مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تلفن همراه ناصرالدین شاه ! + عکس
اولين تلفن همراه موجود در ايران متعلق به ناصرالدين شاه بوده است.
نتايج آزمون كارشناسی ارشد شنبه اعلام می‌شود
مشاور عالي سازمان سنجش با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد از روز شنبه ششم خرداد ماه گفت:...
هشدار وزیر کشور مصر درباره احتمال بروزآشوب پس از انتخابات
وزیر کشور مصر نسبت به بروز اغتشاش پس از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر هشدار داد،
تجمع مقابل سفارت آلمان در اعتراض به پناهندگی شاهین نجفی
بدون شرح...
۲ زائر ایرانی درمیان قربانیان حملات تروریستی عراق
یک منبع امنیتی عراق اعلام کرد تعداد کشته و مجروحان حمله به اتوبوس حامل زائران لبنانی و ایرانی که از سوریه...
دختر صدام به دنبال چاپ یادداشت ها و خاطرات پدرش
الدليمي در اين كتاب آورده كه صدام براي فرار از زندان نقشه مي‌كشيد. اين كتاب همچنين شامل نامه‌ها و اشعار...
زمان دقیق دیدار دوستانه تیم ملی با آلبانی اعلام شد
مدیر رسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، زمان دقیق دیدار تیم های ملی ایران – آلبانی را اعلام کرد.
پیشنهادات وسوسه‌انگیر قطری‌ها برای جذب دروگبا
با پیشنهادات تیم‌های قطری به ستاره ساحل‌عاجی چلسی، این مهاجم در راه لیگ ستارگان قطر قرار گرفت.
نظر شما در مورد این عکس چیست؟
یک آشغال‌جمع‌کن هندی در کنار گروهی لک‌لک به نام «آجودان بزرگ‌تر» با نام علمی Leptoptilos dubius در حال...
تعطیلی ۱۰ دقیقه‌ای سایت‌های اینترنتی در اعتراض به هتک حرمت ائمه اطهار
در پاسخ به اهانت‌ صورت گرفته نسبت به ساحت مقدس امام هادی (علیه السلام)، هیات رزمندگان اسلام با طراحي...
تصاویری از زوج های حیوانی
بدون شرح
مذاکرات بغداد پایان یافت
مذاکرات دو روزه بغداد لحظاتی پیش پایان یافت و کنفرانس خبری دقایقی دیگر آغاز می‌شود.
احمدی‌نژاد رییس جمهور سوریه را به تهران دعوت کرد
منابع خبری اعلام کردند که رئیس جمهوری ایران از همتای سوری خود دعوت کرد تا شهریور ماه به تهران بیاید.
نجات یک کشتی آمریکایی توسط ناوگروه ایرانی
یک فروند کشتی تجاری آمریکایی از حمله دزدان دریایی خیلج عدن در امان ماند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 260    پنج شنبه 27 فروردین 1388 
 

 امام حسين (ع) الگوى زندگى ‏

امام حسين (ع) الگوى زندگى ‏

خداوند متعال براى سهولت پيمودن راه هدايت و رسيدن به قله‏هاى سعادت، علاوه بر دستورات و كتابهاى آسمانى، الگوهاى عملى را نيز معرفى فرموده است تا مردم با اقتدا به رفتار آنها راه حقيقت و راستى را به درستى و آسانى بپيمايند . تمام انبيا از اين افراد مى‏باشند و در راس همه، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قرار دارد . ‏
قرآن كريم در مورد اقتدا به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: "ولكم فى رسول الله اسوة حسنة‏" "براى شما در [رفتار] رسول خدا الگوى نيكويى است ." ‏
بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اسوه‏هاى امت، امامان معصوم عليهم السلام و اهل‏بيت آن حضرت مى‏باشند، و يكى از اين اسوه‏ها، سرور شهيدان، حسين بن على عليه السلام است . ‏
خود آن بزرگوار در نامه‏اى به سليمان بن صرد خزاعى و مسيب و ... نوشت: "فلكم فى اسوة; براى شما در رفتار من الگو است ." ‏
از اين جهت لازم است‏شيعيان با اوصاف و ويژگيهاى آن بزرگوار آشنا شوند، و خود را با او همرنگ نمايند . آنچه در پيش‏رو داريد، اشاره‏اى به برخى ويژگيها و اوصاف سيدالشهداء، حسين بن على عليه السلام است ‏
‏1 . اخلاص و خدامحورى ‏
در پيشگاه الهى تنها اعمالى ارزش دارد كه با اخلاص و رضايت‏خداوند همراه باشد، به همين جهت تمام اعمال در قرآن كريم به نوعى مقيد به اخلاص و قصد قربت‏شده‏اند . درباره جهاد مى‏فرمايد: "والذين جاهدوا فى سبيل الله‏" ; "كسانى كه در راه خداوند جهاد كردند" و درباره شهادت مى‏خوانيم "الذين قتلوا فى سبيل الله‏" ; "كسانى كه در راه خدا كشته شدند ." درباره انفاق مى‏خوانيم: "والذين ينفقون اموالهم فى سبيل‏الله‏" ; "كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند ." ‏
و كسانى را قرآن به عنوان اسوه مطرح نموده، كه كارشان بر محور رضاى خداوند بوده است، از جمله: ‏
‏1 . از زبان حضرت ابراهيم مى‏خوانيم: "قل ان صلاتى ونسكى ومحياى ومماتى لله رب العالمين لا شريك له وبذالك امرت وانا اول المسلمين‏" ; بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند، پروردگار جهانيان است . همتايى براى او نيست، و به همين مامور شده‏ام و من نخستين مسلمانم ." ‏
‏2 . درباره اميرمؤمنان در قرآن مى‏خوانيم: "ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله والله رؤوف بالعباد" ; "و از مردم كسى است كه جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشد، و خداوند نسبت‏به بندگان مهربان است ." ‏
‏3 . قرآن درباره اهل‏بيت عليهم السلام مى‏فرمايد: "ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا" ; "غذا [ى خود] را با اينكه به آن علاقه دارند، به "مسكين‏" و "يتيم‏" و "اسير" مى‏دهند [و مى‏گويند:] ما شما را بخاطر خدا اطعام مى‏كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم ." ‏
از آنچه بيان شد و غير آن از آيات قرآن به خوبى استفاده مى‏شود كه اعمالى در پيشگاه الهى ارزش دارد كه همراه با اخلاص و رضايت الهى باشد، و افرادى در نزد او منزلت دارند كه در مسير رضايت‏حق قدم بردارند . ‏
اخلاص در روايات ‏
‏1 . همه چيز براى خدا: على عليه السلام فرمودند: "طوبى لمن اخلص لله عمله وعلمه وحبه وبغضه واخذه وتركه وكلامه وصمته; خوشا به حال كسى كه عمل و علم و دوستى و دشمنى و گرفتن و ترك كردن و سخن گفتن و سكوتش رابراى خداوند خالص كرده است ." ‏
از رجب‏على خياط نقل شده است كه: "در تشييع جنازه آية الله بروجردى رحمه الله جمعيت‏بسيارى آمدند و تشييع باشكوهى شد، در عالم معنا از ايشان پرسيدم كه چطور شد از شما اين اندازه تجليل كردند؟ فرمود: تمام طلبه‏ها را براى خدا درس مى‏دادم ." ‏
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اباذر فرمود: "يا اباذر ليكن لك فى كل شى‏ء نية صالحة حتى فى النوم والاكل; اى ابوذر! بايد در هر كارى نيتى پاك داشته باشى، حتى در خوردن و خوابيدن‏" . ‏
‏2 . فقط اعمال خالص: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: "اذا عملت عملا فاعمل لله خالصا لانه لا يقبل من عباده الاعمال الا ما كان خالصا; هرگاه عملى انجام دادى، پس براى خدا خالصانه انجام بده; زيرا خداوند فقط اعمالى را از بندگان مى‏پذيرد كه خالصانه انجام شده باشد ." ‏
‏3 . راس طاعت: امام صادق عليه السلام فرمودند: "راس طاعة الله الرضا بما صنع الله فيما احب العبد وفيما كره; سر [و اساس بندگى خداوند، راضى بودن به آن چيزى است كه خداوند پيش مى‏آورد; در آنچه بنده دوست دارد و يا ناخوشايند اوست ." ‏
‏4 . رضايت‏خدا يا مردم؟: امام حسين عليه السلام فرمود: "من طلب رضا الله بسخط الناس كفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وكله الله الى الناس; هركس رضايت‏خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود; خداوند او را از امور مردم كفايت مى‏كند، و هر كس كه دنبال رضايت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وامى‏گذارد ." ‏
امام حسين عليه السلام و رضايت الهى ‏
از بارزترين ويژگيها و اوصاف امام حسين عليه السلام اين است كه در تمام زندگى، گفتار و رفتار و كردارش طبق رضايت‏حق و در مسير الهى بود . جز از رضاى خدا دم نزد و جز خدا نديد و جز سخن خدا نشنيد و راستى كه او به تمام معنى يك بنده سراپا تسليم الهى بود . به نمونه‏هايى در اين رابطه اشاره مى‏شود: ‏
‏1 . قيام براى خدا: آن حضرت فرمودند: "اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا فى سلطان، ولا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دينك ونظهر الاصلاح فى بلادك ويامن المظلومون من عبادك ويعمل بفرائضك وسنتك واحكامك; ‏
بار خدايا! تو خود مى‏دانى آنچه از ما سر زد، رقابت‏براى دستيابى به سلطنت و آرزوى زياد كردن كالاى بى‏ارزش دنيا نبوده است; بلكه براى اين بوده كه نشانه‏هاى دين تو را افراشته ببينيم و اصلاح را در شهرهايت آشكار نماييم و بندگان ستمديده‏ات منيت‏يابند و به واجبات و سنتها و احكام تو عمل شود ." ‏
‏2 . درخواست‏خشنودى خدا: امام حسين عليه السلام در كنار قبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به درگاه خداوند عرض مى‏كند: "اللهم انى احب المعروف وانكر المنكر وانا اسئلك يا ذالجلال والاكرام بحق القبر ومن فيه الا اخترت من امرى هذا ما هو لك رضا ولرسولك فيه رضى; خدايا! براستى من معروف را دوست دارم و منكر را زشت مى‏دارم . اى خداى بزرگ و بزرگوار! من از تو مى‏خواهم به حق اين قبر [پيامبر اكرم] و كسى كه درون آن است، كه براى من در اين قيام آنچه رضايت تو و پيامبرت در آن است پيش‏آورى ." ‏
‏3 . هرچه خدا بخواهد: پس از آنكه امام حسين عليه السلام از مدينه به سوى مكه حركت كرد، در مكه سخنان زيادى ايراد فرمود . در يكى از آنها فرمود: "الحمد لله وما شاء الله ولا قوة الا بالله ... رضى الله رضانا اهل البيت نصبر على بلائه; سپاس براى خداست، آنچه خدا بخواهد [همان خواهد بود] و قوتى جز براى خدا نيست ... ، خشنودى خدا، خشنودى ما اهل‏بيت است و در مقابل بلاى او صبر مى‏كنيم ." ‏
‏4 . فقط براى خدا: هنگامى كه تير به سينه حضرت اصابت كرد و به زمين افتاد فرمود: "بسم الله وبالله وفى سبيل الله وعلى ملة رسول الله; به نام خدا و به ياد خدا و در راه خدا و بر دين رسول خدا [شهيد مى‏شوم] ." ‏
الهى در رهت از سرگذشتم ‏
هم از عون و هم از جعفر گذشتم ‏
رضا دادم تنم بى‏سر بگردد ‏
ستوران بر همه پيكر بگردد ‏
رضا دادم كه اكبر كشته گردد ‏
تن پاكش به خون آغشته گردد ‏
زكينه پيكرم پامال گردد ‏
زعشقت‏سر زنى بر دار گردد ‏
امام حسين عليه السلام نه تنها در لحظه شهادت زمزمه "فى سبيل الله‏" به زبان داشت‏بلكه هميشه در صبحگاهان و شامگاهان اين دعا را به زبان داشت: "بسم الله وبالله ومن الله و الى الله وفى سبيل الله وعلى ملة رسول الله، و توكلت على الله، ولا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم . اللهم انى اسلمت نفسى اليك، ووجهت وجهى اليك وفوضت امرى اليك، اياك اسال العافية من كل سوء فى الدنيا والآخرة; به نام خدا و به ياد خدا، از خداوند و به سوى او، و در راه او، بر آيين پيامبر او، و بر خداوند توكل كردم و نيرو و قدرتى جز به [اراده] خداوند بزرگ نيست . پروردگارا! جانم را به تو تسليم كرده و چهره‏ام را به سوى تو گردانده و كارم را به تو واگذار نموده و از تو سلامتى از هر بدى در دنيا و آخرت را خواهانم ." ‏
در سراسر دعاى فوق خدامحورى، رضايت الهى، و خشنودى به رضايت‏خداوند موج مى‏زند . ‏
‏2 . صبر و بردبارى ‏
يكى ديگر از صفات نيكو و كليدى انسان، صفت صبر و بردبارى است، صبر حالتى است نفسانى كه اگر به حد اعلاى خود برسد انسان را از بى‏قرارى و اضطراب و شكايت از قضاى الهى در برابر حوادث باز مى‏دارد و قدرت ايستادگى در مقابل نفس و خواسته‏هاى آن را پيدا مى‏كند و بر انجام واجبات و طاعات پايدار خواهد ماند; به همين جهت در منابع دينى صبر به سه قسم تقسيم شده است; صبر در مقابل بلاها و مصائب كه نيكوست، و نيكوتر از آن صبر بر طاعت و بندگى است، و برتر از همه بردبارى و استقامت در مقابل گناهان و شهوات است . ‏
صبر در قرآن ‏
در قرآن كريم، آيات فراوانى درباره صبر و استقامت آمده است . گاهى به انبياء و مؤمنان، دستور مى‏دهد كه صبر كنيد، مانند: ‏
‏"واصبر على ما اصابك ان ذلك من عزم الامور" ; "و در برابر مصايبى كه به تو مى‏رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم است ." ‏
‏"فاصبر ان وعد الله حق‏" ; "پس صبر و شكيبايى پيشه كن كه وعده خدا حق است ." ‏
و گاهى دستور مى‏دهد كه همديگر را به صبر توصيه نماييد، مانند "وتواصو بالصبر" ; "همديگر را به صبر سفارش كنيد ." ‏
و گاه صابران را با زبانهاى مختلف مورد تشويق و بشارت قرار مى‏دهد، مانند: "وبشر الصابرين‏" ; "به صابران بشارت ده‏" . ‏
‏"والله يحب الصابرين‏" ; "خداوند صابران را دوست دارد ." ‏
‏"ان الله مع الصابرين‏" ; "براستى خداوند با بردباران است ." ‏
و در آيه‏اى دستور مى‏دهد كه از صبر استمداد بجوييد: "استعينوا بالصبر" ; "از صبر يارى بجوييد ." ‏
و در برخى آيات پاداش بى‏حساب صبر و شكيبايى را گوشزد نموده است، مانند اين آيات: ‏
‏"ولنجزين الذين صبروا اجرهم باحسن ما كانوا يعملون‏" ; "و به كسانى كه صبر و استقامت پيشه كردند، مطابق بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد ." ‏
‏"ونعم اجر العاملين الذين صبروا" ; "چه خوب است پاداش عمل‏كنندگان; همانها كه صبر و استقامت ورزيدند ." ‏
‏"انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب‏" ; "همانا صابران اجر و پاداش خود را بى‏حساب دريافت مى‏دارند ." ‏
صبر در روايات ‏
در روايات هم به تعبيرات ارزشمندى درباره صبر برمى‏خوريم، مانند: ‏
‏1 . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله: "الصبر كنز من كنوز الجنة; صبر گنجى از گنجهاى بهشت است . ‏
‏2 . على عليه السلام: "الصبر عون على كل‏امر; صبر به [پيشرفت] هر كارى كمك مى‏كند . و فرمود: "ان صبرت ادركت‏بصبرك منازل الابرار; اگر صبر كنى به مقامات ابرار مى‏رسى ." ‏
‏3 . در روايتى مى‏خوانيم: "والصبر راس الايمان، فلا ايمان لمن لا صبر له; بردبارى سر ايمان است، پس هر كسى صبر نداشته باشد، ايمان ندارد ." ‏
‏4 . امام صادق عليه السلام فرمود: "انا صبر و شيعتنا اصبر منا لانا نصبر على ما نعلم وشيعتنا يصبرون على ما لا يعلمون; ما خيلى بردباريم و شيعيان ما از ما بردبارترند، چرا كه ما بر آنچه مى‏دانيم صبر مى‏كنيم ولى شيعيان ما بر چيزهايى كه آگاهى از [عواقب] آن ندارند شكيبايى مى‏كنند ." ‏
‏5 . از حضرت مسيح عليه السلام نقل شده است كه فرمود: "انكم لا تدركون ما تحبون الا بصبركم على ما تكرهون; براستى شما به آنچه دوست داريد نمى‏رسيد مگر با صبر و بردبارى بر آنچه بد مى‏داريد ." ‏
‏6 . امام حسين عليه السلام فرمودند: "من اصابته مصيبة فقال اذا ذكرها "انا لله وانا اليه راجعون‏" جدد الله له من اجرها مثل ما كان له يوم القيامة; هر كسى مصيبتى به او رسد، پس هرگاه كه به ياد آن مصيبت مى‏افتد بگويد: "ما از خداييم و به سوى خدا باز مى‏گرديم ." ، خداوند در روز قيامت پاداش او را [هر مقدار كه تكرار كند] به ميزان پاداش مصيبتى كه به او رسيده است تجديد مى‏كند ." ‏
‏7 . امام صادق عليه السلام درباره آثار صبر فرمودند: "الصبر يظهر ما فى بواطن العباد من النور والصفاء، والجزع يظهر ما فى بواطنهم من الظلمة والوحشة; صبر، آنچه را كه در درون بندگان از نور و صفا وجود دارد، آشكار مى‏سازد، و ناشكيبايى، آنچه را كه در درون آنها از ظلمت و وحشت است ظاهر مى‏سازد ." ‏
صبر در سيره امام حسين عليه السلام ‏
اگر بنا است‏براى صبر و صابران الگوى كامل و جامعى معرفى نمود، يكى از آنها سرور شهيدان، حسين بن على عليه السلام است كه صبر را با تمام اقسام و ابعادش در زندگى و رفتار خويش به بشريت نشان داد و با سركشيدن جام تلخ صبر و بردبارى، تمام ثمرات شيرين آن را در دنيا و آخرت نصيب خويش نمود . او از كودكى در مقابل فقر و ندارى، مصائب مادر و پدر و برادر، ظلمهاى ستم‏گران، آوارگى از مدينه تا كربلا، تشنگى و گرسنگى، شهادت برادران و فرزندان و ياران و صدها مصيبت ديگر صبر و شكيبايى نمود تا آنجا كه صبر را نيز از تحمل و بردبارى خود خجل كرد . اينك به برخى از نمونه‏هايى كه در تاريخ و روايات به آنها اشاره شده مى‏پردازيم: ‏
‏1 . صبر در مقابل ستمگرى معاويه: پس از شهادت امام مجتبى عليه السلام، گروهى از كوفيان و ديگر شهرها به امام حسين عليه السلام نامه نوشتند و تقاضاى قيام كردند . امام در جواب آنها فرمود: "همانا نظر برادرم - كه خدا او را رحمت فرمايد - وفادارى به پيمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم‏كاران است كه رستگارى و پيروزى به همراه دارد، پس تا معاويه زنده است، در جاى خود باشيد [و صبر پيشه كنيد،] پنهان كارى نماييد، اهداف خود را مخفى كنيد تا مورد سوء ظن قرار نگيريد، پس هرگاه معاويه از دنيا برود و من زنده باشم، نظر نهايى خود را به شما اعلام مى‏كند، ان شاء الله ." ‏
در نامه فوق حضرت على‏رغم نظر خويش، فقط به خاطر تعهد نسبت‏به صلح امام حسن عليه السلام با معاويه، هم خود و هم ياران خويش را دعوت به صبر و تحمل مى‏كند . ‏
در جاى ديگر فرمود: "قد كان صلح وكانت‏بيعة كنت لها كارها فانتظروا مادام هذا الرجل حيا فان يهلك نظرنا ونظرتم; قرارداد صلح و بيعتى [بين ما] وجود دارد كه خوشايند من نيست [ولى با اين حال صبر و تحمل مى‏كنم ]. شما هم تا معاويه زنده است منتظر باشيد، پس آنگاه كه بميرد ما و شما تجديد نظر مى‏كنيم ." ‏
‏2 . صبر در مقابل اهانت‏به جنازه امام حسن عليه السلام: وقتى مراسم غسل و تكفين امام حسن عليه السلام تمام شد، امام حسين عليه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت‏برادر را در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله دفن كند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطرى شد و خود را به عايشه رساند و او را تحريك كرد كه جلو اين كار را بگيرد . اندكى بعد تعدادى از مخالفان به رهبرى عايشه صف كشيدند و خطاب به امام حسين عليه السلام گفتند: سوگند به خدا نمى‏گذاريم حسن را در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله دفن كنيد . امام حسين عليه السلام فرمودند: "اينجا خانه رسول خدا صلى الله عليه و آله است و تو اى عايشه يكى از همسران نه‏گانه آن حضرت هستى، كه اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جايگاه قدمهاى خود از اين خانه سهم دارى . " ‏
در اينجا بنى‏هاشم دست‏به شمشير بردند و نزديك بود جنگى پديد آيد; اما امام حسين عليه السلام به خاطر عمل كردن به وصيت‏برادرشان مبنى بر اينكه خون‏ريزى صورت نگيرد، صبر كردند و فرمودند: "الله الله ان تفعلوا وتضيعوا وصية اخى وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصى الى ان لا اهريق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفك; خدا را، خدا را [پروا كنيد]، مبادا كارى انجام دهيد كه وصيت‏برادرم ضايع گردد ." و خطاب به عايشه فرمود: "سوگند به خدا! اگر برادرم وصيت نكرده بود كه مبادا قطره‏اى خون ريخته شود، او را [در كنار پيامبر] دفن مى‏كردم ولو اينكه بينى تو به خاك مى‏ماليده شود ." ولى عايشه و طرفداران او دست‏برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تيرباران كردند . ‏
‏3 . فقط صابران بيايند: امام حسين عليه السلام هر چند ياران و اصحاب معدودى داشت، ولى اين‏گونه نبود كه هر كس را به يارى دعوت كند، و نصرت هر بى‏صبر و تحملى را بپذيرد; بلكه با صراحت اعلام كرد كه فقط صابران بيايند و بمانند: "ايها الناس فمن كان منكم يصبر على حد السيف وطعن الاسنة فليقم معنا و الا فلينصرف عنا; اى مردم! هر كدام از شما كه مى‏تواند بر تيزى شمشير و ضربات نيزه‏ها صبر كند با ما قيام كند [و بماند] وگرنه از ميان ما بيرون رود [و خود را نجات دهد] ." ‏
گفت اى گروه هر كه ندارد هواى ما ‏
سرگيرد و بيرون رود از كربلاى ما ‏
‏4 . صبر تا مرز تنهايى: آن حضرت در گوشه‏اى از نامه‏اش به محمد حنفيه نوشت: "فمن قبلنى بقبول الحق فالله اولى بالحق ومن رد على هذا اصبر حتى يقضى الله بينى وبين القوم بالحق; پس هركس حقيقت مرا بپذيرد [و از من پيروى كند، راه خدا را پذيرفته و] خدا به حق اولى است و هر كس رد كند [و من را تنها گذارد] صبر مى‏كنم تا خداوند ميان من و اين قوم به حق داورى كند ." ‏
‏5 . روز عاشورا و صبر بى‏پايان: وقتى روز عاشورا فرا رسيد و فشار نظامى، تشنگى و مشكلات ديگر هجوم آوردند، ياران اطراف حسين عليه السلام را گرفتند و نگاه به چهره او دوختند، تا ببينند چه رهنمودى مى‏دهد . امام حسين عليه السلام به راستى صحنه‏هاى بسيار زيبايى از پشت پرده‏هاى صبر را به نمايش گذاشت كه به برخى موارد آن اشاره مى‏شود: ‏
الف) خطاب به ياران با چهره‏اى گشاده و با نفس آرام فرمود: "صبرا بنى الكرام فما الموت الا قنطرة عن البؤس والضراء الى الجنان الواسعة والنعيم الدائمة; اى فرزندان كرامت و شرف! شكيبا باشيد، مرگ پلى بيش نيست كه ما را از مشكلات و سختيها به سوى بهشت وسيع و نعمتهاى جاويدان عبور مى‏دهد ." ‏
و در جاى ديگر فرمود: "ان الله قد اذن فى قتلكم فعليكم بالصبر; براستى خداوند اذن كشته شدن [و شهادت شما را] داده است، پس بر شما لازم است كه صبر كنيد ." ‏
ب) آن حضرت خطاب به احمد بن حسن عليه السلام، آنگاه كه بعد از جنگ آشكار برگشت و از عمو آب خواست، فرمود: "يابنى اصبر قليلا حتى تلقى جدك فيسقيك شربة من الماء لا تظما بعدها ابدا; (47) پسرم! مدت كمى شكيبايى كن تا جدت رسول‏خدا صلى الله عليه و آله را، ملاقات كنى، پس آنگاه از آبى سيرابت كند كه هرگز بعد از آن تشنه نشوى ." ‏
ج) امام حسين عليه السلام خطاب به على اكبرش هنگامى كه براى تجديد قوا آب خواست، فرمود: "اصبر حبيبى فانك لاتمسى حتى يسقيك رسول‏الله بكاسه; عزيز دلم صبر كن; زيرا به زودى از دست جدت رسول‏خدا صلى الله عليه و آله سيراب مى‏شوى . " ‏
راستى بسيار صبر و شكيبايى مى‏خواهد كه انسان جوانش را اين‏گونه به سوى مرگ و شهادت تشويق كند; آن هم جوانى چون على‏اكبر كه از تمام جهات به پيامبر صلى الله عليه و آله شباهت داشت . ‏
گمان مدار كه گفتم برو، دل از تو بريدم ‏
نفس شمرده زدم همرهت پياده دويدم ‏
محاسنم به كف دست‏بود و اشك به چشمم ‏
گهى به خاك فتادم گهى زجاى پريدم ‏
دلم به پيش تو، جان در فغان ديده به قامت
خداى داند و دل شاهد است من چه كشيدم ‏
هنوز العطشت ميزد آتشم كه زميدان ‏
صداى يا ابتاى تو را دوباره شنيدم ‏
پسرم! نه تيغ شمر مرا مى‏كشد نه نيزه خولى ‏
زمانه كشت مرا لحظه‏اى كه داغ تو ديدم ‏
د) آن‏گاه كه به درب خيمه زنها آمده و فرياد كشيد: سكينه، فاطمه، زينب، ام كلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه‏ها شروع به گريه كردند، حضرت خطاب به سكينه فرمودند: "يا نور عينى ... فاصبرى على قضاء الله ولا تشكى فان الدنيا فانية والآخرة باقية; اى نور چشمم! ... پس بايد بر تقديرات الهى صبر كنى و شكوه نكنى; چرا كه دنيا ناپايدار و آخرت ماندگار است ." ‏
ه) آخرين پرده‏ها از نمايش صبر حسين عليه السلام: آن حضرت چون آهن آب‏ديده و تيغ صيقل خورده هر چه بيشتر مصيبت مى‏ديد جلا و نورانيت‏بيشترى پيدا مى‏كرد . حميد بن مسلم مى‏گويد: حسين عليه السلام را در سخت‏ترين لحظه‏هاى عاشورا و جنگ ديدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصيبت زده‏اى] را نديدم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند در عين حال دلدار و استوارتر و قوى‏دل‏تر از آن بزرگوار باشد . چون پيادگان به او حمله مى‏كردند، او با شمشير بر آنها حمله مى‏كرد و آنها از راست و چپ مى‏گريختند; چنان كه گله روباه از شيرى فرار كند .آن‏گاه كه حضرت به زمين افتاده بود و لحظات آخر عمر خويش را سپرى مى‏كرد، آخرين پرده از شكوه و صبر خويش را با اين جملات به عرصه نمايش گذاشت: "صبرا على قضائك لااله سواك يا غياث المستغيثين ولا معبود غيرك، صبرا على حكمك; در برابر قضاى تو صبر مى‏كنم، خدايى جز تو نيست، اى پناه پناه‏آورندگان، و معبودى جز تو وجود ندارد، بر حكم تو صبر مى‏كنم ." ‏
‏3 . خدمت گزارى
از ديگر اوصاف انسانى، كه نشانگر رشد روحى افراد است، بخشش و خدمت‏گزارى است . خدمت‏به ديگران راه ميان‏برى است‏براى رسيدن به خدا و كمالات معنوى و همين‏طور راز موفقيت در همين دنيا است; به همين جهت در منابع دينى سخت روى خدمت‏گزارى و دستگيرى از ديگران تكيه و تاكيد شده است . ‏
خدمت‏گزارى در قرآن ‏
در فرهنگ قرآن مصاديق خدمت‏گزارى را در مسائلى همچون انفاق، احسان، امداد، حمايت از محرومان و مظلومان و قضاى حاجت، قرض‏الحسنه و ... مى‏توان جستجو كرد كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود: ‏
‏1 . انفاق به ديگران: "لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون ..." ; "هرگز به نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، انفاق كنيد ." ‏
‏2 . احسان: "واحسنوا ان الله يحب المحسنين‏" ; "احسان كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد ." ‏
‏3 . امداد ديگران: "وتعاونوا على البر والتقوى‏" ; "در راه نيكى و تقوا با هم تعاون كنيد ." ‏
دانى كه چرا خدا به تو داده دو دست
من معتقدم كه اندر آن سرى است
يك دست‏به كار خويشتن پردازى ‏
با دست دگر ز ديگران گيرى دست
‏4 . حمايت از مظلومان: "وما لكم لا تقاتلون فى سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان‏" ; "شما را چه شده است كه در راه خدا [و براى نجات] مردان و زنان و كودكانى كه [به دست‏ستمگران] تضعيف شده‏اند پيكار نمى‏كنيد ." ‏
خدمت‏رسانى در روايات ‏
در روايات هم از خدمت‏رسانى و خدمت‏گزارى با تعبيرات مختلف تشويق و بر آن تاكيد شده است كه به نمونه‏هايى اشاره مى‏شود: ‏
امام صادق عليه السلام فرمود: "ملعون ملعون من وهب الله له مالا فلم يتصدق منه شيئا; از رحمت‏خدا دور است، از حمت‏خدا دور است كسى كه خداوند به او مالى عنايت كند، ولى چيزى از آن صدقه ندهد ." ‏
‏2 . پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: "سيد القوم خادمهم; رئيس و آقاى هر قومى، خدمت‏گزار آن قوم است ." ‏
‏3 . امام على عليه السلام فرمودند: "السيد من تحمل اثقال اخوانه; آقا كسى است كه بار مشكلات سنگين برادران دينى خود را به دوش كشد ." ‏
خدمت‏گزارى در سيره حسين بن على عليه السلام ‏
‏1 . انديشه‏سازى ‏
امام حسين عليه السلام نه تنها انفاق و خدمت‏گزارى را در جامعه آن روز به نحو احسن و اعلى انجام مى‏داد بلكه تلاش داشت انديشه عالى و ديدگاه بلند خويش را درباره خدمت‏رسانى به جامعه اسلامى القاء نمايد . براى تحقق همين امر است كه فرمودند: "اى مردم! با ارزشهاى والاى اخلاقى زندگى كنيد و براى به دست آوردن سرمايه‏هاى سعادت شتاب كنيد، كار خوبى را كه براى آن شتاب نكرديد به حساب نياوريد، ستايش را با كمك كردن به ديگران به دست آوريد، با كوتاهى كردن سرزنشها را به جان نخريد، اگر نيكى به كسى روا داشتيد و آن شخص قدردانى نكرد نگران نباشيد; زيرا خداوند او را مجازات خواهد كرد، و خدا بهترين پاداش دهنده و بهترين هديه دهنده است ." آن‏گاه فرمودند: "واعلموا ان حوائج الناس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم فتحور نقما; بدانيد نيازهاى مردم به سوى شما، از نعمتهاى پروردگار براى شما است; پس نعمتها را [پس نزنيد و] از دست ندهيد كه دچار عذاب الهى مى‏شويد ." ‏
امام حسين عليه السلام در ادامه همان حديث‏باز به انديشه‏سازى مى‏پردازد و مى‏فرمايد: "ايها الناس من جاد ساد و من بخل رذل وان اجود الناس من اعطى من لايرجوا; اى مردم! هر كس بخشش كند، سرورى كند و هر كس بخل ورزد، پستى كرده است، و همانا بخشنده‏ترين مردم كسى است كه به انسانى كمك كند كه [به او] اميدى نداشته باشد ." ‏
همچنين آن حضرت درباره پاداش و پى‏آمد خدمت‏گزارى فرمودند: "من سعى فى حاجة اخيه المؤمن فكانما عبدالله تسعة الاف سنة صائما نهاره قائما ليله; كسي كه براى برطرف كردن نياز برادر مؤمنش تلاش كند، گويا خدا را نه هزار سال عبادت كرده است كه روزهايش را روزه‏دار و شبهايش را بيدار بوده است ." ‏
چنان كه در روايت ديگرى فرمود: "ان المسالة لاتحل الا فى احدى ثلاث دم مفجع اودين مقرح او فقر عدقع; كمك خواستن از ديگران حلال نيست مگر در سه مورد: ‏
‏1 . [پرداخت] خون بها، 2 . دين و قرض كمرشكن، و 3 . فقر ذلت‏بار ." ‏
‏2 . خدمت‏گزارى در عمل ‏
در ذيل نمونه‏هايى از خدمت‏گزارى امام حسين عليه السلام را برمى‏شمريم بدان اميد كه از آن امام خدوم الگو گيريم . ‏
الف) مردى از انصار نزد امام حسين عليه السلام آمد . مى‏خواست نياز خود را مطرح كند، ولى امام حسين عليه السلام به او فرمودند: "يا اخا الانصار صن وجهك عن بذلة المسالة وارفع حاجتك فى رقعة فانى آت فيها ما سارك ان شاء الله; اى برادر انصارى! آبرويت را از اينكه آشكارا درخواست كنى نگهدار و درخواست‏خود را به صورت كتبى عرضه كن، و من نيز طورى عمل مى‏كنم كه زمينه شادى و خوشحالى تو فراهم شود، ان‏شاءالله ." ‏
آن مرد به حضرت چنين نوشت: اى اباعبدالله! فلانى از من پانصد دينار [سكه طلا] طلبكار است و براى دريافت آن پافشارى مى‏كند . با او گفتگو فرماييد تا زمان ميسر شدن مهلت دهد . ‏
هنگامى كه امام حسين عليه السلام نامه را خواند، به منزل خود رفته، كيسه‏اى كه در آن هزار دينار بود آورد و به او داد و سپس فرمود: "پانصد سكه آن را به قرضت‏بده و پانصد سكه ديگر را كمك خرج زندگى خود ساز و حاجت‏خود را فقط با سه گروه مطرح كن: ديندار، جوانمرد، و ريشه‏دار [و آن كه از نظر خانوادگى اصالت دارد] . اما ديندار براى حفظ دين خود حاجت تو را برآورده مى‏سازد و جوانمرد از مردانگى خود شرم مى‏كند و انسان ريشه‏دار مى‏داند كه تو با اين رو انداختن به او، از آبرويت مايه گذاشتى، لذا با برآوردن نيازت آبروى تو را حفظ مى‏كند ." ‏
به جهت همين حفظ آبروى افراد بود كه تمام ائمه ما از جمله امام حسين عليه السلام شبانه و مخفيانه و سر و صورت بسته به فقرا كمك مى‏كردند . ‏
ب) حضرت امام حسين عليه السلام آن‏قدر كمك و خدمت‏رسانى به فقراء داشت كه پشت و بازويش زخم شده بود . از شعيب بن عبدالرحمان خزاعى نقل شده است كه: "وجد على ظهر الحسين بن على يوم الطف اثر فسالوا زين العابدين عن ذلك فقال: مما كان ينقل الجراب على ظهره الى منازل الارامل واليتامى والمساكين; بر پشت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا اثر [زخمى] يافت‏شد، پس از امام زين‏العابدين عليه السلام درباره آن سؤال كردند، حضرت فرمود: [اين اثر] مربوط به انتقال بارها است كه حضرت [شبانه] به منزل بى‏سرپرستها و يتيمان و فقيران مى‏برد ." ‏
ج) روزى امام حسين عليه السلام براى عيادت "اسامة بن زيد" به خانه او رفت كه سخت‏بيمار بود، وقتى نگاه او به امام افتاد آهى كشيد و از اندوه خود ياد كرد . حضرت فرمودند: "وما غمك يا اخى؟ اى برادر! چه اندوهى دارى؟" ‏
اسامه عرض كرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهكارم . حضرت فرمودند: "اداى دين تو بر عهده من است . " اسامه گفت: مى‏ترسم از دنيا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: "لن تموت حتى اقضيها عنك; پيش از آنكه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را مى‏پردازم ." ‏
د) روزى امام حسين عليه السلام با جمعى از دوستان وارد باغ خود در مدينه شد . غلام آن حضرت به نام "صافى‏" نگهبان آن بود . امام به گونه‏اى وارد شد كه غلام متوجه او نشد، حضرت ديد او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب كرد; زيرا او هر قرص نانى كه برمى‏داشت نصف آن را به سوى سگى كه در پيش روى او بود مى‏انداخت . ‏
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسيدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانى كه برمى‏داشتى نصف آن را به سگ باغ مى‏دادى؟ غلام عرض كرد: من غلام شما و نگهبان اين باغم و اين سگ نيز نگهبان اين باغ است . وقتى سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه مى‏كرد . من حيا كردم كه او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از اين رو هر قرص نان را مساوى تقسيم كردم . ‏
حضرت از پاسخ غلام به گريه افتاد و فرمود: "ان كان كذلك فانت عتيق لله تعالى ووهبت لك الفى دينار; اگر چنين است تو را در راه خدا آزاد كردم و دو هزار دينار نيز به تو بخشيدم ." ‏
غلام گفت: اگر مرا آزاد كنى من دست از تو برنمى‏دارم و باغبان تو در اين باغ باقى ميمانم . وقتى امام وفادارى او را ديد، همه باغ را به او بخشيد و فرمود: "انسان بزرگوار بايد عمل او گفتارش را تاييد كند ... اين باغ را با آنچه در آن است‏بتو بخشيدم، پس دوستان مرا ميهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قيامت كرامت‏ببخشد، و اخلاق نيكو و ادب تو را مبارك گرداند ."

www.sedayedalat.com

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما