اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
اصفهان در دوران باستان
تغذیه خانواده
فنون تقویت حافظه
میوه ها و سبزیجات
ویژگی های دین اسلام
چرا مسلمان شدم؟

 مقالات برگزیده  
حفظ قرآن آثار دنيوي و اخروي بسيار دارد و عبادت شمرده مي‌شود. بي‌ترديد اين آثار در پرتو عمل به قرآن و احكام الاهي نهفته در آن تحقق...
لازم است ابتدا مقدماتي كه حافظ قرآن بايد رعايت كند، يادآوري شود، زيرا اين پيشكردارها اگر چه ممكن است...
  غرب و رابطه ايمان و عقل     
   معارف اسلامی مقالات تخصصی

غرب و رابطه ايمان و عقل


غرب و رابطه ايمان و عقل

ايمان و عقل مسئله بسيار مهمى بوده و هنوز هم هست. هنوز هم آنچه شما در بحث‌هاى کلامى شاهد هستيد و از آن سو ترجمه مى‌شود و مى‌آيد گرفتار بحران ايمان است. اين بحران ايمان مربوط به غرب است و در کشور ما اصلا موضوعيت ندارد. شما نمى‌توانيد بفهميد معناى بحران ايمان يعنى چه؟ من نمى‌توانم بفهمم؟ زيرا ما هنوز در پروسه ايمان سير مى‌کنيم و حتى اگر آدمى باشد که در جامعه ما نماز نخواند به هرحال باورهايى در او وجود دارد. بحران ايمان مربوط به زمانى است که کسى خودش را در صحراى وحشتناک و ظلمانى بى‌ايمانى ببيند. ممکن است در ظاهر رفتار آحاد جامعه ما رگه‌هايى از عدم تقيد به شعائر وجود داشته باشد ولى باطنا چارچوب تصورشان، چارچوب دينى و ايمانى است. بحران ايمان موضوع ما نيست بايد دهه‌ها طول بکشد تا ما گرفتار بحران ايمان شويم. درست است در بعضى از افراد ممکن است موضوعيت پيدا کرده باشد ولى حرکت اجتماع مبتنى بر بى‌ايمانى نيست. اگر به ماه رمضان نگاه کنيد، به تاسوعا و عاشورا نگاه کنيد، به مناسبت‌ها نگاه کنيد، رفتار عموم جامعه و خانواده‌ها را نگاه کنيد هنوز اثرى از بحران ايمان نداريم. در هر حال پس از دوران عقل‌‌گرايى اوليه در يونان باستان حالا ايمان وارد ميدان شده بود.ايمان يک مقوله ماورايى قابل ديدن نبود. نه فرشتگان را مى‌شد ديد نه خدا را با اين چشم سر مى‌شد ديد و دو، دوتا چهارتاى عقلى کرد، نه آنچه در کتب عهد عتيق و عهد جديد آمده بود قابل تبيين بود.
صرفا گفته مى‌شد بايد به اينها ايمان و اعتقاد داشته باشيد. پنبه عقل را هم که زده بودند و مى‌گفتند حق نداريد با گزاره‌هاى عقلانى وارد اين مقوله شويد. دست و پاى هرکس را که اين‌گونه عمل کرده بود بريدند، دانشمندان را تکفير کردند و از بالاى برج‌ها پايين انداختند و سوزاندند. در کليسا دادگاه‌هاى تفتيش عقايد راه انداختند. لذا به تدريج تفکرى در آنجا بسط پيدا کرد مبنى بر اينکه کليسا قادر نيست از ايمان دفاع عقلانى کند و در نتيجه ايمان در مقابل عقل قرار گرفت. گروه‌هاى فکرى به سه دسته تقسيم شدند. گروهى معتقد بودند که عقل بايد به نفع ايمان کنار رود، گروه ديگر مى‌گفتند ايمان بايد به نفع عقل کنار رود، گزاره سومى هم بود که تقريبا هر دو را برابر مى‌دانست. هيچ‌کدام از اين سه گروه نيز نتوانستند دليل محکمى ارائه کنند که قابل پذيرش باشد. فلسفه اين دوران چون قابل دفاع نبود به نام اسکولاستيک معروف گرديد. (مدرسي) اسکول يعنى مدرسه. اسکولاستيک يعنى مدرسي. يعنى چيزى که بيان شده و بقيه مجبورند ياد بگيرند. در مدرسه خيلى تفکر و تعقل وجود ندارد. شما به‌عنوان دانش‌آموز- نه به‌عنوان دانشجو- فقط مطالب را مى‌آموزيد. دانشمندان براى سنين نوجوانى و کودکي، شان تعفل و تفکر قائل نيستند چون تازه فرد زندگى را تجربه مى‌کند. از اين جهت به مدارس اين مقطع مى‌گويند اسکول يعنى چيزهايى که افراد نمى‌توانند در حقانيتشان ترديد کنند، آنها مى‌آموزند. يک بچه ابتدايى با راهنمايى نمى‌تواند بر سر يک فرمول رياضى يا نحوه چينش کلمات يک بيت شعر شک کند، نهايتا مى‌تواند اينها را خوب بفهمد و نمره 20 بگيرد. نگاه مکتب فلسفى دوران قرون وسطى در اين حد است. مى‌گويند شما بيشتر از اين نمى‌توانيد جلو برويد. نهايتا مى‌توانيد رشد کنيد و يک مکتب فکرى هماهنگ و منطبق با ما به وجود آوريد.

سارا محمدى نژاد

  دفعات نمایش : 40      تاریخ:  1387.5.23






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما