اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
تبلیغات در پایگاه
مقالات برگزیده
حفظ قرآن، جهاد و ...
حفظ قرآن آثار دنيوي و اخروي بسيار دارد و عبادت شمرده ميشود. بيترديد اين آثار در پرتو عمل به قرآن و احكام الاهي نهفته در آن تحقق...
چهل نكته براي حافظان ...
لازم است ابتدا مقدماتي كه حافظ قرآن بايد رعايت كند، يادآوري شود، زيرا اين پيشكردارها اگر چه ممكن است...
مرد مواضع
معارف اسلامی
شیعه شناسی
علما و بزرگان شیعه
مرد مواضع
قسمت اول
در نگاه نخست، از حركات و سكناتش آرامش مىباريد و چشمان نافذش در پشت عينك، هر مخاطبى را به تفكر در كائنات فرا مىخواند؛ مطهرى، مردى بود كه ارتباطش با خالق هستى، او را از ارتباط با خلق جدا كرد و حوادث و رخدادهاى روز، تحت الشعاع تهجد و مناجات شبانهاش، قرار مىگرفت؛ چنان جذبه عالم معنا، وى را در خود غرق مىكرد كه گاهى جلسات مهم نظام نو پاى اسلامى - چون جلسه شوراى انقلاب - را به مقصد خانه ترك مىكرد تا شادابى در سحر و مناجات خوانى را از دست ندهد.
مطهرى، مردى است كه هر كس تصوير او را در قاب نگاهش جاى دهد، چيزى جز اين كلمات را بر زبان نمىراند؛ مطهرى مرد ملكوت است؛ نه مرد جامعه و موضعگيرى.
شايد براى كسى كه خود را در مدار جاذبه اين روحانى عارف قرار نداده و گاهى وى را به همراه دكتر حسابى و علامه جعفرى ساعتها در حال رصد ستارگان آسمان، با تلسكوپ كوچك اين دانشمند ايرانى نظاره كرده، وى را مردى يافته كه خداوند او را براى آسمانها آفريده است و چنين روحى آسمانى، توان رصد كردن رخدادهاى زمين و تولد و مرگ تمدنها را ندارد و او تنها، مرد سجاده و ذكر و مرد انزوا و عزلت است؛ فردى است كه در محيط خانه، جز كتابخانهاى كه سجادهاى در وسط آن پهن است و در شهر، مسيرى جز خانه تا دانشگاه و در دانشكده، جز كلاس و تخته سياه را نمىشناسد.
آرى، اگر تنها از اين منَظر، مطهرى را نظاره كنيم، مطهرى، مردى است كه ترنم ذكر خداوند بر لبانش، تنها طراوت بخش محفل عارفان و سالكان كوى دوست است و بس.
اگر چشمان خود را با زلال حقيقتجويى و منطق واقعيتپذيرى بشوييم و براى چند صباحى به خود جرأت دهيم و از عينك استاد، خدا، خلق و طبيعت را بنگريم و رخدادهاى حوزه دين و علم و عرصه فرهنگ و هنر و نيز معضلات اجتماعى عصر او را تحليل كنيم، مطهرى را مردى مىيابيم كه هيچ حادثهاى از نگاه تيزبين و ژرف نگرش پنهان نمىماند و اين روحانى عارف و آرام، نه تنها رخدادهاى محيط خانه و مسير خانه تا كلاس درس را به گونهاى ديگر نظاره كرد، بلكه حتى فراتر و ژرفتر از آن چه مدعيان حضور در عينيت جامعه درك مىكنند، واقعيتهاى موجود عصر خود را درك مىكرد. او، مردى است كه در محيط خانه، رفتار فرزندان خود را زير نظر دارد و نسبت به عدم پذيرايى از مادر، از آنان انتقاد مىكند و آنان را براى آمادگى و استقبال از مادرى كه قرار است از سفر برگردد، ترغيب مىكند؛ در مسير خانه تا دانشگاه، راننده را متوقف مىكند تا پير مردى را به همراه كودكى بيمار، سوار كند و پس از انتقال آن كودك به بيمارستان و تقبل هزينه مداواى كودك به دانشگاه قدم مىگذارد؛ هنگام ورود به دانشكده و حضور در جمع دانشجويان، اولين پرسش خود را از دانشجويان چنين طرح مىكند: كدام يك از شما از تازههاى نشر، طرح تفكرى جديد و يا رخدادى در حوزه دين، علم، هنر و فرهنگ باخبريد و نيز رخدادى را با موضع جبهه موحدان و بينش توحيدى به چالش مىكشاند. مطهرى را بايد، «مردى در متن جامعه» ناميد؛ «مرد زندگى» در خانه؛ «مرد زندگى بخش» در مسير خانه تا دانشگاه و مردى كه براى دانشجويان، زندگى را با «جهانبينى توحيدى»، حياط طيبه و زندگى جاودان، تفسير و تحليل مىكرد.
نگاهى به حوادث سه دهه پرتلاطم تاريخ ايران زمين، از شكلگيرى نهضت شكوهمند انقلاب اسلامى و خيزش روحانيت مبارز تا مبارزات فرهنگى و سياسى روشنفكران دينى و تولد و مرگ فرقهها و مشربهاى گوناگون فكرى، سياسى، فرهنگى و هنرى و نيز حركتهاى مسلحانه گروههاى وابسته به شرق و غرب، گوياى اين واقعيت است كه شهيد مطهرى همه اين حوادث را درك و لمس كرده و در برابر هر يك موضع خود را اعلام نموده است، او در خاكريز جبهه موحدان و مدافعان علم، فرهنگ و هنر اسلامى ايران، چون سردارى سرافراز و سربازى فداكار، از سنگرى به سنگرى ديگر هجرت مىكرد و در هر سنگرى، رد پايى سبز از خود بر جاى مىگذارد.
مطهرى را در اين سه دهه مىتوان در هر سنگرى نظاره كرد. «مُستشكلى» در درس بزرگان فقه، اصول، فلسفه، عرفان، كلام و تفسير در حوزه علميه كه با انتقال انديشه اين فرهيختگان به نسل جوان، با نثرى روان و بيانى شيوا، پايهگذار ادبياتى نو در حوزه دين شده است.
«مُدرسى» مخاطب شناس در دانشگاه كه ضمن روشن كردن افكار دانشجويان در برابر تندبادهاى بنيان برانداز انديشههاى وارداتى در حوزه علم و هنر، آنان را به سوى درك درست از مفاهيم و مبانى دينى در عصر دين ستيزى سوق مىداد.
«محققى» منطق محور كه در جمع نخبگان و روشنفكران ايرانى و خارجى، در عين تلاش براى پيوند علم و دين، نخبگان و نويسندگان را به كم كردن فاصله خود با عامه مردم و درگير شدن با دغدغههاى ملموس و محسوس مردم دعوت مىكرد.
«مُنتقدى» منصف كه به دور از تعصب و يك سونگرى، حضور آگاهانه و برخورد عالمانه يك عالم دينى را در روزنامهها و مجلات كثيرالانتشار كشور به تثبيت مىرساند.
«سياستمدارى» خدا محور كه «حضور سبز» و «خروش سرخش» را از شكلگيرى فداييان اسلام تا نهادينه شدن اركان نظام مقدس اسلامى - آن هم با روشى منحصر به فرد و محوريتى انكارناپذير - در ساماندهى تفكرِ بزرگترين رخداد فرهنگى و سياسى جهان در قرن بيستم، به اثبات مىرساند.
«واعظى» وارسته كه به دور از برخورد احساسى و عوام زدگى، بر منبر پيشينيان صالح خود، دغدغه دين باوران واقعى را در عصر كنونى موضوع اشغال سرزمين اسلامى فلسطين مىداند.
«روضه خوانى» پرسوز كه همه افتخارش را عمامه خود و همه عشقش را خواندن روضه وداع حسين فاطمه عليهماالسلام مىداند.
مطهرى را در هر سنگر مىتوان نظاره كرد؛ اما با اين ويژگى كه در هر سنگر، سخنى براى گفتن و برابر هر پديده سياسى، اجتماعى و فرهنگى، موضعى براى گرفتن دارد؛ آن هم سخن و موضعى با مبنايى مستحكم كه دوست و دشمن را در برابر خود وادار به كُرنش مىكند.
برداشتها و موضعگيرىهاى مطهرى از ويژگىهاى خاصى برخوردار است. اين ويژگىها، منحصر به كسانى است كه در سير و سلوك انفسى و آفاقى در خداوند سبحان فانى شدهاند و به مرز، فناى فى الله رسيدهاند. از اين رو، هيچ سخن و هيچ موضعگيرى از سوى شهيد مطهرى، در هيچ سنگرى از سنگرهاى دينى، فكرى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى، در تضاد با سخن و موضعگيرى وى در سنگر ديگرى نيست. در نگاهى به آثار شهيد مطهرى، هرگز نمىتوان برداشت فقهى او را در تضاد با سلوك سياسى و سلوك سياسى او را با سيره فردى و اجتماعى و سيره فردى اجتماعى او را با مشى عارفانه زيستن وى در تضاد ديد. قلم، قدم و نيز گفتار و كردار وى، در كنار برداشتهاى همسان و انديشه سامان يافته او، نشان از چهارچوب فكرى ثابت و درك عالمانه او از مبانى اسلام دارد. از اين رو، نه قلم شهيد رنگ سكوت و سكون دارد و نه بيان او بوى سكه و سازش و نه موضعگيرىاش، طعم تزلل و ترس. گويى مطهرى جز از آبشخور لايزال هستى و منبع ماندگار گيتى، از هيچ مشرب و چشمهاى كه بوى نيستى مىدهد، هرگز نياشاميده است.
با نظر در آراء و انديشههاى شهيد مطهرى، به اين مهم مىتوان دست يافت كه برداشتها و موضعگيرىهاى وى، هرگز صبغه احساسى نداشته است. برخورد شهيد مطهرى با هر واژه تولد يافته، هر پديده نو و هر رخداد سياسى، فرهنگى و اجتماعى ما برخوردى كاوشگرانه و در راستاى شناخت ماهيت آن واژه يا پديده بوده است. شهيد مطهرى، هرگز بدون شناخت يك مفهوم و يا مقوله، حتى به خود اجازه تعريف آن را نمىداد.
او كه داراى شخصيتى شكل گرفته و انديشهاى سامان يافته بود و اسلام و مبانى اسلام را با همه وجود درك و با روح و روان خود عجين كرده بود، هرگز با ذهنيتى پيش ساخته، به سراغ يك مفهوم و يا پديدهاى نمىرفت و بدون مطالعه و كاوش در همه جوانب، بر كرسى داورى نمىنشست.
شهيد مطهرى از معدود كسانى بوده كه با ابزار شناختِ پديدآورندگان يك تفكر و انديشهاى خاص، به سراغ يك مقوله خاص مىرفت؛ به گونهاى كه اگر او قبل از نقد يك جريان سياسى و يا فرهنگى، خود در جايگاه نظريه پرداز و تئوريسين آن حركت فرهنگى مىنشست، احاطه وى بر آن جريان به گونهاى بود كه مخاطبين خود را دچار اشتباه مىكرد.
طراوت و تازگى و خدشهناپذير بودن اغلب موضعگيرىها و برداشتهاى اين شهيد بزرگ در گذر زمان، آن هم در مقولهها و حوزههاى گوناگون، گذشته از ريشه داشتن در زلال شريعت، به پرهيز وى از ورود احساسى در آن مقولهها و رويكرد خردگرايانه و عالمانه در مباحث و نيز به درك درست و شناخت صحيح وى از سخن نظريهپردازان و مخاطبان باز مىگردد.
در سيره و سلوك شهيد مطهرى، انتخاب مكان در موضعگيرىهاى علمى و سياسى نيز عنصرى محورى است. وى، هرگز در محافل علمى، به موضعگيرىهاى سياسى نپرداخت و از پرسشگرى و دانشپژوهى به عنوان سكويى براى طرح شخصيت خود و يا بلندگويى براى تخريب فرقهها و گروههاى سياسى زمان خود بهره نبرد. دغدغه شهيد مطهرى نسبت به صيانت محافل علمى و حفظ جايگاه علم و مراكز فرهنگى تا بدان جا بود كه انگيزه خود را از چاپ و انتشار كتاب «مسئله حجاب» در خارج از «حسينيه ارشاد» - در زمانى كه وى در آن حسينيه فعاليتى چشمگير داشت - صيانت حسينيه ارشاد از موضعگيرىهاى احتمالى برخى در خصوص موضع وى درباره حجاب بر مىشمارد و در حقيقت خود را قربانى صيانت حسينيه ارشاد مىكند؛ اما همين شهيد بزرگوار در زمانى كه احساس كرد، مباحث حسينيه ارشاد صبغه سياسى به خود گرفته و اين مركز فرهنگى در گروهبندىهاى رايج زمان خود قرار گرفته است، تريبون اين حسينيه را ترك و سخنرانىهاى خود را به «مسجد الجواد عليهالسلام» منتقل مىكرد.
نگاهى گذرا به انديشهها و آرا اين شهيد بزرگ، بيانگر اين واقعيت است كه در قاموسِ مواضع مطهرى، مقولهاى جز برخورد با افكار انحرافى به چشم نمىخورد و تضعيف افراد، تنها در مواردى بوده كه جنبههاى شخصيتى و عقدههاى روحى و روانى آنان، نقشى محورى در رسيدن به يك باور غلط داشته است.
شفافيت در موضعگيرىها از ديگر ويژگىهاى اين مرد مواضع است كه نشان از برداشت مجتهدانه و مشى شجاعانه وى در رؤياهاى فكرى و سياسى عصر خود دارد. از ديگر ويژگىهاى مواضع اين فرزانه روزگار، صراحت و شفافيت است كه در نوشتارها و سخنرانىهاى وى رخ مىنمايد؛ به طورى كه موضعگيرىهاى وى را به سادگى مىتوان تقسيم و سپس تعريف كرد و به اين پرسش پاسخ داد كه اصولاً مواضع شهيد مطهرى، به كدام بخش از ديدگاهها و متن نقد شده از سوى وى باز مىگردد.
احترام شهيد نسبت به شخصيتهايى كه افكارشان مورد نقد و بررسى وى قرار گرفته و عدم قطع رابطه با آنان، مؤيد اين واقعيت است كه شهيد مطهرى بين موضعگيرى علمى و سياسى، ارتباط فردى و اجتماعى مرزى قائل بودند.
مطهرى در بيان مواضع شفاف خود، هرگز مرعوب مَنصب، مقام، قدرت و حتى نوع پوشش لباس كسى نشد. براى او تفاوتى نداشت كه مخاطبش فردى روحانى (آشورى) باشد كه با كوتاه كردن قبا و ژنده پوشى و تحليل مادىگرايانه از مبانى اسلام، بنيانگذار حركتى خشونت گرا باشد و تفكرى را بنيان نهد كه مانند او را به قربانگاه ببرد و يا ژنرالى پر ستاره باشد (مقدم) كه رياست ساواك مخوف و ارتش را تجربه كرده و درصدد سازماندهى مجدد نيروهاى اهريمنى براى سركوب قيام مردم باشد.
شهيد مطهرى قبل از انقلاب در جلسهاى كه آشورى، از بنيانگذاران فرقان به تشريح ديدگاههاى خود مىپرداخت، شركت كرد و بدون هيچ واهمهاى در مقابل اين نگرش آشورى كه معتقد بود ماركسيستها با مسلمانان بايد هدف مشترك داشته باشند، واكنش نشان داد و به بيان تفاوتهاى راه اسلام و راه ماركسيست پرداخت.
در اوجگيرى مبارزات مردم، هنگامى كه تيمسار مقدم در منزل شهيد مطهرى، در جمع عدهاى از ياران امام حاضر شد تا اين شهيد بزرگوار نقطه نظرات او را به امام منتقل كند، در واكنش به تحليل مقدم مبنى بر پيروزى ماركسيستها در صورت نابودى رژيم و به تبع آن نابودى تنها كشور شيعى، سخنان مقدم را نوعى فرافكنى و تحليلى انحرافى خواند و بدون واهمه، پرورش ماركسيستهاى دولتى و چاپ و نشر كتابهاى ماركسيستى در بين جوانان توسط رژيم را نشانه برخورد دوگانه و غيرصادقانه تيمسار مقدم دانست.
شهيد مطهرى كه در موضعگيرى در برابر جريانهاى سياسى و حركتهاى فرهنگى معارض اسلام و انقلاب، لحظهاى درنگ نمىكرد و ترسى به دل راه نمىداد، در بيان مواضع خود در جبهه خودى هم هيچ گونه اغماض نمىكرد؛ قرار داشتن در جبهه خودى، هرگز موجب نشد تا وى از برداشتهاى خود عقب نشينى كند و يا مجبور به مخفى كردن موضع خود شود. وى كه در رخدادهاى سياسى چند دهه، همراه و همگام با جبهه خودى، با گرايشها و سليقههاى گوناگون بود و از نزديك با رهبران فداييان اسلام و نيز حزب جمهورى اسلامى ارتباط داشت، ضمن ادب و احترام به ديدگاهها و مواضع اين رهبران، مواضع خود را نيز شجاعانه بازگو مىكرد.
شهيد مطهرى كه قبل از انقلاب در جَرگه افرادى قرار داشت كه به حمايت و همراهى با خيزش قهرآميز نواب صفوى بر عليه رژيم برخاستند و به دليل ايجاد سوء تفاهم بين نزديكان برخى مراجع و فداييان، مورد خشم برخى از افراد قرار گرفته بود و طعم تلخ بايكوت را چشيده بود، به هنگام خروج نواب صفوى از فيضيه، خود را به او رساند و نسبت به ضرورت احترام به نهاد مرجعيت و پرهيز از شكسته شدن حريم مراجع و كشيده شدن منازعات سياسى به داخل حوزه به وى تذكر داد و با تمام عشق به نواب صفوى و حركت فداييان، نسبت به درگير شدن طلاب و بالا رفتن بحران درون حوزوى، در يكى از حساسترين مقاطع دوران گذار در حوزههاى علميه، هشدار داد.
شهيد مطهرى كه خود يك بال پرواز پرنده مديريت و انديشه انقلاب به شمار مىرفت، حتى نسبت به مواضع بال ديگر اين پرنده، يعنى شهيد بهشتى هم داراى موضع بود؛ دو بالى كه به فاصله كوتاهى توسط دو لبه قيچى انفعال و ارتجاع چيده شدند و پرواز از تن مادى آنان - در آسمان انقلاب و به دنبال سيمرغ امام - گرفته شد. عدم اعتقاد شهيد مطهرى به مقوله «تحزّب» به معناى مصطلح كنونى و عذرخواهى وى از شهيد بهشتى براى ورود به حزب جمهورى، نه تنها بيانگر استقلال فكرى اين شهيد و پويايى اجتهاد شيعى در برخورد با پديدهها و رخدادهاى سياسى، اجتماعى و پتانسيل انقلاب در كنار آمدن سليقههاى گوناگون با حفظ اصول، در پيشبرد انقلاب است، بلكه گوياى اين واقعيت است كه شخصيتهايى چون شهيد مطهرى و شهيد بهشتى، هرگز به خاطر هدف مشترك و قرار داشتن در جبهه خودى و برقرارى مودت و اخوت اسلامى، از مواضع و برداشتهاى خود يك قدم عقب نمىنشستند.
مطهرى برداشت خود را نسبت به «تحزّب» اعلام كرد؛ هر چند كه به خوبى مىدانست حزب جمهورى، تنها وسيله بيرون كشيدن قوه مقننه از حلقوم ليبراليسم و جلوگيرى از تبانى اين قوه با قوه مجريهاى است كه تفكر ليبرالى بر آن حكمفرماست. تبانىاى كه مىتواند راه شكلگيرى «ديكتاتورى شبه دموكراسى» را در جامعه فراهم سازد. از اين رو، با عدم ورود به حزب و پذيرش تفكر حزبى، برداشت مجتهدانه خود را اعلام كرد و با كلاننگرى خاص نسبت به وضعيت موجود جامعه و نقش محورى حزب در برخورد با تفكر ليبرالى، همكارى فكرى خود را تداوم بخشيد و هرگز به تضعيف حزب نپرداخت.
شهيد مطهرى گرچه فرزند زمان خود بود و زمان آگاهى و برخورد با پديدههاى نو، وى را به سوى موضعگيرىهاى نو سوق مىداد، اما موضعگيرىهاى وى محصور در زمان خودش نبود. او گاهى فراتر از زمان، پرنده انديشه خود را به پرواز در مىآورد تا جايى كه حتى در خصوص تولد كودك آزمايشگاهى، نظر كلامى و موضع خود را بيان كرد و گاهى زمان را به عقب باز مىگرداند و در خصوص افرادى چون خواجه ربيع كه نماد و نماينده تفكر ولايت گريز است، با شجاعت موضع صريح خود را اعلام مىكرد كه تا قبل از وى، كسى جرأت مورد خطاب قرار دادن يكى از زهاد گذشته را نداشت.
مطهرى در خصوص هر بخش از تاريخ و حتى هر نهاد، دسته و گروهى، از بيان مواضع روشنگرانه خود، واهمهاى به دل راه نمىداد.
از تورّم اصول و كم بودن كرسى تدريس قرآن و نهجالبلاغه در حوزههاى علميه تا موانع توليد علم و علل عقبماندگى علمى در ساختار دانشگاهها را مىتوان از سطر سطر نوشتارهاى شهيد مطهرى استخراج و فهرست كرد. او در عين حالى كه شجاعانه روحانيت را به آفتزدايى از درخت روحانيت فرا مىخواند، تبديل دانشكده الهيات، به مدرسهاى چون مدرسه حقانى قم را تنها راه برون رفت از بن بستهاى علمى در دانشگاهها مىدانست.
دفعات نمایش : 23
تاریخ: 1387.4.23
اخبار معارف اسلامی
فعالیت رسمی شبکه ثقلین، 9 ماه دیگر آغاز میشود ...
تاسیس مرکز گفتگوی شیعه و سنی در کویت
رسالت هنرمندان روشن كردن جلوه هاي حق تعالي است ...
هنرمندان سینما با تعمق در مبانی دینی آثار فاخر ...
رسالت نقاش مسلمان، انتقال زيبايیهای دين به مخاطب ...
هنر مدافع عدالت و امید است
نظام خط قرمز فرقهها را تبیین کند
مدعيان دروغين امام زمان(عج) در قم دستگير شدند ...
عنوان مقالات و شاخه ها
اسوه پارسايان
مرد مواضع
مرد مواضع
همه دنيا، منزل من است
هم حسينى بود هم بهشتى
علامه امينى غواص غدير
آیت الله العظمی میرزای شیرازی ...
حکیم بلند مرتبه حاجی ملا هادی ...
یک لباس و دو فضیلت
زندگی نامه و ویژگی ها
ملا محمّد مهدی نراقی
حکایت ها
مرد هزار سنگر
از همدلي تا همراهي دو رفيق راه
بصير و بسيجي
نگاهی به محیط پرورشی و رفتار ...
علامه مجلسي(رحمت الله عليه)
علامه سيد محمد حسين طباطبايي
فقه در عصر مفيد
علامهاى براى تمام اعصار
جلوههاى جاودانه
مردي از نسل فردا
1
2
کوتاه و خواندنی
معارف اسلامی
اگر مذهب ، ما را تسلی نمی داد ، زندگی رقت انگیزی داشتیم.
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©