بيتالمال در نهجالبلاغه
بخش دوم
پی نوشت
[38]. نهجالبلاغه، نامه 40.[39]. نهجالبلاغه، نامه 5.[40]. شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج17، ص182.[41]. منهاجالبراعه، ج17، ص185.[42]. شرح نهجالبلاغه، ابن أبىالحديد، ج17، ص184.[43]. نهجالبلاغه، نامه 43.[44]. منهاج البراعه، ج20، ص82.[45]. نهجالبلاغه، خطبه 119.[46]. نامه 67.[47]. نهجالبلاغه، نامه 45.[48]. ابن ابىالحديد، بر اين باور است كه اين شخص، ربيع بنزياد، برادر عاصم، بوده كه مولا على عليهالسلام به عيادت او رفته است (ج11، ص35)، ولى در بسيارى از نسخههاى نهجالبلاغه، با عنوان «علاء بنزياد» آمده است.[49]. نهجالبلاغه، خطبه 209.[50]. منهاج البراعة، ج13، ص130.[51]. شرح ابن ابىالحديد، ج12 11، ص36.[52]. نهجالبلاغه، نامه 45.[53]. منهاجالبراعه، ج20، ص91.[54]. شرح ابن ابىالحديد، ج16 15، ص207.[55]. در باره چهره ناپاك اشعث، به شرح ابن ابىالحديد، ج2، ص279، ذيل خطبه 19 مراجعه شود.[56]. نهجالبلاغه، خطبه 224.[57]. همان، خطبه 62.[58]. در اينجا، به دو مورد از دقت و احتياط امام على عليهالسلام در بيتالمال كه در بحارالانوار گزارش شده اشاره مىشود:الف) احتياط در قلم و كاغذ بيتالمال- علامه مجلسى، در بحارالانوار، ج41، ص105، گزارش كرده است: ادقّوا أقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا من فضولكم و اقصدوا قصدَ المعاني! و إيّاكم و الإكثار! فإنَّ أموال المسلمين لا تحتمل الإضرار؛نوك قلمهاى خود را تيز كنيد و بين سطرهاى نوشته، زياد فاصله نيندازيد، حرفهاى زيادى را حذف كنيد و روى كاغذ نياوريد و به بيان اصل معنى بپردازيد و لفّاظى نكنيد و از زيادهروى در مصرف بپرهيزيد! زيرا، بيتالمال مسلمانان، تحمل اين گونه ضررها را ندارد.ب) جارو كردن بيتالمالعاصم بنكليب، به نقل از پدرش، مىگويد: در محضر على عليهالسلام بودم كه مقدارى پول و اشياء ديگر از ناحيه ايران، به عنوان بيتالمال، آورده شد. مردم، براى گرفتن سهميه، هجوم آوردند. على عليهالسلام، طنابى دور بيتالمال كشيد و فرمان داد تا رؤساى هفت قبيله كه در آن زمان، در كوفه بودند آمدند و بيتالمال را نسبت به افراد هر قبيله، به نمايندگان آنان داد در آخر، يك قرص نان اضافه آمد على عليهالسلام آن را نيز هفت قسمت كرد و نسبت به افراد هر قبيله، تقسيم كرد. سپس فرمود:هذا جنايَ و خِيارُهُ فيه إذْ كلُّ جانٍ يَدَهُ إلى فيهاين، دستچين من است و بهترينش، در ميان زيرا، هر چيننده، دستش، به دهان خودش باز مىگردد.»طبق برخى از روايات، مولا على عليهالسلام پس از تقسيم بيتالمال، محل را آب و جارو مىزد و خطاب به پولهاى زرد و سفيد، مىگفت: يا صفراء! غُرّي غيري يا بيضاء! غُرّي غيري؛ اى دينارهاى زرد و درهمهاى سفيد! جز مرا فريب دهيد.» «بحارالانوار، ج41، ص136.»[59]. نهجالبلاغه، خطبه 224.[60]. نهجالبلاغه، نامه 41.[61]. منهاجالبراعه، ج20، ص75.[62]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج16 15، ص170.[63]. نهجالبلاغه، خطبه 127.[64]. نهجالبلاغه، نامه 43.[65]. نهجالبلاغه، خطبه 34.[66]. قطيعه، عبارت است از زمينهايى كه حاكم، از بيتالمال به برخى از افراد مىبخشد و او را، از خراج دادن، معاف مىدارد و در برابر، مقدارى كمى ماليات، تحت عنوان ضريب، مىپردازد. شرح نهجالبلاغه، ج1، ص269.[67]. شرح ابنابىالحديد، ج1، ص270.[68]. نهجالبلاغه، نامه 26.[69]. همان.[70]. نهجالبلاغه، نامه 71.[71]. نهجالبلاغه، نامه 41.[72]. همان.
منبع حكومت علوى ساختار و شيوه حكومت