اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
تاریخ انقلاب اسلامی
بهداشت در خانه
معرفی کتاب
پیک تغذیه
آشنایی با اصول دین
داستانها ی قرآنی

 مقالات برگزیده  
«ابراهام لینکلن» گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست...
ورود به دنیای ذهن و خلاقیت، در حقیقت نگاهی به اوجگاه هنرنمایی خداوند، در موجودی به نام انسان است. خداوند حكیم در خلقت انسان، هنرهایی رقم زده است كه گاه توسط پزشكان و گاه توسط كاوش‏گران روان و هنرمندان، كشف و عرضه و مورد...
 
  چیستی پرسش‏     
   خانواده مهارت های زندگی راه های بهبود زندگی

چیستی پرسش‏


چیستی پرسش‏

پرسش، يكى از رايج‏ترين و در عين حال يكى از ساده‏ترين مهارت‏هاست. پرسش و تقويت، جزء مهارت‏هاى اصلى تعامل اجتماعى هستند. استرك و شوارز مى‏گويند: «مهم‏ترين شكل تعامل انسانى، ارتباطى است كه بر مبناى پرسش و پاسخ پى‏ريزى شود». ما در اكثر تعاملات، شاهد مطرح شدن پرسش‏ها و دريافت پاسخ‏هاى تقويت شده هستيم. جمع‏آورى اطلاعات و برقرارى گفت‏وگو نيز از همين طريق صورت مى‏گيرد.
پرسش، نوعى مطالبه اطلاعات است. اين مطالبه اطلاعات، مى‏تواند به صورت كلامى يا غيركلامى باشد؛ مثلاً گفتن «آهان»، نشان‏گر اين است كه از طرف مقابل انتظار داريم صحبت خود را ادامه دهد. پس از اين‏كه سؤال خود را از شخص خاصى پرسيديم، مى‏توانيم با اشاره سر، همين سؤال را با ديگر افراد جمع نيز در ميان بگذاريم و نشان دهيم كه مايليم بقيه نيز در گفت‏وگوى ما شركت كنند. بنابراين، پرسش‏ها مى‏توانند به شكل علائم غيركلامى باشند كه طرف مقابل را وادار به پاسخ مى‏كنند و يا گاهى حتى مى‏توانند به صورت عبارات خبرى باشند كه در معناى استفهام به كار مى‏روند؛ مثلاً، «شما هم به ميهمانى مى‏آييد» يا «برايم بيشتر بگو»، جملاتى خبرى هستند كه كسب اطلاع مى‏كنند و آنها را «پرسش‏هاى آهنگين» مى‏نامند «پرسش‏هاى آهنگين، جملاتى اخبارى هستند كه يا از طريق تغيير لحن و يا از طريق نشانه‏هاى بافتى، واجد نشانه‏هاى پرسشى مى‏شوند».
اگر چه پرسش مى‏تواند غيركلامى باشد، اما در تعامل اجتماعى، اكثر پرسش‏ها كلامى هستند. در عين حال، به همراه اين پرسش‏هاى كلامى، از علائم غيركلامى هم استفاده مى‏شود. يكى از ضمايم غيركلامى پرسش‏ها، پايين و بالا بردن تُن صدا در آخرين هجاى پرسش‏هاست. برخى ديگر از اين رفتارهاى غيركلامى، بيان‏گر اين هستند كه پرسشى مطرح شده است و انتظار پاسخ مى‏رود.

كاركردهاى پرسش‏

استنستروم مى‏گويد:
تجسم گفت‏وگو بدون پرسش و پاسخ، دشوار است. اين دو، نه تنها راهى براى شروع گفت‏وگو هستند، بلكه انجام آن را خيلى آسان‏تر مى‏سازند و اهداف مختلفى را برآورده مى‏سازند.
پرسش به فراخور بافت تعامل، كاركردهاى مختلفى دارد. فروشندگان از طريق پرسش، متوجه نيازهاى مشتريان مى‏شوند و اين نيازها را برآورده مى‏سازند. مذاكره كنندگان نيز براى كند ساختن جريان تعامل و وارد آوردن فشار برطرف‏هاى مقابل خود، سؤال مى‏كنند و پزشكان از پرسش، به منظور تشخيص بيمارى استفاده مى‏كنند؛ اما كاركردهاى اصلى پرسش عباتند از:
1. كسب اطلاعات.
2. كنترل تعامل.
3. ايجاد علاقه و كنجكاوى.
4. تشخيص مشكلات طرف مقابل.
5. ابراز علاقه به طرف مقابل.
6. تعيين نگرش‏ها، احساسات و عقايد طرف مقابل.
7. به حداكثر رساندن فعاليت طرف مقابل.
8. سنجش ميزان دانش پاسخ‏دهندگان.
9. تشويق تفكر انتقادى و ارزيابى.
10. ابلاغ اين نكته به اعضاى گروه كه از آنان انتظار مى‏رود در بحث بيشتر شركت كنند و ارزشمند بودن اين شركت.
11. تشويق اعضاى گروه به ابراز نظر در مورد پاسخ‏هاى سايرين.
12. جلب توجه اعضاى گروه از طريق پرسش‏هاى غيرمترقبه.

انواع پرسش‏

رُديارد كيپلينگ يكى از قديمى‏ترين طبقه‏بندى‏ها را به اين صورت ارائه داده است:
شش خدمت‏گزار صادق من كه (هر آن‏چه را مى‏دانم، مديون آنها هستم)؛
چه، چرا، چه موقع، چگونه، كجا و چه كسى.
ملاحظه مى‏كنيد كه طبقه‏بندى‏هاى ارائه شده را تقريباً در همين چند خط مى‏توان خلاصه كرد.

پرسش‏هاى يادآور

در اين نوع پرسش‏ها، از طرف مقابل صرفاً انتظار مى‏رود كه برخى اطلاعات را به ياد آورد. با اين تعبير، اين پرسش‏ها از لحاظ شناختى، در سطح پايينى هستند؛ زيرا فقط توانايى طرف مقابل را در حفظ كردن اطلاعات، مى‏سنجند. برخى از نمونه‏هاى اين نوع پرسش‏ها عبارتند از: «كجا متولد شديد؟»؛ «جنگ واترلو، در چه تاريخى اتفاق افتاد؟»؛ «ال گركو، اهل كجا بود؟»؛ «نويسنده جزيره گنج، كيست؟» به تمامى اين پرسش‏ها، پاسخى مى‏توان داد كه يا درست است يا نادرست؛ فقط لازم است پاسخ را به ياد آوريم.

پرسش‏هاى پردازشى‏

به اين دليل به اين پرسش‏ها پردازشى مى‏گويند كه پاسخ‏دهنده را ملزم مى‏سازند كه به فرآيندهاى عالى‏تر ذهن، متوسل شود؛ فرآيندهايى همچون ابراز عقيده، توجيه، قضاوت يا ارزيابى، پيش‏بينى، تحليل اطلاعات، تفسير وضعيت يا تعميم و به عبارت ديگر، پاسخ دهنده، بايد پاسخ‏هايى در سطح عالى بدهد. برخى از اين پرسش‏ها، عبارتند از: «اگر ژاپن، پرل هاربر را بمباران نمى‏كرد، چه اتفاقى مى‏افتاد؟»؛ «چطور مى‏توانيد با همسرتان رابطه بهترى داشته باشيد؟»؛ «چرا دولت بايد به آدم‏هاى صحيح و سالمى كه كار نمى‏كنند، كمك هزينه بدهد؟»؛ «به نظر شما، يك مدير خوب، چه خصوصياتى بايد داشته باشد؟». در تمامى اين پرسش‏ها، پاسخ‏دهنده، بايد پا را از يادآورى ساده اطلاعات، فراتر نهد. پرسش‏هاى پردازشى، اغلب پاسخ صريح و كوتاهى ندارند و پاسخ‏هاى طولانى‏ترى دارند كه در يكى دو كلمه خلاصه نمى‏شوند.
وقتى از پرسش‏هاى پردازشى استفاده مى‏كنيم كه از طرف مقابل انتظار داريم عميق‏تر فكر كند. به همين دليل، از اين نوع پرسش‏ها، براى بررسى و سنجش توانايى افراد در برخورد با اطلاعات عالى‏تر استفاده مى‏شود. در مصاحبه‏هاى گزينش مسئولان نيز به همين منظور از اين پرسش‏ها استفاده مى‏شود؛ مانند «چه خدماتى مى‏توانيد به اين شركت بدهيد؟»؛ «توسعه تكنولوژيك، چه تأثيراتى بر بازار كار خواهد گذاشت؟» و در تدريس نيز براى تشويق دانش‏آموزان به فكر كردن از اين نوع پرسش‏ها استفاده مى‏شود.

پرسش‏هاى بسته

در پرسش‏هاى بسته، «پاسخ دهنده حق ندارد پاسخى به جز موارد مورد نظر پرسش‏گر بدهد». پرسش‏هاى بسته، معمولاً پاسخ صريح يا كوتاهى دارند كه از بين چند گزينه انتخاب مى‏شوند. به طور كلى، سه نوع پرسش بسته وجود دارد كه عبارتند از:
1. پرسش انتخابى؛ در اين نوع پرسش‏ها، پاسخ دهنده حق دارد دو يا چند پاسخ معين بدهد. به همين دليل، به آنها پرسش‏هاى گزينه‏اى - اجبارى هم گفته مى‏شود. برخى از نمونه‏هاى آن عبارتند از: «چاى ميل داريد يا قهوه؟»؛ «دوست داريد رييس جمهور آتى ما فايف، كامرون يا تامپسون باشيد؟»؛ «دوست داريد با هواپيما مسافرت بكنيد يا با كشتى؟».
2. پرسش‏هاى بله يا خير؛ همان‏طور كه نام اين پرسش‏ها نشان مى‏دهد، پاسخ اين پرسش‏ها، «بله» يا «خير» و يا منفى يا مثبت است. برخى از نمونه‏هاى آن عبارتند از: «ايرلندى هستى؟»؛ «تحصيلات عالى داريد؟»؛ «قهوه ميل داريد؟»؛ «خون‏ريزى هم داشته‏ايد؟».
3. پرسش‏هاى تشخيصى؛ در اين پرسش‏ها، پاسخ دهنده بايد درباره امرى حقيقى جواب‏گو باشد. اگر چه پرسش‏هاى تشخيصى ممكن است شامل به ياد آوردن اطلاعات هم باشند (مثل نام خانوادگى زمان دخترى شما چيست؟» و «كجا متولد شده‏ايد؟»)، اما گاهى هم به منظور دست‏يابى به اطلاعاتى در مورد زمان حال (مثل «ساعت چند است؟» و «الان كجاى شما درد مى‏كند؟») يا آينده (مثل ايام تعطيل كجا مى‏رويد؟» و «چه وقت وضع حمل خواهيد كرد؟»)، پرسيده مى‏شوند. پرسش‏ها، كاركردهاى متعددى دارند. براى اكثر مردم، پاسخ دادن به پرسش‏هاى بسته، آسان‏تر است. بنابراين، ازاين نوع پرسش‏ها مى‏توان براى واداشتن ديگران به شروع تعامل، استفاده كرد. در برخوردهايى كه در آنها در پى كشف حقايق هستيم و در مصاحبه‏هاى سنجشى و پژوهشى، اين نوع پرسش‏ها، اهميت زيادى پيدا مى‏كنند. در مصاحبه‏هاى پژوهشى، پاسخ آزمودنى‏ها، اهميت زيادى دارد و معمولاً پاسخ پرسش‏هاى بسته، دقيق‏تر و راحت ثبت مى‏شوند؛ در عين حال، مقايسه پاسخ‏هاى آزمودنى‏ها به اين گونه پرسش‏ها، آسان‏تر است. در بسيارى از مصاحبه‏هاى سنجشى، مصاحبه‏گر بايد مشخص كند كه آيا مراجع لايق برخوردار از برخى مزايا هستند، يا خير؛ مثلاً مأموران بيمه‏هاى اجتماعى، پيش از آن‏كه بپذيرند مراجع، مستحق دريافت كمك هزينه دولتى هستند، بايد در مورد مسائل مالى، پيشينه خانوادگى آنها و از اين قبيل، سؤالاتى به عمل آورند.
پرسش‏هاى بسته، معمولاً پاسخ‏هايى دو سه كلمه‏اى دارند. اين پرسش‏ها، محدود هستند و طرف مقابل را هم ملزم به دادن پاسخ‏هايى محدود و مقيد مى‏كنند. در اين نوع پرسش‏ها، پرسش‏گر، كنترل شديدى بر تعامل دارد. از اين رو، ما مى‏توانيم براى شكل دادن به يك برخورد اجتماعى، پيشاپيش چند پرسش بسته را در نظر بگيريم و پاسخ‏هاى طرف مقابل را حدس بزنيم. پرسش‏هاى بسته، در مواقعى مناسب هستند كه مى‏خواهيم در مدت زمانى محدود، به تشخيص رسيده يا اطلاعات مورد نظر را جمع‏آورى كنيم.

پرسش‏هاى باز

براى پاسخ‏گويى به پرسش‏هاى باز، راه‏هاى مختلفى وجود دارد و نوع پاسخ، بستگى به پاسخ دهنده دارد. در اين نوع پرسش‏ها، پاسخ دهنده، آزادى عمل زيادى دارد. دامنه اين پرسش‏ها، وسيع است و پاسخى بيش از يكى دو كلمه دارند؛ اما گاهى اين نوع پرسش‏ها با توجه به چارچوب مرجع آنها، به تدريج محدودتر مى‏شوند؛ مثلاً به پرسش‏هاى ذيل كه يك كارگاه از شخص مظنون به عمل آورده، توجه كنيد:
1. در مورد اوقات فراغتت بگو!
2. عصرها چه مى‏كنى؟
3. عصر شنبه‏ها چه مى‏كنى؟
4. عصر شنبه 19 ژانويه چه مى‏كردى؟
در اين مثال‏ها، پرسش‏ها به تدريج تمركز يافته مى‏شوند و گاهى ممكن است به پرسش‏هاى بسته‏ترى از اين قبيل مبدل شوند:
1. عصر شنبه 19 ژانويه، چه كسى همراه شما بود؟
2. آن روز، ساعت 7 بعدازظهر، كجا بوديد؟
به اين رويكرد كه در آن تعاملات، با پرسش‏هايى بسيار باز شروع مى‏شوند و به تدريج بسته‏تر مى‏شوند، زنجيره «قيفى شكل» گفته مى‏شود.
يكى ديگر از مجموع سؤالات، «قيف معكوس» است كه گاهى به آن «هرمى» هم گفته مى‏شود. در اين نوع پرسش، تعامل با پرسش‏هايى بسته شروع و به تدريج، طيف موضوعات و مسائل، بازتر مى‏شوند. از اين رويكرد، معمولاً در راهنمايى شغلى استفاده مى‏شود كه مصاحبه‏گر مى‏خواهد پيش از ذكر شغل‏هاى مناسب و دلايل مربوط، برداشتى از وضعيت مراجع به دست آورد (مسائلى همچون موفقيت‏هاى تحصيلى، پيشينه خانوادگى، علايق و غيره). اين مصاحبه‏گرها، با استفاده از پرسش‏هاى بسته در ابتداى مصاحبه‏ها، كمك بيشترى به مراجعان خود، جهت ارزيابى گزينه‏هاى شغلى موجود خواهند كرد.
سومين زنجيره، زنجيره «تونلى» است. در اين زنجيره، پرسش‏ها، همگى همسطح و معمولاً بسته‏اند. در برخى از مصاحبه‏هاى سنجشى، از چند پرسش بسته استفاده مى‏شود؛ تا پاسخ دهنده، مجموعه حقايقى را بازگو كند. اين زنجيره سوالات، اغلب در مصاحبه‏هاى «غربال‏گرى» كاربرد پيدا مى‏كند. در اين نوع مصاحبه‏ها تعيين مى‏شود كه آيا مراجع، واجد پاره‏اى از معيارها هست يا خير (مثلاً آيا مستحق دريافت كمك هزينه يا امتيازات دولتى هست يا خير) و نيز هنگامى كه مى‏خواهند شهود را وادار به دادن پاسخ‏هاى مورد نظرشان كنند، از زنجيره تونلى بسته استفاده مى‏كنند.
پرسش‏هاى باز به پاسخ دهنده اجازه مى‏دهند كه نگرش‏ها، افكار و احساساتش را ابراز نمايد. در اين نوع پرسش‏ها لزومى ندارد كه پرسش‏گر، اطلاعات قبلى داشته باشد و مى‏تواند به پرسش در مورد مسائل و رويدادهاى ناآشنا بپردازد. علت كاربرد پرسش‏هاى باز در موقعيت‏هاى مختلف هم همين است. پرسش‏هاى باز، طرف مقابل را تشويق به صحبت مى‏كنند و ما را آزاد مى‏گذارند تا به حرف‏ها گوش دهيم و آنها را مورد مطالعه قرار دهيم. در اين حالت، پاسخ‏دهنده، كنترل بيشترى بر تعامل دارد و در تعيين موضوع صحبت، آزادتر است و پرسش‏گر نيز بايد با علاقه‏مندى و توجه، به پاسخ‏ها گوش دهد.
يكى ديگر از فوايد پرسش‏هاى باز، اين است كه گاهى پاسخ‏دهنده، اطلاعاتى غيرمنتظره را فاش مى‏سازد. وقتى شخص پاسخ‏دهنده از اطلاعات تخصصى برخوردار است، اين نوع پرسش‏ها باعث مى‏شوند تا او به راحتى، دانش و آگاهى خود را منتقل سازد؛ اما پرسش‏ها، در صورت ضيق وقت يا در تعامل با مراجعان پرحرف، چندان مناسب نيستند. پاسخ‏دهى به پرسش‏هاى باز، وقت زيادى مى‏گيرد و گاهى اطلاعاتى نامربوط يا كم اهميت را عايد ما مى‏سازد.
در مصاحبه‏هاى پژوهشى، پرسش‏هاى بسته، سودمندتر از پرسش‏هاى باز هستند؛ زيرا پاسخ‏هاى فرد را بيشتر كنترل مى‏كنند. اگر چه پرسش‏هاى باز، پاسخ‏هاى مفصل‏ترى دارند، اما گاهى ما را از موضوع اصلى دور مى‏كنند؛ در حالى كه پرسش‏هاى بسته، سرراست و مستقيم هستند. پرسش‏هاى بسته نيز با وجود بالابردن ميزان كنترل ما، لطماتى به مصاحبه‏هاى پژوهشى وارد مى‏سازند. ديلون، نشان داده است كه استفاده صرف از پرسش‏هاى بسته، موجب غافل ماندن ما از برخى اطلاعات يا عدم دقت اطلاعات حاصل شده مى‏شود.
نكته ديگرى كه بايد در نظر داشته باشيم، طول خود پرسش است. شواهد نشان مى‏دهند كه طول پاسخ‏ها با طول پرسش‏ها، رابطه دارند؛ يعنى ما به پرسش‏هاى طولانى، پاسخ‏هاى طولانى‏ترى مى‏دهيم. شايد علت وجود چنين رابطه‏اى، اين باشد كه پرسش‏هاى طولانى، گزاره‏هاى بيشترى در بر دارند و پاسخ دهنده مجبور است به تك تك آنها پاسخ دهد.

پرسش‏هاى عاطفى

پرسش‏هاى عاطفى، به هيجانات، نگرش‏ها، احساسات يا ترجيحات پاسخ دهنده مربوط مى‏شوند؛ يعنى به حيطه عاطفى اختصاص دارند. در تناسب با اين‏كه به كداميك از جنبه‏هاى احساسى مراجع علاقه‏مند باشيم، پرسش‏هاى عاطفى مى‏تواند يادآور، پردازشى، باز يا بسته باشند؛ چنانچه بخواهيم واكنش‏هاى فرد به وقايع گذشته را بدانيم، بايد از پرسش‏هاى يادآور استفاده كنيم؛ اما وقتى مى‏خواهيم احساسات او را كشف كنيم، پرسش‏هاى بسته، مناسب‏ترند.
استفاده از پرسش‏هاى يادآور يا بسته، پاسخ دهنده را محدود مى‏كند. بنابراين، وقتى مى‏خواهيم مراجع در مورد هيجاناتش بيشتر صحبت كند، پرسش‏هاى باز، مناسب‏ترند. پرسش‏هاى باز، ممكن است درباره هيجانات گذشته يا هيجانات كنونى، باشند. آنها به طرف مقابل فرصت مى‏دهند تا احساسات واقعى خود را ابراز كند.
پرسش‏هاى پردازشى، وقتى مناسب هستند كه بخواهيم پاسخ دهنده درباره احساساتش و دلايل اصلى بروز آنها، عميق‏تر فكر كند. اين پرسش‏ها، از طرف مقابل، به جاى گزارش، ارزيابى مى‏خواهند (مثل «چرا اين قدر از پدرت نفرت دارى؟»، «چرا نسبت به همسرت احساس ديگرى پيدا كرده‏اى؟»). اين نوع پرسش‏ها، طرف مقابل را وادار مى‏كنند تا دلايل احساساتش را تفسير كند و در كشف دلايل، منطقى‏تر باشد.

پرسش‏هاى هدايتى‏

منظور از پرسش‏هاى هدايتى، پرسش‏هايى هستند كه عبارات آنها پاسخ دهنده را به سوى پاسخ مورد نظر، هدايت مى‏كند. اين نوع پرسش‏ها، به پاسخ مورد نظر، اشاره مى‏كنند؛ البته وضوح اين پاسخ ضمنى، بستگى به نحوه تنظيم پرسش دارد. به طور كلى، چهار نوع پرسش هدايتى داريم.

پرسش‏هاى هدايت‏گر گفت‏وگو

اين پرسش‏ها همان‏طور كه از نامشان پيداست، در گفت‏وگوهاى روزمره كاربرد زيادى دارند. يك گفت‏وگوى معمولى دونفره، شامل اظهار نظرهايى است كه پاسخ‏هاى خاصى را در ذهن ما تداعى مى‏كند؛ مثلاً، «روز قشنگى نيست؟» يا «آيا مادر مرا از اين زيباتر ديده‏ايد؟». همان‏طور كه دوهرنوند وريچاردسن خاطر نشان مى‏كنند، اين گونه اظهارات كه «گفت‏وگوهاى اجتماعى را راه مى‏اندازند، نه تنها پاسخ معينى را در خود دارند، بلكه پاسخ مورد نظر، معمولاً پاسخ صحيح نيز مى‏باشد.

هدايت‏گرهاى ساده‏

در اين نوع پرسش‏ها، پاسخ‏دهنده به صراحت به سوى پاسخ مورد نظر ما هدايت مى‏شود و معمولاً تحت فشار قرار مى‏گيرد؛ تا به نحو خاصى پاسخ دهد. هدايت‏گرهاى ساده، بر خلاف هدايت‏گرهاى گفت‏وگو، بدون توجه به پاسخ‏هاى مورد نظر پاسخ‏دهنده، او را وادار كنند تا فقط پاسخ مورد نظر پرسش‏گر را بر زبان آورد. بنابراين، در هدايت‏گرهاى ساده، توجه كمى به افكار و احساسات پاسخ دهنده مى‏شود. برخى از نمونه‏هاى آن عبارتند از: «حتماً كليسا مى‏رويد يا نه؟»؛ «البته كه طرفدار كمونيست‏ها نيستيد؟»، «در اين ايالت، ماليات‏ها خيلى سنگين نيستند؟».
شواهد نشان مى‏دهند كه استفاده از هدايت‏گرهاى ساده‏اى كه علناً نادرست هستند، پاسخ‏دهنده را وادار مى‏كنند تا براى تصحيح اشتباهات پرسش مطرح شده، با تمام وجود، در گفت‏وگو شركت كند.

هدايت‏گرهاى تلويحى‏

اين نوع پرسش‏ها، طرف مقابل را وادار مى‏كنند تا به طرز خاصى پاسخ دهد و يا تلويحات منفى آن را بپذيرد. در اين نوع پرسش‏ها، فشار بيشترى بر پاسخ‏دهنده وارد مى‏شود و به همين دليل، گاهى از آنها تحت عنوان «هدايت‏گرهاى پيچيده» ياد مى‏شود. يك نمونه آن عبارتست از: «كسانى كه به وطن خود بها مى‏دهند، نمى‏خواهند شاهد روزى باشند كه خارجى‏ها كشور آنان را اشغال كرده، يا با بمباران هسته‏اى، ويران سازند؛ پس قبول داريد كه هزينه‏هاى دفاعى، اتلاف پول و سرمايه نيست»؟ مى‏بينم كه پاسخ منفى به اين پرسش، ما را فردى غير وطن‏پرست جلوه مى‏دهد.
وقتى پاسخ‏دهنده اين نوع پرسش‏ها، پاسخ ديگرى مى‏دهد، ما انتظار داريم كه براى پاسخ خود، دليلى ذكر كند. به همين دليل، از اين نوع پرسش‏ها، بيشتر توسط مصاحبه‏گران راديو و تلويزيون و در بحث‏ها و مجادلات سياسى مورد استفاده قرار مى‏گيرند. بنابراين، سخنرانان در بحث‏ها و منازعات، از هدايت‏گرهاى تلويحى، براى فشار آوردن به مخالفان استفاده مى‏كنند.

هدايت‏گرهاى ظريف‏

اين پرسش‏ها در نگاه اول، هدايتى به نظر نمى‏رسند؛ اما طورى عبارت‏بندى شده‏اند كه پاسخ خاصى را به ذهن طرف مقابل متبادر مى‏سازند. به اين نوع پرسش‏ها، «پرسش‏هاى جهتى» نيز گفته مى‏شود؛ زيرا پاسخ دهنده را به سوى پاسخ معينى سوق مى‏دهند.

پرسش‏هاى سرنخ‏گير

اين پرسش‏ها، پاسخ‏دهندگان را وادار مى‏كنند تا پاسخ‏هاى اوليه خود را بسط دهند. بنابراين، مى‏توان گفت كه آنها پرسش‏هايى «پى‏گيرنده» هستند؛ يعنى همين‏كه پاسخ اوليه مطرح شد، اين پاسخ را مى‏توان به طرق متفاوت، هر چه بيشتر، بسط داد.

پرسش‏هاى تسجيلى‏

در پرسش‏هاى تسجيلى، از طرف مقابل، انتظار پاسخ نمى‏رود؛ چون يا خود سخن‏گو مى‏خواهد به آنها پاسخ دهد و يا اين‏كه خود پرسش، نوعى اظهار نظر است (مثلاً منظور ما از «كيست كه خير و صلاح فرزندانش را نخواهد؟»، اين است كه «همه خواهان خير و صلاح فرزندانمان هستيم»). پرسش‏هاى تسجيلى، اغلب توسط سخنرانان مورد استفاده قرار مى‏گيرند. آنها از طريق اين پرسش‏ها، علاقه شنوندگان و تشويق آنان به «وارسى مطالب» را بر مى‏انگيزند. پرسش‏هاى تسجيلى، موجب افزايش توجه شنوندگان و يادآورى اطلاعات توسط آنان مى‏شوند.

پرسش‏هاى مركب‏

اين پرسش‏ها، شامل چند پرسش مى‏باشند. اگر چه پرسش‏هاى مركب مى‏توانند حاوى پرسش‏هاى يك جور نيز باشند، اما به طور كلى، در آنها، پس از يك پرسش، پرسشى بسته مى‏آيد كه منظور پرسش‏گر را محدود مى‏سازد (براى مثال، «در تعطيلات چه كار كرديد؛ آيا به اسپانيا رفتيد؟»). اين نوع پرسش‏ها، وقتى مفيدند كه با وجود كمبود وقت، بايد از طرف مقابل جوابى بگيريم. به همين دليل هم اين نوع پرسش‏ها اغلب توسط مصاحبه‏گران راديو و تلويزيون كه وقت محدودى دارند، مورد استفاده قرار مى‏گيرند.

برخى جنبه‏هاى ديگر پرسش‏

علاوه بر انواع و اهداف پرسش، جنبه‏هاى ديگرى نيز وجود دارند كه به استفاده مؤثرتر ما از پرسش كمك مى‏كنند. اين جنبه‏ها به نحوه سوال كردن مربوط مى‏شوند؛ نه به محتواى سؤال‏ها.

ساخت‏دهى‏

در موقعيت‏هايى كه پرسش‏هاى زيادى از پاسخ دهنده خواهد شد، ساخت دادن به پرسش‏ها مفيد است؛ زيرا پاسخ دهنده متوجه خواهد شد كه چه سؤال‏هايى از او پرسيده خواهد شد و چرا از او سؤال شد و به اين ترتيب، پاسخ دهنده علت سؤال‏ها را مى‏فهمد و مى‏داند كه بايد به چه نوع سؤال‏هايى پاسخ بدهد. وقتى وى از اهداف آنى پرسش‏گر با خبر است و اين اهداف را قبول دارد، تعامل با او آسان‏تر خواهد بود.

راهنمايى كردن

راهنمايى كردن، تكنيكى است كه وقتى طرف مقابل پاسخ‏هاى نامربوطى مى‏دهد يا پاسخى نمى‏دهد، مورد استفاده قرار مى‏گيرد. وقتى پاسخ‏دهنده پاسخ مناسبى نمى‏دهد، پرسش‏گر به تكنيك‏هاى مختلفى متوسل مى‏شود؛ براى مثال، اگر تصور مى‏كند پاسخ دهنده سؤال او را درست نشنيده است، دوباره سؤال خود را بيان مى‏كند و اگر تصور كند عبارت‏هاى جمله او را نفهميده است، پرسش خود را به زبان ساده‏ترى بيان مى‏كند؛ اما گاهى هم لازم است صحبت‏هاى قبلى خودش را همراه با پاسخ دهنده مرور كند؛ مثلاً در پرسش «آيا صحبت‏هاى هفته گذشته را به ياد آورديد»؟، به او سرنخى مى‏دهد تا او را وارد بحث كند.

مكث‏

پيش از اين در مبحث پرسش‏هاى سرنخ‏گيرنده، به تأثير مكث اشاره كرديم؛ اما قبل و پس از سؤال كردن هم مى‏توان از مكث استفاده كرد. مكث پيش از پرسش، باعث مى‏شود تا توجه شنونده جلب شود و تأثير پرسش، بيشتر شود. مكث پس از پرسش، موجب مى‏شود تا طرف مقابل متوجه شود كه بايد پاسخى بدهد و در عين حال، مكث پس از پرسش، احتمال استفاده از پرسش هاى مركب را كاهش مى‏دهد و سرانجام، مكث پس از پاسخ، طرف مقابل را تشويق مى‏كند تا به صحبت‏هايش ادامه دهد.

توزيع [پرسش‏ها]

گاهى رهبر گروه، مايل است افراد بيشترى را در بحث درگير كند. يكى از راه‏هاى انجام اين كار، توزيع پرسش‏ها به شكلى است كه بتوان ديدگاه‏هاى تمام اعضا را شنيد. اين تكنيك، در مورد افرادى سودمندتر است كه تمايلى به بازگو كردن ديدگاه‏هاى خود ندارند؛ مگر آن‏كه به آنها چنين فرصتى داده شود. برگرداندن پرسش اعضاى گروه نيز مى‏تواند به توزيع مناسب پرسش‏ها كمك كند؛ بى آن‏كه فشار بى‏دليلى بر كسى وارد آيد يا اين‏كه يكى از اعضاى گروه، شرمسار شود.

پاسخ‏ها

پاسخ‏ها نيز انواع مختلفى دارند. ديلون، پاسخ‏ها را به شكل زير، دسته‏بندى كرده است:
1. سكوت؛ گاهى پاسخ دهنده چيزى نمى‏گويد.
2. امتناع علنى از پاسخ دادن؛ به عنوان مثال، «ترجيح مى‏دهم چيزى نگويم».
3. پاسخ نامربوط؛ گاهى پاسخ دهنده موضوع را عوض مى‏كند.
4. شوخى؛ پاسخ‏دهنده در جواب اين سؤال كه «چند سال داريد؟»، مى‏گويد: «كمتر از آن‏چه خودم احساس مى‏كنم».
5. دروغ؛ گاهى پاسخ دهنده دروغ مى‏گويد.
6. معوق گذاردن؛ پاسخ دهنده به اين سؤال كه «چند سال داريد؟»، اين گونه پاسخ مى‏دهد: «به نظر شما چند سال دارم؟» و با مطرح كردن پرسشى در برابر اين پرسش، به اين تكنيك متوسل مى‏شود.
7. طفره رفتن؛ ويلسون به تكنيك‏هايى اشاره مى‏كند كه سياستمداران براى طفره رفتن از پاسخ مستقيم به پرسش‏ها، مورد استفاده قرار مى‏دهند. اين تكنيك‏ها، عبارتند از: مورد سؤال قرار دادن پرسش، حمله به مصاحبه‏گر يا ذكر اين جمله كه قبلاً به اين پرسش پاسخ دادم؛ به عنوان مثال، رهبر يك اتحاديه معروف از سوى مصاحبه‏گر تلويزيون تحت فشار قرار گرفت تا به «پرسشى مهم» پاسخ دهد؛ اما او در جواب گفت: «اجازه دهيد ابتدا به سؤال‏هاى مهم خودم پاسخ دهم و سپس پاسخ پرسش‏هاى مهم شما را بدهم»!
8. ابهام انتخابى؛ پاسخ دهنده به اين سؤال كه «چند سال داريد؟»، پاسخ مى‏دهد: «نگران نباش؛ هنوز هم از عهده يك دوى ماراتون بر مى‏آيم» و به عبارت ديگر، وانمود مى‏كند كه سؤال «واقعى» را فهميده و پاسخ داده است.
9. مضايقه و پنهان كارى؛ در اين نوع پاسخ‏ها، طرف مقابل از افشاى اطلاعات خطرناك اجتناب مى‏ورزد. به طور معمول، بازرس‏ها با چنين مشكلى روبه‏رو هستند؛ اما براى متخصصانى كه با «تابوها» يا مسايل حساسى، همچون سوءاستفاده از زنان، كودكان و سؤمصرف مواد سرو كار دارند نيز اين مشكل پيش مى‏آيد.
10. تحريف؛ در بسيارى از مواقع، پاسخ دهندگان پاسخ‏هايى مى‏دهند كه تصور مى‏كنند پرسش‏گر انتظار دارد يا پاسخ‏هايى مى‏دهند كه از لحاظ اجتماعى، خوشايندند. آنها اين كار را ناهشيارانه انجام مى‏دهند؛ به عنوان مثال، هنگام مصاحبه، انتخابات، مطالعه و اعانه‏دادن، خود را خيلى بيشتر از حد واقع تخمين مى‏زنند و تلاش مى‏كنند تا بيمارى، پايگاه اقتصادى و خلاف‏هاى غيرقانونى خود راناچيز جلوه دهند.
11. پاسخ صادقانه و مستقيم؛ گاهى نيز پاسخ دهندگان، پاسخى مستقيم و صريح مى‏دهند.
متخصصان بايد پاسخ‏هاى دريافتى را ارزيابى كنند و در صورت لزوم، آنها را با پرسش‏هاى سرنخ دهنده، پى‏گيرى كنند.

منبع:

اون هارجى، مهارت‏هاى اجتماعى در ارتباط ميان فردى.
پرسمان

  دفعات نمایش : 15      تاریخ:  1387.4.19






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما