مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
بهداشت در خانواده
جوان و جوانی
همسران
پیوندهای ویژه  
دست کشیدن به صورت پس از دعا...
حکم وطن در روزه و اعراض از آن
در کلاس درس امیرالمومنین(علیه...
خطاب خدا به موسی: تو هرگز نتوانی...
رابطه محکم نماز شب و افزایش...
جهان از پرتو نور حضرت محمد صلی...
خطبه حضرت علی در نخستین روز...
چرا دختران زودتر از پسران مکلف...
نهاد خانواده
براي فرزندان خود چه نامي بگذاريم؟
ازدواج نامطلوب
مادران و نگرانی های رایج از...
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
صداقت های خطرناک
نقش ميدان مغناطيسى در حفاظت...
شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران،...
مجمع مهدیه های سراسر کشور
گام های عملی در تقویت اعتماد...
روزه در بیماران دیابت ی و قلبی
راه هایی ساده برای محافظت از...
تکنولوژی لمسی در تلفن های هوشمند...
حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد...
آسمان های تسخیر امام مهدی علیه...
زیارت امام زمان (ع) در روز جمعه...
امام انسان مافوق است یا مافوق...
فرق بین غیبت و عدم وجود
آیا تأخیر در فرج،موجب قساوت...
مکیال المکارم فی فوائد الدعاء...
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
چرا بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی...
لیبرال‌های دین‌دار
نگاه نامتوازن به عرصه‌ی فرهنگ...
حزب جمهوری اسلامی و مدارا...
نگاهی مختصر به نقاط مثبت و منفی...
دلیل نام گذاری حماسی سال ۱۳۹۲...
سخنرانی امام، ۱۵ خرداد و همه...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
شاه در برابر طوفان‌ها خود را...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
هر ایرانی سالی 340 قرص می خورد
عضو انجمن هیات مدیره انجمن داروسازان ایران هشدار داد : ایران از نظر میزان مصرف خودسرانه دارو سه برابر...
رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش‌بس در غزه موافقت کرد
منابع موثق از موافقت مقامات رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش بس در غزه خبر می دهند.
کرمی: می‌خواهم سومین مدال بازی‌های آسیایی را بگیرم/ باید به اتفاقات خوب در اینچئون فکر کنیم
کاپیتان تیم‌ ملی تکواندو گفت: می‌خواهم برای چهارمین بار در بازی‌های آسیایی شرکت کنم و سومین مدال خوشرنگ...
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 4264    چهارشنبه 11 فروردین 1389 
 

ديدگاه علماي اهل سنت دربارة نهضت كربلا


ديدگاه علماي اهل سنت دربارة نهضت كربلا

حجج اسلام و المسلمين پيشوائي و ناصري

استاد پيشوايي: ديدگاه علماي اهل سنت دربارة نهضت كربلا، در نگاهي كلّي، به سه دسته تقسيم مي‌شود: 1. تأييد حركت امام حسين (ع): گروهي از آنان، به تأييد و ستايش قيام امام حسين(ع) پرداخته‌ و حتي برخي از آنان، يزيد را كافر دانسته‌اند. به ابوالفرج ابن جوزي از سران اين ديدگاه اشاره مي‌كنيم: ابوالفرج ابن جوزي: وي، از علماي بزرگ اهل سنت، محدث، مورخ، واعظ، و داراي كتاب‌هاي فراواني است؛ مهم‌ترين كتاب وي، المنتظم است. وي يزيد را به شدت محكوم و از امام حسين جانبداري مي‌كند. سبط بن جوزي (نوة وي) در كتاب تذكرة الخواص، مي‌گويد: جد من، يزيد را لعن مي‌كرد. كساني از متعصبين اهل سنت به وي خرده گرفتند. در پاسخ به آنان گفت: قرآن مجيد، كساني را لعن و نفرين كرده و از جهنميان دانست، كه از يزيد، گناه كمتري داشته‌اند؛ حال آن كه گناه يزيد، بسي افزون‌تر از آنان است. و ذكر جدّي ابوالفرج في كتاب الرّد علي المتعصب العنيد المانع من ذمّ يزيد و قال: سألني سائل فقال: ما تقول في يزيد بن معاوية؟ فقلت له: يكفيه ما به (و السكوت اصلح) فقال: اتجوّز لعنته؟ فقلت له: أجازها العلماء الورعون، منهم احمد بن حنبل، فانه ذكر في حق يزيد، ما يزيد علي اللعنة.[1] و نيز در ادامه محكوميت يزيد مي‌نويسد: و قد قال جدّي ايضاً في كتاب الردّ علي المتعصب العنيد: قد جاء في الحديث لعن من فعل ما لا يقارب معشا رعشر فعل يزيد و ذكر الأحاديث التي فرّجي النجاري و مسلم في الصحيحين ...[2] 2. محكوم دانستن حركت امام حسين (ع): برخي، از يزيد جانبداري كرده‌اند و كار او را مشروع و قيام امام حسين را، خروج و شورش دانسته‌اند. به چند تن از سران اين ديدگاه اشاره مي‌كنيم: ابن عربي مالكي: وي غير از محي الدين عربي (صاحب فصوص الحكم، عارف به نام اهل دمشق و از بزرگان عرفان اهل سنت) است. ابن عربي مالكي متعلق به قرن چهارم، متعصب و از اندلس بوده است. وي كتابي دارد به نام «العواصم من القواصم». او حوادث ناگوار و كمرشكن پس از رحلت رسول اسلام (ص) را «قواصم» (كمرشكن) و كساني را كه خدا براي در امان‌ داشتن مسلمين از اين حوادث برانگيخت، «عواصم» (نگه دارنده و حفظ كننده) ناميده است. وي قيام امام حسين (ع) را به شدت محكوم كرده و آن را از «قواصم» و طرح خلافت يزيد از طرف معاويه را از عواصم (حفظ كننده از اختلاف و فتنه) دانسته است. وي مي‌گويد: «خرج الحسين من دينه، قتل بسيف جده؛ حسين (ع) از دين خارج شد و به شمشير جدش كشته گرديد.» البته به اين صورت نمي‌گويد، ولي صغري و كبري و نتيجه‌گيري‌اش اين است: جد حسين بن علي‌، مسلمانان را به وحدت فرا مي‌خواند، و او برخلاف آن عمل كرد. او مي‌نويسد: و ما خرج اليه (الحسين) أحد، المحذّر (عن) الدخول في الفتن، و اقواله في ذلك كثير، منها قوله ـ ص ـ إنه ستكون هنات و هنات، فمن اراد ان يفرّق امر هذه الأمة، و هي جميع فاضربوه بأليف كائناً من كان. فما خرج الناس الا بهذا و امثاله.[3] مي‌گويند: اگر امام حسين براي پاسداشت حرمت خويش در مدينه مي‌نشست، چنين حوادثي رخ نمي‌داد. سلفي‌ها: وهابي‌هاي امروزي نيز از اين گروه‌اند و افتخارشان اين است كه صحابه را الگوي خويش قرار داده‌اند. اينان عليه شيعه تيغ كين آخته‌اند. ابن تيميه، شيعه را رافضي خوانده و مي‌گويد: رافضه (شيعه) اضلّ من اليهود و عبدة الاصنام؛ رافضه (شيعه) از يهود و بت پرستان گمراه‌تر‌اند. آنان به نيكي به جايگاه عترت آگاهند، اما از روي عناد و لجاجت، رفتارشان به راه و رسم ناصبيان است. ابن تيميه هر جا سخن از فضيلت اهل بيت به ميان آمده بسيار كوشيده، آن را انكار كند. با آن‌كه علي (ع) خليفه مسلمين بوده، و از اصحاب بزرگ رسول خدا (ص) و اهل سنت صحابه را تقديس مي‌كنند، اما همه جا سعي مي‌كنند فضيلت و منقبت علي(ع) را انكار كند، و در اين باره به ياوه گويي پرداخته است. 3. ديدگاه ميانه: دو ديدگاه نخست، رو در روي هم‌اند. اما ديدگاه سوم از آنِ شافعيان و برخي علماي منصف اهل سنت است. اين ديدگاه ملايم و معتدل است. اينان، يزيد را فاسق و آلوده، و قيام حسين (ع) عليه يزيد را به حق مي‌دانند. با وجود اين مي‌گويند: حسين (ع) نيروي لازم براي اين كار را در اختيار نداشت، بدين روي محاسبات وي درست نبود. و قيامش به شكست انجاميد. شافعيان: ديدگاه شافعيان به اهل بيت نزديك است؛ آنان به پيروي از امام خود (شافعي) درباره قيام امام حسين (ع) ديدگاه ميانه‌اي را برگزيدند. غزالي: غزالي را با «اما» و «اگر» هايي مي‌توان از اين گروه دانست. وي را در زمان زندگي‌اش، به حجة الاسلام ملقب ساختند. وي در تاريخ اسلام نخستين كسي است كه بدين لقب خوانده شده است. غزالي در جايي از كتاب احياء العلوم به آفات زبان، غيبت، بدگويي و هتك عرض مؤمن مي‌پردازد و مي‌گويد: بدگويي مسلمان براي هيچ مسلماني جايز نيست. حتي ناسزاگويي به يزيد هم جايز نيست؛ زيرا ثابت نشده كه او حسين بن علي را كشته است. از سخن وي دانسته مي‌شود، اگر ثابت شود كه حسين (ع) را يزيد كشته، ناپسند و ناروا بوده است. اما در كتاب ديگرش، سرالعالمين، (اگر ثابت شود كه اين كتاب تأليف او است، و نيز اگر ثابت شود كه اين كتاب را پس از احياء علوم، نوشته) نشان مي‌دهد كه از ديدگاه خويش، باز گشته است. در صفحات نخستين، سرالعالمين بحث دو خليفه در يك زمان را مطرح و از قيام امام حسين (ع) دفاع مي‌كند و پاره‌اي از خوارق عادات اهل البيت و امام حسين را بيان مي‌كند كه اگر شيعه‌اي چنين مي‌كرد، به غلوّ متهم مي‌گشت. تفتازاني: وي متكلمين قرن هشتم و از اهل سنت است. كتاب شرح المقاصد وي مشهور است. در جلد 4 و 5 آن از خلافت و بيعت سخن گفته و امامت را خلافت و زمامداراي مسلمين دانسته، نه رهبري مسلمين. وي در اين كتاب، به مظلوميت اهل البيت اشاره مي‌كند. و مي‌گويد: و اما ما جري بعدهم (بعد الصحابة) من الظلم علي اهل بيت النبي ـ ص ـ، فمن الظهور بحيث لامجال للأخفاء، و من الشناعة بحيث لا اشتباه علي الأراء اذ تكاد تشهد به الجماد و الأجماع و يبكي له من في الارض و السماء و تنهدّ منه الجبال و تنشق الصخور و يبقي سوء عمله علي كرّ الشهور و مرّ الد هور فلعنة الله علي من باشر أو رضي او سعي و عذاب الآخرة اشدّ و ابقي، فإن قيل فمن علماء المذهب من لم يجوز اللعن علي يزيد مع علمهم بأنه يستحق ما يربو علي ذلك و يزيد قلنا تحامياً عن أن يرتقي الي الأعلي فالأعلي كما هو شعار الروافض علي ما يروي في ادعيتهم و يجري في انديتهم ...[4]؛ به اهل البيت پيامبر (ص) ستم روا داشتند، آن را كسي نمي‌تواند پرده پوشي كند. اين ستم، به حدي بوده كه، هر آن چه را در زمين و آسمان است به گريه واداشته و از شدت آن سنگ‌ها شكافته مي‌شود و گذشت زمان‌ها و ماه‌ها، آن را از ياد نمي‌برد. لعنت خدا بر كسي باد كه در اين ستم، مباشرت ورزيده يا بدان خرسند گشته است. كساني از علماي اهل سنت، لعن به يزيد را جايز ندانسته‌اند. با آن كه مي‌دانستند يزيد بيش از اين، سزاوار لعن و نفرين است. زيرا مي‌دانستند اگر لعن به يزيد جايز دانسته شود، به او متوقف نمي‌شود و كساني بزرگ تر از او نيز لعن مي‌شوند ... ابن خلدون: وي در كتاب مقدمه، درباره خلافت، امامت و زمامداري مسلمين و وليعهدي، سخن گفته و نه به تمامي يزيد را محكوم مي‌كند و نه به تمامي از حسين (ع) جانبداري. مي‌گويد: يزيد از آن روي كه فاسق بوده، خروج بر وي واجب بوده است. فساد و فسق يزيد بر همه مسلمين آشكار بود و از اين روي كار امام حسين (ع) درست بود و ايشان در اين كار برحق و از كاري شايسته فراتر بوده است. وي خود را شايسته خلافت مي‌دانست، اما پايگاه اجتماعي وي كافي نبود پيرو و حامي نداشت. به اميد ياري اهل كوفه قيام كرد. حسين (ع) (العياذ بالله) در اين امر دنيوي اشتباه كرد. وي مي‌گويد: و اما الحسين فإنّه لما ظهر الفسق يزيد عند الكافه من اهل عصره، بعثت شيعه اهل البيت بالكوفة للحسين. أن ياتيهم فيقوموا بامره، فرأي الحسين أنّ الخروج علي يزيد متعيّن، من اجل فسقه، لاسيّما من له القدره علي ذلك و ظنّها من نفسه بأهليته و شوكته فاما الاهليه فكانت كما ظن. و زيادة و اما الشوكة فغلط برحمة الله. فيها لأن عصبيه معز كانت في قريش و عصبية عبد مناف انما كانت في بني امية تعرف ذلك لم قريش و سائر الناس و لا يفكرونه... فقد تبيّن لك غلط الحسين، إلا أنّه في امر دنيوي لايغرّه غلط فيه؛ و اما الحكم الشرعي فلم يغلط فيه لأنه منوط بظنه و كان ظنه القدرة علي ذلك.[5] وي قيام امام را دنيوي (تشكيل حكومت) و محاسبات آن حضرت را اشتباه مي‌داند، و از آن رو كه دنيوي است بدون قبح مي‌شمارد. در حالي كه حسين (ع) همواره قيامش را براي امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با بدعت و از باب انجام وظيفه و تكليف خوانده است. ايشان، حتي يك بار، از پيروزي خود، و شكست يزيد سخن به ميان نياورده تا گفته شود او در محاسباتش اشتباه كرده و نيروي لازم براي پيروزي در اختيار نداشته است؛‌ اين را از خطبه‌ها و سخنراني‌هاي امام (ع) به روشني مي‌توان فهميد. استاد ناصري: ديدگاه متفاوت اهل سنت درباره عاشوراي حسيني از آن روي است كه آنان داراي مباني و نگرش‌هاي متفاوتي‌اند. از زواياي گوناگون و احياناً تحت تأثير شرايط متغير به اين رخداد عظيم تاريخي و يا گوشه‌هاي آن نگريسته و اظهار نظر كرده‌اند. از اين رو در اين مجال كوتاه به مباني آنان اشاره مي‌كنيم. قبل از پرداختن به مباني و علل چند گانگي آراء اهل سنت، لازم به يادآوري است كه به طور كلي اهل سنت به دو دسته كلي درباره عاشورا تقسيم شده‌اند. اكثريت آنان در هر دوره به ديدگاه تشيع نزديك‌اند و اقليتي قيام امام حسين را به چالش خوانده‌اند و اين كه به مباني و علل چالش اقليت اهل سنت در مورد عاشورا مي‌پردازيم.‌ 1. مشروعيت خليفه اسلامي: آنان كه از يزيد در برابر امام حسين(ع) جانبداري كرده‌اند، در واقع حكومت وي را مشروع و او را خليفه برحق مسلمين مي‌دانند؛ بدين روي مخالفت با او را طغيانگري، شورش و امري طاغوتي تلقي مي‌كنند. شخصيت‌هايي مانند غزالي، ابن عربي و ابن تيميه از اين گروهند. اين دسته از علماي اهل سنت در اقليت‌اند. براي نقد اين ديدگاه، بايد ديدگاه اهل سنت درباره مشروعيت خلافت ديني، شرايط خليفه، سيره صحابه و خلفاي راشدين را بحث و بررسي كرد. در اين صورت به آنان مي‌توان گفت اهل سنت چنان كه فقهاء معروف آنان چون ابويعلي و ماوردي و احمد حنبل و ديگران آورده‌اند شروطي براي خلافت اسلامي بيان كرده‌اند، همين طور شروطي براي مكانيزم انتقال خلافت از خليفه پيشين به فرد پسين مطرح نموده و لازم دانسته‌اند كه در كتاب‌هاي آنان به طور مفصل آمده است و بنده در كتاب «انقلاب كربلا از ديدگاه اهل سنت» نقل كرده‌ام. اين شروط اعم‌اند از صفات خليفه اسلامي يا مكانيزم و سازوكار انتقال خلافت. هيچ كدام بر يزيد بن معاويه صدق نمي‌كند، چنان كه شرايط و چگونگي انتقال خلافت، منطبق با نحوه به خلافت رسيدن يزيد نيست. دانستن حديث، عدالت، تبديل نكردن خلافت به سلطنت، از شرايطي‌اند كه يزيد، فاقد آن است. وي از صحابه به شمار نمي‌آيد؛ هرچند عده اندكي كوشيدند وي را در شمار صحابه قرار دهند. مقام فقهي و حديثي نداشته چنان كه از لحاظ عدالت نيز به گواهي تاريخ، قابل دفاع نيست از اين رو بسياري از اهل سنت به معاويه خرده گرفتند كه وي خلافت اسلامي را به ملوكيت و امامت را به سلطنت تبديل كرد. و برخي از آنان از پيامبر نقل كردند: الخلافة بعدي ثلاثون سنه و بعده يصير ملوكا؛ خلافت، پس از من، تنها سي سال را دربرمي‌گيرد. اين دوران تا پايان دوران امام حسن (ع) را دربرمي‌گيرد و پس از آن را شامل نمي‌شود. اين حديث مورد قبول بزرگان اهل سنت است؛ از جمله سيوطي نيز خلافت يزيد بلكه معاويه را غير شرعي دانسته و قيام كربلا را بر مبناي آن توجيه مي‌كند. 2. اجتهاد: يكي از دلايل و مباني اقليت اهل سنت براي به چالش خواندن قيام سيدالشهداء توسل به مقوله اجتهاد است و اين كه جريان كربلا تقابل حق و باطل و ماديت و معنويت نبود بلكه دو انديشه آن هم ديني بود. براساس اين مبنا، دو جريان فكري (دو قرائت از دين) در جريان كربلا، رو در روي هم ايستادند؛ سرآمد يك جريان حسين (ع) و سرآمد جريان ديگر يزيد بود؛ هر دو مجتهد و صاحب رأي بودند. اگر نظر آنان، مصيب بود، «فله اجران»، وگر نه، يك اجر، به دست آورده‌اند. در پاسخ به اين شبهه بايد گفت بررسي تاريخ، نشان مي‌دهد كه سران و قهرمانان جريان يزيد (مانند عمر سعد، قاضي شريح، شمر بن ذي الجوشن و ...) هيچ يك مجتهد نبوده‌اند. اگر اجتهاد آنان را بپذيريم، بايد گفت آنان به اجتهادشان عمل نكردند. از عمر سعد نقل شده است: نمي‌دانم بهشت را برگزينم يا دوزخ را، هدايت را برگزينم يا ضلالت را، ملك ري را برگزينم يا رضوان الهي را! گذشته از آن، اهل سنت دربارة يزيد، به تناقضي چنين گرفتار آمده‌اند: از يك سو او را خليفه و صاحب رأيي دانسته‌اند كه در برابر امام حسين (ع) جنگيد و ايشان را به قتل رسانيد، از سويي هنگام ورود اهل بيت به شام به عزاداري پرداخت و افرادي چون ابن زياد و مروان و شمر را نكوهيد و به آنان برآشفت و به آنان گفت چرا پسر عم مرا چنين كرديد، چرا عيالش را اسير كرديد؟ سپس نخستين عزاداري را وي در دارالحكومه شام برپاداشت. اين گره (تناقض) چگونه گشوده مي‌شود؟ در پاسخ بايد گفت: اسيران كربلا، در شام با تلاش بسيار و پيام رساني، شرايط را دگرگون ساختند. و از پيامد آن، يزيد و پيروان او رسوا شده تحت فشار افكار عمومي و با شيطنت و به قصد تبرئه خود و مقصر نشان دادن ابن زياد و ديگران اظهار ندامت كردند. و از داشتن سهم در صحنه كربلا، برائت جستند. گذشته از آن،‌ جريان يزيد را نبايد جرياني انديشمندانه پنداشت؛ اين جريان، از روي دنيا‌طلبي و هواخواهي بوده است. اين مطلب از بررسي تاريخ عاشورا به خوبي به دست مي‌آيد. 3. برائت يا دخالت: اقليت اهل سنت كه در دفاع از يزيد با بن بست مواجه شده‌اند به روش‌هايي مختلف در برابر اكثريت اهل سنت دست يازيده‌اند. آنان وقتي به تناقض گرفتار آمدند، دخالت يزيد در صحنه عاشورا را از ريشه انكار كردند و گفتند يزيد، پسر عموي امام حسين (ع) بوده و هيچ دخالتي در صحنه عاشورا نداشته است، بلكه سران لشكر كوفه وشام، به اين كار دست يازيدند. حتي كساني مانند ابن عربي گفته‌اند شيعياني كه امام را فراخواندند و پس از آن پيمان شكني كردند، حسين (ع) را كشتند. اينك به سر و سينه مي‌زنند و عزاداري برپا مي‌كنند. سپاه شام در جريان كربلا حضور نداشت. يا حضور اندكي داشت. آن هم خودسرانه و يا تحت فرمان ابن زياد عمل كردند كه يزيد باخبر نبود! اين ديدگاه، مخالف اسناد تاريخي موجود و گفته‌هاي اكثر بزرگان اهل سنت است. يزيد، كاملاً در ماجراي عاشورا دست داشته. نامه‌اي كه به وليد (حاكم مدينه) فرستاد، دستور يزيد را مبني بر قتل امام حسين (ع) به اثبات مي‌رساند. اگر آمريت و فاعليت، تنها به مباشرت منحصر شود، ديگر سنگ، روي سنگ بند نمي‌آيد؛ بدين شيوه حتي چنگيز، تيمور، نادرشاه و هيتلر و استالين را مي‌توان كاملاً تبرئه كرد. ثانياً خوشحالي يزيد از شهادت امام حسين (ع) و سوء ادب وي در مورد سر بريدة سيد الشهداء و برخورد غير انساني با اسيران كربلا، خود گواه آمريت يزيد در قتل سيدالشهداء است. 4. جواز يا عدم جواز لعن بر يزيد: يكي از مقوله‌هاي مورد بحث در ميان اهل سنت جواز لعن يا عدم جواز آن نسبت به يزيد است. اكثريت اهل سنت، لعن يزيد را جايز دانستند و اقليتي مانند غزالي آن را جائز ندانسته‌اند. غزالي در كتاب احياء العلوم مي‌گويد: چگونه مي‌توان دخالت يزيد را اثبات كرد؟! شايد وي قبل از مرگ توبه كرده باشد؛ التائب من الذنب كمن لاذنب له. سپس در چند سطر پس از آن، شيعيان را رافضي خوانده و لعن كرده است. جالب آن است كه اكثريت اهل سنت لعن يزيد را جايز دانسته‌اند. و برخي از اهل سنت منكر لعن را لعن كرده‌اند. 5. فلسفه عاشورا: يكي از مسائلي كه برخي از اهل سنت بدان تمسك جسته‌اند و آن را بهانه‌اي براي به چالش خواندن انقلاب ماندگار عاشوراي حسيني دانسته‌اند شبهه در فلسفة اين انقلاب است. در اين باره نيز علماي اهل سنت سخن بسيار گفته‌اند. مي‌گويند: عبدالله بن جعفر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر و ساير بزرگان و انديشمندان و صاحبان رأي، حسين (ع) را از قيام برحذر داشتند. آنان، از بي‌وفايي كوفيان، و معامله آنان با علي (ع) آگاه بودند. شرايط قيام فراهم نبود. امّا امام حسين (ع) بدان بي‌توجه بود. به كاري دست يازيد كه سرانجام آن قابل پيش بيني بود. براين اساس آنان گاهي گفته‌اند: فلسفه قيام امام حسين (ع) برپايي حكومت بوده است. و زماني تصريح كرده‌اند كه شايد اين قيام بي‌هدف انجام گرفت. برخي انتقام از خون مسلم بن عقيل را فلسفه اين قيام دانسته‌اند. و بدين صورت از عظمت انقلاب حسيني به زعم خودشان كاسته‌اند! در پاسخ بايد گفت سخنان، نامه‌ها، كلمات قصار و خطابه‌هاي امام حسين (ع) به خوبي نشان مي‌دهد امام اهداف مقدس و مشخصي را پي مي‌گرفت. اهدافي كه همه مي‌بايست براي آن مي‌كوشيدند. اين اهداف از سوي اكثريت اهل سنت، امروز نيز مورد تقديس مي‌باشد. ابعاد و وجوه قيام امام حسين (ع) چنان گسترده است كه براي همه به گونه‌اي قابل فهم است؛ هم براي عوام هم براي خواص و عرفا و انديشمندان. حتي برخي از كمونيست‌ها اين انقلاب را پذيرفتند و از ديد جامعه بي‌طبقه، آن را ستودند. در پايان بايد توجه كرد كه در عمل، اهل سنت، در اين باره چه مي‌كنند؟ واقعيت اين است مناطقي از اهل سنت كه از گزند وهابيت به دور مانده، به عزادراي و سوگواري امام حسين (ع) مي‌پردازند. چنان كه كردهاي اهل سنت ايران و شاعران برجسته اهل سنت افغانستان چون غلام محمد طرزي، خليل الله خليلي، عبد القهار عاصي و ديگران مرثيه‌هاي جان سوزي براي حسين (ع) سروده‌اند. در شمال آفريقا و آسياي ميانه، واژه‌هاي عاشورا، عاشوري، عاشور به عنوان اسم و نام فرزندانشان به كار گرفته مي‌شود. علامه اقبال لاهوري نيز اشعار جان سوزي سروده است. اكثر مسلمانان جنوب شرق آسيا (اندونزي، مالزي، مالديو، برونئي) شافعي‌اند؛ و بهترين اسناد حقانيت عاشورا از سوي شافعيان بيان شده است. عاشورا را بايد به عنوان مسأله‌اي وحدت بخش مطرح كرد. براي هر قشري از اهل سنت يكي از ابعاد اين قيام را بايد مطرح ساخت؛ براي سياستمداران، مسأله عدالت، براي انقلابيون، مقابله مظلوم و ظالم، براي محرومين، مقابله با اشرافيت و براي عارفان، عبدي را كه به انتهاي عشق رسيده است. تاكيد مي‌كنم كه انقلاب امام حسين (ع) يك مقوله ارزشي مشترك و محور متفق عليه، در ميان گروه‌ها و مذاهب گوناگون اسلامي است و هيچ فرقه‌اي را سراغ نداريم كه دربارة اهل بيت از جمله امام حسين (ع) در جهان كنوني اسائه ادب نموده باشد حتي اقليت اهل سنت كه قيام او را به چالش خوانده‌اند به او و حركتش به ديده احترام مي‌نگرند و نسبت به شهادت آن حضرت اظهار تأثر و اندوه كرده‌اند. پس عاشورا يك گفتمان مشترك بين شيعه و اهل سنت است و بايد با همين نگاه و ادبيات با آنان مواجه شد و از هرگونه فرقه‌گرايي و انحصارطلبي دربارة آن پرهيز نمود. پرسش و پاسخ o ديدگاه فقهي اهل سنت درباره مشروعيت يا عدم آن، در قيام عاشورا چيست؟ استاد پيشوايي: از لحاظ فقهي، قيام عليه خليفه را حرام مي‌دانستند. و شورش به حساب مي‌آوردند. جانبداران حسين (ع)، امر به معروف و نهي از منكر را واجب دانسته‌اند. و يزيد را اهل بدعت و قاتل مي‌دانند. o از ديد اهل سنت، واقعه كربلا، ظلم و جنايت محسوب مي‌شود يا خير؟ استاد پيشوايي: بلي (براساس ديدگاهي كه يزيد را محكوم مي‌كنند) o ميزان تأثيرگذاري اين واقعه، بر حركت‌ها و جنبش‌هاي اهل سنت چگونه بوده است؟ استاد ناصري: در جهان اهل سنت نهضت‌هاي بسياري صورت گرفته است. براي سنجش اين اثرگذاري بايد به سخنان سران اين نهضت‌ها مراجعه كرد. در گفتار و اشعار علامه اقبال لاهوري، جواهر لعل نهرو از هند،‌ عبدالقادر، مازني،‌ سيد حسيني و طاها حسين، عقاد، علاقه به امام حسين (ع) مشهود است. ممكن است ديدگاه چنين كساني، قابل نقد باشد، ولي اثرپذيري آنان از قيام عاشورا، به خوبي در گفتار آنان ديده مي‌شود. در مقاومت تاريخي مردم افغانستان در برابر ارتش سرخ شوروي، شاهد تمسك اهل سنت به امام حسين (ع) بوديم. رهبران سني، مانند برهان الدين رباني، حامد كرزاي (رئيس جمهور كنوني) در روزهاي عاشورا و تاسوعا، در حسينه شيعيان حاضر مي‌شوند و به سخنراني مي‌پردازند. استاد پيشوايي: بله! احتمالا تأثيرگذار بوده؛ هميشه در گذر تاريخ، قيام حسين (ع) الهام بخش نهضت‌هاي آزادي بخش بوده است. مجله مكتب اسلام، حدود چهل يا پنجاه سال پيش، سخني از ياسر عرفات را درباره امام حسين (ع) نقل كرد؛ به همين سبب از سوي ساواك، توقيف گرديد. ياسر عرفات در كنار ضريح امام حسين (ع) گفته بود: اي حسين! ما درس مبارزه و انقلاب را از تو آموختيم. o اهل سنت، غالبا در ايران و جاهاي ديگر در مراسم عزاداري حسين (ع) شركت مي‌كنند، اين آيا از روي باور ديني است يا از روي عادت و عرف؟ استاد پيشوايي: اهل بيت به شيعه اختصاص ندارد؛ اگر اهل سنت از گزند وهابيت در امان باشند، عزاداري مي‌كنند. اهل سنت در منقبت و فضايل اهل بيت كتاب‌هاي بسياري نوشته‌اند و اشعار بسياري سروده‌اند؛ آنان حسنين را سبط پيامبر (ص) مي‌دانند و فاطمه زهرا (س) را فوق العاده دوست دارند. به صورت طبيعي و به حكم تعليمات اسلامي محبت اهل بيت واجب است؛ اگر از خارج شبهه‌اي القا نشود، عزاداري آنان داراي منشأ ديني است. استاد ناصري: عاشورا قبل از گسترش وهابيت، عامل وحدت بوده امّا بر اثر گسترش فعاليت وهابيون، باعث حملات انتحاري و قتل و كشتار شده است؛ مانند پاكستان. به شيعياني كه در غير از ايران ساكن‌اند سفارش مي‌كنم عزاداري را كاملاً سنتي و مانند گذشته حفظ كنند. از روش عزاداري در ايران برخي اساتيد خرسند نيستند، مانند استفاده از طبل و سنج. اين شيوه را نبايد وارد افغانستان يا پاكستان كرد. طبل در افغانستان نشانه شادي است. شيعيان در اين جا اكثريت جامعه را تشكيل مي‌دهند و داراي فرهنگ خاصي هستند. نبايد به دست اهل سنت سوژه داد. ادبيات ما نيز بايد وحدت گرايانه باشد. سال گذشته در هرات، به خاطر بيرون آوردن علم، نوشتن روي ماشين‌ها، قمه زدن، طبل، شيپور و سنج، مشكلات بسياري به وجود آمد. o نظر شما درباره كتاب «مع الركوب الحسيني» چيست؟ استاد پيشوايي: اين كتاب ارزشمند در شش جلد، از سوي مركز تحقيقات سپاه، تدوين شده است. مانند دو كتاب‌هاي ديگر از ضعف به دور نمانده و هر جلد آن به گونه‌اي است؛ جلدي كه استاد نجم الدين طبسي نوشته‌اند،‌ بسيار ارزنده است.

پي نوشت ها:

[1]. يوسف بن نرغلي بغدادي، سبط ابن الجوزي، تذكرة الخواص، ج2، الباسع: ترجمة الحيه ص266. [2]. همان، ص 28. [3]. قاضي ابوبكر بن العربي المالكي، العواصم من القواصم، ص 244 ـ 245. [4]. تفتازاني، شرح المقاصد، ج 5، المباحث السابع، ص 311. [5]. عبد الرحمن بن خلدون، مقدمه، الفصل الثلاثون في ولاية العهد، ص 145

www.almostafaou.com

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما