مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
مداحی محرم87
علوم قرآنی
احکام زنان
اعصاب و روان
تاریخ اصفهان
تعلیم و تربیت
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 100    چهارشنبه 8 آبان 1387 

شفای بیماری بی درمان


شفای بیماری بی درمان

اين كرامت كه به حد تواتر رسيده از اين قرار است: كه يكى از خدام آن حضرت بنام ((ميرزا اسد الله)) به سبب ابتلاى به مرضى انگشتان پايش سياه شده بود;جراحان اتفاق نظر داشتند كه بايد پاى او بريده شود تا مرض به بالاتر از آن سرايت نكند, قرار شد كه فرداى آن روز پاى او را جراحى نمايند. ميرزا اسد الله گفت: حال كه چنين است امشب مرا ببريد حرم مطهر دختر موسى بن جعفر عليه السلام. او را به حرم بردند; شب هنگام خدام در حرم را بستند و او پاى ضريح از درد پا مى ناليد تا نزديك صبح, ناگهان خدام صداى ميرزا را شنيدند كه مى گويد: در حرم را باز كنيد حضرت مرا شفا داده, در را باز كردند ديدند او خوشحال و خندان است. او گفت:
درعالم خواب ديدم خانمى مجلله آمد به نزد من و گفت چه مى شود ترا؟ عرض كردم كه اين مرض مرا عاجز نموده و از خداى شفاى دردم يا مرگ را مى خواهم, آن مجلله گوشه مقنعه خود را دفعه بر روى پاى من كشيد و فرمود: شفا داديم ترا. عرض كردم شما كيستيد؟ فرمودند: مرا نمى شناسى؟! و حال آنكه نوكرى مرا مى كنى; من فاطمه دختر موسى بن جعفرم.
بعد از بيدار شدن, قدرى پنبه در آنجا ديده بود آن را برداشته و به هر مريضى ذره اى از آن را مى دادند و به محل درد مى كشيد,شفا پيدا مى كرد. او مى گويد: آن پنبه در خانه ما بود تا آن وقتى كه سيلابى آمد و آن خانه را خراب كرد و آن پنبه از بين رفت و ديگر پيدا نشد.

منبع: انوار المشعشعين, ص 216, حاج شيخ محمد على قمى

 
 
   اخبار معارف اسلامی 
• برگزيدگان جشنواره قرآن كودك و نوجوان معرفي شدند
• امروز نشست «علم با موضوع آخرالزمان تكنولوژيك»برگزار می شود
• راه‌اندازي پايگاه اينترنتي گنجينه باز نسخه‌هاي خطي اسلامي...
• همزمان با ميلاد رسول اكرم:يك بانوي فيليپيني به دين مبين...
• خاطراتي از آيت‌الله بهجت به نقل از فرزند و شاگرد در همایش...
• مراسم نامگذارى حضرت محمد (صلی الله علیه و آله(
• فردا نشست «ولايت فقيه؛ محور دين امام خميني»برگزار می شود
• خاطره يك طلبه آرژانتيني از ديدار با رهبر معظم انقلاب
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
گناهان حسوددوچندان وحسرت هایش بسیار است وحسود همواره بی دوست می ماند .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما