زندگانى و آثار احمد بن واضح يعقوبى
درآمد
1. زيست نامه «يعقوبى»
2. كارنامه «يعقوبى»
پی نوشتها :
1. ياقوت حموى، معجم الادباء، ج 5 (بيروت: دار الاحياء التراث العربى، بى تا)، ص 153; عمر رضا كحاله، معجم المؤلفين، ج 1 (بيروت: مؤسسة الرسالة، 1414 ق / 1993 م، چاپ اول)، ص 102. 2. عمر رضا كحاله، همان، ص 102. 3. احمد بن ابى يعقوب (يعقوبى)، البلدان، ترجمه محمد ابراهيم آيتى (تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1381، چاپ چهارم)، پيش گفتار مترجم، صص نه و ده. 4. عمر رضا كحاله، همان، ص 102. 5. ر.ك: ابو سعد عبدالكريم بن محمد السمعانى، الانساب، ج 5 (بيروت: دارالفكر، 1419ق / 1998م، چاپ اول)، ص 669. 6. ياسين ابراهيم على الجعفرى، اليعقوبى، المورخ و الجغرافى (بغداد: دارالرشيد للنشر، 1980م)، ص 20; حسين عاصى، اليعقوبى، عصره ـ سيرة حياته ـ منهجه التاريخى (بيروت: دارالمكتب العلميه، 1413ق / 1992م)، ص 36. 7. البته اين بخش، جزء متن اصلى كتاب البلدان نيست، و مشتمل بر گزارش هاى نويسندگان كهن از آثار گوناگون يعقوبى است; ر.ك: احمد بن ابى يعقوب (يعقوبى)، البلدان، تصحيح محمد صادق آل بحرالعلوم (نجف: المكتبة الرضوية، بى تا)، ص 118، پاورقى مصحح. 8. ر.ك: همان، صص 118-132. 9. ر.ك: ياقوت حموى، همان، ج 5، ص 153; عمر رضا كحاله، همان، ج 1، ص 102. 10. از ديدگاه مردمان عرب، «مولاى» يك قوم از خود آنان بوده است، و «ولاء» عامل خويشاوندى بوده است، مانند نَسَب (مولى القوم من انفسهم. و الولاء لحمة كلحمة النسب) جواد على، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام، ج 4 (بيروت: دارالعلم للملايين ـ بغداد: مكتبة النهضة، 1980م، چاپ سوم)، ص 368. 11. ياسين ابراهيم على الجعفرى، همان، ص 22; حسين عاصى، همان، صص 37-38; صادق آئينهوند (استاد)، علم تاريخ در اسلام (تهران: وزارت ارشاد اسلامى; 1360ش، چاپ اول)، ص 68. 12. براى آشنايى با برخى از موارد كاربرد اين لقب، ر.ك: يعقوبى، همان، صص 118-132 (الحاقات). 13. رسول جعفريان (استاد)، منابع تاريخ اسلام (قم: انصاريان، 1376، چاپ اول)، صص 154-155. 14. يعقوبى، همان (ترجمه فارسى)، پيش گفتار مترجم، صص نه - يازده. 15. ابو منصور عبدالملك ثعالبى نيشابورى، يتيمة الدهرفى محاسن اهل العصر، ج3، تحقيق مفيد محمد قميحه (بيروت: دارالكتب العلميه، 1420 ق / 2000م، چاپ اول)، ص 349. 16. ر.ك: يعقوبى، همان (ترجمه فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص يازده. 17. ر.ك: ياسين ابراهيم على الجعفرى، همان، ص 23; حسين عاصى، همان، ص38. 18. حسين عاصى در كتاب خود، مطالبى را از نوشته ياسين ابراهيم على الجعفرى به تحرير در آورده است; اما متأسفانه به آن كتاب، هيچ گونه ارجاعى نداده است. 19. ياقوت حموى، همان، ج 5، ص 154. 20. يعقوبى، همان (عربى)، ص 131. 21. ر.ك: احمد بن ابى يعقوب (يعقوبى)، تاريخ اليعقوبى، ج 2 (بيروت: دارصادر، بى تا)، ص 511. 22. ر.ك: رسول جعفريان، همان، ص 154. 23. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، صص 5 و 10. 24. همان، ص 4. 25. براى آشنايى با جاذبه هاى شهر بغداد در عصر يعقوبى، ر.ك: همان، صص 4-5. 26. همان، ص 1. 27. ر.ك: احمد بن واضح يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ج 1، ترجمه محمد ابراهيم آيتى (تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1366، چاپ پنجم)، مقدمه مترجم، صص بيست و سه. 28. ر.ك: حسين عاصى، همان، ص 41. 29. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ - عربى)، ج 2، ص 422. 30. يعقوبى، (البلدان - فارسى)، پيش گفتار مترجم، صص ده - يازده. 31. يعقوبى، (تاريخ ـ عربى). ج 2، ص 372. 32. محمد بن جرير طبرى، تاريخ الامم و الملوك (تاريخ الطبرى)، ج 8، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم (بيروت: روائع التراث العربى، بى تا)، ص 143; جمال الدين يوسف بن تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، ج 2 (قاهره: وزارة الثقافة و الارشاد القومى، 1383 ق / 1963م)، ص 40; زامباور، نسب نامه خلفا و شهرياران و سير تاريخى حوادث اسلام، ترجمه محمد جواد مشكور (تهران: كتابفروشى خيام، 1356)، ص 39. 33. مسئول ديوان بريد در هر منطقه، عهده دار دريافت و توزيع نامه هايى بود كه از نواحى ديگر به آن جا مى رسيد، وظيفه ديگرش اين بود كه عين گزارش ها و اخبار منطقه يا فهرست آن ها را به عرض خليفه برساند. هم چنين اختيار امور راه داران و گماشتن پيك ها در همه شهرهاى آن منطقه به دست او بود. ر.ك: آدام متز، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، ج 1، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو (تهران: اميركبير، 1362، چاپ اول)، ص 97. 34. ابن تغرى بردى، همان، ج 2، ص 40. 35. طبرى، همان، ج 8، ص 198; ابن تغرى بردى، همان، ج 2، صص 40-41. 36. عبارت طبرى چنين است: «كان رافضياً خبيثاً». طبرى، همان، ج 8، ص 198. 37. يعقوبى در تاريخ خود، فرار ادريس به مغرب را ذكر كرده; اما در آن جا از نقش واضح در فرارى دادنِ وى يادى نكرده است. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص405. 38. ياسين الجعفرى، همان، ص 26; حسين عاصى، همان، صص 40-41. 39. شاكر مصطفى، التاريخ العربى و المورخون: دراسة فى تطور علم التاريخ و معرفة رجاله فى الاسلام، ج1، (بيروت: دارالعلم للملايين، 1983م، چاپ سوم)، صص 249-250. 40. ر.ك: حامد منتظرى مقدم، «وزارت در تاريخ ايران (قرون نخستين اسلامى) كيهان انديشه، شماره 84 (خرداد و تير 1378ش)، ص 42. 41. آدام متز، همان، ج 1، صص 200-201. 42. ر.ك: همان، ص 111. 43. ر.ك: ياسين الجعفرى، همان، ص 27; حسين عاصى، همان، ص 41. 44. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، صص 1-2. 45. صادق آئينهوند، همان، ص 68. 46. ثعالبى، همان، ج 3، ص 349. 47. يعقوبى، (البلدان ـ عربى)، صص 131 و 132. 48. ر.ك: حسين عاصى، همان، ص 5. 49. محمد بن على بن طباطبا (ابن طقطقا)، الفخرى فى الآداب السلطانيه و الدول الاسلاميه (قم: منشورات الشريف الرضى، 1372ش، افست)، ص 243. 50. همان. 51. يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص 457. 52. ر.ك: احمد مختار العبادى، فى التاريخ العباسى و الفاطمى (بيروت: دار النهضة العربية، بى تا)، ص 129. 53. البته برخى پنداشته اند كه يعقوبى، حوادث عصر عباسى را همراه با تسامح بيان كرده است. ر.ك: شاكر مصطفى، همان، ج 1، ص 252. اين در حالى است كه يعقوبى، به صراحت معايب خلفاى عباسى را بازگو كرده است. 54. ر.ك: خير الدين زركلى، الاعلام، قاموس تراجم...، ج 4 (بيروت: دارالعلم للملايين، 1989، چاپ هشتم)، ص 137. البته كتاب الامامة و السياسة منسوب به ابن قتيبه است، و در اصلِ اين انتساب نيز ترديد شده است. 55. ر.ك: همان، ج 1، ص 267. 56. ر.ك: همان، ص 123. 57. ر.ك: طبرى، همان، ج 8، ص 198. 58. ر.ك: رسول جعفريان، همان، ص 155. 59. ر.ك: شاكر مصطفى، همان، ج 1، ص 152. 60. ر.ك: يعقوبى، همان، ج 2، ص 112. 61. ر.ك: صادق آئينه وند، همان، ص 70. 62. ر.ك: يعقوبى، همان، ج 2، صص 123 ـ 126; براى آگاهى از ميزان اعتبار گزارش يعقوبى پيرامون سقيفه، ر.ك: حسين محمد جعفرى، تشيع در مسير تاريخ، ترجمه سيد محمد تقى آيت اللهى (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1374، چاپ هشتم)، صص 54 ـ 56. 63. فرانتس روزنتال، تاريخ تاريخ نگارى در اسلام، ج 1، ترجمه اسدالله آزاد (مشهد: موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1366، چاپ دوم)، ص 156. البته فرانتس روزنتال در توصيف خود از تاريخ نگار پيرو مذاهب غير سنّى (شيعى)، گفته است: «... سلاح عمده او [تاريخ نگار شيعى]، آزادى حذف ماده اى بود كه از منابع مى گرفت، يا افزودن ماده اى از منابعى ديگر كه همواره به مفهوم واقعى، تاريخى نبود، و انتظار چنين كارى نيز از او مى رفت، ميزان كارسازى اين شيوه، با وجود تمهيدات معتدل، در تاريخ يعقوبى، متجلى است..». همان، ج 1، ص 79. نويسنده اين نوشتار، ضمن رد چنين سخنى، و تاكيد بر انصاف علمى يعقوبى، اميدوار است كه در مجالى ديگر، با بررسى محتوايى و مداقّه در متن تاريخ يعقوبى، بتواند اين سخن روزنتال را به نقد كشاند. 64. ر.ك: محسن الامين، اعيان الشيعه، ج 3، تحقيق حسن الامين (بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، بى تا)، صص 201 ـ 203. 65. ر.ك: آقا بزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعه، ج 3 (بيروت: دار الاضواء، بى تا)، صص 296 ـ 297. 66. موارد ياد شده، در فهرست كتاب تاريخ اليعقوبى (انتهاى جلد دوم)، به طور مشخص قابل شناسايى است; ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، صص 515 ـ 516. 67. ر.ك: همان، ص 503. 68. ر.ك: فرانتس روزنتال، همان، ج 1، ص 156. 69. در اين باره، هم چنين، ر.ك: رسول جعفريان، همان، صص 155 ـ 156. 70. ياقوت حموى، همان، ج 5، صص 153 ـ 154. توصيفى كه از حجم و مقدار سه كتاب نخست ارائه شده، به نقل از همين منبع است. 71. عمر رضا كحاله، همان، ج 1، ص 102. 72. يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص 442. 73. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص يازده. 74. رسول جعفريان، همان، ص 156. 75. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص يازده. 76. يعقوبى، (البلدان ـ عربى)، ص 109. 77. يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، مقدمه مترجم، ص بيست و يك. 78. «حكى احمد بن ابن يعقوب صاحب كتاب المسالك و الممالك..». يعقوبى، (البلدان ـ عربى) ص 118. 79. محسن الامين، همان، ج 3، ص 202. 80. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص دوازده. 81. يعقوبى، (البلدان ـ عربى)، ص 85. 82. انتهاى جلد دوم كتاب تاريخ اليعقوبى را ملاحظه كنيد. 83. انتهاى كتاب مشاكلة الناس لزمانهم را ملاحظه كنيد. 84. ر.ك: ياسين الجعفرى، همان، صص 73 ـ 92; حسين عاصى، همان، صص 61 ـ 112. 85. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، مقدمه مترجم، صص بيست و چهار و بيست و پنج. 86. ر.ك: همان، صص بيست و شش و بيست و هفت. 87. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص 5. 88. يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى) ج 1، ص 355. ناگفته نماند كه جلد دوم از متن عربى تاريخ اليعقوبى، در ترجمه فارسى، از ص 355 جلد اول آغاز مى شود. 89. علامه محسن الامين قسمت اول از كتاب تاريخ يعقوبى را مشتمل بر شش باب دانسته ا ست. ر.ك: محسن الامين، همان، ج 3، ص 202. 90. هم چنين، ر.ك: شاكر مصطفى، همان، ج 1، صص 250 و 253. 91. ر.ك: همان. 92. يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، ص 193. 93. در ادامه نوشتار، قسمت دوم كتاب و مآخذ آن، به تفصيل مورد بررسى قرار خواهد گرفت. 94. محسن الامين، همان، ج 3، ص 202. 95. يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، مقدمه مترجم، صص سى و سىويك (به نقل از مقدمه هوتسمابر تاريخ). 96. همان، ص سىوسه (به نقل از مقدمه هوتسمابر تاريخ). 97. همان، ص سىويك (به نقل از مقدمه هوتسمابر تاريخ). 98. ر.ك: آرتور كريستن سن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه رشيد ياسمى (تهران: دنياى كتاب، 1372، چاپ هشتم)، ص 110. 99. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 1، ص 95 ـ 114. 100. ر.ك: همان، صص 114 ـ 118. 101. ر.ك: همان، ص 119. 102. ر.ك: همان، صص 120 ـ 123. 103. ر.ك: همان، صص 123 ـ 126. 104. ر.ك: همان، صص 127 ـ 133. 105. ر.ك: همان، صص 133 ـ 143. 106. براى آگاهى بيشتر در اين باره، ر.ك: ياسين الجعفرى، همان، صص 98 ـ 104; شاكر مصطفى، همان، ج 1، ص 250. 107. فرانتس روزنتال، همان، ج 1، صص 155-156. 108. ر.ك: هـ. آ. ر. گيب، تطور تاريخ نگارى در اسلام تاريخ نگارى در اسلام (مجموعه مقالات)، ترجمه و تدوين يعقوب آژند (تهران: نشر گستره، 1361، چاپ اول)، ص 22. 109. ر.ك شاكر مصطفى، همان، ج1، صص 249-250. 110. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص 5. 111. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، صص 356-357. 112. فرانتس روزنتال، همان، ج1، صص 155-156. 113. سيد صادق سجادى و هادى عالم زاده، تاريخ نگارى در اسلام (تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها «سمت»، 1375، چاپ اول)، ص 118. 114. براى آگاهى از تفاوت ميان «شيوه» و «روش» تاريخ نگارى، ر.ك: همان، ص 37، پاورقى 1 و ص 70. 115. يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، ص 5. 116. ر.ك: رسول جعفريان، همان، ص 157. 117. سيد صادق سجادى و هادى عالم زاده، همان، صص 43-44. 118. همان، ص 44. 119. يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج2، ص 6. 120. در ادامه نوشتار، كتاب البلدان به تفصيل مورد شناسايى قرار خواهد گرفت. 121. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج2، ص 5 و (البلدان ـ فارسى)، ص 2. 122. ر.ك: رسول جعفريان، همان، ص 158. 123. ر.ك: شاكر مصطفى، همان، ج1، ص 252. 124. ر.ك: همان. 125. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ عربى)، ج 2، صص 470. 478، 483، 492، 493. 126. ر.ك: همان، ص 6. 127. همان. 128. ر.ك: يعقوبى، (تاريخ ـ فارسى)، ج 1، مقدمه مترجم، صص سىوپنج ـ سىوهفت; رسول جعفريان، همان، صص 156-157. 129. تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1341، چاپ اول. 130. قم: مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الاسلامية، 1376ش. 131. ر.ك: ياسين الجعفرى، همان، صص 193-218. 132. همان، صص 219-240. 133. محمد عبدالكريم الوافى، منهج البحث فى التاريخ و التدوين التاريخى عند العرب (بنغازى: منشورات جامعه قاريونس، 1990، چاپ اول)، ص 225. 134. ر.ك: لسترنج، جغرافياى تاريخى سرزمين هاى خلافت شرقى، ترجمه محمود عرفان (تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1376، چاپ سوم)، پس از ص 23 (اتمام مقدمه). 135. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى) پيش گفتار مترجم، ص دوازده. 136. ر.ك: لسترنج، همان، ص 13. 137. ر.ك: يعقوبى (البلدان - فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص دوازده. 138. همان، ص 32; محاسبه ياد شده بر اين پايه استوار است كه شهر سامره، در عصر معتصم عباسى، در سال 223 يا 224 قمرى بنا يافته است. 139. ر.ك: يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، ص 2. 140. ر.ك: يعقوبى، (البلدان ـ عربى)، ص 131. 141. ر.ك: همان، ص 118، پاورقى مصحّح. 142. ر.ك: يعقوبى، (البلدان - فارسى)، ص 1. 143. همان، صص 1-2. 144. پيش تر، در بررسى قسمت دوم از كتاب التاريخ» نيز از مبناى اختصار نويسى يعقوبى سخن به ميان آمد. 145. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، ص 2. 146. همان، ص 3. 147. همان، ص 32. 148. ر.ك: يعقوبى، (البلدان ـ عربى)، صص 35، 72، 82. 149. ر.ك: همان، صص 82-117. 150. ر.ك: همان، ص 85، پاورقى 1. 151. ر.ك: همان، صص 118-132. 152. ر.ك: يعقوبى. (البلدان ـ فارسى)، ص 2 و پيش گفتار مترجم، ص دوازده. 153. ياقوت حموى، همان، ج5، ص 154. 154. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى) پيش گفتار مترجم، ص دوازده. 155. نجف اشرف: المكتبة المرتضويه و مطبعتها الحيدرية، بى تا. 156. يعقوبى، (البلدان ـ فارسى)، پيش گفتار مترجم، ص سيزده. 157. تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1343، چاپ اول ـ 1381: چاپ چهارم.
نويسنده:حامد منتظرى مقدم