مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تضاد طبقاتی تا این حد یعنی؟+عکس
بدون شرح
خيانت همسر، مرد جوان را به كام مرگ كشاند
مردي كه در پي رابطه پنهاني با همسر دوستش مرتكب جنايت شده است در بازجويي‌ها نحوه ارتكاب قتل را شرح داد.
عزاداری سالروز شهادت امام علی النقی (ع) در قم
بدون شرح
حادثه‌ای که مریلا زارعی را به فکر مرگ انداخت!
مریلا زارعی می‌گوید که تا چند سال پیش زیاد شعار می‌داده و معتقد بوده که دنیا ارزشی ندارد، اما در یک‌سال...
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 988    دوشنبه 9 دی 1387 

در خانه ام كلثوم


در خانه ام كلثوم

حضرت علي (ع) باز از جاي برخاست و از اتاق بيرون رفت. ام كلثوم با نگراني رفت و آمدهاي پدر را نگاه مي‌كرد. بالاخره طاقت نياورد و گفت: « پدرجان! چرا مدام از اتاق بيرون مي‌روي؟ كمي بخواب! امشب هيچ نخوابيده‌اي.»
اميرالمؤمنين (ع) لحظه اي به چشمان مضطرب دخترش نگاه كرد و آنگاه جواب داد:
« دخترم! منتظرم تا وقت نماز صبح شود. به خدا سوگند كه اين نماز، آخرين نماز من در مسجد است و بزودي شهيد مي‌شوم.»
ام كلثوم پس از شنيدن اين سخن، پريشان احوال به پاي پدر افتاد و با التماس گفت:
« پدرجان ! اگر چنين است، نرو بگذار فرد ديگري به جايت در مسجدنماز بخواند.»
اميرالمؤمنين (ع) با مهرباني به دخترش گفت: « اما نمي توان از قضاي الهي فرار كرد.»
بعد مكثي كرد و افزود: « پيامبر (ص) به خوابم آمد و از حالم جويا شد. به او از دست اين مردم كه دلم را شكسته اند، شكايت كردم و ايشان وعدة شهادتم را دادند.»
ام كلثوم در مقابل اين جواب ديگر هيچ نگفت و با حسرت به پدر نگاه كرد.
با صداي مؤذن، حضرت آمادة رفتن شد تا براي آخرين بار در محراب مسجد نماز بخواند. امام حسن (ع) هم رسيد و از پدر اجازه خواست تا همراهي‌اش كند. امام (ع) اجازه نداد و از تاق بيرون رفت.
ناگاه مرغابي هاي خانة‌حضرت برخلاف عادت معمول، جلوي پاي حضرت جمع شدند. صحنه عجيبي بود، امام (ع) ايستاده بود و مرغابيها بال و پر مي‌زدند و جيغ مي‌كشيدند. خواستند آنها را برانند كه امام (ع) مانع شد و گفت:
«‌آنها را به حال خود بگذاريد و نرانيد كه اين مرغان، نوحه گران هستند.»
و بعد سرش را به آسمان بلند كرد و گفت :
« خدايا! مرگ را براي من مبارك گردان ! »
و رفت. اما ام كلثوم همچنان مي‌گريست.
برادر و پدر قطامه در جنگ با حضرت علي (ع) كشته شده بودند و او جز انتقام آرزويي نداشت. وقتي ابن ملجم از او درخواست ازدواج كرد، خنديد و گفت:«‌اگر مي‌خواهي به ازدواج تو در آيم، بايد بداني كه مهريه‌ام، سر علي است.»
ابن ملجم كه قبلاً‌ الطاف زيادي از اميرالمؤمنين (ع) ديده بود، در مقابل فريب دنيا طاقت نياورد و در شب نوزدهم ماه رمضان شمشيرش را به زهري مهلك آغشته كرد و در مسجد به انتظار نشست.
حضرت علي (ع) مثل هر سحر، پا به مسجد گذاشت و در محراب به نماز ايستاد؛ در حاليكه مي‌دانست قاتلش در انتظار سجدة او؛ گوشه‌اي تاريك از مسجد لحظه شماري مي‌كند؛ پس به سجده رفت.
ابن ملجم شمشير را كه زير عبايش پنهان كرده بود، بيرون آوردو بالاي سر امام (ع) ايستاد. دستهايش را با تمام نيرويي كه داشت، عقب برد و ضربة محكمي بر سر امام (ع) وارد كرد؛ ضربه اي كه تا پيشاني‌اش را شكافت و خون مثل فرشي زير پايش را سرخ كرد.
يكدفعه صداي حضرت علي(ع) سكوت مسجد را شكست؛ نه با ناله و يا گريه. او فقط با صداي بلند گفت: « به خداي كعبه، رستگار شدم.»
امام حسن (ع) سر پدربزرگوارش را بر دامن گرفته بود و با گريه مي‌گفت:
«‌پدر، پشت مرا شكستي. چه گونه مي‌توانم تو را با اين حال ببينم؟»
جمعيت زيادي پشت در خانه جمع شده بودند، امام از فرزندانش خواهش كرد تا به آنها بگويند، بروند. اما جمعيت توان دل كندن نداشت. بالاخره هر كدام به سويي رفتند و تنها اصبغ بن نباته ماند كه حاضر نبود بدون ديدن مولايش برود.
بالاخره امام (ع) او را طبيد و اصبغ با گريه به پايش افتاد.
امام (ع) گفت: «‌چراگريه مي‌كني؟ مگر نمي‌داني من به سوي سعادت مي‌روم. »
اصبغ ناليد: « براي خودم گريه مي‌كنم. براي جدايي از تو.»
ابن ملجم را كه نتوانسته بود فرار كند، آوردند. او مغرورانه پيش مي‌آمد. حضرت با ديدن قاتلش فرمود تا از شيري كه به او داده بودند به ابن ملجم هم بدهند. آنگاه به فرزندانش وصيت كرد كه:
«‌اگر من زنده ماندم، او را عفو مي‌كنم؛ ولي اگر زنده نماندم، تنها با يك ضربه او را قصاص كنيد؛ چون او تنها يك ضربه بر سرم زد.»
دو شب پس از ضربت، امام به شهادت رسيد و شيعيانش را غريب و تنها رها كرد، نمي‌توانيم بگوييم نيست؛ كه هست و هميشه هم هست.

نادر فاضلي www.salat.ir

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما