مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تضاد طبقاتی تا این حد یعنی؟+عکس
بدون شرح
خيانت همسر، مرد جوان را به كام مرگ كشاند
مردي كه در پي رابطه پنهاني با همسر دوستش مرتكب جنايت شده است در بازجويي‌ها نحوه ارتكاب قتل را شرح داد.
عزاداری سالروز شهادت امام علی النقی (ع) در قم
بدون شرح
حادثه‌ای که مریلا زارعی را به فکر مرگ انداخت!
مریلا زارعی می‌گوید که تا چند سال پیش زیاد شعار می‌داده و معتقد بوده که دنیا ارزشی ندارد، اما در یک‌سال...
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 1306    یک شنبه 16 اسفند 1388 
 

نماز تراويح سنت يا بدعت؟


نماز تراويح سنت يا بدعت؟

اما پس از او، عمربن خطاب مردم را به اقامه اين نمازها در مسجد و به جماعت ترغيب كرد. اين بدعت عمر سبب شد كه بيشتر فقيهان اهل سنت بدون در نظر گرفتن سيره نبوى(ص) كه در منابع روايى خود نقل كرده اند، فتوا به استحباب اقامه نمازتراويح به جماعت دهند.
نماز تراويح تهجد و شب زنده دارى در شبهاى ماه رمضان سنتى است كه در احاديث پيامبر(ص) وامامان اهل بيت(ع) مورد تاكيد بوده است. تهجد در اين شبها و انجام نوافل، از برترين اعمالى است كه رسول خدا(ص) استحباب آن را بيان كرده اند.
اما بحثى كه اين مقاله در صدد بيان آن است، جواز يا عدم جواز اقامه اين نمازها به شكل جماعت مى باشد كه اين مساله را در ضمن چند امر بيان مى كنيم:
1. تراويح در لغت و اصطلاح فقها واژه تراويح، جمع ترويحة از «راحة» به معناى آسايش و آرامش مشتق شده است.ترويحة در اصل به معناى راحت نشستن است. علت اين كه نشستن پس از ركعت چهارم نمازهاى شبهاى ماه رمضان را ترويحة مى گويند اين است كه مردم پس از هرچهار ركعت، استراحت مى كنند. ترويحة اسم مره است همچنان كه تسليمة اسم مره از سلام مى باشد.((93))
4. عمربن عبدالعزيز تعداد ركعات اين نماز را 36 ركعت قرارداده است و دليلش هم‏اين بوده كه اهل مكه پس از هر چهار ركعت نماز، يك دور طواف مى‏كنند. بر اين‏اساس بايستى غير اهل مكه به جاى هر دور طواف، چهارركعت نماز بخوانند.اگر اين استدلال صحيح باشد(يعنى اهل مكه پس از هر چهار ركعت، يك دور طواف‏مى‏كرده‏اند) بايستى تعداد ركعات اين نماز را چهل ركعت قرار مى‏داد، زيرا اهل مكه‏پس از هر چهار ركعت نماز، يك دور طواف مى‏كرده‏اند و بديهى است كه آنها(طبق‏اين تعبير)، پس از بيست ركعت، طواف ديگرى انجام مى‏داده‏اند، بنابراين تعداددفعات طواف به عدد پنج مى‏رسد.پس اگر به جاى هر طواف، چهار ركعت جايگزين‏شود، ركعات افزوده شده. به اضافه ركعات اصلى، به چهل ركعت مى‏رسد، يعنى‏بيست ركعت به جاى طواف به علاوه بيست ركعت كه در اصل، تشريع شده‏است.
آرى براساس نقل ابن قدامه كه طوافها بين هر استراحت و بعد از چهار ركعت بوده‏است، تعداد دفعات طواف، چهار طواف مى‏شود و در اين صورت تعداد ركعات نمازبه سى و شش ركعت مى‏رسد.
7. اختلاف شديد فقها در تعداد ركعات نماز تراويح فقها در تعداد ركعات نماز تراويح اختلاف شديدى دارند.
خرقى در مختصر گفته‏است:
نماز تراويح كه در ماه رمضان اقامه مى‏شود، بيست ركعت است.
ابن قدامه در شرح خود بر مختصر خرقى گفته است:
قول مختار امام احمد بن حنبل، اين است كه اين نماز، بيست ركعت است. ثورى،ابوحنيفه و شافعى هم همين قول را دارند.
مالك گفته است: سى و شش ركعت است‏و گمان كرده اين مقدار، سنتى قديمى است و به عمل اهل مدينه مربوط‏مى‏شود.((143)) مستند كسانى كه اين نماز را بيست ركعت دانسته‏اند، عمل خليفه دوم، عمربن خطاب‏است در حالى كه دليل كسانى كه اين نماز را سى و شش ركعت دانسته‏اند، عمل‏عمربن عبدالعزيز است. عبدالرحمن جزيرى در كتاب «الفقه على المذاهب الاربعه‏»گفته است:
تعداد ركعات نماز تراويح، به هشت ركعتى كه پيامبر(ص) با مردم خواند محدودنيست، زيرا آنان بقيه نماز را در خانه‏هايشان تكميل كردند. عمل عمر نشان مى‏دهد كه‏اين نماز بيست ركعت است، زيرا عمر در اواخر عمرش مردم را در مسجد براى‏خواندن بيست ركعت جمع كرد و صحابه هم با او موافقت كردند. آرى در دوره‏خلافت عمر بن عبدالعزيز، تعداد ركعات اين نماز به سى و شش ركعت افزايش يافت‏و هدف او از اين افزودن اين بود كه اهل مكه با اهل مدينه در فضل يكسان شوند، زيرااهل مكه پس از هر چهار ركعت از ركعات نماز تراويح، يك دور، گرد خانه خداطواف مى‏كردند. از اين رو عمربن عبدالعزيز صلاح ديد كه به جاى هر دور طواف،چهار ركعت به ركعات نماز تراويح افزوده شود.((144)) ممكن است تصور شود كه اختلاف فقها در اين زمينه، به همين دو قول محدودمى‏شود. اما اين اختلاف به حدى گسترده است كه نظير آن در ابواب عبادات كمتر به‏چشم مى‏خورد. برخى از فقها معتقدند كه تعداد ركعات اين نماز 13 ركعت است.برخى ديگر قايلند 20 ركعت است. گروهى ديگر مى‏گويند 24 ركعت است و گروهى‏ديگر مى‏گويند 28 ركعت است. برخى از فقها اعتقاد دارند 36 ركعت است.
دسته‏اى‏ديگر مى‏گويند 38 ركعت است. قولى هم وجود دارد كه مى‏گويد 39 ركعت است.عده‏اى ديگر قايلند 41 ركعت است و عده‏اى هم مى‏گويند 47 ركعت است‏و...((145)).
شايسته است تمامى حدود، از جمله تعداد ركعات اين عبادت گروهى كه امت اسلامى‏هر ساله در ماه رمضان به جا مى‏آورند از زبان رسول خدا(ص) بيان شده باشد. اما اين‏نماز از جهات مختلف دستخوش ابهام شده و اين نشان مى‏دهد كه در اين زمينه نصى‏از جانب پيامبر(ص) وجود ندارد و رغبتى هم از جانب او نسبت به اقامه اين نماز پس‏از وفاتش وجود نداشته است، زيرا سنتى كه مؤكد و مورد رغبت رسول خدا(ص)است، از ابهام به دور است.
7. به جماعت خواندن نماز تراويح در گفتار عمر در دوران زندگانى پيامبر و خليفه اول و دو سال اول خليفه دوم، براى نوافل ماه رمضان‏جماعت تشكيل نشد، بلكه مسلمانان اين نمازها را درخانه و مساجد به صورت فرادى‏مى‏خواندند. اما پس از گذشت دو سال از خلافت خليفه دوم، او به اين فكر افتاد كه‏نماز گزاران پراكنده در مسجد را جمع كند تا اين نماز را به يك امام بخوانند. رواياتى‏كه مسلم و بخارى در اين زمينه نقل كرده‏اند مؤيد اين مطلب است:
بخارى از ابو هريره روايت كرده است كه رسول خدا(ص) فرمود:
من قام شهر رمضان ايمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه، كسى كه در ماه رمضان از روى ايمان و با قصد قربت از خواب برخيزد و نماز بخواند،تمامى گناهان گذشته‏اش بخشوده مى‏شود.
ابن شهاب مى‏گويد:
پس از رحلت رسول خدا(ص) و در عصر خلافت ابوبكر و آغاز خلافت عمر، رفتارمسلمانان بر همين روال بود.((146)) اين حديث را مسلم نيز در صحيحش نقل كرده است.((147)) شارحان اين حديث، جمله «پس از رحلت رسول خدا(ص) و خلافت ابوبكر رفتارمسلمانان بر همين روال بود» را چنين تفسير كرده‏اند كه مسلمانان در اين دوران، اين‏نماز را به صورت جماعت نمى‏خواندند و رسول خدا(ص) مردم را براى به جماعت‏خواندن اين نماز جمع نمى‏كرد.((148)) بدرالدين عينى گفته است:
جمله «مردم بر اين روال رفتار مى‏كردند»، بدين معناست كه اين نماز را به جماعت‏نمى‏خواندند. اگر كسى سؤال كند: ابن وهب از ابو هريره روايت كرده كه: «رسول خدا(ص) در ماه رمضان از خانه بيرون آمد و ديد كه مردم در گوشه‏اى از مسجد مشغول‏خواندن نماز هستند. آنگاه فرمود: اين چيست؟ گفته شد: مردم پشت سر ابى بن كعب‏نماز مى‏خوانند. پيامبر فرمود: كار خوبى انجام دادند» اين جريان را ابن عبدالبر نقل‏كرده است در پاسخ مى‏گوييم: در سلسله سند اين حديث، مسلم بن خالد كه شخص‏ضعيفى است وجود دارد.
مسل م است كه عمر، كسى بود كه مردم را براى نمازخواندن پشت سر ابى بن كعب گرد آورد.((149)) قسطلانى گفته است:
عبارت «مردم بر همين روال عمل مى‏كردند» يعنى نماز تراويح را به جماعت‏نمى‏خواندند و در زمان خلافت ابو بكر هم، چنين بود... .((150)) نووى نيز در شرح عبارت فوق گفته است:
اين عبارت كه «پس از رحلت پيامبر(ص) مردم بر همين روال عمل مى‏كردند»، يعنى‏در طول حيات پيامبر(ص) هر فردى نوافل رمضان را در خانه‏اش و به صورت فرادى‏اقامه مى‏كرد تا اين كه مقدارى از خلافت عمر سپرى شد، آن گاه عمر مردم را جمع‏كرد تا اين نمازها را پشت سر ابى بن كعب بخوانند. از آن وقت به بعد مردم اين نمازرا به صورت جماعت مى‏خوانند.((151)) نووى از عبدالرحمن بن عبدالقارى نيز نقل كرده كه گفته است:
شبى در ماه رمضان با عمر بن خطاب از خانه بيرون آمده و با هم به مسجد رفتيم.مردم را ديديم كه به صورت پراكنده، گروهى فرادى نماز مى‏خوانند و گروهى هم به‏فردى اقتدا كرده‏اند. عمر گفت: به نظر من اگر مردم با يك امام نماز مى‏خواندند، بهتربود. سپس بر اين كار مصمم شد و مردم را به نماز خواندن با ابى بن كعب گرد آورد.آنگاه شبى ديگر با او از خانه خارج شده، به مسجد آمديم وديديم كه مردم نمازتراويح را با ابى بن كعب مى‏خوانند. عمر گفت: «اين كار چه بدعت خوبى است،نمازى كه بخوابند و بعد از خواب بخوانند، بهتر است از آنكه قبل از خواب بخوانند».مراد عمر اين بود كه نماز تراويح را آخر شب بخوانند و مردم آن را اول شب‏مى‏خواندند.((152)) عبارت «اين كار چه بدعت خوبى است‏» نشان مى‏دهد كه به جماعت خواندن اين‏نماز، از سنت‏هاى خود خليفه است و به شرع ارتباط‏ى ندارد و گروهى از علما به اين‏مطلب تصريح كرده‏اند.
قسطلانى گفته است:
عمر اين عمل را بدعت ناميد، زيرا نه اجتماع كردن براى به جا آوردن آن، سنت پيامبربوده و نه در زمان ابوبكر اين كار انجام مى‏شده و نه اين عمل در آغاز شب و نه هرشب و نه به اين تعداد از ركعات انجام مى‏شده است. (تا آنجا كه مى‏گويد: ) نوافل‏شبهاى ماه رمضان بدعت نيست، زيرا پيامبر(ص) فرموده است:
اقتدوا بالذين من بعدي ابي بكر و عمر، از دو نفرى كه بعد از من هستند، يعنى ابوبكرو عمر، پيروى كنيد.
و اگر صحابه در اين زمينه با عمر همراهى مى‏كردند، ديگر به اين عمل بدعت اطلاق‏نمى‏شد.
عينى هم گفته است:
عمر اين عمل را بدعت ناميد، زيرا رسول خدا(ص) جواز اين عمل را صادر نكرد ودر زمان ابوبكر هم اين كار انجام نگرفت و رسول خدا(ص) به انجام آن مايل‏نبود.((153)) رواياتى وجود دارد كه نشان مى‏دهد اولين فردى كه جواز به جماعت خواندن اين نمازرا وضع كرد، عمر بود كه برخى از آنها را نقل مى‏كنيم:
1. ابن سعد در شرح حال عمر مى‏نويسد:
عمر اولين كسى بود كه نماز تراويح را وضع كرد و مردم را براى به جماعت خواندن‏آن گرد آورد و اين مطلب را به سرزمين‏هاى مختلف مملكت اسلامى بخشنامه كرد.اين جريان در سال چهاردهم هجرى روى داد.((154)) 2. ابن عبدالبر در شرح حال عمر چنين نوشته است:
عمر اولين فردى بود كه ماه روزه را به نمازهاى مستحبى دسته جمعى نورانى‏كرد.((155)) وليد بن شحنه هنگام ذكر وفات عمر در ضمن حوادث سال بيست و سوم هجرى‏مى‏نويسد:
او اولين كسى بود كه خريد و فروش ام ولد را منع كرد... و اولين كسى بود كه مردم راگرد آورد تا نماز تراويح را با يك امام بخوانند.((156)) اگر بر فرض، رسول خدا(ص) به جماعت خواندن نماز تراويح را وضع نكرده و عمرآن را وضع كرده باشد، اين سؤال مطرح مى‏شود كه باتوجه به اين كه هيچ انسانى آحتى رسول خدا(ص) حق وضع قانون و تشريع را ندارد و رسول خدا(ص) هم اگرچيزى را مى‏فرمايد، حكم خدا را ابلاغ مى‏كند آيا وضع و تشريع خليفه، درمشروعيت اين كار، كافى است؟! احكامى كه خداوند تشريع كرده از طريق وحى به پيامبر اكرم(ص) مى‏رسيده و تنهااوست كه حامل وحى الهى بوده است و با مرگ او باب وحى و تشريع و وضع احكام‏شرعى بسته مى‏شود، بنابراين امت تنها مى‏توانند اجتهاد در پرتو كتاب و سنت انجام‏دهند و هيچ حقى براى تشريع و وضع احكام شرعى ندارند و اگر كسى اعتقاد داشته‏باشد كه به غير از خداوند، انسانها حق تشريع دارند، معنايش اين است كه وحى هنوزمنقطع نشده است.
ابن اثير در نهايه‏اش مى‏گويد:
چون اين نماز از افعال خوب و قابل ستايش است، عمر آن را بدعت ناميده و آن راستوده است، اما عملى نيست كه پيامبر(ص) آن را وضع كرده باشد، بلكه چند شب‏آن را انجام داده، سپس آن را ترك كرده و بر انجام آن محافظت نداشته و مردم رابراى به جماعت خواندن آن جمع نكرده است. در زمان ابوبكر هم چنين بود. تنهاعمر بود كه مردم را براى خواندن آن به جماعت فراخواند و به انجام آن دستور داد وبه اين دليل آن را بدعت ناميد، در حالى كه در حقيقت سنت است، زيرا رسول‏خدا(ص) فرمود: «عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدي، يعنى: بر شما بادبه سنت من و سنت خلفاى راشدين پس از من‏» و همچنين فرمود: «اقتدوا بالذين من‏بعدي ابي بكر و عمر، از كسانى كه پس از من مى‏آيند، يعنى عمر و ابوبكر، پيروى‏كنيد».((157)) اين سخن و سخن هر كس كه به جماعت خواندن اين نماز را سنت مى‏داند، حاكى ازآن است كه خلفا يا فقط دو خليفه اول حق تشريع و قانون گذارى دارند.
اختصاص تشريع به خداوند اين بزرگان با اينكه اعتراف كرده‏اند كه پيامبر(ص) به جماعت خواندن اين نماز راتشريع نكرده، عمل خليفه را براى توجيه به جماعت خواندن آن مطرح كرده‏اند.معناى اين سخن اين است كه آنها براى عمر حق قانون گذارى و تشريع قايل شده‏اندواين با اجماع امت در تعارض است، زيرا هيچ فردى حق ندارد كه پس از اكمال‏شريعت توسط خداوند، در آن دخالت كند، زيرا خداوند فرموده است:
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام‏دينا،((158)) امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان‏آيين شما پذيرفتم.
سخن عمر با كتاب و سنت در تعارض است، زيرا تشريع حق خداوند است و آن رابه هيچ كس واگذار نكرده و پيامبر(ص) تنها ابلاغ كننده آن است.
علاوه بر اين، اگر به خليفه دوم در زمينه تشريع و قانونگذارى، چراغ سبز نشان داده‏شده است، چرا به ديگر صحابه اين چراغ سبز نشان داده نشده است با اين كه برخى‏از آنها مانند ابى بن كعب، مسلطتر به قرآن و مانند زيد بن ثابت داناتر به فرايض و مانندعلى بن ابى طالب از هر جهت داناتر بوده‏اند؟! و اگر به همه صحابه چنين اجازه‏اى‏داده شده بود، فساد منتشر مى‏شد و هرج و مرج دامن دين را گرفته و بازيچه‏اى به‏دست غير معصومين مى‏شد.
اما در مورد تمسك به دو حديث مزبور بايد بگوييم بر فرض كه سند آنها درست‏باشد، نشان نمى‏دهند كه ابوبكر و عمر، حق تشريع داشته‏اند، بلكه نشان مى‏دهند كه‏به دليل تكيه آنها به سنت پيامبر اكرم(ص) و نه به دليل داشتن حق قانون گذارى، بايداز آنها پيروى كرد. آرى از روايتى كه سيوط‏ى از عمربن عبدالعزيز نقل كرد، استفاده‏مى‏شود كه او اعتقاد داشته خلفا داراى حق قانون گذارى بوده‏اند.
سيوط‏ى‏مى‏گويد:
حاجب بن خليفه مى‏گويد: عمربن عبدالعزيز را در زمان خلافتش ديدم كه خطبه‏مى‏خواند و مى‏گفت: آگاه باشيد! آنچه را رسول خدا(ص) و دو صحابى‏اش وضع‏كرده‏اند، از دين است، به آن تمسك مى‏كنيم و سخن ما به آن منتهى مى‏شود و آنچه‏را غير اين دو وضع كرده‏اند، پشت سر مى‏اندازيم.((159)) به هر حال ما معتقديم، كه خداوند مساله تشريع و قانون گذارى را به غير وحى واگذارنكرده است. در اين زمينه شوكانى مى‏گويد:
حق اين است كه سخن صحابى حجت نيست، زيرا خداوند غير از حضرت‏محمد(ص) شخص ديگرى را براى اين امت مبعوث نكرده است و صحابه و ديگران‏به صورت مساوى موظفند كه از شرع او و كتاب و سنت پيروى كنند و هر كس بگويد:در دين خدا به غير از كتاب و سنت با چيز ديگرى هم مى‏توان اقامه حجت كرد،چيزى را در مورد دين خدا گفته كه ثابت نشده و شرعى را اثبات كرده كه خداوند به‏آن فرمان نداده است.
((160)) استنباط مشروعيت به جماعت خواندن نماز تراويح از سكوت پيامبر(ص) قسطلانى از ابن التين و غير او نقل كرده است كه:
عمر مشروعيت به جماعت خواندن نماز تراويح را از سكوت پيامبر(ص) استنباط‏كرده است و هركس در اين شبها با پيامبر(ص) نماز خوانده، كاردرستى انجام داده‏است هر چند پيامبر(ص) از اين كار آنان ناخشنود بوده، اما ناخشنودى او به سبب‏ترس از واجب شدن اين كار بوده نه از اصل اين كار. اما چون پس از مرگ پيامبر(ص)خوفى از واجب شدن اين كار وجود نداشت، عمر به دليل مفاسدى كه در اختلاف‏امت است و همچنين به دليل اين كه به جماعت خواندن نماز پشت سر يك نفر براى‏بسيارى از نماز گزاران، نشاط آورتر است، آن را ترجيح داده است.((161)) اين سخن اشتباه است، زيرا اگر نماز تراويح مشروع است و از جمله اعمالى است كه‏خداوند آن را تشريع كرده، چرا مورد ناخشنودى پيامبر(ص) بوده است و اگرناخشنودى او به سبب ترس از واجب شدن آن بوده كافى بود كه براى رفع اين ترس،آن را گهگاه انجام دهد. بنابراين، اينكه پيامبر(ص) به خانه رود و در طول عمرش،براى اقامه اين نماز در مسجد حاضر نشود، نشان مى‏دهد كه به جماعت خواندن آن‏مشروع نبوده است، زيرا چنانچه اين عمل مشروع بوده نبايستى آن را به طور كلى‏ترك مى‏كرد و مى‏دانيم كه تشريع يك حكم بدون اين كه كار برد عملى داشته باشد،عملى لغو است كه از خداوند سبحان صادر نمى‏شود.
ابويوسف روايت كرده است كه:
از ابوحنيفه از نماز تراويح و كارى كه عمر انجام داد، سؤال كردم، در جواب گفت:نماز تراويح سنتى مؤكد است و چيزى نيست كه عمر از پيش خود ساخته باشد و درمورد آن بدعت نگذاشته و به آن فرمان نداده، مگر مطابق اصل و عهدى از رسول‏خدا(ص) كه نزد وى بوده است. عمر آن را وضع كرد و مردم را گرد آورد تا آن را باابى بن كعب به جاى آورند و وى هم اين نماز را به صورت جماعت اقامه كرد و صحابه‏بسيارى از مهاجرين و انصار حضور داشتند و كسى از آنها، نه تنها مخالفت نكرد، بلكه‏همراهى كرده و به آن فرمان دادند.((162)) ابو ايوسف عمل خليفه دوم را با دلايل زير كه همه آنها مورد مناقشه است توجيه كرده‏است:
1. اصلى نزد خليفه دوم وجود داشته است.
2. عهدى از رسول خدا(ص) نزد او وجود داشته است.
3. كسى از صحابه به اين عمل خليفه اعتراض نكرده است.
اما اشكال دليل اول اين است كه مراد از اصل موجود نزد خليفه چيست؟ آيا اين اصل‏مخصوص خليفه دوم بوده يا نزد ديگران هم وجود داشته است؟ اشكال دليل دوم اين است كه آن چه عهدى بوده كه رسول خدا(ص) با او كرده بود،به جز اين كه رسول خدا (ص) از اقامه اين نماز به صورت جماعت امتناع كرده،دستور داده بود تا درخانه‏ها اقامه شود.
واشكال دليل سوم اين است كه از ميان صحابه، امام على بن ابى طالب بر عمراعتراض كرد واين كار را بدعت ناميد، اما در آن روزها گوش شنوايى وجود نداشت.روايات ديگر امامان هم نشان مى‏دهد كه آنها با اين بدعت مخالف بوده‏اند.
و بالاخره آنچه از رسول خدا(ص) ثابت است چيزى نيست جز اين كه وى نماز شب‏را در يك شب يا دو شب تا چهار شب به جماعت اقامه كرده، سپس به داخل‏خانه‏اش رفته و از آن خارج نشده است و اگر قايل شويم كه اين عمل پيامبر(ص) درچنين شرايط آكنده از ابهام، حجت است و از منع اقامه اين نماز به صورت جماعت،از جانب پيامبر(ص) صرف نظر كنيم، براى ما تنها همين مقدار از ركعات(يعنى هشت‏ركعت)، آن هم به شرط اين كه نماز شب باشد نه هر نافله‏اى، صحيح است.
در پايان به چند مساله مى‏پردازيم:
1. اقامه نماز تراويح به صورت جماعت، غفلت از حكمت خدا اگر اقامه نماز تراويح به صورت جماعت سنتى مؤكد بود، بايستى پيامبر(ص) به آن‏سفارش مى‏كرد تا پس از وفاتش به آن عمل شود، زيرا پس از رحلت او، ديگر ترس‏واجب شدن آن وجود ندارد. اما با اين حال نه تنها لب به آن نگشود، بلكه غضبناك به‏خانه آمد و به جز يك يا دو يا سه بار آن هم با بى ميلى، به جماعت به جا نياورد و اين‏نشان مى‏دهد كه در اقامه آن به صورت فرادى در خانه و نه در مساجد، حكمتى وجودداشته است و او بيشتر از هركس به مصلحت اين عمل، يعنى بركت دادن به خانه‏ها،آشنا بوده است.
تشريع احكام و شعاير اسلامى داراى اسرار و حكمتهايى است كه گاهى عقول‏انسانهاى عادى آن را درك مى‏كند و گاهى از درك آن عاجز است و ممكن است براى‏برخى در زمانى مخفى بوده، براى برخى ديگر و در زمانى متفاوت، آشكار شود.بدون شك در وراى سنت رسول خدا(ص) كه از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد آمبنى بر عدم اقامه آن به صورت جماعت، حكمت والايى وجود دارد كه گاه بر اقامه آن‏در خانه‏ها وبه صورت فرادى، متجلى مى‏شود، زيرا نمازگزار با فروتنى و ترس ازعذاب و اميدوارى به رحمت او، در مقابل پروردگار مى‏ايستد و تمامى هم و غم‏خويش را ظاهر ساخته، از خداوند طلب غفران و رحمت مى‏كند. نماز گزار در اين‏حالت از همه چيز قطع اميد كرده و هيچ چيز او را از خدا و ياد او منصرف نمى‏كند وعجب و افتخار و ريا، اين موقعيت او را تيره و تار نمى‏كند. از طرف ديگر به جا آوردن‏اين نماز در خانه موجب به وجود آمدن فضايى از ايمان، پاكى، بركت و صفا در آن‏مى‏شود، زيرا در اين صورت، خانه از ذكر و تسبيح خدا و صلوات بر پيامبر(ص) اوخالى نيست و شكى نيست كسانى كه در چنين خانه‏اى ساكن هستند(مثل همسر،فرزندان و... ) در چنين فضايى به سر خواهند برد و از بوى خوش آن تنفس خواهندكرد و همين مسلما از عوامل تربيتى مهمى خواهد شد كه آنها را به سمت هدايت،وارستگى، رفتار صحيح و تقوا رهنمون مى‏كند.
پيامبر(ص) دستور داد كه نوافل در خانه‏ها به جا آورده شود تا از هرگونه ريايى به دورباشد و اين كه اين دستور مقيد به زمان خود حضرت نبوده نشان مى‏دهد كه به جاآوردن نوافل در مساجد اهميت كمترى دارد.
بنابراين چنانچه به جماعت خواندن نوافل مشروع بود، بايستى به جماعت خواندن آنهادر مساجد بهتر از به جا آوردن آن‏ها در خانه‏ها باشد. اما تصريح پيامبر(ص) به اين كه‏به جاآوردن اين نمازها در خانه افضل است، نشان مى‏دهد كه دست كم به جماعت‏خواندن آنها مشروع نيست.
سيد شرف الدين مى‏گويد:
فايده اقامه اين نماز در خانه و به صورت فرادى اين است كه نماز گزار در دل شب باخداى خود خلوت كند و در پيشگاه او گريه و زارى نمايد و با مناجات و راز و نياز باوى، حوايج و گرفتارى‏هاى خود را عرضه بدارد و چشم به رحمت و اميد به مرحمت‏ذات اقدس او داشته باشد و بداند كه پناهگاهى جز او ندارد و نجات دهنده او خداى‏مهربان است.
به همين دليل است كه خداوند مستحبات را از قيد جماعت، رها ساخته تا بندگان‏بتوانند به تنهايى، آن گونه كه مى‏خواهند به خدا نزديك شوند و در پيشگاه وى ناله‏كنند و هركس خواست آن را اندك و هركس خواست آن را بيشتر انجام دهد، زيراهمان طور كه در روايات رسيده از پيامبر(ص) آمده است نماز بهترين كارى است كه‏ممكن است انسان انجام دهد. اما اگر به صورت جماعت اقامه شود ديگر اين فايده رانخواهد داشت و اين مزايا را از دست خواهد داد.
علاوه بر اين رها ساختن مستحبات از قيد جماعت، باعث مى‏شود كه خانه‏ها از بركت وشرافت نماز خواندن در آنها خالى نماند و لذت و نشاط تربيتى آن محفوظ بماند، تا ازاين راه فرزندان به پيروى از پدران، مادران ونياكان خود، راه ديندارى و مسلمانى رابياموزند و آن را از نظر دور ندارند و در دل و جان آنها اثر بگذارد.
عبداللّه بن مسعود از پيامبر(ص) پرسيد: كدام يك بهتر است:
نماز مستحبى در خانه‏ام‏يا در مسجد؟ پيامبر(ص) فرمود:
الاترى الى بيتي ما اقربه الى المسجد، فلان اصلي في بيتي احب الى من ان اصلي في‏المسجد الا ان تكون صلاة مكتوبة، نمى‏بينى كه خانه من چقدر به مسجد نزديك است، با اين وصف من دوست دارم كه‏نمازهايم را در خانه‏ام بخوانم، مگر اين كه نمازهاى واجب باشد.
اين روايت را احمد بن حنبل، ابن ماجه و ابن خزيمه در صحيح خود نقل كرده‏اند،چنانچه در باب «ترغيب در نمازهاى مستحبى‏»، از كتاب الترغيب و الترهيب‏» اثر امام‏زكى الدين عبدالعظيم بن عبدالقوى منذرى آمده است. از زيد بن ثابت روايت شده‏كه پيامبر(ص) فرمود:
صلوا ايها الناس في بيوتكم فان افضل صلاة المرء في بيته الا الصلاة المكتوبة، اى مردم! نمازهايتان را در خانه‏هاى خود بخوانيد، زيرا بهترين نماز مرد آن است كه‏در خانه‏اش خوانده شود مگر اين كه نماز واجب باشد.
اين روايت را نيز نسايى و ابن خزيمه در صحيح خود نقل كرده‏اند.((163)) خلاصه همه آنچه را تاكنون گفتيم همين روايت اخير است كه پيامبر (ص) فرمود: :
اى مردم! درخانه هايتان نماز بخوانيد، زيرا بهترين نماز مرد نمازى است كه درخانه‏اش خوانده شود، مگر نماز واجب.((164)) 2. ترجيح مصلحت بر نص عمل خليفه دوم چيزى جز ترجيح مصلحت(برحسب تشخيص او) بر نص نيست واين مورد، تنها مورد در زندگى او نبوده است، بلكه در طول خلافتش موارد ديگرى هم‏وجود دارد، مانند:
1. امضاى سه طلاق با لفظ واحد، با اين كه در زمان رسول خدا(ص) و بعد از او و دوسال اول خلافت عمر، اين گونه طلاق، يك طلاق محسوب مى‏شده است.
2. تحريم متعه حج در حالى كه صحابه در زمان پيامبر(ص) از متعه حج بهره‏مندبوده‏اند.
3. تحريم متعه زنان.
احمد امين مصرى مى‏گويد:
براى من آشكار شده كه عمر بن خطاب «راى‏» را در معنايى وسيع‏تر از آنچه ما ذكركرديم، به كار مى‏برده است، زيرا مطابق معنايى كه ما كرديم، راى درجايى است كه‏نصى از كتاب و سنت وجود نداشته باشد، اما ما ملاحظه مى‏كنيم كه خليفه، بسيار دوراز اين معنا حركت مى‏كرده است، يعنى براى شناخت مصلحتى كه آيه يا حديث به‏سبب آن نازل شده، تلاش مى‏كرد.
آنگاه براى احكامى كه مى‏خواست صادر كند به آن‏مصلحت تمسك مى‏كرد و اين شبيه چيزى است كه امروزه از آن به تمسك به روح‏قانون و نه به الفاظ آن، تعبير مى‏شود.((165)) تمسك به روح قانونى كه احمد امين به آن اشاره كرده، يك امر است و كنار نهادن‏نص و عمل به راى خود، امرى ديگر است. اما گروه دوم نص را كنار زده و به راى‏خود عمل مى‏كرده‏اند و رواياتى كه از خليفه دوم در اين مساله و امثال آن نقل شده، ازاين قبيل است.
3. بدعت بودن تقسيم بدعت به بدعت خوب و بد همچنان كه ياد آور شديم، خليفه دوم عمل خويش يا اجتماع مردم برامامت ابى بن‏كعب را، بدعت خوب ناميد. اگر بدعت عبارت از دخالت كردن در امر شريعت،است، ديگر خوب و بد ندارد، اقامه نماز تراويح به صورت جماعت از دو حالت‏خارج نيست:
اول. اين عمل ريشه در كتاب و سنت دارد. در اين صورت عمل خليفه احياى سنتى‏است كه رها شده بود، خواه اين كه خواسته باشد اين نماز به صورت جماعت اقامه‏شود و خواه خواسته باشد مردم را بر گرد يك امام جمع كند. بر اين اساس اين سخن‏خليفه درست نيست كه: «اين بدعت بدعت خوبى است‏»، زيرا اين عمل، دخالت‏كردن در شريعت نيست.
دوم. اين عمل، خواه اقامه آن به صورت جماعت يا براى جمع كردن مردم گرد يك‏امام، ريشه‏اى در كتاب و سنت ندارد.
تنهابه سبب اين كه خليفه دوم تفرقه مردم رادوست نداشت، دستور داد تا اين نماز به صورت جماعت و يا به امامت يك امام‏خوانده شود. اگر چنين باشد، اين عمل بدعتى زشت و حرام است.
4. سنت يا بدعت؟ بدعت گذاردن در دين از گناهان بزرگ است. كسى كه بدعت گذار است با فرمانروايى‏خداوند تبارك و تعالى، در عرصه عقيده و شريعت منازعه و در دين او دخالت مى‏كند،به اين معنا كه با دروغ بستن به خداوند سبحان، چيزى در دين او زياد و يا از آن چيزى‏كم مى‏كند.
براين اساس اگر شك كرديم كه عبادتى سنت است يا بدعت، بايستى آن را ترك كرد،زيرا روح عبادت، انجام آن با قصد قربت است و قصد قربت با احتمال بدعت بودن‏آن، ميسور نيست.
اينك با توجه به مطالب فوق، اگر ادله‏اى كه بر مشروع نبودن جماعت خواندن نمازتراويح بر شمرديم، در ما يقين ايجاد نكند كه اين عمل بدعت است، دست كم‏موجب ترديد در مشروعيت آن مى‏شود و همين مقدار از ترديد كافى است كه عقل، مارا به ترك آن وادار كند، زيرا تعبد به عمل مشكوك جايز نيست.
بنابراين مسلمانى كه‏محتاط است بايستى نوافل ماه رمضان را در ميان خانواده و درخانه، به صورت فرادى‏انجام دهد. به اميد اين كه خداوند مردانى آزاد از قيد تقليد، برانگيزد تا احكام الهى رااز نو، از كتاب و سنت استنباط كنند. البته اين مهم با پى ريزى نهضت علمى با نشاط‏ى‏كه اختلافات فقهى را از ريشه حل كند، ميسور خواهد بود.

فقه فارسی47
جعفر سبحانى

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما