اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
راه های بهبود زندگی
هنر اصفهان
آسیب شناسی تربیتی
فضائل اخلاقی
قلمرو و اختیارات ولی‏فقیه
ایمنی غذایی

 مقالات برگزیده  
امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و...
امام حسن(علیه السلام)در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديده شد به شهادت رسيد و جلوه هاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و...
  روایات پیشوایان اسلام(علیهم السلام)درباره ی همزیستی مسالمت آمیز     
   تاریخ و سیاست علوم سیاسی مقالات

روایات پیشوایان اسلام(علیهم السلام)درباره ی همزیستی مسالمت آمیز


روایات پیشوایان اسلام(علیهم السلام)درباره ی همزیستی مسالمت آمیز

از مطالعه ی روایات و احادیث، چنین به دست می آید که همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد رابطه محبّت، مودّت و دوستی با بیگانگان، امری است که مسلمانان در روابط بین الملل خود می توانند از آن بهره گیرند؛ چه این که، اسلام، آیین فطرت است و هرگز با احساسات طبیعی و انسانی بشر ضدیّت ندارد. اسلام به این نکته توجّه می کند که با ایجاد جوّ آرام و موّدت آمیز می توان با مخالفان عقیدتی خود به گفت و گو جدال احسن پرداخت. پیشوایان اسلام، پیوسته به رعایت عدالت، انصاف، ادای حقوق و پرهیز از آزار و اذیّت پیروان مذاهب دیگر توصیه می کردند که در این جا به چند نمونه ی آن اشاره می شود:
روایت اوّل عن النّبی (صلی الله علیه و آله) :
مَن آذی ذَمیّاً فَأَنا خَصمُهُ وَ مَن کُنتُ خَصمُه خَصَمتُه یَومَ القِیامَهِ.1
هر کس اهل ذمّه [= یهودی، مسیحی و زرتشتی که در پناه اسلام است] را آزار رساند، دشمن او خواهم بود و هرکس من دشمن او باشم ، روز قیامت دشمنی خود را بر او آشکار خواهم کرد.
روایت دوم عَنِ النّبی (صلی الله علیه و آله)
مَن ظَلَم مُعاهداً و کَلَفه فَوقَ طاقَتهِ فأنا خصمه یَوم القیامه.2
هر کس به یکی از معاهدان اسلام، ستم روا دارد و بالاتر از طاقت او تکلیفی بر او تحمیل کند، روز قیامت،خودم دشمن او خواهم بود.
روایت سوم عَنِ النبی (صلی الله علیه و آله):
مَن آذی ذِمیا فقد آذانی.3
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس اهل ذمه را آزار رساند،مرا آزار رسانده است.
روایت چهارم عَنِ النبی (صلی الله علیه و آله):
من ظلم مُعاهداً اَو اِنتَقَصه حقه او کلّفه فوق طاعته او أَخذ منه شیئاً بغیر طیب نفسه فانا حَجیجُه یوم القیامه.4
هر کس به هم پیمانی از غیر مسلمانان ستم کند یا حقّش را از بین ببرد یا بالاتر از طاقتش تکلیفی را بر او تحمیل کند یا چیزی بدون رضایت از او بگیرد، من روز قیامت با او محاجّه خواهم کرد
روایت پنجم عَنِ النبی (صلی الله علیه و آله):
مَن قَذِف ذمیّاً حُدَّ له یِومِ القِیامَه بِسیاطٍ مِن نار.5
هر کس پیروان مذاهب دیگر را که در ذمّه ی (اسلام) قرار دارند، تهمت بزند، روز قیامت با
تازیانه های آتشین مجازات خواهد شد.
روایت ششم عن ابن عباس عَنِ النبی (صلی الله علیه و آله):
تصّدقوا علی أهل الأدیان کلّ لها. 6
به فقیران از پیروان همه ی ادیان الاهی صدقه بدهید.
روایت هفتم: امام علی در بخشی از نامه اش به مالک اشتر می فرماید:
وَ اَشعِر قَلبک الرّحمهَ للرعیه و المحبه لهم، و اللطفَ بهم، و لا تکوننَ عَلیهم سَبُعا ضاریا تَغتَنم أکلهم، فانهم صِنفان: اِمّا اخّ لک فی الدّین، و اِمّا نظیر لک فی الخلق ... 7[ ای مالک] مهربان باش و رعیت را با چشمی پرعاطفه و سینه ای لبریز از محبّت بنگر. زنهار که چون درنده ای به غارت جان و مال آنان بپردازی! [ای مالک!] فرمانبران تو از دو صنف بیرون نیستند: یا مسلمانان و برادران دینی تو هستند، و یا پیروان مذهب بیگانه اند که در این صورت همانند تو انسانند.
باید توجّه داشت که فرمان حضرت امیرمؤمنان به مالک اشتر، به طور طبیعی زمانی صادر شده که تعداد مسلمانان در کشور مصر ناچیز بوده است. چند سال بیش تر از فتح مصر به دست سپاه اسلام نمی گذارد و به طور طبیعی در این چند سال فقط عدّه ی اندکی اسلام را پذیرفته بودند و بیش تر مردم هنوز مسیحی بودند. 8
مالک اشتر، فرمانروای ملّتی شده بود که به تبعیت سیاسی حکومت اسلامی درآمده؛ ولی اکثریت آن مسیحی و اقلیت آن مسلمان بودند. بسیار جالب است که برای اداره ی چنین کشوری، امام علی (علیه السلام) چنان به مراعات حدّاکثر و منافع عمومی مردم مصر دستور می دهد که گویی میان آنان حتّی یک مسلمان وجود ندارد.
سفارش های اکیدی که از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگر پیشوایان اسلان، درباره ی زندگی مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان مذاهب دیگر رسیده، در واقع همان روح همزیستی مسالمت آمیز است که قرآن نیز بدان سفارش کرده است.
روایت هشتم: امام علی (علیه السلام) و استقبال از صلح: حضرت در قسمتی از نامه ی خود به مالک اشترمی فرماید:
وَ لا تَدفَعَن صُلحاً دعاکَ الیه عَدُوُّکَ وللهِ فیه رِضیَّ ، فَانَّ فِی الصُّلحِ دَعَهً لِجُنُودِکَ و راحَهًٍ مِن هُمُومِکَ و اَمناً لِبِلادِکَ.9
و از صلحی که دشمن، تو را بدان خواند، و رضای خدا در آن بود، روی متاب که داشتی، سربازان تو را آسایش رساند، و از اندوه هایت برهاند و شهرهایت ایمن ماند.
روایت نهم: لزوم وفا در پیمان با دشمنان: امام علی (علیه السلام) ، در قسمت دیگری از همان نامه به مالک اشتر می فرماید:
واِن عَقَدتَ بَینَکَ و بین عَدُوُّک عُقدَهً او اَلبَستَهُ مِنک ذِمه فَحُط عَهدَک بِالوَفاء و...
و اگر با دشمنت پیمان نهادی در ذمّه ی خود، او را امان دادی به عهد خویش وفا کن و آن چه را به ذمّه داری ادای و خود را چون سپری برابر پیمانت برپا؛ چه مردم بر هیچ چیز از واجب های خدا چون بزرگ شمردن وفا به عهد سخت هم دستان نباشند با همه هواهای گونه گون که دارند، و رأی های مخالف یکدیگر که در میان آرند. و مشرکان نیز جدا از مسلمانان وفا به عهد را میان خود لازم می شمرند؛ چه زیان پایانِ ناگوار پیمان شکنی را بردند. پس از آن چه به عهد گرفته ای خیانت مکن و پیمانی را که بسته ای مشکن و دشمنت را که در پیمان تو است – مفریب که جز نادان بدبخت بر خدا دلیری نکند و خدا پیمان و زینهار خود را امانی قرار داده، و از در رحمت به بندگان رعایت آن را بر عهده ی همگان نهاده، و چون حریمی استوارش ساخته تا در استواری آن بیارامند و رخت به پناه آن کشند؛ پس در پیمان نه خیانتی توان کرد، و نه فریبی داد، و نه مکری پیش روی آورد؛ . پیمانی مبند که آن را تأویلی توان کرد (یا رخنه ای درآن پدید آورد) . چون پیمانت استوار شد و عهده برقرار (راه خیانت مپوی) و برای به هم زدنش خلاف معنای لفظ را مجوی، و مبادا سختی پیمانی که بر عهده ات فتاده و عهد خدا آن را برگردنت نهاده، سر بردارد و تو را به (ناحق) بر به هم زدن آن پیمان وا دارد که شکیبایی کردنت در کار دشواری که گشایش آن را امیدواری، و پایان نیکویی اش را انتظار، بهتر از مکری است که از کیفر آن ترسانی و این که خدا تو را چنان بازخواست کند که درخواست بخشش او را در دنیا و آخرتت نتوانی.
روایت دهم: امام سجاد (علیه السلام) درباره ی حقّ ذمّه می فرماید:
و حق اهل الذمه اَن تَقَبَلَ ما قَبِلَ الله عزّوجلّ و لا تَظلِمهُم مّا وَفُوالله – عزّوجل – بِعَهِدِه.
حقّ کسانی که در پناه مسلمان هستند، این است که آن چه خدای – عزوجل – از آنان می پذیرد، بپذیری و مادام که به عهد خدای – عزوجل – وفادار هستند، برایشان ستم نکنی.

سیره ی عملی

«سیره» از نظر اهل لغت به معنای سنّت، روش، مذهب، هیأت، طریقه و نظایر این ها است. و
می توان «سیره» را نوع و سبک رفتار معنا کرد. 10
موّرخانی که در احوال پیامبر اسلام کتاب نوشتند، عنوان تاریخ خود را «سیره النبی» گذاشتند و شاید نخستین رشته ی تاریخی که مورد توجّه و نظر مسلمانان قرار گرفت، همین «علم السیره» باشد. محتمل است که آن ها می خواستند سبک و رفتار یا رفتارشناسی پیامبر را بیان کنند؛ امّا به صرف رفتار قناعت کردند. 11
قرآن کریم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را اُسوه ی حسنه معرّفی می کنند:
لَقَد کانَ فی رَسول الله اُسوهٌ حَسَنهٌ لِمَن کانَ یَرجوا الله وَالیَوم الاخِرَ وَ ذَکَرَالله کَثیراً.12
از نظر اسلام ، پیامبر( صلی الله علیه و آله) نمونه ای برای پیروی عملی است؛ نمونه ای که روش- های عملی او در کلیّه ی شؤون فردیف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روابط بین الملل برای مسلمانان قابل دستیابی و پیروی است. از آن جا که اسلام ، واپسین دین الاهی است، لازم است، نمونه ی تمام عیار و قابل پیروی برای همه ی زمان ها، در تمام حالات داشته باشد.
رفق و مدارا، سیره ی عملی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
رفق و مدارا، از اموری است که در سیره ی اجتماعی پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه در بُعد داخلی و چه در بُعد بین الملل، اهمیّت بسیاری داشته است. همین امر، سبب اصلاح جامعه، روابط و مناسبات اجتماعی بود. در غیر این صورت، زمینه ای برای هدایت و تبلیغ رسالت به وجود نمی- آمد. خدای متعالی خوشخویی و مدارای پیامبر را این گونه می ستاید:
فَبِما رَحمهٍ مِنَ الله لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظاً غَلیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ فِاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم...13
رفق و رحمت او آن قدر قراگیر بود که با دشمنان دیرینه ی خود مثل مشرکان قریش، از سرگذشت برخودر کرد. روز فتح مسالمت آمیز و بدون خونریزی مکّه، شخصی این جمله را تکرار می کرد:
الیوم یوم الملحمه، الیوم تستحلّ الحرمه، امروز روز کشتار، جنگ و انتقام است. امروز روز شکسته شدن حرمت ها است.
پیامبررحمت، این جمله را فرمود:
الیوم یوم المرحمه: امروز روز رحمت و مهربانی است.
بدین ترتیب، حضرت، جلو هر گونه خشونت و تندی را در مقابل مخالفان اسلام گرفت و در مقابل چشم های نگران مشرکان قریش فرمود:
اِذهَبوا فَاَنتُم الطُلّقاء . بروید که همه تان آزادید.14
پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیام آور رحمت و محبّت
خداوند، رسول گرامی اسلام را رحمتی فراگیر معرّفی کرده که رحمت او شامل همه ی انسان ها اعّم از مسلمانان و غیر مسلمانان می شود:
وَ ما اَرسَلناکَ الاّ رحمهً لِلعالَمینَ. 15
پیامبر، رحمتی برای همه و حضرت در حفظ منافع و تأمین سعادت این جهانی و آن جهانیِ همگان حریص است. خدای رحمان در بیان شدّت شفقت و مهربانی آن بزرگوار بر تمام بشر فرموده است:
لَعَلّکَ باخِعٌ نَفسَکَ اَلا یَکونوا مؤمنینَ.16
مشاهده می شود که تأسّف ، دلسوزی و غمخواری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای کافران و منکران حق و علاقه مندی حضرت به سعادت و نجات بندگان تا چه حد کار را بر وی تنگ کرده که خدای تعالی او را تسلیت داده و دلجویی کرده است تا مبادا از شدّت اندوه و اهتمام به حال آن ها، قالب تهی کند؛ زیرا رسول خدا، همه ی آدمیان را بدون استثنای هم چون فرزندان دلبند و پاره ی تن خود می دانست و خیر و هدایت آنان را می خواست و چون می دید که به راه گمراهی و نابود می روند، سخت اندوهگین می شد؛ همان گونه که پدری مهربان از هلاکت و تباهی فرزندانش دچار اندوه می شود.
و پیامبر اکرم ، خود را مظهر تامّ رحمت و محبّت الاهی معرّفی می کند:
انّما بُعِثت رَحمه. 17
سیره ی پیامبر(صلی الله علیه و آله) سیره ی تربیت عملی انسان است و این تربیت، در برترین و کامل ترین جلوه اش، در رفتار امامان (علیه السلام) که غیرقابل تفکیک از سیره ی پیامبر(صلی الله علیه و آله) است،تجلّی یافته بنابراین،در این قسمت افزون بر سیره ی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به سیره ی امام معصوم (علیه السلام) درباره ی پیروان اهل کتاب نیز اشاره می شود.

پی نوشت ها:

1 .عنیف عبدالفتاح طباره،روح الدین السلامی ،ص274.
2 . صدرالدين بلاغي، عدالت و قضا در اسلام، ص 57؛ زين العابدين قرباني، اسلام و حقوق بشر، ص 397.
3 . صدرالبلاغي ، پيشين.
4 . زين العابدين قرباني، اسلام و حقوق بشر، ص 398، از التعصب و التسامح بين المسيحيه و الاسلام، ص 41.
5 . صدرالدين بلاغي ، پيشين ، ص 57.
6 . عفيف عبدالفتاح طبّاره، پيشين.
7 . نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 53.
8 . ر.ک: محمّد مجتهد شبستري ، مکتب اسلام، سال 8، ش 5، ص 49.
9 . دنهج البلاغه، نامه 53، ص 338.
10 . علي اکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج 8 ، ص 12243.
11 . ر.ک: مصطفي دلشاه تهراني، سير? نبوي، ج 1، ص 36.
12 . احزاب(33) ، 21: « قطعاً براي شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقي نيکو است: براي آن کس که بر خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مي کند».
13 آل عمران (3)، 159:« به برکت رحمت الاهي، در برابر مردم نرم و مهربان شدي!».
14 . ابي جعفر مجمد بن جرير الطبري، تاريخ الطبري، ج 3، ص 56.
15 . انبيا(21)، 107:« ما تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاده ايم».
16 . شعرا(26)، 3 » « گويي مي خواهي جان خود را از شدّّت اندوه از دست دهي، به خاطر اين که آنان ايمان نمي آورند».
17 . مصطفي دلشاد تهراني، سير? نبوي، ج 3، ص 75، از: الوفاء باحوال المصطفي، ج 3، ص 421 و 439؛ من رحمتي [فراگير] بر انگيخته شده ام.

  دفعات نمایش : 33      تاریخ:  1387.5.22






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما