باطن قرآن كریم
مقدمه
ضرورت تحقیق در باطن قرآن و فواید آن
وجود باطن برای قرآن
نتیجهگیری
هفتیا هفتاد بطن
سند روایات
دلالت روایات
پینوشتها
1- محمد معین، فرهنگ معین، واژه «باطن و ظاهر» 2- ناگفته نماند كه باطن یا بطن قرآن را به شكل دیگری نیز معنا كردهاند. اما معنای مزبور معنای مختار است. 3- زركشی در برهان در نوع 41، فصل «حاجة المفسر الی الفهم و التبحر فی العلوم» و سیوطی در الاتقان در نوع 78 فصل «تفاسیر الصوفیه» و معرفت درالتمهید، ج3، ص 28،29 و 30 ضمن بحث تاویل در اینباره بحثی دارد. 4- محمدبن یعقوب كلینی، اصول كافی، كتاب الحجة، باب «انه لم یجمع القرآن كله الا الائمةعلیهمالسلام» و... حدیث 2: «عن ابیجعفرعلیهالسلام: انه قال ما یستطیع احد ان یدعی عنده جمیع القرآن كله ظاهره و باطنه غیر الاوصیاء.» 5- مانند ابن كثیر در تفسیر القرآن العظیم، برسوی در روحالبیان، قرطبی در الجامع الاحكام القرآن، طبرسی در مجمع البیان و ابوالفتوح رازی در روح الجنان كه در مقدمه تفاسیرشان در اینباره نظری ابراز نكردهاند. 6- طبری در جامع البیان، چاپ دارالفكر بیروت، ج 1، ص 4، در ابتدای خطبه، گفته است: «اللهم فوفقنا لا صابة صواب القول فی محكمه و متشابهه و... ظاهره و باطنه...» و در ص 12 در «القول فی اللغة التی نزل بها القرآن...» حدیثی در زمینه ظاهر و باطن قرآن با دو سند آورده است. در ص 32 در اواخر «القول فی البیان عن معنی قول رسول اللهصلی الله علیه وآله "انزل القرآن من سبعة ابواب الجنة"» نیز حدیثی رادر معنای ظهر و بطن قرآن ذكر كرده است. 7- طوسی در التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 1، ص9، چهار وجه در معنای ظهر و بطن قرآن ذكر كرده است. 8- بغوی در معالم التنزیل، چاپ دارالمعرفة بیروت، ج 1، ص 35، در مقدمه فصل «فی وعید من قال فی القرآن بر ایه من غیر علم» روایت ظهر و بطن را ذكر و معانی متعددی برای آن نقل كرده است. 9- ابن عربی در تفسیر القرآن الكریم، چاپ آرمان، 1368، ج 1، ص 4، روایت ظهر و بطن را ذكر و آن را معنا كرده است. 10- مولی محسن فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج 1، ص 31 -36 و 60 و 61، مقدمه چهارم و پنجم و هشتم 11- همو، تفسیر اصفی، ص3، مقدمه 12- جمالالدین قاسمی، محاسن التاویل، ج 1، ص 51 - 78 13- سلطان محمد جنابذی، بیان السعادة، ج 1، ص13 14- سید محمدحسین طباطبائی، المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ج3، ص73 و 74 (در چاپ دیگر، ج3، ص136) 15- كتاب التفسیر، ج 1، ص 10 - 12 روایات دال بر ظهر و بطن داشتن قرآن را در ذیل عنوان «تفسیر الناسخ و المنسوخ و الظاهر و الباطن و المحكم و المتشابه» آورده است. 16- الطحاوی، مشكل الآثار، چاپ هند، حیدرآباد دكن،1333، ج 4، ص 172،173 روایاتی را در باره ظهر و بطن داشتن قرآن ذكر كرده و به اختصار در معنای آن سخن گفته است. 17- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 78، روایات دال بر وجود باطن برای قرآن را تحت عنوان «باب ان للقرآن ظهرا و بطنا و...» جمعآوری كرده است. 18- هاشمبن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص19 باب «فی ان القرآن له ظهر و بطن» 19- محمدبنعبداللهزركشی،البرهان فی علومالقرآن، بیروت،دارالمعرفه، ج2، ص153-156، نوع 41، فصل«فیحاجةالمفسرالیالفهم والتبحر فی العلوم» 20- جلال الدین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، دمشق، دار ابن كثیر،1407، ج 2، ص 1230، چهار وجه در معنای بطن ذكر كرده است21- محمدبن عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان، ص546 - 548 تحت عنوان «تفسیر اشاری» از باطن قرآن بحث كرده است. 22- الموافقات فی اصول الاحكام، قم، دارالفكر، ج3، ص227 -243 23- آخوند خراسانی، كفایةالاصول، چاپ اسلامیه، 1368، ج 1، ص57، بحث استعمال لفظ در بیشتر از یك معنی. 24- محمدحسین اصفهانی، نهایةالدرایة، چاپ قدیم، ج 1، ص67 25- حبیبالله رشتی، بدایع الافكار، چاپ مؤسسه آلالبیت، ص 171، در «الامر الرابع من المقدمة فی استعمال اللفظ فی المعنی الحقیقی و المجازی» متعرض این بحثشده است. 26- نهایةالافكار، چاپ انتشارات اسلامی، ج 1، ص117 27- حسینعلی منتظری، نهایةالاصول، ص56، در «استعمال المشترك فی الاكثر من معنی واحد» 28- محسن طباطبائی حكیم، حقایقالاصول، قم، مكتبة بصیرتی، 1372، ج1، ص95 29- ابوالقاسم خوئی، محاضرات فی اصول الفقه، قم، مطبعة صدر، 1410، ج 1، ص213 30- مانند نیشابوری در غرائب القرآن، نهاوندی در نفحات الرحمن، شیرازی در تقریب القرآن، مدرسی در من هدی القرآن، صادقی در الفرقان، صدیق حسنخان در فتحالبیان. كلمات ایشان را در «علوم القرآن عندالمفسرین»، چاپ مكتبة الاعلام الاسلامی، ج3 به ترتیب در ص 85،99 - 101،109 - 112، 104 -107 و 91 بنگرید. صدرالمتالهین نیز در الاسفار الاربعة، چاپ بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1981، ج7، ص37-46 در سه فصل درباره ظاهر و باطن قرآن بحث كرده است31- محمد بن محمد الغزالی، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالمعرفة، ج 1، ص289، «الباب الرابع من كتاب القرآن فی فهم القرآن و تفسیره بالرای من غیر نقل»32- محمد الآلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1405، ج 1، ص7، مقدمه تفسیر «الفائدة الثانیه» 33- ابن تیمیه، التفسیر الكبیر، بیروت، دارالكتب العلمیة، 1408، ج 2، ص39 - 41، فصل «ادعاء بعض الطوائف ان للباطن باطنا الی سبعة ابطن» 34- همان، ص46، فصل «علم الباطن الذی یبطن عن اكثر الناس علمه» 35- مؤلف تفسیر مرآة الانوار، ابوالحسن عاملی اصفهانی، از علمای قرن دوازدهم، متوفای 1140ه است. او از نوادگان دختری علامه مجلسی; و از اجداد مادری صاحب جواهررحمه الله است. ر.ك. به: مرآة الانوار ترجمه مؤلف، صفحه د / میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرك الوسائل، چاپ قدیم، ج3، ص 385، در حاشیه / محمدمحسن معروف به آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج 20، ص 264، رقم2893. ولی ذهبی به اشتباه، او را عبداللطیف گازرانی نامیده است. ر.ك.به: محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج 2، ص46. 36- محمدحسین ذهبی، همان، ج 2، ص 28 37- عمر بن محمد نسفی كتابی دارد به نام العقائد كه تفتازانی آن را شرح كرده و المختصر نامیده است. ر.ك. به: مقدمه دكتر عبدالرحمن عمیره در كتاب شرح المقاصد تفتازانی، قم، منشورات الشریف رضی، ص 110. 38- جلال الدین سیوطی، پیشین، ج 2، ص 1218 و1219 در نوع 48، فصل «و اما كلام الصوفیة فی التفسیر» به نقل از: تفتازانی در شرح كلام نسفی 39- محمد بن عبدالله زركشی، پیشین، ج 2، ص 154، نوع 41، فصل «فی حاجة المفسر الی الفهم و التبحر فی العلوم» 40-41- ابوالحسن عاملی اصفهانیرحمه الله، پیشین، ص3; ص 12 42- میرزامحمد مشهدی،تفسیر كنز الدقائق، قم،انتشاراتاسلامی،ج1،ص22 43- مولی محسن فیض كاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، قم، انتشارات اسلامی، ج 2، ص 250، باب رابع از كتاب «آداب تلاوة القرآن» 44- همو، تفسیر الصافی، بیروت، مؤسسه اعلمی، ج 1، ص 60 و 61 45- سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، اسماعیلیان، ج 1، ص 270، ح6 / سلیم بن قیس، اسرار آل محمدصلی الله علیه وآله ص 195 46- محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی، تهران، اسلامیه،1363، ج 1، ص 228، كتاب الحجة، باب «انه لم یجمع القرآن كله الا الائمة:» حدیث 2 / محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 88، حدیث26، به نقل از: محمدبن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص93 47- علی بن بلبان فارسی، الاحسان به ترتیب، صحیح ابن حبان، به ترتیب ابن بلبان، بیروت، دارالكتب العلمیه،1407، ج 1 ص146، حدیث 75 / علی بن ابی بكر الهیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالكتب العربی، 1402، ج7، ص 152 / الطحاوی، پیشین، ج 4، ص 172 / ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج 1، ص 65; این حدیث را با عبارت «ان القرآن انزل علی سبعة احرف ما منها حرف الا له ظهر و بطن و ان علی بن ابیطالب عنده علم الظاهر و الباطن» آورده است. طبری در جامعالبیان، ج 1، ص 12، آن را با عبارت «لكل حرف منها ظهر و بطن» و بغوی در معالم التنزیل، ج 1، ص 35، با عبارت «لكل آیة منها ظهر و بطن» آورده و ناگفته معلوم است كه اختلاف عبارتها ضرری بر دلالتحدیثبر مدعا ندارد. زركشی در برهان، ج 2، ص 154، آن را با عبارت «فی صحیح ابن حبان عن ابن مسعود» ذكر و به آن استدلال كرده است. 48- علی بن بلبان فارسی، پیشین، ج 1، ص16 49- علی بن ابیبكر هیثمی، پیشین، ج7، ص 152 50- روایت اسماعیل بن جابر در بحار الانوار، ج93، ص3 و 4 / روایتی از امیرالمؤمنینعلیهالسلام در الاحتجاج طبرسی، ج 1، ص376، در ضمن یك حدیث مفصل / روایتحسن در روح المعانی ج 1، ص7 و الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج 2، ص1219 و محاسن التاویل، قاسمی، ج1، ص 51 / روایتی از رسول خداصلی الله علیه وآله در احیاء علوم الدین غزالی، ج 1، ص289 و المحجةالبیضاء، فیض كاشانی، ج 2، ص 251 / مرفوعه عبدالرحمن بن عوف، در الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج 2، ص1219 و فردوس الاخبار، ج3، ص 280 / روایت ابو عبید در كنزالعمال، ج 1، ص 550، حدیث 2461 / روایت نقاش در مرآةالانوار، ص 5 51- بصائر الدرجات، چاپ قم، 1404، ص196، باب7، جزء 4، حدیث7 و نظیر این روایت در ص203 در باب 10 همین جزء نیز آمده است. 52- رجال سند، محمد بن حسین و محمد بن اسماعیل و منصور بن یونس و ابن اذینه و فضیل بن یسار است. محمدبن حسین، محمد بن حسین بن ابی الخطاب است و محمدبن اسماعیل، محمدبن اسماعیلبن بزیع است و منصوربن یونس، منصوربن یونس بزرج است و ابن اذینه، عمر بن اذینه است و همه آنها ثقه هستند ر.ك.به:ابوالقاسم خوئی،معجم رجال الحدیث،بهترتیب: ج15، ص290 و291، ص89 و95; ج18، ص353 و 354; ج22، ص157; ج13 ص18، ص 335 53- 1- روایتحمران بن اعین در معانی الاخبار صدوق، قم، انتشارات اسلامی، 1361، ص259، باب «معنی ظهر القرآن و بطنه; 2- كلامی از امیرالمؤمنینعلیهالسلام در خطبه هجدهم نهجالبلاغه با ترجمه فیضالاسلام، ص 74 و نهجالبلاغه صبحی صالح، ص 61 / طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 262;3- روایتسكونی در اصول كافی، ج 4، ص 398، كتاب فضل القرآن، حدیث 2; 4- روایت جابر در كتاب المحاسن احمد بن خالد برقی، قم، دارالكتب الاسلامیة، ص 300، كتاب العلل حدیث 5 / تفسیر عیاشی، ج 1، ص 11 و 12، حدیث 2 و 8 / بحارالانوار، ج 92، ص 91، حدیث37، و ص 94، حدیث 45 و ص 95، حدیث 48 / وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 18، ص 150، حدیث 74 / مرآةالانوار، ص 4، حدیث 1; 5- روایتیزید بن الحسین در بحارالانوار، ج 92، ص 380، حدیث 11 به نقل از: محمدبن علی بن بابویه، معانی الاخبار، ص 232 و 312. اما چهار روایت اهل تسنن: 1- روایت ابن عباس در روح المعانی، محمود بن عبدالله آلوسی، ج 1، ص7 / الاتقان، ج 2، ص 1220 / الدر المنثور، ج 2، ص6; 2- روایتی از حضرت علیعلیهالسلام در ربیعالابرار، محمودبن عمر زمخشری، ج 2، ص 80;3- روایت مرسلی از حضرت رسول اكرمصلی الله علیه وآله; 4- روایت مرسلی از حضرتعلیعلیهالسلام كه این دو روایت در تفیسر صافی در مقدمه 4 و 8 از عامه نقل شده است. 54- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 24، ص 301، حدیث7 به نقل از: محمدبن حسن صفار، پیشین، ص157 و در اصول كافی، كتاب الحجة، باب «من ادعی الامامة و لیس لها باهل»، حدیث9 به صورت مضمره، یعنی با تعبیر «سالته» آمده است. 55- محمد بن علی الصدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 290، كتاب الحج، باب قضاء التفث،حدیث 8; این روایت در معانی الاخبار، ص 340، حدیث 10، و فروع كافی، ج 4، ص549، با اضافهای در صدر حدیث آمده است56- سند این روایت در معانی الاخبار و فروع كافی مشتمل بر سهل بن زیاد است، ولی در من لا یحضره الفقیه، به اسناد صدوق به عبدالله بن سنان نقل شده و طریق صدوق به عبدالله بن سنان صحیح اعلایی است; زیرا صدوق در شرح مشیخه فقیه فرموده است: «ما كان فیه من عبدالله بن سنان فقد رویته من ابی رضیالله عنه عن عبدالله بن عفر الحمیری عن ایوب بن نوح عن محمد بن ابی عمیر عن عبدالله بن سنان و هو الذی ذكر عند الصادقعلیهالسلام فقال: اما انه یزید علی السن خیرا.» كسانی كه با رجال آگاهی دارند، میدانند كه همه این افراد امامی و عادل هستند و توفیق همه آنها به علوم با شهادت عدلین است. 57- 1- روایت ابولبید بحرانی در بحارالانوار، ج 92، ص 90، ح 34 / احمدبن محمد برقی المحاسن، ص 270، حدیث 360; 2- روایت ابوحمزه در نورالثقلین، عبد علی بن جمعه حویزی، ج 1، ص 595، ح 65;3- روایت جعفر بن محمد فزاری در بحارالانوار، ج 35، ص 348، حدیث 28 / فرات كوفی، تفسیر فرات الكوفی، چاپ 1410، ص 121، حدیث129; 4- روایت ابو حمزه ثمالی در تفسیر فرات الكوفی، ص 441; 5- روایتیعقوب بن جعفر در اصول كافی، ج 1، ص 478، كتاب الحجة باب «مولد ابی الحسن موسی بن جعفرعلیهماالسلام»، حدیث 4;6- روایت محمد بن عماره در معانی الاخبار، ص 28، حدیث6;7- مرسل عیاشی در تفسیر عیاشی، ج 2، ص123، حدیث23 / نورالثقلین، ج 2، ص 305، حدیث 71; 8- مرسل دیگری از عیاشی در بحارالانوار، ج23، ص 204، حدیث 51;9- روایت دیگری از ابوحمزه در بحارالانوار، ج23، ص206، حدیث 1 58- معانی الاخبار، ص3، حدیث 1، باب «معنی بسمالله الرحمن الرحیم»; رجال سند این حدیث غیر از قاسم بن یحیی توثیق خاص دارند و او نیز از رجال كامل الزیارات و مشمول توثیق عام ابن قولویه است59- محمدبن یعقوب كلینی، پیشین، چاپ آخوندی، ج 1، ص 340، كتاب الحجه، باب «فی الغیبة»، حدیث 14 60- معانی الاخبار، ص3، حدیث 2، ص7 حدیث وهببن وهب قرشی و ص 15; ح7، ص 22، باب «معنی الحروف المقطعة»، ح 1، ص23، ح 2; ص 24، ح 4; ص 28، ح 5 / اصول كافی، كتاب فضل القرآن، حدیث 1 / نورالثقلین، ج 2، ص 390، ح 190; ص 391، ح 194; ج 5، ص 191، ح17; ص 585، ح 4; ص586، ح 5 / صدوق، كتاب التوحید، ص 88 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 24، ص309، ح 12; ج 92، ص 82، ح 12 و ص376، ح 4 و6 و ص 381، ح13 و ص383، ح23 61- بحارالانوار، ج 92، ص 104، 105،106 به نقل از: محمد بن حسن بن زیاد، شفاء الصدور (تفسیر نقاش) و كتاب ابو عمر محمد بن عبدالواحد 62- بحارالانوار، ج 92، ص103، ح 82 / احیاء العلوم، ج 1، ص289، الباب الرابع من كتاب «آداب تلاوة القرآن» / جلال الدین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص1223 63- بحارالانوار، ج 92، ص 104، به نقل از: ابوحامد غزالی، بیان العلم اللدنی فی وصف مولانا علی بن ابیطالبعلیهالسلام 64- بحارالانوار، ج 92، ص 95، ح49 / محمدبن مسعود عیاشی، تفسیر عیاشی، ج 1، ص 12، ح9 / البرهان فی علوم القرآن ، ج1، ص 20، ح13 65- بصائر الدرجات، ص 125، جزء 4، باب7، ح6 / بحارالانوار، ج 92، ص97، ح63 / تفسیر عیاشی، ج 1، ص 12، ح 10; در تفسیر صافی، ج 1، مقدمه ششم، حاشیه صفحه37، نیز توضیحی برای معنای این حدیث از مرحوم فیض نقل شده است. 66- الاتقان فیعلومالقرآن، ج2، ص1220 / البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص154 67- بحارالانوار، ج 92، ص 98، ح 65 / وسائل الشیعه، ج 18، ص 145، ح 50 به جای سبعة احرف، «سبعة اوجه» نقل شده است. 68- معانی الاخبار، ص29، باب «معنی العرش و الكرسی»، ح 1 69- شیخ حر عاملی، پیشین، (20 جلدی)، ج 18، ص143، ح 44 / احمدبن علی، الاحتجاج، ج 1، ص376 70- بحارالانوار، ج 92، ص103 / مولی محسن فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج 1، ص29 آن را از اهل تسنن نقل كرده است. 71- از كلام احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی; در مقدمه الاحتجاج استفاده میشود كه همه روایات احتجاج مسند بوده و ایشان به دلیل اجماعی بودن آن روایات یا موافقت آنها با دلیل عقل و یا اشتهارشان در كتابهای شیعه و سنی، ذكر سند را لازم ندانسته و بیسند آورده است; تنها روایات تفسیرمنسوب بهامامحسن عسكریعلیهالسلام را كه در حد اشتهار سایر روایات نبوده با سندذكر كرده است.ر.ك.به: مقدمه احتجاج، ج1، ص 4. 72- عنوان موثقه اشاره به ثقه بودن رجال سند حدیث دارد; زیرا كلینی از ابوعلی اشعری روایت كرده و ابوعلی همان احمد بن ادریس بن احمد اشعری است كه شیخ و نجاشی و علامه و ابن شهر آشوب او را توثیق كردهاند. (ر.ك.به: معجم رجال الحدیث، ج 21، ص 244 -247 و ج 2، ص 41، 42 / ابوطالب تجلیل تبریزی، معجم الثقات، ص6 و7، رقم 34) ابوعلی از محمد بن عبدالجبار نیز روایت كرده است و او را شیخ و علامه توثیق كردهاند. (ر.ك.به: معجم الثقات، ص 110، رقم 734) او از صفوان، كه صفوان بن یحیی است، روایت كرده است (ر.ك.به: معجم رجال الحدیث، ج9، ص119، 131،133) كه شیخ و نجاشی و كشی او را توثیق كردهاند. (ر.ك.به: معجم رجال الحدیث، ج9، ص123 -127، رقم 5922 / معجم الثقات، ص 65 رقم 425)، او از اسحق بن عمار كه اسحق بن عمار ساباطی است روایت كرده است (ر.ك.به: معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 61 و63) كه شیخ دربارهاش گفته است: «كان فطحیا الا انه ثقة.» (ر.ك.به: محمد بن حسن طوسی، الفهرست، ص 54، رقم 52) او از ابوبصیر روایت كرده و ابو بصیر یا یحیی بن قاسم اسدی است كه نجاشی او را توثیق كرده و یا لیثبن بختری است كه كشی دربارهاش فرموده: «اجمعت العصابة علی تصدیق قوله علی قول بعض.» و علامه نیز بر قبول روایت او اعتماد كرده است (ر.ك.به: معجم الثقات، ص 134، رقم 914 و ص 131، رقم 892 و ص 98، رقم 658.) 73- اصول كافی، كتاب «فضل القرآن»، باب النوادر، حدیث 4 74- حاكم حسكانی، شواهد التنزیل، چاپ بیروت، ج 1، ص 44، حدیث 58 / بحارالانوار، ج 24، ص 305، ح 1 و 2 این روایت را با اندك تفاوتی در متن، از كنزالفوائد به نقل از ابن عباس واز تفسیر فرات ازابن نباته ذكر كرده است. 75- اصول كافی، كتاب «فضل القرآن»، باب النوادر، حدیث 2 / بصائر الدرجات، چاپ قم، 1404، ص 121، «نادر من الباب»، حدیث 2 / بحارالانوار، ج 92، ص 114، حدیث 1; ص 115، حدیث 4، ج 24; ص 305، حدیث 1; ج 35، ص356، حدیث6; ص359، حدیث 11 / شواهد التنزیل، ج 1، ص43، حدیث 75 / ابن مغازلی، مناقب، ص 328، حدیث 375; قابل توجه است كه این دو كتاب اخیر از كتابهای اهل تسنن است. 76- مولی محمدفیض كاشانی، تفسیر صافی، ج 1، ص23، مقدمه سوم 77- محمدباقر مجلسی، مرآةالعقول، ج12، ص517 78- ابوالحسن عاملی، تفسیر مرآةالانوار و مشكوةالاسرار، مقدمه، ص3 79- كفایة الاصول قم، انتشارات اسلامی، ص 55: «ان الاخبار الدالة علی ان للقرآن بطونا سبعة او سبعین» به نقل از: بحارالانوار، ج 92، ص 78 - 10 باب 8، «من ابواب كتاب القرآن». 80- سید محمدحسین طباطبائی، قرآن در اسلام، ص 35 و36 81- تفسیرصافی، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ج 1، ص59: «و روت العامة ایضا عن النبی(ص) ان القرآن انزل علی سبعة احرف لكل آیة منها ظهر و بطن و لكل حرف حد و مطلع.» و فی روایة اخری: «ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الی سبعة ابطن.» 82- مرآةالانوار و مشكوة الاسرار، ص6 و 5، مقدمه 83- حافظ ابونعیم، حلیةالاولیاء، ج 1، ص 65: «حدثنا ابوالقاسم نذیر بن جناح القاضی ثنا اسحق بن محمد بن مروان ثنا ابی ثنا عباس بن عبیدالله ثنا غالب بن عثمان الهمدانی - ابومالك - عن عبیدة عن شقیق عن عبدالله بن مسعود، قال: «ان القرآن انزل علی سبعة احرف ما منها حرف الا له ظهر و بطن و ان علی بن ابیطالب عنده علم الظاهر و الباطن.» ذكر روایتبرای توجه دادن به تفاوت متن روایت در حلیة و مرآة است. 84- صدوق، الخصال، با مقدمه و ترجمه سید احمد فهری، ص403، باب السبعة، ث43: «حدثنا محمد بن الحسن بن احمدبن الولید - رضیالله عنه - قال حدثنا محمدبن الحسن الصفار عن العباس بن معروف عن محمد بن یحیی الصیر فی عن حمادبن عثمان قال...» 85- بصائر الدرجات، ص196، جزء چهارم، باب هفتم، ث 8: «حدثنا الفضل عن موسی بن القاسم عن ابان عن ابن ابی عمیر او غیره عن جمیل بن دراج عن رزارة عن ابیجعفر(ع) قال: «تفسیر القرآن علی سبعة احرف...» 86- بصائر الدرجات، ص 195، همان باب، ث6 87- الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 145 تا146، نوع شانزدهم، مساله سوم 88- البیان فی تفسیر القرآن، ص 211، پایان بحث «هل نزل القرآن علی سبعة احرف» 89- بصائر الدرجات، ص216، جزء 4، ب7، ث 8 / بحارالانوار، ج 92، ص 98، ث 65 / وسائل الشیعه، ج 18، ص 145، ث 50 90- جافظ نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج7، ص 152: «و عن عبدالله - یعنی ابن مسعود - ان النبی(ص) قال: «انزل القرآن علی سبعة احرف لكل آیة منها ظهر و بطن...» رواه البزار و ابویعلی فی الكبیر و فی روایة عنده: «لكل حرف منها بطن و ظهر» و الطبرانی فی الاوسط باختصار آخره و رجال احدهما ثقات.
فصلنامه معرفت شماره 26 - علیاكبر بابایی