مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 225    چهارشنبه 5 اسفند 1388 
 

استاد مطهرى و كلام جدید


استاد مطهرى و كلام جدید

درآمد

مباحث جدید كلامى كه امروزه با عنوان «كلام جدید» از آنها بحث مى‏شود، از دغدغه‏هاى مهم انسان معاصر است كه پرسش‏هاى نوپیدایى را فراروى اندیشمندان دینى قرار داده است. استاد مطهرى به‏عنوان متكلم و متفكرى نوآور، آثار ارزشمندى از خود بجاى گذاشته است كه منابع غنى‏اى در این عرصه به شمار مى‏رود؛ زیرا ایشان با آگاهى به اندیشه‏ها و پرسش‏هاى برآمده از دوره جدید (مدرنیته) به تأسیس نظام جدید كلامى‏اى دست زدند كه راهگشاى مناسبى در حل معضلات و مشكلات معرفتى انسان معاصر است؛ به همین سبب است كه مى‏توان استاد مطهرى را بنیانگذار «كلام جدید اسلامى» نامید.
امروزه علم كلام به‏ویژه مباحث جدید كلامى (كلام جدید) از ضرورى‏ترین و بحث انگیزترین مباحث علمى در كشور ما است كه اذهان بسیارى از متكلمان و اندیشمندان دینى را به خود معطوف كرده است.
عنوان «كلام جدید» در فرهنگ اسلامى از مصطلحات سده اخیر است و در ادبیات مذهبى و محافل علمى پژوهشى ما سابقه چندانى ندارد. نخستین اثرى كه در این زمینه ترجمه و منتشر شد، كتاب «علم كلام جدید» اثر «شبلى نعمانى» (1273 1332ق) است كه با نگارش تاریخ كلام جدید، بر ضرورت و اهمیت تفكر كلامى نوین تأكید كرد. بعدها استاد مطهرى (1298 1358 ش) این واژه را به‏كار گرفته و در آثار فارسى بر تحول كلام و ضرورت پرداختن به آن و تأسیس نظام كلامى جدید تأكید كرد. كسانى چون «محمداقبال لاهورى»(1) (1289 1357 ق) نیز از تحول در الهیات و بازسازى اندیشه دینى بحث كرده‏اند. وى در كتاب «احیاى فكر دینى در اسلام» كوشیده است تا یك الهیات / كلام اسلامى در خور روزگار خویش را تدارك كند؛ اما بحث و بررسى از مسائل جدید كلامى در برنامه آموزشى حوزه و دانشگاه به شكل جدى كه نقطه عطفى در تحول اندیشه كلامى معاصر است پس از انقلاب فرهنگى و در دهه شصت آغاز شد و از اواسط همین دهه است كه توجه فراوانى به آنچه مسائل جدید كلامى نامیده مى‏شود؛ پدیدار شده است.
تلقى‏هاى مختلف از اصطلاح كلام جدید در بین دانشوران ما، آن را درهاله‏اى از ابهام قرار داده است. پرسش محورى كه در این زمینه مطرح است، این است كه آیا كلام جدید تفاوتى ماهوى با كلام قدیم دارد و به‏عنوان علمى جدید به شمار مى‏رود یا آن كه پسوند جدید صرفاً به‏وجود مسائل و پرسش‏هاى نوین در حوزه اندیشه كلامى‏اشاره دارد، بى آن كه دلالتى بر تغییر ساختار علم كلام و تولد علمى جدید داشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش رویكردهاى مختلفى اتخاذ شده است. برخى كلام جدید را دانشى كاملاً نوین تلقى كرده‏اند كه جز اشتراك لفظى، نسبتى دیگر میان آن و كلام سنتى (قدیم) متصور نیست و پاره‏اى نیز اساساً منكر علمى به‏نام كلام جدید هستند، بلكه آن را ادامه كلام پیشینیان دانسته كه در ضلعى از اضلاع (و غالباً در مسائل) تجدد یافته است.
سخن درباره چگونگى نوشدن علم كلام و تفاوت‏هاى كلام جدید با قدیم، مجالى فراخ‏تر مى‏طلبد. در این‏جا بدون این‏كه وارد مناقشات طرفداران و مخالفان كلام جدید بشویم، به اجمال اشاره مى‏كنیم كه اگر بپذیریم متكلم، هم به شرح دعاوى دینى ما مى‏پردازد، هم به تبیین آن‏ها و هم در مقام دفاع از آن‏ها برمى‏آید، مى‏توان ملاحظه كرد كه در هر نقش و وظیفه‏اى بیش‏وكم تجدید و نوشدن مجال مى‏یابد.
شاید بیشترین جهت تجدید كلامى در حوزه دفاع از معتقدات دینى صورت گیرد؛ زیرا در پى ظهور اشكال‏ها و شبهه‏هاى جدید، شیوه‏ها و احتجاج‏هاى نوینى لازم مى‏افتد؛ البته ماجراى تجدید علم كلام بیش از این‏ها است و گاه دعاوى دینى، شرحى نو و بیانى تازه مى‏یابد. پیشرفت دانایى مردم وظیفه متكلمان را دشوارتر مى‏كند و موجب نیاز به تبیین‏هاى جدید از دعاوى دینى و دفاع تازه مى‏شود. متكلمان راستین همواره باید در حال مرزبانى در مرزهاى عقیدتى باشند و هرگز از وظیفه دشوار خود غفلت نورزند و همین است كه اجر آنان را اگر از مرزبانان جغرافیایى جهان اسلام فراتر نسازد، همسان آنان قرار مى‏دهد.

استاد مطهرى، موءسس كلام جدید اسلامى

گرچه تدوین اندیشه كلامى نوین، مرهون تلاش‏هاى متأخران در چند سال اخیر است، اما بى‏شك سهم استاد مطهرى در شكل‏گیرى نظام جدید كلامى كاملاً مشهود است و حتى ایشان به صراحت از تأسیس مكتب كلامى متناسب با هر عصر و زمانى كه پاسخ‏گوى نیازهاى آن روزگار باشد، سخن به میان مى‏آورد.
«با توجه به اینكه در عصر ما شبهاتى پیدا شده كه در قدیم نبوده و تأییداتى پیدا شده كه از مختصات پیشرفت‏هاى علمى جدید است و بسیارى از شبهات قدیم در زمان ما بلا موضوع است، هم‏چنان كه بسیارى از تأییدات گذشته ارزش خود را از دست داده است، از این‏رو لازم است كلام جدیدى تأسیس شود».(2)
استاد مطهرى در میان متفكران دینى، جایگاه مهمى در اندیشه كلامى معاصر دارد. طرح و ساختار نوینى كه استاد به مباحث كلامى در «درآمدى بر جهان‏بینى توحیدى» ارائه مى‏دهد، ساختارى كاملاً بدیع و بسیار مهم است. نظام كلامى ایشان در این اثر از انسان و ایمان شروع مى‏شود؛ درحالى كه در آثار سنتى به ندرت از انسان بحث مى‏شود و مسئله ایمان نیز از فروعات مباحث ثواب و عقاب معاد است. شهید مطهرى به عنوان اندیشمندى كه دغدغه اثبات دین، كارآمدى و دفاع از آن در مقابل شبهات داشت، توجه ویژه‏اى به دفع شبهات مى‏كردند، آن هم نه شبهات كهن، بلكه معماها و مشكلات نوین.
استاد مطهرى در «عدل الهى» و «جامعه و تاریخ» متكلمى است كه به دفاع از حریم شریعت و دفع شكوك و تحریفات از ساحت دیانت كمر بسته است. ماركسیسم او اساساً وجهى كلامى داشت؛ اما كلامى كه فلسفه بود (كلام فلسفى). «خدمات متقابل اسلام و ایران» نیز آبى بود بر آتشى كه نظام منحوس پیشین برافروخته بود تا یكجا ایرانیت و اسلامیت را باهم در آن بسوزاند. مطهرى در این كتاب، حد و مرز آیین و ملیت، ایرانى‏بودن و مسلمان بودن را گشود و نقاب فریب را از چهره كسانى برگرفت كه با نام دفاع از ملیت به محو و مسخ فرهنگ پرمایه این ملت كه با خون و روح این سرزمین درآمیخته است، یعنى اسلام پرداخته بودند.
اگر مخالفان، نبوت و دین را متعلق به روزگار گذشته مى‏دانند و عصر آن را پایان‏یافته تلقى مى‏كنند، او ختم نبوت و عدم غروب دین را مطرح مى‏كند و مى‏كوشد تا به شكلى آن را تبیین كند. اگر طرف مقابل مى‏خواهد از تشتت مسلمین، چه در وجه فكرى، چه درصورت سیاسى بهره گیرد، استاد از وحدت اسلامى، مایه‏هاى وفاق اسلامى، مايه‏هاى وفاق مسلمين و رفتار و گفتار وحدت‏آميز شيعه و نقش «علامه امينى» در اين زمينه سخن به میان مى‏آورد. اگر كسانى دین را مایه عقب‏ماندگى و انحطاط مسلمین مى‏دانستند، او تأكید اسلام بر رشد و تكامل را مطرح مى‏كرد و بر این نكته اصرار مى‏ورزید كه اسلام مى‏تواند عملاً جامعه را به پیش برد. مسئله حجاب، حقوق زن، اخلاق جنسى و ... همه نمونه‏هایى از توانایى و دغدغه فكرى و در دفاع از حریم اسلام است كه تسلط او بر مبانى شریعت را آشكار مى‏ساخت. در این نوشته برآنیم تا دو مسئله از مسائل مهم جدید كلامى را از منظر استاد مطهرى مورد بحث و بررسى‏قرار دهیم.

خاتمیت در كلام جدید

ظهور دین اسلام با اعلام جاودانگى و واپسین دین الاهى بودن آن و پایان یافتن دفتر نبوت با واپسین رسول الاهى‏همراه بوده است. این دو نكته در علم كلام با عنوان «خاتمیت» مطرح شده كه جزء اصول مسلم اسلام است.
بحث «خاتمیت» در دوره معاصر در كلام جدید شكل تازه‏اى گرفت. روشنفكران دینى با رویكردى متمایز از نگاه سنتى و با پرسش‏هایى برآمده از تفكر مدرنیستى، به تحلیل خاصى از وحى، نبوت و خاتمیت پرداختند. این‏گونه نگرش به مسئله با سخنان اقبال آغاز شد و با نقدهاى «شهید مطهرى» بر سخنان وى، گسترش و تكامل یافت.
مسلمانان همواره «ختم نبوت» را امر واقع‏شده تلقى كرده‏اند و هیچ‏گاه براى آنان این مسئله مطرح نبوده است كه پس از حضرت محمد(ص) پیامبر دیگرى خواهد آمد. در بین مسلمانان، اندیشه ظهور پیامبر یا پیامبرانى دیگر در ردیف انكار خداوند و انكار قیامت، ناسازگار با ایمان به اسلام و تفكر اسلامى و بدعت در دین تلقى شده است؛ اما نواندیشان دینى بدون آن كه در آیات و روایات تأمل كافى كنند، تفسیر خاصى از وحى و نبوت ارائه مى‏دهند كه لازمه آن، «عدم انقطاع وحى» و «نفى خاتمیت» است؛ بدین‏سبب گفته مى‏شود، «تجربه نبوى یا تجربه شبیه به تجربه پیامبران به‏طور كامل قطع نمى‏شود و همیشه وجود دارد» یا «درباره این‏كه هركس مى‏تواند رسولى بشود، باید اذعان داشت كه كسى ممكن است براى خودش نبى شود و احوال خاصى بیابد» یا این سخن كه «امروز دوران مأموریت نبوى پایان یافته است؛ اما مجال براى بسط تجربه نبوى باز است».
همانگونه كه اشاره شد، مسئله خاتمیت از ضروریات دین اسلام بوده و مورد اعتقاد همه مسلمانان است و هیچ مسلمانى در اصل آن شك و تردیدى ندارد. در عین حال، بحث در باب فلسفه خاتمیت و علت و چرایى پایان پیامبرى سابقه چندان طولانى در نزد اندیشمندان مسلمان ندارد. گو اینكه در لابه لاى كتابها و آثار عرفانى اشاراتى به راز خاتمیت دیده مى‏شود؛ اما در هیچ یك از كتاب‏هاى كلامى و اعتقادى پیشینیان اثرى از این بحث وجود ندارد.
به نظر مى‏رسد كه در میان اندیشمندان مسلمان نخستین كسى كه در این باب اندیشه كرده، این مسئله را به عنوان موضوعى براى تفكر و تأمل در میان نهاد، اقبال لاهورى بوده است. پس از وى نیز این مسئله در میان متفكران از جایگاه ویژه‏اى برخودار بوده است. كسانى چون دكتر على شریعتى و شهید مطهرى از پیشگامان در این بحث هستند كه هر دو نیز تا اندازه‏اى متأثر از اندیشه‏هاى اقبال لاهورى بودند. و هم اكنون نیز این موضوع یكى از مسائل مهم اندیشه دینى است كه لازم است بكوشیم تا تبیینى معقول و مستند و هماهنگ با سایر ابعاد اسلام از آن ارائه دهیم.
به هر حال، اصل سخن در این است كه چه عواملى باعث جاودانگى و كمال اسلام شده است؟ به عبارت دیگر، علت تجدد شرایع پیشین و برانگیخته شدن پیامبران متعدد از سوى خداوند چه بود و چگونه شد كه در دوران اسلامى‏و پس از بعثت پیامبر اكرم آن علل رخت بر بسته، سلسله رسالت پایان پذیرفت؟ پیام پیامبر اسلام و یا شخصیت او داراى چه ویژگى‏ها و عناصر ممتازى بوده و هستند كه خاتمیت و كمال دین را تضمین كرده، چراغ هدایت آن را تا ابد پر فروغ نگه داشته است؟ آیا اعلام پایان پیامبرى خود نشانه‏اى براى بى نیازى بشر جدید از وحى و پیام الهى نیست؟ در این باره پاسخ‏هاى متعددى مطرح شده است كه در اینجا ما سعى خواهیم كرد تا با تكیه بر دیدگاه‏هاى استاد مطهرى برخى از زوایاى این بحث را تبیین كنیم.
نكته‏اى كه قبل از هر چیز باید به آن توجه داشت، این است كه درباره خاتمیت نمى‏توان استدلال عقلى آورد، آن‏چه در توضیح آن بیان شده و مى‏شود، جنبه «معقول‏سازى» است، نه جنبه «برهانى و استدلالى». به عبارت دیگر بحث خاتميت يك بحث درون دينى نقلى است كه به گفته علامه حلّى در كتاب «واجب‏الاعتقاد» از ضروريات دين اسلام است.
فاضل مقداد نیز در شرح كلام «علامه حلى» سه دلیل نقلى مى‏آورد كه یكى آیه مباركه: «ماكان محمد أبا أحد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبیین»(3) است و دیگر گفته رسول خدا است كه فرمود: «لا نبى بعدى»(4) و سوم اجماع است كه ملحق به دلیل نقلى است؛ زیرا اعتبارش را از سننى كه اجماع كاشف آن است كشف مى‏كند(5).

مبانى خاتمیت

در بحث از فلسفه خاتمیت از دیدگاه استاد مطهرى باید به بررسى چند موضوع پرداخت:
1. اسلام، روح دعوت انبیا: از قرآن كریم استفاده مى‏شود كه جریان نبوت، جریان واحدى است هم از این جهت كه همه انبیا از طرف خداى واحد مبعوث شده اند و هم از این نظر كه اساس دعوت انبیا اساس واحدى است. محتواى نبوت كه به نام دین، ناميده مى‏شود مبتنى بر اين اصل است كه بايد خداى يگانه را پرستيد و از او اطاعت كرد و يا به عبارت دیگر در پيشگاه خداى يگانه تسليم مطلق و بى قيد و شرط بود.
با توجه به این مطلب، مى‏توانیم بگوییم كه اساس همه ادیان آسمانى یك چیز بیشتر نیست و آن تسلیم بودن در برابر خداست؛ به دیگر سخن مى‏توان گفت كه همه ادیان آسمانى یك دین هستند و آن «اسلام» است. البته این مطلب به این معنى نیست كه در محتواى وحى نسبت به همه انبیا در جمیع زمان‏ها و مكان‏ها یا اقوام مختلف وجود ندارد؛ ممكن است پاره‏اى از جزئیات احكام در زمان‏ها یا مكان‏ها یا اقوام مختلف تفاوت داشته باشد ولى اساس همه آنها یك چیز است و آن پرستش خداى یگانه و اطاعت از دستورات اوست: «ان الدین عند الله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الكتاب الا من ما جاءهم العلم بغیا بینهم و من یكفر بآیات الله فانّ الله سریع الحساب * فان حاجوك فقل اسلمت وجهى لله و من اتبعن و قل للذین اوتوا الكتاب و الامیین ءأسلمتم فان اسلموا فقد اهتدوا و ان تولوا فانما علیك البلاغ و الله بصیر بالعباد»(6)، هر آینه دین در نزد خدا اسلام است. اهل كتاب اختلاف نكردند مگر پس از حصول علم و از روى سلطه جویى بر یكدیگر. آنان كه به آیات خدا كافر شوند ]بدانند [او بزودى به حساب‏ها خواهد رسید. اگر با تو به بحث بنشینند بگوى: من و پیروانم خود را تسلیم خدا كردیم. به اهل كتاب و مشركان بگو؛ آیا شما هم تسلیم شده اید پس هدایت یافته اند و اگر رویگردان شده اند، بر تو تبلیغ است و بس، و خدا نسبت به بندگان بیناست.
استاد مطهرى با استناد به قرآن معتقد است كه دین خدا از آدم تا خاتم یكى است و همه پیامبران (اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت) انسان‏ها را به یك دین و مكتب دعوت‏كرده‏اند. بنابراین اصول مكتب انبیا كه دین نامیده مى‏شود، یكى بوده است و تفاوت شرایع‏آسمانى یكى‏در مسائل فرعى بوده كه برحسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط ویژگى‏هاى مردمى‏كه مخاطب‏آن شرایع بوده‏اند، متفاوت مى‏شده است، و دیگرى در سطح تعلیمات بوده‏كه پیامبران بعدى به موازات تكامل بشر، در سطح بالاترى تعلیمات خویش را كه همه در یك زمینه بوده القا كرده‏اند، و لذا این، تكامل دین است نه اختلاف ادیان.» قرآن هرگز كلمه «دین» را به صورت جمع(ادیان) نیاورده است. از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان... قرآن تصریح مى‏كند كه پیامبران یك رشته واحدى را تشكیل مى‏دهند و پیامبران پیشین مبشر پیامبران پسین بوده‏اند و پسینیان موءید و مصدق پیشینیان بوده‏اند و هم تصریح مى‏كند كه از همه پیامبران بر این مطلب كه مبشر و موءید یكدیگر باشند پیمان أكید و شدید گرفته است»(7).
2. پیامبران و اختلاف در شریعت‏ها: گفتیم كه انبیا مردم را به یك دین دعوت مى‏كردند كه آن هم اسلام بوده است. حال مى‏گوییم كه انبیا علاوه بر دین اسلام كه مشترك بین همه آنها بوده هر یك داراى شریعت و منهج خاص بوده است. شریعت به معناى راه راست است. البته از نظر قرآن آن راه و طریقى است كه منشأ آن وحى بوده و شریعت ابراهیم(ع) نیز متناسب با مقتضیات زمان بعثت او بوده است. و به همین ترتیب شرایع دیگر انبیا هر یك متناسب با اوضاع و احوال زمانشان بوده است: «لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً»(8)؛ و براى هر یك از شما (امتها) شریعت و طریقه روشنى قرار دادیم. «لكل امة جعلنا منسكا هم ناسكوه فلا ینازعنك فى الامر وادع الى ربّك انّك لعلى هدى مستقیم»(9)؛ براى هر امتى عباداتى قرار دادیم تا آن عبادات را انجام دهند، پس آنها نباید در این مورد با تو نزاع كنند. (مردم را) به سوى پروردگارت دعوت كن كه تو بر هدایت مستقیم قرار دارى.
آیه فوق پاسخى است به بهانه جویى‏هاى مشركان زمان پیامبر، چرا كه مشركان وقتى با احكام و عبادات اسلامى مواجه مى‏شدند به بهانه آنكه در ادیان گذشته نبوده است درباره آنها با پیامبر به نزاع بر مى‏خاستند و مى‏گفتند اگر این عبادات و احكام از جانب خداست، پس چرا در شرایع سابق نبوده است. خداوند در پاسخ به آنها مى‏گوید كه هر امتى شریعت خاص به خود را دارد كه در واقع متناسب با مقتضیات زمان خویش بوده و كاملتر از شرایع سابق است. آیه زیر نیز در خطاب به رسول اكرم(ص) به پیروانش دستور مى‏دهد تا فقط از شریعت محمدى پیروى كنند نه از هوا و هوس‏هاى خود یا سایر شرایع.
اختلاف دین با شریعت در این است كه هیچ گاه منسوخ نمى شود ولى شریعت با آمدن پیامبر دیگرى كه صاحب شریعت جدیدى است دگرگون مى‏شود. در شریعت جدیدى كه مى آید برخى از احكام گذشته تأیید مى‏شود و برخى دیگر نسخ مى‏گردد. چنانكه قرآن كریم از زبان عیسى(ع) نقل مى‏كند كه وى بعضى از احكام تورات را تصدیق و برخى دیگر را منسوخ كرد. «و مصدقاً لما بین یدى من التورات و لاتحل لكم بعض الذى حرم علیكم و جئتكم بآیة من ربّكم فاتقواالله و اطیعون»(10)؛ و تصدیق مى‏كنم آنچه در تورات بوده است و حلال مى‏كنم برخى از چیزهایى را كه بر شما حرام كرده است. و نشانه‏اى از سوى پروردگارتان برایتان آورده‏ام. پس از خدا بترسید و از من اطاعت كنید.
استاد مطهرى معتقد اختلاف شرایع پیشین با شریعت ختمیه یعنى دین اسلام از انواع تضاد نیست؛ یعنى چنین نیست كه اختلاف شرایع اختلاف تباینى باشد، بلكه اختلاف در فروع و جزئیات است. یعنى روح هر دو قانون یك چیز است و آن همان است كه در شریعت ختمیه بیان شده است. فروع و جزئیات همان چیزى كه در شریعت ختمیه است در زمان‏هاى مختلف فرق مى‏كند. حداكثر اختلاف شرایع از قبیل اختلاف كلاس پایین‏تر با كلاس بالاتر است. بنابراین این سخن درست نیست‏كه بگوییم علت این‏كه شرایع عوض شده این است‏كه علم و تمدن بشر عوض شده است، یعنى خدا براى بشر جاهل و غیر متمدن قانونى داشته و براى بشر عالم و متمدن قانونى دیگر تعیین كرده است؛ چرا كه بسیارى از امور تغییر ناپذیر است؛ یكى از اهداف مهم انبیا دعوت به خداشناسى و خدا پرستى است كه به هیچ وجه قابل تغییر و تحول نبوده و در ادوار مختلف تمدن بشر امرى ثابت بوده است(11).

علل تجدید رسالت انبیا

چرا پیامبران یكى پس از دیگرى مبعوث مى‏شدند؟ آیا ممكن نبود كه در طول تاریخ تنها یك پیامبر برگزیده مى‏شد و تعالیم الهى را به مردم ابلاغ مى‏كرد؟ خلاصه علل تجدید نبوت‏ها چه بوده است. از آنجا كه نیاز به تجدید شرایع و آمدن پیامبر جدید، علل متعددى دارد، نمى‏توان فقط یك عامل را براى تجدید رسالت برشمرد. در ادامه مهم‏ترین این عوامل را از دیدگاه استاد مطهرى مورد تحلیل قرار مى‏دهیم.

تحریف

یكى از علل تجدید رسالت، تحریف و تبديل‏هايى است كه در تعليمات و كتاب‏هاى مقدس پيامبران رخ مى‏داده است و به همين جهت آن كتابها و تعليمات، صلاحیت خود را براى هدایت مردم از دست مى‏داده‏اند.»بشر قدیم به علت عدم رشد و عدم بلوغ فكرى قادر به حفظ كتاب آسمانى خود نبود؛ معمولاً كتب آسمانى مورد تحریف و تبديل قرار مى‏گرفت و يا بكلّى از بين مى‏رفت؛ از این رو لازم مى‏شد كه این پیام تجدید شود.»(12). بنابراین یكى از دلایل تجدید پیامبران و شرایع جدید، از بين رفتن محتواى اديان پيشين و تحریف كتب آسمانى است؛ در حالى كه این مسئله درباره خاتمیت صدق نمى‏كند؛ چراكه خداوند وعده محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغيير را داده است: «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» افزون بر این، نزول قرآن زمانى صورت گرفت كه بشر دوره كودكى را طى كرده بود و مى‏توانست كتاب آسمانى را از تحریف حفظ كند؛ بنابراین مسلمانان از همان آغاز نزول قرآن به حفظ و نگهدارى قرآن اهتمام ویژه‏اى نشان دادند؛ به‏گونه‏اى كه امكان هرگونه تحریف و تغييرى ازبين مى‏رفت؛ به‏همین‏خاطر علت عمده تجدید پیام و ظهور پیامبر جدید منتفى شد و شرط لازم (نه شرط كافى) جاوید ماندن یك دین پدید آمد.

نقص

در دوره‏هاى پیشین، انسان‏ها به واسطه عدم بلوغ و رشد كافى قادر نبودند كه یك نقشه جامع و كامل براى مسیر خود دریافت كنند تا بتوانند با استفاده از آن، راه خویش را ادامه دهند. بنابراین لازم بود كه مرحله به مرحله و منزل به منزل راهنمایى شود و راهنمایانى همیشه او را همراهى كنند؛ ولى در دوره جدیدى كه اسلام ظهور كرد، بشر توانایى‏دریافت این نقشه كلى را داشت؛ درنتیجه برنامه راهنمایى مرحله‏به‏مرحله متوقف و آن نقشه كلى یكجا به جاى‏آن جایگزین شد. از این‏جا است كه مى‏توان به‏علت دیگر تجدید نبوت‏ها پى برد و آن هم این است كه در دوره قبل از خاتمیت، بشر قادر به دریافت برنامه كلى و جامع نبود؛ اما با پیدایش این امكان و این استعداد در عصر رسالت ختمیه و بعد از آن، طرح كلى و جامع در اختیار بشر قرار گرفت و این علت تجدید نبوت‏ها و شرایع نیز از بین رفت. علماى امت اسلام متخصصانى‏اند كه با استفاده از نقشه كلى راهنمایى كه اسلام به دست مى‏دهد و با تدوین و تنظیم آیین‏نامه‏ها و تاكتیك‏هاى موقت، راه را به دیگران نشان مى‏دهند(13).

نیاز به تفسیر و تبلیغ

پیامبران در مجموع دو وظیفه انجام مى‏داده‏اند: یكى این‏كه از جانب خدا براى بشر قانون و دستورالعمل مى‏آوردند؛ دوم این‏كه مردم را به اطاعت از خدا و عمل به دستورات و قوانین الاهى آن عصر و زمان، دعوت و تبلیغ مى‏كرده‏اند؛ به عبارت دیگر استاد مطهرى میان نبوت تبلیغى و نبوت تشریعى تفكیك قایل شده است و پیامبران را به پیامبران صاحب شریعت و پیامبران مبلغ شرایع انبیاى گذشته تقسیم مى‏كند. بیشتر پیامبران، بلكه اكثریت قریب به اتفاق آنها، پیامبران تبلیغى بوده‏اند نه تشریعى.
اسلام كه ختم نبوت را اعلام كرده است، نه تنها به نبوت تشریعى، بلكه به نبوت تبلیغى نیز پایان داده است. اكنون سخن بر سر این است كه بر فرض پذیرفتیم كه اسلام به واسطه كمال و كلیت و جامعیت‏اش به نبوت تشریعى پایان داده است، پایان‏یافتن نبوت تبلیغى را با چه حساب و فلسفه‏اى مى‏توان توجیه كرد؟
استاد مطهرى در پاسخ این پرسش مى‏فرماید: «حقیقت این است كه وظیفه اصلى نبوت و هدایت وحى، همان وظیفه اول است، اما تبلیغ و تعلیم و دعوت، یك وظیفه نیمه بشرى و نیمه الاهى است ... ولى عالى‏ترین و راقى‏ترین مظاهر و مراتب هدایت است. وحى رهنمودهایى دارد كه از دسترس حس و خیال و عقل و علم و فلسفه بیرون است و چیزى از این‏ها جانشین آن نمى‏شود؛ ولى وحى‏اى كه چنین خاصیتى دارد، وحى تشریعى است، نه تبلیغى. وحى‏تبلیغى برعكس است.
تا زمانى بشر نیازمند به وحى تبلیغى است كه درجه عقل و علم و تمدن به پایه‏اى نرسیده است كه خود بتواند عهده‏دار دعوت و تعلیم و تبلیغ و تغییر و اجتهاد در امر دین خود بشود. ظهور علم و عقل و به‏عبارت‏دیگر، رشد و بلوغ انسانیت، خود به خود به وحى تبلیغى خاتمه مى‏دهد و علما جانشین چنان انبیا مى‏گردند... در عهد قرآن وظیفه تعلیم و حفظ آیات آسمانى به علما منتقل شده و علما از این نظر جانشین انبیا مى‏شوند.»(14)
بنابراین از دیدگاه شهید مطهرى، مفهوم «اجتهاد» در فلسفه ختم نبوت، نقش مهمى را ایفا مى‏كند. علماى امت در دوران خاتمیت كه عصر علم است، قادرند با معرفت به اصول كلى اسلام و شناخت شرایط زمان و مكان، آن كلیات را با شرایط و مقتضیات زمانى و مكانى تطبیق دهند و حكم الاهى را استخراج و استنباط كنند (اجتهاد) و بدین‏ترتیب بسیارى از وظایف پیامبران تبلیغى و قسمتى از وظایف پیامبران تشریعى را (بدون آن‏كه خود مشرع باشند) با عمل «اجتهاد» و با وظیفه خاص رهبرى امت انجام دهند؛ ازاین‏رو درعین‏حال كه نیاز بشر به تعلیمات الاهى و تبلیغاتى كه از راه وحى رسیده، همواره باقى است، نیاز به تجدید نبوت و آمدن كتاب آسمانى و پیامبر جدید براى همیشه منتفى‏شده و «پیامبرى» پایان یافته است.»(15).

پى نوشت‏ها:

1. سید حسین نصر از اقبال لاهورى به‏عنوان نامبردارترین احیاگر كلام (كلام جدید) در دوره معاصر نام مى‏برد. سیدحسین نصر، «جوان مسلمان و دنیاى متجدد»، ترجمه مرتضى‏اسعدى، طرح‏نو، چ اول، 1375، ص 105.
درباره آرا و اندیشه‏هاى دینى اقبال ر.ك:
محمد معروف، «اقبال و اندیشه‏هاى دینى معاصر قرن»، ترجمه محمد بقایى (ماكان) نشر قصیده سرا.
2. مطهرى، 1364، 37.
3. احزاب،40.
4. هیثمى،1402، 109و
5. فاضل مقداد،1412، 67.
6. آل عمران،20-19.
7. مطهرى، مرتضى، علل گرایش به مادیگرى، مجموعه‏آثار، ج1 تهران: انتشارات صدرا،1381:182.
8. مائده،48.
9. حج،67.
10. آل عمران،50
11. مطهرى، مرتضى، علل گرایش به مادیگرى، مجموعه‏آثار، ج1، تهران: انتشارات صدرا،1381، 49-50.
12. مطهرى، 1385، 184.
13. همان، 148.
14. مطهرى، مرتضى، نبوت، مجموعه آثار. ج4 ، تهران، انتشارات صدرا، 1375، 174.
15. مطهرى، مرتضى، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مجموعه آثار، ج6، تهران:

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما