مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
مسیر جاری:
صفحه اصلي
•
مقالات
•
معارف اسلامی
•
نماز و عبادت
•
مقالات
تبلیغات در سایت
پیوندهای ویژه
•
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
•
ردپاي تفرقه
•
ببخشيد! شما محبوب مرا نديدهايد؟...
•
تکنیکهای تنفس درمانی
•
سایت تخصصی آندروید
•
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
•
باورتون میشه اینها کیک باشه...
•
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
•
دشوارترین امتحان الهی
•
آب در نگاه شعرا
•
وااااي... دوباره ديشب بارون...
•
تاثير مال و مقام در آخرت
•
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
•
انگليس از ديدگاه آيتالله كاشاني(ره)
•
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
•
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
•
سريالهاي خارجي با ما چه ميکنند؟...
•
ولايت فقيه در صحيحه زراره
•
گونه های بسیار زیبای پروانه...
•
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
•
کتاب آسمانی پس از ظهور
•
داستان شگفت انگيز يك پزشك
•
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
•
امیر المومنین عليه السلام و...
•
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
•
من گمراه بودم
•
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
•
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری
اخبار تازه
تضاد طبقاتی تا این حد یعنی؟+عکس
بدون شرح
خيانت همسر، مرد جوان را به كام مرگ كشاند
مردي كه در پي رابطه پنهاني با همسر دوستش مرتكب جنايت شده است در بازجوييها نحوه ارتكاب قتل را شرح داد.
عزاداری سالروز شهادت امام علی النقی (ع) در قم
بدون شرح
حادثهای که مریلا زارعی را به فکر مرگ انداخت!
مریلا زارعی میگوید که تا چند سال پیش زیاد شعار میداده و معتقد بوده که دنیا ارزشی ندارد، اما در یکسال...
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال میکند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرتهای بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايهگذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
دفعات نمایش: 1306
یک شنبه 16 اسفند 1388
نماز تراويح سنت يا بدعت؟
اما پس از او، عمربن خطاب مردم را به اقامه اين نمازها در مسجد و به جماعت ترغيب كرد. اين بدعت عمر سبب شد كه بيشتر فقيهان اهل سنت بدون در نظر گرفتن سيره نبوى(ص) كه در منابع روايى خود نقل كرده اند، فتوا به استحباب اقامه نمازتراويح به جماعت دهند.
نماز تراويح تهجد و شب زنده دارى در شبهاى ماه رمضان سنتى است كه در احاديث پيامبر(ص) وامامان اهل بيت(ع) مورد تاكيد بوده است. تهجد در اين شبها و انجام نوافل، از برترين اعمالى است كه رسول خدا(ص) استحباب آن را بيان كرده اند.
اما بحثى كه اين مقاله در صدد بيان آن است، جواز يا عدم جواز اقامه اين نمازها به شكل جماعت مى باشد كه اين مساله را در ضمن چند امر بيان مى كنيم:
1. تراويح در لغت و اصطلاح فقها واژه تراويح، جمع ترويحة از «راحة» به معناى آسايش و آرامش مشتق شده است.ترويحة در اصل به معناى راحت نشستن است. علت اين كه نشستن پس از ركعت چهارم نمازهاى شبهاى ماه رمضان را ترويحة مى گويند اين است كه مردم پس از هرچهار ركعت، استراحت مى كنند. ترويحة اسم مره است همچنان كه تسليمة اسم مره از سلام مى باشد.((93))
4. عمربن عبدالعزيز تعداد ركعات اين نماز را 36 ركعت قرارداده است و دليلش هماين بوده كه اهل مكه پس از هر چهار ركعت نماز، يك دور طواف مىكنند. بر ايناساس بايستى غير اهل مكه به جاى هر دور طواف، چهارركعت نماز بخوانند.اگر اين استدلال صحيح باشد(يعنى اهل مكه پس از هر چهار ركعت، يك دور طوافمىكردهاند) بايستى تعداد ركعات اين نماز را چهل ركعت قرار مىداد، زيرا اهل مكهپس از هر چهار ركعت نماز، يك دور طواف مىكردهاند و بديهى است كه آنها(طبقاين تعبير)، پس از بيست ركعت، طواف ديگرى انجام مىدادهاند، بنابراين تعداددفعات طواف به عدد پنج مىرسد.پس اگر به جاى هر طواف، چهار ركعت جايگزينشود، ركعات افزوده شده. به اضافه ركعات اصلى، به چهل ركعت مىرسد، يعنىبيست ركعت به جاى طواف به علاوه بيست ركعت كه در اصل، تشريع شدهاست.
آرى براساس نقل ابن قدامه كه طوافها بين هر استراحت و بعد از چهار ركعت بودهاست، تعداد دفعات طواف، چهار طواف مىشود و در اين صورت تعداد ركعات نمازبه سى و شش ركعت مىرسد.
7. اختلاف شديد فقها در تعداد ركعات نماز تراويح فقها در تعداد ركعات نماز تراويح اختلاف شديدى دارند.
خرقى در مختصر گفتهاست:
نماز تراويح كه در ماه رمضان اقامه مىشود، بيست ركعت است.
ابن قدامه در شرح خود بر مختصر خرقى گفته است:
قول مختار امام احمد بن حنبل، اين است كه اين نماز، بيست ركعت است. ثورى،ابوحنيفه و شافعى هم همين قول را دارند.
مالك گفته است: سى و شش ركعت استو گمان كرده اين مقدار، سنتى قديمى است و به عمل اهل مدينه مربوطمىشود.((143)) مستند كسانى كه اين نماز را بيست ركعت دانستهاند، عمل خليفه دوم، عمربن خطاباست در حالى كه دليل كسانى كه اين نماز را سى و شش ركعت دانستهاند، عملعمربن عبدالعزيز است. عبدالرحمن جزيرى در كتاب «الفقه على المذاهب الاربعه»گفته است:
تعداد ركعات نماز تراويح، به هشت ركعتى كه پيامبر(ص) با مردم خواند محدودنيست، زيرا آنان بقيه نماز را در خانههايشان تكميل كردند. عمل عمر نشان مىدهد كهاين نماز بيست ركعت است، زيرا عمر در اواخر عمرش مردم را در مسجد براىخواندن بيست ركعت جمع كرد و صحابه هم با او موافقت كردند. آرى در دورهخلافت عمر بن عبدالعزيز، تعداد ركعات اين نماز به سى و شش ركعت افزايش يافتو هدف او از اين افزودن اين بود كه اهل مكه با اهل مدينه در فضل يكسان شوند، زيرااهل مكه پس از هر چهار ركعت از ركعات نماز تراويح، يك دور، گرد خانه خداطواف مىكردند. از اين رو عمربن عبدالعزيز صلاح ديد كه به جاى هر دور طواف،چهار ركعت به ركعات نماز تراويح افزوده شود.((144)) ممكن است تصور شود كه اختلاف فقها در اين زمينه، به همين دو قول محدودمىشود. اما اين اختلاف به حدى گسترده است كه نظير آن در ابواب عبادات كمتر بهچشم مىخورد. برخى از فقها معتقدند كه تعداد ركعات اين نماز 13 ركعت است.برخى ديگر قايلند 20 ركعت است. گروهى ديگر مىگويند 24 ركعت است و گروهىديگر مىگويند 28 ركعت است. برخى از فقها اعتقاد دارند 36 ركعت است.
دستهاىديگر مىگويند 38 ركعت است. قولى هم وجود دارد كه مىگويد 39 ركعت است.عدهاى ديگر قايلند 41 ركعت است و عدهاى هم مىگويند 47 ركعت استو...((145)).
شايسته است تمامى حدود، از جمله تعداد ركعات اين عبادت گروهى كه امت اسلامىهر ساله در ماه رمضان به جا مىآورند از زبان رسول خدا(ص) بيان شده باشد. اما ايننماز از جهات مختلف دستخوش ابهام شده و اين نشان مىدهد كه در اين زمينه نصىاز جانب پيامبر(ص) وجود ندارد و رغبتى هم از جانب او نسبت به اقامه اين نماز پساز وفاتش وجود نداشته است، زيرا سنتى كه مؤكد و مورد رغبت رسول خدا(ص)است، از ابهام به دور است.
7. به جماعت خواندن نماز تراويح در گفتار عمر در دوران زندگانى پيامبر و خليفه اول و دو سال اول خليفه دوم، براى نوافل ماه رمضانجماعت تشكيل نشد، بلكه مسلمانان اين نمازها را درخانه و مساجد به صورت فرادىمىخواندند. اما پس از گذشت دو سال از خلافت خليفه دوم، او به اين فكر افتاد كهنماز گزاران پراكنده در مسجد را جمع كند تا اين نماز را به يك امام بخوانند. رواياتىكه مسلم و بخارى در اين زمينه نقل كردهاند مؤيد اين مطلب است:
بخارى از ابو هريره روايت كرده است كه رسول خدا(ص) فرمود:
من قام شهر رمضان ايمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه، كسى كه در ماه رمضان از روى ايمان و با قصد قربت از خواب برخيزد و نماز بخواند،تمامى گناهان گذشتهاش بخشوده مىشود.
ابن شهاب مىگويد:
پس از رحلت رسول خدا(ص) و در عصر خلافت ابوبكر و آغاز خلافت عمر، رفتارمسلمانان بر همين روال بود.((146)) اين حديث را مسلم نيز در صحيحش نقل كرده است.((147)) شارحان اين حديث، جمله «پس از رحلت رسول خدا(ص) و خلافت ابوبكر رفتارمسلمانان بر همين روال بود» را چنين تفسير كردهاند كه مسلمانان در اين دوران، ايننماز را به صورت جماعت نمىخواندند و رسول خدا(ص) مردم را براى به جماعتخواندن اين نماز جمع نمىكرد.((148)) بدرالدين عينى گفته است:
جمله «مردم بر اين روال رفتار مىكردند»، بدين معناست كه اين نماز را به جماعتنمىخواندند. اگر كسى سؤال كند: ابن وهب از ابو هريره روايت كرده كه: «رسول خدا(ص) در ماه رمضان از خانه بيرون آمد و ديد كه مردم در گوشهاى از مسجد مشغولخواندن نماز هستند. آنگاه فرمود: اين چيست؟ گفته شد: مردم پشت سر ابى بن كعبنماز مىخوانند. پيامبر فرمود: كار خوبى انجام دادند» اين جريان را ابن عبدالبر نقلكرده است در پاسخ مىگوييم: در سلسله سند اين حديث، مسلم بن خالد كه شخصضعيفى است وجود دارد.
مسل م است كه عمر، كسى بود كه مردم را براى نمازخواندن پشت سر ابى بن كعب گرد آورد.((149)) قسطلانى گفته است:
عبارت «مردم بر همين روال عمل مىكردند» يعنى نماز تراويح را به جماعتنمىخواندند و در زمان خلافت ابو بكر هم، چنين بود... .((150)) نووى نيز در شرح عبارت فوق گفته است:
اين عبارت كه «پس از رحلت پيامبر(ص) مردم بر همين روال عمل مىكردند»، يعنىدر طول حيات پيامبر(ص) هر فردى نوافل رمضان را در خانهاش و به صورت فرادىاقامه مىكرد تا اين كه مقدارى از خلافت عمر سپرى شد، آن گاه عمر مردم را جمعكرد تا اين نمازها را پشت سر ابى بن كعب بخوانند. از آن وقت به بعد مردم اين نمازرا به صورت جماعت مىخوانند.((151)) نووى از عبدالرحمن بن عبدالقارى نيز نقل كرده كه گفته است:
شبى در ماه رمضان با عمر بن خطاب از خانه بيرون آمده و با هم به مسجد رفتيم.مردم را ديديم كه به صورت پراكنده، گروهى فرادى نماز مىخوانند و گروهى هم بهفردى اقتدا كردهاند. عمر گفت: به نظر من اگر مردم با يك امام نماز مىخواندند، بهتربود. سپس بر اين كار مصمم شد و مردم را به نماز خواندن با ابى بن كعب گرد آورد.آنگاه شبى ديگر با او از خانه خارج شده، به مسجد آمديم وديديم كه مردم نمازتراويح را با ابى بن كعب مىخوانند. عمر گفت: «اين كار چه بدعت خوبى است،نمازى كه بخوابند و بعد از خواب بخوانند، بهتر است از آنكه قبل از خواب بخوانند».مراد عمر اين بود كه نماز تراويح را آخر شب بخوانند و مردم آن را اول شبمىخواندند.((152)) عبارت «اين كار چه بدعت خوبى است» نشان مىدهد كه به جماعت خواندن ايننماز، از سنتهاى خود خليفه است و به شرع ارتباطى ندارد و گروهى از علما به اينمطلب تصريح كردهاند.
قسطلانى گفته است:
عمر اين عمل را بدعت ناميد، زيرا نه اجتماع كردن براى به جا آوردن آن، سنت پيامبربوده و نه در زمان ابوبكر اين كار انجام مىشده و نه اين عمل در آغاز شب و نه هرشب و نه به اين تعداد از ركعات انجام مىشده است. (تا آنجا كه مىگويد: ) نوافلشبهاى ماه رمضان بدعت نيست، زيرا پيامبر(ص) فرموده است:
اقتدوا بالذين من بعدي ابي بكر و عمر، از دو نفرى كه بعد از من هستند، يعنى ابوبكرو عمر، پيروى كنيد.
و اگر صحابه در اين زمينه با عمر همراهى مىكردند، ديگر به اين عمل بدعت اطلاقنمىشد.
عينى هم گفته است:
عمر اين عمل را بدعت ناميد، زيرا رسول خدا(ص) جواز اين عمل را صادر نكرد ودر زمان ابوبكر هم اين كار انجام نگرفت و رسول خدا(ص) به انجام آن مايلنبود.((153)) رواياتى وجود دارد كه نشان مىدهد اولين فردى كه جواز به جماعت خواندن اين نمازرا وضع كرد، عمر بود كه برخى از آنها را نقل مىكنيم:
1. ابن سعد در شرح حال عمر مىنويسد:
عمر اولين كسى بود كه نماز تراويح را وضع كرد و مردم را براى به جماعت خواندنآن گرد آورد و اين مطلب را به سرزمينهاى مختلف مملكت اسلامى بخشنامه كرد.اين جريان در سال چهاردهم هجرى روى داد.((154)) 2. ابن عبدالبر در شرح حال عمر چنين نوشته است:
عمر اولين فردى بود كه ماه روزه را به نمازهاى مستحبى دسته جمعى نورانىكرد.((155)) وليد بن شحنه هنگام ذكر وفات عمر در ضمن حوادث سال بيست و سوم هجرىمىنويسد:
او اولين كسى بود كه خريد و فروش ام ولد را منع كرد... و اولين كسى بود كه مردم راگرد آورد تا نماز تراويح را با يك امام بخوانند.((156)) اگر بر فرض، رسول خدا(ص) به جماعت خواندن نماز تراويح را وضع نكرده و عمرآن را وضع كرده باشد، اين سؤال مطرح مىشود كه باتوجه به اين كه هيچ انسانى آحتى رسول خدا(ص) حق وضع قانون و تشريع را ندارد و رسول خدا(ص) هم اگرچيزى را مىفرمايد، حكم خدا را ابلاغ مىكند آيا وضع و تشريع خليفه، درمشروعيت اين كار، كافى است؟! احكامى كه خداوند تشريع كرده از طريق وحى به پيامبر اكرم(ص) مىرسيده و تنهااوست كه حامل وحى الهى بوده است و با مرگ او باب وحى و تشريع و وضع احكامشرعى بسته مىشود، بنابراين امت تنها مىتوانند اجتهاد در پرتو كتاب و سنت انجامدهند و هيچ حقى براى تشريع و وضع احكام شرعى ندارند و اگر كسى اعتقاد داشتهباشد كه به غير از خداوند، انسانها حق تشريع دارند، معنايش اين است كه وحى هنوزمنقطع نشده است.
ابن اثير در نهايهاش مىگويد:
چون اين نماز از افعال خوب و قابل ستايش است، عمر آن را بدعت ناميده و آن راستوده است، اما عملى نيست كه پيامبر(ص) آن را وضع كرده باشد، بلكه چند شبآن را انجام داده، سپس آن را ترك كرده و بر انجام آن محافظت نداشته و مردم رابراى به جماعت خواندن آن جمع نكرده است. در زمان ابوبكر هم چنين بود. تنهاعمر بود كه مردم را براى خواندن آن به جماعت فراخواند و به انجام آن دستور داد وبه اين دليل آن را بدعت ناميد، در حالى كه در حقيقت سنت است، زيرا رسولخدا(ص) فرمود: «عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدي، يعنى: بر شما بادبه سنت من و سنت خلفاى راشدين پس از من» و همچنين فرمود: «اقتدوا بالذين منبعدي ابي بكر و عمر، از كسانى كه پس از من مىآيند، يعنى عمر و ابوبكر، پيروىكنيد».((157)) اين سخن و سخن هر كس كه به جماعت خواندن اين نماز را سنت مىداند، حاكى ازآن است كه خلفا يا فقط دو خليفه اول حق تشريع و قانون گذارى دارند.
اختصاص تشريع به خداوند اين بزرگان با اينكه اعتراف كردهاند كه پيامبر(ص) به جماعت خواندن اين نماز راتشريع نكرده، عمل خليفه را براى توجيه به جماعت خواندن آن مطرح كردهاند.معناى اين سخن اين است كه آنها براى عمر حق قانون گذارى و تشريع قايل شدهاندواين با اجماع امت در تعارض است، زيرا هيچ فردى حق ندارد كه پس از اكمالشريعت توسط خداوند، در آن دخالت كند، زيرا خداوند فرموده است:
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلامدينا،((158)) امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوانآيين شما پذيرفتم.
سخن عمر با كتاب و سنت در تعارض است، زيرا تشريع حق خداوند است و آن رابه هيچ كس واگذار نكرده و پيامبر(ص) تنها ابلاغ كننده آن است.
علاوه بر اين، اگر به خليفه دوم در زمينه تشريع و قانونگذارى، چراغ سبز نشان دادهشده است، چرا به ديگر صحابه اين چراغ سبز نشان داده نشده است با اين كه برخىاز آنها مانند ابى بن كعب، مسلطتر به قرآن و مانند زيد بن ثابت داناتر به فرايض و مانندعلى بن ابى طالب از هر جهت داناتر بودهاند؟! و اگر به همه صحابه چنين اجازهاىداده شده بود، فساد منتشر مىشد و هرج و مرج دامن دين را گرفته و بازيچهاى بهدست غير معصومين مىشد.
اما در مورد تمسك به دو حديث مزبور بايد بگوييم بر فرض كه سند آنها درستباشد، نشان نمىدهند كه ابوبكر و عمر، حق تشريع داشتهاند، بلكه نشان مىدهند كهبه دليل تكيه آنها به سنت پيامبر اكرم(ص) و نه به دليل داشتن حق قانون گذارى، بايداز آنها پيروى كرد. آرى از روايتى كه سيوطى از عمربن عبدالعزيز نقل كرد، استفادهمىشود كه او اعتقاد داشته خلفا داراى حق قانون گذارى بودهاند.
سيوطىمىگويد:
حاجب بن خليفه مىگويد: عمربن عبدالعزيز را در زمان خلافتش ديدم كه خطبهمىخواند و مىگفت: آگاه باشيد! آنچه را رسول خدا(ص) و دو صحابىاش وضعكردهاند، از دين است، به آن تمسك مىكنيم و سخن ما به آن منتهى مىشود و آنچهرا غير اين دو وضع كردهاند، پشت سر مىاندازيم.((159)) به هر حال ما معتقديم، كه خداوند مساله تشريع و قانون گذارى را به غير وحى واگذارنكرده است. در اين زمينه شوكانى مىگويد:
حق اين است كه سخن صحابى حجت نيست، زيرا خداوند غير از حضرتمحمد(ص) شخص ديگرى را براى اين امت مبعوث نكرده است و صحابه و ديگرانبه صورت مساوى موظفند كه از شرع او و كتاب و سنت پيروى كنند و هر كس بگويد:در دين خدا به غير از كتاب و سنت با چيز ديگرى هم مىتوان اقامه حجت كرد،چيزى را در مورد دين خدا گفته كه ثابت نشده و شرعى را اثبات كرده كه خداوند بهآن فرمان نداده است.
((160)) استنباط مشروعيت به جماعت خواندن نماز تراويح از سكوت پيامبر(ص) قسطلانى از ابن التين و غير او نقل كرده است كه:
عمر مشروعيت به جماعت خواندن نماز تراويح را از سكوت پيامبر(ص) استنباطكرده است و هركس در اين شبها با پيامبر(ص) نماز خوانده، كاردرستى انجام دادهاست هر چند پيامبر(ص) از اين كار آنان ناخشنود بوده، اما ناخشنودى او به سببترس از واجب شدن اين كار بوده نه از اصل اين كار. اما چون پس از مرگ پيامبر(ص)خوفى از واجب شدن اين كار وجود نداشت، عمر به دليل مفاسدى كه در اختلافامت است و همچنين به دليل اين كه به جماعت خواندن نماز پشت سر يك نفر براىبسيارى از نماز گزاران، نشاط آورتر است، آن را ترجيح داده است.((161)) اين سخن اشتباه است، زيرا اگر نماز تراويح مشروع است و از جمله اعمالى است كهخداوند آن را تشريع كرده، چرا مورد ناخشنودى پيامبر(ص) بوده است و اگرناخشنودى او به سبب ترس از واجب شدن آن بوده كافى بود كه براى رفع اين ترس،آن را گهگاه انجام دهد. بنابراين، اينكه پيامبر(ص) به خانه رود و در طول عمرش،براى اقامه اين نماز در مسجد حاضر نشود، نشان مىدهد كه به جماعت خواندن آنمشروع نبوده است، زيرا چنانچه اين عمل مشروع بوده نبايستى آن را به طور كلىترك مىكرد و مىدانيم كه تشريع يك حكم بدون اين كه كار برد عملى داشته باشد،عملى لغو است كه از خداوند سبحان صادر نمىشود.
ابويوسف روايت كرده است كه:
از ابوحنيفه از نماز تراويح و كارى كه عمر انجام داد، سؤال كردم، در جواب گفت:نماز تراويح سنتى مؤكد است و چيزى نيست كه عمر از پيش خود ساخته باشد و درمورد آن بدعت نگذاشته و به آن فرمان نداده، مگر مطابق اصل و عهدى از رسولخدا(ص) كه نزد وى بوده است. عمر آن را وضع كرد و مردم را گرد آورد تا آن را باابى بن كعب به جاى آورند و وى هم اين نماز را به صورت جماعت اقامه كرد و صحابهبسيارى از مهاجرين و انصار حضور داشتند و كسى از آنها، نه تنها مخالفت نكرد، بلكههمراهى كرده و به آن فرمان دادند.((162)) ابو ايوسف عمل خليفه دوم را با دلايل زير كه همه آنها مورد مناقشه است توجيه كردهاست:
1. اصلى نزد خليفه دوم وجود داشته است.
2. عهدى از رسول خدا(ص) نزد او وجود داشته است.
3. كسى از صحابه به اين عمل خليفه اعتراض نكرده است.
اما اشكال دليل اول اين است كه مراد از اصل موجود نزد خليفه چيست؟ آيا اين اصلمخصوص خليفه دوم بوده يا نزد ديگران هم وجود داشته است؟ اشكال دليل دوم اين است كه آن چه عهدى بوده كه رسول خدا(ص) با او كرده بود،به جز اين كه رسول خدا (ص) از اقامه اين نماز به صورت جماعت امتناع كرده،دستور داده بود تا درخانهها اقامه شود.
واشكال دليل سوم اين است كه از ميان صحابه، امام على بن ابى طالب بر عمراعتراض كرد واين كار را بدعت ناميد، اما در آن روزها گوش شنوايى وجود نداشت.روايات ديگر امامان هم نشان مىدهد كه آنها با اين بدعت مخالف بودهاند.
و بالاخره آنچه از رسول خدا(ص) ثابت است چيزى نيست جز اين كه وى نماز شبرا در يك شب يا دو شب تا چهار شب به جماعت اقامه كرده، سپس به داخلخانهاش رفته و از آن خارج نشده است و اگر قايل شويم كه اين عمل پيامبر(ص) درچنين شرايط آكنده از ابهام، حجت است و از منع اقامه اين نماز به صورت جماعت،از جانب پيامبر(ص) صرف نظر كنيم، براى ما تنها همين مقدار از ركعات(يعنى هشتركعت)، آن هم به شرط اين كه نماز شب باشد نه هر نافلهاى، صحيح است.
در پايان به چند مساله مىپردازيم:
1. اقامه نماز تراويح به صورت جماعت، غفلت از حكمت خدا اگر اقامه نماز تراويح به صورت جماعت سنتى مؤكد بود، بايستى پيامبر(ص) به آنسفارش مىكرد تا پس از وفاتش به آن عمل شود، زيرا پس از رحلت او، ديگر ترسواجب شدن آن وجود ندارد. اما با اين حال نه تنها لب به آن نگشود، بلكه غضبناك بهخانه آمد و به جز يك يا دو يا سه بار آن هم با بى ميلى، به جماعت به جا نياورد و ايننشان مىدهد كه در اقامه آن به صورت فرادى در خانه و نه در مساجد، حكمتى وجودداشته است و او بيشتر از هركس به مصلحت اين عمل، يعنى بركت دادن به خانهها،آشنا بوده است.
تشريع احكام و شعاير اسلامى داراى اسرار و حكمتهايى است كه گاهى عقولانسانهاى عادى آن را درك مىكند و گاهى از درك آن عاجز است و ممكن است براىبرخى در زمانى مخفى بوده، براى برخى ديگر و در زمانى متفاوت، آشكار شود.بدون شك در وراى سنت رسول خدا(ص) كه از روى هواى نفس سخن نمىگويد آمبنى بر عدم اقامه آن به صورت جماعت، حكمت والايى وجود دارد كه گاه بر اقامه آندر خانهها وبه صورت فرادى، متجلى مىشود، زيرا نمازگزار با فروتنى و ترس ازعذاب و اميدوارى به رحمت او، در مقابل پروردگار مىايستد و تمامى هم و غمخويش را ظاهر ساخته، از خداوند طلب غفران و رحمت مىكند. نماز گزار در اينحالت از همه چيز قطع اميد كرده و هيچ چيز او را از خدا و ياد او منصرف نمىكند وعجب و افتخار و ريا، اين موقعيت او را تيره و تار نمىكند. از طرف ديگر به جا آوردناين نماز در خانه موجب به وجود آمدن فضايى از ايمان، پاكى، بركت و صفا در آنمىشود، زيرا در اين صورت، خانه از ذكر و تسبيح خدا و صلوات بر پيامبر(ص) اوخالى نيست و شكى نيست كسانى كه در چنين خانهاى ساكن هستند(مثل همسر،فرزندان و... ) در چنين فضايى به سر خواهند برد و از بوى خوش آن تنفس خواهندكرد و همين مسلما از عوامل تربيتى مهمى خواهد شد كه آنها را به سمت هدايت،وارستگى، رفتار صحيح و تقوا رهنمون مىكند.
پيامبر(ص) دستور داد كه نوافل در خانهها به جا آورده شود تا از هرگونه ريايى به دورباشد و اين كه اين دستور مقيد به زمان خود حضرت نبوده نشان مىدهد كه به جاآوردن نوافل در مساجد اهميت كمترى دارد.
بنابراين چنانچه به جماعت خواندن نوافل مشروع بود، بايستى به جماعت خواندن آنهادر مساجد بهتر از به جا آوردن آنها در خانهها باشد. اما تصريح پيامبر(ص) به اين كهبه جاآوردن اين نمازها در خانه افضل است، نشان مىدهد كه دست كم به جماعتخواندن آنها مشروع نيست.
سيد شرف الدين مىگويد:
فايده اقامه اين نماز در خانه و به صورت فرادى اين است كه نماز گزار در دل شب باخداى خود خلوت كند و در پيشگاه او گريه و زارى نمايد و با مناجات و راز و نياز باوى، حوايج و گرفتارىهاى خود را عرضه بدارد و چشم به رحمت و اميد به مرحمتذات اقدس او داشته باشد و بداند كه پناهگاهى جز او ندارد و نجات دهنده او خداىمهربان است.
به همين دليل است كه خداوند مستحبات را از قيد جماعت، رها ساخته تا بندگانبتوانند به تنهايى، آن گونه كه مىخواهند به خدا نزديك شوند و در پيشگاه وى نالهكنند و هركس خواست آن را اندك و هركس خواست آن را بيشتر انجام دهد، زيراهمان طور كه در روايات رسيده از پيامبر(ص) آمده است نماز بهترين كارى است كهممكن است انسان انجام دهد. اما اگر به صورت جماعت اقامه شود ديگر اين فايده رانخواهد داشت و اين مزايا را از دست خواهد داد.
علاوه بر اين رها ساختن مستحبات از قيد جماعت، باعث مىشود كه خانهها از بركت وشرافت نماز خواندن در آنها خالى نماند و لذت و نشاط تربيتى آن محفوظ بماند، تا ازاين راه فرزندان به پيروى از پدران، مادران ونياكان خود، راه ديندارى و مسلمانى رابياموزند و آن را از نظر دور ندارند و در دل و جان آنها اثر بگذارد.
عبداللّه بن مسعود از پيامبر(ص) پرسيد: كدام يك بهتر است:
نماز مستحبى در خانهاميا در مسجد؟ پيامبر(ص) فرمود:
الاترى الى بيتي ما اقربه الى المسجد، فلان اصلي في بيتي احب الى من ان اصلي فيالمسجد الا ان تكون صلاة مكتوبة، نمىبينى كه خانه من چقدر به مسجد نزديك است، با اين وصف من دوست دارم كهنمازهايم را در خانهام بخوانم، مگر اين كه نمازهاى واجب باشد.
اين روايت را احمد بن حنبل، ابن ماجه و ابن خزيمه در صحيح خود نقل كردهاند،چنانچه در باب «ترغيب در نمازهاى مستحبى»، از كتاب الترغيب و الترهيب» اثر امامزكى الدين عبدالعظيم بن عبدالقوى منذرى آمده است. از زيد بن ثابت روايت شدهكه پيامبر(ص) فرمود:
صلوا ايها الناس في بيوتكم فان افضل صلاة المرء في بيته الا الصلاة المكتوبة، اى مردم! نمازهايتان را در خانههاى خود بخوانيد، زيرا بهترين نماز مرد آن است كهدر خانهاش خوانده شود مگر اين كه نماز واجب باشد.
اين روايت را نيز نسايى و ابن خزيمه در صحيح خود نقل كردهاند.((163)) خلاصه همه آنچه را تاكنون گفتيم همين روايت اخير است كه پيامبر (ص) فرمود: :
اى مردم! درخانه هايتان نماز بخوانيد، زيرا بهترين نماز مرد نمازى است كه درخانهاش خوانده شود، مگر نماز واجب.((164)) 2. ترجيح مصلحت بر نص عمل خليفه دوم چيزى جز ترجيح مصلحت(برحسب تشخيص او) بر نص نيست واين مورد، تنها مورد در زندگى او نبوده است، بلكه در طول خلافتش موارد ديگرى هموجود دارد، مانند:
1. امضاى سه طلاق با لفظ واحد، با اين كه در زمان رسول خدا(ص) و بعد از او و دوسال اول خلافت عمر، اين گونه طلاق، يك طلاق محسوب مىشده است.
2. تحريم متعه حج در حالى كه صحابه در زمان پيامبر(ص) از متعه حج بهرهمندبودهاند.
3. تحريم متعه زنان.
احمد امين مصرى مىگويد:
براى من آشكار شده كه عمر بن خطاب «راى» را در معنايى وسيعتر از آنچه ما ذكركرديم، به كار مىبرده است، زيرا مطابق معنايى كه ما كرديم، راى درجايى است كهنصى از كتاب و سنت وجود نداشته باشد، اما ما ملاحظه مىكنيم كه خليفه، بسيار دوراز اين معنا حركت مىكرده است، يعنى براى شناخت مصلحتى كه آيه يا حديث بهسبب آن نازل شده، تلاش مىكرد.
آنگاه براى احكامى كه مىخواست صادر كند به آنمصلحت تمسك مىكرد و اين شبيه چيزى است كه امروزه از آن به تمسك به روحقانون و نه به الفاظ آن، تعبير مىشود.((165)) تمسك به روح قانونى كه احمد امين به آن اشاره كرده، يك امر است و كنار نهادننص و عمل به راى خود، امرى ديگر است. اما گروه دوم نص را كنار زده و به راىخود عمل مىكردهاند و رواياتى كه از خليفه دوم در اين مساله و امثال آن نقل شده، ازاين قبيل است.
3. بدعت بودن تقسيم بدعت به بدعت خوب و بد همچنان كه ياد آور شديم، خليفه دوم عمل خويش يا اجتماع مردم برامامت ابى بنكعب را، بدعت خوب ناميد. اگر بدعت عبارت از دخالت كردن در امر شريعت،است، ديگر خوب و بد ندارد، اقامه نماز تراويح به صورت جماعت از دو حالتخارج نيست:
اول. اين عمل ريشه در كتاب و سنت دارد. در اين صورت عمل خليفه احياى سنتىاست كه رها شده بود، خواه اين كه خواسته باشد اين نماز به صورت جماعت اقامهشود و خواه خواسته باشد مردم را بر گرد يك امام جمع كند. بر اين اساس اين سخنخليفه درست نيست كه: «اين بدعت بدعت خوبى است»، زيرا اين عمل، دخالتكردن در شريعت نيست.
دوم. اين عمل، خواه اقامه آن به صورت جماعت يا براى جمع كردن مردم گرد يكامام، ريشهاى در كتاب و سنت ندارد.
تنهابه سبب اين كه خليفه دوم تفرقه مردم رادوست نداشت، دستور داد تا اين نماز به صورت جماعت و يا به امامت يك امامخوانده شود. اگر چنين باشد، اين عمل بدعتى زشت و حرام است.
4. سنت يا بدعت؟ بدعت گذاردن در دين از گناهان بزرگ است. كسى كه بدعت گذار است با فرمانروايىخداوند تبارك و تعالى، در عرصه عقيده و شريعت منازعه و در دين او دخالت مىكند،به اين معنا كه با دروغ بستن به خداوند سبحان، چيزى در دين او زياد و يا از آن چيزىكم مىكند.
براين اساس اگر شك كرديم كه عبادتى سنت است يا بدعت، بايستى آن را ترك كرد،زيرا روح عبادت، انجام آن با قصد قربت است و قصد قربت با احتمال بدعت بودنآن، ميسور نيست.
اينك با توجه به مطالب فوق، اگر ادلهاى كه بر مشروع نبودن جماعت خواندن نمازتراويح بر شمرديم، در ما يقين ايجاد نكند كه اين عمل بدعت است، دست كمموجب ترديد در مشروعيت آن مىشود و همين مقدار از ترديد كافى است كه عقل، مارا به ترك آن وادار كند، زيرا تعبد به عمل مشكوك جايز نيست.
بنابراين مسلمانى كهمحتاط است بايستى نوافل ماه رمضان را در ميان خانواده و درخانه، به صورت فرادىانجام دهد. به اميد اين كه خداوند مردانى آزاد از قيد تقليد، برانگيزد تا احكام الهى رااز نو، از كتاب و سنت استنباط كنند. البته اين مهم با پى ريزى نهضت علمى با نشاطىكه اختلافات فقهى را از ريشه حل كند، ميسور خواهد بود.
فقه فارسی47
جعفر سبحانى
ثبت نظر شما
نام و نام خانوادگی
نشانی پست الکترونیکی
متن نظر شما
برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©