مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
•
مقالات
•
تاریخ و سیاست
•
انقلاب اسلامی و چشم اندازها
•
آسیب شناسی انقلاب اسلامی
تبلیغات در سایت
مقالات برتر
•
ازدواج و رضایت از زندگی
•
بحثهای اول زندگی
•
توصیه هایی برای بارداری...
•
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
•
چند توصیه براي مصرف و...
•
هاليوود و تروريسم
•
كدام جوان؟ كدام سينما؟
•
اثرات مهم درخت مسواک
•
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
•
خواص دارويي زيتون
•
نكاتي در باره چاي سبز
•
گلابي ضد كم خوني
•
دل نوشته هایی درباره...
•
دلت را به چه چيز بستهاي؟
•
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
•
وهابیّت و بهائیّت در...
•
دنیا در عصر ظهور
•
پاسخ به پرسشی درباره...
•
فواید گلاب
•
هدف از آفرینش جهان چیست
•
شبهاتي پيرامون ملاقات...
•
کشتارها در هنگامه ظهور
•
بررسی شبهات مهدویّت
•
مردان پرخاشگر تر از زنان...
•
من حق ندارم به همسرم...
دفعات نمایش: 102
دوشنبه 8 تیر 1388
شناخت اسیب های انقلاب اسلامی
شرط اساسى براى شناخت آسیبهاى انقلاب توجه به علل و عوامل پیروزى، اقتدار و تداوم و استمرار انقلاب است. همان طور که در بخش تئورى انقلاب بیان شد، یک انقلاب در حد کمال مطلوب، سه رکن اساسى دارد که عبارت است از: برخوردارى از یک ایدئولوژى و مکتب پویا و انقلابى، و مشارکت گسترده، فعالانه و ایثارگرانه مردم از همه طبقات، و ظهور و نهادینه شدن رهبرى مورد قبول عموم مردم با ویژگىهاى شخصى هم چون نبوغ، اقتدار، صلابت و جسارت در تصمیم گیرى.
در مقایسه با انقلابهاى دیگر، نشان داده شد که انقلاب اسلامى در هر سه رکن از تمامیت و عظمت بىنظیرى برخوردار بوده است و در واقع، چه در مقابله با رژیم گذشته و حامیان خارجى آن و چه در مقابله با ضد انقلاب و دشمنان داخلى و خارجى با تکیه بر این سه رکن هم چنان بالنده و پیروز به ریش رفته و موفق بوده است.
به این ترتیب حفظ ویژگىهاى این سه رکن اساسى اقتدار نظام و انقلاب، مىتواند هم چنان موجب تداوم و توسعهى آن گردد و هر نوع آسیبى که به این سه رکن وارد آید، موجبات زوال تدریجى و انحطاط انقلاب فراهم خواهد کرد. تاریخ جوامع بشرى و ظهور اقتدار و زوال و انحطاط در آنها چه در جوامع اسلامى و چه در جوامع دیگر هم مؤید همین امر است.
1. در بعد ایدئولوژى
از آن جا که ایدئولوژى یا مکتب انقلاب در واقع روح جامعه انقلابى است و تحرک و پویایى لازم را به جامعه انقلاب مىبخشد و از آن جا که اسلام به ویژه مکتب اهل بیت علیهمالسلام در پیروزى انقلاب اسلامى و نیز در تداوم این انقلاب نقش اصلى و اساسى داشته است، حفظ و تقویت ویژگىهاى آن و جلوگیرى از نفوذ افکار و اندیشههایى که این قدرت را از مکتب انقلاب بگیرد، باید سرلوحه برنامهها و وظایف انقلابیون باشد. این همان مکتبى است که امام ( ره ) از آن به نام اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله یاد کرد.
آسیبهایى که مىتواند بر این مکتب وارد آید، گوناگون است و در این جا صرفا به بعضى از آنها مىپردازیم.
اشاعه اسلام غیر سیاسى، اسلام التقاطى، و اسلام لیبرالیستى از جمله آفات و آسیبهایى است که باید هوشیارانه با آنها مقابله کرد و جلوى رسوخ و نفوذ آنها را گرفت. در عین حال نباید فراموش کرد که با توجه به گذشت زمان و سرعت تغییر شرایط عملى و تکنولوژیک و طرح موضوعات و پدیدههاى جدید، این مکتب باید بتواند از پویایى لازم برخوردار بوده، پاسخ گوى مسائل روز و پدیدههاى جدید در دنیاى معاصر باشد. هر نوع درجا زدن و بىتوجهى به واقعیتهاى مدرن روز، موجب خواهد شد که ایدئولوژى انقلاب حالتى متصلب و ارتجاعى به خود گرفته، از زمان عقب بماند که خوشبختانه با توجه به باز بودن باب اجتهاد در مکتب تشیع، این توانایى و امید وجود دارد که عالمان دینى ما رسالت خود را هم چون امام راحل در این زمینه، انجام دهند و نگاهبانان شایستهاى براى اسلام ناب که همان مکتب انقلاب است، باشند.
2. در بعد رهبرى
یکى از نوآورىهاى امام خمینى ( ره ) به انقلاب، ارائهى اصل ولایت فقیه و ایجاد نظام سیاسى بر همین پایه مىباشد. در واقع ولایت فقیه عمود خیمه انقلاب است و تجربهى این دو دهه به اثبات رسانده است که بدون این نهاد، چیزى از انقلاب اسلامى و نظام مولود آن نمىتوانست باقى بماند. هر اقدام و یا هر تفسیرى که در جهت تضعیف این اصل صورت گیرد، موجب تضعیف رکن رهبرى انقلاب مىگردد و به طرف افول پیش خواهد رفت. تجربهى انقلابهاى دیگر نشان داده است که با درگذشت رهبر انقلاب و به خاطر عدم نهادینه شدن رهبرى، نزاع و درگیرى میان جانشینان او صورت گرفته و نهایتا انقلاب به دیکتاتورى مطلقه تبدیل شده است. در حالى که در انقلاب اسلامى به خاطر نهادینه شدن اصل ولایت فقیه، ارتحال امام خدشهاى در رکن رهبرى ایجاد نکرد و بدون درگیرى و نزاع، این نهاد با انتخاب جانشین رهبر انقلاب به کار خود ادامه داد.
در عین حال رهبرى نظام محدود به نهاد ولایت فقیه نیست بلکه دربرگیرنده مجموعهاى از دولت مردان و رجل سیاسى و مذهبى نیز مىباشد. به ویژه با توجه به نقش انکار ناپذیر علما و روحانیون در انقلاب اسلامى، آسیب پذیرى این قشر، تأثیر مستقیمى بر کارایى و عملکرد نظام و در عین حال رابطه و اعتماد میان مردم و مجموعهى نظام، خواهد داشت. هر نوع تجمل گرایى مدیران جامعه، اخذ امتیازات ویژه براى خود و خانواده، فساد ادارى، گسترش و تورم ساختار ادارى و نهایتا نفوذ عوامل فرصت طلب و تغییر چهره دادن و یا عوامل ناشناخته بیگانه از جمله آسیبهایى است که مىتواند موجبات پوسیدگى نظام سیاسى را فراهم نماید و انقلاب اسلامى را به همان سرنوشتى دچار کند که بعد از رحلت پیغمبر صلى الله علیه و آله حکومت اسلامى به تدریج به آن دچار شد.
3. در بعد مردم
تردیدى نیست که مشارکت و حضور گسترده مردم در صحنهى انقلاب از عوامل اصلى و مهم پیروزى و خنثى نمودن توطئههاى دشمنان انقلاب بوده است. اکثر انقلابهاى تاریخ معاصر على رغم نقش مردم در انقلاب، بعد از پیروزى آن از حضور مردم خالى شد و نظام انقلابى به دیکتاتورىهاى فردى و طولانى تبدیل گشتند، ولى در انقلاب اسلامى حضرت امام ( ره ) على رغم قدرت و نفوذى که داشت و کلام او براى مردم حجت بود، سعى کرد در عین ارشاد و آگاهى مردم، حضور آنها را در صحنه هم چنان حفظ کرده، نهادینه نماید و این حضور تا به امروز هم چه از نظر انتخاب مدیران جامعه و چه از نظر تأمین نیروهاى لازم، در جبهههاى جنگ براى مقابله با دشمنان داخلى و خارجى و رفع خطرات عارض شده، حفظ شده است و این احساس براى مردم وجود دارد که انقلاب متعلق به خودشان مىباشد. هر تلاشى که موجب غیبت مردم از صحنه سیاست شود، آسیبى جدى بر انقلاب وارد خواهد آورد.
تاریخ نشان داده است که همواره عدم ارتباط میان دو نسل، موجبات بروز بحران و مشکلاتى براى جامعه گردیده است و مسئله فاصله ارتباطى و درک متقابل میان دو نسل از جمله این مشکلات است و از این لحاظ تفاوتى میان جوامع انقلاب وجود ندارد. اگر نسل انقلاب نتواند آرمانها و اندیشههاى انقلابى خود را به نسل بعد از خود که تصویر روشنى از حوادث قبل و بعد از دوران انقلاب ندارند، منتقل کند، با این بحران مواجه مىشود و دشمن مىتواند از وجود همین شکاف بهره برده ، این دو نسل را در مقابل یکدیگر قرار دهد.
عدم آموزش و ندادن آگاهى مستمر، نفوذ افکار راحت طلبانه و عافیت خواهانه، ایجاد فاصله میان رهبران و مردم و نفوذ این فکر که نظام حاکم نه در خدمت آنهاست و نه متعلق به آنها، بروز تبعیضها و بىعدالتىها که موجب ایجاد شکاف طبقاتى مىگردد نیز از جمله آسیبهایى است که مىتواند در یک سیر تدریجى، یک جامعه انقلابى را به جامعهاى متشکل از انسانهاى بىتفاوت و نهادیتا ناراضى تبدیل کند و آن را در مقام نظام حاکم، قرار دهد.
البته تردیدى نیست که مقابله با این آفات، کار سادهاى نیست ولى یک مبارزه مستمر و دائم چه به صورت فردى و چه به صورت جمعى، از میزان خطرات این آسیبها خواهد کاست و البته بر عهده اندیشمندان، نخبگان و رهبران جامعه است که نه تنها درصدد شناخت این آسیبها باشند بلکه راه مقابله و از بین بردن آنها را ارائه دهند.
همان طور که گفته شد عواملى که تاکنون موجب پیروزى و حفظ و حراست انقلاب شدهاند حضور یکپارچه مردم در صحنه و تأکید بر ارزشها و معیارهاى اسلامى و تبعیت از رهبرى بوده است. ملت ما نباید تصور کند اینک که انقلاب پیروز شده و بر توطئههاى داخلى و خارجى فایق آمده است وظیفهى او تمام گشته و باید به کارهاى عادى و روزمره بپردازد. باید در نظر داشت که انقلاب به همه اهداف از پیش تعیین شدهى خود در داخل و خارج کشور اسلامى به ویژه اهداف فرهنگى نرسیده است و تنها حضور و پىگیرى مستمر ملت حزب الله مىتواند آن اهداف را تحقق بخشد. شاید براى یک یا دو نسل و شاید براى همیشه در جامعه ما ضرورت داشته باشد که حالت و روحیه انقلابى حفظ شود تا جامعه بتواند به خواستههاى انقلابیش برسد. بنابراین با توجه به عوامل پیروزى انقلاب، آفات مهم و خطرناک انقلاب را مىتوان کناره گیرى مردم از صحنه، عدم تلاش پىگیر در پیاده کردن اهداف ایدئولوژیک انقلاب اسلامى به ویژه با تکیه بر اصول نه بر امکانات و موفقیتها، و هم چنین ایجاد تفرقه و تشتت در کادر رهبرى انقلاب، دانست.
فرصت طلبى را تنها نباید در وجود اشخاص سودجو و موقعیت شناس و متلون المزاج که هر روز خود را به رنگ و طبع مطلوب جامعه درمىآورند و بدین ترتیب منافع شخصى خود را حفظ مىکنند جست و جو کرد. ( اگر چه این خود، پدیده و آفتى خطرناک است ) بلکه نفوذ جریانات فکرى شکست خورده و رسوا شده، خود از آفات خطرناک انقلاب است. این جریانات فکرى وقتى که از رو در رویى مستقیم نتیجه نگرفته و شکست مىخورند مسلما با نفوذ در سیستم و نظام حاکم و بدون شناساندن چهره واقعى خود، افکار انحرافى را نشر و گسترش مىدهند.
براى جلوگیرى از نفوذ چنین جریاناتى و تضمین سلامت انقلاب از هر خطر و انحرافى، دو وظیفه اصلى و اساسى برعهدهى متفکران انقلاب به ویژه فقهاى اسلامى مىباشد:
الف ) با مجاهدت و تلاش پىگیر، زوایا و جوانب مختلف مکتب اسلام را با توجه به مسایل و معضلات امروزى، روشن، تبیین و تدوین نمایند تا از این رهگذر در تنظیم قوانین مناسب و اجراى آنها مسئولین را یارى نمایند.
ب ) ویژگىهاى جریانات فکرى سیاسى - مذهبى منحرف را دقیقا شناسایى و پىگیرى کرده، با ارائه و معرفى آنها، جامعه را از خطر نفوذ آنها برحذر دارند.
به موازات آن، حل مشکلات اساسى اقتصادى از اهم مسایل انقلاب است. رفع بىعدالتىهاى اقتصادى، اجتماعى باقى مانده از زمان طاغوت و برقرارى نظام اقتصادى عادلانه اسلامى هنوز مسئلهاى است که به طور جدى چارچوب و برنامه آن روشن و مشخص نشده است. این که تا کى باید طبقات عظیمى از جامعه که پایههاى انقلاب بر دوش آنها قرار دارد کماکان از حداقل امکانات زندگى، محروم باشند در حالى که اقلیت محدودى از طبقات مرفه و متنعم که جز شکایت از کمبودها و سایر مشکلات انقلاب، چیز دیگرى براى ارائه ندارند و برخوردار از همهى امکانات هستند، مسئلهاى است که بالأخره باید به آن پرداخت و این امر همان چیزى است که مقام معظم رهبرى از آن به مبارزه با فقر، فساد و تبعیض یاد کرده است.
حل مسئلهى بوروکراسى ادارى و اصلاح دانشگاهها و مؤسسات آموزشى نیز از مسایل بسیار مهمى است که باید به آنها توجه کافى نمود.
انقلاب اسلامى با همه عظمتى که برشمردیم هم چون ارمغانى الهى و مائدهاى آسمانى در تاریکترین لحظات از تاریخ ملت ایران به ما ارزانى شد. در حقیقت این انقلاب ودیعهاى است الهى که خداوند بر ما منت گذارده و ما را لایق دانسته که در میان همه نسلها به نسل حاضر و در میان همه جوامع و ملتها به ملت ما سپرده شود تا در حفظ و گسترش آرمانهاى آن بکوشیم. ملت ما هم تاکنون با تقدیم چند صد هزار شهید و معلول و حضور همیشگى خود در صحنه و مشارکت گسترده در پاسدارى آن با تمام توان کوشیده و بر همه مشکلات و موانع فایق آمده است.
ما در این مجموعه آن چه را که بر انقلاب گذشته است به عنوان زمینهها و پیامدها و آن چه را که در پیش دارد و باید انجام شود با اجمال و به صورتى کلى بیان کردیم و اینک باید ببینیم در قبال این موهبت الهى، وظیفه فرد فرد ما چیست. ما چه باید بکنیم تا نه تنها به تکلیف خود عمل کرده باشیم بلکه بیشترین تلاش را در حمایت از دست آوردهاى انقلاب و تحقق اهداف متعالى آن انجام داده باشیم.
مهمترین وظیفهاى که بر دوش نسل حاضر ایرانى مىباشد این است که این امانت و میراث گرانبها را به نحو احسن حفظ کند و در بارورى آن تلاش کرده، به آیندگان بسپارد.
ایران صدا
اخبار تاریخ و سیاست
• نگارش بیانیه جدید کروبی بر علیه نظام توسط نزدیکان وی
• توصیههای نوروزی هاشمی رفسنجانی
• يك مقام ارشد وزارتاطلاعات از تحركات جريان فتنه سخن گفت
• رئيسجمهور برزيل از رفتن به مقبره هرتصل امتناع كرد
• با 168 راي موافق؛بودجه سال 89 تصويب شد
• رئیس جمهور به دیدار مراجع تقلید می رود
• 1200 هكتار از اراضي پرديس از يك زمينخوار پس گرفته شد
• متن كامل گزارش موسسه تحقيقات خاور نزديك واشنگتن درباره جنگ...
عنوان شاخه ها
کوتاه و خواندنی
تاریخ یک ملت مانند گلزاری است که مردان هنرمند و حساس گل های زیبای آن می باشند.
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©