اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده 
برای بحث پیرامون مد و مدگرایی، لازم است به تاریخچه زندگی بشر نگاهی کوتاه داشته باشیم و ببینیم این مسئله از کجا سرچشمه می گیرد. در ...
ابن سينا ...
فلسفه اسلامى كه با كندى در قرن دوم هجرى، فارابى در قرن سوم و اخوان الصفا در قرن چهارم هجرى آغاز شده بود، با نبوغ ابن سينا در...
  زبان سينما     
   علمی و فرهنگی رسانه سینما مقالات

زبان سينما

زبان سينما

سينما مانند هرهنر ديگرى زبان مخصوص به خود را دارد. يعنى قراردادهايى دارد که براساس آنها مى‌فهميم هر لحظه فيلم مى‌خواهد چه بگويد. وقتى داريم يک فيلم را مى‌بينيم، دائما داريم زبان آن را تجزيه و تحليل مى‌کنيم. فيلم مجموعه‌اى از تصاوير آدم‌ها، مکان‌ها و موضوعات است. اينها مثل جملات يک متن هستند. بايد جملات را بفهميم و بعد بتوانيم همه آنها را کنار هم بگذاريم تا بفهميم کل متن چه مى‌گويد. وقتى قسمتى از يک چيز به ما نشان داده مى‌شود، ذهن ما بقيه قسمت‌ها را در ذهن مى‌سازد به سخن ديگر خلاء‌موجود در بين تصاوير را پر مى‌کند. ذهن ما کارهاى ديگرى هم مى‌کند مثلا دائم پيش‌بينى مى‌کند اينکه “چه خواهدشد؟”
 
به نظر مى‌رسد يادگيرى زبان فيلم راحت‌تر از حفظ‌کردن معناى واژه‌ها و دستور يک زبان است. اما اين يادگيرى هم زحمت‌هاى خودش را دارد. مخصوصا وقتى يک فيلم جدى را مى‌بينيم. فيلمى که همراه با سرگرمى و لذت‌بخشي، مفاهيم و انديشه‌هايى را در لابه‌لاى قصه و تصاوير خود بيان مى‌کند. در سينما که نمى‌شود سخنرانى کرد. سخنان فيلمساز به صورت قصه و تصاوير به تماشاگر عرضه مى‌شود. هرچقدر زبان سينما را بيشتر بدانيم، از اين زبان بيشتر لذت مى‌بريم و بيشتر سخن فيلمساز را متوجه مى‌شويم. حتما ديده‌ايم که قبل يا بعد فيلم‌هاى سينمايى که از تلويزيون پخش مى‌شود، کسانى مى‌نشينند و درباره فيلم حرف مى‌زنند. مثلا مى‌گويند اين صحنه اين مفهوم را دارد؛ يا منظور آن چنان است. اين منتقدان، دارند زبان سينما را به زبان کلمات تبديل مى‌کنند و به ما ارائه مى‌دهند. کار آنها مثل مترجم‌هاست و البته هرچه شما زبان سينما را بيشتر بدانيد، به مترجم کمتر نياز داريد. بنابراين بايد راه خود را به دنياى سينما پيدا کنيد. حالا کمى درباره زبان سينما صحبت کنيم. فيلمسازان با تقسيم تصوير به نماها و صحنه‌ها اينکه چقدر نور به صحنه بدهند و از کدام طرف، طرز قاب گرفتن صحنه، ارتباط بين صدا و تصوير و... به زبان سينما حرف مى‌زنند. اگر فيلمساز تصاوير و نور و صدا را به خوبى کنار هم نچيند؛ مانند کسى است که ادعاى شاعرى مى‌کند اما کلمات شعر را بى‌حساب و کتاب پشت سر هم ادا مى‌کند و قالب و وزن و قافيه را درست به کار نمى‌برد. تصور کنيد چه شعرى از آب درخواهد آمد!
زاويه دوربين خودش بخش مهمى از زبان سينماست. مثلا اگر شخصى را از سطح پايين و نزديک به زمين فيلمبردارى کنيم؛‌تماشاگر در آن شخص احساس قدرت مى‌کند. برعکس وقتى از کسى از بالاى صحنه فيلمبردارى شود، احساس مى‌کنيم که او در نقطه ضعف و تحقير قراردارد. وقتى يک صحنه تمام مى‌شود و مثلا از تصاوير داخل آپارتمان به صحنه خيابان مى‌رويم، مانند آن است که فصلى از يک کتاب را خوانده‌ايم و مى‌خواهيم به سراغ فصل بعد برويم.
گفتيم که صدا بخشى از زبان سينماست. وقتى مى‌گوييم صدا، منظورمان اين نيست که روى تصوير باد، صداى باد بيايد يا وقتى کسى حرف مى‌زند، صداى او را بشنويم. اينها که عادى است. ولى تصور کنيد صحنه‌اى داريم و در آن کسى در جمع دوستان است و دائم در حال بگوبخند است. بعد مى‌بينيد و مى‌شنويد که صداى حرف و خنده‌هاى او و اطرافيان کم کم ضعيف مى‌شود و سر‌انجام از بين مى‌رود و ما صداى او را مى‌شنويم که با ناراحتى درباره مشکلى که برايش پيش آمده سخن مى‌گويد. اين صحنه (يعنى تصوير خنده و صداى غمناک) معناى جديد به قصه فيلم مى‌دهند.
در همين مثالى که زديم، يعنى صحنه مهماني، اينکه دوربين کجا باشد و از چه فاصله‌اى چه چيزى را نشان بدهد، معناى آن صحنه فيلم را عوض مى‌کند. مثلا اگر تصويرى عمومى از مهمانى را نشان بدهيم و يک مرتبه يک تصوير درشت از دست کسى را داشته باشيم که در جيبش فرو مى‌رود و مى‌خواهد هفت تيرى را در بياورد؛ و همين زمان هم موسيقى مرموزى بشنويم؛ ديگر از ديدن صحنه مهمانى احساس نمى‌کنيم که مشغول تماشاى يک فضاى شاد و صميمى هستيم. برعکس گرفتار دلهره مى‌شويم. به جاى آنکه بگوييم “چه مهمانى باصفايي!” مى‌گوييم “يعنى او مى‌خواهد چکار کند؟”، “آيا مى‌خواهد به کسى شليک کند”، يا...
نوع حرکت يا ساکن بودن دوربين هم بخشى از زبان فيلم هستند. اگر دوربين دائم در حال حرکت و اين طرف و آن طرف رفتن باشد؛ حس حرکت و هيجان را به شما القا مى‌کند. برعکس اگر بخواهد فضاى آرام يا کسالت‌بارى را نشان دهد دوربين مدت زيادى بى‌حرکت خواهد بود. جلو و عقب رفتن دوربين هم بخشى ديگر از زبان فيلم است. وقتى دوربين به کسى يا چيزى نزديک شود (به اصطلاح “زوم” کند) يعنى اينکه فيلمساز مى‌خواهد بگويد تماشاگر عزيز)!( به اين شى يا شخص بيشتر توجه کنيد!از اين به بعد وقتى فيلمى را مى‌بينيد به “زبان سينما” توجه کنيد. به حرکات دوربين، قاب‌بندى تصاوير، صداها، موسيقى و قطع و وصل تصاوير توجه کنيد. اينها با شما حرف مى‌زنند. اينها زبان سينما هستند. هرچقدر بيشتر زبان سينما را بدانيم، يک فيلم را بيشتر مى‌فهميم و لذت بيشترى هم مى‌بريم. حتى اشتباهات فيلم را بيشتر درمى‌يابيم. چون “سواد سينمايي” ما بيشتر شده است. مثل کسى که زبان فارسى را بيشتر مى‌داند، در نتيجه از غزل حافظ بيشتر لذت مى‌برد و مضامين بيشترى درک مى‌کند. آنها که سواد فارسى کمترى دارند؛ شايد حتى از روخواندن آن برايشان مشکل باشد. در نتيجه در استفاده از اين نعمت بى‌بهره خواهند بود.

روزنامه رسالت

  دفعات نمایش : 52      تاریخ:  1387.4.15






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما