مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
بهداشت در خانواده
جوان و جوانی
همسران
پیوندهای ویژه  
دست کشیدن به صورت پس از دعا...
حکم وطن در روزه و اعراض از آن
در کلاس درس امیرالمومنین(علیه...
خطاب خدا به موسی: تو هرگز نتوانی...
رابطه محکم نماز شب و افزایش...
جهان از پرتو نور حضرت محمد صلی...
خطبه حضرت علی در نخستین روز...
چرا دختران زودتر از پسران مکلف...
نهاد خانواده
براي فرزندان خود چه نامي بگذاريم؟
ازدواج نامطلوب
مادران و نگرانی های رایج از...
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
صداقت های خطرناک
نقش ميدان مغناطيسى در حفاظت...
شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران،...
مجمع مهدیه های سراسر کشور
گام های عملی در تقویت اعتماد...
روزه در بیماران دیابت ی و قلبی
راه هایی ساده برای محافظت از...
تکنولوژی لمسی در تلفن های هوشمند...
حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد...
آسمان های تسخیر امام مهدی علیه...
زیارت امام زمان (ع) در روز جمعه...
امام انسان مافوق است یا مافوق...
فرق بین غیبت و عدم وجود
آیا تأخیر در فرج،موجب قساوت...
مکیال المکارم فی فوائد الدعاء...
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
چرا بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی...
لیبرال‌های دین‌دار
نگاه نامتوازن به عرصه‌ی فرهنگ...
حزب جمهوری اسلامی و مدارا...
نگاهی مختصر به نقاط مثبت و منفی...
دلیل نام گذاری حماسی سال ۱۳۹۲...
سخنرانی امام، ۱۵ خرداد و همه...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
شاه در برابر طوفان‌ها خود را...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
هاشم بیک‌زاده در فهرست 23 نفره تیم ملی قرار گرفت/ خانزاده مسافر برزیل شد!
هافبک تیم فوتبال استقلال به عنوان آخرین نماینده تیم ملی فوتبال ایران در فهرست 23 نفره این تیم برای حضور...
عکاسان و خبرنگاران مثل پیشکسوتان مظلوم هستند/ مدیون "سعادت" هستم
مدیرعامل پیشین باشگاه پرسپولیس با بیان اینکه خبرنگاران و عکاسان ورزشی هم مثل پیشکسوتان مظلوم هستند گفت:...
نمایی جدید از استانداردهای دوگانه غرب/واکنش متفاوت کاخ سفید به اعدام در آمریکا و ایران
خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: مردم آمریکا هنوز جنجال به وجود آمده در جریان اعدام "کلیتون لاکت" و سکوت...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 2455    چهارشنبه 14 بهمن 1388 

درباره ی ولادت حضرت امام علی علیه‏السلام


درباره ی ولادت حضرت امام علی علیه‏السلام

این، آغوش خداست
محبوبه زارع

درخت را دیده‏ای که چگونه در پس حلول بهار، شکوفه‏دار شدن را تجربه می‏کند؟
قنات را دیده‏ای که با چه اشتیاقی، لحظه تموّج آب را در دل خویش، به رخ کویر می‏کشد؟
کعبه نیز همین‏گونه، مباهات رویش تو را بر جهان فریاد می‏زند. این کعبه نیست که شکافته می‏شود تا شکفتن تو را لمس کرده باشد؛ این آغوش خداست که برای تحویل دادن تو به آفرینش خویش، گشوده شده است.

کادوی خداوند به آفرینش

آموخته‏ایم که هدیه دادن را بهانه‏ای برای تحکیم مهربانی‏ها برشماریم و آن را ارج نهیم. مردم، در رسم اهدا و اعطا، هدیه را در جلو کادویی، تنظیم و عرضه می‏دارند؛ به کعبه می‏نگرم و به تو می‏اندیشم. آری، خدا برای هدیه دادن تو به عالم بشری، متناسب با ارزش بی‏مرز وجودی‏ات، جلدی بهتر از کعبه نیافته است!

اشتیاق هستی

سه روز تمام، مکث می‏کند تا آمادگی و ظرفیت پذیرش تو به جهان حاصل شود. سه روز، نفس عالم در سینه محبوس می‏ماند. سه روز، تجسّم هدیه خدا، هستی را به مرز جنون می‏کشاند. سه روز، نبض جهان به شماره می‏افتد، تا اشتیاق علی‏دار شدن، در تار و پود خلقت به بلوغ مطلوب راه یابد.

سلام بر علی علیه‏السلام !

فاطمه بنت اسد، از شکاف کعبه خارج شده است؛ اما حجم آمدنش، ظرفیت مکه را به تنگ آورده است. نه مکه، که تمام عالم امکان، پر شده است از نفس کودکی که جز بقیّة‏اللّه‏، چیزی را تداعی نمی‏کند. نفس این کودک، بادها و توفان‏ها را به زانو درآورده است.
عالم، در وحدتی تام، به تقدیس تو مشغول‏اند و ناخودآگاه و در ناگهانی‏ترین دم، ندای روحانی «السلام علیک یا علی بن ابی‏طالب»، در تار و پود ثانیه‏ها حلول می‏کند.

تکثیر حیدر از کعبه

آمده‏ای تا بت‏ها به حقارت پرستندگان خویش، گواهی دهند.
آمده‏ای تا اصول رفتن را تذکر داده باشی!
آمده‏ای تا علوی شدن را به نمایش بگذاری.
آری! تو آمده‏ای تا حجّت بر اهل آسمان و زمین تمام شود. پس سلام هماره خداوند، بر تو و بر این آمدن لایتناهی!
سه روز و شب شجره‏نامه‏ات ورق می‏خورد ***که گُل کند پدر از خویش، مادر از کعبه
پس از اَلَست به لبیک، سر فرو بردی *** چنان که حال برآورده‏ای، سر از کعبه
کنون که مرتکب شعر می‏شوم، مددی! *** دلی است صوفی و تکثیر«حیدر» از کعبه!

طلوع همتای آفتاب در زمین
رزیتا نعمتی

امروز، وقتی خورشید، سر از بالین کوه‏ها بردارد و طلوع کند، همتای خود را در زمین خواهد یافت؛ مولای نخلستان‏های سکوت و چاه، مولای شبگرد کوچه‏های کوفه را که بار امانت بر دوش، خلافت خدا را بر زمین مجسم خواهد کرد.
فردا، یتیمان، طعم نان دست‏های فاطمه را در بخشش شبانه او، بی‏منّت خواهند چشید.
ببار ای ابر رحمت؛ که میلاد تو، آغازگر انگشتان ذوالفقاری نور است و فتح خیبر، دری است که به روی بازوان عدالت گشوده است تا آن را برای همیشه، در تاریخ قلوب مؤمنین ثبت کنی.
تا که بر لب نامت ای زیباترین، می‏آورم آسمان‏ها را تو گویی بر زمین می‏آورم
تو طلوع آفتابی، من اذان مغربم زیر لب نام امیرالمؤمنین می‏آورم

سلام ای مظلوم کربلای نجف

می‏آیی و گل‏ها به احترام تو برمی‏خیزند، تا سبزی ردای تو را بر دوش خویش، برای همیشه برگیرند؛ که اگر جهان به جمال زیبای علی علیه‏السلام روشن نمی‏شد، هیچ روینده‏ای به غنچه نمی‏نشست تا در نسیم نوازش تو، گلخانه دین را بیاراید.
جهان، اگر علی نداشت، بار گناهان بنی‏بشر، همه چیز را به آتش می‏کشید.
آن‏گاه که دیوار کعبه برای میلادت گشوده می‏شد، گویا می‏شنیدم که ملائک می‏گفتند:
کعبه شیرینی طلب کرد از خدا لب گشود و دید در کامش علی است
و این‏گونه بود که غبار خجلت زمین را با گریه‏های شبانه تو شست‏وشو دادند.
ای ذوالفقار صبر! آغاز می‏شوی تا روزی، استخوان دردها در گلوی تو، کوفه نامردها را به تصویر بکشد.

ای مظلوم کربلای نجف!

«مردی، ز کَنَنده در خیبر پرس ***اسرار کرم ز خواجه قنبر پُرس
گر طالب فیض حق به صدقی، حافظ *** سرچشمه آن ز ساقی کوثر پُرس»

علی، یگانه مظهر خداست

پیامی که با کفش‏های وصله‏دار تو ارسال می‏شد، مراتب بندگی و خضوع تنهاترین مرد عرب بود که می‏آمد تا مردانگی را تمام کند.
ای افلاکی ساکن خاک! میلاد تو، اولین غسل کعبه برای رهایی از خاطره بت‏ها بود.
بیا که تبرداری تو در شکست بت‏ها، سرنوشتت را تا کینه‏های ابن‏ملجم رقم خواهد زد و به سوی راحتی خواهد کشاند.
گرچه ساحت میخانه عرفان تو را در سجده خواهند شکست، اما قلبمان تا همیشه، ترک‏خورده یاد توست.
«دهید مژده دوستان، که نوبهار می‏رسد *** به طرْف باغ و بوستان گل و هَزار می‏رسد
عدم نهاد در جهان یگانه مظهر خدا *** علی ولیّ ذوالمِنَن وصی پاک مصطفی»

علی واضع میزان

یاعلی! امشب،چشم‏های روشن تو، فانوس نخلستان دل‏ها خواهد شد. نورانیّت انگشتان عدل‏آفرینت را برای گرفتن انگشتری در معراج، آماده کن.
ای وصی مصطفی؛ ای مقصد لیلة الاسری؛ ای معنای الرحمن و عَلَّمَ القرآن و ای واضع میزان و روح‏بخش عالم امکان! جان فدایت که ما همه دردیم و درمانش تویی. امروز، قدسیان محو جمال تو هستند و خرقه‏پوشان، محو رخسار تو.
«ای همایون اختر و میر غضنفر یا علی لنگر عرش و ولیّ پاک داور یا علی»

مهربان خسته
عباس محمدی

در که روی پاشنه می‏چرخد، عطر تو، فضای خانه را پرمی کند.
هر غروب که خورشید، از چشم‏ها پنهان می‏شود، چشم به در می‏دوزیم تا طلوع تو را در خانه تماشا کنیم.
با کوله‏باری از لبخند و مهربانی، به نوازش ما می‏آیی.
پیش از آنکه کفش‏هایت را درآوری، خستگی از تن درمی‏آوری. خستگی‏ات را پشت در، جا می‏گذاری، تا عالم کودکانه ما را با آغوش مشتاق، پذیرا باشی. لبخند می‏زنی تا ما به تماشای رنگین‏کمان دلتنگی‏هایت ننشینیم.

عطر پدر

آینه کوچکی هستی که در تو، می‏توانم عطر پدرانه امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام را تماشا کنم.
چشم‏هایت، بوی مهربانی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را به لبخندهای ما پیوند می‏زند.
تو، ادامه مهربانی‏های خداوندی که در خانه کوچک ما، جاری شدی.
دست‏های تو، دست‏های حقیقی عدالت‏اند که بی‏هیچ چشم‏داشتی، سخاوتمندانه، به نوازش تنهایی و دلتنگی‏های کودکانه ما می‏آیند.
گلدان‏ها، به نوازش دستان تو، شکوفه می‏دهند، ای آشناترین بهار.

حریر کلمات برای دست‏های پینه‏بسته

به عطر نفس‏های تو زنده‏ام. شادمان از بوی لبخندهای توام. زندگی من، ادامه لبخندهای توست. برای از تو نوشتن، باید مسیر کلمه‏ها را عوض کرد.
هنوز کلمات، قدرت آفرینش شکوه صبر تو را ندارند. برای دست‏های پینه‏بسته تو، حریر کلمات، کمترین‏اند. بگذار تا سکوت لغت‏نامه‏ها را کلمات، برای سرودن تو ادامه دهند.
یک روز، کلمه‏ای تازه خواهم آفرید که سکوت وصف تو را بشکند: تو را باید بزرگ‏تر از دریاها وصف کرد؛ جاری‏تر از رودها؛ مهربان‏تر از ابرها... .
دست‏های تو، مهربان‏ترین سقف، برای آرامش بوسه‏های منند.
سایه دستانت، آرامشی است که آواز جویبارها را ممتد می‏کند.
همه کشتی‏ها، در سایه مهربانی تو پهلو می‏گیرند.
آسمان، وسعت چشم‏های همیشه خندان توست و دریا، ترجمه دلت.
بگذار تا چونان روزهای کودکی، سر بر زانوان تو، رؤیاهایم را به واقعیت گره بزنم. سرنوشتم را تو به سمت جاده‏های خوش سرانجامی، بچرخان، ای پیر مراد، ای پدر.

شکاف‏های شبیه
سودابه مهیجی

هیچ کس نمی‏داند آغاز اقیانوس از کجاست و پایانش تا کجا؟
آغاز تو را اما همه دیدند که در دست‏های زنی، از پس دیوارهای کعبه بیرون آمدی و لبخند زدی؛ دیوارهایی که پیش پای خورشید شکاف برداشت، تا روزگار معصوم عدالت آغاز شود؛ تا آفتاب، قدم بر خاک بگذارد.
شکاف‏های تاریخ، چه عجیب‏اند! تاریخ، شکاف‏های مقدس خود را از یاد نخواهد برد؛ چه آنجا که عصای معجزه، دریا را شکافت، چه آنجا که یُمن قدوم نوزاد بلندبالایی، دیوارهای بیت العتیق را و چه آنجا که سال‏های بعد، همان مولود معصوم، درهیئت سجده‏ای مهربان، با لب‏های پرهیز رمضان، با فرق شکافته، خطبه رستگاری خواند و محراب خونین را به لرزه افکند.

امیر گریه‏های سر در چاه

امیر نخلستان‏های نیمه‏شب، امیر گریه‏های سر در چاه، متولد شد تا بذر عدالت را با دست‏های خویش، در خاک ستم‏پیشه بیفشاند.
کوفه بی‏مروّتی، کوفه گرسنگی یتیمان و بی‏تکیه‏گاهی بیوه‏زنان، کوفه تزویر و ظلم، از ابتدای تاریخ، چشم به راه او بود و خواب او را می‏دید.
مدینه، این کوچه پس‏کوچه سال‏های جوانی، روزهای نفس کشیدن در جوار رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و مهر ورزیدن به ریحانه پیغمبر، سرنوشت ناگزیر او بود.

دست‏هایت، آتیه ذوالفقارند

کودک بزرگ ؛ مرد مردستان ؛ امیر دلاور! سلام بر تو.
چه مبارکند لحظه‏هایی که حول میلاد تو، خجسته می‏شوند!
خوش به حال روزگاری که تو را در خویش دارد!
دست‏هایت، آتیه ذوالفقارند و نفس‏های امروزت، خطبه‏های بلیغ فردای امامت.
محمدِ امین، شادی خود را نمی‏تواند پنهان نگاه دارد. نگاه کن که به شکرانه ولادت تو، چگونه به سمت و سوی ملکوت، لبخند می‏زند و خدا را سپاس می‏گوید.

جشن آفرینش
محمد کاظم بدرالدین

درختان غزل، پیراهنی از تصنیف پوشیده‏اند.
چهره پروانه‏های احساس، گل انداخته است. بوی عشق همه جا را متبرک کرده است. عقربه‏ها، به مهمانی خنده رفته‏اند .
اینک، «رجب»، ماه بشارت است و سرشار از فضایل الماس‏گون.
امروز، پنجره‏هایی رو به بی‏کران احدیت باز می‏شود و دریاها، صف‏به‏صف،جام‏وصل‏می‏نوشند.
دست‏های نیازمندان، آستانی می‏یابند لبریز از استجابت .
همه آن‏چنان سپید شده‏اند که از رنگ طلوع هم پیشی گرفته‏اند.
امروز، چشمه‏های ازلی، در مصراع نگاه شاهدان تقّرب جاری است.
روز اهدای عشق همیشگی به زمین است. با یک گل، بهار می‏آید و سرسبزی فراگیر می‏شود.
منظومه‏های روح‏نواز شاعران، چه به موقع رسیده‏اند ؛ با تن‏پوشی از تصنیف! دل را بردار تا هرچه سریع‏تر، خود را به هلهله کائنات و جشنی که برپا شده است برسانیم.

چکیده فضایل

سلام بر«ابوطالب»، آن سراپا ایمان و خلوص که برای خود، در جاودانگی مکانی برگزید!
درود بر جایگاه «فاطمه بنت اسد» که با این فخرآوری، نام او تا همیشه سربلند می‏درخشد!
درود بر کعبه که پذیرای فرخندگی رجب است و دیوارش، برای ورود حادثه‏ای سبز، شکافته شد!
و سلام بر فرشتگان بزم انس که با خطی از نور، سیزدهم رجب را دسته دسته می‏سرایند.
اگر همه تاریخ را بکاویم، نامی چنین پرطراوت را در باغستان انسان نمی‏یابیم.
«علی»، تصویری کامل از انسانیت است.
چه می‏گویم! ابیات بلند فضایلش را همه کتاب‏خانه‏های دنیا نمی‏توانند تحمل کنند.

تولد واژه‏های علوی

امروز، پایان لحظه‏شماری زمین است. مردی آسمانی می‏آید که شورانگیزترین پیام‏های شیرین را به همراه دارد. نگاهش، سرشار از نهج البلاغه است و اخلاقش، منطبق با قرآن. از خطبه‏هایش، دریاتر وجود ندارد. کجایید، سرمستانِ واژه‏های علوی؟!

شگفت از درک نور مطلق

کدام حقیقت شگفت، به پای امروز می‏رسد؟!
ماندگاری مکتب ما، به حرمت استقامت‏های اوست؛ او که معیار کمال است و ملاک تقوا.
چه می‏گویم! فهمیدن نور مطلق، در حیطه ادراک ما نیست؛ تنها قلمی دست گرفته‏ایم تا احساس، چون اشک شوقی بر صفحات کاغذ چکیده شود.

فرسنگ‏ها غفلت

چقدر از صنوبر و سوسن و یاس باید گفت، تا به تو رسید؟
نه! این عمر کوتاه ما قد نمی‏دهد که حماسه‏های شیرافکن تو را در سینه داشته باشیم .
این سال‏ها، چه کوتاهند برای بازگویی عدالت و عبادت‏های تو!
تمام سجاده‏های روی زمین را اگر روی هم بچینم، در برابر ثانیه‏ای از تعبد تو کم می‏آورند.
چقدر بیهوده دنبال نوروزیم؛ حال آنکه گلی همچون تو را جهان دارد.

اصلاً جهان چه داشت بی‏تو؟!

چقدر ما غافلانه در پی دنیاییم و تنها به نام تو، بسنده کرده‏ایم! ما را ببخش اگر با وجود تو، گفته‏ایم خورشید نورانی است و درخت زیبا است.

مادری شبیه مریم
رقیه ندیری

به طواف آمده بودی و خداوند، آرامش را در قدم زدنت به تصویر کشیده بود.
طوافت، به حریر می‏مانست که نسیم در آن پیچیده باشد.
تو آن روز، به ساره، آسیه و مریم بیشتر شباهت داشتی. طواف می‏کردی و قدم‏هایت می‏رفت که سنگین بشود. اول به روی خودت نمی‏آوردی؛ اما با پاهایت که انگار در تپه‏ای شنی فرو می‏رفتند، چه می‏توانستی بکنی؟
چه کسی فکرش را می‏کرد که تقدیر، تو را به این سمت کشانده است؟ ماجرای بی‏سابقه تو، در فهم مردم کوچه و بازار نمی‏گنجید. نگرانی‏ات را این سو و آن سو می‏کردی ؛ تا شاید بتوانی از ازدحام نگاه‏ها، در امان بمانی.
کافی بود تنهایی‏ات را به پرده کعبه بیاویزی و بی‏آنکه تصورش را بکنی، به جذبه دیوار شکافته برسی.
حالا شبیه مریم شده بودی؛ قدیسه‏ای که ناله‏های ناگزیرش را نه در سایه درخت خرما، بلکه در امن‏ترین خانه آفرینش حبس کرده بود.

میلاد در کعبه

روزی شگرف بود آن روز. درخت‏ها برای تو، دعای قنوت می‏خواندند، پرنده‏ها همه ذکر یا رئوف و یا رحیم گرفته بودند، آب زلال عفاف تو بود که جریان داشت و سنگ‏ها برای نجات تو، سر به سجده سوده بودند.
شهر، مبهوت تو بود. به سر زبان‏ها افتاده بودی و درِ کعبه، همچنان هجوم مردم را سد کرده بود.
دیوار، چنان به هم پیوسته بود که خیال می‏کردی شکافی در میان نبوده است؛ جز رد درزی که باید می‏ماند و معجزه‏ای بزرگ را تشریح می‏کرد.
ناگهان، صدای گریه کودکت در کائنات پیچید؛ مثل حریر طواف تو که آرام بود و دوست‏داشتنی.

معجزه آفرینش

حالا که ثقل آفرینش را در آغوش فشرده‏ای و از شکاف همان دیوار بیرون می‏آیی، انگار تمام بهشت، در زمین قدم می‏زند.
آرام‏تر قدم بردار بانو! نگاه کن فرشته‏ها به طواف نوزادت می‏آیند.
حالا که کعبه در آغوش تو است، بگذار همه نگاه‏ها در اطرافش بچرخند؛ بگذار شهر، این معجزه را سیر ببیند!
اما باید به فکر چشم‏های بسته نوزادت نیز باشی که جز در آغوش امین شهر، گشوده نمی‏شوند.
باید هرچه زودتر این دو نور به هم برسند؛ همچنان که از آغاز با هم بوده‏اند.
شتاب کن بانو! قلب امین شهر، گهواره خوبی برای فرزند تو خواهد بود.

آسمانی در زمین
معصومه زارع

در ناگهانی از لبخند افلاک و بهت خاک بود که حاصل دست ابراهیم خلیل اللّه، به احترام قدومی مبارک، خضوع می‏کند. دیوار، شکافته می‏شود تا برای عدالت، یاوری مقتدر از راه برسد و شکاف‏های جامعه، به اعجاز دستان او مرمّت شود، دیوار می‏شکافد تا خورشید از دامان کعبه برآید.
کسی آمده که به راه‏های آسمان، آشناتر است تا زمین. آسمان، موطن اوست و در زمین، مسافری است که آمده تا مردم از او بپرسند، پیش از آنکه به فقدانش دچار شوند.

یا علی!
شهلا خدیوی

از زمین تا آسمان، راه زیادی است. خطر در کمین ماست. معلوم نیست هر قدمی که برمی‏داریم، به آسمان نزدیک‏تر می‏شویم یا از آن دورتر. نفس فریبنده‏مان، سایه به سایه، دست به دست شیطان داده‏اند و دنبالمان می‏کنند و در راه، از هر دری وارد می‏شوند و جلوی قنات‏هایی که تو در وجودمان زده‏ای، سنگ می‏اندازند تا به آسمان نیاییم و ساکن ملکوت نشویم. اما همین‏که زمین می‏خوریم، دست به زانو می‏گیریم و تو را صدا می‏زنیم: یاعلی علیه‏السلام !

تو با همه فرق می‏کردی

همه را بیرون کرد. خودت ماندی و خودش. می‏خواست با تو خلوت کند. می‏خواست چشمت را با «بسم اللّه النور»، روشن کند و بعد، چشم‏هایت را بسپارد دست محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله . هر زمینی که نمی‏شد رویش پا بگذاری و هر در و دیواری که نمی‏توانست از تو تبرک بگیرد. تو با همه فرق می‏کردی؛ خدا خواست جور دیگری بیایی و با نور بار بیایی... .

زمین، به تو که رسید...

امروز، آسمان آن‏قدر دست و دل‏باز شده که اگر بخواهی، تمام قلبش را به زمین می‏بخشد و زمین، آن‏قدر دست و پایش را گم کرده که نمی‏داند چه پیراهنی به تن کند، چه عطری بزند و با کدام زمزم، تنش را بشوید.
یادش رفته که این همه کودک در دامن خود بزرگ کرده است. اما به تو که رسیده، نمی‏داند چگونه جلویت در بیاید.
انگار با این همه بهار و چشمه، باز هم کم آورده است... .

اگر تو نبودی...

هربار چشم دین به تو می‏افتد، سرش را بالا می‏گیرد و از داشتن فرزندی چون تو، سرشار از شوق می‏شود. اگر تو نبودی، چه بر سر دین می‏آمد؟ دین چگونه می‏توانست قد بیافرازد و نامش رانگه‏دارد؟!

دین، تا همیشه مدیون بزرگواری توست... .

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   
سیامک زارع
دوستت دارم
سه شنبه 9 آذر 1389
معصومه
ممنون وممنون
پنج شنبه 24 فروردین 1391








ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما