیچیده است، زیرا آنان هر نوع ارتباطی را پاسخ نمیدهند و تنها به كنشهایی، واكنش نشان میدهند كه به خوبی اثبات كند موفق به درك جلوههای شخصیتی و ابعاد روحی و جسمی آنان شده است.
جلوههای شخصی و شخصیتی جوان جوان بسان دایرةالمعارفی زیبا، گوناگون و دلرباست كه از پنج جلوه تشكیل شده است: 1ـ جلوه جسمانی توجه به انرژی متراكم در بدن، شور و نشاط جسمانی، چابكی در حركات، پرداختن به وضع ظاهری و قیافه، جلوهگری با تمام وجود در صحنههای رقابت ورزشی، هنری و علمی، دقت در مقدار سن، چگونگی اندام، زیبایی و زشتی چهره و پوست و دستیابی به فضایی مناسب جهت ارائه شخصیت خود و جلب توجه همگان در صحنههای مختلف، نمادهای این جلوه در دوران جوانی است.(2)
2ـ جلوه روحی ـ عاطفی امید و آرزو، یأس و ناكامی، شور و اشتیاق چشمگیر، سستی و بیتفاوتی، آرمانخواهی و عدالتطلبی، سردرگمی روحی و سرخوردگی روانی، نمونههای متفاوت یا متناقص روحی ـ عاطفی در ایام جوانی است. در این فصل از كتاب وجود جوان، پدیدهای به نام «ارزش»، بایدها و نبایدهای زندگی را ترسیم میكند و نوعی «بیداری دینی» راه ارتباط با آموزههای آسمانی را هموار میسازد؛(3) هر گاه پدران و مادران، نزدیكان و اطرافیان، این راه را هموار، زیبا و دلنشین جلوهگر سازند و پایههای باور و بینش جوان خویش را اصولی بنا نهند، گامی بس بزرگ در نزدیك كردن آسمان به زندگی زمینی عزیز خویش برداشتهاند و افزون بر چنین اثر معنوی، هرگز او را یكّه و تنها در غوغای حوادث رها نكردهاند، بلكه جوان خویش را انسانی به وسعت هستی و به عظمت ابدیت تفسیر كردهاند. آثار این جلوه وجودی جوان، پرسشهای بیپایان او نسبت به آفریدگار جهان، فلسفه زندگی، هدف آفرینش و ... است كه در پی این سؤالات، جایگاه حقیقی و واقعی جوان در بیكران هستی نمایان میشود و او خود، سالیان بسیار آینده خویش را میپیماید. افزون بر این پدیدهها، ابعاد گوناگون عاطفی به گونهای پیدا و ناپیدا؛ آشنا و ناآشنا جلوهگر میشود كه از آن میان به حساسیتها، به خود گرفتنها، زودرنجیها و نازكدلیها از یك سو و خواهشهای متضاد و سرعت تأثیرپذیری فراوان میتوان اشاره كرد.(4)
3ـ جلوه اجتماعی نسل نو در گفتار و رفتار اجتماعی خویش، دوستدار تعلّقات اجتماعی، شیفته حضور در گروههای خارج از خانواده و مدرسه و علاقهمند به عضویت در سازمانهای گوناگون برای ابراز وجود و كسب هویت و شخصیت است تا بدین صورت آرزوهای خود را ترسیمیافته دیده و آرمانهای خویش را دستیافتنی احساس كند. از اینرو همیشه و همه جا در پی یافتن جایگاهی در جامعه و تثبیت شخصیت مستقل ـ به دور از وابستگیهای گوناگون به پدر و مادر و نزدیكان و اقوام ـ است؛ او دستیابی به شهرت و مقام و موقعیت چشمگیری در محله، شهر، كشور و در گامی فراتر، جهان را یگانه راه دستیابی به خوشبختی و شادكامی ماندگار میداند. بدین خاطر نقطه آغاز را «تأثیرپذیری فراوان از دیگران» قرار میدهد و با «دیگرخواهی»، «الگویابی»، «قهرماندوستی» و حتی «قهرمانپرستی»، این احساس خویش را جلوهگر میسازد تا شخصیتی پرگستر، برای خود پدید آورد.
4ـ جلوه تحصیلی میزان هوش و استعداد، انگیزه تحصیل، همّت والا برای فردای علمی زندگی، فراهم بودن محیط مناسب تحصیلی، امكانات لازم مالی خانواده برای ادامه تحصیل، پیآمدهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روانی خانواده، در زمینه پیشرفت علمی، تأثیر برخورد مربیان، به كارگیری استعدادهای نهفته و دستیابی به ظرفیت لازم در راه تكامل، از جمله جلوههای تحصیلی در نسل جوان است. در این میان، افتخارات گوناگون نسبت به موقعیتهای علمی و عنوانهای تحصیلی در پدر، مادر، برادران، خواهران و تمامی اطرافیان تأثیری بسیار در این جلوه از زندگانی یك جوان دارد و هر یك از جوانان را به سوی آرمانهایی والا هدایت میكند.
5ـ جلوه خانوادگی تأثیر ژرف و بنیادین این بُعد از زندگانی در شخصیت انسان، به گونهای است كه در دیگر جلوهها دگرگونی ایجاد میكند و جوان را به هنگام ناكامی در دیگر ابعاد جسمی، روحی ـ عاطفی، اجتماعی و تحصیلی مدد میرساند. در این جلوه، خُلق و خوی پدر و مادر، شناخت و بینش آنان نسبت به جامعه و جوان، باورهای دینی و پایبندی مذهبی هر یك به آموزههای آسمانی در عرصههای مختلف فردی و اجتماعی، تأثیری بسزا و سرنوشتساز در روحیه و رفتار جوان خواهد داشت. بیگمان ارزشهای خویشاوندی و خانوادگی همچون افتخارات پدران و اجداد، آبروی اجتماعی آنان و عظمت شخصیت آنها در خدمات شایسته به مردم، زمینهساز احترام فرد در بین همكلاسان، معلمان، مربیان و افراد كوچه و بازار میشود و به طور ناخودآگاه عامل مؤثر تربیتی در انتخاب همراه و همدل، گرایش، پوشش و گویش مناسب خواهد بود. همان گونه كه محیط جغرافیایی و وابستگی فرهنگی نسبت به منطقهای خاص به طور محسوس و نامحسوس در ایجاد عزّت یا ذلّت در دیدگان اطرافیان نسبت به شخصیت یك جوان مؤثر است و گاه میتواند حركتآفرین و تأثیرگذار باشد.(5)
بنیانهای تأثیرگذار در شخصیت جوان مجموع عوامل، نیروها و جریانهایی كه به صورت بنیادین نقشی جهتساز و هدایتآفرین در شخصیت جوان ایفا میكند (به گونهای كه: اولاً، آشنایی با هر یك، پاسخ بسیاری از ابهامات و پرسشهای پیدا و ناپیدای هر یك از ماست. ثانیا، جوان و اطرافیان او را به تفكر و تدبّری اساسی نسبت به گذشته، حال و آینده فرا میخواند. ثالثا، همگان را به نوسازی و بازسازی شیوهها و روشهای ناموفق دعوت میكند. رابعا، یكایك كاستیهای جلوههای شخصی و شخصیتی جوان را در ناكامی نسبت به دستیابی به نقطه آرمانی اصلاح و ترمیم مینماید)، عبارتند از:
1ـ فطرت (سرشت خدایی و تمایلات ذاتی) «فطرت»، گنجینهای از ذخایر زرّین خداوندی در وجود انسان است كه به گونهای خودجوش و ذاتی، بر روند زندگی و نوع انتخاب انسان اثر میگذارد؛ «جهتدهی» خاصی میآفریند و فرد را بیهیچ آموزش ظاهری به سرچشمه نیكیها و خوبیها رهنمون میسازد. گرایش به خیر اخلاقی، حقیقتجویی، كمالیابی، زیباییگرایی، ابتكار و خلاقیت و نیز عشق و پرستش از جلوههای ناب فطرت است كه در عرصههای مختلف زندگی نمود و بروز مییابد.(6) پروردگار حكیم، سرشت پاك و فطرت تابناك انسان را باعث و بنیان رویكرد او به «دین حنیف» یعنی دین خالصِ توحیدی ـ به دور از غبارهای جاهلیت و عصبیت ـ میداند و این آفرینش جهتآفرین را تغییرناپذیر معرفی میكند كه ثابت و راسخ خواهد بود.(7) روزی از امام صادق(ع) در باره نهاد الهی و ملكوتی یعنی فطرت مطرحشده در سخن خداوند: «فطرة اللّه الّتی فطر الناس علیها؛ همان فطرتی كه خداوند مردم را با آن سرشته است.» سؤال شد، حضرت فرمود: «هی الاسلام فَطَرَهُمْ حینَ اَخَذَ میثاقَهم علی التوحید قال الستُ بربّكم و فیه المؤمن و الكافر؛(8) آن [فطرت] اسلام [یعنی تسلیم در برابر حق [است كه [پروردگار [انسانها را به هنگام گرفتن میثاق بر توحید [بر قلب و نهاد وجودی آنان [قرار داد، گفت: آیا من پروردگار شما نیستم. در حالی كه در آن [عالم [مؤمن و كافر [هر دو بودند و اقرار به ربوبیت خداوند كردند].» چنین شناخت روشنگری سبب گردیده كه رسول گرامی اسلام(ص) رسالت سنگین و دشوار پدران و مادران را در حفظ چنین سرشت عرشی و فطرت الهی كرده و چنین هشدار میدهد: «كل مولود یولد علی الفطرة حتّی یكون ابواه یهوّدانه و ینصّرانه؛(9) هر طفلی كه متولد میشود بر فطرت [اسلام و خداخواهی به خداجویی است] مگر آنكه پدر و مادر او وی را یهودی و نصرانی نمایند.»
2ـ خانواده (جلوههای ژنتیكی و موروثی) خانواده به منزله دومین نیروی تأثیرگذار، نقشی بس بنیادین در پیریزی شخصیت انسان دارد و از دو جهت آثار خود را نمایان میسازد؛ الف ـ جنبهها و جلوههای ژنتیكی (موروثی) ب ـ اجرای طرحها، رویكردها و رفتارهایی كه اولین محیط تربیتی فرد را معنا میبخشد. در نگاه پیشوایان معصوم ـ علیهمالسلام ـ گستره تأثیر عِرْق یا ژِن به گونهای است كه زمان تكوین و تربیت وجود فرزند، از پیش از ازدواج یعنی به هنگام انتخاب همسر ترسیم شده است كه آثار خَلقی (در جلوههای ظاهری و جسمانی) و خُلقی (در ابعاد روحی و معنوی و اخلاقی) خاصی ایجاد میكند. امام امیرالمؤمنین(ع) رو به پیروان پاكسرشت خود كرد و فرمود: «تزوّجوا فی الحَجَزِ الصّالِح فانَّ العرقَ دَسّاسٌ؛(10) همسر انتخاب كنید در خانههای صالح و نیكوكار كه همانا ژن و عرِق [همسر كه حاصل خصوصیات گوناگون اوست] به طور قهری و با توان بسیار منتقل میشود.»
3ـ جامعه (تعلیم و تربیت رسمی و غیر رسمی) محیط زندگی والدین، بازتاب روشنی از باورها و بینشهای فرهنگی نسل بالغ است و قلمروهای اجتماعی نیز به نوبه خود، رویكردها و بینشهای برگرفته از پشتوانه فرهنگ و تمدن را منعكس میكنند. جامعه در معنای وسیع آن شامل دو نوع تربیت رسمی، یعنی نظام تعلیم و تربیت موجود در مدارس و دانشگاهها و تربیت غیر رسمی، شامل نهادها، مراكز اجتماعی ـ فرهنگی و رسانههای گروهی است. به یقین نهاد جامعه در مواردی به تقویت نهاد خانواده میپردازد و در پارهای موارد به معارضه با آن برمیخیزد؛ زمانی كه میان ارزشهای جامعه و خانواده همسویی باشد، تحقق آرمانها و اهداف تربیتی به راحتی انجام میپذیرد، اما آن هنگام كه جدایی و تضاد میان ارزشهای حاكم بین جامعه و خانواده به عنوان دو مؤلّفه تربیتی مشاهده شود، افقهای روشنی در عرصه تربیت و پرورش ارزشآفرین دیده نمیشود و یكایك شیوههای تعلیم و تربیت با سنگلاخها یا بنبستهای متفاوت روبهرو میشود.(11)
خانواده، جوان؛ بینشها و شیوههای ارتباط آشنایی با خانوادهها و آگاهی از سخنان پدران و مادران در باره چگونگی ارتباط آنان با نوجوانان و جوانان خود، بیانگر حقیقتی تلخ است كه بخش وسیعی از والدین نسبت به همدلی، همراهی و یگانگی با فرزند خویش احساس ناتوانی و سردرگمی میكنند؛ پدران و مادرانی هم كه خود از تحصیلكردگان و انسانهای برجسته و فرهیخته اجتماع محسوب میشوند، در این وادی شیوههای خود را ناكارآمد و بیجواب مییابند و گاه احساس خستگی و افسردگی مینمایند!! ... نوشتاری كه در دست دارید رهآورد نشستها و گفتگوهای بسیار با خواستهها و انتظارات پدران و مادران از جوانان و مطالبات جوانان از خانوادههای خود است كه به موضوعات نو، بروز و ضروری همچون جوانان و آزادی، خودشناسی، سلامت روان، كنكور، مشاوره، مدیریت زمان، موفقیت و كامیابی، ارتباطات اجتماعی، حیات جنسی، مقبولیت اجتماعی، هویت، هدف زندگی و ... میپردازد. در سلسله مقالات آینده، نخست موضوعِ مورد بحث تشریح و تبیین میشود، سپس شیوهها و راهكارهای دستیابی به آن مطرح میگردد، آنگاه رسالت خانوادهها در ایجاد بسترها و زمینههای تحقق این موضوعات به گونهای جامع و كامل و به دور از افراط و تفریط و آثار سوء اجتماعی و فرهنگی بیان میشود. بیگمان اظهار نظرها، بیان پیشنهادها و انتقادات، ارائه تجربیات ارزشمند و راهكارهای انتخابی از سوی شما، گامی مهم در بارور ساختن این مجموعه خواهد بود و ما را در دستیابی بهتر و كاملتر به خواستهها و برطرف كردن ابهامهای مخاطبان، راهنمایی شایانی خواهد كرد.
پاورقي ها: 1 ـ حافظ. 2 ـ ر.ك: مراحل تربیت، موریس دبس، مترجم دكتر كاردان؛ روانشناسی و دانش آموزش و پرورش، ژان پیاژه، مترجم دكتر كاردان. 3 ـ عدل الهی، استاد شهید مطهری، ص7. 4 ـ سیری در بلوغ، اردلوم، ص144. 5 ـ روانشناسی نوجوانان و جوانان، دكتر سیداحمد احمدی، ص5؛ مراحل تربیت، ص25 ـ 15. 6 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، دكتر محمدرضا شرفی، ص2 و 1. 7 ـ «فاقم وجهك للدین حنیفا فطرة اللّه التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق اللّه»؛ روم، آیه 30. 8 ـ الكافی، مرحوم كلینی، ج2، ص13. 9 ـ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج3، ص281. 10 ـ مكارمالاخلاق، علامه طبرسی، ص197. 11 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص3 و 2. |