چيستى شخصيت
يكى از جنبههاى مؤثر و مطرح در ارتباط با روان آدمى، شخصيت اوست. عاملى كه داعيهدار بسيارى از رفتارهاى انسان است و خود به تنهايى بايد در برابر هر كنشى، واكنشى مناسب بيابد و توجيهى دقيق ارائه دهد.
دانشمندان علم روانشناسى در تعريف شخصيت گفتهاند:
شخصيت به الگوهايى از افكار، احساسها و رفتارهاى خاص اشاره دارد كه در طول زمان و موقعيتهاى گوناگون، پايدار است و يك شخص را از شخصى ديگر متمايز مىسازد.
براى مثال در آيه 84 سوره اسراء به موضوع شخصيت اشاره شده:
«قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه؛ بگو: هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مىكند.» برخى از انديشمندان دينى با بهرهگيرى از اين آيه در تعريف و ارائه معيارهاى اندازهگيرى شخصيت پرداخته و مسائلى پيرامون آن مطرح كردهاند: «شاكله در اصل از ماده «شَكَلَ» به معنى مهار كردن حيوان است و از آنجا كه روحيات و سجايا و عادتهاى هر انسانى او را به رويهاى مقيد مىكند، به آن شاكله مىگويند».
شاكله، جهتبخش زندگانى هر انسانى بوده و هماهنگ با طبيعت وى است.
علامه طباطبايى در تفسير اين آيه چنين مىنويسد:
اين معنا، هم با تجربه و هم از راه بحثهاى علمى به ثبوت رسيده كه ميان ملكات نفسانى و احوال روح و ميان اعمال بدنى رابطه خاصى است و معلوم شده كه هيچ وقت كارهاى يك مرد شجاع و با شهامت با كارهايى كه يك مرد ترسو از خود نشان مىدهد، يكسان نيست. او وقتى به يك صحنه هولانگيز برخورد مىكند، حركاتى كه از خود بروز مىدهد، غير از حركاتى است كه يك شخص شجاع از خود بروز مىدهد و همچنين اعمال يك فرد جواد و كريم با اعمال يك فرد بخيل و لئيم يكسان نيست و نيز ثابت شده كه ميان صفات درونى و نوع تركيب بنيه بدنى انسان يك ارتباط خاصى است، پارهاى از مزاجها خيلى زود عصبانى مىشوند و طبعا به انتقام علاقهمندند و پارهاى ديگر شهوت شكم و غريزه جنسى در آنها زود فوران مىكند و آنان را بىطاقت مىسازد. و به همين منوال ساير ملكات كه بر اثر اختلاف مزاجها در بعضىها خيلى سريع است و در بعضى ديگر خيلى كند و آرام.
پيام متن:
گر كند هر كس هر آنچه از خوب و زشت آن بود بر صنعت و شكلى كه هِشت
ديدگاه اسلام درباره مسئله شخصيت
واژه «شخصيت» در زبان عربى، به عزت نفس و كرامت نفس معنى شده است. البته در برخى از روايتها اين دو لفظ، معادل شخصيت به كار مىرود و در برخى ديگر كمتر به لفظ شخصيت اشاره مىكند.
شخصيت انسان و به ويژه فرد مؤمن در دين اسلام، تا آنجا بلند پايه است كه امام على عليهالسلام آن را ركنى از ايمان معرفى مىكند و مىفرمايد: «عزت نفس و خويشتندارى و خرسند بودن به قدر كفاف، از پايههاى ايمان است».
فرزند برومند آن امام همام، حضرت مجتبى عليهالسلام در پاسخ به چيستى مردانگى فرموده است: «مردانگى، حفظ دين، عزت نفس و نرمش و مداومت بر نيكى و احسان و ادا كردن حقوق و دوستى با مردم است».
از امام جعفر صادق عليهالسلام نيز در اين باره سخنى ارزشمند برجاست، آنجا كه مىفرمايد:
خداوند همه كارهاى مؤمن را به او واگذار كرده، جز اينكه به او اجازه نداده است كه خود را خوار [و بىشخصيت] كند. مگر نمىبينى خداوند در اين باره فرمود: «عزت، مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است»، سزاوار است مؤمن هميشه عزيز باشد و ذليل نباشد.
پيام متن:
اسلام به سبب گرانبهايى گوهر شخصيت، همواره به حفظ آن سفارش مىكند و همگان را از آسيب رساندن به آن، باز مىدارد.
عوامل سازنده شخصيت
شخصيت هر انسانى، برآيند عواملى است كه هر كدام از آنها به سهم خود در شكلدهى شخصيت او اثر گذارند. عمده آن عوامل عبارتند از:
1. وراثت و ژنتيك
وراثت، به منزله مواد خام شخصيت آدمى، عبارت از انتقال بخشى از ويژگىهاى والدين به فرزند است. به كمك همين پديده است كه افراد يك نسل مىتوانند، صفتهاى ارثى خود را به نسلهاى آينده انتقال دهند و جوامع گونهگون انسانى را پديد آورند. با تركيب دو سلول حياتى نر و ماده سلولى حاصل مىشود كه بسيارى از ويژگىهاى جسمانى و روانى مؤثر در رفتار را دربردارد.
در دين اسلام، دستورها و قواعدى وجود دارد كه عمل به آنها به توليد اين سلول در بهترين شرايط و ويژگىها كمك مىكند. پدر و مادر، نخستين گامهاى اساسى را در تعيين صفتهاى ژنتيكى بر مىدارند و پيوند ازدواج، شالوده توليد شخصيتهاى نسل بعد است. پس شايسته است كه هر يك از والدين پيش از زندگى مشترك و تشكيل نطفه موجودى تازه، در انتخاب فرد ديگر به عنوان همسر به دقت عمل كنند و پدر يا مادرى را براى فرزند خود برگزينند كه بهترين ويژگىها در او باشد. ازاينرو، در شريعت اسلام بر مسائل ديندارى و اخلاقى همسر توجه شده و مسائل ظاهرى، در مرتبه بعد، ارزشگذارى شدهاند.
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله در حديثى بر اين نكته اشاره دارند كه با خانواده خوب و شايسته وصلت كنيد؛ زيرا زمينههاى ارثى، قابل انتقال است.
البته اين صفتهاى ارثى با قرار گرفتن در شرايط گوناگون زيستى، قابليت انتقال به وضع مخالف را نيز دارند.
پيام متن:
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيضورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود
2. تغذيه
حيات و حركت هر موجود زندهاى در گرو تغذيه مناسب است و بر سلامت جسم و روح نقشى انكارناپذير دارد.
در قرآن و روايتها بر اهميت نوع تغذيه انسان در طول زندگىاش بسيار تأكيد شده است و حتى آن را در مسائل فقهى دخيل مىدانند. به گونهاى كه انسان بايد از برخى خوردنىها و آشاميدنىها به شدت بپرهيزد. خداوند در برخى آيههاى قرآن، از جمله آيه 173 سوره مباركه بقره به نمونههايى از خوردنىهاى حرام اشاره كرده است، آنجا كه مىفرمايد:
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ؛ همانا مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را [هنگام سر بريدن] نام غير خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانيده است.
بىگمان خوردنىهاى حرام همانند گوشت درندگان، حيوانات گوشتخوار، حيواناتى كه بدون ذكر نام خدا ذبح شدهاند و نيز مردار، اثر عميقى در شكلگيرى خلقوخوى انسان دارد كه مجموع اين آثار، زمينه چگونگى اخلاق و انديشه را فراهم مىسازد. اين آثار، عميقتر و زيانبارتر از آثارى است كه نوع تغذيه به روى روح و اعضا و جوارح بدن و بهداشت بدنى دارد. براى نمونه، گوشت درندگان، خوى درندگى را تهييج و تقويت مىكند.
آيين اسلام با هدف تربيت و تكامل روحى و روانى افراد، مواردى را كه شايستگى خوردن ندارند، معرفى كرده و به مؤمنان سفارش داده است كه فقط خوردنىهاى پاكيزه را به عنوان روزى خود برگزينند؛ زيرا كه آسيبهاى جدى لقمه و روزى حرام، بر كسى پوشيده نيست. رسول خدا صلىاللهعليهوآله در اين باره فرموده است: «فرو گذاشتن يك لقمه حرام، نزد خدا محبوبتر است از خواندن دو هزار ركعت نماز مستحبى.» تغذيه حلال، سفارشى براى همه لحظههاى زندگى انسان است و شايد بتوان ادعا كرد كه نوع روزىاى كه فرد استفاده مىكند، در دوران جنينى و كودكى تأثير چشمگيرى دارد؛ زيرا خون، گوشت و پوست كودك بر اساس آن شكل مىگيرد. امام على عليهالسلام در ذكر وظايف حقوقى پدر اين سخن را گوشزد مىكند كه: «حق فرزند بر پدرش اين است كه او را سواد و شنا و تيراندازى بياموزد و جز روزى حلال خوراك او نكند».
امام باقر عليهالسلام فرموده است: «براى شير دادن كودك خود، دايه خوشاخلاقى استخدام كن و از دايه بداخلاق بپرهيز؛ زيرا شير ويژگىها را سرايت مىدهد.» امام على عليهالسلام نيز در روايتى مشابه چنين نقل مىكند: «بنگريد كه چه كسى فرزندان شما را شير مىدهد؛ زيرا كودك با سرشت صاحب شير رشد مىكند.» از اين دو روايت گرانبها به اهميت نوع تغذيه در شكلگيرى شخصيت هر فرد مىتوان پى برد.
پيام متن:
با فراهم آوردن روزى حلال براى فرزندان، به آنها شخصيتى سالم و تعالى يافته ببخشيم.
3. محيط پيش از تولد (رحم مادر)
رحم مادر، نخستين محيطى است كه كودك در آنجا زندگى خود را آغاز مىكند. چگونگى و شرايط اين محيط كوچك ولى حياتى و مؤثر، از لحظه تشكيل نطفه تا هنگام تولد، نقش مهم و حساسى در آسانسازى يا بازدارى رشد جسمى و روحى فرد در دوران زندگى بعد از تولد دارد. از عوامل مؤثر كه از همان آغاز تشكيل نطفه بر جنين اثر مىگذارند، مىتوان به وضع جسمانى و تغذيه مادر، وضع عاطفى و روانى مادر، بيمارىهاى بدنى و روحى مادر، شرايط اعتقادى و نيز استفاده از داروها و مواد شيميايى در طول باردارى اشاره كرد. براى نمونه، مادرى كه تغذيه مناسب و مطلوبى نداشته باشد، روى جنين و در نهايت در رفتار آينده فرد تأثير بنيادين مىگذارد.
پيام متن:
توجه عملى به مراقبتهاى ويژه اسلامى و علمى درباره جنينِ در رحم، مىتواند سلامت جسم و روان را براى مادر و فرزند به ارمغان آورد.
4. خانواده
خانواده، مادر جامعه است كه هنجارها و ارزشهاى موجود در خانواده، نخست بر شخصيت فرد و سپس بر اجتماع تأثير مىگذارد. در اسلام به نخستين سنگ بناى تشكيل خانواده، يعنى اقدام به ازدواج، تولد فرزند و به كارگيرى اصول درست تربيتى توجه فراوان شده است.
خانواده، نخستين محفلى است كه در آنجا شخص افزون بر رسيدن به احساس امنيت، از سوى ديگران پذيرش و حمايت مىشود.
رشد جسمى و روانى فرد در سالهاى اوليه كودكى تا حدود زيادى برگرفته از محيط خانوادگى و شرايط زندگى پدر و مادر است. نوزاد از مادر هم غذا مىگيرد و هم عواطف، محبت، رحمت، ايثار و از خود گذشتگى را فرا مىگيرد و از پدر انديشمندى، پايدارى و كار و كوشش را مىآموزد و از هر دوى آنها احساس مسئوليت، بردبارى، سرپرستى و تربيت را و اين سير يادگيرى تا سنين بالا نيز ادامه خواهد داشت.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در سخنى ارزشمند بر تأثير شگرف پدر و مادر به عنوان مديران خانواده، در رشد شخصيتى و ايدئولوژيكى انسان اين گونه اشاره مىكند:
كُلُّ مَولُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ ثُمَّ اَبَواهُ يُهَوّدانِهِ و يُمَجِّسانِه وَ يُنَصِّرانِه.
هر فرزندى بر اساس فطرت [خدايى] به دنيا مىآيند و اين پدر و مادر هستند كه او را يهودى و مجوسى و نصرانى بار مىآورند.
باورهاى دينى والدين در منش و شخصيت فرزند نقش اساسى دارد و جهانبينى او را مىسازد. ازاينرو، خداوند نيز در قرآن تأكيد مىكند كه مردان مؤمن با زنان مشرك و زنان مؤمن با مردان مشرك ازدواج نكنند، تا اينكه ايمان آورند و مسلمان شوند. (بقره: 221)
فراهم ساختن محيطى به دور از هرگونه آلودگى و نيز رعايت حقوق هر يك از افراد خانواده، آهنگ رشد تعليم و تربيت و ايجاد هنجارهاى مناسب شخصيتى را در كودكان، افزايش مىدهد. در نتيجه، ضريب اطمينان سلامت جامعه نيز بالا خواهد رفت.
والدين بايد به همه نيازهاى اساسى كودك، از بدو تولد، به طور عميق توجه داشته باشند و از هرگونه تلاش مادى و معنوى به منظور بالا بردن سطح شخصيتى طفل دريغ نورزند. ايجاد فضاى مهر و عاطفه يا قهر و كينه، در پرورش نوع شخصيت كودك، سهم بسزايى دارد، به گونهاى كه فرد را درونگرا يا برونگرا مىسازد و يا او را به مشاركت اجتماعى يا كنارهگيرى از اجتماع فرا مىخواند.
پيام متن:
بنيان اصلى شخصيت انسان در خانواده شكل مىگيرد.
6 . محيط اجتماع
يكى از عوامل تأثيرگذار بر شخصيت انسان، محيط اجتماع است. رسانههاى جمعى، آداب و رسوم و باورهاى مذهبى در مدرسه و محيطهاى آموزشى، قوانين حاكم بر جامعه و جهتگيرىهاى سياسى، هر كدام به گونهاى رفتار فرد را شكل و جهت مىدهند و در ساختار شخصيتى وى مؤثرند.
در برخى فرهنگها، ويژگىهاى شخصيتى چون برونگرايى، هيجانپذيرى يا روحيه عاطفى، بيش از ديگر ويژگىها رنگ مىگيرد و در برخى ديگر، فرهنگها، درونگرايى، كمعاطفهگى و بىهيجانى و سستى بروز مىكند. ضمن آنكه، تأثير فرهنگ بر شيوههاى تعليم و تربيت يك جامعه نيز انكارناپذير است. در حقيقت، به دليل تأثيرگذار بودن اجتماع بر شخصيت افراد، اسلام نيز به عبادتهاى جمعى مانند نماز جمعه و جماعت و شركت در جلسههاى موعظه سفارش مىكند، تا از اين رهگذر، به پيروانش شخصيتى درست و سالم ببخشد.
پيام متن:
ويژگىهاى جامعه، بر شخصيت انسان اثر مىگذارد. پس بايد مراقب ارتباط خود با جامعه باشيم.
7. مربى
فرد مربى، در چگونگى شكلدهى به شخصيت كودك نقشى مؤثر ايفا مىكند. مربى مىتواند، بدلى از شخصيت خود را در وجود ديگرى بازآفرينى كند.
امام على عليهالسلام در بيان شدت تأثيرگذارى مربى بر روى تربيت شونده و لزوم توجه ابتدايى مربى به شخصيت خود، چنين سفارش مىكند:
هر كس خود را پيشواى مردم قرار دهد، بايد پيش از پرورش و آموزش دادن ديگران، به پرورش خويش مبادرت كند و پيش از آنكه با زبان و گفتارش تربيت كند، بايد با رفتار و كردارش به تربيت ديگران بپردازد و كسى كه آموزگار و مربى خويش باشد، بيشتر از كسى كه آموزگار و مربى مردم باشد، سزاوار تجليل است. اين رهنمودها، بيان كننده حقيقتى مهم است و آن، اثرگذارى مربى بر روان و شخصيت ديگران است. به همين دليل، حضرت على عليهالسلام ، به خودسازى مربى بسيار تأكيد مىكند تا آثارى كه از وى به تربيت شوندگان منتقل مىشود، مثبت، سازنده و شايسته باشد.
پيام متن:
هر اندازه مربى، خودساخته باشد، شخصيتى كه از تربيت و آموزشهاى او شكل مىگيرد، هنجارهاى رفتارى بيشترى خواهد داشت.
|