مقبولیت عمومی ولایت فقیه
مساله بیعت
نظارت پذیری ولایت فقیه
توقیت ولایت و عزل رهبر
جامعه مدنی، احزاب و تشکلهای مردمی
تاثیر رای و نظر مردم
پي نوشتها :
1- آنچه در این فصل مورد بحث قرار میگیرد نتایج و تبعاتی است که از مفاد اصل دو نظریه «مشروعیت الهی» و «مشروعیت مردمی» ولایت فقیه استنتاج میشود که ممکن است تمامی این نتایج، عینا مورد قبول همه معتقدان به نظریات مذکور نباشد.زیرا: اولا: انسجام منطقی در مباحث تئوریک دو نظریه وجود ندارد.بخصوص در مورد نظریه انتصاب الهی فقیه که تشتت آرای در میان طرفداران آن بیشتر از طرفداران نظریه انتخاب مردمی فقیه است.به عنوان مثال در مورد چگونگی تعیین رهبری، یکی از راههایی که از سوی یکی از طرفداران جدی نظریه انتصاب الهی فقیه ارائه شده این است که ولی فقیه زمان، فردی را برای بعد از زمان خودش منصوب مینماید! (رجوع شود به: آذری قمی، احمد، رهبری پرچمدار مبارزه با کفر و استکبار، ص 100.) کاملا واضح است که چنین دیدگاهی را نمیتوان به همه معتقدان به نظریه مشروعیت الهی ولایت فقیه نسبت داد. ثانیا: تمام تلاش رساله حاضر در تجمیع نظریات مشروعیت ولایت فقیه است، لذا هر یک از معتقدان به دو نظریه پیش گفته، در صورتی که حتی بخشهایی از نظریه مختار در پژوهش کنونی را هم قبول داشته باشند و به تبعاتی که بر اصل نظریه مورد علاقه آنان بار میشود گردن ننهند هدف این جستار تامین شده است. 2- برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: آیت الله مهدوی کنی، محمد رضا، ولایت ائمه علیهم السلام و فقها و مشروعیت آن، پیام صادق (نشریه خبری دانشگاه امام صادق علیه السلام)، شماره 9، ص 8. 3- رجوع شود به مبحث اول فصل سوم بخش دوم همین نوشتار. 4- حضرت علی (علیه السلام) در نامه خویش به معاویه میفرماید: «لانها بیعة واحدة لا یثنی فیها النظر و لا یستانف فیها الخیار و الخارج منها طاعن و المروی فیها مداهن» (بیعتیک بار بیش نیست تجدید نظر در آن راه ندارد و در آن اختیار فسخ نخواهد بود.آن کس که از این بیعتسربتابد طعنه زن و عیب جو خوانده میشود و آنکه درباره قبول و رد آن اندیشه کند منافق است.) رجوع شود به نامه شماره 7 نهج البلاغه. 5- کامل ابن اثیر، ج 3، ص 99، تاریخ طبری، ج 3، ص 456. 6- ابن طاوس، کشف المحجة، ص 18، مستدرک نهج البلاغه، باب دوم، ص 30. 7- رجوع شود به: کدیور، محسن، نظریههای دولت در فقه شیعه، راهبرد (فصلنامه مرکز تحقیقات استراتژیک)، شماره 4، ص 30. 8- برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: فاکر، محمد رضا، ملاحظاتی پیرامون وظایف خبرگان، روزنامه رسالت، 19 و 21/7/1369. 9- «یا معشر الناس! قد استخلفت علیکم عبد الله بن العباس، فاسمعوا له و اطیعوا امره ما اطاع الله و رسوله، فان احدث فیکم اوزاغ عن الحق فاعلمونی اعزله عنکم» رجوع شود به: شیخ مفید، مصنفات الشیخ المفید، ج 1، ص 420. 10- نهج البلاغه، خطبه 216: «فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل، فانی لست فی نفسی ثبوت ان اخطی و لا آمن ذلک من فعلی، الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی.» 11- رجوع شود به: فاکر، محمد رضا، ملاحظاتی پیرامون وظایف خبرگان، روزنامه رسالت، 19/7/69. 12- رجوع شود به: مهدوی کنی، محمد رضا، صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 3، جلسه سی و دوم، ص 1279. 13- اصول کافی، ج 1، ص 433، بحار الانوار، ج 27، ص 242. 14- نهج البلاغه، خطبه 24. (اما حق من بر شما این است که به بیعتتان ملتزم شوید و در حضور و غیاب امامتان، خیر خواه او در انجام مسئولیتهایش باشید و هرگاه شما را به کاری دعوت میکنم اجابت کنید و هرگاه به شما فرمان میدهم اطاعت کنید.) 15- مرحوم راغب اصفهانی در مفردات خویش در باب معنای «نصح» میگوید: «نصحت له الودای اخلصته، و ناصح العسل خالصه» رجوع شود به: المفردات فی غریب القرآن، ص 494. 16- نهج البلاغه شرح فیض، نامه 53، ص 996. (ای مالک، حتما بهترین امر نزد تو باید میانهترین آن در حق و شاملترین آن در عدل و جامع ترین آن در جلب رضایت توده مردم باشد، زیرا که خشم توده (عامه مردم) خشنودی خواص (اقلیت مردم) را پایمال میکند، ولی خشم خواص در برابر خشنودی و رضایت عامه نباید مورد توجه قرار گیرد.)
منبع: www.hawzah.net نويسنده: مصطفی کواکبیان