تقابل مشی ائمه با سكولاریزم
امام علی(ع)
چرا 25 سال سكوت؟
توجیه عدم پذیرش خلافت
امام حسن(ع)
امام حسین(ع)
تحلیل و بررسی
امام صادق(ع)
تحلیل و ارزیابی
امام رضا(ع)
پینوشتها
1- برای آشنایی با مبانی نظری سكولاریسم، ر. ك. به: نگارنده، «كندكاوی در مبانی نظری سكولاریسم»، مجله معرفت، ش.27، و برای دریافت توضیح بیشتر درباره علل تاریخی و دینی ر. ك. به: «علل و ریشههای سكولاریزم»، مجله وارش، ش. 1، 2،3. 2- نهجالبلاغه، فیض الاسلام، خطبه 2 3- مهدی بازرگان آخرت و خدا هدف بعثت، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا،1377، ص 61 / همو، پادشاهی خدا، تهران، شركتسهامی انتشار،1377، ص 74 4- مهدی حائرییزدی حكمت و حكومت، لندن، ص 144 5- حیدرعلی قلمداران، حكومت در اسلام، تهران، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، 1385 ق. 6- ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج7، ص33 / فخر رازی، الاربعین، فصل 4، ص76 / تفتازانی، شرح المقاصد، ج 5، ص 262 / روزبهان،دلائل الصدق، ج 2، ص 21 و33 7- سید مرتضی، الذخیره، ص 474 / ابن نوبخت، الیاقوت، ص 82 / حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ج 2، ص 200 / محقق لاهیجی، گوهر مراد، ص 490 8- نهجالبلاغه، خطبه17 9- حضرت به این قضایای تلخ چنین اشاره كند: «ثم اخذت بید فاطمة وابنی الحسن و الحسین ثم درت علی اهل بدر و اهل السابقة فناشدتهم حقی و دعوتهم الی نصری فما اجابنی منهم الا اربعة قط: سلمان و عمار و المقداد و ابوذر و ذهب من كنت اعتضدبهم علی دین الله من اهل بیتی و بقیتبین حقیرتین قریبی العهد بالجاهلیة: عقیل و العباس.» (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج29، ص419) معاویه در نامهای به حضرت، به این خاطرات تلخ و تكان دهنده تاریخ اشاره میكند، اما حضرت را متهم به طلب باطل میكند. (ر. ك. به: ابن ابیالحدید، پیشین، ج 2، ص47 و ج 11، ص 114) 10- «توافیكم الدعوة فلاتجیبون و تاتیكم الصرخة فلا تغیثون.» ر. ك. به: محمدباقر مجلسی، پیشین، ج29، ص419. 11- ابن ابیالحدید، پیشین، ج 1، ص307 12- نهجالبلاغه، خطبه6 13- همان، خطبه 171 14- همان، خطبه3 15- همان، نامه36 16- همان، خطبه 2 17- ابن ابیالحدید، پیشین، ج3، ص97 18- همان، ج9، ص307 19- «ولكن الامامیة و الزیدیة حملوا هذه الاقوال علی ظواهرها و ارتكبوا بها مركبا صعبا و لعمری ان هذه الالفاظ موهمة مغبلة علی الظن ما یقوله القوم.» (همان) لازم به تذكر است كه ابن ابیالحدید این نصوص را به سهولتبه معانی دیگری تاویل میكند. اما آنجا كه ظواهر بعضی كلمات مطابق مكتب وی باشد، با وجود ادله متقن بر خلاف ظاهر، از معنای ظاهری به هیچوجه دستبرنمیدارد. نمونه بارز آن تفسیر «دعونی و التمسوا غیری» است. 20- «در كار خویش اندیشه كردم، دیدم كه یاران من منحصر به اهل بیتخودم میباشد و به كشتن آنها راضی نشدم. چشمی كه خاشاك در آن رفته بود، به هم نهادم و با این كه استخوان گلویم را گرفته بود، آشامیدم و بر گرفتگی راه نفس و بر چیزهایی بسیار تلختر از طعم علقم (گیاهی بسیار تلخ) صبر ورزیدم.» (نهجالبلاغه، خطبه26) 21- «هذا ماء آجن و لقمة یغص بها آكلها و مجتنی الثمرة لغیر وقتیناعها كالزارع بغیر ارضها و ان اقل یقولوا حرص علی الملك و ان اسكتیقولوا جزع من الموت.» (نهجالبلاغه، خطبه 5) 22- همان، خطبه119 23- نهج البلاغه، خطبه33 24- «اما الاستبداد علینا بهذا المقام - و نحن الاعلون نسبا و الاشدون برسول الله نوطا - فانها كانت اشرة شحت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوسآخرین و الحكملله و المعودالیه یومالقیامة.»(نهج البلاغه،خطبه 161) 25- مشابه همین پیشنهاد پس از مرگ عمر اتفاق افتاد. عمر خلافت آینده را به عهده شورای شش نفری واگذار كرد. در این شورا، زبیر به نفع علی(ع)، طلحه به نفع عثمان و سعد وقاص به نفع عبدالرحمان بن عوف كنار رفتند و تعیین خلیفه بر عهده علی(ع)، عثمان و عبدالرحمان نهاده شد. عبدالرحمان گفت: من خود نامزد خلافت نیستم و میتوانم به یكی از شما دو نفر رای دهم. نخستسراغ علی(ع) آمد، اما رای خویش را منوط به تبعیت از كتاب خدا، سنت رسول(ص) و سیره شیخین نمود. ولی حضرت فقط اعلام آمادگی خود را به كتاب خدا و سنت پیامبر(ص) نمود و بدینسان، عثمان با پذیرفتن شرط عبدالرحمن، خلیفه شد. (ر. ك. به: شرح نهجالبلاغه، فیض الاسلام، خطبه3.) 26- «و اعلموا انی ان اجبتكم ركبتبكم ما اعلم و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب.» (همان، خطبه 91) 27- «فانا مستقبلون امرا له وجوه و الوان لاتقوم له القلوب و لا تثبت علیه العقول و ان الآفاق قد اغامت و المحجة قد تنكرت.» شهید مطهری در توضیح آن، میگوید: «مرا رها كنید، بروید دنبال كس دیگری كه ما حوادث بسیار تیرهای در پیش داریم. تعبیر عجیبی است: كاری را در پیش داریم كه چندین چهره دارد; یعنی: آن را از یك وجه نمیشود رسیدگی كرد از وجههای مختلف باید رسیدگی كرد. خلاصه راه شناخته شدهای كه پیغمبر تعیین كرده بود الآن نشناخته شده، فضا ابرآلود گردیده است... این جمله را امام برای اتمام حجت كامل میگوید.» (مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص140 و139. و نیز ر.ك.به: ابن ابیالحدید، پیشین، ج7، ص 34.) 28- «قسم به خداوند، اگر حضور مردم نبود و یاری نمیدادند كه حجت تمام شود و نبود عهدی كه خداوند از علما گرفته تا راضی نشوند بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آینه ریسمان و مهار شتر خلافت را بر كوهانش میانداختم.» (نهجالبلاغه، خطبه3) 29-30- ابن ابیالحدید، پیشین، ج7، ص 35 31- «آگاه باش، سوگند به خدا كه پسر ابوقحافه [ابوبكر] خلافت را مانند پیراهنی پوشیده و حال آنكه میدانست من برای خلافت مانند قطب وسط آسیا هستم، علوم و معارف از سرچشمه فیض من مانند سیل سرازیر میشود، هیچ پرواز كنندهای به اوج رفعت من نمیرسد.» حضرت در ادامه خطبه، از مساوی و هم ردیف انگاشتن حضرت با خلفای پیشین و سایران ازسوی مردمدر امر خلافتبه خداوند گلایه میكند. (نهجالبلاغه، خطبه3) 32- مهدی بازرگان، آخرت و خدا، ص 44 33- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 44، ص147 و ج 44، ص 15 و 25، و نیز ر. ك. به: سید عبدالله شبر، جلاءالعیون، ج 1، ص 345 / علامه قندوزی، ینابیع المودة، ص193 / سید هاشم رسولی محلاتی، زندگانی امام حسن(ع)، ج 2، بخش هفتم. 34- ر. ك. به: شیخ رضی آل یاسین، صلح الحسن، ص 252 -253 / ابن كثیر، تاریخ ابنكثیر، ج 8، ص 41 35- «ایها الناس، ان معاویة زعم انی رایته للخلافة اهلا و لم ار نفسی لها اهلا و كذب معاویة، انی اولی الناس بالناس فی كتاب الله و علی لسان نبی الله.» (محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 44، ص 22) 36- «ان معاویة نازعنی حقا لی دونه.» (علامه قندوزی، پیشین، ص193) 37- آخرت و خدا هدف بعثت، ص43 38- نگارنده، «آگاهی امام حسین(ع) از شهادت»، دایرة المعارف امام حسین(ع)، مركز تحقیقات اسلامی سپاه پاسداران قم، (زیر چاپ) 39- ابن عساكر، تاریخ مدینه و دمشق، ج 14، ص 198 40- شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص227 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 102 41- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 10، ص 175 42- پژوهشگاه باقر العلوم(ع) موسوعة كلمات الامام الحسین، ص 291 43- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 100، ص79 44- موسوعة كلمات الامام الحسین، ص 278; حضرت در نامهای به اشراف كوفه مینویسد: «انی احق بهذا الامر لقرابتی من رسول الله.» (همان، ص377) و در راه كربلا میفرماید: «ایها الناس انا ابن بنت رسول الله و نحن اولی بولایة هذه الامور علیكم من هؤلاء المدعین ما لیس لهم.» (همان، ص357) و هنگام وداع با قبر جدش(ص) فرمود: «انا سبطك فی الخلف الذی خلفت علی امتك فاشهد علیهم یا نبی الله انهم قد خذلونی و ضیعونی.» (همان، ص286) 45- ر. ك. به: شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 241 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج47، ص 132 46- علی مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص 254 47- آخرت و خدا، ص 42 48- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج47، ص 132 49-50- جعفر مرتضی حیاة الامام الرضا(ع)، ص49 51- محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی، ج 2، ص 242 52-53- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج17، ص 4 /،ج26، ص54259- «ترید بذلك ان یقول الناس ان علی بن موسی الرضا لم یزهد فی الدنیا، بل زهدت الدنیا فیه، الاترون كیف قبل ولایة العهد طمعا فی الخلافة.» (شیخ صدوق، پیشین، ج 1، ص 278) 55- «قد كان هذا الرجل مستترا عنا یدعو الی نفسه فاردنا ان نجعله ولی عهدنا لیكون دعاؤه لنا و لیعترف بالملك و الخلافة لنا.» (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، باب 40، ج 2، ص299) 56- «ان كانت هذه الخلافة لك و الله جعلها لك، فلایجوز لك ان تخلع لباسا البسكه الله و تجعله لغیرك و ان كانت الخلافة لیست لك فلا یجوز لك ان تجعل لی ما لیس لك.» (محمدباقر مجلسی، پیشین، ج49، ص129 / عیون اخبار الرضا، ج 2، ص139) 57- «رغبوا عن اختیار الله و اختیار الرسول(ص) و اهل بیته الی اختیارهم، فكیفلهم باختیارالامام؟!» (محمد بن یعقوب كلینی، همان، ج 1، ص 198) 58- شیخ عزیزالله العطاردی، مسند الامام الرضا، ج 1، ص233 و 111 كنگره جهانی امام رضا، مشهد،1406 ق. / عیون اخبار الرضا، ج 2، ص99 و ج 1، ص216 59- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج49، ص146
فصلنامه معرفت شماره 29 - محمد حسن قدردان قراملكی