اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
راه های بهبود زندگی
هنر اصفهان
آسیب شناسی تربیتی
فضائل اخلاقی
قلمرو و اختیارات ولی‏فقیه
ایمنی غذایی

 مقالات برگزیده  
امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و...
امام حسن(علیه السلام)در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديده شد به شهادت رسيد و جلوه هاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و...
  انقلاب صنعتي     
   تاریخ و سیاست واژه شناسی حرف الف

انقلاب صنعتي

انقلاب صنعتي

بخش اول

جريان ظهور تكنولوژي و نظام صنعتي مدرن و بسط آن در اروپا و آمريكا را (انقلاب صنعتي) مي نامند. در واقع،انقلاب صنعتي رويدادي است كه از حدود نيمه ي قرن هيجدهم و سال هاي 1750 – 1760 ميلادي آغاز گرديد و تدريجاً ظرف يك قرن و نيم چهره ي شهرهاي اروپايي و آمريكا را دگرگون نمود.در نيمه ي قرن هيجدهم به ويژه در انگلستان تدريجاً كارخانه هاي صنعتي ظاهر گرديد و بر تعداد و تراكم آن ها افزوده شد؛اين كارخانه ها كه (فابريك) ناميده مي شدند،بيشتر متكي به نيروي ماشين بودند. استفاده از ماشين جهت انجام كار و توليد ثروت ابتدائاً در صنايع پنبه اي ظاهر شد. در سال 1765 ميلادي،بافنده اي انگليسي به نام (هارگروس) دستگاه رسيندگي اي اختراع كرد كه آن را به نام دخترش (ژني) ناميد؛اين دستگاه مي توانست در آن واحد 16 كلاف پنبه را بگستراند. نخستين كارخانه ي نساجي در انگلستان به سال 1771 ميلادي،ساخته شد.
اين كارخانه ها در ابتدا مانند دستگاه هاي نساجي به وسيله ي چرخ هاي هيدروليك كار مي كردند و لذا مي بايست كنار جريان هاي آب ساخته شوند. (جيمس وات) با اختراع (ماشين بخار) در سال 1784 ميلادي،موفق شد همه ي دستگاه هاي كارخانه را به ياري سيستم انتقال حركت به كار اندازد. با اختراع ماشين بخار تحول گسترده اي در حمل و نقل و توليد كارخانه اي پديد آمد و اين جريان گسترش كمي و كيفي اختراعات صنعتي هم چنان تا دهه هاي پاياني قرن نوزدهم با سرعت بسيار تداوم يافت. در فرانسه بعد از انقلاب سال 1830 ميلادي و روي كار آمدن (سلطنت لويي فيليپ) ، انقلاب صنعتي سير پر شتابي به خود گرفت.
در ايالات متحده ي آمريكا از نيمه ي قرن هيجدهم،نظام توليد صنعتي و كارخانه اي وجود داشت،اما تحول گسترده و فراگير آن مربوط به سال هاي پس از پايان جنگ داخلي (1856 – 1861) مي باشد كه نظام صنعتي ايالات متحده با بهره گيري از انرژي هاي ناشي از اتحاد جنوب و شمال و دستاوردهاي ناشي از سياست هاي بهره كشانه در قاره ي آمريكا،گستر چشم گيري يافت. به طور كلي مي توان (انقلاب صنعتي) را پروسه ي گسترش استفاده از ماشين و نيروي بخار و پس از آن نيروي برق در قلمروهاي مختلف زندگي،جهت بهره برداري بيشتر از طبيعت در مسير اغراض استيلاجويانه دانست.
به يك عبارت مي توان (انقلاب صنعتي) را به سه دوره تقسيم كرد :
1. انقلاب صنعتي آغازين از حدود سال هاي 1760 ميلادي تا حدود پايان قرن نوزدهم كه در اين دوره،بيشتر استفاده از ماشين و نيروي بخار و گسترش راه آهن و كارخانه هاي توليد ذغال سنگ رواج و گسترش يافت. در اين دوره به ويژه در سراسر قرن نوزدهم،كارگران و حتي زنان و كودكان به كار پر مشقت استثمارگرانه اي در معادن و كارخانه هاي آلوده اشتغال داشتند و ساعات كار كارگران ما بين 12 تا 14 ساعت در روز بود. گاه مي شد كه گارگران روزها و هفته ها در معادن ذغال سنگ در كيلومترها زير زمين به سر مي بردند و هفته ها رنگ روشنايي روز را نمي ديدند. زنان با دست مزدي كمتر از مردان و كودكان سه سال به بالا،بدون هيچ دست مزدي در اين معادن جان مي كندند.
ويژگي بارز اين دوران،استثمار نيروي كار كارگران در مسير اغراض سود جويانه ي سرمايه داران و انباشت سرمايه توسط ايشان بود. با (انقلاب صنعتي) تدريجاً ماشينيسم و نگرش مكانيكي به بشر حاكم گرديد و مفهوم (كار) از يك امر خلاقِ ارضاء كننده ي استعدادهاي آمدمي به يك امر رنج آور آزار دهنده كه فقط به جهت تلاش معاش بايد بدان پرداخت،تغيير كرد و كار،مفهومي از خود بيگانه و ماشيني يافت و كارگران نيز به سطح اشياي و مهره هايي در ماشين صنعت تنزل مرتبه دادند.
2. مرحله ي دوم انقلاب صنعتي يا بسط (الكتريفيكاسيون) و صنايع برقي كه تقريباً از آغاز قرن بيستم تا دهه هاي 70 و 80 اين سده را در بر مي گيرد و استفاده از نيروي الكتريسيته جانشين ماشين بخار مي گردد. در اين مرحله توليد كالاها انبوه تر مي گردد و شكل مصرفي تري پيدا مي كند. ايجاد روشنايي در شهرها،قطارهاي برقي و وسايل تكنيكي- رفاهي در منازل،نظير يخچال برقي از مختصات اين دوره است. در اين دوره نيز جريان استثمار به صورت حادّي تداوم يافت؛هر چند در اثر مبارزات گسترده ي اتحاديه هاي كارگري و اعتصابات فراگير ساعات كار مابين 8 تا 10 ساعت گرديد،اما روند از خود بيگانه و ماشيني كار و گزندگي رنج آور آن تداوم يافته و گاه حتي شدت بيشتري گرفت.استثمار طبيعات و غارت وايرانگرانه ي آن و نيز آلوده سازي محيط زيست كه نتيجه ي دو قرن انقلاب صنعتي بود،بشر را در دهه هاي پاياني قرن بيستم با بحراني بزرگ و خطرناك كه همانا نابودي طبيعت سالم براي تداوم زندگي بشر بر روي كره ي زمين است،روبرو ساخت. در اين دوره،انقلاب صنعتي و حاكميت آزار دهنده ي ماشينيسم تا نقاط دور دست آسيا و آفريقا نيز بسط يافت و نظام امپرياليسم جهاني با اجراي نحوي تقسيم كار تحميلي بين المللي،نحوي صنعت سراپا وابسته ي مونتاژ و فانتزي را را به كشورهاي آسيايي و آفريقايي و آمريكاي جنوبي تحميل كرد كه بسيار آلوده ساز تر و ويرانگر تر از صنايع مادر بوده،اما در عين حال فاقد كارآيي چنداني بود.
3. مرحله ي جديد انقلاب صنعتي كه از دهه هاي 80 و 90 قرن بيستم در برخي كشورهاي اروپايي و ايالات متحده ي آمريكا و كانادا فراگير گرديد و نحوي صنعت ديجيتالي و الكترونيك است كه بر پايه ي همان مدل نگرش استيلاجويانه ي اومانيستي بشر به طبيعت،بنا گرديده،اما رنگ و بويي پيچيده تر دارد. اين صنعت نيز مخرب و تداوم بخش كار از خود بيگانه است و به ويژه به دليل قدرت و پيچيدگي شگفت آور (ماشين هاي هوشمند) آن – يعني كامپيوترها- و نيز به دليل غلبه ي سيستم اينترنت،اساساً نحوي انديشيدن مبتني بر انبوه اطلاعات جزيي و خُرد اما فاقد معرفت و تفكر و نوعي ارتباط مجازي در قلمرو و روابط انساني پديد آورده است كه حكايت گر غلبه ي تكنيك بر تفكر است و تبعات فاجعه باري براي حيات بشري دارد.
انقلاب صنعتي اگر چه بالعرض و ظاهري تلاش هايي جهت رفاه بشري داشته است،اما:
اولاً: موجب ايجاد بحران جدي و غير قابل جبران زيست محيطي اي گرديده كه اگر به همين نحو تداوم يابد،تا كمتر از چند قرن ديگر،كره ي زمين را به مكاني غير قابل زيست و مرگ آلود تبديل مي كند.
ثانياً: نابرابري هاي اجتماعي و فاصله هاي طبقاتي را در جوامع مدرن و به ويژه جامعه هاي شبه مدرن به شدت افزايش داده است.
ثالثاً: فاصله اي عظيم ميان اكثريت محرومان و گرسنگان جهان جنوب با اقليت جوامع امپرياليست شمال،پديد آورده است كه موجب خدشه دار شدن توازن اقتصادي – اجتماعي اين سياره گرديده است.
رابعاً: (كار) را بصورت امري آزار دهنده و از خود بيگانه كه صرفاً به منظور تلاش معاش است و فاقد هر معنا و خلاقيتي است در آورده است.
خامساً: موجب سيطره ي ماشينيسم و نگرش ماشيني – مكانيكي به بشر و تعميق روي كرد بهره كشانه و سلطه جويانه نسبت به طبيعت گرديده و آدمي را در ارتباط با ديگران،درگير نوعي رابطه ي ابزاري- شيئي كرده است.
سادساً: تداوم بسط انقلاب صنعتي به ويژه در شكل هاي اخير آن،موجب غلبه ي بينش صرفاً كميّ نگر و جزي گرا به مفهوم (اطلاعات) و غفلت از معرفت و تفكر بصيرت گرديده و موجب امتناع تفكر شده است.
سابعاً: انقلاب صنعتي،شهرهاي بزرگ و روابط نا هنجار زندگي در كلان شهرها و گسترش بي سابقه ي فساد و خشونت و كژروي- هاي اجتماعي را موجب شده و شهرهاي نابسامان،نامتوازن،قطب بندي شده و فاقد هويت و تعهد اخلاقي پديد آورده است. در اين شهرها تدريجاً مفاهيمي چون امنيت،خويشاوندي،عواطف رقيق انساني و دوست داشتن هاي صميمانه و بي ريا و مسؤولانه و احساس هم دردي و همبستگي بشر محو گرديده و مي گردند. اين شهرها محل بسيار مناسبي براي رشد و گسترش ميكروب هايي چون انواع فسادهاي جنسي – اخلاقي،اعتياد،بيماري هاي نا علاجي نظير ايدز و آفاتي نظير پديده ي لمپنيسم،كودكان نا مشروع و سر راهي،خانواده هاي از هم گسيخته،بيماري هاي رواني بويژه انواع اضطراب ها و افسردگي ها و تعميق حسن نا امني و تنهايي در بشر شهر نشين مدرن هستند.
ثامناً: انقلاب صنعتي اگر با همين شتاب حريصانه و سودجويانه در توليد و دامن زدن به مصرف پيش رود تا پايان قرن با بحران مازاد توليد گسترده در عين فقر و نداري و محروميت اكثريتي از ساكنان زمين،روبرو خواهد شد كه بي ترديد موجب تخاصم هاي خونين و آشفتگي هاي اجتماعي شديدي خواهد شد.

پی نوشت:

1.Technical Revolution

واژه نامه ي فرهنگي سياسي، شهريار زرشناس،كتاب صبح،1383،چاپ اول

  دفعات نمایش : 120      تاریخ:  1387.4.22

  عنوان مقالات و شاخه ها 
 
    کوتاه و خواندنی    
تاریخ و سیاست
کشوری که تاریخ ندارد ، آن کشور به منزله ی مرده است.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما