مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
هشدار انقلابیون مصری به شورای نظامی
منابع خبری از مصر گزارش داده اند که شمارش آرا همچنان ادامه دارد و نامزد اخوان المسلمون در صدر قرار گرفته،...
رحمان احمدی: بنگر پرسپولیسی شد
دروازه‌بان سپاهان دو، سه هفته پیش اعلام کرد که به دلیل برخی اتفاقات دیگر در این تیم نخواهد ماند. ولی...
پیرمرد 83 ساله ایرانی بچه دارد شد!! + تصاویر
پیرمرد 83 ساله ابرکوهی بعد از 60 سال زندگی صاحب فرزند پسری شد که او را هدیه خداوند به خانواده خود می...
مذاکرات پنهانی پرسپولیس با منصور ابراهیم زاده
منصور ابراهیم‌زاده سرمربی فصل گذشته ذوب آهن دو، سه روز پیش با نفت تهران به توافق رسید ولی این مربی هنوز...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 436    یک شنبه 5 اسفند 1386 
توجه قلبی


توجه قلبی، پرواز دل تا آسمان
اشاره
درباره «غفلت» به عنوان عامل اصلی سقوط انسان بحث شد. همچنین گفته شد كه عامل اصلی صعود انسان توجه به هویّت انسانی خود است. در این جلسه ادامه این بحث را پی می‏گیریم:
 

ذكر

در جلسات گذشته عرض كردیم كه به حسب آنچه از قرآن كریم و روایات شریف و ادلّه عقلی استفاده می‏شود، عامل اصلی انحطاط و سقوط انسان «غفلت» است. غفلت از هویّت انسانی مستلزم چند چیز است: این‏كه از كجا آمده‏ایم، در كجا هستیم و به كجا خواهیم رفت. در مقابل، عامل اصلی ترقّی و تكامل انسان و شرط لازم برای سعادت او، «توجه به هویّت انسانی» است كه لازمه‏اش شناختن این است كه مبدأ هستی بخش و صاحب اختیار ما كیست، سر انجام، به كجا خواهیم رفت و چه راهی را باید طی كنیم تا به آن هدف برسیم.
به یك معنا، می‏توان گفت: همه این‏ها نوعی توجه به نفس است. خود انسان باید رابطه‏اش را با خدا و قیامت و وظایف این جهانی برقرار كند؛ یعنی یك طرف توجه خود انسان است و شاید آیه «یا ایُّها الذین آمنوا علیكم انفسكم» (مائده: 15) ناظر به همین توجه است؛ از طرف دیگر، می‏توان گفت: محور اصلی خداست؛ برای این‏كه لازمه شناخت حقیقی خود انسان آن است كه رابطه‏اش را با خدا بشناسد. اگر ما رابطه وجودی‏مان را با خدا نشناسیم، خودمان را نشناخته‏ایم؛ چون وجود ما عین ارتباط و تعلّق به خداست. اگر این رابطه را كشف نكنیم، خودمان را نشناخته‏ایم. همچنین شناخت و توجه به هدف و غایت نهایی در واقع توجه به هدف آفرینش الهی است
كه به شناخت خدا و افعال الهی و حكمت او و شناختن راهی كه ما را به آن هدف می‏رساند، باز می‏گردد.

علت اصلی تأكید بر ذكر خدا

پس مایه سعادت در واقع، یاد خداست. اگراین معانی را درست درك كنیم، خواهیم فهمید كه یاد خدا یك امر تشریفاتی و در حاشیه زندگی ما نیست. آن وقت به این سؤال پاسخ داده می‏شود كه چرا این‏همه در آیات و روایات بر یاد خدا تأكید شده است. مگر خدا چه احتیاجی دارد كه ما دایم او را یاد كنیم؟ یا یك تسبیح به دست بگیریم و «الله اكبر» یا «لااله الا الله» بگوییم؟ این چه تأثیری در تكامل ما دارد؟ با توجه به نكته‏هایی كه گفته شد، اگر درست دقت شود، خواهیم فهمید كه اصلاً حقیقت تكامل ما در یاد خداست و در نهایت، همین یاد است كه ما را به او نزدیك می‏كند و به یك تعبیر، به او می‏رساند.
در اینجا، این سؤال مطرح می‏شود كه آیا نقش اصلی را در یاد خدا الفاظ بر عهده دارند یا حقیقت یادْ همان توجه دل است؟ شاید جواب این سؤال مشكل نباشد. به صرف لقلقه زبان، مشكلی حل نمی‏شود؛ این آدم را به جایی نمی‏رساند. ذكر لفظی هم از آن جهت كه با قلب انسان ارتباط دارد و می‏تواند دل را متوجه خدا كند مطلوب است.

ذكر لفظی

اگر این را پذیرفتیم، دنبالش یك سؤال دیگر مطرح می‏شود؛ سؤالی كه در طول تاریخ اسلام، برای بسیاری از اندیشمندان و صاحب‏نظران مطرح شده و جواب‏های مختلفی به آن داده شده است كه منشأ فرقه‏گرایی‏هایی شده كه هنوز هم در سطوح گوناگون وجود دارد: اگر آنچه حقیقتا مایه رشد و سعادت ماست همان توجه دل است، پس لفظ چه كاره است؟ ما سعی می‏كنیم دلمان همیشه به خدا توجه داشته باشد، اگرچه به زبان چیزی نگوییم. در میان بعضی از فِرق، متصوّفه به هر دو طرف قضیه به طور افراط قایل هستند؛ بعضی از آن‏ها یك راه را همان حلقه‏های ذكر می‏دانند كه دور هم می‏نشینند و شروع می‏كنند به گفتن بعضی از اذكار خاص به صورت بلند و ذكر جلی و به هر حال، برای حلقه ذكرشان تشریفاتی دارند. اما بعضی دیگر از آن‏ها به اذكار لفظی توجهی ندارند. بعضی از آن‏ها حتی نماز كه می‏خوانند، لب‏هایشان حركت نمی‏كند. ركوع و سجود را با سكوت انجام می‏دهند؛ چیزی به زبان جاری نمی‏كنند. دلیلشان هم این است كه ذكر لفظی فقط به خاطر این است كه دل توجه پیدا كند؛ وقتی دل ما توجه دارد، دیگر بر زبان آوردن معنا ندارد، بلكه مزاحم هم هست.
هر دو گرایش؛ یكی تأكید بر اذكار بلند و فریاد كردن و دست جمعی ذكر گفتن و دیگری بی‏اهمیت تلقّی كردن اذكار لفظی، هر دو انحرافی‏اند. ما اگر به قرآن كریم و روایات شریف مراجعه كنیم، می‏بینیم اذكار خاصی برای نماز تعیین شده‏اند كه گفتن آن‏ها واجب است؛ باید حتما به زبان گفت؛ مانند تكبیرة‏الاحرام. اینكه اجتهاد كنیم و بگوییم این‏ها مقدّمه‏اند و هدف اصلی همان توجه قلبی است، مانند بعضی حرف‏هایی است كه برخی از روی غفلت یا غرض‏ورزی می‏گویند كه دلت پاك باشد، گناه مهم نیست. بخصوص بعضی از كسانی كه حجاب را درست رعایت نمی‏كنند، وقتی نهی از منكر می‏شوند، می‏گویند: برو بابا، دلت پاك باشد. این هم از همین انحرافات است. تمسّك به كتاب و سنّت از یك سو و تمسّك به سیره پیامبر اكرم و ائمّه اطهار علیهم‏السلام همیشه باید وجهه همّت ما باشد. باید ببینیم از كتاب و سنّت چه استفاده می‏شود و رفتار اولیای دین چه بوده است.
امام صادق علیه‏السلام روایتی از پدر بزرگوارشان امام باقر علیه‏السلام نقل می‏كنند؛ می‏فرمایند: «من پدرم را در یكی از این چند حال دیدم: یا مشغول عبادت بود، یا مشغول پاسخ به سؤالات و یا به تعبیر روایت، زبانش به سقف دهانش چسبیده بود و "لااله الا الله" می‏گفت.» به حسب این روایت، امام باقر علیه‏السلام دایم مشغول ذكر شریف "لااله الا الله" بودند. پس كسانی كه پیرو ائمّه اطهار هستند، نمی‏توانند این‏ها را نادیده بگیرند. ما هرقدر توجه قلبی‏مان قوی باشد از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام قوی‏تر نمی‏شود. این مانع آن نیست كه به اذكار لفظی اهمیت ندهیم. از آن‏ها هم به جای خودش باید استفاده كرد. توجیهش چیست؟ این است كه صرف تعبّد نباشد. البته همین كافی است كه وقتی دیدیم سیره ائمّه اطهار این بوده، باید بدانیم كه راه صحیح سیر و سلوك و ترقّی و تكامل همین است. البته جهت معنوی‏اش تنها این نیست.

دلایل اهمیت ذكر لفظی

به چند دلیل نباید به ذكر لفظی بی‏اعتنایی كرد:
یك نكته‏اش كه قدری جنبه عرفانی دارد، این است كه ما تمام وجودمان باید بهره‏ای از بندگی خدا داشته باشد؛ دلمان باید با محبت خد آشنا باشد، چشممان باید آیات الهی را ببیند؛ مثلاً، نگاه كردن به قرآن عبادت است، نگاه كردن به كعبه مكرّمه عبادت است. این حظّ چشم است از عبادت خدا. گوش هم حظّی از عبادت خدا دارد؛ باید صوت قرآن را بشنود، كلمات حق را بشنود. شنیدن آیات قرآن مثل خواندن قرآن ثواب دارد. قاری و مستمع در ثواب قرائت شریك هستند. زبان هم باید حظّ خودش را از عبادت خدا ببرد. حظّ زبان از عبادت خدا یاد اوست، اذكار لفظی است.
نكته دیگر كه جنبه تربیتی دارد و ما تجربه كرده‏ایم، این است كه اگر آدم بخواهد خودش را به یك حالات قلبی عادت بدهد و تمرین كند به اینكه دلش توجه داشته باشد، راحت‏ترین راهش این است كه از طریق اذكار زبانی این كار را بكند. اگر آدم بخواهد بدون توجه به لفظ، تمرین كند كه فقط به معنا توجه داشته باشد، كار بسیار دشواری است؛ نمی‏گویم نمی‏شود، اما خیلی دشوار است؛ چون به هر حال، انسان نمی‏تواند در زندگی‏اش به سایر چیزها بی‏توجه باشد. حداكثر، لحظاتی و ساعاتی را می‏تواند موفق شود دلش را متوجه یك نقطه كند، وگرنه تكالیف واجب انسان مثل درس خواندن، سخن گفتن، تدریس، قضای حوایج مؤمنان و كسب كار به هر حال، مستلزم توجه به اشیایی است كه انسان نمی‏تواند به آن‏ها توجه نكند. حال اگر بخواهد در كنار این توجهات، توجهی هم به خدا داشته باشد، كار مشكلی است. آسان‏ترین راه این است كه خودش را به اذكار لفظی عادت بدهد. زیاد اتفاق افتاده است كه وقتی ما به الفاظی عادت كرده‏ایم مثلاً، همین نماز خواندنمان اولش توجه نسبتا خوبی داشته‏ایم، ولی بعد غفلت می‏كنیم، یادمان می‏رود كه اصلاً برای چه كسی نماز می‏خوانیم، و اگر عادت نكرده بودیم، اصلاً نمی‏توانستیم سوره حمد را تا آخر تمام كنیم. اما گاهی انسان توجهش معطوف به چیزی می‏شود و فراموش می‏كند كه دیگر چه بخواند. اینكه نماز را تند می‏خوانیم برای آن است كه به آن عادت كرده‏ایم، و گرنه چنین نیست كه ما هر آیه‏ای كه می‏خوانیم با توجه به آن، آیه را بخوانیم، حتی توجه به لفظش. اینكه وقتی نماز را شروع می‏كنیم، تا آخر می‏خوانیم، برای آن است كه عادت كرده‏ایم؛ مثلاً، كسانی كه حافظ قرآن یا حافظ دعاهایی هستند، از اول كه شروع می‏كنند، تا آخر می‏توانند آن را تند بخوانند. حال اگر وسطش توقف بشود، گم می‏كنند، یادشان می‏رود كه از كجا باید شروع كنند.
پس عادت به اذكار لفظی آسان است. وقتی انسان عادت می‏كند، شروع كه كرد، كلمات دنبال هم می‏آیند، ادامه پیدا می‏كند، و این زمینه‏ای می‏شود برای آنكه بتواند از راه اذكار لفظی به معنا هم توجه پیدا كند. پس از اینكه ذكر لفظی عادت شد، آن وقت كاری كه باید با توجه انجام دهد این است كه در حین خواندن اذكار لفظی، به معنا هم توجه داشته باشد و این كار را آسان می‏كند برای آنكه انسان ذكر دایمی و مستمر داشته باشد. این یك فایده ذكر لفظی است كه بدون ذكر لفظی، توجه قلبی پیدا كردن، بخصوص برای مبتدی‏ها در اول كار بسیار مشكل است. اما وقتی انسان مقیّد باشد به اینكه اذكاری را بخواند و به آن‏ها عادت كند كار برایش خیلی آسان‏تر می‏شود.

ذكر قلبی؛ پرواز دل تا آسمان

از سوی دیگر، ذكر قلبی هم فواید خاص خودش را دارد؛ غیر از اینكه اساس حركت معنوی ما همان توجه قلب است و در واقع، دل ماست كه به سوی خدا حركت می‏كند، نه بدن. درست است كه ما به حج هم كه می‏رویم، به طرف بیت خدا حركت می‏كنیم، بخصوص اگر كسانی توفیق داشته باشند همه یا بخشی از راه را پیاده بروند، اما عبادت اصلی حركت دل به سوی خداست. این‏ها هم چون موجب آن می‏شوند كه دل توجه پیدا كند، ارزش دارند. آنچه انسان را به خدا می‏رساند بدن نیست؛ بدن كه جایی نمی‏رود، همین جاست. آنچه حركت می‏كند، سیر می‏كند و به آسمان‏ها می‏رود، ترقّی می‏كند، تكامل پیدا می‏كند تا به عرش الهی برسد، دل انسان است. توجه قلبی كار دل است و این یك امتیاز بزرگی است؛ یعنی آنچه اصالت دارد توجه قلبی و یاد خداست، ولی یك فایده بزرگ دیگر هم دارد و آن این است كه ریا بر نمی‏دارد. شما در حالی كه به هر سمت نگاه می‏كنید، یا به كتاب یا به قلم یا به یك شخص، چه كسی می‏داند كه دل شما كجاست؟ اگر كسی خیلی زرنگ باشد و سوابق و روحیات شما را بداند شاید بتواند احتمال بدهد كه مثلاً الآن توجه شما به چه چیزی معطوف است، اگر سوابق ذهنی شما را بداند، ممكن است بفهمد، وگرنه از قیافه شما چه می‏فهمند كه شما دلتان كجاست؟ با چه كسی دارید حرف می‏زنید؟ و این باعث می‏شود كه عبادت خالص شود و شائبه ریا در آن نباشد.

آفات ذكر لفظی

اما اذكار لفظی بیشتر در معرض ریا هستند. به هر حال، وقتی انسان ذكر لفظی می‏گوید كمابیش دیگران می‏بینند، می‏شنوند و زمینه ریا فراهم می‏شود. انسان باید ریاضت بكشد تا ذكر لفظی را در حضور دیگران بگوید و در عین حال، ریا هم نشود. این یك كار مشكلی است، مگر آنكه در خلوت عبادتش را انجام دهد. البته این هم برای ذكر قلبی امتیازی است. پس اولاً، اساس حركت ما با قلب است. ثانیا، اذكار قلبی از ریا دورند، ولی اذكار لفظی دور نیستند. ولی به هر حال، ذكر لفظی هم فواید خودش را دارد؛ هم حظّ زبان از عبادت خدا حاصل می‏شود، هم تمرین و عادت به ذكر لفظی خوب است و برای اغلب افراد متعارف از لفظ توجه دل پیدا می‏شود. البته اولیای خدا دل‏هایشان جور دیگری است؛ «تولَّی اللّهُ ریاضتَها بالخوفِ و الرجاءِ»(1) اصلاً خدا خودش متصدی تربیت آن‏هاست. این مختص معصومان هم نیست، هر كسی صادقانه در راه بندگی خدا قدم بردارد، كمك‏هایی را از خدا خواهد دید كه خیلی بیش از تلاش خودش ارزش دارد. كسانی كه در امتحانات ثابت كنند كه صادقانه می‏خواهند راه خدا را بروند و دلشان با خدا باشد، اگر زمینه غفلتی برایشان فراهم شود، خداوند وسیله‏ای فراهم می‏كند كه از غفلت خارج شوند.
در روایات، این مضامین به صورت‏های گوناگون آمده‏اند. در حدیثی قدسی خداوند می‏فرماید: «وقتی یافتم بنده‏ام را كه خالصانه می‏خواهد به طرف من بیاید بین او و آنچه او را از من غافل می‏كند مانع می‏شوم.»(2) شبیه این عبارت در روایات بسیار است. حتی ممكن است خدا زمینه‏هایی فراهم كند تا او
چیزهایی را ببیند كه به یاد خدا بیفتد؛ چیزهایی كه دیگران نمی‏بینند خدا به او نشان می‏دهد تا او را متوجه خودش كند.
چنین یادی چقدر لذت دارد! انسان از محبوبش غفلت كند، خود محبوب محب را به خودش متوجه كند، بگوید: كجایی؟ با من باش! این از آن تلاش‏هایی كه آدم خودش یاد بكند تا توجه كسی را با الفاظ و با زحمت جلب كند، مزه‏اش بیشتر است. به هر حال، خدا با بنده‏هایش معاملات عجیبی دارد! معامله با خدا ضرر ندارد. اذكار لفظی در شرع زیاد وارد شده‏اند، اذكار خاصی در فرصت‏های خاصی، در زمان‏های خاصی، مكان‏های خاصی به عدد خاصی وارد شده‏اند، ولی ذكر مطلق هرچند عدد خاصی نداشته باشد، جای خاصی نداشته باشد، همیشه مطلوب است. هرقدر «اللّه»، «سبحان اللّه»، تسبیحات اربعه یا سایر اذكار را بگوید، همه‏اش مطلوب است.

مراتب ذكر قلبی

ذكر لفظی احتیاج به بحث ندارد، اما درباره توجه قلبی و ذكر قلبی جای این هست كه بیشتر مطالعه كنیم. گاهی هم سؤال می‏شود كه چه كنیم تا توجه قلبی داشته باشیم؟ بخصوص، توجهمان دوام داشته باشد؟
اجمالاً آنچه از یاد قلبی و ذكر قلبی می‏توان تلقّی كرد، صرف‏نظر از اصطلاحاتی كه بعضی از متصوّفه دارند ـ چون آن‏ها برای ذكر قلبی، اصطلاحات خاصی دارند به كیفیت‏های خاصی كه در شرع اسلام وارد نشده است، از خودشان اختراع كرده‏اند ـ آنچه از آیات و روایات استفاده می‏شود، این است كه ذكر قلبی دست كم سه مرتبه دارد و در حدیثی، معصوم علیه‏السلام می‏فرماید: ذكر به این نیست كه دایم سبحان‏الله و الحمدلله بگویی، بلكه منظور این است كه در انجام تكالیف، یاد خدا باشی، واجباتت را انجام دهی و گناهان را ترك كنی. یاد واقعی این است. انسان باید دایم حواسش باشد كه آیا در هر حال، تكلیف واجبی دارد كه عمل كند یا نه؟ یا وقتی كار حرامی پیش می‏آید كه باید از آن احتراز كند، ترك گناه كند.
مرحله بعد ترك مشتبهات و مكروهات است. این‏ها مراتب كامل‏تر ذكرند. به هر حال، این یاد خدا در مقام عمل است، اما كم‏رنگ است؛ یعنی اصالتا توجه به خود عمل است، منتها از آن جهت كه آدم می‏گوید حلال است یا حرام یعنی خدا حلال كرده است یا حرام. آن وقت این ارتباطی هم با خدا پیدا می‏كند، سایه‏ای از یاد خدا هم به عمل او می‏افتد. ولی به هر حال، خیلی ارزش دارد. این همان «تقوا» است كه مؤمن همیشه باید مواظب باشد كاری كه انجام می‏دهد مورد رضایت خدا باشد؛ واجب است عمل كند، حرام است ترك كند. چنین حالتی مستلزم یاد خداست. ممكن نیست انسان از خدا غافل باشد، ولی همیشه واجباتش را عمل كند، گناهان را ترك نماید، واجبات را انجام دهد، از محرّمات اجتناب ورزد. این مستلزم توجه است، اگرچه خفیف، رقیق، كم‏رنگ باشد. به هر حال، انسان باید به یاد خدا باشد تا ببیند تكلیفش چیست. این مرتبه نازله یاد قلبی است، غیر از آن ذكر لفظی، دل این اندازه را باید توجه داشته باشد. این حد واجبش است؛ توجه داشته باشد به اینكه تكالیفش چیست، عمل كند؛ یعنی در مقام انجام واجبات و ترك محرّمات به یاد خدا باشد. البته هرقدر این یاد بیشتر باشد بهتر است، مستحبات و مكروهات را هم در بر گرفت چه بهتر.
در روایات دو مرتبه دیگر هم برای توجه دل به خدا ذكر شده كه بزرگان اخلاق هم بدان‏ها توصیه می‏كنند. به كسانی كه مرحله اول را به انجام رسانده‏اند و ملكه تقوا در آن‏ها پیدا شده و همیشه مواظب هستند كه واجباتشان را عمل كنند و محرّمات را ترك نمایند و یاد الهی را در مقام عمل داشته باشند، توصیه می‏كنند كه مراحل بعدی را داشته باشند. حدیثی است كه شیعه و سنّی به سندهای متعدد از جناب ابی‏ذر از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آن را نقل كرده‏اند. مضمونش در روایات دیگر هم آمده، اما به این شكل مورد اتفاق شیعه و سنّی است و از این نظر، امتیازی است برای این روایت. ابوذر سؤال می‏كند از پیامبراكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره احسان و این‏كه قرآن محسنین را ستایش می‏كند؛ سؤال می‏كند: منظور از محسنین، كه دارای صفت احسان هستند، چیست؟ احسان طبق معنایی كه ما از آن می‏فهمیم، نیكی به دیگران است؛ انفاق و كمك به والدین، به برادران، ولی گویا ابوذر درك كرده بود كه امری دقیق‏تر از «احسان» منظور است. پیامبراكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به او فرمودند: «الاحسان اَن تعبدَ اللّهَ كانَّكَ تراهُ فاِن لَم تَكُن تراهُ فانّه یراكَ»؛(3) احسان این است كه خدا را جوری عبادت كنی كه گویا او را می‏بینی. اگر در این حد نیستی كه چنین تصور كنی، خوب می‏دانی كه او تو را می‏بیند.
این اشاره است به دو نوع توجه قلبی كه انسان باید تمرین كند و این حالت را همیشه برای خودش حفظ كند. به فرمایش حضرت امام قدس‏سره «عالم محضر خداست.» فرض كنید كسی در اتاقی نشسته و تنهاست. كسی را نمی‏بیند. اما می‏داند كه این اتاق روزنه‏ای دارد كه از پشت آن او را نگاه می‏كنند. او كسی را نمی‏بیند، اما می‏داند كه كسی او را تماشا می‏كند. اگر انسان سعی كند این حالت را در خودش تقویت كند، اول در خلوت دقایقی را به این حال بگذراند، كم كم این حالت برایش ملكه می‏شود، این حالت را برای خودش مجسّم می‏كند كه خدا مرا می‏بیند، اگرچه من او را نمی‏بینم؛ مثل كسی كه از پشت روزنه‏ای نگاه می‏كند، او مرا نگاه می‏كند. این نوعی توجه قلبی است كه آثار بزرگی دارد و كامل‏ترش این است كه پس از آنكه از این مرحله به حد ملكه رسید، به جایی می‏رسد كه گویا انسان هم خدا را می‏بیند؛ یعنی به حضور خدا در پیش خودش توجه دارد. این مرحله مشكل‏تر از اوّلی است. اگر این حالت ادامه پیدا كند و ملكه شود، شبیه آن حالتی می‏شود كه امیرالمؤمنین علیه‏السلام فرمودند: «لم اَعبُد ربّا لَم اَره.»(4) دیگر اینجا مسئله یاد نیست؛ می‏رسد به خود رؤیت: «لم تره العیونُ بمشاهدةِ العیانِ و لكن رأته القلوبُ بحقائقِ الایمانِ.»(5) این دیگر مسئله یاد نیست، از یاد فراتر می‏رود و می‏شود رؤیت.
پس مراحلی كه برای ذكر قلبی می‏توان در نظر گرفت، عبارتند از: مرحله اول یاد خدا در مقام عمل كه به واجبات و محرّمات توجه داشته باشد؛ توجه كند به اینكه چه كاری حلال است یا حرام. مرحله دوم از این بالاتر است؛ آن است كه تمرین كند كه همیشه در محضر خداست؛ یعنی خدا او را می‏بیند. مرحله سوم و مرحله بالاتر و كامل‏ترش این است كه تمرین كند كه گویا او دارد خدا را می‏بیند. ما قبول داریم كه خدا همه جا حاضر است: «فاینما تُولّوا فثَمَّ وجهُ اللّهِ.» (بقره: 115) تنها این نیست كه از پشت پنجره نگاه كند، او همه جا هست. در سایه این‏جور تمرین، انسان می‏رسد به آنچه اولیای خدا رسیدند، كه دلهایشان خدا را می‏بیند، به همان معنایی كه البته صحیح هست و می‏توان برای رؤیت قلبی پذیرفت، نه دیدن با چشم و چیزهای دیگری از این قبیل كه لازمه‏اش صفات نقص برای خدای متعال است.
به هر حال، خدا برای انسان زمینه‏های رشد و تكامل بسیاری فراهم كرده است كه اگر انسان راه را گم نكند و در دام شیاطین و اغواگران نیفتد، می‏تواند راه خدا را آنچنان طی كند كه هم آرامش و شیرینی زندگی دنیا داشته باشد و هم سعادت آخرت. آن‏قدر زمینه تكامل و پرواز در معنویات وجود دارد كه حد و حصر ندارد. دیگر نمی‏توان گفت انسان تا كجا می‏تواند برسد. فقط نمی‏تواند به حد وجوب وجود ـ به قول متكلّمان ـ برسد ولی راه برای تكامل او تا عالی‏ترین مراتبی كه به عقل ما می‏رسد و می‏توانیم تصورش را بكنیم باز است. خدا بندگانی دارد كه آنچنان از یاد او و توجه به او لذت می‏برند كه سایر لذت‏ها در مقابل آن صفر است. بازی كردن بچه‏ها را دیده‏اید؟ با یك چیزهایی سرگرم می‏شوند و به آن‏ها دل خوش می‏كنند كه هیچ جهت عقلایی ندارد. گاهی هم بر سر این اسباب بازی‏هایی كه هیچ نمی‏ارزند و هیچ فایده‏ای ندارند دعوا و كتك‏كاری هم می‏كنند. شما هم تماشا می‏كنید، می‏گویید: بچه‏اند. اگر كسانی با مسائل معنوی و ارتباط با خدا و مسائل اخلاقی ـ به معنای دقیقش ـ آشنا شوند، همه دعواهای زندگی از حركات بچگانه دیگران برایشان بی‏معناتر است. سر چه دعوا می‏كنند، دنبال چه می‏روند؟ برایشان مسخره می‏نماید كه كسانی یك عمر تلاش می‏كنند تا یك عنوان پیدا كنند، یك لقب بگیرند، حالا آیة‏الله باشد یا دكتر یا پروفسور. خوب، آخر چه شد؟ تا ثروتی بیندوزند؟ یعنی توی دفترچه پس‏اندازشان یك عدد گذاشته باشند و جلویش چند تا صفر باشد. عمری را زحمت می‏كشند تا این صفرها افزوده شود! این برای آن‏ها مسخره است. آن‏ها از یاد خدا و توجه به او چنان لذتی می‏برند كه اصلاً زندگی‏شان می‏شود یاد خدا.
مناجات‏های امام زین‏العابدین علیه‏السلام را بخوانید: «الهی بذكركَ عاشَ قلبی»؛(6) اصلاً دل من با یاد تو زنده است. اگر یاد تو نباشد، مرگ است. این تعبیرها را بخصوص در «مناجات الذاكرین» ملاحظه می‏فرمایید. این درست است كه ما اهل این حرف‏ها نیستیم، اما همین كه انسان بداند چنین چیزهایی هم هست، قدری همّتش را بلند می‏كند تا این‏قدر به این چیزهای پست دنیایی نچسبد، به یك چیزهای جزئی با دیگران دعوا نكند، كدورت پیش نیاورد. آشنا شدن با این‏ها ـ هرچند انسان خودش به آن‏ها نرسد ـ دست‏كم باعث می‏شود كه به این زرق و برق‏های دنیایی دل نبندیم و بر سر این كارهای بچگانه به جان هم نیفتیم.

پی‏نوشت‏ها

1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 102، ص 160 به بعد، بخشی از زیارت امام حسین علیه‏السلام : «انّی و لكم القلوبُ الّتی تولّی اللهُ ریاضتها بالخوفِ و الرجاءِ و جعلها اوعیةً للشكر و الثناءِ...»
2ـ همان، ج 93، ص 162: «النبی: قال الله سبحانه: اذا علمتُ انّ الغالب علی عبدی الاشتغال بی نقلتُ شهوته فی مسألتی و مناجاتی فاذا كان عبدی كذلك فاراد أن یسهو حلتُ بینه و بین ان یسهو...»
3الی 6ـ همان، ج 7، ص 219 / ج 4، ص 32 / ج 4، ص 26 / ج 98، ص 89.

استاد محمدتقی مصباح یزدی - نشریه معرفت - شماره 75

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما