مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
هشدار انقلابیون مصری به شورای نظامی
منابع خبری از مصر گزارش داده اند که شمارش آرا همچنان ادامه دارد و نامزد اخوان المسلمون در صدر قرار گرفته،...
رحمان احمدی: بنگر پرسپولیسی شد
دروازه‌بان سپاهان دو، سه هفته پیش اعلام کرد که به دلیل برخی اتفاقات دیگر در این تیم نخواهد ماند. ولی...
پیرمرد 83 ساله ایرانی بچه دارد شد!! + تصاویر
پیرمرد 83 ساله ابرکوهی بعد از 60 سال زندگی صاحب فرزند پسری شد که او را هدیه خداوند به خانواده خود می...
مذاکرات پنهانی پرسپولیس با منصور ابراهیم زاده
منصور ابراهیم‌زاده سرمربی فصل گذشته ذوب آهن دو، سه روز پیش با نفت تهران به توافق رسید ولی این مربی هنوز...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 338    دوشنبه 8 مهر 1387 

تزکیه و پیمودن مسیر کمال از دیدگاه اسلام

تزکیه و پیمودن مسیر کمال از دیدگاه اسلام

درباره اهمیت تزكیه نفس از دیدگاه قرآن كریم مطالب مختصری بیان گردید و عرض شد كه از دیدگاه اسلام، روح انسانی آمادگی تكامل و تنزل دارد و تكامل روح منتهی به مقام قرب الهی می‏شود . در این جلسه، راه كلی تزكیه و پیمودن مسیر كمال را از دیدگاه اسلام، منابع اسلامی و قرآن و حدیث‏بررسی می‏كنیم:
 
در مورد اصل هدف، كه همان قرب الهی است، مطالبی را بیان كردیم . در این زمینه، این فقره از مناجات «شعبانیه‏» كه می‏فرماید: «الهی و الحقنی بنور عزك الابهج فاكون لك عارفا و عن سواك منحرفا» اشاره دارد به این‏كه انسان می‏تواند به مقامی برسد كه به نور الهی ملحق بشود . یا می‏فرماید: «الهی هب لی كمال الانقطاع الیك و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیك حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسك .» (1) این تعابیر هر چند برای ما درست روشن نیستند و نباید هم انتظار فهم كنه آن‏ها را داشته باشیم، ولی به هر حال، اشاراتی دارند به این‏كه روح انسان می‏تواند به جایی برسد كه معلق و آویخته به عز الهی شود; اجمالا انسان در پیشگاه الهی چنان خواهد بود كه از خودش هیچ استقلالی نخواهد داشت . این مقام از یك نظر، عالی‏ترین مراتب وجودی است كه انسان می‏تواند بدان نایل شود . آثار وجودی فراوانی برای انبیا و اولیای خدا و برای مؤمنان در این عالم و در عالم پس از مرگ ظهور دارند . به دلیل آن‏كه انسان از خودش هیچ استقلالی نمی‏بیند - و حقیقتا هم استقلالی ندارد تا خودی ببیند - كسانی از این مقام، به «مقام فنا» تعبیر كرده‏اند .

فنا; عالی‏ترین كمال

در مسیری كه انسان باید بپیماید تا به قرب الهی برسد، دو جهت ملحوظند: یك جهت، راهی است كه انسان را تعالی، علو و ترقی می‏بخشد و از مراتب پست و زبونی نجات می‏دهد و جهت دیگر، حقیقت این راه است كه عبارت است از بندگی، یعنی درك ذلت وجودی انسان در پیش‏گاه الهی; درك این‏كه انسان عبد است; «عبدا مملوكا لایقدر علی شی‏ء .» (2)
این تعبیر ابتدا تناقض‏آمیز به نظر می‏رسد: از یك سو، می‏گوید: از راه بندگی، آدمی به عالی‏ترین مراتب وجود می‏رسد; و از سوی دیگر، می‏گوید: این مرتبه «مقام فنا» است . چگونه عالی‏ترین كمال همان فناست؟
همین مطلب دقیقا درباره هر راهی كه انسان را به سوی خدا می‏برد، صادق است . آدمی پله پله گام‏های ترقی را طی می‏كند، علو و تكامل پیدا می‏كند و رشد می‏نماید . تزكیه هم متضمن معنای رشد و تكامل است، در عین حال، راهی است كه واقعیت آن عبادت است، بندگی است، نشان دادن و به ظهور رساندن آن فنای ذاتی، تعلق، وابستگی و نداری انسان است . برای مثال، شعاع نوری كه از خورشید یا از چراغی می‏تابد، اگر خودش را درك كند، چگونه خود را می‏یابد؟ چیزی كه وابسته به منبع نور است، اگر ارتباطش با منبع اصلی قطع شود، فنای محض است; چون اصلا چیزی نبوده كه دیده شود . البته این تمثیل است، واقعیتش چیز دیگری است; چون نور هم اگر از منبع خود جدا شود، معدوم نمی‏گردد . اما چون تصور ما این است كه وجود این نور وابسته به آن منبع اصلی است و تا زمانی كه ارتباط و اتصال هست، نور وجود دارد، وقتی چراغ خاموش شود، نوری نیست . این البته حقیقتا معدوم نمی‏شود . با این تصور، می‏توان گفت: اگر این شعاع نور خودش را بیابد، خود را عین وابستگی به آن منبع نور می‏بیند، و با قطع این وابستگی، نابود می‏شود . از این‏رو، بزرگان اهل معقول گفته‏اند: وجود مخلوقات عین تعلق و عین الربط است و هیچ استقلالی از خود ندارد . این همان است كه می‏گوییم: وقتی انسان تكامل پیدا می‏كند، وجودش قوی‏تر می‏شود .
روح از سنخ علم است . تكامل روح عین تكامل علم است; عین تكامل شناخت‏خودش است . وقتی روح تكامل پیدا كند، خودش را بهتر می‏شناسد; قوت وجودش به این است كه خودش را بهتر بشناسد; چون عین علم است . وقتی خود را شناخت، می‏بیند كه هیچ استقلالی از خود ندارد . پس از یك سو، وجود او كامل شده; چون علم او قوی‏تر و روشن‏تر گردیده; و از سوی دیگر، محتوای این علم وابستگی و عدم استقلال است .

عبادت; هدف خلقت

عنوان كلی مسیری كه ما به سوی كمال طی می‏كنیم، آن‏گونه كه انبیا و بخصوص قرآن كریم تصریح می‏فرمایند، عبادت است: «و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون .» (ذاریات: 56) شاید برخی ابتدا این‏گونه بپندارند - و این تصور خامی است - كه هدف از خلقت انسان این است كه خدای متعال می‏خواست موجوداتی باشند كه در مقابل او خضوع و كرنش كنند! ایشان انسان را با خدا قیاس می‏كنند! چگونه وقتی كسی را احترام می‏كنند، لذت می‏برد؟ تصور می‏كنند خدا هم لذت می‏برد از این‏كه موجوداتی در مقابل او به خاك بیفتند و او را سجده كنند! بنابراین، اگر این موجودات نبودند، خدا از عبادت آنان لذت نمی‏برد! از این‏رو، خدا موجودات را خلق كرد تا او را عبادت كنند و او از عبادت آنان خوشش بیاید!
این تصور، بسیار خام و جاهلانه است; زیرا با ذات بی‏نیاز الهی ناسازگار است . خدا هرگز نیازمند به غیر نیست و به هیچ چیز خارج از خودش نیازی ندارد . عالی‏ترین بهجت‏ها عین ذات اوست . هر كاری كه انجام می‏دهد، نه چیزی از آن كم می‏شود و نه لذتی برایش حاصل می‏گردد و نه نیازی به آن‏ها دارد . برخی تصور می‏كنند كه خداوند وقتی تنها بود و موجودی را خلق نكرده بود - مثل انسان‏ها - از تنهایی خود رنج می‏برد! ایشان می‏گویند: آدم وقتی خودش تنها باشد و در غربت و در تنهایی، از تنهایی خسته می‏شود . تصور می‏كنند خدا هم این‏گونه است! به همین دلیل، موجودات را خلق كرد تا از تنهایی در بیاید! در دعاها بر این تكیه شده است كه چنین تصوری نكنید: «ولا لوحشة دخلت علیك اذ لا غیرك‏» ; (3) خدایا، تو عالم را به خاطر این خلق نكردی كه احساس تنهایی می‏كردی . خداوند از خلقت‏خود هدفی جز افاضه رحمت و فیض ندارد .
به هر حال، خداوند نه از عبادت من و شما لذت می‏برد و نه چیزی نصیب او می‏شود; نه اگر عبادت نكنیم، اطاعت نكنیم، جنگ با خدا كنیم، علیه خدا تظاهرات راه بیندازیم، خدا غصه‏اش می‏گیرد، كمبودی احساس می‏كند و یا افسرده می‏شود كه چرا بندگان من این‏گونه كردند; و نه زمانی كه عبادت می‏كنیم و اطاعت می‏نماییم، آن وقت لذتی پیدا می‏كند كه قبلا نداشت .
این تصور خام هم گاهی برای برخی پیدا می‏شود كه می‏گویند: عبادت می‏كنیم تا خدا راضی شود; عبادت می‏كنیم برای ضایت‏خدا; كار خیر می‏كنیم تا خدا از ما راضی گردد; یعنی یك حالت‏خوش‏حالی كه قبلا برای خدا نبوده و از ناحیه عبادت من برای او حاصل می‏شود! فقره‏ای از دعای «عرفه‏» ناظر به همین تصور نادرست و نارساست: «الهی تقدس رضاك‏» ، در بعضی نسخه‏ها هم دارد: «جل رضاك، تقدس رضاك ان تكون له علة منك . فیكیف یكون علة منی‏» ; (4) رضایت تو بالاتر از این است كه از ناحیه خودت علتی داشته باشد; یعنی چنان نیست كه اول تو رضایت نداشته باشی و خودت در خودت رضایت‏بیافرینی . چه رسد به این‏كه من موجب رضایت تو بشوم! من چه دارم كه موجب رضایت تو بشوم؟ رضایت تو بالاتر از این است كه علتی از خودت داشته باشد . انسان و هر موجود دیگری بسی عاجزتر از این هستند كه چیزی به خدا اعطا كنند كه او نداشته باشد . این تعابیر برای این هستند كه ما چیزی را درك كنیم، تصوری داشته باشیم و انگیزه‏ای در ما پیدا شود . همه این‏ها باید از جهات نقص تنزیه شوند:
امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج‏البلاغه می‏فرمایند: شاید مورچه تصور می‏كند كه خدای او دو شاخ دارد; برای این‏كه این شاخك را برای خودش كمال می‏بیند; تصور می‏كند خدا هم اگر بخواهد كمالی داشته باشد، باید دو شاخك داشته باشد . ما هم نقص‏هایی داریم و تصور می‏كنیم كه خدا هم اگر این‏ها را نداشته باشد، برای او نقص محسوب می‏شود . پس خدا هم باید مثل ما، علم، رضایت، لذت و مانند آن داشته باشد . تعالیم دینی به ما می‏آموزند كه همراه همه این صفاتی كه برای خدا اثبات می‏كنیم، باید یك جهت تنزیهی هم وجود داشته باشد: «عالم لاكعلمنا، قادر لا كقدرتنا» و طبعا «له رضا لا كرضانا .» او لذت می‏برد، اما نه مثل آنچه ما از چیزی لذت می‏بریم .
عبادتی كه ما می‏كنیم برای این نیست كه به خدا چیزی بدهیم كه نداشته، و یا كمبودی داشته است كه می‏خواهیم با عبادت‏های خود آن را جبران كنیم، و یا به این‏كه كسی با او حرف بزند از تنهایی در می‏آید . این‏ها ناشی از كج‏فهمی انسان است . این‏كه می‏فرماید: «من شما را خلق نكردم، جز برای عبادت‏» ، به خاطر آن است كه عبادت موجب كمال ما می‏شود . هیچ راه دیگری برای تكامل ما، جز عبادت وجود ندارد . خدا می‏خواهد انسان عبادت كند; چون راه تكامل انسان فقط از طریق عبادت ممكن است; هیچ راه دیگری ندارد . كمالی كه در گرو انسانیت انسان است، فقط از راه عبادت خدا حاصل می‏شود . البته منظور از «عبادت‏» معنا و مفهومی عام است . «عبادت‏» یعنی هرگونه رفتار و كرداری كه به انگیزه اطاعت‏خدا انجام می‏گیرد، برای رضای او و «قربة الی‏الله‏» انجام می‏گیرد .
البته عبادت باید به نحو پسندیده، صحیح و مطلوب و به قصد قربت انجام گیرد . «الم اعهد الیكم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان انه لكم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم .» (یس: 60 و 61) راه مستقیمی كه انسان را به كمال برساند، یك راه بیش نیست، آن هم «ان اعبدونی‏» است . اگر غیر این هر راه دیگری بروید، راه شیطان است: «ان لاتعبدوا الشیطان .»
انسان موجودی است كه ذاتا باید در حال حركت‏باشد; نمی‏تواند توقف كند . اگر رو به بالا برود، به سوی خدا و عبادت الله حركت می‏كند . اگر رو به پایین حركت كند، عبادت شیطان است . اگر راه مستقیم می‏خواهید «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم .» خلقت هم فقط برای عبادت است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» ; یك هدف هم بیش‏تر ندارد، نمی‏توانیم بگوییم این یكی از اهداف است . می‏فرماید: «ماخلقت ... الا ...» تنها هدف خلقت این است كه شما عبادت كنید; زیرا تنها راه تكامل شما و لیاقت این كه بالاترین فیض خدا را دریافت كنید، عبادت است .
سؤال این است كه چرا عبادت باید این‏گونه باشد . خدا كه احتیاجی ندارد و با عبادت ما چیزی عاید او نمی‏شود . اساسا رفتار ما نمی‏تواند چیزی برای او به وجود آورد . پس چرا عبادت، هدف خلقت ماست؟
در پاسخ به این سؤال، باید گفت: اگر درباره همان معنایی كه برای هدف وجود انسان و آخرین مرتبه كمال او گفته شد بیش‏تر تعمق كنیم، این مشكل حل می‏شود . مرتبه نهایی كه انسان بدان می‏رسد، جایی است كه احساس می‏كند از خود هیچ ندارد; همه چیز او از ناحیه ذات مقدس الهی است; همه چیز را دارد، اما از خدا . از خودش هیچ ندارد . تا این درك حضوری و شهودی برای انسان پیدا نشود، حجاب‏هایی بین انسان و خدا وجود دارند . وقتی «تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة‏» محقق شود، آن گاه هرچه چشم می‏بیند، دل هم می‏بیند و نظر می‏كند به «ضیاء نظرها الیك .» حجب نور دریده می‏شوند و دیگر حجابی، حتی حجاب‏های نورانی هم باقی نمی‏مانند و هیچ فاصله‏ای بین او و خدا نخواهد بود . در چنین حالی، می‏بیند كه از خود هیچ ندارد; هر چه هست از اوست .
این همان حقیقت عبودیت محض است . وقتی آدم هیچ ندارد، یعنی مملوك صرف است: «عبدا مملوكا .» چون هیچ ندارد، می‏گویند: به مقام فنا رسیده است . احساس می‏كند و می‏یابد كه از خود هیچ ندارد . پس ما باید به جایی برسیم تا ببینیم كه از خود هیچ نداریم .
رسیدن به چنین مقامی، هر لحظه به ما القا می‏كند و ما را آماده‏تر می‏كند برای درك این واقعیت كه ما از خود هیچ نداریم . تنها عبودیت و بندگی است كه ما را به فهم و درك این مقام و منزلت رهنمون می‏كند . باید بندگی كنیم تا بنده خالص شویم .

راه نیل به مقام فنا

اولین قدم برای رسیدن به این مقام، آن است كه تا حدی اراده خودمان را تابع اراده خدا كنیم . ما برای خود اراده مستقل قایلیم; می‏گوییم: خدا این‏گونه خواسته، ولی من دلم نمی‏خواهد! پس او یك خداست، من هم یك خدا! او چیزی می‏خواهد، من چیز دیگری می‏خواهم; «انا ربكم .» (5) این‏كه می‏گویم: من دلم می‏خواهد، خدا یك چیز دیگری خواسته، این یعنی استقلال; یعنی به او كاری ندارم; خواست او جداست، خواست من هم جدا! اولین قدم در مسیر بنده شدن، این است كه در جایی كه دلم می‏خواهد، بگویم: چون خدا خواسته، من از خواست‏خود صرف‏نظر می‏كنم . این یعنی اطاعت، بندگی و عبودیت .
اولین قدم این است كه ما اراده خود را تابع اراده او كنیم . صبح دلم می‏خواهد بخوابم، ولی چون تو گفتی، پیش از آفتاب برخیز و نماز صبح بخوان، چشم! اراده‏ام را تابع اراده تو می‏كنم . این اولین قدم بندگی است . این مرحله از بندگی، مراحل بی‏شماری دارد . باید دید همین دو ركعت نماز صبح پیش از آفتاب را ما چگونه و با چه نیتی می‏خوانیم; ترس از جهنم، یا شوق به بهشت؟ چون حور و قصر دلم می‏خواهد، یا فقط به خاطر این‏كه می‏دانم تو دوست داری، حتی اگر به خاطر این نماز مرا به جهنم هم ببری؟ این یعنی بنده خالص . لذا، می‏فرماید: «ما عبدتك خوفا من نارك و لاطمعا فی جنتك لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك‏» ; (6) دیدم تو پرستیدنی هستی، تو را باید پرستید; نفعی برای من داشته باشد یا نه، حتی اگر ضرر هم داشته باشد، چون تو پرستیدنی هستی، تو را می‏پرستم . تو اهل عبادت هستی . به تو باید عشق ورزید، حتی اگر به ضرر من باشد . این عبادت خالص است .
اگر آدمی در این راه قدم برداشت، آن وقت‏خدا دستش را می‏گیرد . اگر یك قدم جلو برود، او ده قدم می‏آید . رفتارهایی با آدمی می‏كند كه قابل توصیف نیستند . در بعضی روایات و آیات به این توصیف‏ها اشاره شده است: «و اناجیه فی ظلم اللیل و نور النهار .» (7) به مقامی می‏رسد كه به جای این كه آدم نصف شب بیدار شود، به مسجد برود و مقدماتی فراهم كند تا لحظه‏ای با خدا مناجات كند، او دایم با انسان سخن می‏گوید: «فی ظلم اللیل و نور النهار» ; شب و روز او مناجات كننده می‏شود . ببینید تفاوت تا كجاست!
پس تنها راهی كه انسان را به كمال می‏رساند، بندگی است . چرا؟ برای این كه می‏خواهیم به مقامی برسیم كه خود را وابسته به خدا بیابیم . این عالی‏ترین مقام است: «تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسك .» پس این راه باید راهی باشد كه قدم به قدم ما را به خدا آویخته‏تر و وابسته‏تر می‏كند . ما تصور می‏كنیم از خود چیزی داریم . این جهل است كه بین ما و خدا حایل شده . با این عبادت، پرده جهل دریده می‏شود، حجاب‏ها برداشته می‏شوند، به مقامی می‏رسیم كه می‏فهمیم از خود هیچ نداریم . هر چه هست از اوست . هر جا، هر كمالی، هر جمالی هست از اوست . بنابراین، می‏توان فهمید كه عبادت خدا تنها به خاطر این نیست كه خدا مصلحت ما را بیش‏تر می‏دانسته و از این نظر از او اطاعت می‏كنیم . این هم مطلب صحیحی است . چرا ما باید دستورات خدا را عمل كنیم؟ چون خدا مصلحت ما را بیش‏تر می‏داند . پس به دستور خدا عمل می‏كنیم تا مصلحت ما تامین شود . در حقیقت، ما دنبال چه می‏گشتیم؟ دنبال مصلحت‏خود می‏گشتیم . این‏جا اطاعت‏خدا برای مصلحت ما وسیله شده است . البته این هم خوب است; بهتر از كسانی است كه خدا را نمی‏شناسند . اما خیلی فرق است‏بین كسی كه دستورات خدا را اطاعت می‏كند به منزله نسخه پزشك كه چون او بهتر می‏فهمد، حرفش را گوش می‏كنم، با كسی كه دستورات او را اطاعت می‏كند چون او را می‏پرستد، چون او را می‏خواهد . میان این دو تفاوت بسیار است . در اولی، نوعی خودپرستی نهفته است; مثل كسی كه برای بهشت‏یا برای ترس از جهنم خدا را عبادت می‏كند . در آن هم نوعی خودپرستی وجود دارد . من خدا را عبادت می‏كنم به خاطر رسیدن به بهشت . پس در حقیقت آنچه مطلوب است، همان نعمت‏بهشتی است . خدا را وسیله قرار دادم برای این كه به آن برسم . البته برای ما همین هم غنیمت است، اما خدا بنده‏هایی هم دارد كه واقعا بندگی آنان برای ترس از جهنم نیست . حضرت علی علیه السلام می‏فرمایند: «ماعبدتك خوفا من نارك .»
امام زین‏العابدین علیه السلام با این مضمون می‏فرمایند: «خدایا، اگر صد بار مرا جهنم ببری، و اگر هرقدر مرا بسوزانی، من دست از محبت تو بر نمی‏دارم . تو دوست داشتنی هستی . هر كاری می‏خواهی، بكن .» بندگی و آن گوهری كه خداوند استعداد آن را در نهاد آدمی قرار داده تا به مقام خلیفة‏اللهی برسد، چنین چیزی است .
ما هم اگر همت كنیم، می‏توانیم این راه را برویم . باید قدم به قدم از همین جا شروع كرد; سعی كرد از چیزی كه غضب خدا در آن است، پرهیز كرد . در میان شما دل‏های پاكی هستند كه استعداد آن را دارند . قدم اول این است كه انسان اراده‏اش را تابع اراده خدا كند . سپس به تدریج رضایت‏خود را تابع رضایت‏خدا گرداند; در مقابل اراده خدا، دیگر میل و هوسی نداشته باشد . در این حالت، بقیه كارها با خود اوست . او می‏كشاند و پرده‏ها را بر می‏دارد و نشان می‏دهد كه آنچه دارد از اوست . او به تو نزدیك است . با انسان سخن می‏گوید . جایی كه غفلت كند، به او نشان خواهد داد: «الهی الهمنی ذكرك‏» ; تو یاد خودت را به من الهام كن . این شدنی است كه او دعا می‏كند . تو یاد خودت را به دل من بینداز .
پس راه كلی رسیدن به كمال خدا بندگی است . بندگی یعنی چه؟ اول این كه انسان اراده‏اش را تابع اراده خدا كند . به تدریج، در این مسیر پیش برود تا جایی كه جز خواست او چیزی نخواهد . آن وقت عبد خالص خدا می‏شود . بندگان خالص و مخلص كسانی هستند كه خدا كمكشان می‏كند، ناخالصی‏ها را از آنان دور می‏كند; فقط بندگی خالص برای آنان می‏ماند . آن وقت می‏شوند: «عبادالله المخلصین .» خدا آن‏ها را پاك می‏كند . تنها راه این است كه تا می‏توانیم اعمالمان را برای خدا خالص كنیم . باید سراپای زندگی ما عبادت شود .

پی‏نوشت‏ها:

1 - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 94، ص 99 .
2 - اشاره به آیه 75 سوره نحل، «ضرب الله مثلا عبدا مملوكا لا یقدر علی شی‏ء ...» ; خدا مثلی زده است: آیا بنده مملوكی كه بر هیچ چیز - حتی نفس خود - قادر نیست ...
3 - محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 102، ص 167 .
4 - همان، ج 98، ص 226 .
5 - اشاره به سخن فرعون كه گفت: «انا ربكم الاعلی‏» (نازعات: 24) ; من خدای بزرگ شما هستم .
6 - محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 170، ص 186 .
7 - همان، ج 77، ص 29 .

استاد محمدتقی مصباح یزدی - فصلنامه معرفت - شماره 70

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما