نماز در آيين زرتشتي و صابئي
پینوشتها
[1] ـ نماد (symbol ): نماد، آن چيزي است كه مي تواند به عنوان جانشين چيز ديگري به كار رود. نمادها اين خاصّيّت را دارند كه مي توانند مفاهيم را به صورتي ملموس، مختصر و مفيد جمع و خلاصه كنند و باعث ايجاد قدرت تمركز بر مراسم ديني شوند و تشخيص و تفكيك امور مقدّس و نامقدّس از يكديگر را نيز آسانتر مي سازند. مثلاً، وضو گرفتن در دين اسلام نه تنها آدابي براي تطهير، بلكه اعلام شعارِ روي برتافتن ذهن، چشم، پاها و... از غير خدا و اعلام آمادگي براي حاضر شدن در محضر او نيز هست (اقتباس از: مك لافلين، شون؛ دين، مراسم مذهبي و فرهنگي؛ ترجمه افسانه نجّاريان، اهواز: نشر رَسِش، چاپ اوّل، 1383، صص 81 و 82 ).[2] ـ تيواري، كدارنات؛ دين شناسي تطبيقي؛ ترجمه مرضيه (لوئيز ) شنكايي، تهران: سمت، چاپ اوّل، 1381، صص 120 و 121.[3] ـ مهر، فرهنگ؛ ديدي نو از ديني كهن (فلسفه زرتشت)؛ تهران: نشر جامي، چاپ اول، 1374، ص 195.[4] ـ همان، صص 196 و 197.[5] ـ همان، ص 195.[6] ـ همان، ص 198.[7] ـ رضايي، عبد العظيم؛ تاريخ اديان جهان، جلد سوم؛ تهران: انتشارات علمي، بي تا، ص 298.[8] ـ سُدره، پيراهن سفيد و ساده و گشاد و بي يقهاي است با آستينهاي كوتاه كه بلندي آن تا زانو است و از پيش، چاكي در ميان دارد تا پايان سينه و در آخِر آن چاك، كيسه كوچكي دوخته شده است كه آن را «كيسه كِرفِه» (كيسه ثواب) مي گويند و نشانهاي از گنجينه انديشه و گفتار و كردار نيك است. پوشيدن اين پيراهن - همچنانكه بستن «كُستي» (= كُشتي) – بر هر زرتشتي كه به سن بلوغ (پانزده سالگي) رسيده باشد، واجب است (به نقل از: اوستا: كهن ترين سرودها و متنهاي ايراني؛ جلد دوم، گزارش و پژوهش جليل دوستخواه، تهران: انتشارات مرواريد، 1371، ص 1006).[9] ـ كُشتي يا بَندِ دين و كمربندِ ديني مزدا پرستان هفتاد و دو نخ از پشم گوسفند است كه بايد زن موبدي آنها را بريسد و در شش رشته دوازده نخي ببافد. شماره هفتاد و دو نشانه هفتاد و دو هات يسنه (مهمترين بخش اَوستا) و دوازده اشاره به دوازده ماه سال دارد و شش ياد آور شش گهنبار (گاهنبار)، يعني جشنهاي دينيِ ششگانه آفرينش در درازاي سال، است. كُشتي را بر روي «سُدره» (پيراهن ديني كه بر تن لُخت مي پوشند) مي بندند. هر كودك زرتشتي بايد در سنّ پانزده سالگي به نشانه آغاز بلوغ و در آمدن به جرگه مزداپرستان سُدره بپوشد و كُشتي ببندد. (به نقل از: همان، ص 1033.)[10] ـ غمخوار يزدي، محمّد جواد؛ جايگاه نماز در اديان الهي؛ مشهد: نشر الف، چاپ چهارم، 1379، صص12-17؛ رضايي، عبد العظيم؛ پيشين؛ صص 297 و 298.[11] ـ توفيقي، حسين؛ آشنايي با اديان بزرگ؛ تهران - قم؛ سمت - مؤسّسه فرهنگي طه - مركز جهاني علوم اسلامي، چاپ هفتم، 1384، صص 72 و 73؛ جعفري، يعقوب؛ پژوهشي درباره صابئين؛ قم: مؤسّسه انتشارات هجرت، چاپ اول، 1384، صص 94 و 95.[12] ـ همان ؛ صص 95 و 96؛ غممخوار يزدي، محمّد جواد؛ پيشين؛ صص 7 و 8.
حبيب الله كاظم خاني