اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
تاریخ انقلاب اسلامی
بهداشت در خانه
معرفی کتاب
پیک تغذیه
آشنایی با اصول دین
داستانها ی قرآنی

 مقالات برگزیده  
چيزي به عنوان رابطه بدون تعارض وجود ندارد. تعارض و اختلاف بخشي از زندگي است و به‌عنوان واقعيت هر رابطه‌اي وجود دارد و ضرورتاً بد نيست.در حقيقت...
چگونه و چه موقع به کودک بدهیم و موضوع اصلی یعنی بی اشتهایی کودک را چگونه درمان کنیم . گام اول موفقیت : با حوصله طی مدت سه هفته یک لیست از خوراکی هایی ...
 
  جوانان، ورزش و حجاب     
   خانواده جوان و جوانی جوان،نشاط،تفریح

جوانان، ورزش و حجاب

 

به جوانانی كه می‏پندارند مرحله جوانی را باید صرف بازی و شب‏نشینی و ولگردی و ... كرد، چه می‏توان گفت؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: ما از جوانان می‏خواهیم ماهیت این مفاهیم را كاملاً دریابند و درك كنند كه لهو و لعب چیست؟ هرزگی چیست؟ و لذت، كدام است؟ چه لذت جنسی و چه لذت خوردنی و یا آشامیدنی یا دیگر لذتهایی كه در غرایز جسمانی انسان انگیخته می‏شود.
ما از جوانان می‏خواهیم در برابر این لذات تأمل كنند و بپرسند كه حجم این لذتها چقدر است؟
حجم لذتهای زمانی، به اندازه حجم همان لحظه است. لذت جنسی، تنها در همان لحظه احساس آن است. لذت خوردنی، همان لذت گردش آن در دهان است و به همین قیاس است لذت آشامیدنی و ... معمولاً انسان تا به این لذتها دست نیافته در رؤیاهای رنگین و شیرینی به سر می‏برد، اما وقتی بدان دست می‏یابد احساس می‏كند كه در برابر راهی بن‏بست قرار گرفته است. زیرا این لذتها اگر چه نیاز انسان هستند اما آفاق سیر او و آرمان او و چشم‏اندازهای آگاهی او نیستند. از این‏رو است كه وقتی انسان در بُعد جنسی افراط می‏كند به زودی ملول و افسرده می‏شود و با تكرار این حالت، احساس سست‏مزاجی و پریشان‏خاطری می‏كند. و نیز هنگامی كه انسان در خوردن یا آشامیدن افراط می‏كند به درد معده یا كندی نفس دچار می‏شود.
هیچ كدام از این كارها افق سیر جوان و شایسته مرحله جوانی نیست و تنها ره‏آورد این امور برای جوان، احساساتی از قبیل لذت و خوشی است كه وقتی جوان، كمّ و كیف آن را دریافت پس از فراغت از این حالات، رایحه حقیقت را استشمام می‏كند.
بنابراین ما به جوانانمان می‏گوییم، دوره جوانی شما، نیروی حیات و بار مسؤولیتی در عرصه هستی و ثروتی از ثروتهای انسانی است. ما به شما نمی‏گوییم كه به نیازهایتان پاسخ مثبت ندهید، اما می‏گوییم نیازهایتان را در سطحی قرار دهید كه بدون هیچ زیانی جسمتان را استوار بدارد و لازم است در عین حال كه نیازهای جسمانی خود را برمی‏آورید بدانید كه مسأله جوانی، در حیات و مسأله حیات در جوانی، بسی فراختر و بازتر و گسترده‏تر و مسؤولیت‏آفرین‏تر از همه این امور مادی‏ای است كه در آن فرو می‏روید و نتیجه‏ای جز دل‏آزردگی و بی‏هدفی و احساس پوچی برایتان ندارد.
بنابراین، حیات، تنها جسم و ماده‏ای نیست كه دارای افق حركت نباشد و نشاط و تپش نداشته باشد و به روی كرانه‏های گسترده بسته باشد، چرا كه نیروی مطلقی به نام «خدا» در همه هستی حضور دارد و وقتی كه انسان در برابر او قرار می‏گیرد و زندگی‏اش را بر اساس اراده او تنظیم می‏كند، احساس می‏نماید كه هیچ دیوار و سدّی در مسیر حركت تكاملی‏اش وجود ندارد و تنها حقیقتی است كه تا بی‏نهایت امتداد می‏یابد. بنابراین ما به جوانان می‏گوییم: دریچه‏های عقل و آگاهی و عشق خود را به سوی خدایی كه شما را آفرید و به جوانی‏اتان غنای نشاط و تحرك و معنویت بخشید، بگشایید و بدانید كه این گشایش در آینده به شما سعادت روحی و معنوی و مادی خواهد بخشید و با همه خیر و زیبایی و آزادی‏ای كه در آن است سعادت زندگی را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

ورزش، محبوب شایسته جوانان

كسانی می‏گویند بعضی از انواع ورزشها وقت انسان را تباه می‏كند. اینان ورزش را در تیراندازی و اسب‏دوانی و شنا منحصر می‏دانند. حضرت‏عالی به این جنبه مسأله كه حجم زیادی از اهتمام و دلمشغولیهای جوانان را به خود جذب كرده است، چگونه می‏نگرید؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: گروهی از انسانها در فهم احادیث منقول از پیامبر اكرم(ص) در برخی از امور كه روند آماده‏سازی برای این مرحله به شمار می‏آید، جمود می‏ورزند. همانند جمودی كه در این حدیث نبوی می‏ورزند: «لا سبق الاّ فی خف او نصل او حافر» (مسابقه و شرط‏بندی مگر در دویدن و تیراندازی و اسب‏سواری و شترسواری جایز نیست.) این حدیث سخن از آمادگی و تمرین برای تیراندازی و اسب‏سواری و شترسواری و از این قبیل دارد. چنان كه احادیثی هم در دست داریم كه بر اسب‏سواری و شنا و تیراندازی تأكید می‏ورزد.
در بررسی و تحقیق در باره این موارد و طبیعت نیازهایی كه واقعیت موجود در آن روزگار اقتضای آن را داشته، می‏بینیم كه این موارد نمونه‏هایی از نیازهای انسانها در جنگ بوده است. چنان كه به روشنی درمی‏یابیم كه این وسایل جنگی كه در آن روزگاران كاربرد داشته، تكامل یافته است؛ به این ترتیب كه تیر به تفنگ و یا توپخانه، و چارپا (اسب و شتر) به ماشین و تانك و هواپیما تحول یافته است و به همین قیاس دیگر ابزارها ... پس هنگامی كه از شنا و اسب‏دوانی سخن می‏گوییم می‏توانیم برایشان جایگزین برگزینیم یا چیزهایی را بر آن بیفزاییم كه عامل نیرومندی تن و خوشی روان باشد و در زمینه مسایلی كه خلأ روحی و مادی جوانان را پر می‏كند و در پر كردن اوقات فراغت جوانان نتایج مثبتی به بار آورد.
بنابراین ورزش، تنها به عنوان وسیله‏ای برای پر كردن اوقات فراغت به شمار نمی‏رود بلكه یكی از ابزارهای تربیت بدن است و اگر این سخن را به گفته پیش اضافه كنیم كه روح پهلوانی می‏تواند بر فضای ورزشی حاكم باشد، آنگاه می‏توانیم بگوییم كه ورزش ابزاری جهت تربیت روحی نیز هست. چرا كه روحیه انسان را چنان ارتقا می‏دهد كه او در عرصه پیكار، با آرامش شكست را می‏پذیرد و نتیجه پیكار ورزشی، او را دچار چالش درونی نمی‏كند.
ما باید نقطه‏های مثبت این امور [ورزش و دیگر وسایل سرگرمی] را مطالعه كنیم و شیوه‏های تكامل‏یافته آن را با توجه به پیشرفت زمان و با لحاظ ابزارها و موقعیتها و فضاهایی كه می‏توان در این زمینه ایجاد كرد، باز شناسیم.

فعالیتهای ورزشی

كسانی هستند كه در زمینه فعالیتهای ورزشی پرجنب و جوشند و دیگران را به ورزش و مسابقه اهتمام و ترغیب می‏نمایند. بر این كار بعضی خرده گرفته‏اند. نظر شما چیست؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: من در این گونه كارها هیچ نقطه منفی‏ای نمی‏بینم. البته به شرط آنكه فضای این گونه فعالیتها و مسابقات زیاده بزرگ نمایانده نشود و بار ارزشی بزرگی به خود نگیرد كه در این صورت از اهداف و نتایج مثبت عملی‏ای كه فعّالان امور اجتماعی در نظر دارند تا جوانان بدان دست بیابند، دور می‏شود.
از این‏رو فرو رفتن در چند و چون این بازیها به آن حد كه تمام نیرو و همت و آرزوی جوان را تسخیر كند، او را از پرداختن به امور اساسی‏تر و بزرگتر كه در سطح واقعیت اجتماعی و سیاسی و علمی و فرهنگی وجود دارد باز می‏دارد.
اما اگر اهتمام به ورزش و مسابقه به این حد نرسد، منفی نیست ولی اگر فی نفسه تبدیل به ارزش شود ما با آن موافق نیستیم؛ زیرا حجمی بیشتر از حجم فعالیتهای انسانی جوان را می‏گیرد.
ملاحظه می‏كنیم كه بسیاری از نظامها و دستگاههای فاسد جهانی از این ابزار پرطرفدار سود می‏جویند تا با سرگرم داشتن جوانان دام سیاستهای خویش را بگسترند.
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: این نكته همان چیزی است كه ما می‏خواهیم بدان هشدار دهیم. آری، گاهی حتی در كشورهای پیشرفته‏ای مثل آمریكا و اروپا مشاهده می‏كنیم كه توده مردم آنچنان در جوّ مسابقات غرقه می‏شوند كه این بازیها در چشمشان ارزش و اعتبار برتر می‏یابد و تمام اهتمام آنها را به خود مشغول می‏دارد. چندان كه اهتمام به امور سیاسی و اجتماعی در حاشیه قرار می‏گیرد.
در بسیاری از كشورهای جهان سوم نیز، حاكمان می‏كوشند جوانان را از رویارو شدن او مسایل كلان و مهم به دور نگاه دارند و این امكان را برای خود فراهم می‏كنند كه در باره آن مسایل هر طور كه خواستند عمل كنند؛ بی‏آنكه جامعه از آن آگاه شود. چرا كه در ژرفای بازیها و بازیچه‏ها و سرگرمیها فرو رفته و غرقه شده است و این استغراق، او را از همه مسایل و قضایای واقعی دور كرده است.

تماشای سواركاری

معروف است كه در مسابقات سواركاری، قمار صورت می‏گیرد یا چیزی گرو می‏گذارند [به عنوان جایزه] آیا تماشا كردن این صحنه‏ها اشكالی دارد؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: فكر می‏كنم كه سواركاری از كارهایی باشد كه شایسته تشویق و ترغیب باشد. زیرا به لحاظ طبیعت این ورزش در تقویت تواناییهای انسان هنگام جنگ و مانند آن و در سطوح مختلف نتایج مطلوبی از آن انتظار می‏رود. اما وقتی چنین مسابقه‏ای به ابزاری برای قمار تبدیل شود، جنبه حرمت پیدا می‏كند و آثار منفی‏ای در پی خواهد داشت و البته بی‏گمان شرط‏بندی كردن در چنین ورزشها و مسابقات، بسیار بیهوده است كه دو نفر با هم شرط‏بندی كنند كه این اسب از آن یكی پیشی خواهد گرفت. چنین كارهایی نشانه وجود حالت بچه‏گانه‏ای است كه به لحاظ انسانی هیچ ارزشی ندارد تا دو انسان بر سر این گونه امور با هم درگیر شوند.
بنابراین حضور در این فضاها و تماشای این مسابقات، به هر حال ممكن است انسان را وارد حال و هوای آن كند و سبب شود او با این فضاها آمیخته شود و با تداوم حضور خود، قماری را كه بر سر سبقت اسبها از یكدیگر می‏شود مسأله‏ای طبیعی و عادی ببیند و سپس عملاً وارد این كارها شود. از این‏رو ما جوانان مؤمن را از حضور در این گونه بازیها هر چند كه خود در آن شریك نباشند، نهی می‏كنیم و به احادیثی توجه می‏دهیم كه می‏گوید: «المحرّمات حمی اللّه‏ فمن حام حول الحمی اوشك ان یقع فیه» «حرامهای الهی قرقگاههای خداست، هر كس در پیرامون قرقگاه بگردد ممكن است وارد آن شود.»

مُد و چالشهای نوین

فراوانند كسانی كه اشكالاتی پیرامون پوششها و مدهای جدید مطرح می‏كنند. معیاری كه بتوان در فهم مشروعیت نوع پوشش، بدان اعتماد كرد كدام است؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: من تصور می‏كنم كه عرضه كردن این امور به شرع در حقیقت عرضه كردن چیزی است كه شرع اسلام هیچ نظر منفی‏ای نسبت به آن ندارد. وقتی كه شیوه متداول در زندگی اجتماعی انسانها این است كه به این شكل یا آن شكل پوشش یابند، اسلام در این مسأله سخت‏گیری نمی‏كند.
و چه بسا بعضی از مردم پوشش كفار و حرمت همانندی با پوشش كافران را مطرح می‏كنند. اما وقتی كه موضوع را به دقت مورد مطالعه قرار می‏دهیم می‏بینیم كه این فكر در مراحل و دوره‏های زمانی‏ای كه مسلمانان در اقلیت بودند و كفار اكثریت بزرگی داشتند كاربرد داشته است. در حدیثی كه از امام علی(ع) در نهج‏البلاغه نقل شده است می‏خوانیم كه از امام پرسیده شد آیا با توجه به سخن رسول گرامی اسلام كه فرمود: «غیّروا الشیب بالخضاب و لا تشبهوا بالیهود» «محاسن خود را با خضاب رنگ كنید و همانند یهودان مباشید»، بر ما هم واجب است محاسن خود را خضاب كنیم؟ علی(ع) پاسخ داد: «كان ذلك و الاسلام قل (یعنی قلیل)» «این در زمانی بود كه اهل اسلام اندك بودند».
اما هنگامی كه تعداد مسلمانان فزونی گرفت مشكلی در بازشناسی آنان از دیگران وجود نداشت.
همچنین برخی از فقها نیز ملاحظه‏ای در باره این حدیث پیامبر(ص) دارند كه: «حفّوا الشوارب واعفوا عن اللحی و لا تشبهوا بالیهود» «شارب خود را كوتاه كنید و ریش را واگذارید و همانند یهود مباشید.» این دسته از فقها این حدیث را مبنای حكم شرعی ثابت و همیشگی نمی‏دانند بلكه آن را ناظر به مقطع زمانی‏ای می‏دانند كه به سبب برخی مصلحتها جداسازی و بازشناسی مسلمانان از یهودیان مورد نظر بوده است. اما امروزه روزگار كه مسلمانان در جهان فراوانند دیگر مسأله تشبه به یهود یا مجوس در میان نیست و این مسایل عملاً مربوط به انتخاب خود مردم است كه هر چه را می‏خواهند برگزینند.

حجاب زن

در باره مسأله حجاب زن (پوشش شرعی) كسانی هستند كه حجاب با غیر چادر را كافی نمی‏دانند و می‏گویند: حجاب تنها به چادر است. نظر شما چیست؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: حجاب در بر دارنده مفهوم شرعی‏ای است كه در درون آن دو چیز نهفته است:
1ـ بدنی كه خداوند نمایاندن آن را به اجنبی حرام كرده است.
2ـ عدم خودآرایی و تحریك دیگران.
یعنی باید پوشش زن به گونه‏ای باشد كه وقتی از خانه خارج و به محیط جامعه كه مختلط از زنان و مردان است وارد شود، چیزی از پیكرش را آشكار نسازد و نوع پوشش او هم چنان نباشد كه موجب تحریك جنسی شود و او را در معرض نگاههای آلوده قرار دهد. بنابراین هر نوع لباسی كه این دو امر را در خود جمع كند، لباس شرعی شمرده می‏شود.
در متون فقهی هم تأكیدی بر چادر و مانند آن نشده است. زیرا این نوع پوشش را انسانها تحت تأثیر سنتهای خویش كه ناشی از وضع اجتماعی معینی بوده است به وجود آورده‏اند.
بنابراین، مسأله این است كه زن در حالتی باوقار و با حفظ حدود شرعی و در عین حال به عنوان مظهر یك انسان ـ و نه تنها مظهر یك زن ـ از خانه خارج شود. با ملاحظه این امر، تعصبی نسبت به نوع و شكل خاصی از پوشش نیست.

حجاب موافق با مد

با آنكه بسیاری از لباسها شرایط حجاب را برآورده می‏كند، اما بعضی از زنان اصرار دارند كه بین حجاب و مدهای نو به نو لباسهای زنانه جمع كنند و هردو را داشته باشند.
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: گرایشهای این دسته از خواهران گاه سبب می‏شود كه حجابشان به جای اینكه نمایه وقارشان باشد به ابزاری برای تحریك دیگران تبدیل شود، زیرا تمایل به این فضاهای روزمره كه در شكل پوششهایی این چنینی آشكار می‏شود، نشانه این است كه چنین زنی به لحاظ روانی، عقده یا عقب‏افتادگی دارد و برای جبران آن می‏خواهد نگاهها را شیفته خود كند. بنابراین در شكلی از خانه بیرون می‏رود كه نگاه جوانان را به خود جلب كند. این عقده روانی یا ذهنی تا آنجا پیش می‏رود كه حجاب را هم حتی به حالتی متضاد با آن تبدیل می‏كند.

لباس شهرت

مقصود از لباس شهرت چیست؟ و چرا پوشیدن لباس شهرت حرام است؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: مقصود از لباس شهرت، لباسی است كه انسان به حسب وضع اجتماعی خویش عادت به پوشیدن آن ندارد، چنان كه اگر مردی لباس زن را بپوشد یا زنی لباس مرد را به تن كند. لباسی كه زنان و مردان مشتركا عادت به پوشیدن آن ندارند ـ مثلاً امروزه لباس مخصوص مردان به شمار نمی‏آید بلكه مردان و زنان به طور عادی آن را می‏پوشند. اما اگر لباسی ویژه زنان یا مردان بود، دیگری نباید آن نوع لباس را بپوشد. دلیل این امر احادیثی است كه به ما می‏گوید مردان نباید به زیّ زنان درآیند و زنان نباید زیّ مردان را به خود بگیرند.
اگر حكمت این دستور اسلام را بجوییم، خواهیم دید كه حكمت این امر در ایجاد توازن اجتماعی از طریق سركوب نشدن اوضاع روانی است.

ویژگیهای حجاب اسلامی

ویژگیهای حجاب اسلامی زن (پوشش شرعی) چیست؟
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: در این مورد با دو عنوان سر و كار داریم. عنوان اول، همان پوشش است. یعنی اینكه زن بدنش را ـ به جز صورت و دو دست ـ بپوشاند. البته در مورد یادشده نیز بعضی از فقها رعایت احتیاط می‏كنند و پوشاندن دست و صورت را هم واجب می‏دانند. اما ما با نظر اكثر علما موافقیم كه قایل به جواز آشكار ساختن دست و صورت برای زن می‏باشند و به این آیه شریف استناد می‏جویند: و لا یبدین زینتهن الاّ ما ظهر منها(1)
و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پیداست.
بنابراین بر زن واجب است كه تمام بدنش را بپوشاند. یعنی لباسی بر تن كند كه آن را پوشش دهد و بدن‏نما نباشد.
عنوان دوم، حجاب است. حجاب، یعنی خودآرایی نكردن (بزك نكردن). چرا كه خداوند بزرگ فرموده است: و لا تبرّجن تبرج الجاهلیة الاولی(2)
و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشكار مكنید.
بنابراین زنی كه وارد جامعه می‏شود نباید تنها به پوشاندن بدن خویش اكتفا كند بلكه حتی با پوشاندن بدن، در صورتی كه خود را آراسته (بزك) كرده باشد و دست و صورتش را زینت داده باشد یا با وسایل آرایش و لباسهای آرایش‏دهنده، خودآرایی كرده باشد، جایز نیست وارد محیط اجتماعی (مختلط) شود. این گونه كارها، شأن زنانگی زن را در قالبی ویرانگر نشان می‏دهد؛ در حالی كه حضور زن در جامعه باید به گونه‏ای باشد كه به طور طبیعی انسان بودن او را نمایان سازد.
ما نمی‏توانیم به طور تفصیلی حد و حدود زینت را مشخص كنیم، اما عرف عام، معنی «زینت» و مفهوم «خودآرایی» را در می‏یابد. خودآرایی (تبرّج)، وضعی غیر طببیعی است كه زن خود را با آن آشكار می‏كند، چنان كه اگر خود و زیبایی خویش را در معرض دید مردم به تماشا بگذارد.
اسلام می‏خواهد كه زن با لباس ویژه خویش از منزل خارج شود، درست همان طور كه مرد باید با لباس مخصوص خود وارد جامعه شود. چرا كه اجتماعات مختلط، عرصه عرضه مدها و لباسها و زینتها و تهییج جنسی نیست.
از آنچه گفتیم حجاب شرعی با دو عنوانش روشن شد. در اینجا بُعد سومی از حجاب هم وجود دارد كه به لحاظ مفهومی با حجاب ارتباط پیدا می‏كند. اگر چه در شكل، شاید با حجاب مرتبط نباشد و آن «حجاب در صدا»ست، البته اگر چنین تعبیری درست باشد ... اسلام زن را از سخن گفتن با مردان و در برابر مردان باز نداشته است و زن می‏تواند در مناسبتها و مراسم عمومی اجتماعی یا سیاسی كه به مشاركت در آن فرا خوانده می‏شود، فریاد برآورد و در موقعیتهای حماسی كه می‏خواهد توده مردم را به نبرد تشویق كند ناله بر آورد. اما اسلام نمی‏پسندد كه زن با نرم كردن صدا و نازك و آهنگین نمودن صوتش موجب تهییج و برانگیختن احساسات غریزی دیگران شود. قرآن كریم این مطلب را چنین بیان فرموده است: فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض(3)
پس به ناز، سخن مگویید تا آن كه در دلش بیماری است طمع ورزد. زیرا سخن گفتن زن با عشوه و ناز به گونه‏ای فریبنده و فتنه‏گرانه، عناصر تحریك را تقویت می‏كند و موجب شیفتگی جنس مذكر می‏شود، بنابراین فقها می‏گویند: برای زن جایز نیست صدای خود را چنان خوش‏آهنگ و نازك و نرم كند كه موجب تحریك شود. این همان چیزی است كه ما از آن به «حجاب در صوت» تعبیر می‏كنیم.

حجاب اجتماعی

اگر بخواهیم فضای اسلامی حجاب را بهتر درك كنیم به مفهوم «حجاب اجتماعی» كشیده می‏شویم. اسلام برای زن، ناپسند می‏داند كه با مردی در شرایطی خلوت گزیند كه اخلاق و پاكدامنی او با خطری روبه‏رو است زیرا صرف خلوت كردن، بعضی خیالات و تصورات و احساسات را كه ضد مصلحت اخلاق زن و مرد است برمی‏انگیزاند. می‏دانیم كه خلوت بویژه در فضایی دوستانه، زمینه مسایل اخلاقی منفی‏ای را فراهم می‏كند، هر چند به سقوط اخلاقی نیانجامد. این چیزی است كه اسلام برای هیچ كدام از زن و مرد نمی‏پسندد. چنان كه اگر این شرایط به طور طبیعی به ارتكاب حرام منجر شود، قرار گرفتن در آن از نظر شرعی حرام است.
می‏توانیم از این سخن به موضوع آمیختگی (اختلاط) دو جنس منتقل شویم و دریابیم كه اسلام آمیختگی جنس زن و مرد را به طور مطلق حرام نكرده است بلكه آمیختگی‏ای را حرام می‏داند كه به فتنه و فساد كشیده شود و آمیختگی‏ای را كه به لحاظ اخلاقی، بعضی القائات منفی را برمی‏انگیزاند، ناخوشایند می‏داند. بنابراین ما در عین حال كه وجهی برای منع آمیختگی در جامعه امروزی جهان نمی‏بینیم مطلوب، آن است كه اجتماعات زنان متعهد مسلمان، مرزهای جداكننده‏ای بین دو نوع آمیختگی یادشده قرار دهد. آمیختگی‏ای كه به تجربه‏ای انحرافی می‏انجامد و آمیختگی‏ای كه بدون پیامدهای منفی، نتایج مثبت در پی دارد.
در اینجا باید نكته‏ای را كه از مطالب یادشده قابل برداشت است ذكر كنیم و آن اینكه بر زن لازم است تا حجاب را در درون شخصیت خویش نهادینه كند. به این ترتیب كه در تصورات و عواطف و اندیشه‏هایش خطوط دقیقی قرار دهد كه این خط و مرزها به او امكان می‏دهد تا به طور طبیعی با واقعیت زندگی و با جنس مرد ارتباط داشته باشد بی‏آنكه به افكار انحرافی اجازه بدهد بر ذهن و روان او مسلط شود. چنان كه در شیوه همزیستی‏اش با جامعه دیگر، به خود اجازه دور شدن از جاده اخلاق را نمی‏دهد.

ذهنیت زانی

در مطالعه برخی احادیث به این مفهوم می‏رسیم كه زناكننده دارای ذهنیتی این چنینی است: «زنا العین النظر، زنا الاذن السمع و زنا الید اللمس» (زنای چشم، نگریستن است. زنای گوش، شنیدن است و زنای دست بساویدن است.)
از این احادیث درمی‏یابیم كه بعضی انسانها بی‏آنكه مرتكب عمل زشت زنا شوند در خود ذهنیت زنا را می‏پرورند، چنان كه بسیاری از مردم در عمل، بر نفس خویش نسبت به عملی لگام می‏زنند ولی از ناحیه روحی و روانی در جهت مخالف آن حركت می‏كنند. كسانی هستند كه در فضای روحی زنا به سر می‏برند اگر چه عملاً مرتكب آن نمی‏شوند. یا دارای روحیه خیانت هستند هر چند به واقع خیانت نمی‏كنند. زیرا رؤیاها و آرزوها و خواسته‏های اینان در سطح غریزه، محدود است و تنها هنگامی كه شرایط مناسب آماده بود، تحقق می‏یابد. این شرایط خارجی زمانی كه زمینه داخلی فراهم باشد راه انحراف را كوتاهتر می‏كند.

حجاب ذهنی

اكنون می‏گوییم مرد نیز نیازمند حالتی از «حجاب ذهنی» است كه او را از افكار انحرافی به دور نگه دارد. چنان كه زن هم به این حالت محتاج است. در چنین مرحله‏ای احساس می‏كنیم ابزار عملی‏ای كه برای رسیدن به این نتایج كارآمد است، دور نگه داشتن زن و مرد از موقعیتها و عناصر تحریك و تهییج واقعی و دور كردن آنها از همه خواندنیها و دیدنیهای تحریك‏آمیز است. با این ملاحظات است كه در اسلام نسبت به فیلمهای تحریك‏كننده و داستانها و منظره‏های مهیج [جنسی [رعایت احتیاط شده است. زیرا این موارد در درون انسان جوّ روانی‏ای می‏آفریند و انسان هر چند بتواند در برابر آن گامهایش را محكم بردارد و نلغزد، اما مقاومت درونی و روانی او را در هم می‏شكند؛ چنان كه اگر شرایط خارجی برایش آماده شود آنچه را كه در درونش بود با سیر شتابان خود در راه انحراف، آشكار می‏كند.

خروج حجاب از معنای خود

بنابراین بر زن مسلمان لازم است كه حجاب را به صورت خشك و بی‏روح و تقلیدی نفهمد و در موارد صوری آن تحجر نورزد. این حالتی است كه در بسیاری از زنان محجبه مشاهده می‏كنیم. اینان خود را وارد فضایی می‏كنند كه حجاب بدنی‏اشان را به حالتی دور از روح حجاب تبدیل می‏كنند. به این اعتبار كه اینان در پوشش خود از رنگهای شاد و زیبا و تحریك‏برانگیزی استفاده می‏كنند كه به اندامشان زیبایی خاصی می‏بخشد و از این قبیل كارها كه در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‏اش آشكار است گویی كه اصلاً لباس نپوشیده است.
در اینجا باید تأكید كنم كه اسلام، حالت احساس مؤنث بودن را كه حالتی طبیعی در شخصیت زن است، نادیده نگرفته است، اما می‏خواهد كه این احساس بر انسانیت زن از جهت ضوابط اخلاقی تأثیر منفی نگذارد و آثار منفی ابراز چنین احساس كه جامعه متخلق به اخلاق را تهدید می‏كند منتفی شود.

حجاب از نگاه غرب

جوامع غربی، اسلام را به زیاده‏روی در امر حجاب متهم می‏كنند ... زیرا زنی كه به حالت عریان و بدون خودآرایی در جامعه آشكار می‏شود، فرآیند تهییج و تحریك را در مرد به وجود نمی‏آورد.
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: این منطق به یك دلیل، منطق واقعی و دقیقی به نظر نمی‏رسد و آن دلیل این است كه ما می‏بینیم زن به لحاظ مؤنث بودنش، حتی بدون رنگهای زینت و آرایش، مرد را به خود جذب می‏كند، چنان كه مرد نیز زن را به سوی خود می‏كشد. زیرا طبیعت افروخته، غریزه مرد را وا می‏دارد تا به لحاظ غریزی به زن روی آورد و هنگامی كه غریزه انسان برای ابراز و ارضای خویش با بن‏بست مواجه می‏شود، این آتش برافروخته، بسیاری از عناصری را كه مطلوب و محبوب آن است فراهم می‏آورد.
همچنین تصور می‏كنیم كه طبیعت بعد مؤنث بودن زن، به طور طبیعی به او زیبایی می‏بخشد. چنان كه طبیعت مذكر بودن مرد نیز. از این‏رو معتقدیم كه این سخن كه مسأله تهییج و تحریك به حجاب و بی‏حجابی (عریانی) ربطی ندارد سخن دقیقی نیست. زیرا ما می‏گوییم زیبایی‏ای كه بی‏حجابی به زن می‏دهد با زیبایی‏ای كه حجاب به او می‏بخشد متفاوت است. زیرا مثلاً گیسو، زیبایی خاصی دارد كه زیبایی اندام را افزونتر می‏كند. چنان كه اعضای دیگر مثل ران نیز زیبایی مخصوص خود را داراست و تأثیر معینی بر تركیب بدن دارد. اهمیت آشكار بودن این اعضا [و تأثیر آن را] در سیاستهای تبلیغاتی به خوبی مشاهده می‏كنیم كه سعی دارد از ظرفیت تبلیغاتی این دو عضو (گیسو و ران) بهره بگیرد.
بنابراین، چنین راهی از یك جهت مخالف حكم وجدان است و از جهت دیگر، مسأله‏ای كه به واقع در محیط و جامعه غربی مشاهده می‏شود این است كه انسان غربی بر اساس قوانین و چارچوبه‏های فكری‏ای زندگی می‏كند كه با ایمان و اعتقاد ما تضاد دارد. مثلاً آزادی‏ای كه در ذهنیت غربی، جا خوش كرده است آزادی افسارگسیخته و مطلقی است كه به آزادی جنسی زن و مرد پیوند می‏خورد. البته حجاب در این شرایط مفهومی ندارد، زیرا حجاب ابزاری است برای ایجاد فضایی بر اساس انضباط و تعادل و پرهیز از عوامل انحراف. اما در جامعه‏ای كه رفتار انسانها ناشی از این اندیشه است كه: «مرد اختیار بدن خود را دارد و زن در مورد جسم خویش آزاد است.» دیگر حجاب چیزی نیست جز حالتی مورد نفرت در زندگی مرد و زن [غربی]. زیرا بر پایه قاعده فكری ـ فلسفی‏ای كه نسبت به آزادی نهاده‏اند، عریانی حالتی طبیعی است و حرمتی را برنمی‏تابد.

حجاب بر پایه قاعده عفت (پاكدامنی)

اما در مورد مسلمانان، وضع به دیگر گونه است،زیرا حجاب در ذهنیت مسلمانان ریشه در اصل عفت دارد. اصل عفت را خداوند بر زنان و مردانی واجب گردانیده كه از آنان خواسته است تا در محدوده مقررات و ضوابط حركت كنند. این مقررات، مرد را از آسیب‏پذیری سقوطی بازمی‏دارد كه در فضای آتشین تحریكهای غریزی تهدیدش می‏كند. این مقررات نسبت به زن نیز چنین ره‏آوردی دارد.
مسأله دیگری كه لازم است در باره آن سخن بگوییم این است كه مبنا و قاعده اخلاقی در جوامع شرق و غرب چیست؟
آیا مبنا و قاعده اخلاقی این جوامع به زن و مرد آزادی كامل می‏دهد كه هر طور خواستند بدن خود را به كار گیرند یا اینكه در این مورد برای آنان مقرراتی نهاده است؟ مرز این دو، همان مرز بی‏حجابی و حجاب است. شاید مشكل بسیاری از زنان شرق این است كه آنان در عین حال كه همچنان به ارزشهای اخلاقی عفت و شرافت معتقدند؛ از آداب و رسوم و سنتهای غربی در مسأله بی‏حجابی و خودآرایی تقلید می‏كنند. این امر آنان را در حالت دوگانگی قرار می‏دهد و بنیانهای حیات اجتماعی‏اشان را با آسیب‏پذیری از انحراف زن و مرد در نتیجه ایجاد فضایی كه خود آماده كرده‏اند، در هم می‏كوبد. آنگاه می‏بینیم كه تلاش می‏كنند تا حیثیت و شرافت خویش را حفظ كنند و ننگ دامن‏گستر را بشویند. سخن آن شاعر بر حال اینان منطبق است كه می‏گوید:
القاه فی الیم مكتوفا و قال له
ایّاك ایّاك ان تبتلّ بالماء
(او را دست‏بسته در دریا انداخته و به او گفت: مبادا، مبادا، خیس شوی.)

حجاب و سركوفت غرایز

اشكال دیگری كه در این زمینه مطرح است این است كه حجاب عامل سركوفت غرایز مرد می‏شود زیرا در نتیجه حجاب، مرد به هر چیزی، هر چند بسیار ساده و معمولی باشد، شدیدا تحریك می‏شود.
آیت‏اللّه‏ فضل‏اللّه‏: وقتی از سركوفت غریزه سخن می‏گوییم باید توجه كنیم كه عامل سركوفت غریزه، حجاب نیست بلكه علت آن، پاسخ نیافتن نیاز غریزی مرد است.
یعنی سركوفت غریزه در نتیجه حالتی واقعی است كه با فضای روانی و غریزی درونی تضاد دارد. این عنصر غریزی در پی یافتن زمینه ابراز و اشباع است ولی واقعیات موجود او را ناكام می‏گذارد. اینجاست كه حالت سركوفت پیش می‏آید. چرا كه زن از پاسخ‏گویی به نیاز مرد امتناع می‏كند و سركوفت غریزه در زن، عكس ترتیب یادشده است.
مسأله اساسی این است كه بین سركوفت ناشی از عقده و سركوفت ناشی از برنامه‏ریزی زندگی اجتماعی فرق بسیار است. ما معتقدیم كه همه حدود و قوانین اخلاقی و اجتماعی و سیاسی گاه منجر به ایجاد عقده‏ای در درون انسان می‏شود كه او را از ابراز و اظهار آنچه در ضمیرش است باز می‏دارد. بنابراین اگر حدود مقررات را موجب سركوفت به شیوه‏ای منفی دانستیم لابد باید انسانها را به هرج و مرج در محیط زندگی دعوت كنیم تا هیچ كس با محدودیت روبه‏رو نباشد!
طبیعی است كه هر جامعه‏ای در نظام خویش اخلاقیات ویژه‏ای داشته باشد كه گاه اخلاقیات جنسی نمی‏باشد بلكه اخلاقیات اقتصاد و اجتماع می‏باشد. وانگهی اخلاقیات جنسی مربوط به پوشیدنی زن و مرد نمی‏شود بلكه مربوط به نیازهای مرد از زن و نیازهای زن از مرد می‏شود. اگر ما در باره حجاب اسلامی سخن از این به میان می‏آوریم كه چنین چیزی موجب سركوفت می‏شود، در مورد بی‏حجابی به صورت عام و اجتماعی‏اش چه باید گفت؟! آیا بی‏حجابی سركوفت به بار نمی‏آورد؟ آیا [پسر] جوان دوست ندارد كه قسمتهای مختلف اعضای زن را تماشا كند؟ آیا مرد دوست ندارد كه از تمام آنچه كه اندام زن دارد ـ از زیباییها و انگیزشها ـ بهره ببرد چنان كه زن نیز می‏خواهد؟! پس هنگامی كه از مسأله عریانی می‏گذریم، سخن غرب از قطعه‏ها و اندازه‏های لباسی است كه پوشیدن آن برای زن لازم است، بنابراین آنان كه به حجاب معتقدند قطعه‏های دیگری را اضافه می‏كنند كه در غرب از آن احساس بی‏نیازی می‏شود. [مثل موی سر كه در غرب نیازی به پوشاندن آن نمی‏بینند ولی معتقدان به حجاب پوشاندن آن را لازم می‏دانند] سركوفت غرایز در هر حال همانند است چه به صورت كامل و چه به صورت پراكنده.ادامه دارد.

پاورقي ها:
1ـ سوره نور، آیه31.
2ـ سوره احزاب، آیه33.
3ـ همان، آیه32.
ما در عین حال كه وجهی برای منع آمیختگی در جامعه امروزی جهان نمی‏بینیم مطلوب، آن است كه اجتماعات زنان متعهد مسلمان، مرزهای جداكننده‏ای بین دو نوع آمیختگی یادشده قرار دهد. آمیختگی‏ای كه به تجربه‏ای انحرافی می‏انجامد و آمیختگی‏ای كه بدون پیامدهای منفی، نتایج مثبت در پی دارد.

آیت‏اللّه‏ سیدمحمدحسین فضل‏اللّه‏
ترجمه: مجید مرادی‏رودپشتی ( پیام زن شماره 74 )

  دفعات نمایش : 176      تاریخ:  1386.6.7






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما