مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
دانستنیهای پزشکی
زندگی ایده آل
راههای کسب موفقیت
پیوندهای ویژه  
خطبه حضرت علی در نخستین روز...
نمازهاى وارده در شبهای ماه مبارک...
صفات جمال و کمال خدا
علم و علم آموزی در اسلام
شرح ازدواج پیامبر (صلی الله...
صفات الهی در قرآن کریم
آرامش و همدلی بعداز تشویش و...
راه رسیدن به بهشت از نگاه قرآن...
شیوه وضو گرفتن پیامبر(صلی الله...
مهمان صخره ها
چگونه عذرخواهي را به فرزندمان...
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
گردش زندگی بر مدار شما
مشکل بینایی فرزندتان را تشخیص...
در سختی ها، یار و همدم باشید...
فوايد شير مادر براي نوزاد و...
نکات ایمنی مصرف گاز شهری
مادران آینده را در یابید
علل کم رویی
بخور نخورهای ماه رمضان
قالی از جنس نقاشی
فرهنگ اینترنت
قصه وقصه پردازي درمثنوي مولوي
کدام بدتر است: سیگار، پیپ یا...
تسکین سردرد با روش های طبیعی...
داستان نویسی و فیلم نامه نویسی...
اقتصاد فرهنگ و وظایف فرهنگی...
تابستان دلپذیر با این عرقیات...
مکیال المکارم فی فوائد الدعاء...
ویژگی‌های «صیحه آسمانی»
مبنای قرآنی توسل به امام زمان...
تولد معجز آساى امام زمان (علیه...
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
چگونگی عدالت مهدوی
حکومت حضرت سید الشهداء پس از...
سن امام زمان(عج) به هنگام امامت...
انديشه افراط گرايي در كشتار...
انتظار در اعماق سرشت آدمی
شمه اي از سيماي نوراني حضرت...
امام خمینی فرمان عفو عمومی داد...
راه بزرگ چمران
بسترسازی برای پیروزی انقلاب...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
شهید بهشتی از دیدگاه امام(ره)...
شاه در برابر طوفان‌ها خود را...
اسلام ستیزی، جریانی سازمان یافته...
وضعیت زنان در خانه و جامعه...
وقتی شیرودی کمک بنی صدر را نپذیرفت...
اختلافات نواب صفوی و آیت‌‌الله...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
هر ایرانی سالی 340 قرص می خورد
عضو انجمن هیات مدیره انجمن داروسازان ایران هشدار داد : ایران از نظر میزان مصرف خودسرانه دارو سه برابر...
رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش‌بس در غزه موافقت کرد
منابع موثق از موافقت مقامات رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش بس در غزه خبر می دهند.
کرمی: می‌خواهم سومین مدال بازی‌های آسیایی را بگیرم/ باید به اتفاقات خوب در اینچئون فکر کنیم
کاپیتان تیم‌ ملی تکواندو گفت: می‌خواهم برای چهارمین بار در بازی‌های آسیایی شرکت کنم و سومین مدال خوشرنگ...
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 1586    چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 

مواضع سعد بن ابى وقاص در مقابل اميرمؤمنان(عليه السلام)

قسمت اول

مواضع سعد بن ابى وقاص در مقابل  اميرمؤمنان(عليه السلام)

چكيده

سعدبن ابى وقاص (از تيره قرشى بنى زهره) از سابقين در اسلام در مكه و از اصحاب نامدار پيامبر اسلام به شمار مى رود. او در عصر حكومت خلفاء از سرداران قادسيه و نهاوند و يكى از اعضاى شوراى شش نفره خلافت بود. درباره سعد و شخصيت و موضع گيرى هاى او تاكنون پژوهش مستقلى صورت نگرفته مجمل وگذرا از سعد ياد شده است. بدين گونه چهره واقعى او در لابه لاى كتب تاريخى پنهان مانده است. از اين رو وقتى كه با منابع تاريخى مراجعه مى كنيم با نقاط تيره و تاريك بسيارى در زندگانى سعد روبه رو مى شويم كه موقعيت او را مخدوش مى سازد، اما ناگفته مانده است.
مهم ترين نقطه ضعف سعد «حب ثروت و خلافت» بوده است. اين حب خلافت به گونه اى بوده كه وى را به رقابت شديد براى به دست گرفتن خلافت واداشت و در اين زمينه بيشترين اصطكاك را با اميرمؤمنان(عليه السلام) داشته كه مهم ترين آن در عدم بيعت و همكارى با امام و قرار گرفتن در صف مقدم «قاعدين» جلوه نمود.
در اين نوشتار مواضع، انگيزه و روش هاى مقابله سعد با اميرمؤمنان على(عليه السلام) با تكيه بر منابع مهم تاريخ مورد بررسى قرار مى گيرد.
موضع گيرى منفى سعد در برابر اميرمؤمنان(عليه السلام)، بهويژه اين را امر ثابت مى كند. كه برخلاف ادعاى طرفداران نظريه «عدالت صحابه» كه پژوهشگران اين عرصه را متهم به سياه نمايى و تصوير تيره روابط بين خلفا مى كنند ، روابط صحابه با هم، عموماً صميمى نبوده و در ميان آن ها كدورت ها و تيره گى هايى وجود داشته است، و اين، حداقل و در خوش بينانه ترين گزينه ناشى از ناخالصى هاى برخى از آن ها مانند سعد بوده است.
مواضع سعد بن ابى وقاص در برابر اميرمؤمنان (علیه السلام)

سعد در دوران پيامبر

دودمان سعد از طرف پدر به كلاب بن مرّة، جدّ پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم)، و از طرف مادر به بنى اميه منتهى مى شود.(1) زمانى كه سعد به اسلام گرويد، هفده سال داشت و توسط ابوبكر اسلام آورد.(2) شغل سعد در دوران پيامبر تيزكردن نيزه بود.(3)
طبق بعضى گزارش ها سعد در نبرد خيبر، نگهبان و محافظ پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) بود.(4) بعد از نبرد خيبر، پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم)فرمود: چه كسى پرچم را به دست مى گيرد و حقش را مى ستاند (پيامبر مى خواستند كسى را به اطراف فدك بفرستند) در اين ميان، زبير و سعد بن ابى وقاص اعلام آمادگى كردند، ولى پيامبر قبول نكرد، آن گاه خطاب به على(عليه السلام) فرمود: «اى على! پرچم را بگير و حق را باز پس گير...».(5)
سعد يكى از كسانى است كه شاهد جريان غدير بوده و حديث «من كنت مولاه، فعلى مولاه» را روايت كرده است.(6) امام على(عليه السلام) مى فرمايد: پيامبر هشتاد نفر از اصحاب خويش را كه چهل تن آن ها عرب و چهل تن ديگر عجم بودند، جمع كرد و با آن ها اتمام حجت كرد كه من جانشين و امام بعد از پيامبر بر هر مؤمنى مى باشم و درآ خر به آنان فرمود: از وى اطاعت كنيد... . در آن جمع، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد و عبدالرحمن و ... نيز حضور داشتند.(7)
مصعب بن سعد از پدرش سعد نقل مى كند كه «روزى با دو نفر از مهاجران در مسجد پيامبر نشسته بوديم، صحبت از على شد و از آن بدگويى كرديم ... ، در همين حال، پيامبر با حالت خشم به طرف ما آمد، با خود گفتم: از خشم پيامبر به خدا پناه مى برم، پيامبر فرمود: «شما را با من چه؟ هر كس على را بيازارد مرا آزرده است» و اين جمله را سه مرتبه تكرار نمود.(8)

سعد در دوران خليفه اول

سعد از جمله كسانى بود كه در سقيفه بنى ساعده با ابوبكر بيعت كرد. ابن قتيبه در اين باره مى نويسد: «بعد از وفات پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) مردم دور ابوبكر جمع شدند و بيشتر مسلمانان در آن روز با ابوبكر بيعت كردند، شخصيت هاى بنى هاشم در خانه على جمع شده بودند، زبير هم با آنان بود و خود را مردى از بنى هاشم مى دانست ... بنى اميه دور عثمان را گرفتند، بنى زهره دور سعد و عبدالرحمن جمع شده و همگى در مسجد گرد آمده بودند. عمر به سراغ آنان رفت و پرسيد: چه شده است كه شما دور هم جمع شده ايد؟! برخيزيد و با ابوبكر بيعت كنيد، زيرا مردم و انصار با او بيعت كردند، عثمان و كسانى از بنى اميه كه با او بودند و سعد و عبدالرحمن و كسانى از بنى زهره كه با آن دو بودند برخاستند و با ابوبكر بيعت نمودند.(9)
در برخى از منابع آمده است كه در دوران كوتاه خلافت ابوبكر، سعد از ملازمان وى بوده،(10) اما فقط يك مورد درباره سعد نقل شده و آن هم مربوط به اواخر عُمْر ابوبكر است كه گفت وگويى ميان عده اى، از جمله سعد با ابوبكر صورت گرفته است.
شيخ مفيد(رحمه الله) مى نويسد: وقتى كه قرار شد ابوبكر، عمر را خليفه بعد از خود بگمارد بعضى از صحابه به عنوان اعتراض نزد ابوبكر آمدند كه در ميان آن ها سعد و طلحه و زبير نيز بودند. آن ها به ابوبكر گفتند: اى ابوبكر! روز قيامت چه جوابى نزد خدا دارى اگر اين شخص خشن و تند خو(عمر) را بر ما مسلّط كنى؟ اكنون كه او رعيت و زير دست توست ما توان او را نداريم، چگونه اين مقام را به وى مى سپارى؟ اى ابوبكر! مواظب اسلام و مسلمانان باش و او را بر مردم مسلّط نكن ... . ابوبكر نيز كه آن ها را مى شناخت در پاسخ چنين گفت: بنشينيد. آن ها نشستند. سپس ابوبكر به دليل ضعف جسمى كه داشت با اشاره به سينه هاى آنان گفت: مرا از خداوند مى ترسانيد (نه، سوگند به خدا) هركدام از شما چشم طمع به خلافت دوخته ايد.(11)

از اين گفت وگوها نتايج زير به دست مى آيد:

1- سعد، طلحه، زبير و ... براى رسيدن به اهداف خود، از كلمات حق استفاده مى كردند، در حالى كه اراده جدّى آن ها همان سخنان ابوبكر بود; يعنى طمع در خلافت;
2- سقيفه، زمينه اى را فراهم كرده بود كه بزرگان مهاجران نيز به اين فكر بيفتند كه بعد از ابوبكر به خلافت برسند، لذا نزد ابوبكر آمدند و مى خواستند نظرش را عوض كنند و خود را خليفه بعد از ابوبكر قرار دهند.

سعد در دوران خليفه دوم

پس از بيعت سعد با خليفه دوم، سعد در اين برهه نقش حساسى را براى دو طرف، يعنى امام و خليفه دوم ايفا كرد كه در نهايت به ضرر امام تمام شد.
خليفه دوم براى تعيين خليفه بعد از خود استراتژى جديدى را اتخاذ كرد و با ايجاد شوراى شش نفره و انتخاب خليفه بعدى توسط اين شورا، مسير تعيين خلافت را تغيير داد. در اين شورا امام على(عليه السلام)، عثمان بن عفان، زبير بن عوام، طلحة بن عبيدالله، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص حضور داشتند. قبل از هر چيز لازم است نَسَب و دودمان اعضاى شورا مشخص شود كه اين امر ما را در تحليل صحيح از انگيزه گزينش اين افراد و نتيجه شورا كمك مى كند.
1 -امام على(عليه السلام): از بنى هاشم بود (على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف);(12)
2- عثمان بن عفان: از بنى اميه بود (عثمان بن عفان ابن ابى العاص بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف);(13)
3- عبدالرحمن بن عوف: از بنى زهره بود (عبدالرحمن بن عوف بن عبدالحارث بن زهرة بن كلاب);(14)
4- سعد بن ابى وقاص نيز از طرف پدر از بنى زهره، و از طرف مادرى، اموى بود(15)(سعد بن ابى وقاص مالك بن وُهَيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مُرّة);
5- طلحة بن عبيدالله: از بنى تيم بود (طلحة بن عبيدالله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تَيم بن مَرّة);(16)
6- زبير بن عوام: از بنى اسد بود (زبير بن عوام بن خُويلد بن اسد بن عبد العُزّى بن قصى بن كلاب).(17)
با توجه به رقابت ديرينه بين تيره هاى قريش در اين شورا، تنها كسى كه ممكن بود به على(عليه السلام) رأى بدهد، زبير بود كه مادرش، صفيه، دختر عبدالمطلب بود، در حالى كه سعد و عبدالرحمن از يك تيره بودند و احتمال هم رأيى آن دو، زياد بود.

ديدگاه خليفه نسبت به خلافت سعد

خليفه دوم زمانى كه براى خلافت بعد از خويش نظر ابن عباس را مى پرسد، ابن عباس (بعد از اين كه چند نفر را نام مى برد و خليفه براى هر كدام، عيبى مى گيرد)، سعد را پيشنهاد مى كند، ولى خليفه پاسخ مى دهد كه او جنگ جو و شمشير زن است.(18) در جاى ديگر مى گويد: سعد، مؤمنى ضعيف است،(19) هم چنين نقل شده كه مى گويد: سعد بد دل است.(20)
اين جمله هاى حاكى از اين است كه سعد از نظر خليفه، لياقت خلافت را ندارد، با اين حال، وقتى خليفه دوم شش نفر اعضاى شورا را معرفى مى كند درباره آنان مى گويد: «لايق خلافت نيست، مگر على و عثمان و زبير و طلحه و عبدالرحمن بن عوف و سعد».(21)
از اين دو گفتار متعارض، مشخص مى شود خليفه دوم هدف ديگرى را از شورا دنبال مى كند و همان گونه كه خواهد آمد، هدف از اين شورا خلافت عثمان است، امّا با ظاهر سازى و عوام فريبى، اعضاى شورا را لايق خلافت مى شمارد، ولى پنهانى به ابن عباس مى گويد: سعد لياقت خلافت را ندارد، هم چنين در مورد ديگر اعضاى شورا.(22)
به هر حال، بنا به گزارش ابن شبه، عمر در مورد انتخاب خليفه بعد از خويش اين گونه به سعد وصيت مى كند: «وقتى كه از دنيا رفتم تا سه روز صبر كنيد و نبايد اين صبر به روز چهارم برسد مگر اين كه از ميان شش نفر، خليفه اى انتخاب كرده باشيد، در اين سه روز، صُهَيْب نماز را اقامه مى كند، عبدالله بن عمر نيز حق دخالت در شورا را ندارد... سعد گفت: فرمان تو را اجرا مى كنم ... خليفه گفت: گمان نمى كنم غير از اين دو نفر (على و عثمان) كس ديگر خليفه شود».(23)

اتمام حجت امام با اعضاى شورا

اين اتمام حجت به دو صورت انجام شد: اتمام حجت عمومى، يعنى خطاب امام به عموم اهل شورا، و اتمام حجت خصوصى، يعنى خطاب امام فقط به سعد.
اتمام حجت عمومى: سُلَيم بن قيس هلالى مى گويد: در روز شورا امام على(عليه السلام) رو به طلحه كرد و فرمود: «اى طلحه! از خدا بترس و تقوا پيشه كن. هم چنين تو اى سعد، اى زبير، اى پسر عوف، از خدا بترسيد و خشنودى او را بخواهيد و در راه خدا از هيچ چيزى باك و هراسى نداشته باشيد».(24) هم چنين نقل شده است كه امام در شورا به فضايل خويش احتجاج نمودند. ابوذر مى گويد: «حضرت على(عليه السلام)بر اهل شورا به واقعه بسته شدن همه درها مگر در منزل او به مسجد پيامبر، براى برترى خويش احتجاج فرمودند».(25) در نقل ديگر آمده است: آن حضرت خطاب به طلحه و عبدالرحمن و سعد، به حديث ثقلين احتجاج نموده و از آن ها اقرار گرفت كه اين حديث را از پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) شنيده ايم.(26)
اتمام حجت خصوصى با سعد: امام على(عليه السلام) بعد از اتمام حجت عمومى در مرتبه دوم به صورت خصوصى با سعد اتمام حجت مى كند. ابن شبّه مى نويسد: وقتى حضرت على(عليه السلام) سعد را ملاقات كرد اين آيه را براى سعد قرائت فرمود:
«اتقوا الله الذى تساءلون به و الأرحام إنّ الله كان عليكم رقيباً» از تو مى خواهم به دليل نزديكى و فاميل بودن اين دو فرزندم (امام حسن و امام حسين) به رسول الله و نيز نزديك و فاميل بودن حمزه عمويم به تو، همراه عبدالرحمن به نفع عثمان و بر عليه من نباشى.(27)
از ديدگاه اميرمؤمنان و خليفه دوم، سعد در شورا نقش كليدى داشت; امام مى دانست بر فرض اين كه طلحه و زبير به ايشان رأى مثبت دهند باز سودى به حال ايشان ندارد، زيرا عبدالرحمن بن عوف به دليل اين كه داماد عثمان است به عثمان رأى مى دهد، در اين ميان سعد باقى مى ماند، چون سعد از امام على كينه به دل داشت و با عبدالرحمن از يك تيره بود مطمئناً به امام رأى مثبت نمى داد، از آن طرف هم انگيزه اى براى رأى مثبت دادن به عثمان نداشت، چرا كه از او دل خوش نبود، چنان كه به عبدالرحمن مى گويد: «على را بيشتر از عثمان دوست دارم».(28) از طرف ديگر از اين كه پلى براى خليفه شدن ديگرى باشد ناراحت بود، چرا كه خودش مى خواست به خلافت و قدرت دست يابد، ولى وقتى با تشريح خليفه دوم فهميد (خليفه بعدى يا عثمان است يا على) انگيزه اى براى رأى دادن به طرفين نداشت، هم چنين از خليفه نيز دل گير و ناراحت بود، چرا كه وى را از امارت كوفه بركنار(29) و نيمى از اموالش را مصادره كرده بود.(30)
مجموعه اين عوامل، باعث شده بود كه سعد انگيزه اى براى رأى دادن نداشته باشد، ولى خليفه چون چهره مقبول سعد را لازم داشت او را وارد شورا كرد و براى اين كه ناراحتى بركنارى سعد از كوفه و هم چنين ناراحتى ابزار شدن براى ديگرى را كاهش دهد، به سعد قول داد كه به خليفه بعدى سفارش مى كند، امارت كوفه را به او باز گرداند.(31) پس در اين جا مى بينيم سعد نقش مهمى را در شورا ايفا مى كند، لذا امام براى حقانيت خود او را موعظه نموده و براى سعد برهان اقامه مى كند.
حضرت على(عليه السلام) در خطبه شقشقيه وقتى اعضاى شورا را به صورت فرد فرد بررسى مى فرمايد، در مقام انتقاد درباره سعد چنين مى فرمايد: «فصغى رجل منهم لضغنه; يكى از آن ها با كينه اى كه از من داشت روى برتافت».

بررسى كلمه «لضغنه»

در اين جا دو پرسش مطرح است: نخست، اين كه ضبط اين كلمه چيست؟ ثانياً مراد از آن كيست؟
آن چه در نقل و ضبط اين كلمه در كتاب ها و نسخه هاى نهج البلاغه مشهور است «لضغنه» مى باشد،(32) ولى در برابر، روايت ديگرى نيز وجود دارد كه در آن «بضبعه» و «بضلعه» ثبت شده است.(33)
مشهور اين است كه خطبه شقشقيه را ابن عباس از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل كرده است. نقل ابن عباس را شيخ صدوق (متوفاى 381ق) از دو طريق(34) و شيخ مفيد (متوفاى 413ق) از راه هاى مختلف (به صورت مجمل)(35) و شيخ طوسى (متوفاى 460ق) از يك طريق(36) و قطب راوندى (متوفاى 573ق) از يك طريق(37)روايت كرده اند. اما شيخ طوسى در نقل ديگرى خطبه را از امام سجاد نقل مى كند.(38)و ديگران نيز با تكيه بر نقل هاى شيخ صدوق، روايت كرده اند.(39) از اهل سنت نيز سبط ابن جوزى (متوفاى 654ق)(40) و ابن ابى الحديد (متوفاى 656ق)(41) اين خطبه را به صورت مفصل نقل كرده اند.
در علل الشرائع شيخ صدوق كلمه مورد بحث، «لضغنه» روايت شده، ولى در معانى الاخبار ايشان «بضبعه» نقل شده و در معانى الاخبار در شرح و توضيح خطبه شقشقيه، كلمه «بضلعه» را به عنوان نقل ديگر ذكر مى كند. شيخ طوسى نيز در امالى و ديگران نيز «لضغنه» را روايت مى كنند. هم چنين حسين بن مؤدب (از اعلام قرن پنجم هجرى) نيز در نسخه خطى نهج البلاغه كلمه مورد بحث را «لضغنه» ثبت كرده است.(42)
با توجه به نقل هاى مختلف اگر بخواهيم به ضبط صحيح كلمه نزديك شويم چنين مى توان گفت كه با توجه به قدمت شيخ صدوق نسبت به شيخ طوسى و ديگر كسانى كه خطبه را روايت كرده اند و اين كه ايشان در معانى الاخبار ظاهراً برنقل «بضبعه» تكيه كرده و نقل «بضلعه» را به عنوان نقل ديگر ذكر فرموده و چون در مقام بيان ساير احتمالات بوده اگر نقل و ضبط ديگرى غير از «بضلعه» مى بود حتماً به آن ها اشاره مى كرد و چون اشاره نكرده احتمال مى رود كه ضبط «بضبعه» صحيح باشد. اما درباره ضبط «لضغنه» در كتاب علل الشرائع شيخ صدوق، بايد گفت كه با توجه به تقدم كتاب علل بر معانى الاخبار43 و اين كه شيخ در معانى الاخبار در مقام بيانِ تمامى احتمال ها و نقل ها بوده، بعيد به نظر مى رسد كلمه «لضغنه» در علل درست باشد، چرا كه شيخ صدوق طريق خود در علل را در معانى الاخبار نيز مى آورد، ولى «لضغنه» در آن نمى باشد.
ناگفته نماند شايد شيخ طوسى از طريق ديگرى كه شيخ صدوق به آن دست رسى نداشته خطبه را به صورت «لضغنه» نقل كرده باشد.
اما اين كه مرجع ضمير، سعد است يا طلحه، طبق نقل «لضغنه» بيشتر شارحان نهج البلاغه، مرجع ضمير را به سعد باز گردانده اند،(44) اما ابن ابى الحديد معتزلى(45) و برخى ديگر، آن را به طلحه تفسير كرده اند(46) كه در ادامه اقوال ياد شده را ذكر و نقد مى كنيم.
قول نخست: قطب راوندى مى فرمايد: «مراد از كينه توز، سعد بن ابى وقاص مى باشد، و علت كينه توزى وى اين است كه حضرت على(عليه السلام) پدرش را در جنگ بدر كشته است».(47)
قول دوم: ابن ابى الحديد در نقد سخنان قطب راوندى مى گويد: «قول قطب راوندى اشتباه است، چرا كه پدر سعد، مالك بن اهيب بن عبد مناف بن زهره بوده كه در زمان جاهليت مرده است.(48) مراد از كينه توز، طلحه مى باشد، زيرا طلحه از طايفه بنى تَيم و پسر عموى ابوبكر مى باشد و بعد از سقيفه بنى ساعده رابطه بين بنى تِيم و بنى هاشم تيره شد و همين امر، سبب كينه ميان اين دو قبيله عرب شد.
ابن ابى الحديد مى گويد: بر فرض صحت روايتِ عدم حضور طلحه در روز شورا (چنان كه طبرى نقل كرده)(49) ممكن است بگوييم مراد از كينه توز، سعد باشد، زيرا دايى هاى وى را حضرت على(عليه السلام) در جنگ هاى صدر اسلام كشته بود. ابن ابى الحديد در ادامه مى گويد: اما اين احتمال نيز ضعيف است، زيرا كسى از بنى زهره به دست على بن ابى طالب كشته نشده تا اين كه كينه و حقدى براى سعد بوجود آيد.(50)
بعد از ابن ابى الحديد نيز بيشتر شارحان نهج البلاغه وقتى به اين خطبه مى رسند فقط به نقل قول قطب راوندى و ابن ابى الحديد بسنده مى كنند، گويى آن را قبول كرده اند.(51)
لازم به ذكر است كه قول قطب راوندى و قول ابن ابى الحديد، هيچ كدام مستند تاريخى ندارد، چرا كه طبق كنكاش و جست وجو اصلا اسم پدر سعد در كتاب هاى تاريخى وجود ندارد تا چه رسد به اين كه درباره او نيز سخنى گفته باشند.
قول سوم: محقق تسترى، در نقد كلام ابن ابى الحديد و دليلى كه وى براى كينه سعد اقامه كرده، مى فرمايد:
1- روايتى كه بر عدم حضور طلحه در شورا دلالت مى كند منحصر در روايت طبرى نيست، بلكه اين مضمون را جوهرى در كتاب سقيفه،(52) ابن عبد ربّه در العقد الفريد،(53) ابن اعثم كوفى در الفتوح(54) و ابن قتيبه در المعارف(55) ذكر كردند (كه طبق اين نقل ها احتمال عدم حضور طلحه در شورا تقويت مى شود).
2- مراد از كينه توز، قطعاً سعد بن ابى وقاص مى باشد، اگر چه طلحه در روز شورا حضور داشته و روايات دال بر عدم حضور طلحه صحيح نباشد، زيرا طبق نقل هاى مختلف از امام على(عليه السلام) ايشان در تحليل از نتيجه شورا چنين فرمود:
سعد با پسر عموى خود عبدالرحمن و عبدالرحمن به دليل دامادى عثمان، با هم مى باشند، و اگر فرض شود طلحه و زبير با من باشند هيچ سودى براى من نخواهد داشت.(56)
در جاى ديگر امام فرمود:
سعد با پسر عموى خود عبدالرحمن مخالفت نمى كند، عبدالرحمن نيز داماد آن ها است، يا عثمان خليفه مى شود يا عبدالرحمن، و اگر طلحه و زبير نيز با من باشند سودى به حال من نخواهد داشت.(57)
هم چنين امام على(عليه السلام) به سعد فرمود:
از تو مى خواهم به خاطر نسبتى كه به واسطه پيغمبر با حسنين دارى و نسبتى كه با عمويم حمزه دارى با عبدالرحمن عليه من و به نفع عثمان رأى ندهى... .(58)
همان گونه كه مراد از «مالَ الأخرُ لصهره» عبدالرحمن مى باشد، از اين نقل ها به دست مى آيد مراد از «لضغنه» سعد بن ابى وقاص است اگر چه طلحه در مجلس حاضر بود.
3- دليل ابن ابى الحديد بر كينه طلحه صحيح نيست، چرا كه قبيله تِيم حق بنى هاشم (خلافت) را گرفته بودند و ديگر كينه و حقد شديد نسبت به بنى هاشم نداشتند، زيرا كه حقد و كينه درباره فردى صادق است كه نتواند حق ديگرى را بگيرد، در حالى كه تِيم خلافت را گرفت. شاهد براين مدعا گفت وگوى خليفه دوم و ابن عباس است. خليفه دوم به ابن عباس در مورد خلافت گفت: «قلوب شما بنى هاشم پر از حقد و كينه مى باشد». ابن عباس در پاسخ گفت: «چگونه كسى كه حقش غصب شده، حقد و كينه نداشته باشد در حالى كه آن را در دست ديگرى مى بيند».(59) هم چنين وقتى قاسم بن محمد بن يحيى بن طلحه (از نوادگان طلحه) به اسماعيل بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على گفت: «سابقه فضل و احسان ما از شما بنى هاشم بيشتر است» اسماعيل در پاسخ چنين گفت:
شما به كدام فضل و احسانى افتخار مى كنيد؟! آيا به غضب و نفرين پيامبر نسبت به طلحه كه قسم خورد بعد از مرگ وى با عايشه ازدواج مى كند افتخار مى كنيد كه اين آيه در حق وى نازل شد: «و ما كان لكم أن تؤذوا رسول الله و لا أن تنكحوا ازواجه من بعده أبداً».(60) آيا به غصب حق فاطمه زهرا و فدك و خلافت و ... توسط پسر عموى خود ابوبكر افتخار مى كنيد ...؟ پدر تو (طلحه) بيعت را با على شكست و در برابر على شمشير كشيد و قلوب مسلمانان را نسبت به على فاسد كرد.(61)
4 - ابن ابى الحديد مى گويد: «بر فرض عدم حضور طلحه در شورا، كينه توز سعد بن ابى وقاص است، زيرا مادرش از بنى اميه بوده و على دايى هاى سعد را در جنگ كشته بود.» در حالى كه مردم و مخصوصاً عرب، نسبت به خويشان و نزديكان پدرى خويش، تعصب مىورزند، و نسبت به نزديكان و خويشان مادرى خويش تعصب خاصى ندارند.
هم چنين تمايل سعد به اميرالمؤمنين بيشتر از تمايل وى به عثمان بود، ولى هواى نفس بر او چيره شد و بهوسيله پسر عموى خويش، عبدالرحمن بن عوف به عثمان رأى داد. مداينى مى گويد: عبدالرحمن به سعد گفت: «من و تو با يكديگر فاميل هستيم پس رأى خود را به من بسپار، سعد گفت: اگر براى رأى دادن به خودت مى خواهى، من حرفى ندارم، و قبول مى كنم، ولى اگر براى عثمان مى باشد من على را بيشتر از عثمان دوست دارم».(62) (همين مقدار محبت على، نشان دهنده عدم كينه سعد مى باشد، چرا كه محبت با كينه جمع نمى شود).
5- درست است كه سعد با امام بيعت نكرد، ولى همانند طلحه نيز با امام جنگ و ستيز نكرد و هم چنين درخواست همكارى معاويه از وى را با پاسخى قاطع رد كرد.
ايشان در پايان و با توجه به تضعيف دلايلِ كينه توزى سعد، اساساً ضبط كلمه «لضغنه» را در خطبه زير سؤال برده و مى گويد: «در نسخه شيخ صدوق «بضبعه» و در روايت ديگر او «بضلعه»(63) آمده است، و با توجه به شواهد و قراين تاريخى، ضبط «لضغنه» صحيح نبوده و ضبط «بضلعه» و «بضبعه» صحيح مى باشد، در اين صورت، معنا اين گونه مى شود: سعد به خاطر «پسر عموى خود» عبدالرحمن و «توسط وى» به عثمان رأى داد».(64)

محمدمحسن طبسى

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما