|
تشريك مساعى اروپا با جهان اسلام : فراتر از حرف و گفتگو *(1) اگر چه حق برخوردارى از آزادى عقيده در اروپا به رسميّت شناخته شده ، اما كشورهاى اروپايى در قبال اين مسأله مواضع متفاوتى اتخاذ كردهاند . مثلاً دولت تركيه » ليلا ساحن« را به دليل پوشش روسرى از ادامه تحصيل در مقطع آموزش عالى منع كرده بود .(2) در حالى كه بحث بر سر پوشيدن روسرى در اروپا بيشتر در مدارس دولتى ابتدايى و متوسطه مطرح است تا مراكز آموزش عالى . فرانسه و بلژيك نيز استفاده از اين پوشش را منع كرده بودند ، اما آلمان و انگلستان چنين كارى نكردند و ديگر كشورهاى اروپايى هنوز موضع شفافى در اين باره اتّخاذ نكردهاند . دولت تركيه در دفاع از عملكرد خود چنين اظهار كرد: « نظر به اين كه عدّهاى مىگويند قرآن ، زنان مسلمان را مكلّف به پوشاندن موهاى خود كرده دولت اعلام مىكند كه اوّلاً تكليف دينى و آزادى دو مفهوم جداگانه هستند كه به آسانى قابل انطباق با يكديگر نيستند زيرا تكليف دينى به مقتضاى تعريف خود ، مستلزم تسليم در برابر دستورات تغيير ناپذير الهى است ، در حالى كه مفهوم « آزادى » بر اين اساس تكيه دارد كه فرد از نهايت فرصتها و گزينههاى ممكن بهره مند شود . در زمينه پوشش زنان مسلمانان نيز بايد گفت آنان در كشورهاى مختلف از پوششهاى گوناگون استفاده مىكنند . مثلاً زنان در مناطق روستايى بعضى كشورها هنگام شركت در مراسم تشييع جنازه نوعى پارچه بر سر مىنهند كه با وجود آن بخشى از موى سرشان ديده مىشود . برقع - كه هم اكنون در افغانستان رايج است - پوششى است كه در زمان حكومت طالبان اجبارى بود . چادر نيز در كشورهاى عربى و ايران مورداستفاده قرار مىگيرد . بنابراين [به نظر دولت تركيه] نمىتوان تمام اين اشكال پوشش را - كه از دستورالعمل واحد مذهبى نشأت مىگيرند - با اصل بيطرفى در آموزش و پرورش دولتى منطبق نمود ». در حال حاضر منع پوشش حجاب در مؤسّسات آموزشى دولتى در برخى كشورهاى خاص اروپايى به نمادى از لائيسيته تبديل گرديده است . با اين حال در ديگر كشورهاى اروپايى از قبيل انگلستان ، آزادى حجاب و آزادى مذهبى يكى از نمونه هاى كثرت گرايى است . از نظر « دادگاه حقوق بشر اروپا»(3) (ECHR) بناى جامعه مردم سالار بر كثرت گرايى مذهبى است . اين دادگاه در سال 1993 اعلام كرد كه كثرت گرايى مذهبى « يكى از حياتىترين عناصرى است كه در شكل گيرى هويّت معتقدان [به مذهب ] و شكل گيرى درك آنها از زندگى نقش دارد ، ضمن آن كه براى ملحدان ،(4) لاادريون ،(5) اهل شك (6) و لا قيدها (7) هم گنجينه ارزشمندى است . كثرت گرايى جزء لاينفك جامعه مردم سالار مىباشد كه دستيابى بدان سالها طول كشيده است ».(8) اين دادگاه « كثرت گرايى مذهبى را از ملزومات جامعه مردم سالار »« مىداند(9) و عليه محدوديّتهاى اعطاى مجوز براى ساخت مكانهاى مخصوص عبادت ( به ويژه مسجد ) موضعى قاطع اتخاذ نموده است . به طور خلاصه اين دادگاه بر آزادى بىقد و شرط [مذهبى] تأكيد مىكند . به نظر مىرسد با توجه به سياستهاى «ECHR» ساخت مسجد براى اجتماع مسلمانان در كشورهاى اروپا دشوار نخواهد بود ، اما در حقيقت اين گونه نيست . به عنوان نمونه بنا به « گزارش سال 2004 آمريكا در زمينه آزادى مذهبى در سطح جهان » (10) ، حدود 170000 مسلمان در دانمارك زندگى مىكنند ، اما هيچ مسجدى در اين كشور مجوز تأسيس نگرفته است . در همين گزارش آمده كه بلژيك در حدود 364000 مسلمان و تقريباً 380 مسجد دارد .(11) بنابراين مىتوان گفت نحوهى برخورد كشورهاى اتّحاديه اروپا با تجمّعات مذهبى و عبادى مسلمانان يكسان نيست . از طرفى با توجه به اين كه كشورهاى اروپايى از قوانين شهرسازى ، تفاسير مختلفى دارند ، ممكن است [اعطاى مجوّز براى احداث مسجد نيز تابع اين تفاسير مختلف باشد و لذا گاهى مجوّز صادر نمىشود و بدين ترتيب] شاهد تفاوت قابل ملاحظهاى در نحوهى برخورد كشورهاى اروپايى با آزادى مذهبى هستيم . (12) برخورد تبعيض آميز كشورهاى اروپايى با مسلمانان بعد از حوادث 11 سپتامبر بيشتر شده است . اين امر باعث مىشود حقّ مسلمانان و غير مسلمانان در برابر قوانين يكسان در نظر گرفته نشود ، چرا كه مسلمانان بيش از ديگران به عنوان تروريستهاى بالقوّه شناخته مىشوند و احتمال دارد در انگلستان يا ديگر كشورها بدون محاكمه ، بازداشت شوند. همچنين رشد اسلام ستيزى و سوء استفاده از آن براى تحريك احزاب راست افراطى موجب تضييع حقوق مسلمانان در برخى كشورهاى اروپايى گرديده است .(13) « كليساى انگلستان » استفاده از قانون تبعيض آميز « مبارزه با تروريسم و جرم و پيشبرد امنيت » ( مصوبه 2001) عليه مسلمانان را تقبيح كرده است . در شرايط كنونى تصوّر اجتماع مسلمانان بر اين است كه « ميان مسلمان و ديگران » چه از نظر « طريقه به كارگيرى قوانين ضد تروريستى و چه استراتژىهاى انتظامى ( پليسى ) » نوعى تبعيض وجود دارد .(14) به همين دليل « سازمان ديدهبان حقوق بشر » و ديگر سازمانهاى فعّال در زمينه حقوق بشر از قانون ضد تروريستى سال 2005 انگلستان انتقاد مىكنند . (15) تحقيقات « دانشگاه لستر »(16) نشان داد كه پس از حوادث 11 سپتامبر (17) بد رفتارى با مسلمانان افزايش يافته است . اين تحقيقات مورد تأييد « مركز اروپايى نظارت بر نژاد پرستى و بيگانه ستيزى»(18) نيز قرار گرفت .(19) با اين حال وزارت امور خارجه امريكا [با ناديده گرفتن اسلام ستيزى] بر رشد « يهود ستيزى » متمركز شده و نخستين گزارش خود را درباره « يهود ستيزى جهانى» منتشر نمود. در اين گزارش موارد يهود ستيزى در فاصله اول ژوييه 2003 تا 15 دسامبر 2004 در كشورهاى مختلف مطرح شده است .(20) اگر وزارت خارجه واقعاً قصد داشت [در قبال يهود ستيزى و واسلام ستيزى ] بيطرفانه رفتار نمايد ، پيشنهاد « شوراى روابط آمريكا - اسلام » (21) ( CAIR) را مىپذيرفت و گزارشى از اسلام ستيزى در سطح جهان تهيه مىنمود .(22) در مارس 2005 « گزارش فدراسيون بين المللى هلسينكى ( IHF) در زمينهى حقوق بشر » (23) تحت عنوان « بردبارى و تبعيض در قبال مسلمانان [در كشورهاى ]اتّحاديه اروپا : تحولات رخ داده از 11 سپتامبر به بعد»(24) منتشر گرديد . در اين گزارش به افزايش اعمال تبعيض آميز عليه مسلمانان در كشورهاى اتحاديه اروپا اشاره شده است.(25) لازم به ذكر است اين گزارش دراصل مكمل گزارش «IHF » در زمينه « اقدامات ضدّ تروريستى ، امنيت و حقوق بشر » (26) آوريل ( 2003) مىباشد و نكات مهمى در زمينه منع تبعيض و محافظت در مقابل نژاد پرستى را بيان مىكند .(27) در دسامير 2004 كوفى عنان ، دبير كل وقت سازمان ملل ، در سمينارى در زمينه مبارزه با اسلام ستيزى شركت نمود و 2004 او اظهار داشت از 11 سپتامبر به بعد « بسيارى از مسلمانان به ويژه در غرب ، خود را در معرض اتهام ، آزار و تبعيض مىبينند». او افزود : « بسيارى از مردم ، اسلام را يك «كل انعطاف ناپذير» (28) مىشناسند كه ذاتاً با غرب دشمن است . اين نوع تصوّر كاريكاتور مانند از اسلام ، بسيار گسترش يافته و عدم شناخت مردم از اسلام به طرز خطرناكى رو به افزايش است ».(29) به همين دليل « رابرت .جى . پالى »(30) معتقد است « روابط بين المذاهب مختلف بايد تقويت شود تا بدين وسيله از تنازع بين دولتها در سطح بين المللى جلوگيرى شده و ثبات داخلى در كشورهاى اروپايى مانند فرانسه ، آلمان و انگلستان تضمين شود ».(31) طرد اجتماعى و به حاشيه كشيده شدن اجتماعات مسلمانان در انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ديگر نقاط اروپا بزرگترين مانع بر سر راه ادغام ايشان در درون اجتماعات ميزبان است .(32) بنابراين پيش از آن كه اروپا بتواند به كمك جمعيت مسلمان خود شرايط لازم را براى تشريك مساعى سازنده با جهان اسلام كسب نمايد ، بايد به اوضاع داخلى خود سر و سامان دهد . (33) اروپا نبايد تنها به گفتگو با جهان اسلام بسنده كند زيرا ممكن است اين گفتگوها به عدم تفاهم بين طرفين بينجامد بنابراين بايد علاوه بر گفتگو به اتخاذ اقدامات مناسب و مثبت سياسى ، اجتماعى و اقتصادى نيز روى آورد . اگر چه اتّخاذ چنين اقداماتى كمى بلند پروازانه به نظر مىآيد . اگر چه [تئورى] « اخلاق جهانى »(34) « هانس كيونگ »(35) [براى گفتگو بين اروپا و جهان اسلام] ارزشمند است ، ولى راه كار مشخّصى ارائه نمىدهد و صرفاً كلى گويى است . لازم به ذكر است وى اخيرا براى گفتگوهاى سازنده اسلام و اروپا « پارادايم جديد روابط بين الملل و كاركرد مذاهب »(36) را مطرح كرده است .(37) پيشنهاد جامعتر خود نگارنده تحت عنوان « شش اصل براى بهروزى خانواده بشرى»(38) نيز گرچه به لحاظ رهيافت بيشتر جنبه سياسى دارد و منظور از طرح آن تسهيل در همكارىهاى عملى بوده ، ممكن است بيشتر ما را گرفتار بحثهاى طولانى و بيحاصل نمايد .(39) همچنين بايد اذعان داشت در حالى كه برخى كشورهاى اروپايى مثل آلمان ،انگلستان، فرانسه، و هلند مدتى است كه « تشريك مساعى با جهان اسلام » يا چيزى شبيه بدان را آغاز كردهاند ،(40) اما بخش اعظم اروپا هنوز به اين كار اقدام نكرده است . در 29 فوريه 1992 « راشد الغنوشى » در نطقى اظهار داشت : « ما با پيشرفت و مدرنتيه موافقيم ، اما تا آنجا كه معناى آن آزادى كامل فكرى ، پيشرفت علمى و تكنولوژيك و ارتقاى آرمانهاى مردم سالارانه باشد . با اين حال ما زمانى كه مدرنيته را خواهيم پذيرفت كه خودمان مفهوم آن را در جامعه تعيين كنيم ، نه اين كه تحليلها و تفاسير فرانسوى ، انگليسى و يا آمريكايى آن را بر ما تحميل كنند . اين حق ماست كه مدرنتيه را متناسب با فرهنگ و اجتماع خود بپذيريم ».(41) در حال حاضر بسيارى از مسلمانان اروپايى اظهار مىنمايند كه در مقايسه با حقوقى كه در كشورهاى مبدأ از آن برخوردار بودهاند . (42) از حقوق انسانى بيشترى در كشور اروپايى محلّ اقامت خود برخوردارند . دكتر « مصطفى سريك »(43) ، مفتى اعظم بوسنى ، گفته است هويّت مسلمانان غربى در آينده نه نشان از « جذب » خواهد داشت و نه انزوا، بلكه حالى از وجود نوعى همكارى خواهد بود . او مىگويد : « از اين كه اسلام به ميهن پرستى اروپايى من معنا مىبخشد ، افتخار مىكنم ». به زعم او مسلمانان اروپا كاملاً مفاهيم اروپايى آزادى و حقوق بشر را پذيرفتهاند . وى مىگويد : « پذيرش اين مطلب سخت است ، اما حقيقت اين است كه هم اكنون مسلمانان خاورميانه نياز به آموختن از مسلمانان غرب دارند . بايد خردمندان مسلمان مشرق زمين باعقلاى مسيحى مغرب زمين گرد هم آيند [ و با هم گفتگو و همكارى نمايند ] تا از اين ميان انسانهاى اخلاقگرا و شرافتمند پديدار شوند».(44) حقيقتاً آنچه در اين زمان براى تشريك مساعى و گفتگو لازم است ، وجود انسانهايى است كه شرافت را سرلوحه امور خويش قرار داده باشند . با اين وجود برخى عقيده داند در حال حاضر تشريك مساعى و گفتگو ، بيشتر ميان « دولت با دولت » است و مردم كشورهاى مختلف مسلمان در آن مشاركت ندارند . بايد گفت چنين گفتگويى هيچ تأثيرى بر قلوب و اذهان جوانان مسلمان به ويژه جوانان سرخورده و مأيوس ندارد و چه بسا از خود بيگانگى و گريز اين جوانان از اسلام نيز بينجامد . همراهى و تشريك مساعى اروپا با جوانان جهان اسلام از جمله امور بسيار مهم مىباشد . (45) يكى از اين مؤسسات پايگاه اينترنتى « مقتدر خان » است كه در زمينه اجتهاد(46) بر « پروژه اجتهاد»(47) « ارشاد مانجى »(48) برترى دارد ،(49) چرا كه وى بيشتر از « مانجى » با جريان اصلى مسلمانان همسرايى دارد . در 4 مى 2005 « شوكت عزيز » ، نخست وزير پاكستان ، در همايشى بر لزوم اجتهاد براى ايجاد تغيير در شيوه آموزشهاى سنتى در زمينه برنامهكنترل جمعيّت تأكيد كرد و گفت : « اندازه ، ساختار و رشد جمعيت آينده تأثيرى منفى بر شتاب توسعه و بهبود كيفيت زندگى در كشورهاى اسلامى بر جاى خواهند نهاد » . وى افزود : « ميزان بالاى زاد و ولد در كشورهاى فقر زده ، به خصوص در جهان اسلام منبع نگرانى است و بايداز سوى علما مورد توجه قرار گيرد »(50). پرويز مشرف هم اين سخنان را مورد تأكيد و تأييد قرار داد و ظاهراً علما هم در اين زمينه بيانيه مفيدى صادر كردند كه در آن از طرحهاى ابتكارى آموزش و پرورش - كه ممكن است به ثبات جمعيّت بينجامد - استقبال شده بود.(51) اكنون وقت آن رسيده كه « بنياد اروپا- جهان اسلام »(52) تشكيل شود تا ضمن آن همكارى ميان اسلام و اروپا در زمينه توسعه فكرى و انسانى تقويّت گردد . اين اقدام گامى ضرورى در راستاى جدا ساختن اين همكارى از همكارىهاى صرفاً امنيتى است ( هر چند اين ملاحظه امنيتى نيز به نوبه خود داراى اهميت مىباشند). خلط اين دو موضوع ( امنيّت و توسعه فكرى و انسانى ) ممكن است به بروز بدگمانى و چه بسا خصومت در درون كشورهاى اسلامى بينجامد ؛ كشورهايى كه ممكن است تصوّر كنند علاقه اروپا به « همكارى در زمينه توسعه فكرى و انسانى »(53) ناشى از ملاحظات امنيّتى است . ايجاد چنين شبههاى ممكن است باعث شود تعهّد اروپا به كشورهاى اسلامى تنايج معكوسى به بار آورد . (54) « عبدالعزيز التويجرى » در اين باره مىنويسد : روشنگرى اسلامى در پرتور انوار اسلام بر كابرد خرد براى فهم دين تأكيد مىورزد . جهان اسلام اكنون بر سر دو راهى قرار گرفته است . مسلمانان بايد با يكديگر تشريك مساعى نمايند تا ضمن تكريم اصول دين خود به نوعى بيدارى ( رنسانس ) دست يابند. اين تشريك مساعى مطمئناً با موانعى مواجه خواهد بود ، اما اين موانع با اراده تزلزل ناپذير مسلمانان برطرف مىشوند . موسسات رسمى و دولتى به خصوص دانشگاهها ، بايد در تلاش براى رفع موانع مشاركت جويند . روشنگرى اسلام تنها به علوم مذهبى و علوم انسانى محدود نخواهد بود ، بلكه عرصههاى فكرى ، علمى و فرهنگى جوامع مسلمان را نيز در خواهد نورديد. در كانون روشنگرى اسلامى ، فتح قلّههاى علم و فن آورى قرار دارد ، زيرا اين كار موجب خواهد شد كه ذهن فعال شود و انسانها مهارتهايى را كه خدا به آنها ارزانى داشته به كار بندند. روشنفكران مسلمان بايد از اين قابليتها و مهارتها بهره گيرند تا بتوانند در مجاهدتى روشن بينانه و فارغ از جهل و تعصب مسير پيشرفت را طى كنند . فهم روشن بينانه موضوعات و مسائل جامعه نيز ثمره اعتقاد راسخ [مسلمانان به موضوعات اسلامى] است . علاوه بر طرح « ايجاد انگيزه » دو طرح ابتكارى ديگر نيز مطرحند كه به شرح آنها مىپردازيم : 1- رهيافت «NGO» : « استيوان اى . كوك» (55) در ارزيابى اخير خود به اين نتيجه رسيد كه رهيافت « NGO» ها در جهان اسلام داراى تبعات كاملاً منفى است .(56)و(57) بايد بر عملكرد NGI ها در جهان اسلام به دقّت نظارت شود چرا كه تجربه نشان داده است اين امكان وجود دارد كه پول تخصيص يافته براى يك منظور صرف يك هدف كاملاً متفاوت شود و بدين ترتيب اهداف كشورهاى كمك كننده برآورده نشود .(58) همچنان كه كوك نيز معتقد است بخشى از اين مشكل به نهادهاى اجتماعى كشورهاى مربوطه باز مىگردد كه ممكن است كاملاً غير مردم سالار باشند . « NGO» ها بايد در درون چنين ساختارى عمل نمايند و به ندرت مىتوانند به تنهايى و [فارغ از نهادهاى مذكور ]، باعث اصلاحات نهادى چشمگير [در كشورهاى مذكور ]شوند.(59) نكته مهم آن است كه كمكهاىمالى اروپا به « NGO»ها در جهان اسلام بايد قابل دفاع و شفاف باشد . در حالى كه استفاده از مؤسساتى مانند مراكز پژوهشى دانشگاههاى اروپا كه داراى تخصّص در جهان اسلام هستند براى كنترل فعاليّتهاى « NGO»ها در جهان اسلام دشوار است ، ولي اين [گونه نظارت] بايد به منزله روشى غير دولتى به سوى [اجراى] گامهاى عملى اصلاح طلبانه مورد تشويق قرار گيرد . از اين واقعيت گريزى نيست كه در حاضر « NGO»ها در بسيارى از كشورهاى مسلمان يا اصلاً وجود ندارند و يا در صورتى هم كه وجود داشته باشند از قوّت و قدرتى كافى برخوردار نيستند كه به عنوان مثال مىتوان از تجربه « NGO»ها در عراق نام برد (60) . بنابراين غرب اصلاً نبايد به فكر ايجاد جايگزينهايى براى « NGO»ها باشد . 2- خواهر خواندگى (61) مناطق روستايى و يا شهرها [در درون اتحاديه اروپا]: گفته مىشود كه برنامه اتّحاديه اروپا مبنى بر خواهر خواندگى شهرها « موجب تقويت پيوندهاى موجود ميان شهرهاى خواهر خوانده و شهردارىها مىشود و زمينه توسعه [و توفيق] طرحهاى جديد خواهر خواندگى را فراهم مىآورد . هدف اين طرح آن است كه : * مردم اروپا را به يكديگر نزديكتر سازد . * گفتگو ميان اتّحاديه اروپا و شهروندان را تقويت نمايد. * برآگاهى و شناخت اروپاييان [از يكديگر ] بيفزايد . * سطح مشاركت شهروندان اروپايى را افزايش دهد ». اكنون مىتوان فرآيندى را آغاز نمود كه در آن « تماس مردم با مردم در كشورهاى عضو اتّحاديه اروپا جاى خود را به تماس آنها با يكديگر در سطح غرب - جهان اسلام بدهد ».(62) در اين صورت مشاركت دائم باشد بخصوص تعامل فرهنگى ميان جوانان مىتواند عملاً نتيجه بخش و پر بار باشد.(63) در طرح ابتكارى « خواهر خواندگى » هم مانند طرح NGOها شرايط مالى از حسّاسيّت و اهميّتى بسيار برخوردار است . بنابراين اگر اروپا در اين طرح ، تماس « مردم با مردم » را در مقابل جهان اسلام جدى بگيرد ، اين امر فتح بابى براى مشاركت اسلام و اروپا خواهد بود . البته در اين طرح ابتكارى بايد نقش مسلمانان اروپايى نيز مدّ نظر قرار گيرد . برخى عقيده دارند براى موفقيت طرح « خواهر خواندگى » بايد صلح و ثبات وجود داشته باشد .(64) با اين حال تحقيقات نشان مىدهد زمانى كه تماس « مردم با مردم » مورد توجه جدى قرار گيرد مىتواند شاهد صلح و ثبات بود . در طرح « خواهر خواندگى » بايد به ويژه تماس فرهنگى « جوانان با جوانان » مدّ نظر قرار گيرد ، همچنان كه در حال حاضر نيز اين تماسها در هندوستان و پاكستان ديده مىشود.(65) در آن صورت مىتوان انتظار داشت ميان كشورهاى اتّحاديه اروپا و جهان اسلام فرآيندى واقعى از مشاركت دائمى آغاز شود . اكنون سؤال اين است كه اين طرحهاى ابتكارى به دنبال چه اهدافى هستند ؟ در پاسخ بايد گفت هدف از اجراى چنين طرحهايى به حاشيه راندن عناصر مصالحه ناپذير و افزايش تعداد گروههايى است كه مىتواند با آنها تشريك مساعى و تعامل نمود . هر چند شيوه تعامل از كشورى به كشور ديگر متفاوت است . همچنين بايد با گروههايى كه ممكن است در برخى كشورها فعاليتهاى آنها ممنوع باشد ، نيز تشريك مساعى و تعامل نمود .(66) اروپا بايد مشوّق برقرارى تعامل با تمام گروههايى باشد كه واجد ويژگىهاى زير هستند : 1) در پى حذف ديگران نيستند و گرايشهاى فرقهاى ندارند . 2) در مقابل همكارى بين تمدّنى و تعاملات بين فرهنگى رويكرد مثبت دارند . 3) اين نكته را قبول دارند كه در جهان اسلام كاستىهاى آموزشى ، علمى و توسعه انسانى وجود دارد و لازم است از طريق همكارى با اروپا اين كاستىها را برطرف نمود . خلاصه آن كه تشريك مساعى عميق و معنادار اروپا با جهان اسلام اولويتى است كه صبر در آن جايز نيست .
اقليتهاى مسلمان در اروپا؛ انقلاب ساكت (67) تا دههى 1960 مردم اروپاى غربى ، مسلمانان را بيگانگى تصور مىكردند كه به كشور ، فرهنگ و اجتماعى ناآشنا تعلق داشتند . به رغم پيشينه طولانى روابط اروپاى غربى با كشورهاى اسلامى ، اين ديدگاه همچنان به حيات خود ادامه داد و على رغم حضور فزاينده و ماندگار مسلمانان در اروپا، مردم اروپاى غربى ايشان را مهاجر فرض مىكردند . دولتهاى اروپاى غربى ، مسلمانان را به واسطه جايگاه اقتصادى ، نژادى و ملّيتشان از ساير اقليّتها متمايز مىساختند نه بر اساس هنجارهاى اجتماعى يا فرهنگى . با تغيير سياست مهاجرت از سوى دولتهاى اروپايى به دليل ركود اقتصادى سالهاى 74-1972، اسلام براى نخستين بار ميان مسلمانان و جوامع ميزبان ايشان به موضوعى اجتماعى در اروپاى غربى تبديل گرديد . در راستاى تغيير سياست مهاجرت ، دولتهاى اروپاى غربى ، قانونى در زمينه « ملحق شدن اعضاى خانواده به يكديگر »(68) تصويب كردند و از سوى ديگر همزمان پذيرش كارگران جديد مرد را به حال تعليق درآوردند. پيوستن اعضاى خانواده كارگر به يكديگر ، سطح تماس ميان مسلمانان و جامعه اروپا را افزايش داد به عنوان نمونه كودكان به مدارس راه يافتند ، زنان بيشتر در زندگى روزانه ظاهر گرديدندو ... در همين راستا مهاجران مسلمان به شكلى فزاينده خواهان به رسميّت شناختن اعمال مذهبيّشان گرديدند و همين امر به بروز مجادلاتى در درون جوامع اروپايى انجاميد و گاهى اوقات باعث شد ميان مهاجران و اروپاييان « بومى » درگيرىهاى خشونت آميزى رخ دهد . نسل جديدى از مسلمانان - كه خود را متعهد به تأسيس مساجد و سازمانهايى براى اجتماعات مسلمانان مىدانست - بر خلاف والدينشان اعمال مذهبى را مخفيانه انجام نمىدادند و از انجام انها شرم نداشتند اين نسل - كه زاده و تربيت يافته اروپا بود - دولتها و جوامع اروپايى را ملزم ساخت كه به پيامدهاى فرهنگى و سياسى مهاجرت تن دهد . در حال حاضر تصوّر اروپاييان بر اين است كه حضور مسلمانان در اروپا تهديدى فرهنگى و تروريستى به شمار مىآيد . به طورى كه در پاييز 1995 پليس فرانسه ، خالد خلخال ، مظنون اصلى يك عمليات بمب گذارى تروريستى از پاى در آورد . اين واقعه موجب گرديد بحثهاى عمومى گستردهاى پيرامون پديده مسلمانان جوان فرانسوى كه دچار از خود بيگانگى گرديده و به گروههاى خشن مىپيوندند، آغاز شود . در سال 1997 نيز مؤسسه « رانيميد تراست »(69) در انگلستان گزارشى در زمينه اسلام ستيزى به چاپ رساند . اين گزارش به تشريح « تعصب و تبعيضى » مىپردازد كه مسلمانان هر روز با آن مواجهند و نشان مىدهد مسلمانان بريتانيا تا چه اندازه در معرض رويكردهاى تنگ نظرانه و بيگانه ستيزانه قرار دارند . (70) در آلمان كتاب « هايت مير » با عنوان « Verlockander Fundamentalismus» موجى از مناظرههاى عمومى را به دنبال داشت .(71) زيرا اين كتاب تلويحاً اسلام را با فعاليتهاى خشونت آميز و خرابكارانه مساوى دانسته و جوانان مسلمان را در « معرض مخاطره » شركت در اين گونه فعاليّتها قلمداد نموده است . اين قسم نگرش متضمن سه برداشت نادرست است : 1- عدم توجّه به تحوّلات مهم در هويت اسلامى مسلمانان كه در غرب به دنيا آمده و تربيت شدهاند: اين دسته از مسلمانان دين را از سياست جدا مىدانند . 2- عدم توجّه به اين واقعيت كه فرهنگ و آداب و رسوم قومى بر معنا و محتواى هويّتهاى قومى تأثير مىگذارند . 3- تأكيد بر تقابل و تضادّ ميان اسلام و مدرنيته : اين تأكيد مانع از آن مىگردد كه تحليل گران دريابند دستورات اسلام بر رويكردهاى قديمى و مهجور دلالت و تكيه ندارد ، بلكه احكام و دستورات اسلام مطابق با مدرنيته شدن سياسى و اجتماعى است .(72)
پى نوشتها: * http// www.le.ac.uk/pluralism/Europe%20Islamic%20world%20Engagement.pdf. نويسنده: » ريچارد بانى« (Richard Bonnery) مدير» مركز مطالعات تاريخى در زمينه كثرت گرايى مذهبى و سياسى (Center the History of Religion and Political Pluralism) دانشگاه لستر. 1. این مقاله در کنفرانس مشترک آلمان – انگلیس – که در تاریخ 13 آوریل 2005 در «وزارت خارجه آلمان» برگزار گردید – ارائه شد. در ایم مقاله نقش مسلمانان اروپا – که بخشی از جهان اسلام را تشکیل می دهند ، اما به عنوان اقلیّت در اروپا زندگی می کنند- مورد توجّه قرار گرفته است. 2. در کشورهای اروپایی، بحث بر سر حجاب اسلامی بیشتر به مدارس ابتدایی و متوسطه باز می گردد تا مؤسسات آموزش عالی. در بخش های فرانسوی زبان بلژیک (کشوری که در آن مقرراتی در زمینه روسری وجود ندارد و مناقشات بر سر آن غالباً در سطحی محلّی حل و فصل می شود) تعدادی از مدارس دولتی با دانش آموزان محّجبه برخورد می کنند. دادگاه های بلژیک عقیده دارند اصول برابری و بیطرفی آموزش و پرورش دولتی بر آزادی مذهبی اولویّت دارد و [در نتیجه] این دادگاه ها علیه دانش آموزان محجّبه رأی صادر می کنند. در فرانسه – که سکولاریسم در آن یکی از پایه های ارزش های جمهوریخواهانه به شمار می آید – قضیّۀ حجاب در مدارس دولتی به بحث هایی بسیار جنجالی تبدیل شده است. پس از آن که «کمیسیون مربوط به سکولاریسم» (The Commission Secularism) دیدگاه خود را به اطّلاع رئیس جمهور فرانسه رساند، در 10 فوریه 2004 «مجمع ملّی» قانونی را تصویب کرد که طی آن پوشیدن نشانه ها یا جامه هایی که معرّف وابستگی مذهبی باشد، در مدارس ابتدایی و متوسطه ممنوع گردید. بند 1 این قانون تصریح دارد:« در مدارس ابتدایی و متوسّطه ، پوشش نشانه ها یا جامه هایی که وابستگی مذهبی دانش آموزان را مشخّص می کند، ممنوع است. سیاست مدارس [ در این زمینه] باید به گونه ای باشد که پیش از هر گونه اعمال برنامه های انضباطی با دانش آموزان صحبت شود.» کمیسیون مذکور درباره دانشگاه ها نیز اعلام کرد آنچه مهم است حق دانشجویان برای ابراز عقاید، انجام اعمال دینی و ابراز دیدگاه های سیاسی و فلسفی شان می باشد. با این حال در گزارش این کمیسیون اظهار گردید که ابراز عقیده و انجام اعمال مذهبی نباید باعث نقض دستور العمل های دانشگاه ها شود. در برخی کشورها (مانند آلمان، هلند، سوئیس و انگلستان) مقامات آموزش و پرورش و [آموزش عالی] دولتی پس از بحث های طولانی حقوقی، به دانش آموزان و دانشجویان اجازه داده اند که روسری بپوشند. با این وجود موضع قانونی [آنها] با یکدیگر کاملاً برابر نیست. مثلاً در 28 سپتامبر 2003 در آلمان – که سال هاست بحث بر سر اجازه یا عدم اجازه به معلمان برای پوشش اسلامی جریان داشته است -«دادگاه قانون اساسی» در یک پرونده قضایی مربوط به یک معلم محجبه اعلام داشت عدم منع آشکار حجاب در قانون به معنای آن است که معلمان حق دارند روسری بپوشند. در انگلستان پوشیدن حجاب اسلامی مورد پذیرش اکثر آموزشگاه هاست و معدود مناقشاتی هم که ایجاد می شود عموماً در درون خود آموزشگاه حل و فصل می شود . مراجعه کنید به : < http://cmiskp.echr.coe.int/tkp197/viewhbkm.asp? sessionId= 1403151 & skin=hu//:doc-fr & action = html&table = 285953B33D3AF94893DC49EF6600CEEBD49 & key=35576 & highlight=leyla 20%7C%20%7C%20turquie%20%7C%2044774/98 3. "The headscarf dilemma in France" box 5.7,Human Development Report (2004) ,101. 4. The European Court of Human Rights. 5. atheist. 6. agnostic : کسانی که برای نفی یا اثبات وجود خدا حکم نمی کنند و در واقع خود را به ندانستن می زنند. (گروه ترجمه) 7. Sceptic. 8. unconcerned. 9.www.hdr.undp.org/reports/global/2004/pdf/hdr04_chapter_5.pdf 10. Ibid 11. The US Report on International Religious Freedom. 12.www.state.gov/g/drl/rls/irf/2004/35451.htm 13. R. J. Bonney .Understanding and Celebrating Religious Diversity .The Growth of Diversity in Leicester's Places of Religious Worship since 1970. (University of Leicester, Center for the History of Religious and Political Pluralism, Studies in the History of Religious and Cultural Diversity , 1<2003). 14. نامزد «حزب ملی انگلستان»National Part) (British در حوزه انتخابیه شمال غربی استان «لسترشایر» (Leicestershire) در مبارزه انتخابات عمومی سال 2005 مدعی شد: «تنها حزب ملی انگلستان به عمق تهدید بنیادگرایی اسلامی واقف است.» 15. Terrorism and Community Relations Submission from the Church of England to the House of Commons Home Affairs Committee' )20 September 2004): 16. www.hrw.org/english/docs/2005/03/15/uk10321.htm 17.University of Leicester. 18. Peportedby the BBC on 29 August 2002: www.news.bbc.co.uk/1/hi/uk/2223301.stm>. 19. The Euroupean Monitoring Centre on Racism and Xenophobia. 20. www.eumc.eu.int/eumc/index.php> Muhammad Ahsan, "post-9/11 Islamophobia :Promoting Interfaith Harmony and Global Peace",IPRI Journal(Islamabad Policy Research Institute,5/1,2005).1-26. 21. www.state.gov/g/drl/rls/40258.htm 22. The Council on American – Islamic Relations. 23.<http:// news spirithit. Com/index/north_america/more / cair_ proposes)Worl d- islamophobia_report/> 24. The Report of the International Helsinki Federation for Human Rights. 25. Intolerance and Discrimination against Muslims in the EU: Developments Since 11 September. 26. www.ihf – hr . org/view binary/ view document. php? download=1&doc_id=6237>="7557> 27. Anti – Terrorism Measures ,Security and Human Rights. 28. <www.ihfhr. org/viewbinary/viewdocument.php? download = 1&doc_id=928> در این گزارش توصیه هایی خاطب به دولت ها مطرح شده که به شرح زیر می باشند: * دولت ها مراقب باشند که اقدامات اتّخاذ شده برای مقابله با تروریسم، اصل برابری در پیشگاه قانون را نقض نکند و به بروز تبعیض بر اساس مذهب، ملّیت یا قومیت نینجامد. دولت ها باید هرگونه قانون یا عملی را که باعث ایجاد تداوم تبعیض می باشد، اصلاح یا لغو نمایند. * دولت ها باید برای محافظت اشخاص یا گروه هایی که ممکن است به دلیل وابستگی مذهبی، ملّی یا قومی، در معرض تبعیض، خصومت یا خشونت قرار گیرند، گام های مؤثری بردارد. * دولت ها باید برای پیشبرد بردباری میان شهروندان، اقدامات مؤثری انجام دهند و در سیاست هایشان میان کسانی که به نام هویت خاص مذهبی دست به اعمال تروریستی می زنند و اکثریت قاطع نمایندگان صلح جوی چنین گروه هایی تمایز قائل شوند. 29. monolith. 30. http:// domino.un.org/UNISPAL. NSF/01/f4c45f3683d575185256e 1b0067 0823? Open Document> کوفی عنان این سمینار را که به عنوان «مقابله با اسلام ستیزی: آموزش برای ارتقای رواداری و درک» (Understanding Confronting Islamphobia Education for Tolerance and) برگزار شد – در تاریخ 7 دسامبر 2001 در مقرّ سازمان ملل در نیویورک افتتاح کرد. این سمینار دوین همایش از سلسله همایش هایی تحت عنوان (ترک تحجّر) (Unlearning intolerance) بود که از سوی «بخش همکاری آموزشی (Eduational Outreach Section)در « ادارۀ همکاری بخش اطلاعات عمومی سازمان ملل (DPI) (Outreach Division of the United Nations Department of Puplic Information) تشکیل می گردید. مراجعه کنید به : www.un.org/Pubs/chronicle/2004/webArticles/112204_Conference. asp/1Agenda 31. Robert J Pauly. 32.Robert J.PaulyJr.Islam in Europe? Integration or Marginalization ? Aldershot:Ashgate,2004),27.fora Muslim perception:Ramadan,To be a European Muslim . A Study of the Islamic Sources in European Context (Leicester: The Islamic Foundation,1999);idem Western Muslims and the Future of Islam (new york : OUP, 2004). 33. در صفحه167 کتاب «اسلام در اروپا» ( نوشته ی پالی) آمده است : « به حاشیه رفتن گروه خاصّی از اقلیّت ممکن است تأثیراتی در عرصه ها ی مختلف داشته باشد. همان گونه در مورد فرانسه ، آلمان و انگلستان بیشتر تأثیرات ضمنی حذف مسلمانان در سه عرصه به چشم می خورد که عبارتند از : * امنیت داخلی . *پویش های نظام سیاسی داخلی. * توسعه و اجرای سیاست های دولت . عدم توفیق کامل برای ادغام مسلمانان در درون جوامع کشورهای مذکور در گذشته و حال تأثیر آشکاری بر برداشت ها و تعاملات اقلیت با اکثریت بر جای نهاده است. این تأثیر را به راحتی می توان در نظام های فرانسه، آلمان و انگلیس مشاهده کرد. نظام های پویایی که مبتنی بر تقسیمات قومی و مذهبی هستند و در آنها مسیحیان اروپا با مسلمانان – از قومیت های مختلف- بهره ی بیشتری از مزایای زندگی می برند. 34. British Muslims between Assimilation and Segregation.Historical,Legal and Social Realities, ed.\ohammad Diddique Seddon,Dilwar Hussain and Nadeem Mlik(Leicester:Islamic Foundation,2004),esp. ch.2. Muslimsand the state in Britain, Franceand Germany,ed.joel S. Fetzer and J.Christopher Soper (Cambridge Studies in Social Theory, Religion and Politics,Cambridge:CUP,2005). 35. Global ethic چهار گزاره اصلى دارد: 1) تعهد به فرهنگ عدم خشونت و ارج نهادن به زندگى. 2) تعهد به فرهنگ انسجام و نظم عادلانه اقتصادى. 3) تعهد به فرهنگ روادارى و زندگى مبتنى بر حقيقت. 4) تعهد به فرهنگ حقوق برابر و همكارى ميان مردان و زنان.(مترجم) 36. Hans Hung. 37. "a new Paradigm of international relations and the function of religions". 38. Hans KUNG, "a NEW Paradingm of international relations and the fuction of religions ',Future Islam (Sept./Oct.2004):<www.futureislam .com/20040901/Insight/hans-kung/hans-kung-p01.asp> 39. به عقیدۀ نگارنده همۀ مردم صرف نظر از تقسیمات مذهبی و فرهنگی در تعهدات زیر با یکدیگر سهیم اند: * حلّ و فصل مسالمت آمیز ضادها با توسّل به فرآیندهای کاملاً دیپلماتیک و منطبق با قواعد حقوق بین الملل و با رعایت شرط کامل انصاف در قبال تمام طرف ها ( از جمله حقوق کسانی که در معرض کوچ اجباری قرار گرفته اند و نیز جمعیت های پناهنده ). * توسّل به جنگ تنها به عنوان آخرین چاره، هنگامی که علّت آن تنها برپایی عدالت و دفاع از خود باشد ( و نه حملات پیش گیرانه) و از طرفی حملات باید به گونه ای باشند که تلفات نظامی و غیرنظامی محدود شود. * گفتگوی میان فرهنگ ها و مذاهب برای درک متقابل یکدیگر، پذیرش تفاوت ها و پرهیز از جاه طلبی های استیلاجویانه. * پذیرش تکثر سنت ها در درون اجتماعات دینی و تکثر مذاهب جهان. * احترام به حقوق انسانی افراد از جمله برابری جنسیتی و حق آزادی مذهب. * سهیم شدن در فرآیند مشارکت سیاسی مردم سالار بر پایه [حقوق] شهروندی. نگاه کنید به : Bonney, Jih d. 421-2. 40. " Sources of global ethics', box5.2, Human Development Report (2004),90. www.hdr.undp.org/reports/global/2004/pdf/hdr04_chapter_5.pdf 41. [به عنوان مثال] دیدگاه حکومت فرانسه آن است که موضوع تشریک مساعی با اسلام را بسته به کشورهای خاص [مسلمان] مورد توجه قرار دهد و نه با توجه به مفهوم جامع « امت اسلامی» به عنوان یک کل . 42. Davis,Between Jiha d and Salaam.Prifiles in Islam 85-856. 43. International Summit on Democracy. Terrorism and Security,Madrid,8-11 March 2005. Executive Summary .WG5: Cultural explanations. "Engaging Western Islam' «گرفتاری های جهان اسلام در میان مسلمانان غربی هم وجود دارد اما این مشکلات به دلیل حضور در جوامع مردم سالار و «باز» کمرنگ می شوند ». 44. Mustafa Ceric. 45. www.news .bbc.co.uk/1/hi/magazine/4283717.stm> 46. کنفرانس «ویلتون پارک (Wilton Park) در فوریه 2005 تحت عنوان «جوانان مسلمان در اروپا: مسائلی درباره ازخود بیگانگی و تندروی» Muslim Youth in Europe: Addressing Alienation and Extermism' با این نتیجه گیری به پایان رسید:« معلوم نیست جوامع اروپایی در دهه های آینده چه تحوّلاتی را پشت سر خواهند گذاشت و چه اموری را معمولی و چه اموری را عجیب و غیرطبیعی قلمداد خواهند کرد. در حال حاضر بسیاری [از مسلمانان] با این موضوع دست به گریبان هستند که چگونه می توان در یک جامعه ی اروپایی کثرت گرا و مردم سالار، هویت مسلمانی خود را حفظ کرد». برای آن که با دیدگاهی بدبینانه تر در این زمینه آشنا شوید می توانید مراجعه کنید به : Thomas L.Friedman , "Brave,Young and Muslim. New York Times, 3 March 2005.09.23 فرایند من به نقش «ارشاد مانجی» می پردازد. خانم مانجی در سال 1969 در اوگاندا و در خانواده ای مسلمان به دنیا آمد. وقتی سه ساله بود خانواده اش به کانادا مهاجرت کردند. وی به لحاظ اعتقادی نیز خود را مسلمان می داند. مانجی مؤلف، روزنامه نگار، ویک فعّال اجتماعی است. او یک زن هم جنس باز است و دیدگاه های فمینیستی و مخالف با بنیادگرایی اسلامی دارد. مانجی دارای عقایدی مخالف با جریان اصلی اندیشه مسلمانان می باشد. از وی کتابی تحت عنوان « مشکل اسلام امروز : فراخوان یک مسلمان برای انچام اصلاحات در مذهب وی (اسلام)» The Trouble with Islam Today. A Muslim's Call for Reform in Her faith) به چاپ رسیده است . مراجعه کنید به : www.nytimes.com/2005/03/03/opinion/03friedman .html> 47. <www. Ijtihad.org> 48. Project Ijtihad. 49.Irshad Manji .(توضیح درباره ی این فرد در پی نوشت 50 آمده است ) 50. ارشاد مانجی می نویسد: « پروژه ی اجتهاد، اساس تلاش های مرا برای انجام اصلاحات در اسلام تشکیل می دهد، اصلاحاتی که نسل در حال ظهور مسلمانان به ویژه زنان جوان را قادر می سازد خودکامگی و استبداد را به چالش بکشانند. رسالت [ما] این است که مرکزی تأسیس کنیم که مسلمانان جوان و اصلاح طلب را برای انجام سه کار جذب کند. 1) ایجاد شبکه ای که در آن افراد در کنار هم قرار می گیرند و بدین ترتیب در می یابند که تنها نیستند. 2) ایجاد اعتماد به نفس برای آن که افراد آشکارا از همراه شدن با جریان تفکر اصلی در اسلام دست بردارند. 3) مطالعه درباره ی «عصر طلایی اسلام» که در آن مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و... برای حفظ و بسط دانش دست در دست یکدیگر نهادند چرا که دراین رابطه در مدارس دولتی و مذهبی کمتر به ما آموزش های لازم را می دهندو مراجعه کنید به : <www. Muslim-refusenik.com/ijtihad.html> 51. www.dawn.com/2005/05/05/top7.htm 52. www.dawn.com/2005/05/07/top2.htm 53. Europe-Islamic World Foundation. 54. intellectual and human development cooperation. 55. این همان نقطه ضعفی است که در برخی گزارش های موجود به چشم می خورد، مانند : Europe and the Middle East – Perspectives for Engagement and Cooperation,ed.Bertelsmann Group for Policy Research,Center for Applied Policy Research, Munich (2005). 56. Steven A. Cook. 57. اگر چه ممکن است نویسنده بیش از حد [اندیشه های عصر] «روشنفکری در اروپا» (The European Enlightenment) انتقاد کرده باشد، اما توانسته است به خوبی لزوم [شکل گیری] روشنگری اصیل اسلامی را مطرح کند. مراجعه کنید به : Abdulaziz Othman Altwaijri,"Enlightenment as an Islamic Concept' May 2005): <www.futureislam .com/20050301/insight_othman_altwaijri/enlightenment_as_an_islamic_concept.asp> 58. کوک در صفحه ی 94 کتاب خود با نام «بهترین راه برای پیشبرد اصلاحات در جهان عرب (The Right Way to Promote Arab Reform) می نویسد: « اعتقاد آمریکا به [تأثیر شکل گیری] جامعه مدنی [در سرنگونی حکومت های مخالف] به پایان دوران جنگ سرد باز می گردد، یعنی هنگامی که NGO ها تأثیر به سزایی در سرنگونی رژیم های کمونیست در شوروی و اروپای شرقی داشتند. اما شواهد و قرائن نشان می دهند که امروزه چنین گروه هایی دارای نقش مشابهی در جهان عرب نیستند زیرا: * گر چه بسیاری از کشورهای عربی هم اکنون نیز مملو از سازمان های مدنی هستند، ولی این کشورها همچنان تحت حکومت های ستمگر باقی مانده اند. * ممکن است جامعه مدنی در کشورهای عربی خدمات اجتماعی از قبیل مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و وکالت حقوقی را در اختیار [ شهروندان] قرار دهد، اما بسیاری از گروه های درگیر از قبیل گروه های مرتبط با جنبش های افراطی اسلام گرا، غیر مردم سالار می باشند. * برخی از NGO ها عملاً نشان داده اند که حاضرند با رژیم های غیر مردم سالار محلی همکاری نمایند به عنوان مثال، فعالان حقوق بشر در «شورای ملی مصر در زمینه حقوق بشر» (Egyptian National Council for Human Rights) عضویت دارند؛ شورایی که البته هیچ قدرتی برای وادار ساختن حکومت به تغییر اعمال تجاوزکارانه ندارد و تنها جنبه ای ظاهری دارد. به همین ترتیب در الجزایر، سوریه، تونس و دیگر کشورهای عرب، اتحادیه های کارگری و سازمان های تجاری در ازای همکاری با حکومت از حمایت دولت برخوردار می شوند». 59. سازمان HSS" (Hindu Swayamsevak Sangh) " - که یک سازمان غیرل دولتی هدو برای کمک به زلزله زدگان می باشد- در انگلستان متهّم گردید به این که از طریق شاخه ی خیریه ی خود پول هایی را روانه ی «گجرات» می کند و بدین ترتیب به جای کمک به قربانیان زلزله سال 2001 موجب تشدید ناآرامی ها در گجرات می شود، اما «مأمورین امور خیریه» در انگلستان این ادّعاها را رد کرده اند، هر چند به ایشان اجازه داده نشد برای رسیدگی مستقیم به این موضوع به گجرات سفر نمایند. مراجعه کنید به : www.timesonline.co.uk/newspaper/0,,175-1018647,00html 60. کوک در ص 96 کتاب خود می نویسد: « دلیل این که چرا پیشبرد جامعه مدنی، توسعه اقتصادی و تحریم ها نتوانسته اصلاحات سیاسی در هان را شکل دهد این است که هیچ یک از کشورهای عرب موانع واقعی اصلاحات یعنی نهادهای مختلف اصلاحات را از سر راه برنداشته اند. این نهادها دارای سازمان ها، قوانین ، احکام و مقرراتی هستند که سیاست جوامع را شکل می دهد. بر خلاف تصور موجود این گونه نهادها در کشورهای عربی به وفور یافت می شود و اکنون آنچه مهم است، ماهیت و علت تشکیل این نهاد می باشد. وجود چنین نهادی در جهان عرب، برای حفظ رژیم های استبدادی است . نهادهای سیاسی عرب به جای آن که در پی تضمین حقوق شهروندان باشند و به ایشان امکان طرح نظرات خود را بدهند، موجب تحدید مشارکت سیاسی، محدود کردن آزادی فردی و تفویض اختیارات فراوان به قوه مجریه می شوند». 61. NGO ها میلیون ها دلار دریافت می کنند تا برنامه ها[ی مورد نظر غرب] را اجرا کنند، اما معلوم نیست بیشتر این پول ها صرف چه اموری می شوند. در حال حاضر 3000 NGO در عراق وجود دارند و دولت از کارها و یا بودجه آنها اطلاعی ندارد». ظاهراً بیشتر آنها از سازمان های پیشرو در تحریک شورش علیه حضور سربازان آمریکایی و انگلیسی در عراق هستند. مراجعه کنید به : www.geostrategy-direct.com/geostrategy-direct/secure/2005/05_03/me.asp> 62. www.europa.eu.int/cmm/archives/leader2/rural-en/euro/p2-9.htm 63. اگر چه هدف از برگزاری «جشنواره فرهنگ های مسلمان انگلستان» (UK'S) (Festival of Muslim Cultures) تبادل افکار [بین اروپا و جهان اسلام] نیست، اما می تواند در این زمینه مثمرثمر باشد: « این جشنواره مخصوص جوانان است. هدف از برگزاری این جشنواره تغییر مثبت افکار عمومی در انگلستان درباره مسلمانان بتواند خود را نشان دهد، مسلمانان راستین و میانه رو بتوانند صدای خود را به دیگران برسانند و بدین ترتیب عقاید قالبی و کلیشه درباره مسلمانان به حاشیه رانده شوند. از سال 2002 که فکر برگزاری چنین جشنواره ای مطرح شد تا به حال مشغول آماده سازی آن بوده ایم و آنچه در طول این مدت به ما نیرو می داد، این عقیده بود که هنر می تواند در جهت تغییر بهتر جامعه ما مؤثر باشد چرا که ما قادر می سازد از تجربیات سایرین استفاده کنیم. ماه همواره سعی داریم نشان دهیم که غرب درک ناقصی از اسلام و فرهنگ مسلمانی دارد». مراجعه کنید به : <www. Muslimcultures.org/introduction.html> 64. در سال 2002 اعلام طرح خواهرخواندگی دو شهر لستر (Liecester) در انگلیس] و «راجکوت» (Rejkot) در گجرات هند مورد انتقاد قرار گرفت زیرا در جریان بروز خشونت های فرقه ای در راجکوت قریب به 2000 مسلمان قتل عام شدندو با این وجود، این طرح به قوت خود باقی ماند چرا که گفته شد این طرح برای تعامل «مردم بامردم» است و جنبه ی سیاسی ندارد. 65. Pakistan-India Peoples'Forum to Focus on Youth', The Hindu, 26 Feb.2005: www.hindu.com/2005/02/26/stories/2005022608590300.htm 66. همچنین این دیدگاه از سوی «الیزابت چنی» (Elizabeth Cheney) از مقامات وزارت خارجه آمریکا، در مصاحبه ای (در مه 2005) مطرح گردیده است. مراجعه کنیدبه : www.carnegieendowment.org/files/Interview.pdf ( عمر حمزوی (Amr Hamzawy) می گوید: « گفتگو با اسلام گرایان میانه رو تنها راه شروع روند دموکراسی در منطقه است». مراجعه کنید به : <www.quantara.de/webcom/show_article.php/c-476/-nr-71/i.html> 67. http://euro-islam.info/PDFs/slientrev.pdf. نویسنده : «جاسلین سزاری» (Jocelyne Caseri) عضو هیأت علمی دانشگاه های (CNRS) پاریس و هاروارد آمریکا. 68. Family reunification : طرحی برای اجازه دادن به بستگان درجه یک کارگران مهاجر برای پیوستن به ایشان در سرزمین میزبان. 69. Runnymede, Trust. 70. Ibid, 1997. 71. Heitmeyer, 1996. 72. Burgal 1995. منبع : کتاب هولوکاست و اسلام ستیزی ، تلخیص و تدوین : دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) |