مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 215    پنج شنبه 5 آذر 1388 

معرفی قاضى عیاض و كتاب «الشفاء بتعریف حقوق المصطفى»

معرفی قاضى عیاض و كتاب «الشفاء بتعریف حقوق المصطفى»

دكتر توجه به جنبه‏هاى مختلفِ زندگى حضرت ختمى مرتبت صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، مورد عنایتِ ویژه‏ى دانشمندان مسلمان بوده است. یكى از نویسندگان كه به شیوه‏ى خاصّى، به شخصیت حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نگریسته، قاضى عِیاض (467 ـ 544 ق) مى‏باشد. اثر مشهور وى با عنوان الشفاء بتعریف حقوق مصطفى، به شیوه‏ى كتاب‏هاى شمائل النبى و دلائل النبوة تألیف شده و از اهمیت خاصّى نزد دانشمندان مسلمان برخوردار است و چندین شرح و تعلیقیه بر آن نگاشته شده است.
قاضى عِیاض در الشفاء، از آیات قرآنى كه در شأن و منزلت پیامبر گرامى اسلام نازل شده و نیز از احادیث نبوى، استفاده نموده و جنبه‏هاى مختلف شخصیّت پیامبر اسلام را توصیف نموده است و به بسیارى از تهمت‏ها و افسانه‏هاى ساخته شده در مورد حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله پاسخ‏هاى منطقى و محكمى داده است.
در این نوشتار ضمن بررسى شرح حال قاضىِ عیاض و اشاره به آثار او، مروى بر كتاب الشفاءانجام شده است.
واژه‏هاى كلیدى: پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، سیره، قاضى عیاض، الشفاءِ، دلائل النبوة.
شرح حال قاضى عِیاض
قاضى عِیاض از برجسته‏ترین دانشمندان مغرب و اندلس در قرن پنجم و ششم قمرى، است كه به دلیل اهمیّت و شهرت وى، شرح حال او تقریبا در تمامى منابع رجالى و تاریخى مربوط به مغرب و اندلس آمده است. نام كامل او ابوالفضل عِیاض بن موسى بن عیاض بن عمرو بن موسى بن عیاض یحصبى2 اندلسى سبتى3 مالكى (476 ـ 544 ق) است كه با عنوان‏هایى چون؛ امام، علامه، حافظ اوحد و شیخ الاسلام ملقب شده است. اكثریتِ قریب به اتفاق منابع، تولد او را در سال 476 قمرى نوشته‏اند؛ اما در برخى از منابع هم چون تهذیب الاسماء و اللغات، تالیف امام النووى به سال 496 قمرى، ذكر شده است.4 با توجه به این كه منابع معاصر وى، از قول پسر قاضى عیاض، تاریخ نخست را آورده‏اند، به طور قطع دومى اشتباه است.
قدیمى‏ترین منبع، كه معاصر قاضى عِیاض بوده و اطلاعات خوبى از وى به دست داده، اصله، تألیف ابن بشكوال (496 ـ 578 ه) است كه بسیارى از مطالب آن، با ذكر مأخذ در منابع سده‏هاى بعد نقل شده است.
ابن بشكوال كه شاگرد قاضى عیاض بوده در مورد وى مى‏نويسد:
او از اهالى سبته بود و براى فراگیرى علم و ارد اندلس شد. در قرطبه از قاضى ابوعبداللّه‏ محمد بن على بن حمدین و ابى الحسین سراج و ابومحمد بن عتاب و... علم آموخت و از چند استاد، اجازه دریافت نمود. او به دیدار شیوخ علاقه داشت و از آنها علم مى‏آموخت و مقدار زیادى حدیث گرد آورد و به این كار اهتمام بسیار داشت.5
ابن اَبّار (595 ـ 658 ق) از نویسندگان پر آوازه‏ى اندلس است. او در مورد قاضى عیاض مى‏نويسد:
موطن اصلى اجداد وى، بسطه بود و از آن جا به فاس و سپس به سبته نقل مكان نمودند. او در این شهر متولد شد و از استادان این شهر، علم آموخت و به اندلس سفر كرد و نزد شیوخ قرطبه و مرسیه تعلیم یافت.6
ابن خطیب، از قول پسر عیاض نقل مى‏كند:
قاضى عیاض، با عفت و پاكى رشد كرد و اقوال و افعال نیكو و پسندیده‏اى داشت و موصوف به فهم و زیركى بود. او طالب علم، و حریص بر آن بود تا این كه یگانه‏ى روزگارش شد و از هم‏عصرانش برتر گردید. وى از حافظان كتاب خدا، با قرائت نیكو و صداى دلنشین گشت. او از تفسیر و علوم مختلف بهره‏ى بسیار برد و از ائمه‏ى حدیث در عصر خویش شد. وى اصولى، متكلم، فقیه، آگاه به احكام، نحوى، ادیب، شاعر، كاتبى بلیغ، خطیب، حافظ زبان و اخبار و تواریخ، حُسن المجلس، یگانه‏ى روزگار، صبور و بسیار صدقه دهنده بود.7
به جهت اهمیت علمىِ قاضى، مقرى در قرن یازدهم كتابى با عنوان ازهار الریاض فى اخبار عیاض و یناسبها مما یحصل به للنفس ارتیاح و للعقل ارتیاض، در چهار مجلد، در شرح حال و سیره‏ى قاضى عیاض تأليف كرد كه در آن به اخبار عياض، پیش از ولادت و خانواده و اولیاى وى پرداخته است، هم چنین شرح حال مفصّلى از استادان وى به ترتیب حروف الفبا آورده است. علاوه بر این به موضوعات دیگرى، از فرهنگ و تمدن اسلامىِ اندلس پرداخته است. این اثر، مورد توجه مردم مغرب قرار گرفت و از مقرى به جهت معرفىِ قاضى عِیاض تمجید بسیار شد.
قاضى عیاض، محضر استادان بسیارى را درك كرده بود؛ به قول ابن ابار، حدودا صد استاد را دیده بود كه در بین آنها، اسم ابوبكر محمد بن عبداللّه‏ بن احمد بن عربى معارفى،8 ابوعلى الصدفى،9 ابوالولید بن رشد و صدها استاد برجسته‏ى اندلس، به چشم مى‏خورد.10 هم چنین وى از چند نفر از استادان اندلس، اجازه دریافت نموده بود.11 از جمله كسانى كه قاضى عِیاض، نتوانست از او اجازه بگیرد زمخشرى بود.12 در منابع، نام برخى از كتاب‏هایى را كه وى در زمان تحصیل نزد استادانش مى‏خوانده، آمده است.13
عِیاض، مدتى طولانى در شهر بسته قضاوت مى‏كرد، لذا معروف به قاضى شده بود؛ چنان كه از منابع برمى‏آید وى در قضاوتش راه عدل در پیش گرفت به گونه‏اى كه فتح بن على بن احمد، مؤلف قلائد العقیان را، كه كتاب خود را به نام قاضى عیاض تأليف نموده بود، به خاطر شرب خمر، حد زد.
او به درخواست تاشفین،14 به غرناطه رفت و قضاى آن جا را به عهده گرفت. او در آن جا نیز به عدالت رفتار مى‏كرد و از سرزنشِ سرزنش كنندگان، ترسى نداشت. عدالت او، منافع اطرافیانِ تاشفین را به خطر انداخته بود لذا از او شكایت بسیار و سرانجام او را از منصبش، عزل نموده بار دیگرى به سبته بازگشت و قضاى آن جا را بر عهده گرفت.15 پس از این، قاضى عیاض براى طلب علم، چندین بار به اندلس سفر كرد و بالاخره در سال 531 قمرى در قرطبه ساكن و در این زمان بود كه ابن بشكوال، از او علم آموخت.
قاضى عِیاض، در جریان نبرد بین مرابطین و موحدین دخالت كرد و چنان كه ابن خلدون مى‏نویسد: پس از آن كه بین امراى قبایلِ لمتونه و مسوفه اختلاف افتاد، عبدالمؤمن16 به سبته لشكر راند. سبته در برابر آن‏ها، نیك پایدارى كرد؛ بیش‏تر دفاع شهر، به عهده‏ى قاضى عِیاض بود كه شهرتى عالم‏گير داشت. در این زمان ریاست دینى و سیاسى، با او بود و مردم شهر، او را چون پدر خود مى‏دانستند.17 قاضى عیاض مطيع موحدين شد. اما پس از چندى عقیده‏اش نسبت به موحدیث دگرگون و مردم را به شورش فرا خواند. مردم سبته نیز امیر موحدى، یوسف بن مخلوف را و هر كه از موحدین با او باود، كشتند و امیرى از مرابطین را به نام الصحرا وى، بر حكومت شهر خود گماشتند.18 عبدالمؤمن با سپاه عظیمى، براى سركوبى سبته كرد،، قاضى عِیاض براى مردم واسطه شد و مانع كشتار آنها گرديد و خشم عبدالمؤمن را فرو نشاند.19 بر اثر این مسئله، عبدالمؤمن به قاضى عِیاض دستور داد تا در مراكش سكونت يابد، در آن جا بود كه وى، در نهم جمادى الاخر سال 544 قمرى درگذشت.
جايگاه علمى قاضى عِیاض
در مورد مقام علمىِ قاضى عِیاض، در منابع مطالب بسیارى آمده است به گونه‏اى كه مقام وى را چون مقام بخارى و ائمه‏ى اربعه دانسته‏اند. ابن خلكان در این مورد مى‏نویسد:
او امام حدیث در عصرش بود و مردم با علوم او نحو، لغت، كلام عرب، ایام و انساب را مى‏شناختند.20
او، اهل سنت را بسیار بزرگ مى‏داشت و تعصب شدیدى نسبت به مالكیان داشت. او عالمى عامل، خشوع كننده‏اى متواضع و گوینده‏ى حق بود، و در راه خدا از سرزنشِ سرزنش كنندگان نمى‏ترسید. وى جامع فنونِ عصر خویش و در فقه مالكى تبحر بسیار داشت.21
در عصر قاضى عیاض، در اندلس دستور سوزاندن كتاب احیاء علوم‏الدین غزالى داده شد؛ قاضى عِیاض به جهت توهمى كه نسبت به این اثر داشت و چون نسبت به اهل سنت متعصب بود، حكم سوزاندن آن را داد.22
از جمله مسائلى كه در بسیارى از منابع، مورد توجه قرار گرفته بلاغت قاضى، در نظم و نثر است. اشعار بسیارى از وى نقل شده كه چند نمونه از آن ذكر مى‏شود. از جمله ابیاتى كه در اكثر منابع نقل شده، یك رباعى است كه قاضى هنگام تكان خوردن كشتزار بر اثر وزش باد، سرود:
انظر الى الزرع و خاماته --تحكى و قد وَلَّت امام الریاح
كتیبة خضراء مهزومة -- شقائق النعمان فیها جراح23
در جاى دیگر نیز سروده:
اعوذ بربى من شر ما -- یخاف من الانس و الجنّة
و أسئله رحمة تقتضى -- عوارف توصّل بالجنة
هم چنین از سروده‏هاى اوست:
اللّه‏ یعلم انى منذلم أركُم -- كطایر خانه ریش الجناحین
فلو قدرت ركبت الریح نحوكم -- فان بعد كم عنى جناحین24
در منابع، اشعار بسيار ديگرى از قاضى عیاض نقل شده است.25
وى در نثر نیز، تبحر داشته؛ ابن خطیب يكى از خطبه‏هاى او را كه در كمال زيبايى بوده، نقل كرده است.26
آثار قاضى عِیاض
با توجه به اين كه قاضى عیاض، از برجسته‏ترین دانشمندان علوم دینىِ عصر خویش بوده لذا آثارش درخور كمال اهمیّت مى‏باشد؛ هم چنین تأثیر مذهب مالكى در آثار وى كاملاً هویدا است. مشهورترین اثر او، الشفاء بتعریف حقوق المصطفى است. به قول ذهبى، اجل و اشرفِ تألیفات وى، همین كتاب الشفاء است.27
كتاب الشفاء كه به شیوه‏ى كتاب‏هاى شمائل النبى و دلائل النبوة، تألیف شده از اهمیّت و شهرت بسیار، برخوردار است. شاید بتوان گفت كه حجم بسیارى از مطالب آن، نوعى تفسير آيات قرآن است كه در ارتباط با پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نازل شده است.
در این اثر، به صفات حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و آن چه كه از حقوقِ او بر مسلمانان واجب است، پرداخته است. مؤلف در تمام قسمت‏هاى این اثر، به آیات قرآن، احادیث نبوى ـ به ویژه آن چه در صحاح سته آمده ـ آراء مفسرین، محدثین و فقها استناد مى‏كند.
براى معرفى بيش‏تر این اثر، به برخى از مهم‏ترین مطالب كتاب، اشاره خواهیم كرد تا اهمیّت این كتاب بیش‏تر و بهتر شناخته شود.
كتاب الشفاء، به چهار بخش تقسیم شده؛
قسمت نخست در بزرگ‏داشت منزلت و جايگاه پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله توسط خداوند، از نظر قول و عمل مى‏باشد. این قسمت، مفصل‏ترین بخش كتاب و حدود نیمى از كتاب را در بر گرفته است؛ در آن، آیاتى كه در مدح و ثناى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نازل شده با شرح و تفسیر آن، و نیز آیاتى كه در آن پیامبر از روى محبت و دوستى مورد خطاب قرار گرفته، آورده شده است. مؤلف در بحث زیبایى، به مواردى كه خداوند به جایگاه عظیم پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قسم خورده، پرداخته است.
در باب دوم این قسمت، ویژگى‏هاى اخلاقى و صفات ظاهرىِ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح شده است. این بخش از كتاب، به آثار شمائل النبى، شباهت بیش‏ترى دارد و در آن، فصاحت و بلاغت، شرفِ نَسَب، نیكویى سرزمین و محل رشد، هم چنین بحثِ مفصّلى درباره زنان پیامبر، مطرح شده است، و در ادامه ویژگى‏هاى اخلاقى و ظاهرى پیامبر، مورد بحث قرار گرفته است.
در باب سوم، به اخبار صحیح و مشهورى كه در بزرگ‏داشت جایگاه و آن چه كه مخصوص پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است، پرداخته است. در این بخش واقعه‏ى اسراء، به طور مفصّل مورد بررسى قرار گرفته و به شبهه‏هاى موجود در این رابطه را پاسخ گفته است.
باب چهارم، به معجزاتى اختصاص دارد كه از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله دیده شده است. در این قسمت به مواردى برمى‏خوريم كه از نظر شيعه قابل پذيرش نيست.
در قسمت دوم، به حقوق پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر مردم پرداخته؛ كه از آن میان، وجوب پیروى از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، محبت به ایشان، بزرگ‏داشت پیامبر، درود فرستادن بر پیامبر، زيارت قبر پيامبر از مهم‏ترين مباحث این قسمت است.
يكى از مهم‏ترين موضوعات مورد توجهِ قاضى عِیاض، مبحث عصمت حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏باشد كه در قسمت سوم مطرح شده است. قاضى در این بحث، نظرات موافقین و مخالفین را آورده و خود با دلایلى محكم به اثبات عصمت پیامبر پرداخته است.
هم چنین در همین قسمت، به سهو و نسيانِ پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از ديدگاه خود پرداخته و احاديثى كه نسيانِ پيامبر را در امور دنيوى ثابت مى‏كند، نقل مى‏نماید. افعال دنیوى و احوال ایشان در ارتباط با امور دنیایى، مورد توجه قاضى عِیاض قرار داشته است.
در قسمت آخر به این مسأله پرداخته كه، حكم كسى كه پیامبر را سب كند، یا ارزش او را پایین بیاورد، چیست؟ قاضى عِیاض، آیاتى را كه در مورد آزار حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نازل شده، آورده و حكم چنین فردى را، قتل مى‏داند و دلایل چنین كیفرى را ذكر مى‏كند. وى در ادامه‏ى این قسمت، به موضوعاتِ مرتبط با حكم مرتد مى‏پردازد.
منابع كتاب الشفاء
مهم‏ترين منبع قاضى عِیاض، در تأليف این اثر، قرآن كریم و برخى از تفاسیر، هم چون تفسیر قرطبى و تفسیر ابن كثیر مى‏باشد و پس از آن دو، بیش از همه از سنن ابن ماجه، دار قطنى، ابوداود و صحاح سته، بهره برده است.
علاوه بر این، از منابع تاریخى هم چون مغازى واقدى، سیره ابن هشام، طبقات الكبرى ابن سعد و كتاب‏هایى چون السنن الكبیر و شعب الایمان بیهقى، مستدرك حاكم، اتحاف السادة المتقین زبیدى، شرح معانى الاخبار طحاوى، شمائل النبى ترمذى، دلائل النبوه بیهقى، دلائل النبوه و حلیة الاولیاء حافظ ابونعیم اصفهانى، كنزالعمال و تاريخ بغداد خطیب بغدادى، تهذیب تاریخ دمشق و زادالمسیر ابن جوزى استفاده كرده است.
شرح‏ها و خلاصه‏هاى كتاب الشفاء
با توجه به اهميّت این اثر، شهرت آن در بیش‏تر مناطق جهانِ اسلام، پراكنده شد و مورد توجه بسیار دانشمندانِ مسلمان قرار گرفت و شرح‏ها و خلاصه‏نویسى‏هاى متعددى از آن صورت گرفت. از جمله‏ى بهترین این شروح، كتاب مزیل الخفاء عن الفاظ الشفاء، تألیف علامه احمد بن محمد الشمنى (801 ـ 872 ق)است كه در شرح ضبطِ الفاظ مى‏باشد.28 هم چنین فردى به نام على بن عتیق هاشمى از اهالى غرناطه (668 ـ 744 ق) كتابى در بیان مقصود الشفاء تألیف كرد.29
حاجى خلیفه، بیست و هفت شرح، تعليقيه و خلاصه بر این اثر نام برده كه از جمله‏ى اين آثار مى‏توان به موارد زير اشاره كرد: محمد بن احمد الاسنوى شافعى (د 663 ق) آن را خلاصه كرده است. ابوعبداللّه‏ محمد بن على بن ابى الشریف حسنى تلمسانى آن را با عنوان المنهل الاصفى فى شرح ماتمس الحاجة الیه من الفاظ الشفاء در دو مجلد شرح داده كه از بهترین شرح‏هاى این كتاب مى‏باشد. سیوطى، احادیثِ الشفاء را جدا كرده و آن را به نام مناهل الصفا فى تخریج احادیث الشفاء نامیده است.30 هم چنين چند اثر ديگر از كتاب‏هايى كه حاجى خلیفه نام برده، باقى مانده كه آنها نیز در فهم بهتر مطالب الشفاء راهگشا مى‏باشد.
تقریبا تمامى منابع، از این اثر با تمجيد بسيار ياد كرده‏اند؛ ذهبى این اثر را نقد كرده و نوشته است:
اگر نبود آن چه كه از احادیث ابتكارى حاشیه زده، كار امام نقدى در فن حدیث نداشت و خداوند او را بر حسن قصدش پاداش دهد و از كتاب الشفاء سود برد. در این اثر از او تأويلات دور انواع متنوعى است. پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بى‏نياز است از مدح به احاديث و آن چه كه از اخبار عموم رسيده است.
در پایان، ذهبى خوانندگان را سفارش به دلائل النبوة بیهقى مى‏كند.31
این قضاوتِ ذهبى در مورد ضعف برخى احادیث، بى‏مورد نیست؛ چرا كه دانشمندان اهل سنت، توجه ویژه‏اى نسبت به احادیث داشته و در مواردى احادیث غیر قابل قبولى را نیز پذیرفته‏اند. این مسأله نباید باعث نادیده انگاشتن سایر مطالب آن گردد.
قاضى عیاض به جهت تأليف این اثر، مورد تمجید بسیارى از دانشمندان قرار گرفته است. از جمله عبداللّه‏ بن یوسف بن رضوان، مدیحه‏اى در بیست بیت سروده كه مطلعش چنین است:
سل بالعلى و سنى المعارف یبهر --هل زآنهاالا الائمة معشر32
هم چنین ابومحارب بن محمد بن محارب نیز، قاضى عِیاض را در اثناى مقامش در وادى آش مدح كرده است:
غدا سلس القیاد فما یراض --و عمّ جمیع لمّنه البیاض
و أضحى القب لا تصبیه هند --- و لا سلمى و لا الحدق المراض33
ابن زمرك نیز در مدحِ الشفاء سروده:
و مسرى ركاب للصبا قد وَنَت به نجائبُ سُحْبٍ للتراب نزوعها34
هم چنین محمد بن احمد بن محمد بن مزروق العجیسى، الشفا را شرح كرده و نیز در مورد آن سروده است:
شفاء عیاض للصدور شفاء --ولیس بفضل قد حواه خفاءٌ
هدیةٌ برٍ لم یكن لجزیلها ---سوى الأجر و الذّكر الجمیل كفاءٌ35
ساير آثار قاضى عِیاض
آثار دیگر قاضى عیان بیش‏تر در مورد موضوعات فقهى، حدیثى، تاریخى و رجالى مى‏باشد. وى از نظر كثرت آثار نیز قابل توجه است؛ چنان كه ذهبى مى‏نویسد:
در طول اعصار، در سبته آثار كسى بیش‏تر از او نبوده است.36
برخى از آنها، كه از بهترین كتاب‏ها شمرده مى‏شوند. به طور كلى سى و یك اثر از وى ذكر شده؛ ابن خطیب، نوزده اثر و اسماعیل پاشا، بیست و دو اثر را ذكر كرده‏اند كه برخى از مهم‏ترین آنها را معرفى مى‏نماییم.
مهم‏ترین اثر در تراجم رجال مالكى، كتاب ترتیب المدارك و تقریب المسالك فى معرفة اعلام مذهب مالك مى‏باشد. این اثر، از نوع آثار طبقات مى‏باشد و به مناطق جهان اسلام مى‏پردازد و بزرگان هر منطقه را مورد بررسى قرار مى‏دهد. مؤلف، در آغاز به شرح حال امام مالك پرداخته و از دوران رشد و تحصیل و جلوسش، براى تدریس و فتوى سخن رانده، هم چنین به انتشار مذهب مالكى در شرق و غرب جهان اسلام پرداخته است. این اثر تنها يك معجم رجالى شمرده نمى‏شود، بلكه از مهم‏ترین منابع تاریخ تمدن و اسلام است، با توجه به اهمیّت آن، دانشمندان سده‏هاى بعد به اختصار آن همت گماشتند.
از آثار مهم حدیثىِ قاضى عيِيان، كتاب مشارق الانوار على صحیح الآثار فى تفسیر غریب حدیث الموطأ و البخارى و المسلم مى‏باشد. مؤلف در این كتاب به ضبط الفاظ و اسامى رجال و هم چنین آگاهى بر مواضع اوهام توجه داشته است.37 در مدح این اثر چنين سرده‏اند:
مشارق الانوار تبّدت بسبته --و من عجب كون المشارق بالمغرب38
از ديگر آثار حدیثىِ عِیاض، كتاب اكمال المعلم بفوائد كتاب مسلم است. این اثر كامل كننده‏ى كتاب المعلم تأليف مازرى39 (د 536 ق) است كه در شرح صحيحِ مسلم نوشته شده؛40 و مشتمل بر زبده‏اى از دانش حدیث و چندین قسمت از فصول فقه است.41 مصححِ این كتاب، در مقدمه ویژگى‏ها و امتیازات آن نسبت به صحیح مسلم را شمرده است.42
قاضى عِیاض، در موضوعات تاریخى نیز چند اثر مهم تألیف كرده از جمله كتاب جامع التواریخ (التواریخ) مى‏باشد و به قول ذهبى، فزون‏ترینِ تمامِ آثارش مى‏باشد كه در آن، اخبار ملوك اندلس و مغرب را گردآورى نموده و همه‏ى جوانب اخبار سبته و علماى آن را بررسى كرده است.43 متأسفانه از این اثر چيزى باقى نمانده است.
از دیگر آثارِ تاریخى وى، كتاب تاریخ الكبیر است كه هفت جلد بزرگ بوده و در آن برترى‏اش آشكار مى‏شود.44 او هم چنين كتاب الفنون السته فى اخبار سبته را در مورد شهر سبته نوشت و ابن خطیب، این اثر را از جمله منابع خويش بر شمرده است.45
از دیگر كتب وى اخبار القرطبیین، در مورد علماى قرطبه و كتاب الغنیه است كه آن را در ذكر استادانش تصنیف كرد. سایر آثار وى، بيش‏تر به موضوعات فقهى و حدیثى مربوط مى‏شود كه براى اطلاع از نام آنها، باید به منابع یاد شده مراجعه شود.
بنابر قول مشهور، قاضى عِیاض در شب جمعه، نهم جمادى الآخرِ سال 544 قمرى، در مراكش درگذشت و در سال 712 قمرى محل قبر او در اغمات پیدا و قبه‏اى بر آن ساخته شد.
در برخى منابع، اخبارى مبنى بر قتل وى نقل شده؛ چنان كه ذهبى معتقد است او با نیزه كشته شده است، زیرا عصمت ابن تومرت را انكار كرد.46 هم چنین گفته شده به جهت انكارى كه وى، نسبت به دعوت غزالى و كتاب احیاء علوم‏الدین داشته به قتل رسید.47
در منابعِ نزدیك به عصر مؤلف، اخبارى از قتل وى نیامده و احتمالاً، مطالب مربوط به كشته شدن وى، از ساخته‏هاى منابع سده‏هاى بعد است.

پى‏نوشتها

1. دكتراى تاریخ و تمدن ملل اسلامى.
2. یحصبى؛ منسوب به یحصب بن مالك قبیله‏اى از حمیر.
3. سبته؛ شهر مشهورى در مغرب.
4. ابوزكریا محى‏الدین، النووى، تهذیب الاسماء و اللغات، ج 2، ص 357.
5. ابن بشكوال، الصله، ج 2، ص 660.
6. ابو عبداللّه‏، ابن ابار، المعجم فى اصحاب القاضى الامام ابوعلى الصدفى، ص 294؛ ابن تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، ج 5، ص 285.
7. لسان‏الدین، ابن خطیب، الاحاطه فى اخبار غرناطه، ج 4، ص 222 ـ 223؛ مقرى، أزهار الریاض فى اخبار عیاض، ج 3، ص 7.
8. مقرى، همان، ج 3، ص 62.
9. همان، ج 3، ص 151.
10. ابن خطیب، همان، ج 4، ص 223 ـ 224؛ الضبى، بغیة الملتمس، ج 2، ص 572؛ ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج 20، ص 212.
11. مقرى، همان، ج 3، ص 162 ـ 167.
12. همان، ج 3، ص 281 ـ 282.
13. ابن ابار، همان، ص 295.
14. تاشفین بن على بن یوسف بن تاشفین از فرمانروایان مرابطین از 522 ـ 532 قمرى، امارت اندلس را بر عهده داشت. وى بارها به نبرد مسیحیانِ شمال رفته بود.
15. مقرى، همان، ج 3، ص 10؛ قاضى عِیاض، مقدمه‏ى ترتیب المدارك، ص 19.
16. عبدالمؤمن، از اصحاب بزرگ محمد بن تومرت، رهبر موحدین و جانشین و وارث ابن تومرت بود، وى موحدین را به پیروزى‏هاى درخشانى رساند و بساط مرابطین را از مغرب و اندلس برچید.
17. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج 6، ص 307.
18. محمد بن عبداللّه‏، عنان، تاریخ دولت اسلام در اندلس، ج 3، ص 277.
19. ابن خطیب، ج 4، ص 223؛ قاضى عیاض، همان، ص 22 ـ 23.
20. ابن خلكان، وفیات الاعیان، ج 3، ص 483.
21. قاضى عِیاض، مقدمه‏ى الشفا، ص 9.
22. ابن عماد حنبلى، شذرات الذهب، ج 4، ص 139.
23. ابن ابار، تحفة القادم، ص 118؛ ذهبى، همان، ج 20، ص 216؛ ذهبى، تذكرة الحفاظ، ص 98؛ ابن خلكان، همان، ج 3، ص 484؛ ابن تغرى بردى، همان، ج 5، ص 286.
24. ابن خطیب، همان، ج 4، ص 225؛ ابن كثیر، البدایة و النهایة، ج 8، ص 368؛ یافعى، مرآة‏الجنان، ج 3، ص 216؛ ابن عماد حنبلى، همان، ج 4، ص 138.
25. مقرى، نفخ الطیب، ج 2، ص 52 ـ 53، 71.
26. ابن خطیب، همان، ج 4، ص 226 ـ 228.
27. ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج 20، ص 216.
28. قاضى عِیاض، مقدمه الشفا، ص 11.
29. ابن خطیب، همان، ج 4، ص 200.
30. حاجى خلیفه، كشف الظنون، ج 2، ص 1052.
31. ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج 20، ص 216.
32. ابن خطیب، همان، ج 3، ص 449 ـ 450.
33. ابن ابار، المنتخب من كتاب تحفة القادم، ص 85؛ ابن ابار، تحفة القادم، ص 44.
34. مقرى، همان، ج 9، ص 17.
35. ابن خطیب، همان، ج 3، ص 127.
36. ذهبى، تاریخ الاسلام ذیل حوادث و وفیات سال 544 قمرى، ص 200.
37. ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج 20، ص 214.
38. ابن ابار، المعجم فى اصحاب الامام ابوعلى الصدفى، ص 296؛ ابن خطیب، همان، ج 4، ص 228.
39. مازر، سرزمین كوچكى در سیسیل است.
40. ابن خلكان، همان، ج 4، ص 285.
41. ابن خلدون، همان، ج 1، ص 560.
42. ر. ك: شرح صحيح مسلم قاضى عیاض المسمى اكمال المعلم بفوائد مسلم، ص 24 ـ 35.
43. ذهبى، تاریخ الاسلام ذیل حوادث و وفیات سال 544 قمرى، ص 200، ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 97.
44. مقرى، همان، ج 1، ص 23.
45. ابن خطیب، همان، ج 1، ص 83.
46. ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج 20، ص 217.
47. قاضى عِیاض، مقدمه‏ى ترتیب المدارك، ص 22.

منابع

ـ ابن ابار، ابوعلى حسین بن محمد، المعجم فى اصحاب قاضى الصدفى، تصحیح ابراهیم الابیارى (قاهره، دارالكتب المصرى، 1410 ق / 1989 م).
ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، تحفة القادم، تصحیح احسان عباس (بیروت، دارالغرب الاسلامى، 1406 ق/1986م).
ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، المنتخب من كتاب تحفة القادم، تصحیح ابراهیم الابیارى (قاهره، دار الكتب المصرى، 1410ق/1989م)
ـ ابن بشكوال، الصله، تصحیح ابراهیم الابیارى (قاهره، دارالكتاب المصرى، 1410ق/1989م).
ـ ابن تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة (مصر، دارالكتب، بى‏تا).
ـ ابن خطیب، لسان‏الدین، الاحاطه فى اخبار غرناطه، تصحیح محمد عبداللّه‏ عنان (قاهره، مكتبة الخانجى، 2001م).
ـ ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، تصحیح سهیل زكار و خلیل شحاده (بیروت، دارالكفر 1401ق/1981م).
ـ ابن خلكان، شمس‏الدین احمد بن محمد بن ابى‏بكر، وفیات الاعیان و انباء انباء الزمان، تصحیح احسان عباس (قم، منشورات الشریف الرضى، 1364 ش).
ـ ابن عماد حنبلى، ابوالفلاح عبدالحى، شذرات الذهب فى اخبار من ذهب، تصحیح محمود الارنوؤط (بیروت، دار ابن كثیر، 1410ق/1989م).
ـ ابن كثیر، البدایة و النهایة، تصحیح یوسف شیخ محمدالبقاعى (بیروت، دارالفكر، 1418ق/1998م).
ـ حاجى خلیفه، كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون (بیروت، دارالكتب العلمیه، 1413ق/1992م).
ـ ذهبى، شمس‏الدین ابوعبداللّه‏، سیر اعلام النبلاء، تصحیح شعیب الارنؤوط و محمد نعیم العرقسوقى (بیروت، مؤسسه‏الرساله، 1406ق/1986م).
ـ ــــــــــــــــــــــــــــــ ، تذكرة الحفاظ، سربى حیدرآباد.
ـ ــــــــــــــــــــــــــــــ ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، تصحیح عمر عبدالسلام تدمرى (بیروت، دارالكتب العربى، 1417ق/1997م).
ـ زركلى، الأعلام قاموس تراجم لأشهرالرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین (بیروت، دارالعلم الملایین، 1984م).
ـ الضبى، احمد بن یحیحى، بغیة الملتمس فى تاريخ رجال اهل الاندلس، تصحیح ابراهیم الابیارى (قاهره، دارالكتاب المصرى، 1410ق/1989م).
ـ عنان، محمد عبداللّه‏، تاریخ دولت اسلامى در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتى (تهران، كیهان، 1369).
ـ قاضى عِیاض بن موسى بن عِیاض، ترتیب المدارك و تقریب المسالك لمعرفة اعلام مذهب مالك، تصحیح احمد بكیر محمود (بیروت، منشورات دار مكتبة‏الحیاة).
ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، شرح صحيح مسلم للقاضى عِیاض المسمى اكمال المعلم بفوائد مسلم، تصحیح یحیى اسماعیل (بیروت، دارالوفاء، 1419ق/1998م).
ـ كتبى، محمد بن شاكر، فوات الوفیات و الذیل علیها، تصحیح احسان عباس (بیروت، دارالصادر).
ـ مقرى تلمسانى، احمد بن محمد، نفح الطيب من غصن الاندلس الرطيب و ذكر وزيرها لسان‏الدین بن خطیب (بيروت، دارالفكر للطباعة و النشر و التوزیع، 1419ق/1998م).
ـ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، ازهار الرياض فى اخبار عِیاض، تصحیح مصطفى السقا و ابراهیم الابیارى و عبدالحفیظ شبلى (قاهره، مطبعة لجنة التألیف و الترجمه و النشر، 1385ق/1939م)
ـ النووى، ابوبكر محى‏الدین بن شریف، تهذیب الاسماء و اللغات (بيروت، دارالفكر، 1416ق/1996م).
ـ یافعى يمنى مكى، مراة‏الجنان و عبرة الیقظان فى معرفة ما یعتبر من حوادث الزمان، حواشى خلیل المنصور (بیروت، دارالكتب العلمیه، 1417ق/1997م).

علیرضاروحى میرآبادی-- مجله تاریخ اسلام، شماره 18

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما