مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 1237    یک شنبه 8 اردیبهشت 1387 

بررسی شخصیت اجمالي حضرت آیت الله العظمي خامنه ای (مدظله العالی)

قسمت سوم و پایانی

بررسی شخصیت اجمالي حضرت آیت الله العظمي خامنه ای (مدظله العالی)

سازماندهی مخفی و گروه امداد روحانیت

این بار آیت الله خامنه ای پس از آزادی به جای آمدن به قم یا تهران،در مشهد اقامت می کنند و به کارهای درسی و علمی مشغول می شوند. ایشان در این دوره به تدریس مکاسب و کفایه مشغول شده،حوزه درسی گرمی در مشهد به راه انداختند. علاوه بر تدریس سطوح عالی در علوم حوزه،با تشکیل کلاس درس تفسیر قرآن کریم برای طلاب و سپس برای دانشجویان و جوانان به تبلیغ و تعلیم اسلام انقلابی می پردازند. و خیلی زود درس تفسیر ایشان پایگاهی برای مبارزه و محرکی برای جوشش های انقلابی می گردد،و محلی برای ارتباط و تماس بین انقلابیون و آگاهی و بیداری مردم می شود.
این درس تفسیر در ضمن پوششی برای شناخت افراد متدین و و لایق و سازماندهی آنها و نیز محوری برای کارهای مردمی و اسلامی بود. از جمله در زلزله ی ویرانگر منطقه ی فردوس و کاخک و گناباد که خرابی و خسارات و تلفات فراوانی به بار آورد،معظم لّه عده ای از طلاب مبارز مشهد را سازماندهی کرده،با پشتیبانی علمای مشهد و کمک مادی و خدماتی بازاریان انقلابی و متدین،به فردوس می روند و گروه امداد روحانیت را تشکیل می دهند.ایشان در این باره می گویند:
(فکر کردم ما باید یک مشت طلبه بپرورانیم که آنها به مبارزه عمیقاً معتقد باشند و در خط مبارزه تلاش کنند.بنابراین روی این مسأله کار کردم و با طلبه ها برنامه گذاشته و روی این فکر،وقتی که زلزله پیش آمد،ما از فرصت استفاده کردیم که با بعضی از دوستان تماس گرفتم،گفتم می خواهین برویم فردوس،بعضی از دوستان استقبال کردند،آقای طبسی،شهید هاشمی نژاد و یک مشت بازاری علاقه مند و عده ای از طلاب،ده الی پانزده تا ماشین و هفتاد الی هشتاد نفر آدم راه افتادیم و به طرف منطقه ی زلزله زده رفتیم...
آیت الله حاج شیخ علی اصغر مروارید با یک عده ای که به آن جا آمد،گریه اش گرفت. وقتی دید ما این طور اوضاع آنجا را مرتب کرده ایم از شوق بنا کرد به گریه کردن...
اوایل که ما آن جا رفته بودیم،در حدود ده الی پانزده روز مردم اسم مرا با اسم امام خمینی اشتباه گرفته بودند،می گفتند: آقای خمینی آمده و یک گروهی از دهات و از راه های دور می آمدند که آقای خمینی را ببینند. در آنجا کاملاً معلوم بود که آقای خمینی مال همه است و این طور نیست که ما فقط آقای خمینی را دوستش بداریم. در دهات آن جا و حتی در روستاهای دور دست،آقای خمینی اسمش یک اسم محبوب است.
بالاخره اسم من جا افتاد و مردم شناختند که من هستم؛خیلی جالب بود،دولت به شدت دستپاچه شد،یک واحد ژاندارمری در آنجا بود،شهربانی به زور می خواست که ما را اخراج کند،ما را تهدید کردند و گفتند: اگر نروید به زور بیرونتان می کنیم؛ما گفتیم: نمی- رویم؛دوستان ترسیدند،من گفتم: نباید بترسیم،زیرا در وضعی که ما داریم ترس معنی ندارد و علتش هم این است که ما برای کمک به مردم آمده ایم و همه ی امکانات مردم در دست ماست؛شیر و خورشید هیچ چیز ندارد و هیچ چیز نمی خواه بدهد؛داشته باشد هم نمی دهد.عملاً همین طور شد. مأمورین اعزامی طاغوت نتوانستند مقاومت کنند و برگشتند و ما به کار ادامه دادیم).
این فعالیت عمومی و درسی و خدماتی و مبارزاتی به تدریج حضرت آیت الله خامنه ای را به صورت محور مبارزه در مشهد درآورد که از همه جای ایران با ایشان تماس می گرفتند و ایشان هم با سایر نقاط در تماس بود؛لذا ساواک نسبت به ایشان به شدت حساس شد. درس تفسیر ایشان را بارها تعطیل کرد اما دوباره به صورتی دیگر در نقطه ای دیگر این کار شروع می شد و ساواک به ناچار آن جا را هم جلوگیری می کرد،و هریک از این اقدامات در روحیه یافتن مردم و رسوایی دستگاه جبار بسیار اثر می گذاشت.و گاهی اغلب منزل را زیر نظر داشت تا رفت و آمد کنندگان را شناسایی نماید.
در همین زمان صیت فضل و کمال و ذوق و شجاعت ایشان در اقصی نقاط ایران طنین افکنده بود و از اکثر شهرهای ایران مانند اصفهان و کرمان و یزد ... و نیز تهران از ایشان دعوت به عمل می آمد که در مجالس آنها سخنرانی نمایند. و ایشان نیز دیدگاههای انقلابی اسلام و حقایق امور و مسایل روز و لزوم مبارزه و جهاد انقلابی را به مانند بارانی نرم و آرام که به خوبی به خورد زمین می- رود و آن را بارور می سازد،بر اذهان تشنه مردم جاری می ساخت و آنها را بیدار می کرد.
سخنرانی های معظم له،بخصوص در تهران در انجمن های اسلامی،تحصیلکرده ها و هیأت های مذهبی فعال مانند انصارالحسین (عليه السلام) هنوز در خاطره ها باقی است. از جمله سخنرانیهای ماه رمضان در مدرسه شیخ عبدالحسین بازار تهران که از سال 1348 با عنوان شرایط و پایه های انقلاب ایراد گردید،در آغاز شدت یافتن جهاد مسلحانه بسیار مفید و مؤثر بوده و اصولاً بیشتر تا آن موقع،به مبارزه روحانیت عنوان نهضت علما داده می شد و انقلاب گفته نمی شد؛اما در سخنرانی ها آیت الله خامنه ای،به صراحت در حدود بیست و چند روز درباره ی انقلاب صحبت کردند.
تنها در سخنرانی هم نبود،بلکه کتاب هایی که ایشان ترجمه و یا تألیف می کرد،در رشد افکار انقلابی بسیار مؤثر بود.
کتاب (صلح امام حسن (عليه السلام)) و کتاب (آینده در قلمرو اسلام) و کتاب (مسلمانان در نهضت هندوستان) و کتاب هایی از این قبیل بودند که مردم انقلابی پرورش می دادند و جوانان را می ساختند.
آیت الله خامنه ای در سال 1346 در قم،در ارتباط با این کتب برای چندمین بار دستگیر شدند؛اما همان روز آزاد گشتند،زیرا ساواک نتوانسته بود مدرکی به دست آورد.

دستگیری مجدد

در سال 1349 پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی حکیم که دوباره فرصت برای تبلیغ خط امام و مرجعیت ایشان و اظهار وفاداری نسبت به رهبر انقلاب اسلامی به دست آمده بود،دوباره ایشان دستگیر شدند،و این دستگیری در بین طلاب مشهد خیلی انعکاس داشت و در حوزه اثر گذاشت. و این امر برای رسوخ و گسترش افکار انقلابی در بین طلاب خیلی مفید بود؛زیرا اصولاً سال های 47
تا 50 سال های فعالیت های فرهنگی انقلابی و تلاش آرام بود.
ابتدا در مسجد صدیقی ها،مشهور به مسجد ترک ها در بازار مشهد درس تفسیر را شروع کردند و بعد از مدتی کوتاه چون جمعیت زیاد بود به مدرسه میرزا جعفر در طبقه دوم سالن کتابخانه منتقل شده و تدریس را ادامه دادند و در این تفسیر،طلاب و برخی از مردم متدین و و وارد به مسایل مذهبی مشهد شرکت کردند. دستگیری سال 1349،موقتاً این تدریس را متوقف کرد.
زندان در سال 1349 بیش از چهار ماه طول کشید و پس از آزادی دوباره به فعالیت پرداختند. از جمله در تهران در انجمن اسلامی مهندسین در محرم سال 1349 خورشیدی شب های تاسوعا عاشورا را درباره حدیث (من رأی سلطاناً جائراً...) سخنرانی بسیار پرشور و حماسه ای و انقلابی کردند که همه را تحت تأثیر قرار داد. و پس از آن گروه های مسلح زیرزمینی؛از جمله منافقین خلق اولیه؛با ایشان تماس می گیرند و ارتباط برقرار می کنند.
در ارتباط با همین گروه های مسلح،در سال پنجاه پس از عملیات انفجار دکل های برق،هنگام جشن های دو هزار و پانصدمین سال ستمشاهی،معظم له را دستگیر می کنند و این بار ایشان را تحت شکنجه های شدید قرار می دهند و در سلولی تاریک و نمور و بدون هیچ گونه روشنایی زندانی می کنند.ولی علی رغم همه این شکنجه ها با مقاومت دلیرانه و اسطوره ای این روحانی شجاع و آزاده روبرو می شوند و نمی توانند از او چیزی به دست آورند و به ناچار پس از پنجاه و چند روز (حدود دو ماه) وی را آزاد می سازند.
ایشان نیز دوباره به فعالیت مشغول می شوند. این بار مسجد امام حسن (عليه السلام) که آن موقع مسجد کوچکی بود به پایگاه ها اضافه می شود و آیت الله خامنه ای در آن به اصرار عده ای از علاقه مندان به اقامه جماعت و درس تفسیر می پردازند. و بدین ترتیب علاوه بر ارتباط های مخفی و محدود،ارتباط مستقیم شبانه روزی از طریق مسجد با توده های مردم نیز اضافه می شود.
بعد از مدتی از ایشان برای امامت جماعت مسجد کرامت نزدیک باغ نادری مشهد که یکی از شلوغ ترین و حساس ترین نقاط این شهر است،دعوت به عمل می آید که به علت ازدحام مردم و استقبال شدید توده های انبوه،از طرف ساواک مسجد را برای مدتی تعطیل می نمایند.
این نوع فعالیت که خیلی اثر داشت،مورد توجه همه قرار گرفت،بخصوص شهید مطهری و شهید باهنر در سفری که به مشهد داشتند،بسیار خوشحال شده بودند و تحت تأثیر این برنامه قرار گرفته بودند.
مرحوم آیت الله طالقانی صریحاً می گفت که آیت الله خامنه ای امید آینده است و مشهد که می روید،حتماً با ایشان دیدار نمایید.
این فعالیت ها موجب شده بود که ساواک ایشان را تحت مراقبت ویژه بگیرد و همواره یا احضار به ساواک کرده،بازجویی کند یا منزل ایشان را محاصره و از رفت و آمد افراد ممانعت به عمل آورد،و به تدریج درس های ایشان را نیز با زور تعطیل نماید.و بالاخره هم در دی ماه سال 1353 ایشان را دستگیر و به تهران آورده،در زندان و شکنجه گاه مخوف ساواک یعنی کمیته مبارزه با خرابکاری به طور انفرادی محبوس می کنند. این دوره از زندان حدود دو ماه به طول انجامید و تمام این مدت در سلول های انفرادی یا دو سه
نفره،همراه با شکنجه های شدید گذشت.
شهید رجایی در این باره می گوید:
(آن سال که من کمیته را می گذراندم (سال 1353) واقعاً جهنمی بود.در تمام کمیته،شب ها تا صبح فریاد و آه و ناله بود.صبح هم تا شب همین طور.آن آیه (ثم لا یموتون فیها و لا یحیی) تصدیق می شد.
افرادی که آن جا بودند نه مرده بودند و نه زنده برای این که آنها را این قدر می زدند تا دم مرگ و باز دو مرتبه می زدند و مقداری رسیدگی می کردند تا حال شخص نسبتاً بهبود می یافت و دو مرتبه همان برنامه اجرا می شد. در کمیته انواع شکنجه ها را می دادند... سلولی که بودم و تز آن جا به دادگاه می رفتم سلول هیجده بود،در سلول بیست آیت الله خامنه ای زندانی بود.
من در سلول،مورس زدن را یاد گرفته بودم اکثراً با سلول های مجاورم از طریق زدن مورس اخبار را می دادیم و می گرفتیم. از جمله اخبار را به سلول پهلویی می دادم و آن هم می داد به آیت الله خامنه ای و... خاطرم هست که ریش ایشان را تراشیده بودند و برای تحقیر سیلی به صورت ایشان زده بودندو وایشان هم مقاوم و محکم،بلوز زندان را به صورت عمامه به سرشان می بستند و رفت و آمد می کردند. من یک روزی در دستشویی بودم که با حالت شادی و شعف با ایشان روبرو شدم).
علی رغم همه ی این فشارها و شکنجه ها،ساواک مخوف شاه،نتوانست پی به اسرار این شاگرد مقاوم امام ببرد و حتی نتوانست مدرکی ولو کوچک از ایشان بدست آورد که وی را به دادگاه بفرستد و محکومیتی برای او بگیرد.
لذا به ناچار به تغییر سیاست اربابش آمریکا و روی کار آمدن جیمی کارتر در زمستان 1354،ایشان را رها ساختند و ایشان دوباره به مشهد رفته و باز مبارزه و جهاد خستگی ناپذیرش را دنبال کردند.
این بار مسؤولیت ها بسیار شدیدتر از گذشته بود.مبارزه چریکی به سبک منافقین خلق کاملاً به شکس انجامیده بود،همان طور که امام در سال 1349 به نماینده این سازمان هشدار داده بودند.در درون سازمان انشعاب پدید آمده و انحراف و التقاط سازمان آشکار شده بود.
با اوج گرفتن مبارزات و آشکار شدن انحراف در سازمان منافقین و احساس روحانیت و مردم به لزوم تشکلی اسلامه در رأس آن به جای افراد عادی و سیاسی افرادی روحانی و آشنای به فقه و سیاست باشند؛در مشهد هسته اولیه تشکلی اسلامی با رهبری امام و مدیریت روحانیت متعهد و انقلاب شکل یافت. ایشان در این باره می فرمایند:
(تابستان سال 1356 در مشهد با دو نفر از برادران نشسته بودیم: مرحوم آقای ربانی املشی و آقای موحدی کرمانی،صحبت این شد که مبارزین و مخصوصاً روحانیت که عمده ترین مبارزین بودند،چرا متشکل نیستند؟
پیشنهاد شد که بیاییم تشکیلاتی را به وجود آوریم.در همان جلسه گفته شد که اگر آقای بهشتی در این تشکیلات باشند،این تشکیلات عاقبت به خیر خواهد شد و به جایی خواهد رسید.
از حسن اتفاق،شهید بهشتی و شهید باهنر هم در همان موقع در مشهد بودند. و لذا جلسه با شرکت این عزیزان تشکیل و سنگ بنای تشکلی اسلامی گذاشته می شود).
خبر این تشکیلات را هم به زندان برای علمای در بند از جمله آقای هاشمی رفسنجانی می فرستند و آنها هم تأیید می کنند.
شهید مطهری هم در همان سال در پیامی که از نجف از طرف امام آورده بودند،مبارزین سابقه دار را به گردهمایی،دعوت می کنند و همین ارتباطات باعث گردید که تظاهرات عظیم سال های 56-57 سازمان یابد،و نقش آیت الله خامنه ای در پایه گذاری این تشکل بسیار قابل توجه است،آن هم تشکلی که به خاطر خدا و جهاد و شهادت پدید آمده بود،نه برای قدرت طلبی و به دست آوردن موقعیت و مقام.

تبعید به ایرانشهر

در گیر و داد این فعالیت ها و در نقطه اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 رژیم ستمگر با نهایت خشونت ایشان را دستگیر می- کند و پس از چند شب زندان ایشان را به ایرانشهر تبعید می نماید.
اما تبعید و آب و هوای گرم و دمدار ایرانشهر کمتر از آن بود که این مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد،بلکه آنجا نیز از فرصت استفاده کرده در ایجاد وحدت و همبستگی بین نیروهای مبارز آن سامان و نیز وحدت بین برادران شیعه و سنی می کوشید و موفقیت زیادی به دست می آوردند.
با تماس با مردم و تبلیغ و بر طرف ساختن مشکلات و محرومیت های این استان شاه زده،نقش مهمی در توجه مردم به امام و روحانیت و اسلام و انقلاب ایفا می کنند. اتفاقاً در آن سال در ایرانشهر سیلی می آید که منجر به بی خانمان شدن و صدمه دیدن عده ی زیادی از مردم می شود.
آیت الله خامنه ای با استفاده از تجربه ی فردوس و گناباد یک گروه از روحانیون و طلاب را بسیج می کنند و گروه امداد روحانیت را تشکیل می دهند.
و این گروه به قدری در کار امداد و تبلیغ و تحریک و تشجیع مردم موفق می شود که ساواک وحشت می کند؛ایشان را احضار می- کند و رییس ساواک به آیت الله خامنه ای می گوید:
(دیشب در کمیسیون امنیت شهربانی،به ساواک گفتم شما چقدر بی عرضه هستید که هیچ کاری نکرده اید،یک تبعیدی ببینید اینجا چه اوضاعی درست کرد)؟
این تبعید در سال 1357 طول می کشد و در این سال با اوج گیری انقلاب و بیرون رفتن کنترل اوضاع از دست رژیم،آیت الله خامنه- ای به مشهد باز می گردند و بیش از پیش به فعالیت می پردازند.

شورای انقلاب اسلامی

مسلماً پس از مقام رهبری،یکی از مهم ترین ارکانی که در پیروزی انقلاب و اداره آن پس از پیروزی نقش اساسی داشته است،شورای انقلاب اسلامی است.
شهید آیت الله بهشتی در این باره می فرمایند:
(هسته اولیه شورای انقلاب که در پاریس به تصویب امام رسید،متشکل می شد از آقای هاشمی رفسنجانی،آقای مطهری و خود من،آقای موسوس اردبیلی و آقای دکتر باهنر،از ما پنج نفر تشکیل شد)
آقای هاشمی رفسنجانی می گویند:
(هنگامی که امام پاریس بودند 5-6 نفر را معین کرده بودند که بنشینند و حکومت و دولت آینده را اداره کنند... یکی خود من بودم،آقای مطهری حامل آن پیام بودند،شهید بهشتی،آقای موسوی اردبیلی، آقای باهنر و بعد هم آیت الله خامنه ای که آن موقع مشهد بودند،به ما پیوستند).
آیت الله خامنه ای در این باره می گویند:
(من در مشهد سرگرم کارهای این شهر بودم،با برادرانی که در مشهد بودند در جریانات عمومی عظیم مردم،ما هم داخل بودیم و فعالیت می کردیم.مرحوم شهید مطهری چند بار تلفنی به طور مستقیم و با واسطه به من اطلاع دادند که باید به تهران بروم.من تصور می کردم که برای همین کارهای معمولی خودمان- که مشترکا خیلی کارهای داشتیم چه کارهای علمی و ایدئولوژیکی و چه کارهای سیاسی،می گویند به تهران بروم فكر نمي كردم براي شوراي انقلاب باشد و مي گفتم،مي آيم. منتهي چون در مشهد گرفتاري هاي زيادي داشتم و خيلي بار روي دوش من بود،مرتب تأخير مي افتاد،تا اين كه از پاريس پيغام دادند كه امام دستور داده- اند من به تهران بروم،احساس کردم مسأله ای است که من باید به تهران بروم،به خصوص که آقای مطهری هم در یک تماس تلفنی با قدری عصبانیت پیغام دادند که چرا به تهران نمی روم و منتظر چه هستم؟
در تهران به من گفتند: در جلسه ای باید شرکت کنم که در منزل شهید مطهری بود،در آن جلسه همه ی اعضای شورای انقلاب جمع بودند و در آن جا بود که من اطلاع پیدا کردم که عضو شورای انقلاب هستم و تا آن موقع نمی دانستم).
البته شورای انقلاب به مقتضای مصلحت روز،افراد دیگری را هم پذیرفت که دارای خطوط سیاسی دیگری بودند و به تدریج چهره آنها روشن گردید؛اما آن گروه که پایه و اساس انقلاب بودند و حافظ اصول و حدود و معیارها،بیشتر همین برادران بودند.
اینها با همه سختی هایی که کار با افراد لیبرال و مهره ای مانند بنی صدر در برداشت،به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامی تحمل کردند و با سعی و کوشش کارها را به سامان رساندند. ضمن این که در موقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را می نمودند.

کمیته استقبال از امام

هسته اصلی همه ی تظاهرات و راهپیمایی سالهای 56-57 گروههای بودند که تحت مدیریت شهید مظلوم آیت الله بهشتی و شهید آیت الله مطهری و شهید باهنر و یاران اینان اداره می شد.
هسته های اصلی در شهرستان ها نیز روحانیونی از قبیل شهید آیت الله صدوقی،شهید آیت الله دستغیب و... بودند که در ارتباط با هسته اصلی در مرکز قرار داشتند.
در استان خراسان شاخص ترین فرد روحانیت مبارز آیت الله خامنه ای بود که در مرکزیت همه ی تظاهرات و راهپیمایی ها قرار داشت.
حاصل این جریانات به فرار شاه و بازگشت امام خمینی انجامید.برای اداره ی امور استقبال از امام،کمیته استقبال از امام پدید آمد که پایگاه آن در مدرسه ی رفاه بود.
اما که به کشور تشریف آوردند کمیته های مختلف در مدرسه ی رفاه و علوی تشکیل و یا اگر قبلاً تشکیل شده بود به کار خود با نظم و جدیت بیشتر ادامه داد.
آیت الله خامنه ای مسؤولیت تبلیغات دفتر امام را به دوش گرفت و این قسمت از کار را که بسیار کار شاق و پر زحمت بود به خوبی اداره کرد.
آن روزها از همه جا مبلغ می خواستند و همه جا نیاز تبلیغاتی و تدارکاتی داشت به اضافه پذیرایی از دیدارکنندگان با امام و ترتیب ملاقات ها و تنظیم خبر آنها و ترتیب پخش در رسانه های گروهی و مقابله با توطئه های خبری و تبلیغات مهره های کهنه و رنگ عوض کرده استکبار و عناصر ملی گرا و بویژه مقابله با گروهک ها که فرصت طلبانه می خواستند بی هیچ زحمتی گلچین انقلاب باشند و خود را بر ملت تحمیل نمایند.
خاطرات این روزهای پر هیجان که هر لحظه خبری نو و حادثه ای جدید پدید می آمد و ملت ما داشت پایه های ستم دو هزار و چند ساله خودکامان و جلادان ستمشاهی را در هم می ریخت،باید به طور جداگانه نوشته شود.
اما از بین همه ی آنها،یکی که مهمتر از همه بود و با همت و پشتکار روحانی شجاع و موقعیت شناس و فداکار آیت الله خامنه ای توطئه ی آن به بهترین نحو خنثی شد،به خاطر قدرت شناسی از ایشان آورده می شود.

اولین مقاله از صدای جمهوری اسلامی

از کارهای خوبی که در دفتر تبلیغات امام صورت گرفت،نشریه ای به نام (امام) بود که به یادگار اقامت امام در تهران،چند شماره منتشر گردید.آیت الله خامنه ای چند مقاله در این نشریه یادگاری نوشتند و جالب است که روز 22 بهمن که رادیو به دست مردم افتاد،مقاله ای که ایشان تحت عنوان (پس از نخستین پیروزی) نوشته بودند،اولین مقاله ای بود که در رادیو خوانده شد.

سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

در سال 1358 اختلافاتی در سپاه پاسداران پدید آمد و پس از این که عده ای از برادران میانجیگری کرده و نتوانستند کاری انجام دهند،آیت الله خامنه ای سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عهده گرفته و آنجا را سر و سامان دادند.

امامت جمعه تهران

پس از فوت مرحوم آیت الله طالقانی در سال 1359 امام امت طی حکمی آیت الله خامنه ای را به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند.
امام خمینی (رحمت الله عليه) در بخشی از این فرمان آورده اند:
(جنابعالی که بحمدالله به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شایسته هستید به امامت جمعه تهران منصوب می باشید. از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در ارشاد و هدایت مردم خواستارم).

نمایندگی مجلس شورای اسلامی

با شروع انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره اول آیت الله خامنه ای از سوی ائتلاف بزرگ نامزد نمایندگی مجلس از تهران گردید و با اکثریت عظیم یک میلیون و چهارصد هزار رأی،در دور اول به مجلس راه یافت.
در سال 1359 همزمان با شروع تهاجم رژیم بعث عراق علیه انقلاب اسلامی ایشان از طرف امام (رحمت الله عليه) به سمت مشاور معظم له در شورای عالی دفاع انتخاب،و در جبهه ها حضور یافتند و علی رغم کارشکنی منافقین و بنی صدر،به دفاع مردمی سامان داده،همراه شهید چمران،ستاد جنگ های نامنظم را تشکیل دادند. که نیروهای آن در روزهای نخستین جنگ تنها نیروهای کارآمد و سازمان یافته در مقابل متجاوزین بعثی عراق بودند.

سوء قصد به آیت الله خامنه ای

در روز ششم تیر 1360 (یک روز قبل از حادثه ی هفتم تیر) در حالی که در خانه ی خدا (مسجد ابوذر) مشغول سخنرانی بودند،مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقین قرار گرفته،به شدت زخمی می شوند و به بیمارستان منتقل می گردند؛اما خداوند متعال وجود پربرکت ایشان را برای خدمت به ملت مسلمان ایران حفظ کرد،و به زودی پس از این که سلامت خود را باز یافتند هم چون گذشته پرشور و با نشاط به انجام وظیفه در سنگرهای مختلف پرداختند.
پس از این سوء قصد حضرت امام خمینی (رحمت الله عليه) در پیامی به حضرت آیت الله خامنه ای چنین آوردند:
(دشمنان انقلاب اسلامی با سوء قصد به شما که از سلاله ی رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) و خاندان حسین بن علی (عليه السلام) هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه ی جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب می باشید،میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء قصد به شما عواطف میلیون ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه دار نمودند. اینان آن قدر از بینش سیاسی بی نصیبند که بی درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوي قصد کردند که آوای دعوت او به سلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیر انسانی به ای برانگیختن و رعب،عزم میلیون ها مسلمان را مصمم تر و صفوف آنان را فشرده تر نمودند. آیا با این اعمل وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران،جوان عزیز خود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان بر حذر دارند؟ آیا نمی دانند که دست زدن به این جنایات،جوانان آنان را به تباهی کشیده و جوانان آنان به دنبال خودخواهی مشتی تبهکار از دست می رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولیّ بر حق او حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) افتخار می كنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی بسر می بردند. من به شما خامنه ای عزیز،تبریک می گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه- ی خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم).
آیت الله شهید دکتر بهشتی نیز در تلگرامی به ایشان (ساعاتی قبل از شهادتشان) چنین آورده اند:
(سوء قصد نافرجام دشمنان اسلام و انقلاب و میهن اسلامی به آن برادر،بار دیگر نشان داد که این دشمنان قسم خورده اسلام و ملت در راه مقاصد شوم خود از هیچ جنایتی خودداری نمی کنند.این تلاش های دشمنانه خشم ملت به پا خاسته را نسبت به این خود فروختگان روز به روز بر افروخته تر و آنها را در جامعه منزوی تر خواهد ساخت. از خدای متعال خواستارم که نعمت سلامت را هر چه زودتر به آن برادر عزیز و مجاهد باز گرداند و به جهاد خود در سنگر اسلام هم چنان ادامه دهند).

ریاست جمهوری

پس از شهادت شهید رجایی و شهید باهنر از طرف روحانیت و سایر نهادهای انقلابی نامزد ریاست جمهوری،گردیدند و با رأی عظیم و بی نظیر در انتخابات ریاست جمهوری به سمت سومین رییس جمهوری اسلامی ایران،انتخاب گردیدند.
دوران ریاست جمهوری ایشان،زمانی اغاز شد که کشور در وضعیت حساس و سختی به سر می برد. شهادت 72 تن،شهادت شهید رجایی و باهنر در انفجار مقر نخست وزیری،شهادت شهید کچویی در زندان اوین،انفجارها و ترورهای پی در پی و جو حاصله از آنها،اثرات سوء ریاست جمهوری بنی صدر و مشکلات ناشی از اشغال قسمت مهمی از کشور توسط صدامیان کافر،تحریم اقتصادی،همه و همه دست به دست هم داده و وضع بغرنجی پدید آورده بودند.
آیت الله العظمی خامنه ای از دیدگاه امام خمینی (رحمت الله عليه)
(... شما اگر کمان بکنید در تمام دنیا رییس جمهورها و سلاطین و امثال اینها،یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بنای قلبی اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند،پیدا نمی کنید.ایشان را من سالهای طولانی می- شناسم،و در آن زمانی که اول نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف برای رساندن پیغام ها تشریف می بردند؛و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید،ایشان حاضر واقعه بود همه جا،تا آخر،و حالا هم که هست؛یک نعمت خدا به ما،این است که داده) .(1)
(جنابعالی را (آیت الله خامنه ای) یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم،و شما را چون برادری که آشنا به مسایل فقهی و
متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه ی فقیه جداً جانبداری می کنید،می دانم،و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی،از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید).(2)
آقای هاشمی رفسنجانی نقل می کنند:
(در جلسه ای با حضور سران سه قوه،آقای نخست وزیر و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما با حضرت امام (رحمت الله عليه) این بود که ما بعداً با قانون اساسی مشکل خواهیم داشت،زیرا ممکن است خلأ رهبری پیش بیاید.ایشان گفتند: (خلأ رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید) گفته شد: چه کسی؟ ایشان در حضور آیت الله خامنه ای گفتند: (این آقای خامنه ای).
روزی من خصوصی خدمت امام رفتم،چون مقداری روی بازتری داشتم و مسایل را بی پرده می گفتم،در مورد قائم مقامی رهبری و مشکلاتی که پیدا می شود،صحبت کردم،باز ایشان صریح گفتند: (شما در بن بست نخواهید بود،چنین فردی (آیت الله خامنه ای) در میان شما هست،چرا خودتان نمی دانید).
حاج احمد آقا (نقل کرده اند) وقتی که آیت الله خامنه ای در سفر کره ی شمالی بودند،امام گزارش های آن سفر را از تلویزیون می- دیدند؛آن منظره ی دیدار از کره،استقبال مردم و یا سخنرانی ها و مذاکرات ایشان در آن سفر،خیلی برایشان جالب بوده و فرموده بودند: (الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند). (3)
در مجموع به نظر می رسد که این کلام امام (رحمت الله عليه) خطاب به حضرت آيت الله خامنه اي (هر موقعي كه تو به سفر مي روي من مضطرب هستم كه برگردي،خيلي سفر نرو!) از الهامات الهي و غيبي حق به دنبال ارتحال حضرت امام (رحمت الله عليه) (با الهام از رهنمودهای) آن حضرت و با درایت و هوشیاری خبرگان رهبری،علی رغم میل باطنی حضرت آیت الله خامنه ای،ایشان به مقام رهبری انقلاب اسلامی ایران انتخاب شدند. در جریان مذاکرات مجلس محترم خبرگان و پس از آن،حقایق ناگفته ی بسیاری درباره ی ابعاد مختلف شخصیت علمی و عملی حضرت آیت الله خامنه ای بر زبان یاوران و همراهان حضرت امام (رحمت الله عليه) و خبرگان مردم جاری شد.(4)

پی نوشت ها:

1. امام خمینی (رحمت الله عليه)،صحیفه ی نور،ج17،ص170.
2. امام خمینی (رحمت الله عليه)،روزنامه ی اطلاعات،22/10/1366.
3. هاشمی رفسنجانی،روزنامه ی اطلاعات،20/3/1368.
4. برگرفته از کتاب مرجعیت از دیدگاه فقها و بزرگان.

منبع:
کتاب،ولایت فقیه در عصر غیبت،علیرضا رجالی تهرانی،انتشارات نبوغ،چ دوم،1383،صص328 تا 344

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   
احمداحمدي
باسلام بسيار عالي بود
چهارشنبه 7 مهر 1389
رضااسدی ازاسفراین
خیلی خوب بود
سه شنبه 17 اسفند 1389
سجاد صفاري
سلام خيلي عالي بود
یک شنبه 17 بهمن 1389








ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما