مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
بهداشت در خانواده
جوان و جوانی
همسران
پیوندهای ویژه  
دست کشیدن به صورت پس از دعا...
حکم وطن در روزه و اعراض از آن
در کلاس درس امیرالمومنین(علیه...
خطاب خدا به موسی: تو هرگز نتوانی...
رابطه محکم نماز شب و افزایش...
جهان از پرتو نور حضرت محمد صلی...
خطبه حضرت علی در نخستین روز...
چرا دختران زودتر از پسران مکلف...
نهاد خانواده
براي فرزندان خود چه نامي بگذاريم؟
ازدواج نامطلوب
مادران و نگرانی های رایج از...
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
صداقت های خطرناک
نقش ميدان مغناطيسى در حفاظت...
شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران،...
مجمع مهدیه های سراسر کشور
گام های عملی در تقویت اعتماد...
روزه در بیماران دیابت ی و قلبی
راه هایی ساده برای محافظت از...
تکنولوژی لمسی در تلفن های هوشمند...
حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد...
آسمان های تسخیر امام مهدی علیه...
زیارت امام زمان (ع) در روز جمعه...
امام انسان مافوق است یا مافوق...
فرق بین غیبت و عدم وجود
آیا تأخیر در فرج،موجب قساوت...
مکیال المکارم فی فوائد الدعاء...
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
چرا بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی...
لیبرال‌های دین‌دار
نگاه نامتوازن به عرصه‌ی فرهنگ...
حزب جمهوری اسلامی و مدارا...
نگاهی مختصر به نقاط مثبت و منفی...
دلیل نام گذاری حماسی سال ۱۳۹۲...
سخنرانی امام، ۱۵ خرداد و همه...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
شاه در برابر طوفان‌ها خود را...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
صدرنشینی رویایی سپاهان در شب وداع تراکتور/ وضعیت عجیب تیم‌های گروه هفتم
تیم فوتبال سپاهان با پیروزی پرگل مقابل السد قطر صدرنشین شد و تراکتور سازی با شکست در عربستان از پیکارهای...
دورتموند با شکست وولفسبورگ به فينال رسيد
بوروسيا دورتموند در نيمه نهايي جام حذفي آلمان ميزبان وولفسبورگ بود و موفق شد با پيروزي 2 بر صفر به فينال...
قراردادهای میلیاردی و کیفیت پایین فوتبالیست‌ها/ پول‌هایی که از کیسه مردم می‌رود
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: وزارت ورزش باید به طور جدی موضوع خصوصی سازی را عملی کند تا از کیسه مردم به...
"اتلتیکو"ی شگفتی‌ساز، بارسا را حذف کرد/ صعود به نیمه‌نهایی بعد از 40 سال
شب دوم از دور برگشت مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا چهارشنبه شب با پیروزی اتلتیکومادرید...
جنجال میلیاردی پرسپولیس و فرار یک استقلالی از محرومیت/ لیگ جوش آورد!
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: اگر دو تیم پدیده و نفت مسجد سلیمان با صعود از لیگ دسته اول فوتبال، لیگ برتری...
افشای رقم قراردادها هیچ اشکالی ندارد/ بازی سختی با تراکتورسازی داریم
سرمربی استقلال با بیان اینکه افشای قرارداد بازیکنان در رسانه‌ها هیچ ایرادی ندارد، گفت: آقای گودرزی به...
از امروز همه ایرانیان بیمه می‌شوند/ مردمی که بیمه ندارند برای دریافت بیمه مراجعه کنند
وزیر کار از بیمه شدن همه ایرانیان خبر داد و گفت: از امروز کسانی که بیمه نیستند می توانند برای دریافت...
هیچ کس نبايد فکر نکند که سخن گفتن علیه ایران برایش بی هزینه است
وزیر امور خارجه شب گذشته در نشست بیش از 70 تن از اندیشمندان، اساتید دانشگاه، پژوهشگران و نخبگان علمی...
اذعان وزیر خارجه آمریکا به کارشکنیهای رژیم صهیونیستی در مذاکرات سازش
وزیر خارجه آمریکا ضمن اذعان به شکست مذاکرات سازش به کارشکنیهای رژیم صهیونیستی به عنوان دلایل اصلی آن...
شکایت ذوب‌آهنی‌ها از سرمربی داماش/ پاسخ ادعاهای را با شکایت می‌دهیم
اصفهان – خبرگزاری مهر: مدیرعامل باشگاه ذوب‌آهن با انتقاد شدید از صحبت‌های یکشنبه شب سرمربی داماش گیلان،...
حاشیه در کمین تیم های ملی کشتی/ آیا فرایند انتخابی همچنان پابرجاست؟
با وجود روزهای آرام و کم‌حاشیه فدراسیون کشتی و فضای دور از تنشی که بر اردوهای تیم ملی حاکم است، برخی...
همیاری از لیگ بسکتبال انصراف داد/ فدراسیون: قانونی این اجازه‌ را نمی‌دهد
مسئولان هیات بسکتبال استان زنجان طی نامه‌ای به فدراسیون کناره‌گیری نماینده این استان از ادامه مسابقات...
جزئیات پیشنهاد کی‌روش به فدراسیون برای ماندن/ هزینه کادر فنی 12 میلیارد تومان
نایب رئیس اول فدراسیون فوتبال با بیان اینکه قبل از مذاکره رسمی با کارلوس کی‌روش جهت تمدید قرارداد باید...
نگاهی به اتفاقات هفته بیست و نهم لیگ برتر/ معرفی قهرمان از میان پنج تیم
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: صدرنشینی نفت در هفته ناکامی فولاد و پرسپولیس، امیدوار شدن استقلال و سپاهان...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 1782    سه شنبه 20 اسفند 1387 

 ادب و تعلیم و تربیت

ادب و تعلیم و تربیت از دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی

ادب خداوند در گفتار
کنایه گویی و ادب آموزی از ویژگی های بیانی قرآن است. در روایات آمده است که خدای سبحان، باحیا سخن می گوید: ((ان الله تعالی حی))(1) قرآن کریم از الفاظ قبیح و مستهجن استفاده نمی کند بلکه برای بیان معانی مستهجن الفاظ کنایی را به کارمی برد تا ادب محاوره که در هدایتگری نقش مؤثری دارد رعایت شود از این رهگذر، مخاطبان خود را به ادب هر چه بیشتر و حیای به جا دعوت می کند؛ مثلا برای روابط زناشویی، کلمات کنایی مثل مس یا رفث را به کارمی برد. مس به معنای ارتباطی است که در لمس کردن چیزی ایجاد می شود و رفث به معنای اظهار تمایل به زنان است. درباره ی تیمم بدل از غسل نیز می فرماید:
((او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا))(2)
لمس، تعبیر کنایی از ارتباط زناشویی است و گرنه لمس زنان، نیازبه غسل ندارد.
قرآن کریم در چنین مواردی درس حیا می دهد و ازکلمات کنایی استفاده می کند و اگر فرضا کلمه ای در قرآن یافت شود که اکنون حیثیت کنایی آن قوی نباشد، به دلیل تکرار کلمه و گذشت زمان است و در زمان استعمال، تعبیری کنایی بوده است.
یکی از علت های تعدد واژه های معانی مستهجن این است که کابرد الفاظ کنایی و تکرار آنها پس از مدتی سبب می شود که آن کلمه حالت کنایی خود را از دست بدند. از این رو به فکر استفاده از کنایه ای دیگرمی افتند که آن هم پس از مدتی ممکن است مثل لفظ صریح شود و باید به فکر فراهم ساختن کلمه کنایی دیگررفت.)) (3)
ادب خداوند نسبت به دوستانش
هرگاه خداوند اراده ی عذاب قوم لوط را می فرمود مودت ابراهیم و خلت و محبت لوط آن را بر می گرداند و عذاب را به تأخیر می انداخت(4). حضرت ابراهیم که امام لوط است(5) با عذاب این قوم، اندوهناک می گردد زیرا او اواه و حلیم(6) است اما شرائط به گونه ای می شود که به سبب فراگیرشدن عمل قوم لوط خداوند اراده ی حتمی اش برعذاب استیصال آن قوم تبهکار تعلق می گیرد؛اما ابراهیم را چه کند؟! از سویی ادب اقتضا می کند اندوه دل او ابتدا به طریقی جبران شود و از سوی دیگر ابراهیم فرزند ندارد. بشارت فرزند می تواند این اندوه را از دل او بزداید. اینجاست که ادب خداوند در زیباترین صورت جلوه می کند، ملائکه ای که به صورت میهمان نزد وی می آیند ابتدا بشارت فرزند به او می دهند آنگاه خبرعذاب هولناک قوم لوط را. به چانه زنی های ابراهیم درباره ی قوم لوط نیزچنین پاسخ داده شد که ((آیا ابراهیم اعرض عن هذا)).(7) امام باقر فرمود: فلما اشتد اسف الله علی قوم لوط و قدرعذابهم و قضی ان یعوض ابراهیم من عذاب قوم لوط بغلام علیم فیسلی به مصابه بهلاک قوم لوط. (8)
ادب خداوند در تربیت انبیا(9)
ادب درخصوصیاتش تابع مطلوب نهایی در زندگی است. بنابراین ادب الهی که خدای سبحان انبیا و فرستادگانش را به آن مؤدب نموده همان هیأت زیبایی اعمال دینی اش است که از غرض و غایت دین حکایت می کند. و آن غرض، عبودیت و بندگی است؛ البته این عبودیت در ادیان حق از جهت زیادی و کمی دستوراتش وهمچنین از جهت مراتب کمال که در آن ادیان است فرق می کند. بنابراین چون هدف اسلام، سروسامان دادن به جمیع جهات زندگی انسان است وهیچیک از شؤون انسانیت نه کم و نه زیاد نه کوچک و نه بزرگ را از قلم نینداخته، از این جهت، سرتاپای زندگی را دارای ادب نموده و برای هرعملی از اعمال زندگی، هیأت زیبایی ترسیم کرده که ازغایت حیات حکایت می کند. به گونه ای که مسلمان، هرعملی را که انجام می دهد یک یک،حکایت ازعبودیت او می نماید و به همین وسیله، توحید پروردگار در ظاهر و باطنش سرایت کرده خلوص در بندگی و عبودیتش از اقوال و افعال و سایر جهات وجودیش ظاهرمی گردد، ظهوری که هیچ پرده ای نتواند آن را بپوشاند. خلاصه، ادب و یا ادب الهی نبوت هماناعمل را برهیأت توحید انجام داده است.
نمونه ای که خداوند به انبیا از باب تأدیب دستوری می دهد، آیات 82 تا 89 سوره ی انعام مؤدب نموده به پیروی از توحیدی که انبیا را - که منزه از شر کند- به عمل صالح واداشت توصیه می فرماید: ((فبهدیهم اقتده)) خدای تعالی در این آیات، گروهی از انبیای گرام خود را نام برده سپس خاطرنشان ساخته که ایشان را به هدایت الهی خود اکرام نموده است. و مراد از این هدایت، تنها توحید است به دلیل اینکه در آخر می فرماید: ((ولوأشرکوا لحبط عنهم ما کانوا یعلمون)) همانطوری که می بینید غیر از شرک، منافی دیگری برای آنچه که از هدایت روزی شان فرموده ذکر نکرده، پس معلوم می شود آنها را جز به توحید هدایت نفرموده و این توحید است که در تمامی اعمالشان اثر کرده، زیرا می فرماید شرک که امر قلبی است در اعمالشان اثر نموده باعث حبط آنها می شود؛ وقتی شرک چنین اثری داشته باشد معلوم است توحید هم که منافی و ضد آن است اثر ضد آن را درعمل خواهد داشت.
قاعده ای کلی برای مربیان و اساتید
 ادب و تعلیم و تربیت یکی از مطالبی که به طور قطع به ثبوت رسیده و تجربه قطعی نیز آنرا تأیید نموده این است که علوم عملی- نه علوم نظری- یعنی علومی که به منظورعمل کردن و به کاربستن فراگرفته می شود وقتی می تواند در مرحله عمل بطورکامل نتیجه دهد که فراگرفتنش در ضمن تمرین و آزمایش باشد، زیرا کلیات علمی اگر بر جزئیات و مصادیقش تطبیق نشود تصدیق آن و ایمان به صحتش برای نفس، سنگین و دشوار خواهد بود. چون اصولا انسان در همه ی عمر سروکارش با جزئیات محسوس است و اگر هم گاهگاهی اسمی از کلیات می برد به طبع ثانوی و از جهت برخورد اتفاقی به کلیات عقلی ای است که از حیطه حواس، خارج است، مثلا کسی که از معلم و یا کتاب درباره ی خوبی شجاعت چیزهایی آموخته و آنرا تصدیق کرده ولیکن هیچوقت به آن عمل نکرده و شجاعتی از خود نشان نداده وقتی به یکی از مواقف خطرناکی که انسان را پر از وحشت و ترس می کند برخورد نماید نمی تواند از معلوماتی که درباره ی خوبی شجاعت کسب کرده استفاده نماید، زیرا قوه ی واهمه اش در این موقع او را به احتراز از مقاومت وامی دارد و هشدارش می دهد که مبادا متعرض هلاکت جسمانی و از دست دادن حیات شیرین مادی گردد، این کشمکش بین واهمه وعقلش به راه افتاده و در ترجیح یکی از دو طرف، دچار حیرت و سرگردانی اش می سازد؛ سرانجام هم در این نبرد غلبه باقوه واهمه اش خواهدبود، چون حس او مؤید و کمک واهمه است.
پس بر هرمتعلمی که می خواهد علوم عملی را فراگیرد لازم است فراگرفته های خود را بکار بسته و تمرین کند تا آنکه به عمل عادت کند و به این وسیله اعتقادات برخلافی که در زوایای دلش هست به کلی از بین برود و تصدیق به آنچه که آموخته در دلش رسوخ نماید؛ زیرا مادامی که عمل نکرده احتمال می دهد که شایداین عمل ممکن نباشد ولی وقتی مکررعمل کرد، رفته رفته این احتمالات از بین می رود. آری بهترین دلیل بر امکان هر چیزی وقوع آن است، لذا می بینیم عملی که انسان سابقه ی انجام آنرا ندارد انجام آن به نظرش دشوار بلکه ممتنع است ولی وقتی برای بار اول آنرا انجام داد امتناعی که قبلا در نظرش بود مبدل به امکان می شود ولی هنوز در نفس، اضطرابی درباره ی آن هست و درباره ی وقوع اولین بار آن تعجب می کند، گویا کاری نشدنی انجام داده، و اگر بار دوم و سوم آنرا انجام داد، رفته رفته آن عظمت و صولت سابقش از بین می رود وعمل مزبور در نظرش ازعادیات می شود و دیگر هیچ اعتنایی به آن ندارد لذا گفته اند: همانطور که شرعادت می شود خیرهم عادت می شود.
رعایت روشی که در تعلیم و تربیت گفتیم در تعلیمات دینی علی الخصوص تعلیمات دینی اسلام از روشن ترین اموراست، چه شارع مقدس اسلام در تعلمی گروندگان خود به بیان کلیات عقلی وقوانین عمومی اکتفا نکرده، بلکه مسلمین را ازهمان ابتدای تشرفشان به اسلام به عمل واداشته، آنگاه به بیان لفظی پرداخته، روی این حساب هر فرد مسلمانی که در فراگرفتن معارف دینی و شرایع آن تکمیل شده باشد قهراً قهرمان عمل به آن شرایع هم هست، چنین کسی به هرعمل صالحی مجهز و از توشه تقوا و فضیلت توانگراست. این اسلوب خود قاعده ای است کلی؛ یعنی هر معلم و مربی که بخواهد در تعلیم و تربیت اشخاص موفقیتی کسب کند باید خودش علم بی عمل هیچ تأثیری نیست، زیرا همانطوری که برای الفاظ دلالت هست عمل نیز دارای دلالت است؛ به این معنا که اگر عمل برخلاف قول بود دلالت می کند براینکه در نفس صاحبش حالتی است مخالف گفته های او که گفته هایش را تکذیب می کند و می فهماند که گفته هایش جز کید و نوعی حیله برای فریب دادن مردم و به دام انداختن آنها نیست لذا می بینیم دل های مردم از شنیدن مواعظ اشخاصی که خود در طریقه ای که بر مردم پیشنهاد می کنند صبر و ثبات ندارند نرم نمی شود، و نفوسشان منقاد نصایح آنان نمی گردد؛ و چه بسا بگویند: گفته هایش همه باطل است زیرا اگر حق بود خودش به آن عمل می کرد. و اگر هم به این صراحت حکم به بطلان آن نکنند لااقل درباره ی صحت و بطلان آن تردید نموده و می گویند: معلوم می شود از خودش گفته های خود را صحیح و حق نمی داند.
پس یکی از شرائط تربیت صحیح این است که مربی اوصافی را که به شاگرد پیشنهاد و سفارش می کند باید به همان جوری که می خواهد شاگرد دارای آن اوصاف و متلبس به آن باشد خودش ملبس باشد؛ آری عادتاً محال است مردی ترسو، شاگردی شجاع و دلبری بی باک تربیت کند و یا مکتبی که مکتب دارش لجوج و متعصب است دانشمندی آزاده در آرا و نظریات علمی بیرون دهد؛ خدای تعالی در این باره می فرماید: ((افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع ام من لایهدی الا ان یهدی)) (10) و نیز می فرماید: ((اتأمرون الناس بالبرّ و تنسون انفسکم))(11) و نیز از قول حضرت شعیب(ع) حکایت نموده که ((و ما ارید ان اخالفکم الی ما انهاکم عنه ان ارید الا الاصلاح ما استطعت))(12) وهمچنین آیات دیگر؛ برای خاطرهمین بود که گفتیم معلم و مربی خودش باید به مواد تعلیمی و تربیتی خود عمل کند.
علاوه بر همه اینها کسانی که دل هاشان از ایمان به گفته هایش تهی است حتی منافقینی که درعوام فریبی مهارت کامل دارند و وقتی که پای عمل صالح به میان می آید خود را کنار کشیده و در مرحله ادعا خود را صاحب ایمان صریح و خالص جا می زنند با اینحال زیرنظرشان جز اشخاصی مانند خودشان پلید تربیت نمی شوند، زیرا گرچه ممکن است زبان مغایربا قلب باشد و چیزهایی که دل راضی به آن نیست بگوید ولیکن چون گفتارهم خود فعلی است از افعال بدنی و افعال همه از آثارنفسند، از این جهت ممکن نیست فعل کسی با نفسانیاتش مخالف باشد.
بنابراین، می توان گفت کلام، صرف نظر از دلالت لفظی وضعی اش، دلالت بر طبیعت گوینده، کفر و ایمان و سایرنفسیات نیز دارد آنهائی که ساده لوح و بی بصیرتند و نمی توانند بین جهت صلاح (دلالت وضعیه) و جهت فساد (سایرجهات) آن تمیز دهند بجای اینکه تربیت شوند گمراه می شوند، تنها صاحبان بصیرتند که این جهات را از هم تمیزمی دهند، چنانکه خدای تعالی منافقین را برای پیغمبر گرامی خود چنین توصیف کرده: ((ولتعرفنهم فی لحن القول)). (13)
پس معلوم شد که تربیتی دارای اثر صالح است که مربی آن دارای ایمان به آنچه که به متعلم می آموزد باشد. علاوه بر این، عملش مطابقت کند، اما کسی که اصلا به گفته های خود ایمان ندارد یا بر طبق آن عمل نمی کند نباید امید خیری از تربیتش داشت. برای این حقیقت مثال های زیادی درباره سلوک ما شرقی ها و مسلمان ها مخصوصا در تعلیم و تربیت های ما چه رسمی و چه غیررسمی اش به هیچ وجه نافع و مؤثر واقع نمی شود.
اینکه می بینیم کلام خدای تعالی مشتمل است بر حکایت و نقل فصولی از ادب الهی متجلی از اعمال انبیا و فرستادگان برای رعایت همین جهت یعنی نشان دادن عمل در تعلیم و تربیت است، چه آن حکایت هایی که مربوط به اقسام عبادتها و ادعیه ی آنهاست، چه داستان هایی که مربوط به طرز معاشرت برخوردشان با مردم است. آری ایراد مثال در تعلیم و تربیت خود نوعی تعلیم عملی و نشان دادن عمل است.
این راهم باید دانست که اصولا مبعوث شدن به نبوت مبنی براساس هدایت به حق و بیان حق و انتصار برای آن است. بنابراین، انبیا(ع) ناچار باید خودشان در دعوت به حق به حق مجهز و از باطل برکنار باشند و از هر چیزی که مایه ی گمراهی است بپرهیزند، چه موافق میل مردم باشد چه نباشد چه باعث طوع و رغبت آنان شود چه مایه کراهت و ناخوشیشان باشد؛ علاوه براینکه از ناحیه خدای تعالی هم به منظور نصرت حق شدیدترین نهی و بلیغ ترین تحذیر برای انبیای گرامش حتی از پیروی زبانی و عملی باطل صادرشده است؛چون معلوم است که باطل چه در طریق حق واقع شود و چه در غیر آن؛ باطل است، و دعوت به حق با تجویز باطل جمع نمی شود، اگرچه این باطل در طریق حق باشد، آری، حقی که باطل در طریق حق باشد، آری، حقی که باطل کسی، به آن هدایت کند حق از جمیع جهات نیست.
ازهمین جهت خدای تعالی فرموده: ((و ماکنت متخذ المضلین عضدا))(14) و نیز فرموده: ((ولولاان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئاً قلیلاً، اذن لاذقناک ضعف الحیوة، وضعف الممات ثم لاتجد لک علینا نصیراً)) (15) با این وضع کوچکترین سهل انگاری و رودربایستی و خدعه ای در حق روا نیست، چنانکه کمترین احترامی برای باطل نیست لذا پروردگار متعال، رجال دعوت و اولیای دین خود را که همان انبیا(ع) هستند به چیزهایی که راه ایشان را به پیروی حق و یاری آن نزدیک و آسان میسازد مجهزکرده و فرموده است: ((ماکان علی النبی من حرج فیما فرض الله له سنة الله فی الذین خلوا من قبل و کان امر الله قدراً مقدوراً، الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احداً الاالله و کفی بالله حسیباً))(16)
بدین وسیله خبرداده که انبیا(ع)در آنچه خداوند برایشان واجب کرده، به ستوه نمی آمدند و در راه امتثال اوامر خدا، از احدی جز او نمی ترسیده اند، و از این بیان می توان استفاده کرد که آن بزرگواران در راه اظهارحق، هیچ چیزی را مانع نمی دیدند، اگرچه اظهار حق کارشان را به هرجا که تصور شود بکشاند و آنان را بیاندازد؛ سپس آنان را درآن کاری که قیام به آن نموده اند وعدۀ نصرت داده و فرموده: ((ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین، انهم لهم المنصورون، وان جندنا لهم الغالبون))(17) و نیز فرموده ((انا لننصر رسلنا)).(18) لذا می بینیم تا آنجا که تاریخ نشان داده انبیا(ع) در اظهار حق و گفتن سخن راست، از هیچ محذوری باک نداشته اند و حق را صریح و پوست کنده اظهار می کردند، اگرچه مردم خوششان نیاید و به مذاقشان تلخ آید، خدای تعالی هم در حالی که سرگذشت نوح را بیان می کند، می فرماید: ((ولکنی اریکم قوماً تجهلون))(19) و از زبان هود(ع) می فرماید: ((ان انتم الا مفترون))(20) و نیز از زبان او خطاب به قومش می فرماید: ((قد وقع علیکم من ربکم رجس و غضب اتجادلوننی فی اسماء سمیتموها انتم و ابائکم ما نزل الله بها من سلطان))(21) و از قول حضرت لوط (ع) چنین نقل می کند: ((بل انتم قوم مسرفون))(22) و از ابراهیم (ع) حکایت می کند که به قوم خود گفت : ((اف لکم و لما تعبدون من دون الله افلا تعقلون))(23) و از موسی (ع) حکایت می کند که در پاسخ فرعون که گفته بود: ((انی لاظنک یا موسی مسحوراً؛ بدرستی که من چنین می پندارم که تو سحر شده ای)) گفت: ((قال لقدعلمت ما انزل هؤلاء الا رب السموات و الارض بصائر و انی لاظنک یا فرعون مثبوراً)).(24)
همچنین موارد دیگری که همگی اش از باب رعایت ادب است در مقابل حق و پیروی آن؛ اینجاست که باید گفت هیچ مطلوب و محبوبی عزیزتر از حق و شریف تر و گرانبهاتر از آن نیست، گرچه در پاره ای از این موارد مطالبی دیده می شود که به نظر مردم منافی باادبی است که در بین آنها دائر است، ولیکن این گونه مطالب را نباید بی ادبی دانست، چون مردمی که شالوده زندگیشان بر اساس پیروی هوای نفس و مداهنه ی اهل باطل و خضوع و تملق در برابر مفسدین و اهل عیش ونوش ریخته شده و زندگیشان از این را تأمین می شود نظرهاشان مصاب و قابل اعتماد نیست.

پي نوشتها

*بیشتر مطالب برگرفته از آثارعلامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی است.
1. بحارالانوار، ج 47، ص200.
2. نساء/43.
3. تفسیرموضوعی قران کریم، آیت الله جوادی، ج 16، ص 220.
4. بحارالانوار، ج12، ص 148.
5. همان، ص 155.
6. هود/57.
7. هود/76.
8. بحارالانوار، ج 12، ص 148.
9. ترجمه تفسیرالمیزان،ج 6،ص 367.((گفتاری پیرامون معنای ادب)).
10. آیا کسی که به حق و حقیقت راه یافته سزاوارتراست به اینکه پیروی اش کنند یا کسی که خود راه نیافته و دیگران باید او را هدایت کنند؟ یونس/53.
11. آیا مردم را به نیکی و احسان دعوت می کنید و خود را از یاد می برید؟! بقره/44.
12. و من نمی خواهم خود مرتکب شوم چیزهایی را که شما را از آن نهی می کنم، من غرضی جز اینکه شما را به قدر طاقتم اصلاح کنم ندارم. هود/88.
13. و هر آینه آنها را از لحن گفتارشان می شناسی، محمد/30.
14. من هرگز گمراه کنندگان را در کار هدایت کمک نمی گیرم. کهف/15.
15. و اگر نبود که ما تو را بر حق، ثابت قدم کردیم هرآینه نزدیک بود که مختصری به سوی آنان (کفار) میل کنی؛ در این صورت دو برابرعذاب دنیوی کفار و دو برابرعذاب اخرویشان را به تو می چشاندم آنگاه یاوری برای خودعلیه ما نمی یافتی.اسراء/75.
16. پیغمبر تکلیف ندارد که خود را در آنچه خدا براو واجب کرده به زحمت اندازد؛ این سنت خدا در انبیای قبل از وی هم جاری بود، آری، امر خداوند همیشه اندازه دار و مقدور بوده است؛ همان انبیائی که رسالت های خدا را به مردم میرساندند و از او می ترسیدند و از احدی جز خدا باک نداشته، و خداوند برای حساب کافی است. احزاب/93.
17. و به تحقیق وعده ی ما به نصرت بندگان مرسل ما گذشته است و ایشان هستند که یاری خواهند شد و لشکریان ما هستند که غالب خواهند بود. صافات /173.
18. هر آینه ما یاری خواهیم که در فرستادگانمان را. مؤمن /15.
19. ولیکن من شما را مردمی نادان می بینم .هود/29.
20. شما جز دروغگویان نیستید.هود/5.
21. اینک واجب شد که عذاب و غضبی از ناحیه پروردگارتان بر شما نازل شود، آیا با من درباره بت هایی که خودتان و پدرانتان تراشیده اید مجادله و سرسختی می کنید، با اینکه خدا هیچ حجتی بر اعتبار آنها نفرستاده؟ اعراف/71.
22. بلکه شما مردمی هستید که ظلم را از حد گذرانده اید. اعراف/81.
23. وای بر شما و برآنچه که غیر از خدا می پرستید تا کی تعقل نمی کنید.انبیاء/67.
24. تو خود میدانی که این معجزات را جز پروردگار آسمان ها و زمین کسی نازل نکرده، اوست که چنین براهینی برای نبوت من نازل فرموده و من ای فرعون تو را نمی بینم مگر مردی هالک یعنی محروم از ایمان و رانده ی درگاه خدا.اسراء/102.

منبع: ماهنامه، شماره ی 14 تا 17.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما