مقدمه
یكى از دغدغههاى دولت باراك اوباما، مقاومت فعّال جمهورى اسلامى ایران براى توسعه دانش هستهاى صلحآمیز بومى در راستاى تكلیف محورى به اصل تحقیق، توسعه و تحقق آرمانهاى نرمافزارى افق ایران 1404 است.
در این راستا دولت دموكرات آمریكا متأثر از لابىهاى صهیونیستى؛ مانند آبیك و همچنین با هدف جلوگیرى از مشاركت ایران هستهاى مستقل و مقتدر در تركیبات منطقهاى، با كاربست ابزارهاى مختلف، برنامه ریزى مىكند تا مانع از تحقق اهداف عالیه سند حجم انداز فن آورى نوین شود. از طرفى، تجربه اندوزى از هشت سال ریاست جمهورى جرج بوش، به دولت اوباما ثابت كرد، كه به كارگیرى لفاظىهاى روانى ـ رسانهاى؛ مانند احتمال عملیاتى كردن سناریوى حمله نظامى و یا حمایت از تغییر رژیم، فقط مىتواند بحرانهاى امریكا در حوزه استراتژیك خاورمیانه را افزایش دهد و استفاده از گفتمان زور در برابر ج.ا.ایران كه از ظرفیتهاى ژئواستراتژیكى و نرمافزارى ـ سختافزارى قابل توجهى برخوردار است نمىتواند گفتمان مناسبى براى تعامل با ج.ا.ایران باشد. به همین منظور، باراك اوباما همسو با حمایت از مذاكرات مستقیم و با كاربست آموزههاى دكترین مهار و باز دارندگى تلاش مىكند، چالشهاى تهران در حوزه صنعت هستهاى را افزایش دهد. به همین دلیل شایسته است تا متولیان امر به منظور حداكثر بهرهگیرى از ظرفیتها و خنثى سازى آسیبهاى اجتماع، ضمن شناسایى ابزارهاى دكترین مهار و بازدارندگى ایالات متحده با رویكرد آینده پژوهى كاربردى و حد اكثر سازى انسجام فكرى ـ رویهاى، نسبت به تبیین پاداستراتژى پدافندى كارآمد در برابر سناریوهاى تهدید زا اقدام نمایند.
در این راستا مهمترین ابزارها و شیوههاى دكترین مهار و باز دارندگى ایالات متحده در قبال ایران هستهاى عبارتنداز:
هدفمند كردن گسترش آفندهاى اقتصادى در قالب گزینه تحریم
ایالات متحده همسو با گسترش تحریمهاى شوراى امنیت و فرا آتلانتیك «تحریمهاى یكجانبه» را نیز به صورت هدفمند گسترش مىدهد، كه وظیفه نظارت بر حسن اجراى آن بر عهده «اداره كنترل دارایىهاى خارجى وزارت خزانه دارى» است. بنابراین هدفمند كردن تحریمها با هدف تحقق اهداف تاكتیكى و راهبردى زیر صورت مىگیرد:
1. تضعیف توسعه استراتژیك ایران 1404
یكى از راهكارهاى نظام سلطه جهت كند كردن توسعه راهبردى ج.ا. ایران، افزایش محدودیت و موانع براى واردات كالاهایى با «كاربرى دوگانه» به نهانه مقابله با «تكثیر تسلیحات اتمى» است و تحریم شركتهاى بیمه، بانك ملّى، شركتهاى واسطهاى خارج از كشور، برخى مؤسسات اعتبار صادراتى و كشتیرانى ج.ا.ایران در این چارچوب قابل تعریف است.
2. بستر سازى براى تضعیف اصولگرایان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى
3. تحريم واردات بنزين و صنايع انرژى ایران.
با توجه به وابستگى تحقق ردیفهاى بودجه (فروش نفت 5/37 دلار) به درآمدهاى فروش حاملهاى انرژى، ایالات متحده تلاش مىكند تا با گسترش دامنه تحریم انرژى، زمینه ركود طرحهاى عمرانى، زیر بنایى، خدماتى و بالتبع افزایش نارضایتى عمومى را فراهم كند.
از طرفى، سناريوى پيروان گزينه تحريم اين است كه تحريم بنزين مىتواند قيمت آن را در ایران به چند برابر افزايش دهد كه با توجه به درهم تنيدگى قيمت اين محصول با معيشت دهكهاى پايين جامعه، زمينههاى وقوع نا امنىهاى مدنى و صنفى را ايجاد كنند به همین منظور شايسته است متوليان امر مقدمه كاهش نياز به بنزين وارداتى را فراهم نمايند.
بستر سازى براى وارد كردن ناتو در موضوع هستهاى ایران
ایالات متحده پس از فروپاشى شوروى و آغاز نظام تك قطبى، به صورت پلكانى حوزه مسئولیت قارهاى ناتو به سمت نقش پذیرى جهانى را توسعه داده و بین «تهدید صلح و ثبات منطقهاى» و منافع ناتو یك رابطه پایدار را تعریف مىكند، به طورى كه این سازمان به بهانه مقابله تروریسم بین الملل، مهاجرتهاى غیر قانونى، تسلیحات كشتار جمعى، امنیت انژرى، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، مقابله با دزدىهاى دریایى، نظارت بر آتش بس، نظارت بر حسن اجراى انتخابات و تأمین امنیت، ارسال كمكهاى غذایى و دارویى به مناطق بحرانى؛ حضور خود را در مناطق جغرافیایى استراتژیك پر رنگتر مىكند، كه ایجاد ساختارهایى، مانند: «شوراى مشاركت اوراسیا ـ اروپا»، «مشاركت براى صلح» و «طرح ابتكار دسته جمعى» در این چارچوب ارزیابى مىشود.
به عنوان مثال، ناتو، توافقهاى دفاعى ـ امنیتى جدیدى را در چارچوب «ابتكار همكارىهاى استانبول» با اعضاى شوراى همكارى خلیج فارس منعقد نموده، كه از مصادیق آن مىتوان به توافق نامه امنیتى ناتو و بحرین در تاریخ 24 مارس 2008، میان وزیر خارجه بحرین و «دبیر كل ناتو آقاى پاپ دهوپ شفر» براى مقابله با تكثیر تسلیحات كشتار جمعى اشاره كرد كه در صورت تعمیم آن به سایر كشورهاى حوزه خلیج فارس، مىتواند ناتو را به عنوان بازوى نظارتى حسن اجراى قطعنامههاى شوراى امنیت مطرح نماید و یا اینكه این كشور به پشتوانه توافق نامههاى دفاعى ـ امنیتى با ایالات متحده و ناتو محدودیتهایى را براى ناوگان كشتیرانى به وجود آورند، كه در صورت فقدان آسیبشناسى و پاداستراتژى راهبردى مناسب مىتواند به كاهش فضاى تنفسى و عمق استراتژیك امنیت ج.ا. ایران در خليج فارس منجر شود.
بهرهگیرى همزمان از آفندهاى نرمافزارى چند گانه
ایالات متحده به منظور تغییر رفتار متولیان دیپلماسى هستهاى و تحمیل كردن گزینه دیپلماسى وادادگى (همانند گزینه لیبى)، تلاش مىكند تا با كاربست همزمان آفندهاى امنیتى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و روانى - رسانهاى به زمينه مديريت جنگ نرم عليه ایران هستهاى را فراهم كند، كه بر محورهاى زیر استوار است:
ـ كاربست آفندهاى اطلاعاتى با هدف رفع خلأ اطلاعاتى از ميزان بازدارندگى هوايى جمهورى اسلامى ایران و يا رخنه در ساختارهاى متولى توسعه صنعت هستهاى صلحآميز ایران؛
ـ كاربست آفندهاى روانى ـ رسانهاى با هدف تضعیف انسجام فكرى ـ رویهاى كارگزاران نظام در شرایط بحران و بازنگرى متولیان امر در ایستارها و ارزشىهاى مقاومت ملى در برابر نظام سلطه؛
ـ كاربست آفندهاى اقتصادى با هدف افزودن هزینههاى نهادینه شدن بنیانهاى ایران هستهاى و جلوگیرى از الگوپذیرى سایر كشورهاى در حال توسعه از الگوى مقاومت فعّال و عزّت مآبانه ج.ا. ایران؛
ـ كاربست آفندهاى اجتماعى از طريق گسترش شائبه هزينههاى بالاى توسعه ایران هستهاى براى اصناف و قشرهاى مختلف جامعه با هدف بدبين كردن مردم به سطوح حاكميت، تضعیف حمایتهاى مردمى از متولیان دیپلماسى هستهاى و در نهایت بستر سازى براى ایجاد وگسترش تنشهاى پنج بُعدى (تنشهاى صنفى، دانشجویى، قومى، فرقهاى و اجتماعى)؛
ـ كاربست آفندهاى سیاسى با هدف تضعيف ثبات فكرى ـ رويهاى ميان رجال سیاسى متولى ديپلماسى هستهاى ج.ا.ایران؛
ـ كاربست آفندهاى فرهنگى؛ مانند ساخت بازىهاى رايانهاى و انعكاس تصاوير مجازى از اهداف و ماهيت فعاليتهاى هستهاى ایران.
یكى دیگر از آفندهاى تبلیغاتى غرب به «بحران سازى» از طریق انعكاس تصاویر مجازى از پیامدهاى اقتصادى تحریمهاست كه در این راستا با تأكید بر تسرى پیامدهاى «ركود اقتصادى جهانى» در كنار ركود ناشى از تحریم تلاش مىكنند تا نظام امنیت اقتصادى جامعه را متزلزل كرده و زمینه ایجاد یأس و نا امیدى و «بحران مشروعیت» را در جامعه گسترش دهند. همزمان آنان تأكيد بر پتانسيلهاى طبيعى و ثروتهاى انرژى ایران، تلاش مىكنند سطح انتظارات جامعه ایران را بالا برند.
جلوگيرى از الگوپذيرى كشورهاى در حال توسعه از آموزههاى مقاومت فعّال ديپلماسى هستهاى جمهورى اسلامى ایران
يكى از نكات قابل تأمل «الگو مقاومت فعال» ایران به توسعه بومى صنعت هستهاى صلحآميز و گسترش انقلاب نرمافزارى توليد علم در حوزه فن آورىهاى نوين در شرايطى است كه متوليان نظام سلطه با مديريت تحريمهاى هدفمند و افزايش لفاظىهاى رسانهاى، بارها سعى كردهاند تا حركت رو به جلوى «بومى كردن دانش هستهاى» را متوقف كنند، در حالى كه سیاستهاى سلطه مآبانه غرب، هر چند حركت به سمت توسعه ایران هستهاى را كند كرده، اما هیچ گاه متوقف نكرده است كه این موضوع مىتواند به نمادى براى سایر كشورهاى در حال توسعه تبدیل شده و بنیانهاى هژمون كه وابستگى كشورها به آن یكى از اركان آنها است را متزلزل كند، به همين دليل ايالات متحده با افزايش هزينههاى ایران هستهاى، تلاش مىكند تا شائبه را به ساير كشورها تداعى كند كه پيروى از الگوى ایران مىتواند هزينههاى زيادى را براى آنان تحميل كند كه بهتر است با پيروى از سياست ليبى (الگوى وادادگى) در جهت دانش هستهاى وارداتى تلاش نمايند. به عبارت دیگر، امريكا و پيروانش مايلند نظام سلطه را در هر دو بعد سختافزارى و نرمافزارى تداوم دهند و سياستهاى غرب مآبانه ایران با هنجارهاى «ثبات متنى بر نظام هژمونيك» همخوانى ندارد.
در این راستا نهادهاى تبلیغاتى غرب با كم اهمیت جلوه دادن توسعه دانشهاى نوین و یا برجسته كردن كمك دانشمندان رومى، چینى و یا كره شمالى تلاش مىكنند، دستاوردهاى بومى متوليان انقلاب نرمافزارى ایران در حوزه صنايع اتمى و هوا - فضا را كمرنگ نمایند.
ایران هراسى از طريق انعكاس تصاوير مجازى از قابليتهاى هستهاى ایران
یكى از سیاستهاى راهبردى امریكا در راستاى جنگ نرم، گسترش «آفند تبليغاتى ایران هراسى» با تمركز بر سه محور «جغرافياى سیاسى هلال شيعى»، «صنايع موشكى» و «قابليتهاى هستههاى ایران» است كه هر سه محور فوق با انعكاس تصاوير مجازى صورت گرفته و با هدف تضعيف نظام امنيت سازى بومى و پايدار و هموار كردن ترتيبات امنيتى برون سيستمى مديريت مىشود.
در این راستا نهادهاى اطلاعاتى ـ امنیتى امریكا از ترفندهاى زیر استفاده مىكنند:
ـ تمركز بخشى نهادهاى دیپلماسى عمومى بر «كاریكاتوریسم امنیتى» مبنى بر بزرگ نمایى ضعفها و كوچك نمایى فرصتها؛
ـ استناد سازى جعلى اتهامات ساختگى ؛ مانند نمایش عكسها و اسلایدهاى مطالعات ادعایى توسط اولىهاینونن ویا «هومن نائكرت» مسئول امور پادمان خاورمیانه در شوراى حكام؛
ـ تحریف اخبار؛ مانند تداعى شائبه نقش محورى ساختارهاى نظامى در توسعه صنعت هستهاى ایران؛
ـ مرتبط كردن توسعه موشكهاى بالستیك ج.ا.ایران با صنايع صلحآميز هستهاى. به عنوان مثال «جامعه اطلاعاتى امریكا» در راستاى مدیریت آفندهاى روانى ـ رسانهاى و گسترش كاربست جنگ رسانهاى، تلاش مىكند با تداعى شائبه وجود ارتباط بین «برنامههاى فضایى» و «توسعه موشكهاى بالستیك شهاب 3» بستر كُند كنندگى این صنعت را فراهم كند، كه از آخرين دستاوردهاى ملى و غرور آفرين آن مىتوان به پرتاب ماهواره ملى اميد به وسيله ماهواره بر سفير2 اشاره كرد كه به دنبال آن حجم وسيعى از جنگ تبليغاتى و رسانهاى غرب با هدف ایران هراسى در منطقه آغاز شد.(1)
همزمان با جنگ روانى نهادهاى اطلاعاتى امریكا، «ژنرال جیمز كارت رایت، قائم مقام رئیس ستاد مشترك ارتش امریكا» در سوم فوریه 2009، مدعى شد كه توسعه قابلیتهاى پرتاب ماهوارههاى فضایى، بستر دستيابى ایران به موشكهاى بالستيك بين قارهاى را هموار مىكند.
تضعيف قابليتها و ظرفيتهاى بازدارندگى موشكى متعارف و نا متقارن جمهورى اسلامى ایران
بررسى «مطالعات ادعایى تسلیحاتى شدن» در گزارشهاى فصلى مدیر كل آژانس اتمى، بیانگر این است كه نظام سلطه، بنیانهاى بازدارندگى كلان ملى را مورد هدف گرفته و تلاش مىكند تا در پوشش بازرسىهاى آژانس، خلأ اطلاعاتى خود را در برابر میزان توسعه صنایع موشكى و آخرین دستاوردهاى وزارت دفاع را مرتفع نماید.
از طرفى مجلس سنا در هفدهم جولاى 2008 (27 تير 1387) به «قانون جامعه تحريم ایران، پاسخگویى و منع سرمایه گذارى» را بهانه آزمایش موشك ارتقاء یافته شهاب 3 به تصویب رساند.
سرشكن كردن هزينههاى مهار و بازدارندگى ایران هستهاى ميان قدرتهاى فرا منطقهاى
دولت اوباما خواهان اتخاذ «رویكرد چند جانبه گرایى» در برابر توسعه صنعت هستهاى صلحآمیز ج.ا.ایران است؛ به همین منظور مايل است از تمام خلأها و ظرفيتهاى استراتژيك ؛ مانند روسیه و چین نیز استفاده كند. به عبارتى سناریوى محتمل این است كه دولت اوباما به منظور همراه كردن مسكو و پكن، بخشى از كنشهاى خود با هژمونىهاى شرق را كاهش دهد؛ زیرا واشنگتن بر این حقیقت آگاه است كه اتخاذ راهبرد مهار در قبال موضوع هایى، مانند ایران هستهاى، فعالیتهاى موشكى و اتمى كره شمالى، پيشرفت صنايع هوا ـ فضاى ایران، فرآیند صلح خاورمیانه، امنیت سازى در افغانستان، افزایش افراط گرایى فرقهاى در لایههاى امنیتى خاورمیانه، امنیت انرژى و مقابله با «جرایم سازمان یافته» تنها از طریق همكارى تمام اعضاى دایم شوراى امنیت قابل تعریف است و هر گونه «تنش سازى» در روابط شرق و غرب مىتواند از اجماع قدرتهاى سلطه گر جهت مداخله در حوزههاى راهبردى را كاهش دهد. به عنوان مثال بر اساس پیش نویس قانون كمیته مالى سنا، مصوب 18 ژوئن 2008 تصویب همكارىهاى هستهاى روسیه و امریكا به توقف همكارىهاى اتمى این كشور با ج.ا.ایران مشروط شده است.
جمع بندى و نتیجه گیرى
در موضوع مقابله با ایران هستهاى يك نوع انسجام فكرى بين دموكراتها و جمهورى خواهان وجود دارد، ولى در نحوه عملیاتى كردن دكترین مهار و بازدارندگى بین آنان اختلاف رویه است، به طورى كه دولت نو محافظه كار جرج بوش از «مذاكرات مشروط» پس از «راستى آزمايى» فعايتهاى مرتبط با غنى سازى حمايت مىكرد و خواستار تصويب پروتكل الحاقى و همكارىهاى گسترده فرا پادمانى ایران با آژانس بود، ولى دولت اوباما خواستار تحمیل توقف غنى سازى و فعالیتهاى توسعهاى هوا ـ فضا از درون مذاكرات بدون پیش شرط است، به عبارتى دیگر، تغییر دولت هیچ گونه تأثیرى در مطالبه غیر قانونى و زیاده خواهىهاى واشنگتن ایجاد نمىكند و با توجه به سیاست قاطع ج.ا.ایران در تداوم فعاليتهاى صلحآميز هستهاى و توسعه بازدارندگى موشكى متعارف، این سناریو بسیار محتمل است كه رویكرد چماق و هویج (تهدید و تطمیع) به عنوان یكى از اركان دكترین مهار و بازدارندگى دولت اوباما تداوم یابد، ولى تفاوت آن با سیاستهاى تحریم دولت بوش در این است كه دولت جدید امریكا بیشتر مایل به گسترش عمق و دامنه تحریم از دو مجارى زیر است:
ـ بند 41 فصل هفتم منشور ملل متحد؛
ـ تحريمهاى فرا آتلانتيك از طريق گسترش رايزنىهاى سیاسى با تروئيكاى اتحاديه اروپا (فرانسه، انگلستان و آلمان).
به عبارتى پیش بینى مىشود كه حداقل تا كوتاه مدت از حجم آفندهاى تبلیغاتى امریكا مبنى بر احتمال عملیاتى كردن سناریوى حمله نظامى كاسته شود و سیاست تغییر رفتار دیپلماسى فعال هستهاى از دو ابزار فشار تهدیدات نرم (دكترین براندازى نرم) و تهدیدات نیمه سخت (هدفمند كردن تحریمها) پىگیرى شود.
از طرفى دولت اوباما خواهان مدیریت تنش با ج.ا.ایران در قالب «بسته مذاكرات» است كه در آن به غير از موضوع هستهاى، سایر موارد زیر نیز پىگیرى شود:
ـ سازوكارهاى افزایش مشاركت سازنده ج.ا.ایران در فرآيند امنيت سازى در افغانستان و عراق؛
ـ سازوكارهاى تقويت نقش ایران در ترتيبات امنيت انرژى منطقهاى؛
ـ نحوه بهرهگيرى از مزيتهاى قدرت نرم ایران در ميان جنبشهاى مقاومت حزب الله و حماس؛
ـ دورنماى مذاكرات صلح اعراب و رژیم صهیونیستى؛
ـ دورنماى نقش ایران در ترتيبات امنيتى خليج فارس؛
ـ سازوكارهاى تقويت مشاركت ایران در فرآيند بازسازى اقتصادى عراق ؛
ـ دورنماى بعد و دامنه توسعه «بازدارندگى موشكى نا متقارن» ج.ا.ایران.
نكته قابل تأمل این است كه از سال 2003، مهمترین دلیل تصویب قطعنامههاى كنگره، تهدید صلح و ثبات منطقهاى توسط ج.ا.ایران بوده و ديگر اينكه تعداد سناتورها و نمايندگان دموكرات موافق گسترش گزينه تحريم ج.ا. ایران بر حزب جمهورى خواه برترى داشته است.
پى نوشت: 1. ماهواره ملى امید به وسیله ماهواره بر سفیر2 كه به صورت كاملا بومى در كشور طراحى شده، در سىامین سالگرد پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در 15 بهمن 1387 (سوم فوریه 2009) به فضا پرتاب شد. این ماهواره از نوع ماهوارههاى سبك است، كه هر 24 ساعت یك بار به دور زمین مىچرخد و در هر دور، دوبار به وسیله ایستگاههاى زمین دورسنجى و برد سنجى كنترل و هدایت مىشود. این ماهواره اطلاعات را از دو باند فركانسى و هشت آنتن به زمین ارسال مىكند و در یك مدار بیضوى با حضیفن 250 كیلو مترى و اوج حدود 500 كیلومترى در مدار پایینى زمین قرار گرفته است. |