اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
اصفهان در دوران باستان
تغذیه خانواده
فنون تقویت حافظه
میوه ها و سبزیجات
ویژگی های دین اسلام
چرا مسلمان شدم؟

 مقالات برگزیده  
حفظ قرآن آثار دنيوي و اخروي بسيار دارد و عبادت شمرده مي‌شود. بي‌ترديد اين آثار در پرتو عمل به قرآن و احكام الاهي نهفته در آن تحقق...
لازم است ابتدا مقدماتي كه حافظ قرآن بايد رعايت كند، يادآوري شود، زيرا اين پيشكردارها اگر چه ممكن است...
  زندگی نامه ی شهيد آية الله مدرس رحمت الله علیه     
   معارف اسلامی شیعه شناسی علما و بزرگان شیعه زندگی نامه و ویژگی ها

زندگی نامه ی شهيد آية الله مدرس رحمت الله علیه


زندگی نامه ی شهيد آية الله مدرس رحمت الله علیه

قسمت دوم

در عرصه پژوهش

مدرس در اصفهان و در سنين جواني كتابي تحقيقي در فقه و اصول نگاشت كه مقام فقهي او را به ثبوت مي‎رساند. از آن شهيد رساله‎اي در فقه استدلالي به جاي مانده كه اگر صاحبان فن و اهل نظر آن را بررسي كنند تصديق مي‎نمايند كه در صورت تكميل، اين كتاب هم تراز كتاب مكاسب شيخ انصاري است.1
مدرس اولين كسي بود كه تدريس نهج‎البلاغه را در حوزه‎هاي علميه رسمي كرد و نخستين مجتهدي بود كه اين كتاب را جزو متون درسي طلاب قرار داد. شخصيتي چون حاج ميرزا آقا علي شيرازي استاد شهيد مطهري و آية الله العظمي بروجردي نهج البلاغه را نزد شهيد مدرس آموختند. از كارهاي مهم و در خور توجه اين فقيه فرزانه تدوين تفسيري جامع براي قرآن بود كه علاوه بر جمع‎آوري تفاسير خطي و چاپي عده‎اي از دانشمندان را براي نيل بدين مقصود به همكاري دعوت نمود و در صورتي كه اين طرح تفصيلي جامع به اجرا در مي‎آمد روشي بسيار عالي و سبكي تازه و عميق بود.
مدرس مدتها فلسفه تدريس مي‎كرد و در عرفان مهارت داشت و در زندان خواف براي عده‎اي از مأموران قلعه‎اي كه در آن به سر مي‎برد مثنوي را تفسير مي‎كرد.2
آثار قلمي مدرس به شرح زير است:
1. تعليقه بر كفاية الاصول آخوند خراساني.
2. رسائل الفقهيه كه به كوشش استاد ابوالفضل شكوري بتازگي انتشار يافته است.
3. رساله‎اي در ترتّب (در علم اصول فقه).
4. رساله‎اي در شرط متأخر (در اصول).
5. رساله‎اي در عقود و ايقاعات.
6. رساله‎اي در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه.
7. كتاب حجية‌الظن (در اصول).
8. شرح رسائل شيخ مرتضي انصاري.
9. حاشيه بر كتاب النكاح مرحوم آية الله شيخ محمد رضا نجفي مسجد شاهي.
10. دورة تقريرات اصول ميرزاي شيرازي.
11. رساله‎اي در شرط امام و مأموم.
12. كتابي در باب استصحاب (در علم اصول).
13. كتاب احوال الظن في اصول الدين.
14. شرح روان بر نهج البلاغه.
15. اصول تشكيلات عدليه با (همكاري ديگران).
16. زندگينامه «خود نوشت» كه براي روزنامه اطلاعات فرستاده است.

مدرس ديانت در عرصة سياست

در اصل دوم متمم قانون اساسي ايران پيش بيني شده بود كه قوانين مصوبه مجلس شوراي ملي بايد زير نظر هيأتي از علما و مجتهدان طراز اول باشد. به موجب اين اصل در هر بار بايد حداقل پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور داشته و بر قوانين مجلس ناظر باشند و مفاد آن از نظر شرعي به تأييد و امضاي آنها برسد. در دورة دوم مجلس از سوي فقها و مراجع تقليد شهيد مدرس به عنوان مجتهد طراز اول برگزيده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان ديگر به مجلس رفته، بر قوانين مصوب آن نظارت داشته باشد. شهيد مدرس پس از 194 جلسه كه از مجلس دوم گذشت در تاريخ 28 ذيحجه 1328 ق. در مجلس حضور يافت ولي از جلسه دويستم به ايراد نطق پرداخت.
وقتي كه مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت بعضي فكر مي‎كردند او يك روحاني معمولي است و باور نمي‎كردند كه اين سيد لاغر اندام با عصاي چوبي و لباس كرباس بزودي تمام امور را به دست گرفته، در بحث و استدلال كسي حريفش نمي‎شود. موقعيت حساس ايران و بي‎كفايتي زمامداران و نفوذ كامل بيگانگان شرايطي را بر ايران تحميل ساخت كه با استقامت و پايداري شهيد مدرس برخي از اين شرايط تحميلي خنثي گرديد. يكي از اين موارد اولتيماتوم ننگين دولت روس به هم دستي دولت انگليس بود ذيحجه 1329 كه طي آن خواهان اخراج مسترشوستر (كه مشغول رسيدگي به امور مالي ايران بود) گرديد.3
شهيد محمد خياباني و شهيد مدرس به مخالفت با اين اولتيماتوم پرداختند. بر اثر اين مخالفت و نيز تظاهرات مردم به تبعيت از روحانيون، در مجلس موفق نشد براي جواب دادن به دولت روس تصميمي اتخاذ كند.4
در گير و دار جنگ خانمانسوز جهاني اولي كه هنوز از عمر مجلس سوم يك سال نگذشته بود نخست‎وزير وقت و مستوفي الممالك به طور رسمي ايران را در اين جنگ به عنوان دولت بيطرف اعلام كرد. ولي روس و انگليس بيطرفي ايران را ناديده انگاشته، مركز حكومت ايران از سوي بيگانگان مورد تهاجم قرار گرفت به همين سبب گروهي از نمايندگان به منظور مخالفت با اين حركت و ضديت با قواي متجاوز، مهاجرت را آغاز كردند كه در حقيقت يك قيام عمومي و همه جانبه بود كه رفته رفته افرادي از همه طبقات بدان پيوستند و شخصيتهاي سرشناسي چون مدرس، حاج سيد نورالدين عراقي و حاج آقا نورالله اصفهاني در بين آنها ديده مي‎شدند. در شهر قم مهاجران كميته دفاع ملي تشكيل دادند كه در مصاف با روسها ناگزير به عقب نشيني شده، بسوي غرب كشور رفتند و در اين نواحي دولت موقتي تشكيل دادند كه وزارت عدليه و اوقاف آن را شهيد مدرس عهده‎دار بود. در اين برنامه گروهي به تحريكات انگليس و روس قصد ترور مدرس و رئيس دولت يعني نظام السلطنه مافي را داشتند كه توطئه آنان كشف و خنثي گرديد. 5
شهيد مدرس به همراه عدّه ديگري از رجال نامي عازم قلمرو عثماني شد و در نهايت ساده زيستي به محض ورود به استانبول در مدرسه ايرانيان اين شهر به تدريس علوم ديني پرداخت ولي پس از مدتي سلطان محمد پنجم پادشاه عثماني از وي دعوت كرد كه براي ملاقات و مذاكره در قصر او حضور يابد.
مدرس در اين ملاقات با استقامت و شجاعت و اعتماد به نفس شگفت انگيزي سخن گفت و از دولت عثماني خواست تا از الحاق قسمتي از خاك آذربايجان به كشورش جلوگيري به عمل آورد.6
وي در ملاقات با ديگر شخصيتهاي اين كشور از وحدت مسلمين و زمينه‎هاي اقتدار مسلمانان و پيشرفت اسلام سخن گفت.7

تيرگي و تباهي

يكي از حوادث اسفبار كه با دوران مجلس چهارم مصادف بود طغيان رضاخان در مقام وزارت جنگ است. وي سعي داشت امور نظميه، بودجه و قواي نظامي را تحت اختيار خود قرار دهد. شهيد مدرس بدون آنكه از تشكيلات عنكوبتي رضاخان هراسي به دل راه دهد با قدرت معنوي فوق‎العاده‎اي مبارزه با اين چهره منفور را آغاز كرد و در جلسه 148 دوره چهارم مجلس كه مصادف با 12 مهر 1301 بود نطقي عليه رضاخان بيان كرد و اظهار داشت:
در وضع كنوني امنيت مملكت در دست كسي است كه اغلب ما از دست او راضي نيستيم و بايد بدون ترس و پرده بگويم كه ما قدرت داريم او را عزل كرده بركنارش كنيم!8
رضاخان براي فريب مردم و عملي ساختن برنامه‎هاي استعمار آرزوي موهوم جمهوري خواهي را در انديشه مخدوش خود پرورانيد و با دست عوامل بيگانه آبياري نمود. اين حركت بظاهر مردمي و در باطن ضد استقلال و هويت فرهنگي ايران بنا به تصميم انگلستان جهت تمركز قدرت در شخص رضاخان طرح شده بود. مدرس زودتر از همه خطر اين آشوب را حس كرد و در صدد چاره برخاست. تدين كه از طرفداران جدي رضاخان بود سعي كرد به هنگام سخنراني مدرس در مخالفت با جمهوري نمايندگان طرفدار خود را از جلسه خارج كند كه موفق نشد ولي در خارج جلسه و هنگام تنفس، شخصي به نام حسين بهرامي معروف به احياء السلطنه پس از مشاجره‎اي لفظي به تحريك تدين برگونة‌ مدرس سيلي محكمي نواخت! صداي اين سيلي كه به گونه مجتهدي آگاه برخورده بود چون تندر در تهران پيچيد و مانند كبريتي كه به انبار باروت برسد انفجاري در شهر به وجود آورد و در واقع سيلي عظيم از مردم مسلمان را به سوي مجلس راه انداخت.
طرفداران رضاخان با درماندگي رضاخان را از راهي مخفيانه از مجلس بيرون بردند و شهيد مدرس با آرامش كامل به
ميان مردم آمد و از بيداري و آگاهي آنان تشكر كرد. فريادهاي رعد آساي مردم همچنان استمرار داشت و رضاخان كه اين حركت را شكستي مفتضحانه براي خود ديد در روز 18 فروردين 1302 ش. به حالت قهر به بومهن (واقع در 40 كيلومتري تهران) رفت.
بعد از رفتن وي مزدوران رضاخان مجلس را تهديد كردند كه بايد سردار سپه را برگردانند و شايعه كردند در غير اين صورت كودتا مي‎شود. ولي شهيد مدرس به نمايندگان دلداري داد و گفت: نترسيد كه او نمي‎تواند كودتا كند! 9
ولي اكثر نمايندگان سخن مدرس را قبول نكرده،‌ گروهي را برگزيدند تا سردار سپه را برگردانند و هيأتي دوازده نفري به سرپرستي مصدق السلطنه مأمور اجراي اين كار شدند.10
پس از بازگرداندن رضاخان با حيله‎اي كه گروهي از نمايندگان تدارك ديده بودند شهيد مدرس را به بهانه آنكه رضاخان مي‎خواهد از در دوستي درآيد در منزل قوام السلطنه معطل كردند و در غياب او مجلس با 92 رأي به سردار سپه اظهار تمايل كرد.
در مجلس پنجم و در حالي كه مسلمانان مبارز در توقيف و تبعيد بودند و از هر سو فشارهاي زيادي به مدرس و يارانش وارد مي‎آمد مدرس تنها راه چاره را مطرح كردن مسأله استيضاح دانست و در هفتم مرداد 1303 با مقدمه‎اي ماهرانه و به دور از خشونت و جدل جنايات رضاشاه را افشا كرد و متن استيضاح را كه به امضاي وي و تني چند از ياورانش رسيده بود قرائت نمود.
ولي به دليل جنجال و هياهويي كه طرفداران رضاخان و گروهي اراذل و اوباش به راه انداختند استيضاح مطرح نشد و به وقت مناسب‎تري موكول گرديد. در دوره ششم مجلس مدرس رياست سنّي مجلس را عهده‎دار بود. در اين مقطع مدرس و طرفدارانش تحت فشار بيشتري بودند و آن سيد وارسته كمتر به مجلس مدرس مي‎رفت و بيشتر مشغول تدريس بود و وقتي مخالفان و معاندان مشاهده كردند كه فرياد حق طلبي مدرس خاموش نخواهد شد تصميم به ترور او گرفتند كه اين حركت آنان نافرجام ماند و تيرهاي شليك شده بازو و كتف مدرس را مجروح كرد و مدرس پس از 64 روز سلامتي خود را بازيافت و در 11 دي ماه 1305 در مجلس حاضر شد.
با فرا رسيدن دوره هفتم مجلس شوراي ملي در سال 1307 رضاخان تصميم گرفت به هر نحو ممكن از ورود مدرس و يارانش به مجلس جلوگيري كند و به همين دليل انتخاباتي كاملاً فرمايشي برگزار كرد. به نحوي كه حتي يكي رأي به نام مدرس از صندوقها بيرون نيامد به همين علت مدرس در مجلس درس خود گفت: (اگر) 20 هزار نفر از مردمي كه در دوره گذشته به من رأي دادند همگي مرده باشند يا رأي نداده باشند پس آن يك رأي را كه خودم به خودم دادم چه شده است!

شهادت

سرتيپ درگاهي رئيس شهرباني تهران كه عداوتي خاص با مدرس داشت در پي فرصتي مي‎گشت تا عقرب صفت زهر خود را فرو ريزد. به همين منظور در شب دوشنبه شانزدهم مهر ماه 1307 به همراه چند پاسبان مسلح به منزل مدرس رفته، پس از مضروب و مجروح كردن اهل خانه و زير كتك گرفتن شهيد مدرس وي را سر برهنه و بدون عبا دستگير كردند و به قلعه خواف تبعيد نمودند. آن شهيد والامقام دوران تبعيد را علي رغم اوضاع مشقت بار با روحي شاداب و قيافه‎اي ملكوتي سپري كرد.11
آن فقيه فرزانه پس از 9 سال اسارت در قلعه خواف به دنبال اجراي نقشه رضاشاه روانه كاشمر گرديد و در حوالي غروب 27 رمضان 1356 ق. مطابق با دهم آذر 1316 ش. سه جنايتكار و خبيث به نامهاي جهانسوزي، خلج و مستوفيان نزد مدرس آمده و چاي سمي را به اجبار به او دادند و چون ديدند از اثر سم خبري نيست عمامه سيد را در حين نماز از سرش برداشته، برگردنش انداختند و آن فقيه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد اين فقيه فرزانه در شهر كاشمر زيارتگاه عاشقان معرفت و شيفتگان حقيقت مي‎باشد.
سخن را با كلامي از امام خميني قدس سره درباره شهيد مدرس به پايان مي‎بريم.
« ... در واقع شهيد بزرگ ما مرحوم مدرس كه القاب براي او كوتاه و كوچك است ستاره درخشاني بود بر تارك كشوري كه از ظلم و جور رضاشاهي تاريك مي‎نمود و تاكسي آن زمان را درك نكرده باشد ارزش اين شخصيت عالي مقام را نمي‎تواند درك كند.»12

پی نوشتها:

1 يادنامه مدرس، ص 57 و 58.
2 مدرس، ج اول، ص 268.
3 دو مبارز مشروطه، رحيم رئيس نيا و عبدالحسين ناهيد، ص 206 و 207.
4 تاريخ هجده ساله آذربايجان، كسروي، ص 488.
5. مدرس قهرمان آزادي، حسين مكي، ج اول، ص 124 و 125.
6. همان مأخذ، ص 140 و 141.
7 مدرس مجاهدي شكست ناپذير، ص 42.
8. مدرس در پنج دوره تفتينية مجلس شوراي ملي، محمد تركمان، ج اول، ص 327 و 328.
9 مدرس، بنياد تاريخ انقلاب اسلامي، ج اول، بخش خاطرات، ص 224.
10 چهره حقيقي مصدق السلطنه، دكتر حسن آيت، ص 40.
11مدرس قهرمان آزادي، ج 2، ص 78.
12 مدرس، بنياد تاريخ انقلاب اسلامي، ج دوم، ص 27.

منبع: www.andisheqom.com

  دفعات نمایش : 34      تاریخ:  1387.5.28

  عنوان مقالات و شاخه ها 
زندگی نامه ی آيت الله سردار ...
زندگی نامه ی آيت الله سيد محسن ...
زندگی نامه ی آية الله حاج آقا ...
زندگی نامه ی آية الله حاج آقا ...
زندگی نامه ی آيت آيت الله سيد ...
زندگی نامه ی آيت آيت الله سيد ...
سیره ی جناب شیخ رجبعلی خیاط(رحمت ...
مرد جاده‏ها
شيخ زين العابدين عابدینی طالقانی(رحمت ...
شيخ زين العابدين عابدینی طالقانی(رحمت ...
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی ...
زندگی نامه ی آية الله غروي اصفهاني ...
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی ...
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی ...
زندگی نامه ی آية الله شيخ عباس ...
مرحوم سید عباس فرهمند پور(حسینی)
خصوصیات اخلاقی جناب شیخ رجبعلی ...
زندگی نامه ی آية الله شيخ عباس ...
دوران كودكي و تحصيل
زندگی نامه ی شهيد آية الله مدرس ...
مرحوم سید عباس فرهمند پور(حسینی)
ابعاد شخصيت حضرت امام خمينى ...
 1    2  
 
    کوتاه و خواندنی    
معارف اسلامی
چه بسا کسی که ظاهرش آراسته و مایه ی حسرت شماست ، اما درمانده و نیازمندِ دلداری و یاری شما باشد.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما