اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
واژه شناسی
زندگی ایده آل
پرسش های اجتماعی
تغذیه رژیمی
آشنایی با فروع دین
اسلام از نگاه اسلام شناسان

 مقالات برگزیده  
شناخت دين و ابعاد گوناگون آن، وظيفة تمامي مردم در همه دوران‌ها است. اين شناخت وقتي معتبر و دقيق خواهد بود كه بر اساس روش...
دارایی و فقر ، وسایل امتحان...
مؤمن باید بی اعتنای به دنیا باشد ، چرا که اگر دنیا در اختیار انسان قرار گرفت ، نعمت خداست و وسیله ي آزمایش انسان است و اگر از او باز گرفته شد ، آزمایش دیگری برای او پیش آمده و...
  دعوتگری الهی     
   مهدویت مباحث مهدوی ادعیه منسوبه (از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام)

دعوتگری الهی

دعوتگری الهی
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعِیَ اللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ
سلام بر تو ای دعوتگر خداوند و مربّی آیات او!
دعوت: در لغت متمایل نمودن چیزی است به وسیله صدا و سخن گفتن، که به صورت خواهش و طلب و فراخوانی اشخاص برای ضیافت و یا هر کار دیگر به کار می رود. این واژه و مشتقّات آن در قرآن کریم بسیار آمده ، امّا ترکیب « داعِیَ اللهِ» فقط دو بار ( سوره احقاف : آیات 31-32) به کار رفته است که هر دو مورد از جهت ظاهر راجع به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد . کلمۀ « داعِیَ: داعِ »در بعضی از آیات حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) تفسیر شده ، و در بعضی دیگر به حضرت ولی عصر- عجّل الله فرجه الشریف – چنانکه در حدیثی از امام موسی کاظم (علیه السّلام) آمده که فرماید: از پدرم راجع به قول خداوند- عزّ و جلّ – (یَومَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدّاعِیَ لا عِوَجَ لَهُ)(1)؛ روزی که از دعوت کننده پیروی نمایند که هیچ کژی در کار او نباشد. پرسیدم. [ پدرم] فرمود: دعوت کننده امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است. و در تفسیر علی بن ابراهیم قمی راجع به آیه کریمه: ( یَومَ یَدعُ الدّاعِ إِلی شَیءٍ نُکُرٍ)(2)؛ روزی که دعوتگر به چیزی ناشناخته فراخواند. آمده است: فرمودند: امام (علیه السّلام) هنگامی که خروج کند، آنان را به چیزی که انکار می دارند ، فرا می خواند.(3) داعی الله کسی است که به امر خداوند به سوی او دعوت می کند، زیرا هر کسی این اجازه را ندارد که مردم را به سوی خداوند دعوت نماید ، به دلیل آیه کریمه که خداوند خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: ( یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرسَلناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیِراً * وَ داعِیاً إِلَی اللهِ بِإِذنِهِ ...)(4)؛ ای پیامبر! ما تو را فرستادیم گواه و مژده دهنده و هشدار دهنده و دعوتگر به سوی خداوند به فرمان او ... .

اقسام داعیان

در این باره حدیث مفصّلی از امام صادق (علیه السّلام) آمده که بخش هایی از ترجمۀ آن را می آورم: ابوعمر و زبیری گوید: به امام صادق (علیه السّلام) عرض کردم: خبرم دهید از دعوت به خداوند و جهاد در راه او ، آیا مختص به عدّه ای است که جز برای آنان روا نیست، و آنها را بر پا ندارد مگر آنکه از آن عدّه باشد، یا برای هر که به وحدانیت خداوند معتقد و به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ایمان داشته باشد مباح و جایز است ، و هر که چنین باشد می تواند به خداوند – عزّ و جلّ- و طاعت او دعوت کند و در راه او جهاد نماید؟ امام (علیه السّلام) فرمودند: این کار فقط برای عدّه خاصّی است که جز برای آنان روا نیست و این امور را بر پای ندارد ، مگر هر که از آنان باشد. پرسیدم: اینان چه کسانی هستند؟ فرمودند: هر آنکه شرایط خداوند – عزّ و جلّ – را در امر جنگ و جهاد بر پای دارد او مجاز و مأذون است که به خداوند دعوت کند، و کسی که شرایط خداوند – عزّ و جلّ – را که بر مجاهدین مقرّر داشته است ، عمل نکند و برپای ندارد ، مجاز نیست که جهاد نماید و به سوی خداوند دعوت کند، تا اینکه در وجودش شرایط خدای را در امر گفتم: این مطلب را برایم بیان فرمایید ، خداوند بر شما رحمت آرد! امام (علیه السّلام) فرمودند: خداوند متعال دعوت به خودش را در کتابش به پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داده است ، و دعوتگران به خودش را توصیف نموده و آن را چند درجه قرار داده که هر یک دیگری را معرّفی می کند، و از بعضی به بعض دیگر راه می یابند، و خداوند اوّل خودش به سوی خویش دعوت نموده و به طاعت و پیروی از فرمان خود فرا خوانده است که فرموده: ( وَ اللهُ یَدعُوا إِلی دارِ السَّلام ِ وَ یَهدِی مَن یَشآءُ إِلی صِراطٍ مُستَقِیمٍ)(5)؛ و خداوند فرامی خواند به سرای سلامت و هر که را خواهد به راه راست رهنمون می شود. در مرحله دوم رسول خود را به دعوت خوانده که فرموده است: (اُدعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَ المَوعِظَةٍ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتِی هِیَ أَحسَنُ )(6)؛ به راه پروردگارت با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن ، و با آنان(= مخالفین) به بهترین روش مناظره بنمای. یعنی : با قرآن [ که سراسر حکمت است و بهترین روش دعوت کن] و کسی که با فرمان خداوند مخالفت دارد و به غیر آنچه در کتاب خود امر کرده و به سوی او دعوت می نماید، چنین کسی داعی الله نیست، و [ نیز] دربارۀ پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: (وَ إِنَّکَ لَتَهدِی إِلی صِراطٍ مُستَقِیمٍ)(7)؛ و به درستی که تو به راه راست هدایت می کنی. یعنی : دعوت می کنی. آنگاه در مرحله سوم نیز دعوت به خودش را به وسیله کتابش بیان کرد و فرمود: (إِنَّ هذَا القُرآنَ یَهدِی لِلَّتِی هِیَ أَقوَمُ وَ یُبَشِّرُ المُؤمِنِینَ)(8)؛ البته که آیه قرآن به استوارترین شیوه ها هدایت می کند. – یعنی : دعوت می کند- و مؤمنان را مژده می دهد. سپس یاد فرموده کسانی را که[ در مرحله] بعد از خودش و پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) اذن داده تا به او دعوت کنند، آن جا که فرماید: ( وَلتَکُن مِنکُم أُمَّةٌ یَدعُونَ أِلَی الخَیرِ وَ یَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ)(9)؛ و باید که جمعی از شما به نیکی دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند، و آنان همان رستگارانند. در آیات دیگر ، این جمع را شناسانده که کیستند و از کدام خاندان ، خبر داده که ایشان از نسل ابراهیم و از دودمان اسماعیل، از ساکنان حرم الهی ( مکّه مکرّمه ) می باشند، از کسانی که هرگز غیر خداوند را نپرستیدند ، آنان که دعا دربارۀ ایشان مستجاب گردیده ، دعای ابراهیم و اسماعیل (علیهما السّلام) ، از اهل مسجد که خداوند راجع به ایشان در کتاب خود اعلام فرموده است : (إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنهُمُ الرِّجسَ وَ یُطَهِّرَهُم تَطهِیراً )(10) همانا خداوند اراده کرده است که [ هر گونه] پلیدی را از آنان دور ساخته و آنان را به طور کامل پاک گرداند. کسانی که پیش از این در وصف امّت ابراهیم (علیه السّلام) توصیف نمودیم ، همان جمعی هستند که مقصود از قول خداوند می باشند آنجا که می فرماید: ( أُدعُوا إِلَی اللهِ عَلی بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی)(11)؛ به خداوند دعوت می کنم من و هر آنکه پیروی از من نموده با بینش و بصیرت. مقصود نخستین کسی است که بر ایمان به خداوند و تصدیق آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنچه از سوی خداوند آورده است پیروی اش نمود، از امّتی که در میان آنها از بین آنها و به سوی آنها برانگیخته شد،[ نخستین کسی که از این امّت ] پیش از سایر خلق از او پیروی کرد ، آنکه هرگز به خداوند شرک نورزید و ایمان خود را به ظلم- شرک- نیالود. سپس خداوند پیروان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیروان این جمع را- که در کتاب خویش به امر به معروف و نهی از منکر توصیف نموده و آنان را دعوتگر به سوی خود قرار داده است –یاد فرمود و به آنان اذن داد که به او دعوت کنند و می فرماید:( یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسبُکَ اللهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنِینَ )(12)؛ ای پیامبر! خداوند و هر که از مؤمنان از تو پیروی کرد، برایت کافی است. آنگاه پیروان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مؤمنین را چنین توصیف کرد که فرمود: ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِرُحَمآءُ بَینَهُم تَریهُم رُکَّعاً سُجَّداً یَبتَغُونَ فَضلاً مِنَ اللهِ وَ رِضواناً سِیماهُم فِی وُجُوهِهِم مِن أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُم فِی التَّوریة وَ مَثَلُهُم فِی الإِ نجِیلِ)(13)؛ محمّد رسول خداوند است و آنان که با اویند بر کافران سر سخت با یکدیگر مهربان هستند ، آنان را پیوسته در حال رکوع و سجود می بینی که فزونی ثواب از خداوند و خشنودی او را خواستارند ، در چهره هایشان از آثار سجده نشانه است ، این توصیف آنان در تورات و توصیف ایشان در انجیل می باشد... . پس از آن خبر داد که از این مؤمنان و هر کسی که چنین اوصافی دارد جان ها و اموالشان را خریداری نموده است ، تا[ در ازای آن] بهشت برای آنان باشد که در راه خدا مقاتله نمایند، پس[ دشمنان دین را] بکشند و [ در راه خدا] کشته شوند، وعدۀ حقّی است که در تورات و انجیل و قرآن اعلام نموده است . بعد از آن وفاداری ایشان را به عهد و پیمان خویش یادآور شده و فرموده است: ( وَ مَن أَوفی بِعَهدِهِ مِنَ اللهِ فَاستَبشِرُوا بِبَیعِکُمُ الَّذِی بایَعتُم بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظِیمُ )(14)؛ و چه کسی به پیمان خود از خداوند وفادارتر است؟ پس به این داد و ستد خود شادمانی کنید و همین است رستگاری بزرگ. وقتی این آیه نازل شد: ( إِنَّ اللهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنِینَ أَنفُسَهُم وَ أَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ )(15)؛ همانا خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را خریداری نموده است، تا[ در ازای آن] بهشت برای آنان باشد که در راه خدا مقاتله نمایند. مردی از جای برخاست و به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشت: یا رسول الله! اگر مردی شمشیر خود برگیرد و به نبرد پردازد تا اینکه کشته شود جز اینکه این گناهان [ بزرگ] را مرتکب می شود ، آیا چنین کسی شهید است؟ خداوند- عزّ و جلّ –[ آیه بعدی را] بر رسول خود نازل فرمود: ( اَلتّآئِبُونَ العابِدُونَ الحامِدُونَ السّآئِحُونَ الرّاکِعُونَ السّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ المُنکَرِ وَ الحافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ وَ بَشِّرِ المُؤمِنِینَ)(16)پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جهادگران از مؤمنین را که چنین وصف و زیور دارند به شهادت و بهشت مژده داد و فرمود: « التّآئِبُونَ» ؛ توبه کنندگان از گناهان ، « العابِدُونَ»؛ آنان که جز خداوند را نپرستند و هیچ گونه به او شرک نورزند. « الحامِدُونَ» ؛ کسانی که در هر حال در سختی و راحتی خداوند را حمد می کنند. « السّآئِحُونَ» ؛ روزه دارانند. « الرّاکِعُونَ السّاجِدُونَ » ؛ کسانی که نمازهای پنج گانه را مواظبت دارند و آنها را رعایت می کنند و رکوع و سجود آنها را به درستی انجام می دهند و در نمازها خشوع دارند و اوقات آنها را اهمیت می دهند. «الآمِرُونَ بِالمَعرُوفِ» ؛ پس از انجام عبادت ها دیگران را به کارهای شایسته وا می دارند و خود نیز عمل می کنند. « وَ النّاهُونَ عَنِ المُنکَرِ » ؛ دیگران را از کارهای ناپسند باز می دارند و خود از آن کارها اجتناب می ورزند. پس کسی که به این شرایط پایبند بوده و بر این حال کشته شده به شهادت و بهشت مژده داد ، و خداوند متعال خبر داد که دستور جنگ نفرموده مگر افرادی را که واجد این شرایط باشند ، آن جا که می فرماید: ( أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدِیرٌ* الَّذِینَ أُخرِجُوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقَّ أِلّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ )(17)به کسانی که مورد نبرد قرار گرفته اند أذن [ جهاد] داده شده است و البته خداوند بر یاری[ و پیروزی] آنان قطعاً توانا است ، آنانکه از شهرهایشان بیرون رانده شدند ، چرا که می گفتند: پروردگار ما خداوند است... . و فقط به مؤمنانی اذن داده شده که شرایط ایمان را که توصیف نمودیم ، به پا داشتند ، زیرا که رخصت جنگیدن داده نشده ، مگر برای کسی که مظلوم و ستمدیده باشد ، و ستمدیده نخواهد بود مگر آنکه مؤمن باشد ، و مؤمن [ حقیقی] نخواهد بود جز آنکه شرایط ایمان را به پای دارد ، شرایطی را که خداوند بر مؤمنین و مجاهدین قرار داده است ، پس اگر آن شرایط و اوصاف در او به حدّ کمال رسید ، مؤمن خواهد بود ، و اگر مؤمن باشد مظلوم است ، و هرگاه مظلوم باشد اذن جهاد به او داده شده است ، به دلیل فرمودۀ خداوند: ( أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُوا وَ أَنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدِیرٌ). و چنانچه شرایط ایمان را به طور کامل نداشته باشد پس او ظالم است و از کسانی که ستمکارند و جهاد با چنین کسی واجب است تا اینکه توبه کند، و چنین کسی اذن جهاد و دعوت به خداوند- عزّ و جلّ- ندارد ، زیرا که او در شمار مؤمنان مظلوم نیست که در قرآن به آنان اجازۀ جنگ داده شده است ... . و هر آنکه آن شرایط را برپای دارد مؤمن است و ستمدیده و مأذون به جهاد به آن معنی است ، و هر که بر خلاف آن باشد ظالم است و از ستمدیدگان نیست و به چنین کسی اذن قتال و نهی از منکر و امر به معروف داده نشده است ، زیرا که برای این کارها شایستگی ندارد. و نیز به چنین کسی اجازه داده نشده به سوی خداوند دعوت کند، چون نمی تواند با مثل خودش جهاد کند و مأمور شود که به خداوند دعوت نماید! چطور می تواندکسی مجاهد باشد در صورتی که مؤمنین به جهاد علیه او مأمورند ، و جهاد برای او ناروا ممنوع است؟ و نمی تواند به سوی خداوند دعوت کند کسی که دعوت دیگری به او متوجّه است که او را به توبه و پیروی از حق و امر به معروف و نهی از منکر فرا می خواند، و نشاید امر به معروف کند کسی که دیگری مأمور است تا او را به معروف فراخواند ، و روا نیست نهی از منکر نماید کسی که دیگری مأمور است تا او را از منکر بازدارد،[خلاصه اینکه کسی سزاوار است به سوی خداوند دعوت کند که خودش از هر جهت فرمان الهی را به کار بسته است]... .(18)

مدّعیان دروغین

بنابراین زمامداران خودسر و ستمگری که در طول تاریخ به بهانۀ دعوت به خداو اسلام و بر پا کردن احکام شرعی اقدام کرده اند ، به کلّی فاقد صلاحیت دعوت بوده اند ، و دعوت آنها خود گناه دیگری است که خود را به لباس دعوت گران حق درآورده اند و نام دین را لکّه دار نموده اند ، و چه مفاسدی بر جامعه وارد ساخته اند.
شنیدم گوسفندی را بزرگی
رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبانگه کارد بر حلقش بمالید
روان گوسفند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی
چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی
هر چند از کفر و شرک ظاهری مردم را بیرون برده باشند ، ولی خودشان هم مأمور بوده اند که از فرمان اولیای حق پیروی کنند که مخالفت با ایشان کفر و نفاق و ضلالت است. به حدیث دیگری در این باره توجّه کنید: سدیر گوید: امام باقر (علیه السّلام) به مسجد الحرام وارد می شدند و من در حال بیرون رفتن بودم که دستم را گرفتند ، سپس به خانه کعبه رو کردند و فرمودند: ای سدیر! جز این نیست که مردم دستور دارند تا به سوی این سنگ ها بیایند و دور آنها طواف کنند، سپس به سوی ما روی آورند و ولایتشان را نسبت به ما اظهار نمایند ، و چنین است قول خداوند: (وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهتَدی )(19)؛ و من به طور حتم آمرزنده ام ، هر آنکه توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، آنگاه هدایت شود . سپس امام (علیه السّلام) با دست به سینۀ خود اشاره کرد : به ولایت ما [ هدایت شود]. آنگاه فرمود: ای سدیر! کسانی که مردم را از دین خداوند باز می دارند به تو نشان می دهم . پس به ابوحنیفه و سفیان ثوری نظری افکند که در آن زمان حلقه هایی در مسجد داشتند و گروهی را دور خود جمع کرده بودند ، فرمود: اینان بازدارندگان از دین خداوند هستند که نه هدایتی از خداوند و نه کتاب روشنی دارند، این اشخاص پلید اگر در خانه های خود می نشستند ، مردم به جستجو می پرداختند و کسی را نمی یافتند که از خداوند و رسول او برایشان خبر دهد تا اینکه به ما می رسیدند ، ما به آنها از خدا و رسول خبر می دادیم [ و ایشان را به حق رهنمون می شدیم].(20)راجع به دعوت امام عصر- ارواحنا فداه- مطالب دیگری نیز باید بیان گردد، ولی چون بحث طولانی شده ، سایر مباحث را به جای دیگر موکول می نمایم و در خاتمه این فصل به نقل عبارتی از مرحوم نهاوندی می پردازم: و از جمله اسامی آن حضرت داعی است ، چنانکه در « هدایة» نیز از القاب شمرده ، و در زیارت مأثوره آن جناب است: « اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعِیَ اللهِ» ، و آن جناب داعی است از جانب خداوند خلایق را ، برای خداوند به سوی خداوند ، و انجام این دعوت را به آن جا رساند که نگذارد در دنیا دینی مگر دین جدّ بزرگوار خود (صلی الله علیه و آله و سلم) ، و به وجود و دعوت او ظاهر شود ، صدق وعدۀ صادق الوعد که : « لِیُظهِرَهُ عَلَی الدَّینِ کُلِّهِ... ».(21)

مربّی آیات الهی

« ... وَرَبّانِیَّ آیاتِهِ» ؛ و مربّی آیات او ( خداوند)
رَبّانِی: از ریشۀ عربی رَبّ گرفته شده به معنی پروردگار ، مربّی ، و ایجاد تدریجی و تکاملی شیء از مرحله ای به مرحلۀ دیگر تا به حدّ تمامیّت برسد. و این وزن برای مبالغه است ، مانند: لَحیانی ( مرد بسیار ریش دار) و رَقَبانی(گردن کلفت) و ... . گرچه برخی- همچون صاحب قاموس – آن را از ریشه ای سریانی گرفته ، و بعضی آن را از اصلی عبری پنداشته اند ، ولی این قول به صحّت نرسیده و همان قول اوّل صحیح است . بنابراین ربّانی بسیار عابد و مطیع و عارف الهی می باشد ، که در کمال تمسّک به علم و عمل ، به منظور فرمان برداری از پروردگار عالم است ، چنانکه مفسّر گرانقدر شیخ طبرسی (رحمةُ الله علیه) فرماید: ربّانی آن است که مردم را به تدبیر و اصلاح خویش تربیت می کند ، گفته می شود: « رَبِّ فُلانٌ أَمرَهُ رِبابَةً وَ هُوَ رَبّانٌ»: یعنی فلان امر خویش را تدبیر کرد و سامان بخشید . و به قولی : اضافه به علم ربّ ( پروردگار) است ، یعنی علم دین... .
ربّانیّون: یعنی آنان که درجات علمی بالایی دارند ، یا کسانی که امر دین را به ولایت [ الهی] سامان می دهند و تدبیر می کنند، یا آنان که مردم را از علم خویش می آموزند ، و یا کسانی که به آنچه می دانند ، عمل می کنند.(22)شیخ فخر الدین طریحی گوید: «والربّانیّون» یعنی کاملان در علم و عمل . ابوالعبّاس احمد بن یحیی گفته است: بدین جهت فقها را ربّانیّون خوانده اند که علم را بر پای می دارند.(23) واژۀ ربّانی به صیغۀ جمع: « ربّانیّون- ربّانیّین» در قرآن کریم سه بار آمده است ،(سوره آل عمران : آیه 80 ؛ سوره مائده : آیات 44و 63). مولای متّقیان علی (علیه السّلام) فرمودند: « اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ : فَعالِمٌ رَبّانِیُّ ، وَ مُتَعَلَّمٌ عَلی سَبِیلِ نَجاةٍ ، وَ هَمَجٌ رُعاعٌ ، أَتباعُ کُلِّ ناعِقٍ»(24)؛ مردم سه دسته اند: عالم ربّانی ، و علم آموزی که به راه نجات گام نهاده است ، و مگسان کوچک و ناتوانند که هر آواز کننده ای را پیرو هستند. از مقابلۀ متعلّم ( علم آموز) با عالم ربّانی به دست می آید که ربّانی وصف عالم است و به معنی مربّی به کار رفته است. در احادیث عنوان ربّانی بر ائمّه اطهار (علیهم السّلام) اطلاق گردیده ، چنانکه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که در خطاب به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند : « تو ربّانی این امّت هستی». و در روایت دیگر آمده : « یا علی ! تو هشدار دهندۀ امّت منی و تو ربّانی آنهایی ، و تو یا علی ذوالقرنین ایشان می باشی».(25)و از محمّد بن الحنیفه روایت است که گفت: هنگامی که پدرم حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) وفات یافت ، ابن عبّاس فرمود: اَلیَومَ ماتَ رَبّانِیُّ النّاسِ وَ الأُمَّةِ(26)؛ امروز مربّی خلق و امّت و بر پای دارندۀ علم در گذشت». ابوعمر و زبیری گوید: امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: راستی که از [ مهمترین] شرایط استحقاق امامت طهارت و پاکی از گناهان و زشتی هایی است که مایه عذاب دوزخ می باشند ، سپس [ شرط مهم دیگر] علم روشنگر نسبت به تمامی آنچه امّت به آن نیاز دارند از حلال و حرام ، و آگاهی از کتاب [ آسمانی] امّت از عامّ و خاصّ و محکم و متشابه آن و دقایق علم و غرایب تأویل و ناسخ و منسوخ قرآن . من پرسیدم: چه دلیلی دارد که امام باید این شرایط را داشته باشد؟ امام (علیه السّلام) فرمود: قول خداوند نسبت به کسانی که اذن داده [ در امور دینی] حکمرانی کنند ، و آنان را سزاوار این کار دانسته است که فرماید: ( إِنّا أَنزَلنَا التَّوارةِ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبّانِیُّونَ وَ الأَحبارُ ...)(27)؛ البته ما تورات را فروفرستادیم که در آن هدایت و نور است ، پیامبرانی که تسلیم امر خداوند می باشند و ربّانیون و احبار برای یهود به آن داوری کنند. و ایشان « ربّانیّون » امامان هستند که مردم را به علم خود پرورش می دهند و تربیت می کنند ، و « احبار» علما هستند که در مرتبۀ پایین تر از ربّانیّون قرار دارند، آنگاه خداوند خبر داد که : (بِمَا استُحفِظُوا مِن کِتابِ الله وَ کانُوا عَلَیهِ شُهَدآءَ )(28) ؛ بر وفق آنچه از کتاب الهی به ایشان سپرده شده [ و حفاظت آن از ایشان خواسته شده] و بر آن گواهند، داوری کنند . و نفرمود: به وسیلۀ آنچه از کتاب الهی بر ایشان نهاده شده است.(29) نکته ای که در پایان حدیث شریف بیان شده این است که حفاظت کتاب الهی از ربّانیّون – یعنی امامان- خواسته شده ، و این کار از کسی ساخته است که از جهت لفظ و معنی بر کتاب الهی آگاه باشد و تمامی احکام آن را بداند ، و اگر می فرمود: « بِما حُمِّلُِوا » این مرتبه از آن استفاده نمی شد. خلاصه اینکه ربّانیّون امامان (علیهم السّلام) هستند که خود عالم کامل می باشند و مردم را به علم و عمل خویش پرورش می دهندو امّا خصوص حضرت بقیّة الله – ارواحنا فداه- بیش از سایر ائمّه ، مردم را پرورش می دهد و به مسیر کمال رهنمون می گردد ، بلکه در پرورش و کمال همۀ موجودات نقش عمده ای دارد ، لذا در این فراز می خوانیم: « وَ رَبّانیَّ آیاتِهِ» و هر یک از مخلوقات الهی خود آیتی و نشانه ای از او است .
وَ فِی کُلِّ شَیءٍ لَهُ آیَةٌ
تَدُلُّ عَلی أَنَّهُ واحِدُ
و در هر چیزی او را نشانه ای است که بر یگانگی او دلالت می کند.
تربیت آن حضرت – عجّل الله فرجه الشریف – از جهت کیفیت نیز فوق العاده است ، زیرا که در زمان ظهور آن بزرگوار به دست عنایت او خردهای مردم کامل می شود و علم و دانش آنان توسعه می یابد تا آن جا که زنان پرده نشین هم به درجۀ بلند فقاهت نایل می شوند و از معارف دین آگاه خواهند بود ، وحتّی حیوانات به یکدیگر آسیب نخواهند رسانید. به امید آن روز .

پی نوشت ها:

1- سوره طه : آیه 108.
2- سوره قمر : آیه 6.
3- تفسیر علی بن ابراهیم قمی : 2/341.
4- سوره احزاب: آیه 45-46.
5- سوره یونس: آیه 25.
6- سوره نحل : آیه 125.
7- سوره شوری : آیه 52.
8- سوره اسراء : آیه 9.
9- سوره آل عمران : آیه 104.
10- سوره احزاب : آیه 33( اشاره به آیه تطهیر است).
11- سوره یوسف: آیه 108 .
12- سوره انفال : آیه 64.
13- سوره فتح : آیه 29.
14- سوره توبه : آیه 111.
15- سوره توبه : آیه 111.
16- سوره توبه : آیه 112.
17- سوره حج : آیه 39.
18- مرآة العقول : 18/337- 341.
19- سوره طه : آیه 82.
20- الکافی : 1/392.
21- العبقری الحسان ، المسک الأذفر : 1/ 34.
22- مجمع البیان : 2/465 ؛ 3/197و 198.
23- مجمع البحرین: 2/65.
24- نهج البلاغة: حکمت 147( فیض الاسلام: 1155).
25- مرآة الانوار ، 311؛ احقاق الحق ، 4/273.
26- تفسیر لوامع ، 2/475.
27- سوره مائده : آیه 44.
28- سوره مائده : آیه 44.
29- تفسیر عیّاشی : 1/322-323.

  دفعات نمایش : 52      تاریخ:  1387.4.22

  عنوان مقالات و شاخه ها 
سلام بر خاندان وحی
سيماشناسی سيدالشهداء(علیه السلام) ...
خلیفه خداوند
دعوتگری الهی
سيماشناسی سيدالشهداء(علیه السلام) ...
دادرس درماندگان
آن گاه که بپاخیزد
زیارت و توقیع
با امام عصر (ع) در عزاي امام ...
درِ [ علم و معرفت] خداوند
وعده بزرگ خداوند
آن گاه که بپاخیزد
بهترین سرآغاز
حضرت بقیّة الله (علیه السّلام)
پیمان محکم خداوند
نشانۀ عظمت حق
دادرس درماندگان
ساعت های شب و روز
تلاوت گر کتاب خدا
حجّت خداوند
برخي از منابع زيارت آل یاسین ...
صلوات ابوالحسن ضرّاب
 1    2  
 
    کوتاه و خواندنی    
عرضه‏ى اعمال بر امام زمان (علیه السلام)
حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) می فرمایند:تمام ذرات كارهاى ما تحت نظر خداى تبارك و تعالى است و نامه‏ى اعمال ما به حسب روايات به امام وقت عرضه مى‏شود . امام زمان )عليه السلام( مراقب ما هستند . توجه داشته باشيد كه در كارهاى‏تان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان )عليه السلام( عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پيش ملايكة الله يك قدرى سرافكنده بشوند كه، اين‏ها شيعه‏هاى من هستند. اين‏ها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند . رييس يك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رييس منفعل مى‏شود . وقتى نامه‏هاى ما را بردند پيش امام زمان )عليه السلام( (در روايات است كه هر هفته مى‏برند، هفته‏اى دو دفعه) وقتى كه مى‏برند، اعمال ما بایدجورى باشد كه نمايش از اين بدهد كه ما تابعيم .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما