مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 968    شنبه 17 شهریور 1386 




نهضت علمی امام صادق (علیه السلام)

مقدمه:

امام صادق (علیه السلام ) یکی از چهار امامی است که با مسأله خلافت و حکومت مواجه بوده اند و در معرض آن قرار داشته اند.( سه امام دیگر، امامان بزرگوار ما : امام علی (علیه السلام) ، امام حسن (علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) بوده اند).این که می گوییم امام صادق (علیه السلام) در معرض حکومت و یا خلافت قرار داشته اند به این معناست که درزمان آن حضرت وضعی به وجود آمد که اکثر افرادی که داعیۀ حکومت و خلافت داشتند به حرکت و تکاپو پرداختند جز امام صادق (علیه السلام) که خود را از این مسأله کنار می کشید. کنار کشیدن امام صادق( علیه السلام) از مسأله خلافت درآن شرایط خاص و استثنائی، یعنی نارضایتی مردم از حکومت امویان و رو به افول نهادن قدرت بنی امیه، در طول تاریخ شیعه همواره سؤالات و شبهاتی را به دنبال خود داشته است.از جمله این که چرا حضرت درآخر دورۀ بنی امیه و اول دورۀ بنی عباس که یک فرصت مناسب سیاسی به وجود آمده بود، بنی عباس از این فرصت استفاده کرد، حضرت صادق (علیه السلام) نخواست از این فرصت استفاده کند؟ یا در مقایسه ای که بین زمان امام حسین (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) می شود این سؤال مطرح می گردد که چرا امام صادق (علیه السلام) که در یک وضعیت بهتر بود دست به قیام مسلحانه نزد و حکومت را به دست نگرفت؟ این سؤالات و سؤالات و شبهات دیگر ازاین دست همواره در خصوص زندگانی امام صادق (علیه السلام) ومأموریت ایشان مطرح بوده است. در این مجموعه سعی شده است تا با تکیه و استناد به نظرات استاد و متفکر شهید ، مرتضی مطهری، مسأله امامت امام صادق (علیه السلام) و پس زدن خلافت توسط ایشان به طور اجمالی بررسی گردد. 

ویژگیهای زمان امام صادق (علیه السلام)

زمان امام صادق (علیه السلام) در دوران اسلامی یک زمان ویژه و منحصر به فرد است.این زمان، زمان نهضتهای فکری است تا نهضتهای سیاسی. زمان حضرت صادق (علیه السلام) از سال 83 تا سال 148 هجری است و با توجه به شهادت پدرشان امام محمد باقر (علیه السلام) در سال 114 هجری ایشان حدود 34 سال امام وقت بوده اند. درآن زمان حدود یک قرن ونیم از ابتدای ظهور اسلام و نزدیک یک قرن از فتوحات اسلامی می گذشت. دو سه نسل از تازه مسلمانها از ملتهای مختلف وارد جهان اسلام شده اند.ترجمه کتابها از زمان بنی امیه شروع شده است. ملتهایی که هر کدام فرهنگ وآداب و رسوم خاص خود را دارند وارد دنیای اسلام شده اند. آن زمان نهضت سیاسی در دنیای اسلام جزءِ نهضتهای کوچک محسوب می شد و نهضتهای فرهنگی زیادی وجود داشت که بسیاری از آنها اسلام را تهدید می کردند.زنادقه در این زمان ظهور کردند که خود داستانی هستند، اینها که منکر خدا و دین و پیغمبر بودند و بنی العباس هم روی یک حسابهایی به آنها آزادی داده بودند. مسأله تصوف به شکل دیگری پیدا شده بود. همچنین فقهایی پیدا شده بودند که فقه را بر یک اساس دیگری ( رأی و قیاس و غیره) به وجودآورده بودند. یک اختلاف کاری در دنیای اسلام پیدا شده بود که نظرش قبلش نبود ،بعدش هم پیدا نشد.زمان حضرت صادق (علیه السلام) با زمان امام حسین (علیه السلام) از زمین تا آسمان تفاوت داشت.

مقایسۀ زمان امام حسین(علیه السلام) و زمان امام صادق (علیه السلام)

فاصله این دو عصر نزدیک به یک قرن است. امام حسین(علیه السلام) درسال 61 هجری به شهادت می رسند و امام صادق (علیه السلام) در سال 148 هجری ؛ یعنی تاریخ شهادت این دو امام حدود 87 سال با یکدیگر فاصله دارد که این مدت کمی نیست. در این مدت اوضاع دنیای اسلام می توانست دگرگون شود کما این که این طور هم شد و این اتفاق افتاد. در زمان امام حسین(علیه السلام) یک مسأله بیشتر برای دنیای اسلام وجود نداشت که همان مسأله خلافت و حکومت بود، همه عوامل را همان حکومت و دستگاه خلافت تشکیل می داد، همه چیز به معنی خلافت بودو خلافت به معنی همه چیز. یعنی در آن جامعه اسلامی با آن سطح، بحث سر این بود که چه کسی زعامت امر را بر عهده گیرد.از این رو دستگاه خلافت اموی برجمیع شؤون حکومت زمان خود نفوذ و سیطرۀ کامل داشت.
درزمان معاویه یک حکومت ، دیکتاتوری عجیب و فوق العاده حاکم بود، یعنی وضع و زمان به گونه ای بود که معاویه اجازۀ نفس کشیدن هم را به کسی نمی داد و این در جهت حفظ حکومت و سیطرۀ خود بر مردم بود.نوشته اند که اگر کسی می خواست حدیثی را برای دیگری نقل کند که آن حدیث در فضیلت علی (علیه السلام) بود تا صددرصد مؤمن و مطمئن نمی شد که او موضوع را فاش نمی کند، نمی گفت و آنگاه می رفتند در صندوقخانه ها و آن را بازگو می کردند.3 در آن زمان وضع خیلی بدی حاکم بود به گونه ای که امام علی (علیه السلام) را در مساجد و نمازهای جمعه لعن می کردند؛ واقعاً وضع عجیبی بود که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در حضور فرزندانش حسن و حسین (درود خدا بر آنها باد) آن هم بالای منبر و در مسجد پیغمبر لعن می کردند.( لعنت خداوند برآنها باد که این گونه رفتار می کردند.) لهذا ما می بینیم که تاریخ امام حسین (علیه السلام) دردوران حکومت معاویه – یعنی بعد از شهادت حضرت امیر تا شهادت خود حضرت امام حسین(علیه السلام) – یک تاریخ مجهولی است. هیچ کس کوچکترین سراغی از امام حسین(علیه السلام) نمی دهد. هیچ کس یک خبری ، یک حدیثی ، یک جمله ای ، یک مکالمه ای ، یک خطبه ای ، یک خطابه ای ، یک ملاقاتی را نقل نمی کند.اینها را در یک انزوای عجیبی قرار داده بودند که اصلاً کسی تماس هم نمی توانست با آنها بگیرد.امام حسین با آن وضع اگر پنجاه سال دیگر هم عمر می کرد باز همین طور بود یعنی سه جمله هم ازاو نقل نمی شد، زمینۀ هر گونه فعالیت گرفته شده بود.4 در اواخر دوره بنی امیه که قدرت آنها رو به افول نهاد و در اویل زمان بنی العباس اوضاع به گونه ای دیگر شد.مردم تا اندازه ای آزادی فکر و عقیده پیدا کردند.شور و نشاط علمی در بین مردم پدیدار شد که تا آن زمان سابقه نداشت. مردم به سرعت به سوی علوم اسلامی (مثل علم قرائت ، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه و ... ) و یا علومی که مربوط به اسلام نبود و علوم به اصطلاح بشری بود و یا علوم کلی انسانی مثل طب ، فلسفه، نجوم و ریاضیات، گرویده می شدند.
این را در کتب تاریخ نوشته اند که ناگهان یک حرکت و یک جنبش علمی فوق العاده ای پیدا می شود و زمینه برای این که اگر کسی متاع فکری دارد عرضه بدارد، فوق العاده آماده می گردد ؛ یعنی همان زمینه ای که در زمانهای سابق، تا قبل از اواخر زمان امام باقر(علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) اصلاً وجود نداشت ، یک دفعه فراهم شد که هر کسی مرد میدان علم و فکر و سخن است بیاید حرف خودش را بگوید.5 البته در این موضوع عوامل زیادی دخیل بودند که اگر بنی العباس می خواستند جلویش را بگیرند باز هم امکان نداشت . زیرا نژادهای دیگر ، غیر از نژاد عرب، وارد دنیای اسلام شده بودند که همه آنها نژادهای پرشوری بودند و پرشور تر از همه آنها نژاد ایرانی بود. از جملۀ آن نژادها نژاد مصری بود. از همه آنها قویتر و نیرومندتر و دانشمندتر بین النهرینی ها و سوریه ای ها بودند. این همه نژاد و ملل مختلف با فرهنگهای مختلف که به اسلام گرویده بودند خود به خود زمینۀ تبادل افکار و آراء را فراهم کرده بود.آنهایی که تازه مسلمان شده بودند می خواستند چیزهای بیشتری بدانند و نکات نوو تازه ای را فرا گیرند.آنها روی کلمه به کلمه قرآن تفکر می کردند و در فهمیدن آن نهایت علاقه و انگیزه را از خود بروز می دارند.

جنگ عقاید در زمان امام صادق (علیه السلام)

در این زمان بازار جنگ عقاید یک دفعه داغ می شود.به این شکل که در ابتدا در زمینۀ تفسیر قرآن و قرائت آیات قرآن بحثهایی صورت می گیرد. طبقه و یا قشری تشکیل شد به نام «قُرّاء» که قاریان قرآن بودند و کلمات قرآن را به طرز صحیح به مردم آموزش می دادند. یکی می گفت من قرائت می کنم و قرائت خودم را روایت می کنم از فلان کس از فلان کس از فلان صحابی پیغمبر، که اغلب اینها به حضرت امیر می رسند ، دیگری می گفت من قرائت خودم را روایت می کنم از فلان کس از فلان کس از فلان کس می آمدند در مساجد می نشستند و به دیگران تعلیم قرائت می دادند، و غیر عربها بیشتر در حلقات این مساجد شرکت می کردند، چون غیر عربها بودند که با زبان عربی آشنایی درستی نداشتند و علاقه وافری به یادگرفتن قرآن داشتند. یک استاد قرائت می آمد در مسجدی می نشست و عدۀ زیادی جمع می شدند که از او قرائت بیاموزند احیاناً اختلاف قرئتی هم پیدا می شد.6 از این مرتبه بالاتر بحث در تفسیر و بیان معانی قرآن بود که آیا این معنی درست تر و نزدیک تر است یا آن معنی ؟ البته همین بحثها در احادیث و روایاتی که از پیغمبر رسیده بود نیز وجود داشت. چه افتخار بزرگی بود برای کسی که حافظ احادیث بود؛ می نشست و می گفت که من این حدیث را از کی تا کی از پیغمبر روایت می کنم.آیا این حدیث درست است؟و آیا مثلاً به این عبارت است؟7 از اینها بالاتر نحله های فقهی بود. مردم می آمدند مسأله می پرسیدند، همین طور که الآن هم وجود دارد و مردم سؤالات فقهی زیادی می پرسند. در جاهای مختلف طبقاتی به وجود آمده بودند به نام فقها که جواب مسائل فقهی مردم را می دادند.مدینه، کوفه، بصره از شهرهایی بودند که مرکز این پرسشها و پاسخها به حساب می آمدند.
بحثهای داغ دیگری که وجود داشت بحثهای کلامی بود.از همان قرن اول طبقه ای به نام «متکلم» پیدا شدند، که این تعبیرات در کلمات امام صادق (علیه السلام) پیداست و دیده می شود به عنوان مثال حضرت به بعضی از شاگردان خود می فرمایند:« این متکلمین را بگویید بیایند.» متکلمین در اصول عقاید و مسائل اصولی بحث می کردند: درباره خدا، دربارۀ صفات خدا، دربارۀ آیاتی از قرآن که مربوط به خداست. از همۀ این بحثها خطرناکتر و نمی گوییم که داغتر یا مهمتر. پیدایش طبقه ای بود به نام زنادقه .« زنادقه» از اساس منکر خدا و ادیان بودند، و این طبقه روی هر حسابی که بود آزادی عجیبی داشتند. حتی در اماکن مقدس اسلامی مثل مکه – مدینه – مسجد الحرام – مسجد النبی حرفهای خود را بدون اِبا و ترس می زدند. زنادقه، طبقه متحجد و تحصیل کرده آن عصر بودند، طبقه ای بودند که با زبانهای زندۀ آن روز دنیا آشنا بودند، زبان شریانی را که در آن زمان ، زبان علمی بود می دانستند. بسیاری از آنها زبان یونانی می دانستند.بسیاری شان ایرانی بودند و زبان فارسی می دانستند، بعضی زبان هندی می دانستند و زندقه را از هند آورده بودند، که این هم یک بحثی است که اصلاً ریشه زندقه در دنیای اسلام از کجا پیدا شد؟ و بیشتر معتقدند که ریشه زندقه از مانویهاست.جریان دیگری که در این زمان وجود دارد و مثل جریانهای گذشته افراط و تفریطی است جریان خشکه مقدس تصوف است.اینها یعنی فرقه متصوفه از آن طرف بام افتاده بوده اند در مقابل اسلام سخن نمی گفتند بلکه اصلاً می گفتند حقیقت اسلام آن است که ما می گوییم. خوارج و مرجئه نیز فرقه های دیگر آن زمان بودند.

برخورد امام صادق (علیه السلام) با جریانهای فکری مختلف

از جمله محورهای مهم فعالیتهای علمی و فرهنگی امام صادق (علیه السلام) مبارزه با مکتب ها و مسلک های اعتقادی نوپا و بی اساس بود که در دوران امامت آن حضرت پدیده آمده یا رشد کرده بودند، این مسلک ها به دو بخش عمده تقسیم می شوند: یکی مذاهب اسلامی و دیگر مذاهب مادی.8 مثلاً می بینیم از نظر قرائت و تفسیر یک عده شاگردان امام هستند، و امام با دیگران دربارۀ قرائت آیات قرآن و تفسیرهای قرآن مباحثه کرده، داده کشیده ، فریاد کشیده که آنها چرا این جور غلط می گویند، اینها چرا چنین می گویند. آیات را این طور باید تفسیر کرد. یا مثلاً در باب احادیث هم به این نحو عمل می شد.در آن زمان در خصوص نحله های فقهی تمام مکاتب قوی و نیرومند گرچه اهل تسنن بودند بلاواسطه یا مع الواسطه در خدمت آن امام بودند و از ایشان کسب علم می کردند. در رأس ائمه اهل تسنن ابوحنیفه است و نوشته اند ابوحنیفه دو سال شاگرد امام بوده، و این جمله را ما در کتابهای خود آنها می خوانیم که گفته اند اوگفت«لَو لا السَّنَتانِ لَهَلَکَ نُعمانُ » یعنی اگر آن دو سال نبود نعمان از بین رفته بود.9 (نعمان اسم ابوحنیفه است.اسمش « نعمان بن ثابت بن زوطّی بن مرزبان» است؛ اجدادش ایرانی است). مالک بن انس که امام دیگر اهل تسنن است و هم دورۀ امام صادق (علیه السلام) است. او هم نزد امام می آمد و به شاگردی امام افتخار می کرد. شافعی در دورۀ بعداز امام بود ولی از شاگردان، شاگردان ابوحنیفه و شاگرد مالک بن انس بود. احمد حنبل نیز با طی یک سلسله نسبت شاگردیش به امام می رسد و همین طور بقیه افراد. در واقع حوزۀ درسی امام صادق (علیه السلام) پررونق ترین حوزۀ درس فقهای زمان خود بوده است.

سخن احمد زکی صالح در خصوص امام صادق (علیه السلام)

« وَمِنَ الجَلِیَّ الواضِحِ لَدی کُلِّ مَن دَرَس عِلمَ الکَلامِ اَنَّ فِرَقَ الشَیعَةِ کانَت اَنشَطَ الفِرَق الاسلامِیَّةِ حَرَکَةً» می گوید هر کسی که وارد باشد می داند که نشاط فرقه های شیعه از همه بیشتر بود.«وَ کانَت اُولی مَن اَسَّسَ المَذاهِبَ الرِّینیَّة عَلی اُسسٍ فَلسَفَیةِ حَتّی اَنَّ البَعضَ یَنسُبُ الفَلسَفَةَ خاصَّةً لِعَلیِّ بنِ اَبی طالِبِ.» ( و شیعه اولین مذهب اسلامی بود که مسائل دینی را براساس فکری و عقلی نهاد) و شیعه یعنی امام صادق (علیه السلام) . احمد زکی صالح از معاصرین است که این حرفها را در مجلۀ «الرسالة المصریة» نقل می کند.زیادند افرادی مثل زکی صالح که با این که از علما و بزرگان اهل تسنن به شمار می آیند اعتراف می کنند که نشاط علمی شیعه بیشتر بوده و امام صادق (علیه السلام) سرآمد همه دانشمندان زمان خود بوده اند.

اهتمام شیعه به مسائل تعلقی در زمان امام جعفر صادق (علیه السلام)

با توجه به کتب حدیث اهل تسنن : مثل صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع ترمذی ،سنن ابی داوود و صحیح نسائی، که جز مسائل فرعی چیز دیگری را بیان نمی کنند می توان فهمید که در زمان امام صادق (علیه السلام) بود که علوم عقلی شکوفا شده است.اگر به کتابهای حدیث شیعه رجوع شود می بینید که اولین کتاب آنها « کتاب العقل و الجهل» است و این خود گویای این مطلب است. یا مثلاً بعد از کتاب« العقل و الجهل» کتاب « توحید» دیده می شود.صدها و بلکه هزاران نکته در باب صفات خداوند و مسائل مربوط به شؤون الهی و قضا و قدر الهی و جبر و اختیار و مسائل تعلقی در کتب حدیث شیعه مطرح است که در جاهای دیگر و کتب دیگر مطرح نیست.این مسائل است که سبب شده بگویند اولین کسی که مدارس فلسفی را در دنیای اسلام تأسیس کرد امام جعفر صادق (علیه السلام) بود. تربیت شاگردانی توسط امام همچون جابر بن حیان که علم شیمی را متحول کرد و شاگردان دیگری همچون هشام بن الحکم که یک اعجوبه متکلم بود، گویای این نکته است که امام در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.

عوامل مؤثر در نشاط علمی زمان امام صادق (علیه السلام)

در زمان امام صادق (علیه السلام) نشاط علمی فوق العاده ای پیدا شد و همان نشاط علمی باعث شد که جنگ عقاید بالا گرفت و برای هر مسلمان واقعی لازم بود که در این جنگ از اسلام دفاع کند. چه عواملی در این نشاط مؤثر بود.سه عامل: عامل اول این بود که محیط آن روز اسلامی یک محیط صددرصد مذهبی بود و مردم تحت انگیزه های مذهبی بودند. تشویقهای پیغمبر اکرم به علم و تشویقها و دعوتهای قرآن به علم و تعلم و تفکر و تعقل، عامل اساسی این نهضت و شور و نشاط بود.عامل دوم این بود که نژادهای مختلف وارد دنیای اسلام شده بودند که اینها سابقه فکری و علمی داشتند. عامل سوم که زمینه را مساعد می کرد جهان وطنی اسلامی بود، یعنی این که اسلام با وطنهای آبی و خاکی مبارزه کرده بود و وطن را وطن اسلامی تعبیر می کرد که هر جا اسلام هست آنجا وطن است و در نتیجه تعصبات نژادی تا حدود زیادی از میان رفته بود به طوری که نژادهای مختلف با یکدیگر همزیستی داشتند و احساس اخوت و برادری می کردند.11 آن تساهل و تسامح که آن روز در بین دانشمندان از فرق مختلف وجود داشت به گونه ای که آنها می نشستند و با یکدیگر بحث می کردند و بر ایشان رنگ پوست ، نژاد و قومیت ، غلامی و رئیسی ، فقر و ثروت و... مهم نبود. همه اش نتیجه تلاشهای فکری و فرهنگی امام صادق (علیه السلام) بود گرچه بعضی ها حتی از دانشمندان شیعه از روی اشتباه و با هر نیت دیگری این آزادی را به خلفا نسبت می دهند.امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«خَذِ الحِکمَةَ أنَّی کَاَنَت ، فَإِنَّ الحِکمَة تَکُونُ فِی صَدرِ المُنافِقِ فَتَلَجلُجَ فِی صَدرِهِ حَتّی تَخرُج فَتَسکُن إلی صَوَاحِبِهَا فی صَدرِ المؤمن.» حکمت را هر کجا که باشد، فراگیر، گاهی حکمت در سینۀ منافق است و بی تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینۀ مؤمن آرام گیرد.12 این کلام مولا نشان می دهد که اعتقاد شیعه در خصوص کسب علم و دانش این است که علم و دانش را باید به هر قیمت به دست آورد.ولی بعضی ها که با فرهنگ و معارف شیعه به درستی آشنا نیستند می خواهند این آزادی را به خلفا و حکام نسبت دهند. در کتاب خاطرات مسترهمفر جاسوس انگلیس در ممالک اسلامی آمده است که از نقاط قوت مسلمانان که باید از بین برده شود این است که قومیتها، سرزمینها، زبانها، رنگها، گذشته کشورها برای آنها اهمیتی ندارد. این دقیقاً سیاست امام صادق بود که به این چیزها اهمیتی ندهد.13 حال شما از مجموعۀ این بحثها می فهمید که چه زمینه ای از نظر فرهنگی برای امام صادق (علیه السلام) فراهم بود و امام استفاده کرد، زمینه ای که نه قبلش برای هیچ امامی فراهم بود و نه بعدش به آن اندازه فراهم شد.البته این زمینه به مقدار کمی برای حضرت رضا(علیه السلام) فراهم بود.به هر حال طول عمر امام صادق (علیه السلام) و مساعد بودن شرایط سبب شد که امام نهایت استفاده را از فرصت ببرد. 

نتیجه گیری

در آخر بحث به اینجا می رسیم اگر چه زمینۀ زعامت و رهبری و حکومت برای امام صادق (علیه السلام) فراهم نشد و اگر فراهم می شد مسلماً حالت بهتری داشت ولی یک زمینۀ دیگری فراهم بود و حضرت از آن زمینه استفاده کرد به طوری که می توان گفت حرکتهای علمی دنیای اسلام اعم از شیعه و سنی مربوط به امام صادق است.حوزه های شیعه که خیلی واضح است، حوزه های سنی هم مولود امام صادق (علیه السلام) است به جهت این که رأس و رئیس حوزه های سنی «جامع ازهر» است که از هزار سال پیش تشکیل شده و جامع ازهر را هم شیعیان فاطمی تشکیل دادند، و تمام حوزه های دیگر اهل تسنن منشعب از جامع ازهر است، همۀ اینها مولود همین استفاده ای است که امام صادق (علیه السلام) از وضع زمان خودش کرده است.این مطلب لااقل به صورت یک مسأله مطرح است که آیا برای امام صادق (علیه السلام) بهتر بود این زمینه را از دست بدهد وبرود بجنگد و در راه مبارزۀ با ظلم کشته شود؟ یا این که از این زمینۀ عالی استفاده کند؟ اسلام که تنها مبارزۀ با ظلم نیست، اسلام چیزهای دیگر هم هست.

منابع
1- نهج البلاغه
2- مطهری، مرتضی، (1384)،« سیری در سیرۀ ائمه اطهار (علیهم السلام) » ، چاپ بیست و هفتم آبان 1384 تهران: انتشارات صدرا
3- رفیعی ، علی، (1383) ،« تاریخ تحلیلی پیشوایان» چاپ دوم پاییز 1383 ، انتشارات تحسین.
4- هامفری، (1382) ،« دست های ناپیدا» ترجمۀ احسان قرنی ، چاپ چهارم زمستان 1382 تهران : نشر گلستان کوثر.
5- شیرازی رضا، ( 1372 ) ،« خورشید نمی میرد» ، چاپ اول : 1372 : انتشارات پیام آزادی.
پاورقی ها:
1- مرتضی مطهری ،( 1384) ،صفحۀ 125
2- همان، صفحۀ 125.
3- مرتضی مطهری ،( 1384) ف صفحۀ 125.
4- شهید مرتضی مطهری ،( 1384) ، صفحۀ 126 .
5- همان، صفحۀ 126.
6- مرتضی مطهری ،( 1384) ،صفحۀ 128.
7- همان، (صفحۀ 128).
8- علی رفیعی ، ( 1384 )، صفحۀ 151.
9- مرتضی مطهری ، ( 1384 )، صفحۀ 131.
10- همان، (صفحۀ 136).
11- مرتضی مطهری ،( 1384) ،صفحۀ 141.
12- نهج البلاغه ،دشتی، حکمت 79.
13- خاطرات مسترهمفر( 1382 ) صفحۀ 62.

حجر اکبری زادگان

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما