مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
هشدار انقلابیون مصری به شورای نظامی
منابع خبری از مصر گزارش داده اند که شمارش آرا همچنان ادامه دارد و نامزد اخوان المسلمون در صدر قرار گرفته،...
رحمان احمدی: بنگر پرسپولیسی شد
دروازه‌بان سپاهان دو، سه هفته پیش اعلام کرد که به دلیل برخی اتفاقات دیگر در این تیم نخواهد ماند. ولی...
پیرمرد 83 ساله ایرانی بچه دارد شد!! + تصاویر
پیرمرد 83 ساله ابرکوهی بعد از 60 سال زندگی صاحب فرزند پسری شد که او را هدیه خداوند به خانواده خود می...
مذاکرات پنهانی پرسپولیس با منصور ابراهیم زاده
منصور ابراهیم‌زاده سرمربی فصل گذشته ذوب آهن دو، سه روز پیش با نفت تهران به توافق رسید ولی این مربی هنوز...
فرزامی: قلعه‌نویی از ما خواست صبر کنیم
عضو هیئت مدیره باشگاه استقلال گفت: از طرف هیئت مدیره با قلعه نویی مذاکره کردم اما او از ما خواست صبر...
نه استعفا دادم، نه خواستند که استعفا بدهم
مدیرعامل باشگاه استقلال تاکید کرد از این سمت کناره‌گیری نکرده و در جلسه با وزیر ورزش نیز از او نخواسته‌اند...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 244    شنبه 19 آبان 1386 



نسبیت و اطلاق در گزاره های اخلاقی

چکیده
بحث نسبیت و اطلاقِ گزاره هاى اخلاقى یکى از حساسترین مباحث در فلسفه اخلاق است. هم فیلسوفان غربى در این زمینه اظهارنظر کردهاند و هم اندیشمندان مسلمان در دهه هاى اخیر در این باب سخن گفتهاند. در مقاله حاضر، مؤلف نخست به ارائه دیدگاه هاى سه حکیم معاصر استاد جعفرى، استاد مطهرى و استاد مصباح پرداخته است و در پایان نوشتار، در مقام داورى بین آراء این سه متفکر مسلمان برآمده، نهایتاً نظریه مختار خویش را از منظرى جدید و نگاهى نو عرضه کرده است.
 
الف) بحث «نسبیت» [Relativism] یا «اطلاق» [Absolutism] در گزاره هاى اخلاقى [Moral Prepositions] یکى از مباحث جذاب، عمیق و پرچالش در بحثهاى فلسفه اخلاق [Moral Philosophy] معاصر است. برخى فیلسوفان اخلاق، براى گزاره ها و پیامها و ارزشهاى اخلاقى، نسبیت زمانى یا افرادى یا مکانى قایل شده اند. در مقابل، دسته اى از آنان، گزاره هاى اخلاقىِ اصیل و اساسى را فرازمانى و فرامکانى و فراشخصى دانسته، قایل به اطلاقِ نُرمها و ارزشها و احکام اخلاقى شده اند. ویلیام کى. فرانکنا [William K. Frankena] در کتاب خود می نویسد:
«آیا قاعدهاى مطلق وجود دارد؟ و سرانجام آیا قاعده مطلقى وجود دارد که بدون هیچ استثنایى پذیرفته شود (قاعده یا اصلى درباره وظایف در مقام عمل به همان معنایى که راس( 1877 -1940)[W. D. Ross] مترجم آثار ارسطو و عالم اخلاق انگلیسى( اراده کرده بود، چه مثبت و چه منفى؟) به گمان کانت چنین قاعده اى وجود دارد. امّا در نظریهاى که من ارائه کردم، دقیقاً مثل نظریه راس، چنین نیست .... در واقع من شک دارم که اصول یا قواعدى حقیقى درباره وظیفه در مقام عمل وجود داشته باشند که لازم باشد همواره بر اساس آنها عمل شود و یا هیچگاه نقض نشوند، حتى زمانى که با سایر اصول تعارض کنند.»[1]
ب) یکى از آثار ارزشمند و علمى حضرت استاد علامه محمدتقى جعفرى(رحمه الله) کتاب «اخلاق و مذهب»[2] است. ایشان در این اثر آوردهاند:
«ایده هاى اخلاقى یکى از آن پدیده هاست که از آغاز تمدنهاى رسمى در تاریخ انسانها نمودار گشته و وضع روانى افراد تقیّد به آن ایده ها را کاملاً نشان می دهد. این قضیه یک امر تجربه شدهاى است که احتیاج زیادى به توضیح ندارد ... ما می توانیم براى اثبات اینکه آن ایده ها کاشف از یک واقعیت ثابت روانى و اجتماعى می باشند و گذشت دورانها تغییرات اساسى در آنها وارد نمی آورد، روش اخلاقى بعضى از اقوام و ملل قدیمه را که به دست ما رسیده است، در نظر بگیریم»[3]
استاد علّامه جعفرى(رحمه الله) در این کتاب، در چهار بخش عمده بحث کردهاند: 1ـ پیدایش و روش اخلاق در گذشته 2ـ نظامهاى اخلاق باستانى 3ـ بررسى اخلاق در زمان معاصر 4ـ عالی ترین مکتب اخلاقى.
مراد استاد از واژه «اخلاق» در سراسر مباحث و فصول کتاب مزبور، اخلاقِ ثابت و مطلق است. ایشان درصددند که اثبات کنند مطالعه و بررسى تاریخى در حالات و سلوک اقوام و ملل گذشته تا حال نشان می دهد که اصول اخلاقى همواره ثابت و پایدار و مطلق بوده، تزلزل و نسبیت عارض بر آنها نشده است.
ایشان در رد و نقد نظریه امیل دورکیم Emile Durkheim ] ، فیلسوف شهیر فرانسوى، 1858 ـ 1917[ که قایل به نسبیت ارزشهاى اخلاقى است می نویسند:
«انسان با نظر اولى که موجودى است به عنوان انسان، طالب کمال است ... این اصل، ریشه اساسى و خام اخلاق است ... اگر فرد همان ریشه اساسى را که عبارت بود از جستوجوى کمال در درون خود بدون احتیاج به عامل برونى به فعالیت وادار نموده و از بدىها کنار رفته و نیکىها را انجام بدهد، چنین فرد از پدیده اخلاق بهرهمند است. به نظر ما انکار شایستگى این خصیصه براى انسانها مساوى است با انکار خوب و بد. و یا به عبارت جامعتر، کسى که مىخواهد چنین حالت را از انسان نفى کند یا باید بگوید انسان آن ریشه اساسى که جستوجوى کمال است را فاقد است و یا اینکه باید بگوید نیک و بد و تبهکارى و رادمردى، موهوماتى بیش نیستند. و از اینجا روشن می شود که جستجوى قضایاى اخلاقى در فرد، مانند این است که ما میوه سیب را از هسته سیب جستوجو کنیم. چنان که این گمان هم که اخلاق یک پدیدهاى است زاییده شده ارتباطات جمعى و هیچگونه ریشه فردى ندارد، شبیه به این است که بگوییم: سیبى تولید شده است بدون اینکه هستهاى وجود داشته باشد. زیرا اگر خود فرد استعداد گیرندگى پدیدهاى را نداشته باشد، کارى از اجتماع در به وجود آوردن آن پدیده ساخته نیست»[4]
علاّمه جعفرى(رحمه الله) در عبارات فوق، ریشه اساسى اخلاقیات مطلق و پایدار را به درون انسان مستند ساخته، نسبیتِ مبتنى بر این دیدگاه که اخلاقیات و اصول اخلاقى برگرفته از روح جمعى و جامعهاند، را ابطال و انکار می کنند.
ج) استاد شهید مرتضى مطهرى(رحمه الله) در کتاب «فلسفه اخلاق»، در نقد و بررسى دیدگاه و نظریه ایمانوئل کانت( Immanuel Kant] ،(1804 -1724 ] فیلسوف شهیر آلمانى که قایل به اطلاق احکام اخلاقى و گزاره هایى است که از عقل عملى یا وجدان صادر می شوند، معتقد است که احکام وجدان آنگونه که کانت معتقد است، مطلق نیست. ایشان به مثال راستگویى می پردازد و مبحث «دروغ مصلحت آمیز به ز راستِ مفسدهانگیز» را که سعدى بیان نموده، به عنوان شاهد ذکر می نماید. «راستى» با اینکه حُسنِ وجدانى دارد، امّا در آنجا که موجب خونریزى و قتل بی گناه شود، به تعبیر حکیم شهید استاد مطهرى (رحمه الله)، فلسفه راستى را از دست می دهد و قبیح می شود. و «دروغ» در آنجا که موجب مصلحتى است، فلسفه خودش را از دست می دهد و فلسفه راستى را پیدا می کند و حَسَن می گردد.
شهید مطهرى(رحمه الله) می فرماید: «اساساً خیلى عجیب است این حرف از جناب کانت و از هر کس که چنین حرفى زده باشد. چطور ممکن است انسان معتقد باشد به این مطلب که راست را باید گفت و لو اینکه راست فلسفه خودش را به کلى از دست بدهد ... اگر کسى درباره راست و دروغ تجربه داشته باشد این حرف را نمىزند ... یک آدمى که تجربه دارد یعنى در عمرش راستگو بوده است، یک راستگوى واقعى می فهمد که در مواردى راستى فلسفه خودش را از دست می دهد. در فقه اسلامى هم غیبت و دروغ هر کدام موارد استثنایى دارند و حق هم این است.»[5]
ایشان در کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» می فرماید: «... مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقى نباید اشتباه کرد ... اینکه رفتار مطلق است یا نسبى، غیر از این است که اخلاق مطلق است یا نسبى ... گاهى مىخواهیم روى فعل حساب کنیم و گاهى روى خصلت ... اخلاق به عنوان یک خصلت و خوى را می توان امر ثابتى شمرد، اما فعل اخلاقى را نه. ... بنابراین مسأله فعل اخلاقى و خود اخلاق را باید از یکدیگر تفکیک کرد ... مثلاً راستى از آن جهت که راستى است خوب است و باید راست گفت و دروغ از آن جهت که تحریف است بد است و نباید دروغ گفت، ولى آیا راست را در همه جا می توان گفت و دروغ در همه جا گفتنش حرام است؟ یک جاهایى قطعاً دروغ گفتن واجب است. ... ما در بحث خودمان رسیدیم به اینجا که فرق است میان «اخلاق» و «رفتار». اخلاق که عبارت است از یک سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابى ... یک امر ثابت و مطلق و همگانى و همیشگى است ولى رفتار انسان که عبارت است از پیاده کردن همان روحیات در خارج، در شرایط مختلف، مختلف می شود و باید هم مختلف بشود.»[6]
د) استاد بزرگوار محمدتقى مصباح یزدى (دام عزه) در مبحث اطلاق و نسبیتِ احکام و گزاره هاى اخلاقى همچون ابن سینا(رحمه الله)[7] معتقد است که اساساً گزاره «راستگویى حَسَن است» یک گزاره برهانى نیست، بلکه جدلى است و از مشهورات است. قضیه برهانى و قابل استفاده در برهان این است که «راستگویى مفید به حالِ مجتمع، حَسَن است». ایشان و ابن سینا می گویند که در قضیه «الصدق حَسَنٌ» یک قید خفى که از قیود موضوع قضیه است، نادیده گرفته می شود و ما می پنداریم که آنچه مقتضاى حکم عقل و برهانى است این است که «صدقِ مطلق» داراى حُسن است و حال آنکه «صدق مفید» نیکوست، نه صدقِ مطلق، و لذا صدقِ مضر، نه تنها حُسنى ندارد، که قبیح است. به تعبیر دیگر، ابن سینا و استاد مصباح، صدق و کذب را به دو قسم مفید و مضر تقسیم می کنند و مفید را چه صدق باشد و چه کذب، حَسَن می شمارند و مضرّ را چه صدق باشد و چه کذب، قبیح می دانند.
استاد مصباح (دام عزه) در «دروس فلسفه اخلاق» خود آوردهاند: «حُسن راست گفتن یک حکم مستقل از احکام نظرى و تجربى نیست. حسن راست گفتن در رابطه با نتیجه آن است. راستى که منتهى به مصالح جامعه شود خوب است و راستى که منتهى به مفاسد اجتماعى شود بد است ...پس می فهمیم راست از آن جهتى که موجب مصلحت است خوب است; یعنى در رابطه با غایت. ... پس می بینیم این مثالى که اینقدر کانت روى آن اصرار دارد، مستقل از نظریات و تجربیات نیست. یک چیزى نیست که به طوراطلاق و کلّیت همه عقول انسانها درک کنند و فتوا دهند که هر انسانى درهر شرایطى باید راست بگوید،چنین چیزى نیست[8]
در جاى دیگر از کتاب مزبور آمده است: «موضوع حسن اخلاقى، راست گفتن مطلق نیست ... حُسن، محمولى نیست که ذاتاً بر صدق بما انّه صدق حمل شود ... هر جا مصلحت اجتماعى باشد خوب است ولو دروغ گفتن باشد و هر جا موجب مفسده اجتماعى شود بد است و لو راست گفتن باشد و به عبارت دیگر، این محمول، ذاتاً مال این موضوع نیست، بلکه ذاتاً مال چیزى است که موجب مصلحت یا مفسده اجتماعى می شود و بالعرض به راست گفتن و دروغ گفتن نسبت داده می شود. ... و به عبارت دیگر قضیه «الصدق حسن» از مشهورات است، از آراء محموده است و این قضایا به این شکل که مورد قبول عمومى هست، برهانى نیست، بلکه مظنون است ... بلکه باید بگوییم: الصدق المفید، یک قید دارد.»[9]
لازمه رأى استاد مصباح، قول به نسبیت اخلاق نیست، بلکه تضییق و تقیید موضوعِ گزاره اخلاقى است. ایشان می نویسند:
«ما قبول نداریم که صدق مطلق خوب است، امّا نه به این معنا که اخلاق، نسبى است، یعنى این حکم «الصدق حسن» نسبى باشد، بلکه به این معناست که اصل موضوع حکم، مقیّد است. ما موضوع را عوضى گرفتهایم، خیال کردهایم که موضوع، مطلق است، اگر دقت کنیم می بینیم که موضوع حقیقى «الصدق المفید للمجتمع» است. ... و اشتباه از خلط بین مابالذات و مابالعرض ناشى شده ... و اصلاً موضوع حقیقى همان حیثیت مفید بودن است، و این هیچ استثنا ندارد ... به این صورت ما می توانیم مطلق بودن اخلاق را توجیه کنیم بر اساس نظریه مورد قبول.»[10]

هـ) داورى

در نقد و داورى نسبت به آراء مطروحه در این مقاله به چند نکته ذیل اشاره می کنیم:
نکته اول:
مفاد و مراد در مکتوبِ علاّمه فقید آیةاللّه محمدتقى جعفرى(رحمه الله)این است که اساساً اخلاقیات ریشه در کمالطلبىِ ذاتى انسان دارد و این عنصر ذاتى، امرى ثابت و پایدار و مطلق است و بنابراین، اطلاق در ذاتِ اخلاق افتاده است و اگر اطلاق را از گزاره هاى اخلاقى سلب کنیم، اصولاً اخلاقى نخواهیم داشت.
نکته دوم:
شهید مطهرى(رحمه الله) خصال و صفات اخلاقى را مطلق و فعل اخلاقى را نسبى دانستهاند. این سخن بهگونهاى ضمنى نسبیت اخلاق را مورد تأیید قرار می دهد; چرا که صفات و مفاهیم ذهنىِ خصلتهاى اخلاقى، امورى ذهنىاند و آنچه که فعلیت و عینیت خارجى دارد، عمل و رفتار اخلاقى است، و اگر نسبیت را در حوزه فعل و رفتار اخلاقى تأیید کنیم، در حقیقت به نسبیت اخلاق ملتزم شدهایم.
نکته سوم:
لازمه قول استاد مصباح (دام عزه) این است که صدق و کذب را به دو قسم مفید و مضر تقسیم کنیم و مفید را چه صدق باشد و چه کذب، حَسَن بشماریم. و لازمه این رأى این است که کذبِ مفید را در مورد خداوند متعال نیز جایز و روا بدانیم! ممکن است گفته شود که خداوند در مقام اثبات، نیازى به کذبِ مفید ندارد، گرچه ثبوتاً قول کاذب در مورد او رواست! این سخن به نظر ما نارواست.
نکته چهارم:
حق این است ـ همانطور که استاد علاّمه آیةاللّه محمدتقى جعفرى (رحمه الله) قایل بودهاند ـ که قضیه «الصدق حسن» به طور مطلق ثابت است. به عبارت دیگر احکام اخلاقى اولاً و بالذات چه به عنوان وصف و چه در مقام عمل، مطلق می باشند. دروغگویى مطلقاً بد و قبیح است و راستگویى مطلقاً خوب و نیکوست. منتها گاهى دو حکم اخلاقىِ مطلق در مقامِ رفتار خارجى با هم تزاحم پیدا می کنند. مثلاً آدمى از سویى اراده می کند به حکم مطلق «الصدق حسن» عمل کند و از سوى دیگر چون راستگویى او موجب قتل نفس می شود، مىخواهد حکم مطلقِ «القتل قبیحٌ» را موافقت نماید. در اینجا عقل بین این دو مطلق، مقایسه می کند و اهم و مهم را تشخیص می دهد و مهم را فداى اهم می کند. حاکمِ در ترجیح اهم بر مهم، همان عقلى است که حاکم در دو قضیه مطلقِ مزبور است. به نظر ما بر این قول، این اشکال وارد نیست که ثبوتاً کذب بر باریتعالى جایز و روا شود; چرا که کذب مطلقاً قبیح است و صدور قبیح از واجب، عقلاً ممتنع است.
نکته پنجم:
ممکن است کسى بگوید آیا تزاحم دو حکم مطلق اخلاقى براى خداوند اتفاق نمىافتد؟ اگر تزاحم دو مطلق اخلاقى براى خداوند هم اتفاق بیفتد، لازمهاش این است که خداوند نیز مهم را فداى اهم کند و این همان نسبیت عملى و رفتارى در اخلاقیات است؟! پاسخ این است که تزاحم از لوازم عالم محدود مادى و از احکام دایره ممکنات است و در صقع ربوبى و مقام واجبیت، تزاحم معنا ندارد و بنابراین برخورد و اصطکاک دو مطلقِ اخلاقى براى ذات واجب (جلّ و على) سالبه بانتفاء موضوع است.

پی نوشتها

1ـ ر. ک. به: ویلیام کى. فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادى صادقى، نشر طه، ص 125
2 الى 4ـ محمدتقى جعفرى، اخلاق و مذهب، انتشارات تشیع، قم، 1354 / ص 19 / ص 65 ـ 66
5ـ ر. ک. به: شهید مرتضى مطهرى(رحمه الله)، فلسفه اخلاق، انتشارات صدرا، 1376، قم، ص 85 و 86
6ـ ر. ک. به: شهید مرتضى مطهرى(رحمه الله)، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، قم، 1368، ص 148 تا 160
7ـ ر. ک. به: برهان شفا، فصل 4، مقاله اولى، ص 66
8 الى 10ـ ر. ک. به: استاد مصباح یزدى، دروس فلسفه اخلاق، انتشارات اطلاعات، 1367، ص 92 / ص 187، 188 / ص 188

محسن غرویان - معرفت - شماره 42

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما