مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 474    پنج شنبه 16 تیر 1390 




حضرت نفیسه خاتون (سلام الله علیها) را بشناسیم

بخش دوم و پایانی

در شماره پیشین افق حوزه بخشى از فضایل و کرامات بانوى مکرمه و عالمه حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها، دخت ارجمند جناب حسن بن زیدبن امام حسن مجتبى علیه‌آلاف‌التحیةوالثناء به قلم حجةالاسلام والمسلمین محمد مهدى بحرالعلوم تقدیم حوزویان ارجمند شد.
آنچه در پى‌مى‌آید بخش پایانى این نوشتار است.

حضرت نفیسه خاتون (س) از منظر علما

همان‌طورى که در مباحث قبل اشاره شد، حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها به زهد و عبادت و صیام روزها و قیام شب‌ها مشهور روزگار خود بود. او صاحب مال زیاد بود، لذا به درماندگان، مریضان و عموم مردم احسان مى‌کرد. سى مرتبه به حج مشرف شد که بیشتر آن پیاده بود. در مسجدالحرام در حالى که پرده‌هاى خانه خدا (کعبه) را مى‌گرفت، اشک مى‌ریخت و ناله و فریاد مى‌کرد، و این جملات را مى‌گفت: الهى و سیّدى و مولاى متّعنى و فرّحنى برضاک عنّى...
زینب دختر یحیى متوّج درباره عبادت او مى‌گوید: «چهل سال در نزد عمّه‌ام نفیسه خاتون خدمت مى‌کردم و هرگز ندیدم که وى شب‌ها بخوابد و روزها افطار کند. به او گفتم: امّا ترفقین بنفسک؟ قالت: کیف أرفق بنفسى و قدّامى عقبات لا یقطعهاالاّ الفائزون؛ منتهى‌الآمال 2/299‌؛ آیا مراعات حال خود را نمى‌کنى؟! در جواب گفت: چگونه مراعات کنم در حالى که پیش روى من عقباتى است که جز فائزون و رستگاران نمى‌توانند آن را بپیمایند.
تشریف‌فرمایى سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها به مصر در سال 193 بود. اهل مصر چون خبر ورود او را شنیدند، از آن جایى که ارادتى خاص به خاندان پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم وسلم داشتند، از زن و مرد به استقبالش شتافتند و در ملازمت حضرتش بودند تا این‌که در سراى «جمال‌الدین عبداللّه بن جصاص» که از کبار تجّار و از صلحاى مصر بود، منزل ساخت و مدتى در آن‌جا سکونت کرد،ریاض‌الشریعه 5/90‌؛ و پس از چندى در منصوصه خانه «ام خانى» سکونت اختیار نمود. حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها نزد عرب‌ها «سیّده» و «ست نفیسه» که به معناى «خانم» است، خوانده مى‌شود. همان‌طور که گفته شد، تولد ایشان را به سال 145هجرى قمرى، همزمان با سال شهادت محمد و ابراهیم، پسران عبداللّه محض فرزند حسن مثنى نوشته‌اند و در حالات آن مخدّره چنین گفته‌اند: بسیار زاهد و متقى بود و در حال احتضار روزه‌دار بود و جمعى از او خواستند که روزه‌اش را افطار کند، در جواب گفت: سبحان‌اللّه، سى سال است که از خدا مسألت دارم صائم از دنیا بروم، چگونه از آرزوى سى ساله‌ام دست بکشم؟

ایشان در وقت احتضار این اشعار را مترنّم بود:

اصرفوا عنّى طبیبى‌
ودعونى و حبیبى‌
زادنى شوقى الیه‌
و عزامى فى لهیب‌
طاب هتکى فى هواه‌
بین واشٍ و رقیب‌
لاا ابالى بفواتٍ‌
حین قد صار نصیبى‌
لیس من لامٍ بعذلٍ‌
عنه فیه بمصیب‌
جسدى راضٍ بسقمى‌
وجفونى بنحیبى‌
طبیب را از من دور کنید و مرا با دوست خود واگذارید، که شوق و محبت و ناله من از براى لقاء او افزون شود و به ملاقاتش بروم.
در کتاب‌هاى أعلام النساء، (5‌/190‌)؛ ریاحین الشریعه، (5/87)‌؛ و منتخب‌التواریخ،(149)‌؛ آمده است: هنگامى که أحمد بن طولون در مصر حکومت داشت و ظلم و تعدى او فزون شد، اهالى مصر به حضرت ست نفیسه سلام‌اللّه‌علیها شاکى شدند. ایشان فرمودند: چه روز أحمد به بازار شهر مى‌آید؟ عرض کردند: فلان روز. نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها در آن روز سر راه أحمد ایستاد. چون موکب او رسید، وى را صدا کرد. أحمد او را شناخت و براى رعایت حشمت و جلالش از مرکب خود به زیر آمد و به خدمت بانو شتافت. حضرت نفیسه سلام‌اللّه‌علیها صفحه‌اى به دست وى داد که در آن نوشته شده بود: ملّکتم فأسرتم، وقدرتم فقهّرتم، و خوّلتم فعسفتم، وردت الیکم الارزاق فقطعتم، هذا و قد علمتم أن سهام الاسحار نافذة غیر مخطئة لا سیّما من قلوب أوجعتموها، وأکباد جوّعتموها، وأجساد عریتموها، فحال أن یموت المظلوم و یبقى الظالم، اعملوا ما شئتم فانّا صابرون، وجوروا فانا باللّه مستجیرون، و أظلموا فانّا للّه متظلّمون، و سیعلم الذّین ظلموا أىّ منقلب ینقلبون، فعدل لوقته.
ا‌حمد بن طولون همین که این کاغذ را خواند، استغفار کرد و دست از تعدّى و ظلم خود کشید و بناى عدل و داد نهاد.
در کتاب ریاحین‌الشریعه نوشته شده که این خبر قابل تأمّل است، چون ا‌حمد بن طولون در سال 203 ه.ق متولد شد و در سال 270 ه.ق وفات یافت و وفات سیّده نفیسه خاتون در سال 208 ه.ق بود. بنابر‌این، حتماً مکالمه حضرت نفیسه با غیر ا‌حمد بن طولون بوده و مورّخان اشتباهاً ا‌حمد بن طولون ذکر کرده‌اند.
نوشته‌اند که حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها به دست خود قبرش را حفر کرد و همه روزه در میان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى که شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند. در وقت احتضار، که بعد از هفت سال اقامت در مصر بود، بیمار شد و به بستر مرگ افتاد، روزه‌دار بود و قرآن قرائت مى‌کرد و در هنگام قرائت سوره مبارکه انعام چون به این آیه شریفه رسید « لهمّ دارالسلام عند ربّهم» انعام6/‌؛ دار دنیا را وداع گفت.

بارقه غیبى

سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها، بر اثر پرهیزگارى و اطاعت از پروردگار به ارتقاى روحى و تکامل معنوى دست یافت. ارمغان این توفیق، نورى بود که بر خانه دلش تابید و آن را روشن و تابناک ساخت و این ویژگى موجب شکوفایى استعدادهاى عالى وى گشت و بعد متعالى وجودش را فضیلت بخشید و بر علم و معرفتش افزود و به قول حضرت على علیه‌السلام که مى‌فرمایند: العلم محیى النفس (دانش روح را زنده مى‌کند) یادآور مى‌شود که سیده نفیسه در هیچ مکتب و مجلسى به تحصیل علم اقدام نکرد، بلکه به دلیل تزکیه و تهذیب نفس، قلبش از هر جهت صیقلى شد و صلاحیت لازم را به‌دست آورد و از علم الهامى بهره‌مند گشت؛ دانشى که به جهت وجود استحقاق و اقتضاى حکمت و مشیت بالغه الهى بر دل شایسته‌اش تابید و آن را بارور از علوم، معارف و معانى کرد:
ى خدا جان را تو بنما آن مقام
کاندر آن بى‌حرف مى‌روید کلام
یکى از کسانى که موفق گردید از چشمه معارف سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها جرعه نوشى کند، محمد بن ادریس شافعى مى‌باشد. وى همواره از سیده نفیسه استفاده‌هاى علمى و معنوى مى‌برد و هنگامى که براى تدریس به مسجد فسطاط مى‌رفت، در سر راهش در منزل این بانو توقف مى‌کرد و از او اخذ حدیث مى‌نمود. و گفته‌اند شافعى نماز تراویح را در مسجد سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها در ماه رمضان مى‌خواند و هر وقت برایش کسالتى روى مى‌داد، یکى از اصحاب خود مانند ربیع جیزى یا ربیع مرادى را نزد این بانو مى‌فرستاد و طلب شفا مى‌کرد و هنوز قاصد برنگشته بود که او شفا یافته و سلامتى خویش را بر اثر تأثیر نفس قدوسى نفیسه به‌دست مى‌آورد تا آن‌که یک بار در بستر الم افتاد و به نهج سابق، از دختر گرامى جناب حسن بن زید خواستار دعا گردید. حضرت نفیسه سلام‌اللّه‌علیها این بار به فرستاده شافعى گفت: متّعه اللّه بالنّظر الى وجهه الکریم. یعنى خداوند شافعى را به لقاى وجه کریمش بهره‌مند سازد. چون قاصد پیام آورد، شافعى دانست که زمان مرگش فرا رسیده است.

کراماتى از سیده نفیسه خاتون (س)

اخبار سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها و کرامات او در کتاب‌هاى بسیارى شرح داده شده است و کرامات زیادى از آن حضرت نقل کرده‌اند. کتابى در مآثر ایشان موسوم به «مآثر النفیسه» نوشته شده است. در ذیل کراماتى از سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها و یک نمونه از اشعارى که در مدح آن حضرت سروده‌ شده است را به جهت تبرک و تیّمن از کتاب «ریاحین ‌‌الشریعه» (5‌/94) ‌؛ تقدیم خوانندگان عزیز مى‌نماییم:
یا من له فى الکون من حاجةٍ / علیک بالسیّده الطاهرة / نفیسه و المصطفى جدّها / اسرارها بین الورى ظاهرة/
فى الشرق و المغرب لها شهرة/ انوارها ساطعة باهرة/ کم من کراماتٍ لها قد بدت / و کم مقاماتٍ لها فاخرة/
یا حبّذا سیّدة شرفت‌/ بها اراضى مصرها و القاهرة/ بنفسها قد حضرت قبرها/ خال حیاة یالها حافرة/
تتلوا کتاب اللّه فى لحدها/ و هى لمن قد زارها ناظرة/ حجّت ثلاثین على رجلها/صائمةً عن اکلها قاصرة/
یسقى بها الغیث اذام القرى‌/ قد اجدبت من سجّها الماطرة/ والشافعى قد کان یاتى لها/ سعى الى دار بها غامرة/
یرجو بان تدعوا له دعوة/ فیالها من دعوةٍ وافرة/ صلّت علیه بعد موتٍ و قد/ اوصى بذا فهى له شاکرة/
سبحان من اعلى‌ لها قدرها/ لاّنها بین الورى‌ نادرة

‌کرامت اول

در جوار منزل حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها، مردى یهودى مى‌زیست که دخترى زمین‌گیر داشت و دخترک نیروى ایستادن نداشت. روزى مادرش قصد گرمابه نمود و خواست دخترش را همراه خود ببرد، ولى دخترش به جهت ناتوانى پاهایش، قادر به حرکت نبود، لذا به مادر گفت که توان این کار را ندارم. مادر گفت: تنها در خانه مى‌مانى تا من برگردم. دختر گفت: نمى‌توانم، زیرا از تنهایى وحشت دارم. دختر به مادر خود پیشنهاد داد که مرا به خدمت این سیّده شریفه که در همسایگى ماست ببر تا از گرمابه مراجعت کنى. چون مادر دخترک این سخن را شنید به خدمت سیّده نفیسه رفت و از آن علیا مخدّره خواست تا دختر را نزد خود بپذیرد؛ نفیسه خانم هم درخواست او را پذیرفت. زن یهودیه دختر خود را به خانه حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها آورد و در اتاقى گذاشت و خود عازم گرمابه شد. چون هنگام نماز رسیده بود، حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها آبى براى وضو آماده ساخت و با آن وضویى ساخت. ترشحاتى از آب وضوى آن حضرت بر اعضاى دختر یهودى پاشیده شد و دخترک به برکت آن عافیت یافت. هنگامى که زن یهودى از گرمابه برگشت، دخترش براى استقبال، با پاى خود به سوى مادر دوید. وقتى مادر این حالت را دید، سبب از دخترش پرسید. دختر اظهار نمود که از برکت آب وضوى سیّده نفیسه، پاى فلجم شفا یافت. مادر دخترک و دیگر بستگان او پس از دیدن این کرامت، شهادتین را جارى کردند و اسلام آوردند.

‌کرامت دوم

کایت کرده‌اند که وقتى در زمان سیّده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها رود نیل کم‌آب شد، اهالى به خدمت سیّده نفیسه رفته و از او دعایى خواستند.
حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها هم مقنعه خود را به آنان داد و امر فرمود که آن را در دریا بیفکنند تا به برکت آن عنایتى از طرف ربّ‌الارباب شود. اهالى مصر به فرموده سیّده نفیسه خاتون عمل کردند و مقنعه آن بانوى مکرمه را به رود نیل انداختند. هنوز از آن مکان دور نشده بودند که، آب رود افزایش یافت و بالا آمد و باعث سرور و شادمانى اهالى مصر شد.

‌کرامت سوم

زنى از اهل ذمّه، در سوز فراق پسرش که در شهر و دیار دشمنان اسیر شده بود، مى‌نالید؛ تا این‌که روزى به شوهر خود گفت: شنیده‌ام در این شهر زنى است که او را نفیسه بنت‌الحسن گویند، که در عبادت و دیانت زبان‌‌زد عام و خاص است و اهالى مصر از او طلب دعا مى‌نمایند. خوب است به حضور این مخدره بشتابى و از فرزند گمشده‌مان، نزد او یاد کنى؛ شاید در حق وى دعایى کند! اگر دعاى او مستجاب شود و فرزندم برگردد، به دین و آیین او ایمان خواهیم آورد. شوهر آن زن به حضور نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها شرف‌یاب شد و داستان گم‌شدن فرزندش و وضعیت همسرش را به عرض آن حضرت رساند. حضرت نفیسه هم دعا کرد تا خداوند فرزندش را به او باز آورد. چون نیمه‌هاى شب شد، دیدند در خانه را مى‌کوبند. زن بیرون شتافت و در را باز کرد. با تعجّب، جوانش را پشت در دید. اشک دور چشمانش حلقه زد و به یاد دعاى نفیسه خاتون افتاد، لذا از فرزندش چگونگى رهایى‌اش را پرسید. جوان گفت: مادر! در فلان وقت بر در ایستاده بودم (و این همان موقع بود که حضرت نفیسه خاتون دعا کرده بود) و بى‌خبر از همه جا سر در گریبان خود داشتم که ناگاه دستى بر قید و زنجیر افتاد و شنیدم کسى مى‌گفت: او را رها کنید! چرا که سیّده نفیسه بنت الحسن در حق او شفاعت کرده است. از بند و غل رها شدم و پس از آن به ناگاه خود را در سر محله خودمان دیدم و به در خانه رسیدم. مادر این جوان، شادمان شد و اسلام آورد و از خدام نفیسه خاتون شد. این کرامت چنان در مصر و میان یهودیان منتشر شد که هفتاد تن از آن‌ها به دین مبین اسلام تشرّف یافتند.

‌کرامت چهارم

نى سال‌خورده چهار دختر داشت که با پنبه‌ریسى زندگى مى‌کرد. پیرزن پنبه‌هاى ریسیده را هر جمعه به سر مى‌گرفت و به بازار شهر مى‌آورد و با فروش آن مقدارى کتاب و با نیمى دیگر از آن، طعامى براى یک هفته دختران خود خریدارى مى‌نمود.
وزى در آن هنگام که از بازار عبور مى‌کرد، آن رشته بر سر داشت، ناگاه پرنده‌اى تیز چنگال از هوا به زیر آمد و آن رزمه رشته را ربود و به هوا بلند شد. آن زن از این حادثه، بر روى زمین افتاد و چون به هوش آمد، گریست و گفت: با دختران یتیمم چه کنم که اکنون منتظر و گرسنه هستند؟! مردمان بر گردش جمع شدند و حالش را پرسیدند. وى قصّه خود را باز گفت، لذا او را به حضرت سیّده نفیسه خاتون راهنمایى کردند و گفتند: به خدمت ایشان رو و درخواست دعا کن. همانا خداى تعالى از برکت دعایش، مهمّ تو را کفایت فرماید !‌ پیرزن با حالت نگران خدمت حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها رفت و سرگذشت خود را به عرض رسانید و خواستار دعا گردید. سیّده نفیسه دست به دعا برداشت و عرض کرد: «یا من علا فقدر، و ملک فقهر حبّر من امّتک هذه ما انکسر فانها خلقک و عیالک» چون این کلمات تمام شد، به آن زن فرمود: در جایى بنشین که خداى تعالى بر هر کارى تواناست. پیرزن بر در سراى نفیسه خاتون نشست و به واسطه گرسنگى اطفالش، قلبش سوزناک بود. هنوز ساعتى نگذشته بود که ناگاه جماعتى را دید که در سراى نفیسه خاتون اجازه دخول مى‌طلبند. چون داخل خانه شدند، سلام دادند. سیّده از حال ایشان پرسید، عرض کردند: ما را حکایتى عجیب است. ما مردمى هستیم که به دریا سفر مى‌کنیم و خدا را بر عافیت سپاس مى‌گذاشتیم. چون نزدیک شهر شما رسیدیم، کشتى ما سوراخ شد و آب در داخل آن جارى شد چنان که مشرف بر غرق شدیم. هر‌چند آن مکان سوراخ را مسدود مى‌کردیم، فایده‌اى نبخشید، لذا چون آب طغیانش را زیاد نموده بود به درگاه حضرت احدیّت و به حضرت شما توسل و استغاثه جستیم. در همین اثنا مرغى را در بالاى سرمان مشاهده کردیم که خرقه‌اى را که در آن پنبه رشته بود به سوى ما افکند. آن خرقه رشته را در شکاف کشتى جاى دادیم، فوراً آب از طغیان باز ایستاد و به سلامت وارد شهر شدیم. اینک به خدمت حضرت شما آمدیم و به شکرانه خداوند یگانه، پانصد درهم نقره تقدیمتان مى‌نماییم. نفیسه خاتون چون این قضیه را بشنید، بگریست و عرض کرد: «الهى ما ارافک و الطفک بعبادک». در این هنگام پیرزن را صدا کرد و فرمود: رشته خود را در هر جعبه به چه مبلغى مى‌فروختى؟ گفت: بیست درهم. فرمود: بشارت باد تو را که خداى تعالى در ازاى هر یک درهم، بیست و پنج درهم به تو عوض مرحمت کرده است و اصل داستان مردان داخل کشتى را براى پیرزن شرح داد. وى شاد شد و ثناى خدا گفت و به سوى اولاد خود رهسپار شد. مرحوم شیخ ذبیح‌اللّه محلاتى مى‌فرماید که عیناً این داستان در زمان داود پیغمبرعلیه‌السلام اتّفاق افتاده است. ؟
واللّه اعلم بالتعدّد و الاتّحاد.

نشریه افق حوزه

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما