مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
مسیر جاری:
صفحه اصلي
•
مقالات
•
معارف اسلامی
•
مقالات تخصصی
تبلیغات در سایت
پیوندهای ویژه
•
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
•
ردپاي تفرقه
•
ببخشيد! شما محبوب مرا نديدهايد؟...
•
تکنیکهای تنفس درمانی
•
سایت تخصصی آندروید
•
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
•
باورتون میشه اینها کیک باشه...
•
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
•
دشوارترین امتحان الهی
•
آب در نگاه شعرا
•
وااااي... دوباره ديشب بارون...
•
تاثير مال و مقام در آخرت
•
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
•
انگليس از ديدگاه آيتالله كاشاني(ره)
•
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
•
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
•
سريالهاي خارجي با ما چه ميکنند؟...
•
ولايت فقيه در صحيحه زراره
•
گونه های بسیار زیبای پروانه...
•
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
•
کتاب آسمانی پس از ظهور
•
داستان شگفت انگيز يك پزشك
•
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
•
امیر المومنین عليه السلام و...
•
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
•
من گمراه بودم
•
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
•
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری
اخبار تازه
تضاد طبقاتی تا این حد یعنی؟+عکس
بدون شرح
خيانت همسر، مرد جوان را به كام مرگ كشاند
مردي كه در پي رابطه پنهاني با همسر دوستش مرتكب جنايت شده است در بازجوييها نحوه ارتكاب قتل را شرح داد.
عزاداری سالروز شهادت امام علی النقی (ع) در قم
بدون شرح
حادثهای که مریلا زارعی را به فکر مرگ انداخت!
مریلا زارعی میگوید که تا چند سال پیش زیاد شعار میداده و معتقد بوده که دنیا ارزشی ندارد، اما در یکسال...
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال میکند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرتهای بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايهگذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
دفعات نمایش: 165
سه شنبه 15 بهمن 1387
استانداردهاى بهار معنوى در آغاز هزاره سوم
قسمت دوم و پاياني
اشاره:
در بخش نخست اين نوشتار استانداردهاى رابطه فرد با خداوند، رابطه فرد با محيط زيست، رابطه فرد با همنوعان و رابطه انسان با خودش مورد بررسى قرارگرفت. اينک در بخش دوم و پايانى مقاله موضوعات انسان مطلوب در جامعه، استانداردهاى جامعه مطلوب و همچنين رابطه فرد مطلوب با جامعه مطلوب بررسى خواهد شد.
انسان مطلوب يا ايدهآل چه استانداردهايى بايد داشته باشد؟!
هدف تعليم و تربيت و مساعى را که در جهت تصرف نفوس تا به حال مطرح بوده سريعا نظارهگر مىشويم.
-1 در يونان قديم، هدف تربيت انسانى تنها انسان عاقل، خردمند و حکيم بود. به عبارت ديگر تمامى کوششهاى تربيتى معطوف به حصول روشنگرى عقلى و توليد انسان خردمند و حکيم بود.
-2 در اسپارت، افراد را براى دلاورى و جنگآزمايى ورزيده مىکردند.
-3در روم، به انسان بهعنوان عضو جامعه مدنى اهميت مىدادند و فرد را براى فداکارى در راه سرزمين نياکان آماده مىکردند.
-4 در پارس و سرزمينهاى ايراني، براساس ميراث فضايل اخلاقى و بخصوص راستي، حرکتهاى تعليم و تربيتى را استوار مىکردند. تمدن ايرانى زرتشتى بر خداشناسي، آموختن اصول اخلاقى انساني، شناسايى دستورات دينى مثل حلالها و حرامها تکيه مىکرد.
-5 تربيت در آيين مسيح، تربيت به آگاهى دل انسان معطوف مىشد و اوج آرمان تربيتى مسيح، عبارت از انسانى که مهربان و دلبسته به جهان مادى نيست، خلاصه مىشود. راه رستگارى را در طى تنها و تنها جاده معنويت محض مىجويد.
-6 در قرون وسطا، افزونى کيفيات معنوى کامله در وجود انسان آن هم به تنهايى مورد تجليل قرار مىگيرد يا فقط زيستن در اين جهان مقدمهاى بود براى ورود به جهان عالىتر و کاملتر. بنابراين تربيت، ادبيات وجودى خويش را فقط رياضتکشى را تقويت مىکرد و اميال طبيعى را پيوسته مهار مىزد و انسان را فقط براى حيات عقبى آماده مىساخت.
-7 تربيت و کل ادبيات تعليم و تربيت، در مقابل جمعگرايى معنوى قرون وسطا، فردگرايى اين جهانى را مورد تاکيد قرار مىدهد و بعد در قرون مدرنيته.
-8در دوران جديد تجدد. اساس تعليم و تربيت انسان، علمى محض مىشود. انسانى که بايد به مدد علم و تکنولوژى بر طبيعت تسلط يابد و رموز طبيعت را بازگشا شود، اما...
-9 اما اينک در شرايط آغاز هزاره سوم
هدف تربيت و تعليم از منظر ادبيات دينى جهانى انسانى چيست؟ و چه انسانى مطلوب جامعه ملى جهانى است؟ (مسلما انسانى که جامع توانمندىهاى کامل انسانى باشد)
اين توانمندىها وکمالات کدام هستند؟! کمالات و فضايل و توانمندىها قابل حصر در چند اصل نمىباشد، بنابراين در اينجا تنها سرفصلهاى اين کمالات انسانى ذکر مىگردد.
-a اصل معرفت به خويش و اصل معرفت به مقام انسانى (خود و مقام)
اين واژه معرفت با هوشيارى دائمى يعنى )CONTINUOUS-CONSCIOUNESS( همراه است يا عين آن است. معرفت يا هوشيارى دائم )C-C( نسبت به خود، احوال خود، اقوال خود و... که محرک آن کمالطلبى است. هيچ انسانى از آنچه دارد در هر لحظه و در همه لحظات راضى نيست، هميشه کمال بيشتر را طالب است. به آنچه دارد هرگز خرسند نمىشود، به برترى و تفوق نسبى در برابر ديگران قانع و راضى نمىشود بلکه نظر را به اوج اعلى مىافکند،در حقيقت به مثل اعلاى الهى توجه مىکند، سرمشق مىگيرد، در اين صورت راه نارفته و طى مسير نکرده اوج اعلى در برابر انسان الىالابد وجود دارد.
هر روز به حساب نفس خود بايد برسى پيش از آنکه ديگران! به حساب تو رسند. پس اولين خصوصيت بعد از معرفت به خود، توجه به مقام رفيع انسانيت است. يعنى در عين عدم رضايت از خود هر روز به حساب نفس خود رسيدن که امروز چه کردم و چه نکردم؟ ملاحظه کنيد اصل معرفت به خود و اصل معرفت به مقام خود هر دو و با هم حرکت مىکند.
-b اصل عزت نفس داشتن
عزت نفس و مناعت طبع از خصوصيات انسان حقيقى هوشيار به مقام علوى خودش مىباشد که همواره بايد در عين استقرار در عالم خاک توجه به عالم پاک هم داشته باشد (ملک يزدانى و ملک لايزالي)، عالم قدسى و جهان ترابي، اهل بساط انسى و وطن خاکي، هر دو عالم بايد در نگاه انسانى باشد. اين طرز نگاه درباره انسان را با طرز نگاهى که متاسفانه در تمدن امروزى نهفته است مقايسه نماييد!! سورکين در يکى از تاليفات مشهور خويش “بحران عصر ما” مىگويد: جهان ما، جهان تناقضات است ولى اساس و سرچشمه تمام تناقضات،تناقض در مورد مقام است، زيرا در همان زمان که بشر با اتکا بر قدرت علم و فن،ناز بر فلک و حکم بر سياره X مىکند، وقتى از انسان مىپرسيد تو کيستي؟ تو چيستي؟ مىگويد:
من مجموعهاى از اتمها هستم!
من مجموعهاى از غرايز هستم!
من مجموعهاى از رفلکسها يا انعکاسها هستم!!
انسان رابطه خودش را با جهان علوى مىخواهد نفى کامل کند، اين منشا و سرچشمه تمام تناقضاتى است که جهان امروز با آن مواجه است.
-C تعلق به اين جهان، همجهاني، اين جهاني؟!
انسان حقيقى در ادبيات دينى جهانى انساني، در اين جهان خاکى هست، فعاليت، مشارکت موثر در اين جهان دارد، اما هميشه قلبش فارغ از افراط در تعلق است. هيچ شيئى از اشيا از آنچه در بين آسمانها و زمين مشهود است، او را از حق منع ننمايد، يعنى حب شى و اشتغال به امور دنيوى او را از حب الهى و اشتغال به ذکر او محجوب ننمايد. تمام تمدن امروز يعنى نهايت تکامل مدنيت انسان!! به اين رسيده است که هرچه بيشتر،”شيئى جمع کن و تملکپذير شو” انواع شى اعم از قبوض اسناد اينجا و آنجا، املاک اين ور مرز و آن ور مرز، جواهر عيار بالا و حساب بانکى و... ذخيره مىکند، به حداکثر مصرف شى مىپردازد، شى مصرفى و اوج شى پرستى هر دو در واژهاى به نام شىگرايى مطلق )CHOEISME( اينک متمرکز گرديده است. تنزل انسان به مقام کاهن معبد شي!
اساس تمدن امروز و هدف مساعى بشر امروز به اينجا رسيده است! پس فىالحقيقه اسارت انسان فقط در روابط اقتصادى نيست بلکه بخصوص در برابر شى يعنى در برابر زخارف دنيوى است.
-d آزادى حقيقى يعنى چه؟
آزادى حقيقى انسان در اين است که بتواند با قوه معنويه از اسيرى عالم طبيعت خلاصى و نجات يابد. ملاحظه کنيد انسان در طول تاريخ، تمام مساعى مادىاش در يک جمله خلاصه مىشد “رهايى از اسارت طبيعت مادي، رهايى از اسارت طبيعت مادي”.
اما امروز انسان متوجه آن شده است که اگر معنويت نباشد وانسان از اسارت شهوات خودش، خودکامگى خودش رها نشود آزادى حقيقى کامل نمىشود.
آزادى حقيقى يعنى آنچه که سبب شود انسان از اسارت طبع خودش رها گردد و يکى از تمايلات طبع، داشتن و فقط داشتن است.
بدبختى انسان امروز در اين است که به بودن نمىانديشد بلکه به داشتن و داشتن فکر مىکند و حال آنکه اصل حقيقى همان بودن است و چگونه بودن است؟ زيرا دارايى انسان در معرض نوسان است،امروز داريم! فردا نداريم. اما بودن و کامل بودن يعنى مرآت اوصاف الهى بودن، اين هدف حقيقى مساعى بشرى بايد باشد.
-e اصل اعتماد،توکل و تفويض و تسليم و رضا
اعتماد به حق، از اصول زيربنايى ادبيات دينى جهانى انسانى مىباشد. اين انسان به حق توکل مىکند، در برابر آنچه پيش بيايد حالت تسليم و از آن خوشتر حالت رضا را ارائه مىدهد. اگر انسان اصل رضا را در زندگى بپذيرد واقعا هرگز احساس ناکامى نمىکند، احساس ناکامى و افسردگى از اين است که ما از زندگى توقع داريم، منتها نه اينکه ضد توقع کامله باشيم و ندا سر دهيم که... تو بايد تمنا و توقع را از دل خودت بيرون کني، تن رها کن تا نخواهى پيراهن!! نه نه چنين نمىگوييم.
دشوارى ماندن در همين پيراهن داشتن و تن است، چه راحت بود انسان مىرفت در غارى مىنشست و به نان جويى اکتفا مىکرد و چون دنيا را نمىخواست و به دور از آتش هوس و خواست در دلش شعلهاى نمىکشيد، حتما صاحبان بسيارى از ادبياتهاى ايسمى فرياد “زندهباد” اين نوع زندگى را سر مىدادند!
اما ادبيات دينى جهانى انسانى مىگويد: خير انسان مسئول است، موظف و متعهد است که در اين جهان مشارکت کند، کار کند، ثروت ايجاد کند، اما به آن دل محکم نبندد، يعنى انفاق هم بکند، ثروت خود را فداى خود و خانوادهاش و ملتش، فداى خير جهان و جهانيان کند. اين انسانى است که “داشتن را فرع بودن” مىداند يعنى در نزد او اصل بودن است، بنابراين اعتماد به حق و رضا به رضاى الهى بهعنوان اصل اخلاقى د ينى جهانى انسانى شناخته شده است.
-f اصل طلب علم و معرفت است
علم تعظم منقبت عالم الهى است و جناح و بال براى وجود و مرآت و آيينه براى صعود است، بايد براى مصلحت و خير بشر باشد.
سه ارزش عالى در جهان هست که نيکي، زيبايى و راستى مىباشد.
خير، منشاء اخلاق است.
جمال، منشاء هنر است.
حقيقت، منشاء علم است.
در تمدنهاى مختلف تاکيد بر يکى از اين سه ارزش اساسى شده است. اما در ادبيات دينى جهانى انساني، اين سه ارزش عالى با يکديگر تلفيق شده است. يعنى کافى نيست که حقيقت در کار باشد، بلکه علاوه بر وجود حقيقت، حقيقت بايد براى خير به کار رود و مصلحت بشر باشد.
علمى که عايدش به ديگران حاصل نگردد، يا موجب ساختن اسبابى شود که دمار از روزگار بشر دربياورد، چنين حقيقتي، چنين علمي، چنين فنى مقبول درگاه کبريايى نيست. در ساحت انسانى پذيرفتنى نيست.
زيبايي، البته مطلوب است اما هنر براى هنر نيست. از منظر ادبيات دينى جهانى انساني، هنر براى خير و هنر براى حقيقت است. اين ارزشهاى عالى در فلسفه ادبيات دينى جهانى انسانى بايد با هم تلفيق شود و علم حقيقى در مسير رفع احتجاب از حقايق معنوى طى طريق کند.
-G تحمل و صبور بودن در مقابل مشکلات
با مشکلات بايد زندگى کرد. بلا را به چشم عطا بايد نگريست، در برابر مصائب و مشکلات صبور و شکيبا بايد بود. يا مشکلات قابل حل است که چه نيکو خواهد بود (پيدا کردن راهحل) و يا فعلا غيرقابل حل (با توجه به امکانات.) پس تحمل، صبر و شکيبايى را ادامه مىدهيم تا با ادامه تلاش و مساعى به راهحل نايل آييم. قوه استعداد، قوه تائيد الهي، قوه تلاش و مهارتهاى فردي، قواى منابع مختلفه همه دردسترس است!
هرچه از دوست مىرسد، از دوست حقيقى مىرسد، نيکوست.
-H اصل تقوا و عفت و عصمت و حيا
بهعنوان اساس اخلاق دينى جهاني، از تقوا اين کليد فتح مداين قلوب انسانى آغاز مىنماييم.
بايد بيدار و مراقب و پرهيزکار بود و باور داشت که از آنچه مطلوب و پسنديده خداوند نيست دورى و پرهيز کند و با تقويت اين سجيه اخلاقى دينى جهانى انسانى که در کلمه جامع “تقوا” خلاصه مىشود به سوى مقصد عالى انسانيت و کمال مطلوب بشريت رهسپار و به مقام سعادت حقيقى تقرب جويد. اين فضيلت ارجمند، قائل اعمال است، قائد لشکر عدل است.
عفت (اجتناب از گناه بهطور مطلق) و عصمت (پرهيزکارى و پاکدامنى از شئون نفس و هوا و فحشا) و حيا (عامل حراست و منع از آنچه شايسته و لايق انسانيت نيست) از مظاهر اصلى متون دينى جهانى انسانى است که بايد به اين خصلتها متمسک گرديد.
-Iاتخاذ وتمسک به اصل محبت که اساس حيات هستى است
براى آنکه داراى حيات حقيقى دينى جهانى انسانى باشيم و مهربانترين شخص عالم گرديم بايد به همسايگان خود محبت کنيم، به فقرا بخشش کنيم، هرچه داريم به سايرين نيز ايثار و قسمت داشته باشيم.
هرگز جز طريق مهر و وفا نپوييم و اعتقاد داشته باشيم که:
ايمان، سرور جاودانى مىبخشد. فرد دينى جهانى انساني، هميشه مسرور است، مسرور حقيقي، گنجى در دل دارد که در گرداب بلايا، او را قوت و آرامى واطمينان مىبخشد. شکوه نمىکند، خوشبيان است، گله بر زبان ندارد، خوشرو و خوشخلق است و با زبان، جذب قلوب مىکند و با عمل نيکو، الگوى حقيقى انسانى است. سرور و نشاط و بهجت حقيقى دينى جهانى انساني، قلب انسان را، قابل ديدار جمال دوست حقيقى مىنمايد و او را در سختترين اوضاع و شرايط مسرورتر مىسازد، بهترين انسان کسى است که قلوب انسانى را به دست آورد.
-J اصل خدمت
اصل خدمت به وحدت، اصل خدمت به صلح و انسجام ملى و جهاني، اصل خدمت به سعادت و بناى انسانى است. انسان براى خدمت به جهان و جهانيان خلق شده است.
-K تنها عمل به يک تعليم از ادبيات دينى جهانى انساني
اگر فردى از افراد به اجراى يک حکم از مبادى دينى جهانى انسانى در نهايت توجه و تجرد و محبت و استقامت عمل نمايد و در تمام شئون زندگى خويش اين يک حکم، اين يک تعليم را منظور نظر داشته به تمام اجرا نمايد، جهان، جهانى ديگر مىشود. اگر به صورت مجتمعى به اجراى تعاليم دينى انسانى عمل نمايند، چه خواهد شد!
-L راه اصلاح از کجا شروع مىشود؟
فرد حقيقى دينى جهانى انساني، فردى است که براى اصلاح جهان، اول خودش را بايد اصلاح کند و از طريق اصلاح خودش راه بهار اصلاح جهانى آغاز مىشود.
و- جامعه مطلوب چه استانداردهايى دارد؟
-1 آوگوست کنت موسس جامعهشناسى در نيمه قرن نوزدهم ميلادي، وقتى تفکرات خودش را آغاز کرد اروپا در مقابل يک معما قرار داشت. آيا بايد جامعه تابع نظم باشد يعنى حفظ سنتها و روابط و مقررات و موسسات گذشته را بنمايد يا آنکه از ترقى تبعيت کند، زيرا معمولا سنتپرستان در تمام نظامات تابع نظم هستند و گروههاى چپ و... تابع ترقى يعنى پروگرسيست هستند. پاسخ به اين پرسش اين است که يک جامعه متعادل مىخواهيم، تعادل ميان نظم و ترقي، تعادل ميان علم و دين، تعادل ميان صفت و معنويت،...
-2 هربرت اسپنسر جامعهشناس برجسته انگليسي، ادبيات ايسمى قانونى ديگرى را براى تکامل جوامع بشرى ارائه نموده و ذکر مىکند که جامعهها از وحدت اوليه و سادگى نخستين به سوى پيچيدگى متکثر مىروند. در ادبيات دينى جهانى انساني، يک نوع بازگشت به وحدت اوليه داريم که در عين حال شخصيت هر يک از اعضا و اجزا يعنى در مقابل نظريه گرايش از وحدت به کثرت، معتقدند که جامعه بشرى از کثرت بارديگر به وحدت خواهد رفت ولى وحدتى که در عين حال هويت و تماميت همه اعضا و اجزاى خودش را محترم خواهد داشت.
-3 جامعهشناس آلماني، تونيس مىگويد: جامعهها از کشش طبيعى مثل روابط خانوادگي، به سوى جامعههاى بااراده سنجيده يعنى حسابگرى مىروند. اصطلاح جامعه قديم که براساس روابط عاطفى فرد به فرد و طبيعى مبتنى بوده در زبان آلمانى گمينشافت است و اصطلاح جامعه امروز که براساس حسابگرى و محاسبه سود و زيان است، گزلشافت است که به هر شرکتى در آلمانى گزلشافت مىگويند. جامعه جهانى دينى انسانى در عين رعايت حقوق افراد،مقدار عظيمى از روابط قراردادى را تجويز مىکند که مخصوص جامعه امروز يعنى گزلشافت است و در همان حال اساس را بر گمينشافت مىگذارد، يعنى جامعهاى که روابط عاطفى از درون آن جوشيده و افراد را با هم پيوند مىدهد، چنين جامعهاى بايد به وجود آورد، بنابراين در پاسخ اين پرسش که آيا گمينشافت يا گزلشافت کدام مطلوب است؟! جامعه دينى انسانى مىگويد در همه چيز بايد آن روابط انسانى و عاطفى حاکم باشد ولى در عين حال روابط قراردادى و معاملات تابع نظام خودش باشد.
-4 جامعهشناس فرانسوى اميل دورکيم مىگويد:جامعهها از همبستگى مکانيکى که بر تشابه نهاده شده است، به سوى به همبستگى ارگانيکى که بر تفاوت ولى نياز متقابل نهاده شده است حرکت مىکند، جامعه قديمى مثل جامعه ابتدايى جامعهاى است که در آن يک قانون بر همه اعضاى جامعه حاکم است و همه عينا از آن تبعيت مىکنند، در صورتى که امروز هر کسى قانون مخصوص به خودش را دارد، ولى در يک جامعه حقيقى دموکراتيک چون افراد به هم محتاج هستند، غالبا بهمبستگى ارگانيکى پيدا مىکنند. خود اميل دورکيم متوجه آن است که متاسفانه اين همبستگى ارگانيکى غالبا ما را آنومى يعنى به بىقانونى و هرج و مرج مىکشاند. براى اينکه هرکس مىگويد: چرا قانون من حاکم نباشد!! مثلا ازدواج بهعنوان بنياد يکى از مهمترين موسسات اجتماعى است حال آنکه خانواده در جهان امروز بهعنوان يک “رابطه قراردادي” مطرح شده است. قرارداد هم به “رضاى طرفين” موکول است. رضاى بين طرفين رسم ممکن است بر اثر تصرفات روزگار متغير گردد، بنابراين خانواده بهعنوان يک موسسه اجتماعى در گرو هوش متلون يک آقا و يک خانم (تک قانون و تک قانون) است. از اينرو است که آنومى پيدا مىشود و اين مفهوم آنومى در جامعهشناسى نقش مهمى دارد. در جامعه دينى انسانى که جامعه بايد ارگانيکى باشد معنى جامعهاى که اجزا وعناصرش به هم احتياج دارند مکمل همديگر هستند، تعاون و تعاضد بر آن حاکم است ولى در عين حال جامعه بايد به يک همبستگى مکانيکى تکقانونى هم مراجعه کند و آن ادبيات دينى جهانى انسانى است که مبناى هر نوع تعليم و تربيت ديگر است. بنابراين در آينده به هيچوجه افراد را به خود رها نمىکند که اگر خواستند يا نخواستند، تربيت دينى جهانى انسانى را بپذيرند يا نپذيرند. اگر يک مادر و پدرى قادر به تربيت حقيقى نباشند در آينده حق مادرى و پدرى را از آنها اخذ و به موسسات تربيتى تفويض نموده و يا به يک مادر و پدر ديگرى مىسپارند. پس اين به ميل مادر و پدر نخواهد بود که آيا تربيت دينى جهانى انسانى را به فرزندشان بدهند يا ندهند، بنابراين بدون ترديد جامعه دينى انسانى هم همبستگى مکانيکى تکقانونى را با همبستگى ارگانيکى چندقانونى ميلى تلفيق خواهد نمود.
-5 باز هم آوگوست کنت مىگويد: جوامع بشرى از نظر طرز انديشه سه مرحله را طى مىکند: -1 مرحله الهى متافيزيکى -2 مرحله فلسفى -3 مرحله اثباتى يا عملى که در اتصال به بيولوژى انسانى و آنترولوژى کمال سر بشريت گرديد و ديديم که اين مرحله اثباتى يا عملى به سر انسان چه آورد، احتياج به توضيح زياد ندارد.
-6 سورکين، متفکر جهانى معتقد است که جامعه حقيقى به اصطلاح خودش انتگراليست است، يعنى جامعه جامع الجهات، چه در آن عقل و شهود با هم تلفيق خواهد شد. در چنين جامعهاى تمدن حسي، مردود نيست. تمدن عقل هم مردود نيست. اما هر دو غيرکافى تشخيص داده مىشود و بايد با تمدن شهودى يا معنوى منضم و مکمل گردد.
-7 بين فرهنگ و تمدن، چه رابطهاى را بايد دنبال کرد؟
بسيارى از جامعهشناسها بين آن واژهاى که به فرانسه يا انگليسى Civili Zation تمدن و فرهنگ )Culture( مىگويند بين فرهنگ و تمدن تفاوت و تفکيک قائل شدهاند. معمولا اصطلاح فرهنگ Culture بر عالىترين تجليات روح انسان، مثل هنر و فلسفه اطلاق مىشود در صورتى که تمدن تدابيرى است که انسان براى تطابق با محيط به قصد بهبود معيشت خودش اتخاذ مىکند. تمدن بشر به جنبه مادى مىنگرد و فرهنگ بيشتر به جنبه معنوي. اين است که بسيارى از ملل متمدن امروز جهان، ممکن است فاقد فرهنگ باشند. هيچ اشکالى ندارد که جامعهاى در حد اعلاى تمدن باشد، اما فرهنگ غنى نداشته باشد و به عکس جامعهاى ابتدايى باشد که از فرهنگ غنى برخوردار است بدون اينکه تمدن در اختيار آحاد آن باشد. جامعه دينى جهانى انسانى چه مىخواهد بکند؟ ادبيات دينى جهانى انسانى مىخواهد يک ترکيب موزونى از فرهنگ و تمدن به وجود آورد، يعنى در حقيقت عالىترين مظهر قدر شناخته شود. در مورد تمدن در هر امرى از امور اعتدالش، محبوب است. چون تجاوز نمايد سبب ضرر گردد، مثال تمدن غرب و اروپا که اعتدالى در آن نيست.
در تاکيد داريم که مظاهر معنوى ذهن انساني، با مظاهر مادى و تجليات مادىاش اگر ترکيب بشود مسير اعتدال را طى کرده است.
-8 جامعهشناس مشهور دينى گاستون ريشارد مىگويد: تاريخ تکامل خلق بشرى را در اصل نرم شدن و لطيفشدن خوى بشرى مىشود خلاصه کرد و تجلى اين مطلب در اين است که مجازاتهاى تاديبى تنبيهى که در اجتماعات قديمى اساسى بود جاى خود را به مجازاتهاى جبرانى مىدهد که در جامعههاى قراردادى امروز مطلوب است.
معذالک مشاهده مىنماييم که حکم به قتل قاتل و حرق کسى که مرتکب حريق بشود همچنان به صورت اعتقادى آمده است و خشيهالله بهعنوان يکى از قوا و جوهره حکمت مبانى روحى و ايمان و اعتقادى تاکيد شده است. بنابراين بايد بپذيريم که اين نرمى و ملاطفت در آن حدى نيست که هر جسورى را گستاخ بکند و آن آنومى يا از همريختگى نظام اجتماعى را که امروز شاهدش هستيم در جهان دوباره پديد بياورد.
ز- رابطه فرد مطلوب با جامعه مطلوب چگونه است؟
-1 ژان ژاک روسو و هدف نظام اجتماعىاش و رابطه فرد مطلوب با جامعه مطلوبش
هدف نظام اجتماعي، پرورش و ظهور استعدادات فرد انسانى است البته اين با فلسفه قرارداد اجتماعى روسو به هيچوجه قابل اشتباه نيست. روسو معتقد بود که فرد انسان يک حقوق ذاتى دارد، در صورتى که جامعه دينى جهانى انسانى معتقد است که حقوق فرد از جامعه و انتساب به حق، منبعث مىشود. به عقيده روسو فرد با آن حقوق ذاتى خودش مىنشيند با جمع “قراردادي” مىبندد، مىگويد: من يک مقدارى از حقوق خودم را به تو دولت، بهعنوان مظهر جمع مىبخشم به شرط اينکه از بقيه حقوق من محافظت کنى و اگر يک روز محافظت نکردى من، بله اين من شهروند حق عصيان بر ضد تو جمع يا دولت را دارم! اما از منظر ادبيات دينى جهانى انسانى يک رابطه تازهاى بين فرد و حاکمان وجود دارد يعنى جامعه در عين حال که بخشنده تمام حقوق به افراد است، مسئول است که به تبعيت از رسالت ادبيات دينى جهانى انسانى که حق از براى ظهور جواهر معاني،از معدن انسانى آمده و در هر عصرى رسولى فرستاده به پرورش استعداد هر فرد و رساندن هر فردى به کمال نفس خودش کمک بکند.
-2 رابطه تازه را در نظر بگيريم
فرد بايد ديگرى را بر خودش برگزيند و منافع جمع را بر مصالح شخصى خود رجحان بدهد يعنى اصل ايثار و مواسات را اجرا کند.
-3 رابطه مشارکت فرد در زندگى جمعي
جامعه، انزوا و اعتزال فردى را نمىپذيرد. بنابراين مشارکت فعال فرد، در زندگى جمعى ضرورى است و فرد بايد از طريق خلاقيت، دين خود را به جمع ادا کند. “فرد”، خلاق فکر تازه، خلاق نظام تازه، خلاق ارزشهاى فرهنگي، خلاق خير، خلاق زيبايى و هنر، خلاق حقيقت و علم خواهد بود يعنى در همه شئون آفريننده است و مشارکتش در جامعه مشارکت پاسيو يعنى غيرفعال و فعلپذير نيست، بلکه فعال و اثرگذار است.
-4 رابطه فرد بهعنوان فرار از خودکامگى و خودانديشى مطلق
فرد بايد هميشه از خودکامگى و از خودانديشى مطلق بيرون بيايد و در جميع امور به مشورت متمسک شود، چراغ هدايت و راه حقيقى را هويدا نمايد و فراتر از همه “آگاهي” عطا کند. گورويچ جامعهشناس مشهور فرانسوى يک اصطلاح فرانسوى دارد به نام )MIND-AT-RECIPROCAL( تقابل و تبادل ذهنى در همه امور با همه و در يک جامعه کامل مسير خودانديش و تنها راى و فکر خود را، تنها حادثه و تنها مسير حقيقى و باور نمىداند بلکه بر تقابل انديشههاست در همه امور و در کليه شئون.
-5 رابطه احسان فرد
در ادبيات دينى جهانى انساني، جامعهاى را بهعنوان مطلوب مىسازد و اين متن را در اختيار فرد قرار مىدهد که هر فرد معاضد ديگرى است، احسان به فقرا و محتاجان، فقير را امانت الهى شمردن، اساس رابطه فرد با جمع است.
-6 رابطه صلح و صفا
برقرارى صلح و صفا در داخل جامعه و اجتناب از هرچه موجب گسيختگى نظم جامعه شود، اصل پراهميت ديگرى است که فرد را مسئول مىسازد. فرد حق اعتراض به دور از ضوابط قانونى را ندارد.
-7 اصل تصوير دنياى فرد و جامعه به صورت زنده
دنياى جوامع را جامعهاى به نام لرنينگ سوسيتى SOCITY-LEARNING رقم مىزند. جامعهاى که همه اعضاى آن در تمام عمر ياد مىگيرد و مىآموزد و همه در تمام احوال، هم معلم و هم متعلم هستند. جامعهاى است که همه افراد در تمام سنين عمر در آن معلم و متعلم هستد.
مىآموزند به ديگران و از ديگران نيز ياد مىگيرند.
هر فرد بايد ساقى کوثر دانايى و هادى سبيل حقيقى براى فرد فرد جامعهاش باشد.
-8 اصل وسيع عدالت
اگر فرد، حقوق جمع را پاس دارد و جمع، حقوق فرد را پاس دارد، عدالت با مفهوم وسيع کلمه حکومت مىکند.
دکتر احسان اللهمحمدى--روزنامه رسالت
ثبت نظر شما
نام و نام خانوادگی
نشانی پست الکترونیکی
متن نظر شما
برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©